ويژگى هاى امتّ محمّد در احكام شرعى

14 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل أعطى كُلَّ ذي حَقٍّ حَقَّهُ، ألا إنَّ اللّهَ فَرَضَ فَرائِضَ، وسَنَّ سُنَنا، وحَدَّ حُدودا، وأحَلَّ حَلالاً، وحَرَّمَ حَراما، وشَرَعَ الدّينَ فَجَعَلَهُ سَهلاً سَمحا واسِعا، ولَم يَجعَلهُ ضَيِّقا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل حقّ هر حقدارى را به او داد. بدانيد كه خداوند، وظايفى را مقرّر داشت و قوانينى را بر نهاد و حدودى را تعيين نمود و چيزهايى را حلال و چيزهايى را حرام قرار داد و دين را وضع كرد و آن را نرم و آسان و گسترده، قرار داد و تنگ قرارش نداد.
۱.المعجم الكبير: ج 11 ص 170 ح 11532 عن ابن عبّاس.
المصنّف لعبد الرزاق عن محمّد بن واسع:إنَّ رَجُلاً قالَ: يا رَسولَ اللّهِ! جَرٌّ مُخَمَّرٌ ۱ جَديدٌ أحَبُّ إلَيكَ أن تَتَوَضَّأَ مِنهُ، أو مِمّا يَتَوَضَّأُ النّاسُ مِنهُ أحَبُّ؟ قالَ: أحَبُّ الأَديانِ إلَى اللّهِ الحَنيفِيَّةُ، قيلَ: ومَا الحَنيفِيَّهُ؟ قالَ: السَّمحَةُ، قالَ: الإِسلامُ الواسِعُ. ۲
المصنّف، عبد الرزّاقـ به نقل از محمّد بن واسع ـ: مردى گفت: اى پيامبر خدا! دوست تر مى داريد كه از يك سبوى درپوشدارِ نو وضو بگيرى، يا از آنچه [بقيّه] مردم وضو مى گيرند؟ فرمود: «محبوب ترينِ دين ها نزد خداوند، دين حنيف است». گفته شد: حنيف چيست؟ فرمود: «تسامح پذير». [سپس] فرمود: «اسلامِ فَراخ (پُر گُنجايش)».
۱.التخميرُ: التغطية (النهاية: ج 2 ص 77 «خمر»).
۲.المصنّف لعبد الرزّاق: ج 1 ص 74 ح 338.
مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس:قيلَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أيُّ الأَديانِ أحَبُّ إلَى اللّهِ؟ قالَ: الحَنيفِيَّةُ السَّمحَةُ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: به پيامبر خدا گفته شد: كدام دين نزد خدا محبوب تر است؟ فرمود: «دين راستينِ داراى تسامح».
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 508 ح 2107.
المعجم الأوسط عن ابن عمر:قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، الوُضوءُ مِن جَرٍّ جَديدٍ مُخَمَّرٍ أحبُّ إلَيكَ، أم مِنَ المَطاهِرِ؟ فقالَ: لا، بَل مِنَ المَطاهِرِ؛ إنَّ دينَ اللّهِ الحَنيفِيَّةُ السَّمحَةُ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از ابن عمر ـ: گفتم: اى پيامبر خدا! وضو گرفتن از سبوى نوِ درپوشدار را دوست تر مى دارى يا از آفتابه ها را؟ فرمود: «از آفتابه ها را. دين خدا، راستين و تسامح پذير است».
۱.المعجم الأوسط: ج 1 ص 242 ح 794.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا زِمامَ ولا خِزامَ ولا رَهبانِيَّةَ ولا تَبَتُّلَ ولا سِياحَةَ فِي الإِسلامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مهار زدن [بر خود]، حلقه در بينى كردن، رَهبانيت، ترك زن كردن و گوشه نشينى در اسلام نيست. ۲
۱.غريب الحديث لابن قتيبة: ج 1 ص 179 عن طاووس. وقال ابن قتيبة في شرح الحديث: «لا زمام ولا خزام» الزمام في الأنف ولا يكون في غيره، يقال: زممت البعير أزمّه زمّا. والخِزام والخِزامة واحد، وقد يكون الخزام جمعا لخزامة؛ وهي حلقة من شعر تجعل في أحد جانبي المنخرين، فإن كانت تلك الحلقة من صفر فهي برة. أراد عليه الصلاة والسلام ما كان عبّاد بني إسرائيل يفعلونه من حرق التراقي وزمّ الاُنوف. قوله: «ولا رهبانيّة» يريد فعل الرهبان من مواصلة الصوم ولبس المسوح، وترك أكل اللَّحم وأشباه ذلك، وأصل الرهبانيّة من الرهبة، ثُمَّ صارت اسما لما فضل عن المقدار، واُفرط فيه. وقوله: «ولا تبتُّل» يريد ترك النكاح، وأصلُ البتل القطعُ. وقوله: «ولا سياحة» يريد مفارقة الأمصار والذهاب في الأرض، كفعل يحيى بن زكريّا عليه السلام حين ساح ولزم أطراف الأرض وفعل غيره من عبّاد بني إسرائيل، ومن هذا قيل «ماسح وسائح» إذا جرى فذهب، وأراد أنّ اللّه جلّ وعزّ قد وضع هذا عن المسلمين، وبعثه بالحنيفيّة السمحة.
۲.. ابن قتيبه در شرح اين حديث مى گويد: زمام، مهار زدن در بينى است و در غير آن به كار نمى رود. خزام، حلقه اى مويين است كه در يكى از دو پرده بينى قرار مى دهند. اگر اين حلقه، مِسى باشد، به آن «بره» گويند. مراد پيامبر صلى الله عليه و آله، كارى است كه عابدان بنى اسرائيل مى كردند؛ يعنى ترقوه هاى خود را مى سوزاندند و در بينى شان مهار مى زدند. منظور از رَهبانيت، عمل راهبان است كه روزه پى در پى مى گرفتند و گليم مى پوشيدند و گوشت نمى خوردند و. مراد از «تبتّل»، ترك ازدواج است. تبتّل، در اصل به معناى قطع و بريدن است. مراد از «سياحت» نيز ترك شهرها گفتن و سير و سفر در زمين است؛ كارى كه عابدان بنى اسرائيل مى كردند. مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله اين است كه خداوند عز و جل اين راه و رسم ها را از مسلمانان برداشت و پيامبر صلى الله عليه و آله را با آيين تساهل و تسامح و به دور از سختگيرى هاى آن چنانى فرستاد.
المعجم الكبير عَن سَعيدِ بنِ العاصِ:إنَّ عُثمانَ بنَ مَظعونٍ ۱ قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، ائذَن لي فِي الاِختِصاءِ ۲، فَقالَ لَهُ: يا عُثمانُ، إنَّ اللّهَ قَد أبدَلَنا بِالرَّهبانِيَّةِ الحَنفِيَّةَ ۳ السَّمحَةَ، وَالتَّكبيرَ عَلى كُلِّ شَرَفٍ، فَإِن كُنتَ مِنّا فَاصنَع كَما نَصنَعُ. ۴
المعجم الكبيرـ به نقل از سعيد بن عاص ـ: عثمان بن مَظعون ۵ گفت: اى پيامبر خدا! اجازه مى دهى كه خودم را خواجه سازم. فرمود: «اى عثمان! خداوند به ما، به جاى رهبانيت، آيين راستين تسامح پذير و تكبير گفتن بر هر بلندى را داده است. پس اگر از ما هستى، همان كارى را بكن كه ما مى كنيم».
۱.عثمان بن مظعون بن حبيب بن وهب الجمحي، أبو السائب: صحابي، كان من حكماء العرب في الجاهليّة، يحرّم الخمر، وأسلم بعد ثلاثة عشر رجلاً، وهاجر إلى أرض الحبشة مرّتين. وأراد التبتّل والسياحة في الأرض زهدا بالحياة، فمنعه رسول اللّه، فاتّخذ بيتا يتعبّد فيه، فأتاه النبيّ صلى الله عليه و آله فأخذ بعضادتي البيت، وقال: يا عثمان إنّ اللّه لم يبعثني بالرهبانيّة (مرّتين أو ثلاثا) وإنّ خير الدين عند اللّه الحنفية السمحة. وشهد بدرا. ولمّا مات جاءه النبيّ صلى الله عليه و آله فقبّله ميتا، حتى رؤيت دموعه تسيل على خدّ عثمان. وهو أوّل من مات بالمدينة من المهاجرين، وأوّل من دفن بالبقيع منهم (الأعلام: ج 4 ص 214).
۲.خصيتَ الفحلَ خِصاءً: ا ءذا سللتَ خُصيَيْهِ (الصحاح: ج 6 ص 2328 «خصى»).
۳.في كنز العمّال: ج 3 ص 47 ح 5419 «الحنيفيّة» بدل «الحنفيّة».
۴.المعجم الكبير: ج 6 ص 62 ح 5519.
۵.. ابو سائب عثمان بن مظعون بن حبيب بن وَهْب جمحى، از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله و از خِردمندان عرب در زمان جاهليت بود. او شراب را حرام مى دانست و پس از سيزده نفر، اسلام آورد. وى دوبار به حبشه هجرت كرد. او از سرِ زهد و بى رغبتى به زندگى، خواست ازدواج را ترك كند و صحراگردى اختيار كند؛ امّا پيامبر خدا، او را از اين كار، منع فرمود. لذا عثمان، اتاقى درست كرد و به عبادت پرداخت. پيامبر صلى الله عليه و آله نزد او آمد و دو چارچوب درِ اتاق را گرفت و فرمود: «اى عثمان! خداوند، مرا براى رَهبانيت نفرستاده است (اين جمله را دو يا سه بار فرمود). بهترين دين نزد خداوند، آيين راستين تسامح پذير است». عثمان، در جنگ بدر شركت داشت. هنگامى كه عثمان، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله او را بوسيد و حتّى ديده شد كه اشك هاى ايشان بر گونه عثمان، جارى شد. او نخستين مهاجرى است كه در مدينه درگذشت و نخستين مهاجرى است كه در بقيع، دفن شد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى رَضِيَ لِهذهِ الاُمَّةِ اليُسرَ، وكَرِهَ لَهَا العُسرَ ـ قالَها ثَلاثا ـ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال براى اين امّت، آسانى پسنديده است و سختى را براى آنان خوش نداشته است (اين جمله را سه بار فرمود).
۱.المعجم الكبير: ج 20 ص 298 ح 707 عن محجن بن الأدرع.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّكُم اُمَّةٌ اُريدَ بِكُمُ اليُسرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شما امّتى هستيد كه برايتان، آسانى خواسته شده است.
۱.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 297 ح 20368 عن محجن بن الأدرع.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ وَضَعَ عَن اُمَّتِيَ الخَطَأَ وَالنِّسيانَ ومَا استُكرِهوا عَلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خطا و فراموشى و آنچه را بر آن مجبور شوند، از امّت من برداشته است [و به خاطر اين سه امر، آنان را مجازات نمى كند].
۱.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 659 ح 2045 عن ابن عبّاس.
النوادر للأشعري عن ربعي عن أبي عبداللّه [الصادق] عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: عُفِيَ عَن اُمَّتي ثَلاثٌ: الخَطَأُ، وَالنِّسيانُ، وَالاِستِكراهُ. وقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: وفيها رابِعَةٌ: وما لا يُطيقونَ. ۱
النوادر، اشعرىـ به نقل از رِبْعى ـ: از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سه چيز، از امّت من، بخشوده شده است: خطا، فراموشى، و اجبار». امام صادق عليه السلام فرمود: «و چهارم، آنچه را از طاقتشان خارج است».
۱.النوادر للأشعري: ص 74 ح 158، بحار الأنوار: ج 5 ص 304 ح 16.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:رُفِعَ عَن اُمَّتي أربَعُ خِصالٍ: خَطاؤُها، ونِسيانُها، وما اُكرِهوا عَلَيهِ، وما لَم يُطيقوا، وذلِكَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ» ۱، و قَولُهُ: «إِلَا مَنْ اُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنُّ بِالْاءِيمَـنِ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چهار چيز، از [افراد] امّت من، برداشته شده است: خطا كردن، فراموشى، آنچه به زور به آن وادار شوند، و آنچه تاب آن را ندارند. اين سخن خداوند عز و جلاست كه: «پروردگارا! اگر فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مفرما. پروردگارا! تكليف هاى سنگين را بر ما بار مكن، آن چنان كه بر پيشينيان ما بار كردى. پروردگارا! و بر ما آنچه را كه تاب آن را نداريم، تحميل مكن» ، و نيز اين سخن او: «مگر آن كه وادار شود، در حالى كه دلش مطمئن به ايمان است» .
۱.البقرة: 286.
۲.النحل: 106.
۳.الكافي: ج 2 ص 462 ح 1 عن عمرو بن مروان عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 5 ص 306 ح 27.
عنه صلى الله عليه و آله:وُضِعَ عَن اُمَّتي تِسعُ خِصالٍ: الخَطاءُ، وَالنِّسيانُ، وما لا يَعلَمونَ، وما لا يُطيقونَ، ومَا اضُطرّوا إلَيهِ، ومَا استُكرِهوا عَلَيهِ، وَالطِّيَرَةُ ۱، وَالوَسوَسَةُ فِي التَّفَكُّرِ فِي الخَلقِ، وَالحَسَدُ ما لَم يَظهَر بِلِسانٍ أو يَدٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[مسئوليت] نُه چيز، از امّت من، برداشته شده است: خطا، فراموشى، آنچه ندانند، آنچه نتوانند، آنچه بِدان ناچار باشند، آنچه به زور به آن وادار شوند، فالِ بد زدن، وسوسه در انديشيدن در آفرينش، و رَشك بردن تا زمانى كه به زبان يا دستْ آشكار نشود.
۱.الطِّيَرَةُ ـ وقد تُسكّن ـ: هي التشاؤم بالشيء (النهاية: ج 3 ص 152 «طير»).
۲.الكافي: ج 2 ص 463 ح 2 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 153 ح 123.
عنه صلى الله عليه و آله:أعطانِي اللّهُ عز و جل فاتِحَةَ الكِتابِ، وَالأَذانَ، وَالجَماعَةَ فِي المَسجِدِ، ويَومَ الجُمُعَةِ، وَالصَّلاةَ عَلَى الجَنائِزِ وَالإِجهارَ في ثَلاثِ صَلَواتٍ، وَالرُّخصَةَ لِاُمَّتي عِندَ الأَمراضِ وَالسَّفَرِ، وَالشَّفاعَةَ لِأَصحابِ الكَبائِرِ مِن اُمَّتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل چند چيز به من عطا فرمود: فاتحة الكتاب، اذان، [نماز]جماعت در مسجد، [نماز] روز جمعه، نماز خواندن بر جنازه، بلند خواندن سه نماز [صبح و مغرب و عشا]، رخصت يافتن امّتم در هنگام بيمارى و سفر، و شفاعت از آن دسته از امّتم كه مرتكب گناهان كبيره مى شوند.
۱.الخصال: ص 355 ح 36 عن الحسن بن عبد اللّه عن آبائه عن جدّه الإمام الحسن عليه السلام، بحار الأنوار: ج 89 ص 268 ح 6.
الإمام الباقر عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أهدى إلَيِّ وإلى اُمَّتي هَدِيَّةً، لَم يُهدِها إلى أحَدٍ مِنَ الاُمَمِ كَرامَةً مِنَ اللّهِ عز و جل لَنا. قالوا: وما ذاكَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: الإِفطارُ فِي السَّفَرِ، وَالتَّقصيرُ فِي الصَّلاةِ، فَمَن لَم يَفعَل ذلِكَ فَقَد رَدَّ عَلَى اللّهِ عز و جل هَدِيَّتَهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به من و امّتم هديه اى داد كه آن را به هيچ يك از امّت ها اهدا نكرد و اين، لطف و كرامتى بود از جانب خداوند به ما». گفتند: آن هديه چيست، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «روزه نگرفتن در سفر و شكسته خواندن نماز. هر كه چنين نكند، هديه خداوند عز و جل را رد كرده است».
۱.الخصال: ص 12 ح 43 عن السكوني عن الإمام الصادق، بحار الأنوار: ج 89 ص 58 ح 24.