حدیث دربارهفضل إحجاج الصبيّ

عَبدُالرَّحمنِ بنُ سِنانٍ:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام إذ دَخَلَ عَلَيهِ رَجُلٌ فَأَعطاهُ ثَلاثينَ دينارًا يَحُجُّ بِها عَن إسماعيلَ، ولَم يَترُك شَيئًا مِنَ العُمرَةِ إلَى الحَجِّ إلاَّ اشتَرَطَهُ عَلَيهِ، حَتَّى اشتَرَطَ عَلَيهِ أن يَسعى عَن وادي مُحَسِّرٍ، ثُمَّ قالَ: يا هذا، إذا أنتَ فَعَلتَ هذا كانَ لاِءِسماعيلَ حَجَّةٌ بِما أنفَقَ مِن مالِهِ، وكانَ لَكَ تِسعٌ بِما أتعَبتَ مِن بَدَنِكَ ۱.
عبد الرّحمن بن سنان:خدمت امام صادق عليه السلام بودم، كه مردى به حضور وى آمد. حضرت سى دينار به او پرداخت، كه به نيابت از اسماعيل (فرزند امام صادق عليه السلام) حج انجام دهد و چيزى از عمره تا حج نماند، مگر آن كه بر او شرط كرد كه انجام دهد، حتى شرط كرد كه در وادى محسّر هم سعى (تند رفتن بصورت هروله) انجام دهد. سپس فرمود: فلانى! اگر اين كارها را انجام دهى، براى اسماعيل كه از مال خود، خرج حج كرده است، يك حج است، و براى تو كه بدن خود را به رنج مى افكنى، نُه حج خواهد بود.
۱.الكافي: 4 / 312 / 1.

احادیث دیگر این موضوع

۲
فضل بن هشام هروى:برايم گفته شده كه «محمودى» محمودى از بزرگان معاصرِامام عسكرى عليه السلام بوده و ايشان در نامه اش به اسحاق بن اسماعيل مى نويسد:«اين را براى محمودى هم بخوان، خدا عافيتش دهد، چه قدر او را به خاطر طاعتش مى ستاييم!» و نيز محمودى خود مى گويد: امام جواد عليه السلام پس از وفات پدرم براى من نوشت: «پدرت از دنيا رفت. خدا از او و از تو راضى باد. او نزد ما همچنان بر حالت پسنديده است و تو از اين حال، هرگز دور نخواهى شد». زياد به حج مى رود. از او پرسيدم كه چند بار به حج رفته است، تعداد آن ها را به من نگفت و گفت: الحمد للّه، زياد نصيبم شده است. گفتم: از طرف خودت حج به جا مى آورى، يا به نيابت از ديگرى؟ گفت: بعد از حج واجب، از طرف ديگران حج كرده ام، از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله حج مى گزارم و آنچه را كه خداوند به من جايزه داده است، براى دوستان او قرار مى دهم و آنچه را كه خداوند بر اين كارم به من پاداش دهد، به زنان و مردان با ايمان مى بخشم. گفتم: در حج خود چه مى گويى؟ گفت: مى گويم: «خدايا! از سوى پيامبرت محمد صلى الله عليه و آله احرام مى بندم و جزاى خودم را از سوى تو و او، براى اولياى پاك تو قرار مى دهم و پاداش اين هديه ام را به بندگانِ مؤمن تو هديه كردم، طبق كتاب تو و سنّت پيامبرت.» تا آخر دعا.