كسانى كه از آتش خارج مى شوند
47 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن دَخَلَها حَتّى يَمكُثَ فيها أحقابا، وَالحُقبُ: بِضعٌ وسِتّونَ سَنَةً، وَالسَّنَةُ ثَلاثُمِئَةٍ وسِتّونَ يَوما، كُلُّ يَومٍ كَأَلفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ، فَلا يَتَّكِلَنَّ أحَدٌ أن يَخرُجَ مِنَ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: كسى كه وارد آتش گردد، از آن خارج نخواهد شد تا آن كه چندين حُقب را در آن بماند. حُقب، شصت و اندى سال است، و سال، سيصد و شصت روز كه هر روزى به اندازه هزار سال از سالهايى است كه شما مىشماريد. بنا بر اين، هيچ كس نبايد دل به اين خوش كند كه از آتش خارج مىشود.
۱.. مجمع البيان: ج 10 ص 643 عن ابن عمر، بحارالأنوار: ج 8 ص 276؛ الفردوس: ج 4 ص 358 ح 7029 وفيه «بضع وثمانون» بدل «بضع وستّون» عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 14 ص 535 ح 39543.
الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا» ـ : اَلأَحقابُ ثَمانِيَةُ أحقابٍ، وَالحُقبَةُ ثَمانونَ سَنَةً، وَالسَّنَةُ ثَلاثُمِئَةٍ وسِتّونَ يَوما، وَاليَومُ كَألفِ سَنَةِ مِمّا تَعُدّونَ. ۱
امام صادق عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى عز و جل: «احقابى را در آن، درنگ كنند» ـ : احقاب شامل هشت حُقبه است. حُقبه هشتاد سال است و سال، سيصد و شصت روز كه هر روزش به اندازه هزار سال از سالهايى است كه شما حساب مىكنيد.
۱.. معاني الأخبار: ص 221 ح 1، بحارالأنوار: ج 8 ص 283 ح 7.
مجمع البيان ـ به نقل از حمران ـ : از امام باقر عليه السلام در باره اين آيه ۳ پرسيدم. فرمود: «اين در باره كسانى است كه [سرانجام]از آتش خارج مىشوند».
الزهد للحسين بن سعيد عن حمران: قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّهُ بَلَغنا أنَّهُ يَأتي عَلى جَهَنَّمَ
حَتّى يُصطَفَقَ ۱ أبوابُها؟! فَقالَ: لا وَاللّهِ، إنَّهُ الخُلودُ! قُلتُ: «خَالِدِينَ فِيهَا مَادَامَتِ السَّمَاوَ تُ وَ الْأَرْضُ إلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ» ؟ ۲ فَقالَ: هذِهِ فِي الَّذينَ يُخرَجونَ مِنَ النّارِ. ۳
الزهد، حسين بن سعيد ـ به نقل از حمران ـ : به امام صادق عليه السلام گفتم: به ما [حديث]
رسيده است كه جهنّم عمرش به سر مىآيد، به طورى كه درهايش باد مىخورد. ۴
فرمود: «نه به خدا، آن جا ابدى است!».
گفتم: «تا آسمانها و زمين برجايند، در آن ماندگار خواهند بود، مگر آنچه پروردگارت بخواهد» ؟ ۵
فرمود: «اين [آيه]، در باره كسانى است كه [سرانجام] از آتش خارج مىشوند [و محكوم به عذاب ابدى نشدهاند]».
۱.تَصطَفِقُ: أي تَضطَرِبُ (الصحاح: ج 4 ص 1508 «صفق»).
۲.. هود: 107.
۳.. الزّهد للحسين بن سعيد: ص 177 ح 268، تفسير العيّاشي: ج 2 ص 160 ح 68 عن حمران عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه، بحارالأنوار: ج 8 ص 346 ح 3.
۴.كنايه از اين كه ديگر كسى در جهنّم نمىماند تا درهايش به روى او بسته شود، و خالى از جمعيت خواهد شد.
۵.يعنى: پس معناى اين آيه كه حاكى از عدم جاودانگى است، چه مىشود؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مردمانى از امّت من، وارد آتش مىشوند و هنگامى كه زغال شدند، آنها را به بهشت خواهند برد. اهل بهشت مىگويند: اينها كيستند؟
گفته مىشود: «اينان جهنّميان اند».
عنه صلى الله عليه و آله: سَيُخرَجُ ناسٌ مِنَ النّارِ قَدِ احتَرَقوا وكانوا مِثلَ الحُمَمِ، ثُمَّ لا يَزالُ أهلُ الجَنَّةِ يَرُشّونَ عَلَيهِمُ الماءَ، حَتّى يَنبُتُونَ نَباتَ الغُثاءِ فِي السَّيلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مردمى كه در آتشْ سوخته و چون زغال شدهاند، به زودى، از آتش خارج مىشوند. آن گاه، اهل بهشت پيوسته بر آنان آب مىپاشند تا اين كه مانند بالا آمدن كف و خاشاك در سيلاب، [گوشت و پوست آنها]مىرويند.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 4 ص 179 ح 11855 و ص 96 ح 11441 نحوه، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 86 ح 1249 كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 14 ص 512 ح 39441.
عنه صلى الله عليه و آله: يَخرُجُ قَومٌ مِنَ النّارِ فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ، فَيُسَمَّونَ «الجَهَنَّمِيّونَ» فِي الجَنَّةِ، فَيَدعونَ اللّهَ أن يُحَوِّلَ عَنهُم ذلِكَ الاِسمَ، فَيَمحُو اللّهُ عَنهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گروهى از آتش، رهايى مىيابند و به بهشت مىآيند و در بهشت، به آنان «جهنّميان» مىگويند. آنها از خدا مىخواهند كه نام ايشان را تغيير دهد، و خدا هم آن نام را از ايشان مىزدايد.
۱.. المعجم الكبير: ج 20 ص 425 ح 1027، المعجم الأوسط: ج 5 ص 346 ح 5507 كلاهما عن المغيرة بن شعبة، كنز العمّال: ج 14 ص 513 ح 39445.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گروهى پس از آن كه اندكى در آتش مىسوزند، از آن خارج مىشوند و به بهشت مىروند. بهشتيان آنها را «جهنّميان» مىنامند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گروهى در آتش مىسوزند و تنها دور صورت آنها سالم مىماند.
اينان [سرانجام] از آتش خارج مىشوند و به بهشت مىروند.
عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ أقواما سَيَخرُجونَ مِنَ النّارِ قَد أصابَهُم سَفْعٌ مِنَ النّارِ عُقوبَةً بِذُنوبٍ عَمِلوها، لَيُخرِجُهُمُ اللّهُ بِفَضلِ رَحمَتِهِ فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گروهى، پس از آن كه به كيفر گناهانشان، اندكى در آتش مىسوزند، از آن خارج خواهند شد. خداوند به بركت رحمت خود، آنها را بيرون مىآورد و وارد بهشت مىشوند.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 4 ص 325 ح 12662 و ص 268 ح 12364، صحيح البخاري: ج 6 ص 2712 ح 7012 كلاهما نحوه وكلّها عن أنس، كنز العمّال: ج 14 ص 506 ح 39426.
عنه صلى الله عليه و آله: يُعَذَّبُ ناسٌ مِن أهلِ التَّوحيدِ فِي النّارِ حَتّى يَكونوا فيها حُمَما، ثُمَّ تُدرِكُهُمُ الرَّحمَةُ، فَيُخرَجونَ ويُطرَحونَ عَلى أبوابِ الجَنَّةِ، قالَ: فَتَرُشُّ عَلَيهِم أهلُ الجَنَّةِ الماءَ، فَيَنبُتونَ كَما يَنبُتُ الغُثاءُ ۱ في حَمالَةِ السَّيلِ، ثُمَّ يَدخُلونَ الجَنَّةَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مردمانى از اهل يكتاپرستى، چنان در آتش، عذاب مىشوند كه به صورت زغال در مىآيند. سپس رحمت [ـِ خداوند]، آنان را در مىيابد و از آتش بيرون آورده و جلو درهاى بهشت افكنده مىشوند.
پس، بهشتيان بر آنها آب مىپاشند و بر اثر آن، [گوشت و پوست آنها]مىرويند، همچنان كه تخمهاى موجود در خس و خاشاكِ سيلاب مىرويند. سپس وارد بهشت خواهند شد.
عنه صلى الله عليه و آله: إذا فَرَغَ اللّهُ مِنَ القَضاءِ بَينَ العِبادِ، وأرادَ أن يُخرِجَ بِرَحمَتِهِ مَن أرادَ مِن أهلِ النّارِ، أمَرَ المَلائِكَةَ أن يُخرِجوا مِنَ النّارِ مَن كانَ لا يُشرِكُ بِاللّهِ شَيئا مِمَّن أرادَ اللّهُ تَعالى أن يَرحَمَهُ، مِمَّن يَقولُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، فَيَعرِفونَهُم فِي النّارِ، يَعرِفونَهُم بِأَثَرِ السُّجودِ ـ تَأكُلُ النّارُ مِنِ ابنِ آدَمَ إلّا أثَرَ السُّجودِ؛ حَرَّمَ اللّهُ عَلَى النّارِ أن تَأكُلَ أثَرَ السُّجودِ ـ فَيُخرَجونَ مِنَ النّارِ وقَدِ امتَحَشوا ۱، فَيُصَبُّ عَلَيهِمُ ماءُ الحَياةِ، فَيَنبُتونَ مِنهُ كَما تَنبُتُ الحَبَّةُ فِي حَميلِ السَّيلِ.
ثُمَّ يَفرُغُ اللّهُ تَعالى مِنَ القَضاءِ بَينَ العِبادِ، ويَبقى رَجُلٌ مُقبِلٌ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر گاه خداوند از داورى ميان بندگان فارغ شود و بخواهد به رحمت و لطف خويش، هر كه را خواست، از آتش بيرون آورَد، به فرشتگان دستور مىدهد تا كسانى را كه به خدا هيچ شرك نورزيدهاند و خداى متعال مىخواهد كه بر آنان رحمت آورد، از آتش بيرون آورند؛ يعنى كسانى را كه مىگويند: «خدايى جز خداى يكتا نيست». اينان را در آتش مىشناسند؛ از اثر سجدههايشان، آنان را مىشناسند. آتش همه جاى بدن آدمى را مىخورد، مگر ردّ سجده را؛ چرا كه خدا بر آتش حرام و قدغن كرده است كه ردّ سجده را بسوزاند.
آرى، اين گونه كسان در حالى كه كاملاً سوختهاند، از آتش بيرون آورده مىشوند و بر آنان آب زندگانى مىريزند كه بر اثر آن مىرويند، چنان كه دانه در خس و خاشاك سيل مىرويد.
آن گاه، خداوند
۱.اِمتَحَشوا: أي احتَرَقوا (النهاية: ج 4 ص 302 «محش»).
۲.قَشَبَني: أي سَمّني (النهاية: ج 4 ص 64 «قشب»).
۳.. الذّكاء: شِدّة وهج النار واشتعالها (مجمع البحرين: ج 1 ص 642 «ذكا»).
۴.. صحيح مسلم: ج 1 ص 165 ح 299، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 148 ح 7932 وليس فيه «ثمّ يفرغ اللّه تعالى من القضاء بين العباد»، السنن الكبرى: ج 10 ص 72 ح 19894 نحوه وكلّها عن أبي هريرة، الدّر المنثور: ج 8 ص 351.
عنه صلى الله عليه و آله: وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ بَشيرا! لا يُعَذِّبُ اللّهُ بِالنّارِ مُوَحِّدا أبَدا، وإنَّ أهلَ التَّوحيدِ لَيَشفَعونَ فَيُشَفَّعونَ.
ثُمَّ قالَ عليه السلام: إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ، أمَرَ اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ بِقَومٍ ساءَت أعمالُهُم في دارِ الدُّنيا إلَى النَّارِ، فَيَقولونَ: يا رَبَّنا! كَيفَ تُدخِلُنَا النّارَ وقَد كُنّا نُوَحِّدُكَ في دارِ الدُّنيا؟ وكَيفَ تُحرِقُ بِالنّارِ ألسِنَتَنا وقَد نَطَقَت بِتَوحيدِكَ في دارِ الدُّنيا؟ وكَيفَ تُحرِقُ قُلوبَنا وقَد عَقَدَت عَلى أن لا إلهَ إلّا أنتَ؟ أم كَيفَ تُحرِقُ وُجوهَنا وقَد عَفَّرناها لَكَ فِي التُّرابِ؟ أم كَيفَ تُحرِقُ أيدِيَنا وقَد رَفَعناها بِالدُّعاءِ إلَيكَ؟!
فَيَقولُ اللّهُ جَلَّ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سوگند به آن كه مرا به حق، بشارت دهنده فرستاد، خداوند، هيچ يكتاپرستى را هرگز [يا: براى هميشه و تا ابد] با آتش، عذاب نمىكند. يكتاپرستان شفاعت مىكنند و شفاعتشان پذيرفته مىشود.
چون روز رستاخيز شود، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ دستور مىدهد گروهى را كه در دنيا كردارهايشان بد بوده است، به آتش ببرند. آنان مىگويند: پروردگارا! چگونه ما را به آتش مىبرى، حال آن كه ما در دنيا تو را يكتا مىدانستيم؟ و چگونه زبانهاى ما را با آتش مىسوزانى، در حالى كه در دنيا از يكتايىِ تو سخن گفتهاند؟ و چگونه دلهاى ما را مىسوزانى، حال آن كه به اين كه خدايى جز تو نيست، ايمان داشتهاند؟ يا چگونه چهرههاى ما را مىسوزانى، در حالى كه آنها را براى تو بر خاك مىنهاديم؟ يا چگونه
۱.. التوحيد: ص 29 ح 31، الأمالي للصدوق: ص 372 ح 469 كلاهما عن ابن عبّاس، روضة الواعظين: ص 51، بحارالأنوار: ج 3 ص 1 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ رَجُلَينِ مِمَّن دَخَلَ النّارَ اشتَدَّ صِياحُهُما، فَقالَ الرَّبُّ عز و جل: أخرِجوهُما، فَلَمّا اُخرِجا قالَ لَهُما: لِأَيِ شَيءٍ اشتَدَّ صِياحُكُما، قالا: فَعَلنا ذلِكَ لِتَرحَمَنا. قالَ: إنَّ رَحمَتي لَكُما أن تَنطَلِقا فَتُلِقيا أنفُسَكُما حَيثُ كُنتُما مِنَ النّارِ! فَيَنطَلِقانِ فَيُلقي أحَدُهُما نَفسَهُ، فَيَجعَلُها عَلَيهِ بَردا وسَلاما. ويَقومُ الآخَرُ فَلا يُلقي نَفسَهُ، فَيَقولُ لَهُ الرَّبُّ عز و جل: ما مَنَعَكَ أن تُلقِيَ نَفسَكَ كَما ألقى صاحِبُكَ؟ فَيَقولُ: يا رَبِّ! إنّي لَأَرجو ألّا تُعيدَني فيها بَعدَما أخرَجتَني. فَيَقولُ لَهُ الرَّبُّ: لَكَ رَجاؤُكَ. فَيَدخُلانِ جَميعا الجَنَّةَ بِرَحمَةِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دو مرد از آنان كه به آتش مىروند، فريادى سخت بر مىآورند. پروردگار عز و جلمىفرمايد: «آن دو را بيرون آوريد». چون بيرون آورده مىشوند، به آنها مىفرمايد: «براى چه چنين فريادى سخت بر آورديد؟».
مىگويند: چنين كرديم تا بر ما رحم آورى.
خداوند مىفرمايد: «رحمِ من به شما، اين است كه برويد و خود را در هر جاى آتش كه بوديد، بيندازيد».
آن دو مىروند و يكى از آنها خود را مىاندازد و خداوند، آن مكان را بر او سرد و بىگزند مىسازد؛ ولى ديگرى مىايستد و خود را نمىاندازد. خداوند عز و جلبه او مىفرمايد: «چرا تو، مانند دوستت، خود را نيفكندى؟».
مىگويد: پروردگارا! اميدم اين بود كه بعد از بيرون آوردنم، ديگر مرا به آن باز نگردانى. خداوند به او مىفرمايد: «اميدت برآورده
۱.. سنن الترمذي: ج 4 ص 714 ح 2599، الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 123 ح 410، حسن الظن باللّه لابن أبي الدنيا: ص 57 ح 59 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 14 ص 666 ح 39796.
عنه صلى الله عليه و آله: إنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وسَكَنَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ، مَكَثَ عَبدٌ فِي النّارِ سَبعينَ خَريفا ـ وَالخَريفُ سَبعونَ سَنَةً ـ ثُمَّ إنَّهُ يَسأَلُ اللّهَ عز و جل ويُناديهِ فَيَقولُ: يا رَبِّ! أسأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وأهلِ بَيتِهِ لَمّا رَحِمتَنى. فَيُوحِى اللّهُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ إلى جَبرَئيلَ عليه السلام: اِهبِط إلى عَبدي فَأَخرِجهُ. فَيَقولُ جَبرَئيلُ: وكَيفَ لي بِالهُبوطِ فِي النّارِ؟ فَيَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: إنّي قَد أمَرتُها أن تَكونَ عَلَيكَ بَردا وسَلاما. قالَ: فَيَقولُ: يا رَبِّ! فَما عِلمي بِمَوضِعِهِ؟ فَيَقولُ: إنَّهُ في جُبٍّ مِن سِجّينٍ.
فَيَهبِطُ جَبرَئيلُ عليه السلام إلَى النّارِ فَيَجِدُهُ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: چون روز رستاخيز شود و بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ جاى گيرند، بندهاى تا هفتاد پاييز ـ كه هر پاييز، هفتاد سال است ـ، در آتش مىماند. سپس، از خداى عز و جلدرخواست مىكند و او را مىخواند و مىگويد: پروردگارا! به حقّ محمّد و خاندانش، از تو مىخواهم تا بر من رحم آورى.
خداوند عز و جل به جبرئيل عليه السلام وحى مىكند كه: «به سوى بندهام فرود بيا و او را [از آتش] بيرون آور».
جبرئيل عليه السلام مىگويد: چگونه من به ميان آتش روم؟
خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مىفرمايد: «من به آتش فرمان دادهام كه براى تو، سرد و بىگزند شود».
جبرئيل عليه السلام مىگويد: پروردگارا! جاى او را نمىدانم.
خداوند مىفرمايد: «او درون چاهى است در سجّين».
جبرئيل عليه السلام به
۱.. الأمالي للمفيد: ص 218 ح 6 عن جابر عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 27 ص 312 ح 5.
عنه صلى الله عليه و آله: لَيَخرُجَنَّ قَومٌ مِن اُمَّتي مِنَ النّارِ بِشَفاعَتي، يُسَمَّونَ: «جَهَنَّمِيّونَ». ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: به راستى، گروهى از امّتم با شفاعت من، از آتش خارج مىشوند كه به آنان «جهنّميان» مىگويند.
۱.. سنن الترمذي: ج 4 ص 715 ح 2600، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1443 ح 4315، صحيح البخاري: ج 5 ص 2401 ح 6198، سنن أبي داود: ج 4 ص 236 ح 4740 كلاهما نحوه، مسند ابن حنبل: ج 7 ص 209 ح 19918 وليس فيه «من اُمّتي» وكلّها عن عمران بن حصين، كنز العمّال: ج 14 ص 401 ح 39068.
عنه صلى الله عليه و آله: يَخرُجُ قَومٌ مِنَ النّارِ بِشَفاعَةِ مُحَمَّدٍ فَيَدخُلونَ الجَنَّةَ، يُسَمَّونَ الجَهَنَّمِييّنَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گروهى با شفاعت محمّد از آتش بيرون مىآيند و به بهشت مىروند. اينان را «جهنّميان» مىخوانند.
۱.. صحيح البخاري: ج 5 ص 2401 ح 6198، سنن أبي داود: ج 4 ص 236 ح 4740، مسند ابن حنبل: ج 7 ص 209 ح 19918، سنن الترمذي: ج 4 ص 715 ح 2600، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1443 ح 4315 كلاهما نحوه وكلّها عن عمران بن حصين، كنز العمّال: ج 14 ص 506 ح 39428.
عنه صلى الله عليه و آله: يُحمَلُ النّاسُ عَلَى الصِّراطِ يَومَ القِيامَةِ، فَتُقادِعُ ۱ بِهِم جَنبَةُ الصِّراطِ تَقادُعَ الفِراشِ فِي النّارِ، فَيُنجِي اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ بِرَحمَتِهِ مَن يَشاءُ، ثُمَّ يُؤذَنُ لِلمَلائِكَةِ وَالنَّبِيّينَ وَالشُّهَداءِ أن يَشفَعوا؛ فَيَشفَعونَ ويُخرِجونَ، ويَشفَعونَ ويُخرِجونَ، ويَشفَعونَ ويُخرِجونَ، ويَشفَعونَ ويُخرِجونَ مَن كانَ في قَلبِهِ ما يَزِنُ ذَرَّةً مِن إيمانٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در روز قيامت، مردم را از صراط مىگذرانند و آنان مانند پروانههايى كه در آتش فرو مىريزند، از لبه صراط به دوزخ فرو مىافتند؛ ولى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كسانى را كه خود بخواهد، به رحمت خويش نجات مىدهد.
سپس به فرشتگان و پيامبران و شهيدان اجازه مىدهد كه شفاعت كنند و آنها شفاعت مىكنند و [گروهى ديگر را]بيرون مىآورند. باز شفاعت مىكنند و بيرون مىآورند، و باز شفاعت مىكنند و بيرون مىآورند، و كسى را كه در دلش به اندازه ذرّهاى ايمان باشد، شفاعت مىكنند و بيرون مىآورند.
عنه صلى الله عليه و آله: ما مِن مُؤمِنٍ دَعا لِلمُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ إلّا رَدَّ اللّهُ عز و جل عَلَيهِ مِثلَ الَّذي دَعا لَهُم بِهِ مِن كُلِّ مُؤمِنٍ ومُؤمِنَةٍ مَضى مِن أوَّلِ الدَّهرِ أو هُوَ آتٍ إلى يَومِ القِيامَةِ. إنَّ العَبدَ لَيُؤمَرُ بِهِ إلَى النّارِ يَومَ القِيامَةِ فَيُسحَبُ، فَيَقولُ المُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ: يا رَبِّ! هذَا الَّذي
كانَ يَدعو لَنا، فَشَفِّعنا فيهِ. فَيُشَفِّعُهُمُ اللّهُ عز و جل فيهِ، فَيَنجو. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هيچ مؤمنى نيست كه براى مردان و زنان مؤمن دعا كند، مگر آن كه خداوند عز و جل همانند آنچه براى آنها دعا كرده است، از جانب هر مرد و زن مؤمنى كه از آغاز روزگار بوده يا تا روز قيامت خواهد آمد، به او بر مىگرداند.
در روز قيامت، دستور مىرسد كه بنده را به آتش برند و حسابرسى شود؛ امّا مردان و زنان مؤمن مىگويند: «پروردگارا! اين همان كسى است كه براى ما دعا
مىكرد. پس شفاعت ما را در حقّ او بپذير» و خداوند عز و جل هم شفاعتشان را در باره او مىپذيرد و آن بنده نجات مىيابد.
۱.. الكافي: ج 2 ص 508 ح 5 عن حسين بن علوان عن الإمام الصادق، ثواب الأعمال: ص 194 ح 4 عن محمد بن حمّاد الحارثى عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله، الأمالي للطوسي: ص 481 ح 1051 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، الأمالي للصدوق: ص 541 ح 724 عن الحسين بن علوان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلا هما نحوه، عدّة الداعي: ص 171 عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحارالأنوار: ج 93 ص 385 ح 10.
عنه صلى الله عليه و آله: يَقولُ الرَّجُلُ مِن أهلِ الجَنَّةِ يَومَ القِيامَةِ: أي رَبِّ! عَبدُكَ فُلانٌ سَقاني شَربَةً مِن ماءٍ فِي الدُّنيا، فَشَفِّعني فيهِ. فَيَقولُ: اذهَب فَأَخرِجهُ مِنَ النّارِ. فَيَذهَبُ فَيَتَجَسَّسُ فِي النّارِ حَتّى يُخرِجَهُ مِنها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مرد بهشتى، در روز قيامت مىگويد: پروردگارا! فلان بندهات در دنيا جرعهاى آب به من نوشاند. پس شفاعت مرا در بارهاش بپذير.
خداوند مىفرمايد: «برو و او را از آتش بيرون آور».
او مىرود و در آتش جستجو مىكند تا اين كه آن بنده را از آن جا بيرون مىآورد.
۱.. مجمع البيان: ج 10 ص 592 عن الحسن، بحارالأنوار: ج 8 ص 33.
عنه صلى الله عليه و آله: يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِنَ الإيمانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آن كه در دلش به اندازه ذرّهاى ايمان باشد، از آتش خارج مىشود.
۱.. سنن الترمذي: ج 4 ص 714 ح 2598 عن أبي سعيد الخدري.
عنه صلى الله عليه و آله: يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، وكانَ في قَلبِهِ ما يَزِنُ ذَرَّةً مِن إيمانٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: كسى كه بگويد: «خدايى جز خداى يكتا نيست» و در دلش به وزن ذرّهاى ايمان وجود داشته باشد، [سرانجام] از آتش خارج مىشود.
۱.. حلية الأولياء: ج 2 ص 262 عن أبي سعيد الخدري وراجع المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 629 ح 8738.
عنه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ عز و جل: أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، وفي قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِنَ الإيمانِ. أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، أو ذَكَرَني أو خافَني في مَقامٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى عز و جل مىفرمايد: «هر كس را كه "لا إله إلّا اللّه" گفته و به اندازه ذرّهاى ايمان در دل او بوده است، از آتش بيرون آوريد. هر كس را كه "لا إله إلّا اللّه" گفته يا مرا ياد كرده يا در جايى از من ترسيده [و گناه نكرده]است، از آتش بيرون آوريد».
۱.. المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 141 ح 234 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ عز و جل: أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن كانَ في قَلبِهِ مِقدارُ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ إيمانا. ثُمَّ يَقولُ: وعِزَّتي وجَلالي! لا أجعَلُ مَن آمَنَ بي ساعَةً مِن لَيلٍ أو نَهارٍ مَعَ مَن لَم يُؤمِن بي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى عز و جل مىفرمايد: «هر كه را به اندازه دانه خردلى ايمان در دل اوست، از آتش بيرون آوريد». سپس مىفرمايد: «به عزّت و جلالم سوگند، كسى را كه يك ساعت از شب يا روزى را به من ايمان آورده است، با كسى كه [هرگز]به من ايمان نياورده است، [در يك جايگاه] قرار نمىدهم».
۱.. إرشاد القلوب: ص 107، المعجم الصغير: ج 2 ص 41 عن أنس وفيه «مثقال» بدل «مقدار».
عنه صلى الله عليه و آله: إذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ يَقولُ اللّهُ: مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ
حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِن إيمانٍ فَأَخرِجوهُ. فَيُخرَجونَ قَدِ امتَحَشوا وعادوا حُمَما، فَيُلقَونَ في نَهرِ الحَياةِ، فَيَنبُتونَ كَما تَنبُتُ الحَبَّةُ في حَميلِ السَّيلِ. ألَم تَرَوا أنَّها تَخرُجُ صَفراءَ مُلتَوِيَةً؟! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آن گاه كه بهشتيان به بهشت رفتند و دوزخيان به آتش، خداوند مىفرمايد: «كسى را كه در دلش به وزن دانه خردلى ايمان هست، بيرون آوريد».
پس [برخى] در حالى كه سوختهاند و تبديل به زغال شدهاند، بيرون آورده مىشوند و آنها را در «نهر زندگانى» مىافكنند كه بر اثر آن، همان گونه خواهند روييد كه تخمهاى موجود در خس و خاشاكِ سيلاب مىرويند. آيا نديدهايد كه اين تخمها [چه سان] زرد و در هم پيچيده مىرويند؟
۱.. صحيح البخاري: ج 5 ص 2400 ح 6192 و ج 1 ص 16 ح 22 وليس فيه «وعادوا حُمَما»، صحيح مسلم: ج 1 ص 172 ح 304، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 112 ح 11533 كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 14 ص 505 ح 39424.
عنه صلى الله عليه و آله: إنّي لَأَوَّلُ النّاسِ تَنشَقُّ الأَرضُ عَن جُمجُمَتي يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ، واُعطى لِواءَ الحَمدِ ولا فَخرَ، وأنَا سَيِّدُ النّاسِ يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ، وأنَا أوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يَومَ القِيامَةِ ولا فَخرَ، وآتي بابَ الجَنَّةِ فَآخُذُ بِحَلقَتِها فَيَقولونَ: مَن هذا؟ فَأَقولُ: أنَا مُحَمَّدٌ، فَيُفَتِّحونَ لي، فَأَدخُلُ فَأَجِدُ الجَبّارَ مُستَقبِلي، فَأَسجُدُ لَهُ فَيَقولُ: ارفَعُ رَأسَكَ يا مُحَمَّدُ، وتَكَلَّم يُسمَع مِنكَ، وقُلْ يُقبَل مِنكَ، وَاشفَعْ تُشَفَّع.
فَأَرفَعُ رَأسي، فَأقولُ: اُمَّتي اُمَّتي، يا رَبِّ!
فَيَقولُ: اِذهَبْ إلى اُمَّتِكَ، فَمَن وَجَدتَ في قَلبِهِ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن شَعيرٍ مِنَ الإيمانِ فَأَدخِلهُ الجَنَّةَ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: فخرفروشى نباشد؛ من نخستين كسى هستم كه در روز قيامت، سر از خاك بيرون مىآورم و درفش ستايش (پرچم حمد)، به دست من داده مىشود. فخرفروشى نباشد؛ در روز رستاخيز، من مهتر مردمان هستم.
فخرفروشى نباشد؛ در روز رستاخيز، من نخستين كسى هستم كه وارد بهشت مىشود، و بر دَرِ بهشت مىآيم و حلقهاش را مىگيرم. مىگويند: اين كيست؟ مىگويم: منم، محمّد. پس در را برايم مىگشايند. من داخل مىشوم و پادشاه عالم را فراپيش خود مىبينم. برايش به خاك مىافتم. مىفرمايد: «سرت را بر دار ـ اى محمّد ـ و سخن بگو، كه از تو شنيده مىشود. بگو، كه از تو پذيرفته مىآيد. شفاعت كن كه شفاعتت قبول مىگردد».
من سرم را بر مىدارم و مىگويم: پروردگارا! امّتم، امّتم [را نجات بده]!
او مىفرمايد:
۱.. سنن الدارمي: ج 1 ص 31 ح 52 عن أنس، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 289 ح 12471 عن عمرو بن أنس، كنز العمّال: ج 14 ص 404 ح 39089.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره اين سخن خداى متعال: «چه بسا كسانى كه كافر شدند، آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند» ـ : زمانى كه اهل توحيد از آتش بيرون آورده و به بهشت برده شوند، كافران آرزو خواهند كرد كه كاش مسلمان بودند.
عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ أصحابَ الكَبائِرِ مِن مُوَحِّدِي الاُمَمِ كُلِّهِمِ الَّذينَ ماتوا عَلى كَبائِرِهِم غَيرَ نادِمينَ ولا تائِبينَ، مَن دَخَلَ النّارَ مِنهُم فِي البابِ الأَوَّلِ مِن جَهَنَّمَ ل_'c7 تَزرَقُّ أعيُنُهُم، ولا تَسوَدُّ وُجوهُهُم، ولا يُقَرَّنونَ، ولا يُغَلّونَ بِالسَّلاسِلِ، ولا يُجَرَّعونَ الحَميمَ، ولا يُلبَسونَ القَطِرانَ، حَرَّمَ اللّهُ أجسادَهُم عَلَى الخُلودِ مِن أجلِ التَّوحيدِ، وصُوَرَهُم عَلَى النّارِ مِن أجلِ السُّجودِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از هر امّتى، يكتاپرستانى كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند و بدون آن كه از آن گناهان پشيمان شوند و توبه كنند، مرده باشند، كسانى از آنها كه از درِ اوّل جهنّم وارد آتش شدهاند، نه چشمانشان سفيد مىشود و نه چهرههايشان سياه، نه به غل و زنجير بسته مىشوند و نه جوشاب در حلقشان ريخته مىشود و نه قَطران بر آنان پوشانده مىگردد. به خاطر يكتاپرستىشان، خداوند جاودانگى [در آتش] را بر بدنهاى آنها حرام گردانيده و به خاطر سجده كردنشان [براى خدا]، چهرههاى آنان را بر آتش، حرام ساخته است.
۱.. تاريخ بغداد: ج 6 ص 156 الرقم 3199 عن محمّد بن حِمْيَر عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، كنز العمّال: ج 3 ص 832 ح 8887.
عنه صلى الله عليه و آله: يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ: «ل_'c7 إلهَ إلَا اللّهُ» وكانَ في قَلبِهِ مِنَ الخَيرِ ما يَزِنُ شَعيرَةً، ثُمَّ يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» وكانَ في قَلبِهِ مِنَ الخَيرِ ما يَزِنُ بُرَّةً ۱، ثُمَّ يَخرُجُ مِنَ النّارِ مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» وكانَ في قَلبِهِ ما يَزِنُ مِنَ الخَيرِ ذَرَّةً. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس «لا إله إلّا اللّه» گفته باشد و در دلش به وزن يك دانه جو خوبى باشد، از آتش خارج مىشود. سپس هر كس «لا إله إلّا اللّه» گفته باشد و در دلش به وزن دانه گندمى خوبى باشد، از آتش خارج مىشود. آن گاه، هر كس «لا إله إلّا اللّه» گفته باشد و در دلش به وزن ذرّهاى خوبى باشد، از آتش خارج مىشود.
عنه صلى الله عليه و آله: إذا خَلَصَ المُؤمِنونَ مِنَ النّارِ، فَوَ الَّذي نَفسي بِيَدِهِ! ما مِنكُم مِن أحَدٍ بِأَشَدَّ مُناشَدَةً للّهِِ فِي استِقصاءِ الحِقِّ مِنَ المُؤمِنينَ للّهِِ يَومَ القِيامَةِ لِاءِخوانِهِمُ الَّذينَ فِي النّارِ، يَقولونَ: رَبَّنا! كانوا يَصومونَ مَعَنا، ويُصَلّونَ، ويَحِجّونَ. فَيُقالُ لَهُم: أخرِجوا مَن عَرَفتُم. فَتُحَرَّمُ صُوَرُهُم عَلَى النّارِ، فيُخرِجونَ خَلقا كَثيرا، قَد أخَذَتِ النّارُ إلى نِصفِ ساقَيهِ وإلى رُكبَتَيهِ، ثُمَّ يَقولونَ: رَبَّنا! ما بَقِيَ فيها أحَدٌ مِمَّن أمَرتَنا بِهِ.
فَيَقولُ: ارجِعوا، فَمَن وَجَدتُم في قَلبِهِ مِثقالَ دينارٍ مِن خَيرٍ فَأَخرِجوهُ. فَيُخرِجونَ خَلقا كَثيرا. ثُمَّ يَقولونَ: رَبَّنا لَم نَذَر فيها أحَدا مِمَّن
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مؤمنان، پس از آن كه از آتش رهايى يافتند ـ سوگند به آن كه جانم در دست اوست ـ، چنان در روز قيامت براى [نجات]برادران خود كه در آتشاند، خدا را سوگند مىدهند كه هيچ يك از شما براى گرفتن حقّ خود [از ديگران]، با چنان شدّتى خدا را سوگند نمىدهيد. آنان مىگويند: پروردگارا! [اين برادران ما]پا به پاى ما روزه مىگرفتند و نماز مىخواندند و حج مىگزاردند!
پس به آنان گفته مىشود: «[برويد و] هر كه را مىشناسيد، [از آتش] بيرون آوريد؛ زيرا صورتهاى آنها، بر آتش حرام گرديده است [و آتش به چهرههايشان صدمه نمىزند و قابل شناسايىاند]».
پس آن مؤمنان، شمار بسيارى را كه آتش تا نيمه ساق پاى آنها و [يا] تا زانوانشان را گرفته است، بيرون مىآورند. سپس مىگويند: پروردگارا! ديگر
۱.. صحيح مسلم: ج 1 ص 169 ح 302، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 627 ح 8736 نحوه وكلاهما عن أبي سعيد الخدري.
عنه صلى الله عليه و آله: لَيسَ اللّهُ تَعالى يَترُكُ فِي النّارِ أحَدا فيهِ خَيرٌ إلّا أخرَجَهُ مِنها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند متعال، هيچ كس را كه در وجودش خوبى و خيرى باشد، در آتش باقى نمىگذارد و همه را بيرون مىآورد.
۱.. حلية الأولياء: ج 2 ص 262، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 629 ح 8738 نحوه وكلاهما عن أبي سعيد الخدري.
عنه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ: أخرِجوا مِنَ النّارِ مَن ذَكَرَني يَوما، أو خافَني في مَقامٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند مىفرمايد: كسى را كه [حتّى] روزى مرا ياد كرده يا در جايى از من ترسيده است، از آتش بيرون آوريد.
۱.. سنن الترمذي: ج 4 ص 712 ح 2594، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 141 ح 235، شعب الإيمان: ج 1 ص 469 ح 740 وليس فيهما «يوما»، الفردوس: ج 5 ص 244 ح 8084 وفيه «ذكرني وخافني في مقام» وكلّها عن أنس، كنز العمّال: ج 1 ص 427 ح 1843.
مسند أبي يعلى عن أبي هريرة: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ استَشفَعَ المَلائِكَةُ وَالنَّبِيّونَ، حَتّى يُقالَ لِأَحَدِهِم: مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ دينارٍ، ثُمَّ يُقالُ: نِصفُ دينارٍ، ثُمَّ يُقالُ: قيراطٌ، ثُمَّ يُقالُ: نِصفُ قيراطٍ، ثُمَّ يُقالُ: شَعيرَةٌ، ثُمَّ يُقالُ: حَبَّةُ خَردَلٍ.
فَإِذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ، يَقولُ الجَبّارُ: اِستَشفَعَ الخَلقُ لِلخَلقِ، وبَقِيَت رَحمَةُ الخالِقِ. قالَ: فَيَأخُذُ قَبضَةً مِن جَهَنَّمَ فَيَطرَحُها فِي نَهرِ الحَياةِ، فَيَنبُتونَ كَما يَنبُتُ الزَّرعُ، ألَمتَرَ إلَى الحَبَّةِ في حَميلِ السَّيلِ ما كانَ مِنهُ ضاحِيا ۱ كانَ أخضَرَ وما كانَ مِنهُ فِي الظِّلِّ كانَ أبيَضَ؟
مسند أبى يعلى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «چون روز رستاخيز شود، از فرشتگان و پيامبران خواسته مىشود كه شفاعت كنند و حتّى به هر يك از آنها گفته مىشود: "براى هر كس كه در دلش به وزن يك دينار [ايمان] هست [، شفاعت كنيد]". سپس گفته مىشود: "نيم دينار". سپس گفته مىشود: "يك قيراط". سپس گفته مىشود: "نيم قيراط".
سپس گفته مىشود: "يك جو" و سپس گفته مىشود: "يك دانه خردل".
پس از آن كه بهشتيان به بهشت رفتند و دوزخيان به دوزخ، پادشاه عالم مىفرمايد: "آفريدگان براى آفريدگان شفاعت كردند. اكنون نوبت رحمتِ آفريدگار است". آن گاه، مشتى از اهل جهنّم را بر مىدارد و آنان را در "رود زندگانى" مىريزد، و آنها مانند بذر مىرويند. آيا نديدهاى تخمهاى موجود در خس و
مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدري: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: يوضَعُ الصِّراطُ بَينَ ظَهرَي جَهَنَّمَ، عَلَيهِ حَسَكٌ ۱ كَحَسَكِ السَّعدانِ، ثُمَّ يَستَجيزُ النّاسُ؛ فَناجٍ مُسَلَّمٌ ومَجدوحٌ ۲ بِهِ، ثُمَّ ناجٍ ومُحتَبَسٌ بِهِ مَنكوسٌ فيها.
فَإِذا فَرَغَ اللّهُ عز و جل مِنَ القَضاءِ بَينَ العِبادِ، يَفقِدُ المُؤمِنونَ رِجالاً كانوا مَعَهُم فِي الدُّنيا؛ يُصَلّونَ بِصَلاتِهِم، ويُزَكّونَ بِزَكاتِهِم، ويَصومونَ صِيامَهُم، ويَحِجّونَ حَجَّهُم، ويَغزونَ غَزَوَهُم، فَيَقولونَ: أي رَبَّنا! عِبادٌ مِن عِبادِكَ كانوا مَعَنا فِي الدُّنيا؛ يُصَلّونَ صَلاتَنا، ويُزَكّونَ زَكاتَنا، ويَصومونَ صِيامَنا، ويَحِجّونَ حَجَّنا، ويَغزون غَزوَنا، لانَراهُم؟!
فَيَقولُ: اِذهَبوا
مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابو سعيد خدرى ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد: «صراط بر روى جهنّم نصب مىشود و بر آن، خارهايى چونان خار سَعدان است. سپس مردم بر آن مىگذرند؛ عدّهاى به سلامت مىگذرند، عدّهاى مجروح شده از آن مىرَهَند، و عدّهاى نگه داشته و در آتش افكنده مىشوند.
پس چون خداوند عز و جل از داورى ميان بندگان فراغت يافت، مؤمنان، مردانى را نمىيابند كه با آنان در دنيا، مانند آنان نماز مىخواندهاند، مانند آنان زكات مىدادهاند، مانند آنان روزه مىگرفتهاند، مانند آنان حج مىرفتهاند، و مانند آنان جهاد مىكردهاند. پس مىگويند: پروردگارا! بندگانى از بندگان تو بودند كه در دنيا مانند ما نماز مىخواندند و مانند ما زكات مىدادند و مانند ما روزه مىگرفتند و
۱.. الحَسَكَ: جمع حَسَكَة؛ وهي شوكة صُلبة معروفة (النهاية: ج 1 ص 386 «حسك»).
۲.. الجَدْح: زجر المعز (المحيط في اللغة: ج 2 ص 397 «جدح»).
۳.الإزرَةُ: الحالة وهَيئَةُ الائتزار، والحديث: إزرَةُ المُؤمن إلى نصف الساق (النهاية: ج 1 ص 44 «أزر»).
۴.كذا في المصدر، والظاهر أنّ الصحيح: «وما ماء الحياة؟» كما في بعض المصادر.
۵.. مسند ابن حنبل: ج 4 ص 25 ح 11081، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 628 ح 8738، الزهد لابن المبارك: ص 448 ح 1268 وفيهما «مجروح» بدل «مجدوح»، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1430 ح 4280 وفيه صدره إلى «منكوس فيها».
رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذا خَلَّصَ اللّهُ المُؤمِنينَ مِنَ النّارِ وأمِنوا، فَما مُجادَلَةُ أحَدِكُم لِصاحِبِهِ فِي الحَقِّ يَكونُ لَهُ فِي الدُّنيا أشَدَّ مُجادَلَةً مِنَ المُؤمِنينَ لِرَبِّهِم في إخوانِهِمُ الَّذينَ اُدخِلُوا النّارَ. قالَ: يَقولونَ: رَبَّنا! إخوانُنا كانوا يُصَلّونَ مَعَنا، ويَصومونَ مَعَنا، ويَحِجّونَ مَعَنا، فَأَدخَلتَهُمُ النّارَ؟! فَيَقولُ: اِذهَبوا فَأَخرِجوا مَن عَرَفتُم مِنهُم.
فَيَأتونَهُم فَيَعرِفونَهُم بِصُوَرِهِم، لا تَأكُلُ النّارُ صُوَرَهُم، فَمِنهُم مَن أخَذَتهُ النّارُ إلى أنصافِ ساقَيهِ، ومِنهُم مَن أخَذَتهُ إلى كَعبَيهِ، فَيُخرِجونَهُم. فَيَقولونَ: رَبَّنا! أخرَجنا مَن قَد أمَرتَنا.
ثُمَّ يَقولُ: أخرِجوا مَن كانَ في قَلبِهِ وَزنُ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آن گاه كه خداوند، مؤمنان را از آتش برهانَد و ايمن شوند، در باره برادرانشان كه به آتش رفتهاند، چنان سخت با پروردگارشان مجادله مىكنند كه هيچ يك از شما در دنيا با برادرش در باره حقّ خود، چنان مجادله نمىكند. آنها مىگويند: پروردگارا! برادران ما، پا به پاى ما نماز مىخواندند و روزه مىگرفتند و حج مىگزاردند، و تو آنها را به آتش در آوردهاى؟! خداوند مىفرمايد: «برويد و هر يك از آنها را كه مىشناسيد، بيرون آوريد».
آنان مىروند و برادرانشان را از چهرههايشان مىشناسند؛ چون آتش، چهرههاى آنها را نمىخورد. آتش، برخىشان را [فقط] تا نيمههاى ساق پايشان گرفته است، و برخىشان را تا برآمدگىِ پاهايشان. آنها را بيرون مىآورند و مىگويند: پروردگارا! كسانى را كه
۱.. سنن ابن ماجة: ج 1 ص 23 ح 60، سنن النسائي: ج 8 ص 112 وليس فيه «إذا خلّص اللّه المؤمنين من النار وأمنوا» و «لا تأكل النار صورهم»، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 187 ح 11898 كلّها عن أبي سعيد الخدريّ.
المستدرك على الصحيحين عن أبي موسى: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذَا اجتَمَعَ أهلُ النّارِ فِي
النّارِ ومَعَهُم مِن أهلِ القِبلَةِ مَن شاءَ اللّهُ، قالوا: ما أغنى عَنكُم إسلامُكُم وقَد صِرتُم مَعَنا فِي النّارِ؟! قالوا: كانَت لَنا ذُنوبٌ فَاُخِذنا بِها.
فَسَمِعَ اللّهُ ما قالوا، قالَ: فَأَمَرَ بِمَن كانَ فِي النّارِ مِن أهلِ القِبلَةِ، فَأُخرِجوا. فَيَقولُ الكُفّارُ: يا لَيتَنا كُنّا مُسلِمينَ فَنُخرَجَ كَما اُخرِجوا!
قالَ: وقَرَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «الر تِلْكَ ءَايَاتُ الْكِتَابِ وَ قُرْءَانٍ مُّبِينٍ* رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ» ۱. ۲
المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از ابو موسى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اهل آتش، هنگامى كه در آتش گرد آيند، به كسانى از اهل قبله كه با آنان هستند،
مىگويند: اسلامِ شما به كارتان نيامد كه با ما در آتش آمدهايد؟!
اهل قبله مىگويند: ما گنهكار بوديم و به سبب گناهانمان مؤاخذه شدهايم.
خداوند، سخنان آنها را مىشنود و دستور مىدهد كسانى از اهل قبله كه در آتشاند، بيرون آورده شوند. كفّار مىگويند: اى كاش ما هم مسلمان بوديم و مانند اينها بيرون آورده مىشديم!».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيات را خواند: «الف. لام. راء. اين است آيات كتاب [آسمانى] و قرآن روشنگر. چه بسا كسانى كه كافر شدند، آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند» .
المعجم الأوسط عن جابر بن عبد اللّه: قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ ناسا مِن أُمَّتي يُعَذَّبونَ بِذُنوبِهِم، فَيَكونوا فِي النّارِ ماشاءَ اللّهُ أن يَكونوا، ثُمَّ يُعَيِّرُهُم أهلُ الشِّركِ، فَيَقولونَ: ما نَرى ما كُنتُم تُخالِفونّا فيهِ مِن تَصديقِكُم وإيمانِكُم نَفَعَكُم! فَلا يَبقى مُوَحِّدٌ إلّا أخرَجَهُ اللّهُ.
ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ» ۱.
المعجم الأوسط ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «مردمانى از امّت من، به سبب گناهانشان عذاب مىشوند و تا زمانى كه خدا خواهد در آتش بمانند، خواهند ماند. مشركان، زبان به سرزنش آنها مىگشايند و مىگويند: مىبينيم كه تصديق و ايمان شما [به خدا و پيامبر] كه بر سر آن با ما مخالفت مىورزيديد، شما را سودى نبخشيده است!
پس خداوند، هر يكتاپرستى را [كه در آتش است،] از آن بيرون مىآورد».
آن گاه، پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را تلاوت فرمود: «چه بسا كسانى كه كافر شدند، آرزو مىكنند كه كاش مسلمان بودند» .
۱.. المعجم الأوسط: ج 5 ص 223 ح 5146، الدّر المنثور: ج 5 ص 62 نقلاً عن ابن مردويه.
السنن الكبرى عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجنّةَ وأهلُ النّارِ، النّارَ يَقولُ اللّهُ عز و جل: مَن كانَ في قَلبِهِ مِثقالُ خَردَلَةٍ مِن خَيرٍ فَأَخرِجوهُ. فَيُخرَجونَ قَدِ امتَحَشوا وعادوا حُمَما، قالَ: فَيُلقَونَ في نَهرٍ يُقالُ لَهُ: «نَهَرُ الحَياةِ»، قالَ: فَيَنبُتونَ فيهِ كَما تَنبُتُ الحَبَّةُ في حَميلِ السَّيلِ.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ألَم تَرَوا أنَّها تَنبُتُ صَفراءَ مُلتَوِيَةً؟! ۱
السنن الكبرى ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «پس از آن كه بهشتيان به بهشت رفتند و دوزخيان به آتش، خداوند عز و جل مىفرمايد: هر كه در دلش به وزن خردلى خوبى هست، او را بيرون آوريد.
پس آنها را كه از شدّت سوختگى، زغال شدهاند، بيرون مىآورند و در نهرى به نام "نهر زندگانى" مىاندازند. آنان در آن نهر، مانند روييدنِ بذرهاى موجود در خس و خاشاك سيل، شروع به روييدن مىكنند».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن گاه فرمود: «آيا نديدهايد كه اين بذرها چگونه زرد و در هم پيچيده مىرويند؟ [آزاد شدگان از آتش نيز همين گونه خواهند روييد]».
۱.. السنن الكبرى: ج 10 ص 322 ح 20779، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 74 ح 1214 وفيه «إيمان» بدل «خير».
الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ الرَّبَّ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ يَقولُ: اُدخُلُوا الجَنَّةَ بِرَحمَتي، وَانجوا مِنَ
النّارِ بِعَفوي. ۱
امام باقر عليه السلام: پروردگار ـ تبارك و تعالى ـ مىفرمايد: «با رحمت من، به بهشت برويد
و با بخشايش من، از آتش رهايى يابيد».
۱.. الاختصاص: ص 356 عن جابر، بحارالأنوار: ج 8 ص 218 ح 207.
عنه عليه السلام: إذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ بِأَعمالِهِم، فَأَينُ عُتَقاءُ اللّهِ مِنَ النّارِ! ۱
امام باقر عليه السلام: اگر بهشتيان به واسطه كردارهايشان به بهشت مىروند، پس آزاد شدگانِ خدا از آتش كجايند؟ ۲
الزهد للحسين بن سعيد عن أبي بصير: سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ: إنَّ قَوما يُحرَقونَ فِي النّارِ، حَتّى إذا صاروا (حَميما) حُمَما أدرَكَتهُمُ الشَّفاعَةُ.
قالَ عليه السلام: فَيُنطَلَقُ بِهِم إلى نَهرٍ يَخرُجُ مِن رَشحِ ۱ أهلِ الجَنَّةِ، فَيَغتَسِلونَ فيهِ، فَتَنبتُ لُحومُهُم ودِماؤُهُم، وتَذهَبُ عَنهُم قَشفُ ۲ النّارِ، ويُدخَلونَ الجَنَّةَ، فَيُسَمَّونَ الجَهَنَّمِيّينَ، فَيُنادونَ بِأَجمَعِهِم: اللّهُمَّ أذهِب عَنّا هذَا الاِسمَ! قالَ عليه السلام: فَيُذهِبُ عَنهُم. ۳
الزهد، حسين بن سعيد ـ به نقل از ابو بصير ـ : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمايد: «گروهى در آتش مىسوزند و آن هنگام كه زغال شدند، شفاعت به سراغشان مىآيد. پس آنان را به سوى نهرى مىبرند كه از عرق بهشتيان جارى است. آنان خود را در آن مىشويند و بر اثر آن، گوشت و خونشان مىرويد و سوختگىهاى آتش، از آنان زدوده مىگردد. سپس وارد بهشت مىشوند. به اينان [در بهشت]، "جهنّميان" مىگويند؛ ولى همه آنها دعا مىكنند: بار خدايا! اين نام را از ما بزداى! و خداوند آن نام را از ايشان مىزدايد».
الزهد للحسين بن سعيد عن حمران: سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ: إنَّ الكُفّارَ وَالمُشرِكينَ يَرَونَ (يُعَيِّرونَ) أهلَ التَّوحيدِ فِي النّارِ، فَيَقولونَ: ما نَرى تَوحيدَكُم أغنى عَنكُم شَيئا، وما أنتُم ونَحنُ إلّا سَواءٌ!
قالَ: فَيَأنَفُ لَهُمُ الرَّبُّ عز و جل، فَيَقولُ لِلمَلائِكَةِ: اِشفَعوا، فَيَشفَعونَ لِمَن شاءَ اللّهُ، ويَقولُ لِلمُؤمِنينَ مِثلَ ذلِكَ، حَتّى إذا لَم يَبقَ أحَدٌ تَبلُغُهُ الشَّفاعَةُ، قالَ تَبارَكَ وتَعالى: أنَا أرحَمُ الرّاحِمينَ، اُخرُجوا بِرَحمَتي. فَيَخرُجونَ كَما يَخرُجُ الفَراشُ.
قالَ: ثُمَّ قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام: ثُمَّ مُدَّتِ العَمَدَ وأُعمِدَت (وأُصمِدَت) عَلَيهِم، وكانَ وَاللّهِ الخُلودُ. ۱
الزهد، حسين بن سعيد ـ به نقل از حمران ـ : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمايد: «كافران و مشركان، اهل توحيد را در آتش مىبينند (سرزنش مىكنند) و مىگويند: نمىبينيم كه توحيد شما به كارتان آمده باشد و ما و شما يكسانيم!
پروردگار عز و جل به غيرت مىآيد و به فرشتگان مىفرمايد: "شفاعت كنيد" و آنها براى هر كه خدا بخواهد [الى ما شاء اللّه]، شفاعت مىكنند.
خداوند به مؤمنان نيز چنان مىفرمايد و چون كسى نماند كه مشمول شفاعت شود، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مىفرمايد: "من مهربانترينِ مهربانانم. به مهرِ من، [اى دوزخيان اهل توحيد!] خارج شويد" و آنها پروانهوار بيرون مىزنند».
امام باقر عليه السلام سپس فرمود: آن گاه، ستونها كشيده مىشوند و كافران و مشركان را در ميان مىگيرند، ۲ و به خدا
الإمام الصادق عليه السلام: مَن سَعى في حاجَةِ أخيهِ المُسلِمِ طَلَبَ وَجهِ اللّهِ، كَتَبَ اللّهُ عز و جل لَهُ ألفَ ألفِ حَسَنَةٍ؛ يَغفِرُ فيها لِأَقارِبِهِ وجيرانِهِ وإخوانِهِ ومَعارِفِهِ ومَن صَنَعَ إلَيهِ مَعروفا فِي
الدُّنيا، فَإِذا كانَ يَومَ القِيامَةِ قيلَ لَهُ: اُدخُلِ النّارَ، فَمَن وَجَدتَهُ فيها صَنَعَ إلَيكَ مَعروفا فِي الدُّنيا فَأَخرِجهُ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل، إلّا أن يَكونَ ناصِبا. ۱
امام صادق عليه السلام: هر كس كه براى خشنودى خدا، در رفع حاجت برادر مسلمانش بكوشد، خداوند عز و جل برايش هزار هزار ثواب مىنويسد، از جمله آن كه خويشان و همسايگان و برادران [ـِ دينى] و آشنايان او را مىآمرزد. نيز اگر كسى در دنيا به
او نيكى كرده باشد، در روز قيامت به او گفته خواهد شد: «وارد آتش شو و هر كس را يافتى كه در دنيا به تو نيكى كرده است، با اجازه خداوند عز و جل، بيرون بياور، مگر آن كه ناصبى (دشمن ائمّه عليهم السلام) باشد».
۱.. الكافي: ج 2 ص 197 ح 6 عن أبي أيّوب الخزّاز.
عنه عليه السلام: أصحابُ الحُدودِ فُسّاقٌ؛ ل_'c7 مُؤمِنونَ ولا كافِرونَ، ولا يُخَلَّدونَ فِي النّارِ، ويَخرُجونَ مِنها يَوما، وَالشَّفاعَةُ جائِزَةٌ لَهُم ولِلمُستَضعَفينِ إذَا ارتَضَى اللّهُ عز و جلدينَهُم. ۱
امام صادق عليه السلام: حدْ خورندگان، ۲ فاسق (نافرمان) اند؛ نه مؤمن اند و نه كافر. آنها در آتش، جاويدان نمىمانند؛ بلكه [سرانجامْ] روزى از آن خارج مىشوند، و شفاعت كردن در حقّ آنها امكانپذير است و نيز در حقّ مستضعفان [كه گمراهىشان ناشى از ظلم قدرتمندان بوده است]؛ البتّه چنانچه خداوند عز و جل دين آنها را بپسندد.
الزهد للحسين بن سعيد عن محمّد بن مسلم: سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَنِ الجَهَنَّمِيّينَ، فَقالَ: كانَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام يَقولُ: يُخرَجونَ مِنها، فَيُنتَهى بِهِم إلى عَينٍ عِندَ بابِ الجَنَّةِ، تُسَمّى عَينَ الحَيَوانِ، فَيُنضَحُ عَلَيهِم مِن مائِها، فَيَنبُتونَ كَما يَنبُتُ الزَّرعُ؛ لُحومُهُم وجُلودُهُم وشُعورُهُم. ۱
الزهد، حسين بن سعيد ـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ : از امام صادق عليه السلام در باره جهنّميان پرسيدم. فرمود: «[پدرم]باقر عليه السلام مىفرمود: آنان از جهنّم خارج مىشوند و سپس آنان را به كنار چشمهاى در نزديك دَرِ بهشت مىبرند كه به آن، "چشمه زندگانى" مىگويند. از آب آن چشمه بر آنها مىپاشند و بر اثر آن، گوشت و پوست و موهاى آنها، همانند روييدن زراعت، خواهد روييد».
۱.. الزهد للحسين بن سعيد: ص 174 ح 259، بحارالأنوار: ج 8 ص 360 ح 29.
الزهد للحسين بن سعيد عن عمر بن أبان: سَمِعتُ عَبدا صالِحا يَقولُ فِي الجَهَنَّمِيّينَ: إنَّهُم يَدخُلونَ النّارَ بِذُنوبِهِم، ويَخرُجونَ بِعَفوِ اللّهِ. ۱
الزهد، حسين بن سعيد ـ به نقل از عمر بن ابان ـ : از بندهاى شايسته (امام كاظم عليه السلام) شنيدم كه در باره دوزخيان مىفرمايد: «آنان به سبب گناهانشان به آتش مىروند؛ ولى با بخشايش خدا بيرون مىآيند».
۱.. الزهد للحسين بن سعيد: ص 175 ح 262، بحارالأنوار: ج 8 ص 361 ح 32.
الإمام الرضا عليه السلام: مُذنِبو أهلِ التَّوحيدِ لا يُخَلَّدونَ فِي النّارِ ويَخرُجونَ مِنها، وَالشَّفاعَةُ جائِزَةٌ لَهُم. ۱
امام رضا عليه السلام: گنهكارانِ يكتاپرست، در آتش، جاويدان نمىمانند؛ بلكه [سرانجام]از آن، رهايى مىيابند و شفاعت در حقّ آنان، امكانپذير است.
۱.. عيون أخبار الرّضا عليه السلام: ج 2 ص 125 ح 1 عن الفضل بن شاذان، بحارالأنوار: ج 8 ص 40 ح 23.