حدیث دربارهثواب من خَلَف الحاجّ
عَبدُ الرَّحمنِ بنُ الحَجّاجِ:سَأَلتُ أباعَبدِاللّهِ عليه السلام ـ وكُنّا تِلكَ السَّنَةِ مُجاوِرينَ، وأرَدنَا الإِحرامَ يَومَ التَّروِيَةِ ـ فَقُلتُ: إنَّ مَعَنا مَولودًا صَبِيًّا، فَقالَ: مُروا اُمَّهُ فَلتَلقَ حَميدَةَ فَلتَسأَلها كَيفَ تَفعَلُ بِصِبيانِها. فَأَتَتها فَسَأَلَتها، فَقالَت لَها: إذا كانَ يَومُ التَّروِيَةِ فَجَرِّدوهُ وغَسِّلوهُ كَما يُجَرِّدُ المُحرِمُ، ثُمَّ أحرِموا عَنهُ، ثُمَّ قِفوا بِهِ فِي المَواقِفِ، فَإِذا كانَ يَومُ النَّحرِ فَارموا عَنهُ واحلِقوا رَأسَهُ، ثُمَّ زوروا بِهِ البَيتَ، ثُمَّ مُرُوا الخادِمَ أن يَطوفَ بِهِ البَيتَ وبَينَ الصَّفا والمَروَةِ ۱.
عبدالرحمن بن حجّاج:در آن سال، ما مجاور مكّه بوديم و روز ترويه (هشتم ذيحجّه) خواستيم احرام ببنديم. از امام صادق عليه السلام پرسيديم: همراه ما فرزندِ خردسالى است. حضرت فرمود: به مادرش بگوييد با «حميده» ۲ ديدار كند و از او بپرسد كه با كودكانش چه كند. آن زن رفت و از حميده پرسيد. حميده به او پاسخ داد: چون روز ترويه شود، كودك را عريان كنيد، غسلش دهيد، همانگونه كه مُحرِم عريان مى شود. سپس از طرف او احرام ببنديد و او را در موقف ها هم وقوف دهيد. روز عيد قربان، از طرف او به جمرات سنگ بزنيد و سرش را بتراشيد، سپس او را به زيارت خانه خدا ببريد و به خدمتكار بگوييد كه او را دور خانه خدا و بين صفا و مروه، طواف دهد.