نتایج جستجو برای «ناسپاسی»: ۷۰ حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:تَجَنَّبُوا المُنى؛ فَإِنَّها تَذهَبُ بِبَهجَةِ نِعَمِ اللّهِ عِندَكُم، وتُلزِمُ استِصغارَها لَدَيكُم وعَلى قِلَّةِ الشُّكرِ مِنكُم. ۱
امام على عليه السلام:از آرزوها [و توقّعات] دورى كنيد؛ كه آرزوها شكوه نعمت هاى خداوند به شما را از بين مى برند و آنها را در نظرتان كوچك مى نمايند و به ناسپاسى از آنها مى كشانند.
۱.غرر الحكم: ح 4585.
معاني الأخبار عن أبي بصير:سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ» ۱، قالَ: يُطاعُ فَلا يُعصى، ويُذكَرُ فَلا يُنسى، ويُشكَرُ فَلا يُكفَرُ. ۲
معانى الأخبارـ به نقل از ابو بصير ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «از خدا پروا كنيد، چنان كه حقّ پروا كردن از اوست» . فرمود: «يعنى اين كه فرمانش بُرده شود و نافرمانى نشود، و همواره به ياد باشد و فراموش نشود، و سپاس گزارى شود و ناسپاسى نگردد».
۱.آل عمران: 102.
۲.معاني الأخبار: ص 240 ح 1، الزهد للحسين بن سعيد: ص 17 ح 37، تفسير العيّاشي: ج 1 ص 194 ح 120، المحاسن: ج 1 ص 323 ح 648، تحف العقول: ص 362، بحار الأنوار: ج 70 ص 292 ح 31.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَعالى: يَابنَ آدَمَ، إنَّكَ إذا ما ذَكَرتَني شَكَرتَني، وإذا نَسيتَني كَفَرتَني. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى متعال فرمود: «اى پسر آدم! تو هر گاه مرا ياد كنى، سپاسم گفته اى و هر گاه فراموشم كنى، ناسپاسى ام كرده اى».
۱.حلية الأولياء: ج 4 ص 338، المعجم الأوسط: ج 7 ص 200 ح 7265 وفيه «إذا ذكرتني»، تاريخ بغداد: ج 12 ص 11، الفردوس: ج 3 ص 181 ح 4491 وفيهما «وما نسيتني» وكلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 1 ص 444 ح 1915 وج 3 ص 256 ح 6427.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن ذَكَرَهُ فَقَد شَكَرَهُ، ومَن كَتَمَهُ فَقَد كَفَرَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه خدا را ياد كند، در واقع، سپاسش گفته است و هر كه يادش نكند، در واقع، ناسپاسى اش كرده است.
۱.مستدرك الوسائل: ج 5 ص 296 ح 5905 نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ ـ: لا تَختَر عَلى ذِكرِ اللّهِ شَيئا؛ فَإِنَّ اللّهَ يَقولُ: «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» ۱، ويَقولُ: «فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُواْ لِى وَ لَا تَكْفُرُونِ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در اندرز به ابن مسعود ـ: هيچ چيز را بر ياد خدا ترجيح مده؛ چرا كه خداوند مى فرمايد: «و قطعا ياد خدا بالاتر است» و مى فرمايد: «پس يادم كنيد تا يادتان كنم، و سپاسم گوييد و ناسپاسى ام مكنيد» .
۱.العنكبوت: 45.
۲.البقرة: 152.
۳.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 358 ح 2660 عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 107 ح 1.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ لِوَداعِ شَهرِ رَمَضانَ ـ: أنتَ الَّذي دَلَلتَهُم [العِبادَ]بِقَولِكَ مِن غَيبِكَ وتَرغيبِكَ الَّذي فيهِ حَظُّهُم، عَلى ما لَو سَتَرتَهُ عَنهُم لَم تُدرِكهُ أبصارُهُم، ولَم تَعِهِ أسماعُهُم، ولَم تَلحَقهُ أوهامُهُم، فَقُلتَ: «اذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُواْ لِى وَ لَا تَكْفُرُونِ» ، وقُلتَ: «لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ» ۱. فَذَكَروكَ بِمَنِّكَ، وشَكَروكَ بِفَضلِكَ. ۲
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى وداع ايشان با ماه رمضان ـ: تو آنى كه با سخنان غيبى ات و با ترغيباتت كه سعادت بندگانت در آنهاست، آنان را به چيزى (حقايق غيبى) راه نمايى كردى كه اگر آن را از ايشان پوشيده مى داشتى، نه ديدگانشان آن را در مى يافت، و نه گوش هايشان مى شنيد، و نه انديشه هايشان به آنها مى رسيد. پس فرمودى: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم؛ و شكرانه ام را به جاى آريد؛ و با من ناسپاسى نكنيد» ، و فرمودى: «اگر سپاس گزاريد، افزونتان دهم و اگر ناسپاسى كنيد، بى گمان، عذاب من سخت است» . و بندگانت هم به لطف تو يادت كردند، و به فضل تو سپاست گفتند.
۱.إبراهيم: 7.
۲.الصحيفة السجّاديّة: ص 173 الدعاء 45.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِمَن سَأَلَهُ عَن أعلامِ الجاهِلِ ـ: إن صَحِبتَهُ عَنّاكَ ۱ وإنِ اعتَزَلتَهُ شَتَمَكَ، وإن أعطاكَ مَنَّ عَلَيكَ، وإن أعطَيتَهُ كَفَرَكَ، وإن أسرَرتَ إلَيهِ خانَكَ، وإن أسَرَّ إلَيكَ اتَّهَمَكَ، وإنِ استَغنى بَطِرَ وكانَ فَظًّا غَليظاً، وإنِ افتَقَرَ جَحَدَ نِعمَةَ اللّهِ ولَم يَتَحَرَّج، وإن فَرِحَ أسرَفَ وطَغى، وإن حَزِنَ أيِسَ، وإن ضَحِكَ فَهَقَ ۲، وإن بَكى خارَ ۳، يَقَعُ فِي الأَبرارِ، ولا يُحِبُّ اللّهَ ولا يُراقِبُهُ، ولا يَستَحيي مِنَ اللّهِ ولا يَذكُرُهُ، وإن أرضَيتَهُ مَدَحَكَ وقالَ فيكَ مِنَ الحَسَنَةِ ما لَيسَ فيكَ، وإن سَخِطَ عَلَيكَ ذَهَبَت مِدحَتُهُ ووَقَعَ مِنَ السّوءِ ما لَيسَ فيكَ، فَهذا مَجرَى الجاهِلِ. ۴

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ كسى كه از نشانه هاى نادان پرسيد ـ: اگر با او همنشين شوى، تو را خسته مى كند و اگر از او كناره گيرى كنى، تو را دشنام مى دهد. اگر چيزى را به تو ببخشد، منّت مى گذارد و اگر چيزى را به او ببخشى، ناسپاسى مى كند. اگر رازى را در اختيارش بگذارى، خيانت مى كند و اگر رازى را در اختيار تو نهد، تو را [به افشاى آن،]متّهم مى سازد. اگر بى نياز شود، ناسپاسى مى كند و سرسخت و خشن مى گردد و اگر تنگ دست شود، بى پروا نعمت هاى خدا را انكار مى كند. اگر شاد باشد، زياده روى مى كند و طغيان مى ورزد، و اگر غمگين باشد، نااميد مى گردد. اگر بخندد، قهقهه مى زند و اگر گريه كند، در هم شكسته مى شود. از نيكان، بدگويى مى كند. خدا را دوست نمى دارد و در رفتارش، او را در نظر نمى گيرد. از

۱.يقال: لَقِيتُ من فلانٍ عَنْيةً وعَناءً: أي تَعَبًا (لسان العرب: ج 15 ص 104).
۲.الفهق: الامتلاء (الصحاح: ج 4 ص 1545) والمراد به هنا أنّه فتح فاه وامتلأ من الضحك.
۳.خار الحَرُّ والرجل يخور خُؤُورةً: ضعف وانكسر، خار الثَور يخُور خُواراً: صاح (الصحاح: ج 2 ص 651).
۴.تحف العقول: ص 18.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ للّهِِ أقواما يَختَصُّهُم بِالنِّعَمِ لِمَنافِعِ العِبادِ، ويُقِرُّها فيهِم ما بَذَلوها؛ فَإِذا مَنَعوا نَزَعَها عَنهُم فَحَوَّلَها إلى غَيرِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، گروه هايى دارد كه به سود بندگان، نعمت هايى را ويژه آنان ساخته است و تا وقتى از آن نعمت ها ببخشند، آنها را برايشان نگه مى دارد. پس هر گاه از بخشش دريغ كنند، خداوند، نعمت ها را از آنان گرفته، به ديگران مى دهد.
۱.تاريخ بغداد: ج 9 ص 459 الرقم 5089.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثلاثةٌ مِنَ الذُّنوبِ تُعَجَّلُ عُقوبَتُها ولا تُؤَخَّرُ إلى الآخِرَةِ: عُقوقُ الوالِدَينِ، والبَغيُ على الناسِ، وكُفرُ الإحسانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه گناه است كه كيفرشان در همين دنيا مى رسد و به آخرت نمى افتد: آزردن پدر و مادر، ستم به مردم، و ناسپاسى نسبت به خوبى ها [ى ديگران].
۱.الأمالي للمفيد: ص 237 ح 1.
کلیدواژه‌ها دعاموانع اجابت دعاگناهگناهان زود کیفر +4 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ لَم يُعطِ لِيَأخُذَ، ولَو أنعَمَ عَلى قَومٍ ما أنعَمَ وبَقوا ما بَقِيَ اللَّيلُ وَالنَّهارُ ما سَلَبَهُم تِلكَ النِّعَمَ وهُم لَهُ شاكِرونَ، إلّا أن يَتَحَوَّلوا مِن شُكرٍ إلى كُفرٍ ومِن طاعَةٍ إلى مَعصِيَةٍ؛ وذلِكَ قَولُهُ تَعالى: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا خداوند، آنچه را عطا فرمايد، باز نمى ستانَد؛ و اگر به قومى نعمتى دهد و آنان، جاودانه زندگى كنند، شكرگزار [نيز]باشند، آن را از ايشان نمى ستاند، مگر اين كه از شكر به ناسپاسى و از اطاعت به معصيت بگرايند. اين است سخن خداى متعال: «در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمى دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند» .
۱.الرعد: 11.
۲.إرشاد القلوب: ص 31.
عنه صلى الله عليه و آله:الصِّحَّةُ والفَراغُ نِعمَتانِ مَكفُورَتانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:تن درستى و فراغت، دو نعمتى هستند كه ناسپاسى مى شوند (كسى قدر آنها را نمى داند).
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 381 ح 5829.
الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: تَأَمَّل يا مُفَضَّلُ ما أنعَمَ اللّهُ تَقَدَّسَت أسماؤُهُ بِهِ عَلَى الإِنسانِ، مِن هذَا النُّطقِ الَّذي يُعَبِّرُ بِهِ عَمّا في ضَميرِهِ، وما يَخطُرُ بِقَلبِهِ، ونَتيجَةِ فِكرِهِ، وبِهِ يَفهَمُ عَن غَيرِهِ ما في نَفسِهِ، ولَولا ذلِكَ كانَ بِمَنزِلَةِ البَهائِمِ المُهمَلَةِ الَّتي لا تُخبِرُ عَن نَفسِها بِشَيءٍ، ولا تَفهَمُ عَن مُخبِرٍ شَيئا. وكَذلِكَ الكِتابَةُ، بِها تُقَيَّدُ أخبارُ الماضينَ لِلباقينَ، وأخبارُ الباقينَ لِلآتينَ، وبِها تُخَلَّدُ الكُتُبُ فِي العُلومِ وَالآدابِ وغَيرِها، وبِها يَحفَظُ الإِنسانُ ذِكرَ ما يَجري بَينَهُ وبَينَ غَيرِهِ مِنَ المُعامَلاتِ وَالحِسابِ، ولَولاهُ لَانقَطَعَ أخبارُ بَعضِ الأَزمِنَةِ عَن بَعضٍ،

امام صادق عليه السلامـ به مفضّل بن عمر ـ: اى مفضّل! در اين نعمت گويايى كه خداوندِ پاك نام به انسان ارزانى داشته است، بينديش؛ نعمتى كه با آن، آنچه را در درون اوست و آنچه را در دلش مى گذرد و آنچه را از انديشه اش مى گذرد، بازگو مى كند و به وسيله آن، به آنچه در درون ديگران است، پى مى برد. و اگر نبود نعمت گويايى، آدمى به سان حيوانات زبان بسته اى بود كه نه از خود خبرى مى دهد، و نه از خبردهنده اى چيزى مى فهمد. و نعمت خطّ و نوشتن كه با آن، خبرهاى رفتگان براى ماندگان، و خبرهاى ماندگان براى آيندگان ثبت مى شود و با آن، دانش ها و فرهنگ ها و غير آن در كتاب ها جاويدان مى شوند، و با آن، داد و ستدها و حساب و كتاب هايى كه ميان افراد انسان مى گذرد، محفوظ مى ماند. اگر خط و نوشتن در ميان نبود، از زمانى براى

۱.بحار الأنوار: ج 3 ص 82 نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
۲.يعنى خطّ و زبان، دو پديده اجتماعى و اختراع بشر است و هر قومى و ملّتى بر خطّ و زبان، توافق كرده اند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيسَ شَيءٌ إلّا وهُوَ أطوَعُ للّهِِ مِنِ ابنِ آدَمَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ موجودى نيست، مگر آن كه بيشتر از آدميزاد، فرمان بُردار خداست.
۱.المعجم الصغير: ج 2 ص 51، تاريخ أصبهان: ج 2 ص 231 الرقم 8139، كنزالعمّال: ج 16 ص 5 ح 43683 نقلاً عن البزّار وكلّها عن بريدة الأسلمي.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن شَيءٍ مِمّا خَلَقَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلّا وهُوَ أطوَعُ للّهِِ مِنِ ابنِ آدَمَ، إلّا وُلدُ إبليسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ مخلوقى از مخلوقات خداوند عز و جل نيست، مگر آن كه بيشتر از فرزندان آدم، فرمان بُردار خداست، بجز فرزندان ابليس.
۱.الفردوس: ج 4 ص 48 ح 6149 عن بريدة الأسلمي.
عنه عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُكَفَّرًا لا يُشكَرُ مَعروفُهُ ۱، ولَقَد كانَ مَعروفُهُ عَلَى القُرَشِيِّ والعَرَبِيِّ والعَجَمِيِّ. ومَن كانَ أعظَمَ مَعروفًا مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى هذَا الخَلقِ؟! وكَذلِكَ نَحنُ أهلَ البَيتِ مُكَفَّرونَ لا يَشكُرونَنا، وخِيارُ المُؤمِنينَ مُكَفَّرونَ لا يُشكَرُ مَعروفُهُم ۲.
امام على عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ناسپاسى مى شد و از كار نيكش سپاسگزارى نمى شد، احسان حضرت صلى الله عليه و آله هم قريشى را فرا مى گرفت و هم عرب و هم عجم را و چه كسى كار نيكش و احسانش براى اين مردم، بيش از رسول خدا صلى الله عليه و آله بود؟! ما اهل بيت نيز ناسپاسى مى شويم و از ما تشكّر نمى كنند و مؤمنان برگزيده ناسپاسى مى شوند و احسانشان سپاسگزارى نمى شود.
۱.في المصدر «معروف» والصحيح ما في المتن.
۲.علل الشرائع: 560 / 3 عن الحسين بن موسى عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ في كِتابِهِ إلى مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ الزُّهرِيِّ يَعِظُهُـ: كَفانَا اللّهُ وإيّاكَ مِنَ الفِتَنِ ورَحِمَكَ مِنَ النّارِ، فَقَد أصبَحتَ بِحالٍ يَنبَغي لِمَن عَرَفَكَ بِها أن يَرحَمَكَ، فَقَد أثقَلَتكَ نِعَمُ اللّهِ بِما أصَحَّ من بَدَنِكَ وأطالَ مِن عُمُرِكَ، وقامَت عَلَيكَ حُجَجُ اللّهِ بِما حَمَّلَكَ مِن كِتابِهِ، وفَقَّهَكَ فيهِ مِن دينِهِ، وعَرَّفَكَ مِن سُنَّةِ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، فَرَضِيَ لَكَ في كُلِّ نِعمَةٍ أنعَمَ بِها عَلَيكَ، وفي كُلِّ حُجَّةٍ اِحتَجَّ بِها عَلَيكَ الفَرضَ بِما قَضى، فَما قَضى إلاَّ ابتَلى شُكرَكَ في ذلِكَ وأبدى فيهِ فَضلَهُ عَلَيكَ، فَقالَ: «لَئِن شَكَرتُم لَأَزيدَنَّكُم ولَئِن كَفَرتُم إنَّ عَذابي لَشَديدٌ

امام سجاد عليه السلامـ در اندرزنامه اش به محمّد بن مسلم زهرىـ: خداوند، ما و تو را از فتنه ها نگهدارد و بر تو، از آتش [دوزخ] رحم كند؛ زيرا تو اينك به حالى در افتاده اى كه هركس تو را بدين حال بيند، سزد كه بر تو رحم آورد. چه، نعمتهاى خداوند تو را سنگين بار ساخته كه تنى سالم و عمرى دراز ارزانى ات داشته است. حجّت هاى او، بر تو تمام گشته است، بدان سبب كه بار كتابش را، بر دوش تو نهاده [قرآن را مى شناسى] و تو را در دينش، فقيه و آگاه ساخته و سنّت پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله را، به تو شناسانده است. در هر نعمتى كه به تو ارزانى داشته و در هر حجّتى كه بدان وسيله، برايت حجّت آورده، فريضه اى بر تو واجب گردانيده است و مرادش جز اين نيست كه سپاسگزارى تو را در آن بيازمايد و تفضّلى را كه به تو نموده،

۱.إبراهيم: 7.
۲.آل عمران: 187.
۳.الأعراف: 169.
۴.الذاريات: 55.
۵.كَلِف بالشيء كَلَفًا وكُلفةً فهو كلِف ومكلّف: لهج به، كلِف بها أشدّ الكَلَف أي أحبّها. الكَلَف: الولوع بالشيء مع شغل قلب ومشقّة. (لسان العرب: 9 / 307).
۶.مريم: 59.
۷.تحف العقول: 274.
مسند ابن حنبل عن معاذ عن رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: إنَّ للّه‏ِِ تَبارَكَ وتَعالى عِبادا لا يُكَلِّمُهُمُ اللّه‏ُ يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولا يَنظُرُ إلَيهِم. قيلَ لَهُ: مَن اُولئِكَ يا رَسولَ اللّه‏ِ؟ قالَ: مُتَبَرٍّ مِن والِدَيهِ راغِبٌ عَنهُما، ومُتَبَرٍّ مِن وَلَدِهِ، ورَجُلٌ أنعَمَ عَلَيهِ قَومٌ فَكَفَرَ نِعمَتَهُم وتَبَرَّأَ مِنهُم. ۱
مسند ابن حنبل ـ به نقل از معاذ ـ : پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: «همانا خداوند ـ تبارك و تعالى ـ بندگانى دارد كه در روز قيامت، با آنان سخن نمى‏گويد و بر پاكى‏شان گواهى نمى‏دهد و به آنان، نگاه نمى‏اندازد». گفته شد: آنان، چه كسانى‏اند، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «كسى كه از پدر و مادرش بيزارى بجويد و از آنان، روى بگردانَد؛ كسى كه از فرزندش بيزارى بجويد؛ و مردى كه قومى به او نيكى كنند و او نسبت به آنان، ناسپاسى كند و از آنها بيزارى بجويد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 5 ص 312 ح 15636، المعجم الكبير: ج 20 ص 195 ح 437، شعب الإيمان: ج 6 ص 196 ح 7887، كنز العمّال: ج 16 ص 51 ح 42891 نقلاً عن الخرائطي في مساوئ الأخلاق.
خزانة الخيال:قالَ لُقمانُ: إنَّ الفاحِشَ البَذِيَّ الشَّقِيَّ إن يُحَدِّث فَضَحَهُ لِسانُهُ، وإن سَكَتَ فَضَحَهُ العِيُّ، وإن عَمِلَ أساءَ، وإن فَعَلَ أضاعَ، وإنِ استَغنى بَطِرَ، وإنِ افتَقَرَ قَنِطَ، وإن فَرِحَ سُرَّ، وإن سَأَلَ ألحَفَ، وإن سُئِلَ بَخِلَ، وإن ضَحِكَ نَهِقَ، وإن كافَأَ جارَ، وإن زَجَرَ عَنُفَ، وإن ذَكَرَ غَضِبَ، وإن أعطى مَنَّ، وإن اُعطِيَ لَم يَشكُر، وإن أسرَرتَ إلَيهِ خانَكَ، وإن أسَرَّ إلَيكَ اتَّهَمَكَ، وإن كانَ دونَكَ هَمَزَكَ، وإن كانَ يَستَريحُ زاجَرَهُ. ۱

خزانة الخيال:لقمان گفت: «انسان زشتكارِ ناسزاگوى بدبخت، اگر سخن بگويد، زبانش او را رسوا مى كند و اگر ساكت شود، گنگىْ او را رسوا مى سازد، واگر عمل مى كند بد عمل كند، و اگر كار كند، ضايع مى كند و اگر بى نياز گردد، ناسپاسى مى كند و اگر فقير شود، مأيوس مى گردد و اگر شاد شود، از شدّت شادى، ناسپاس مى گردد و اگر در خواست نمايد، پافشارى مى كند و اگر از او چيزى خواسته شود، بخل مى ورزد و اگر بخندد، [چنان قهقهه مى زند كه گويى] عَرعَر مى كند و اگر مجازات كند، ستم مى كند و اگر تشر بزند، درشتى مى نمايد و اگر به يادش آيد، خشم مى گيرد و اگر ببخشد، منّت مى نهد و اگر به او عطا شود، سپاس نمى گزارد و اگر راز به او بسپارى، به تو خيانت مى كند و اگر براى او رازدارى كنى، متّهمت مى كند و اگر پايين تر از تو باشد، از

۱.خزانة الخيال: ص 567.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أعطاهُ اللّهُ حِفظَ كِتابِهِ فَظَنَّ أنَّ أحَدا اُعطِيَ أفضَلَ مِمّا اُعطِيَ فقد غَمَطَ أفضَلَ النِّعمَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس كه خدا نعمت حفظ كتاب خود را به او عطا كند و گمان كند كه به ديگرى نعمتى بزرگ تر از اين نعمتِ او داده شده است، بى گمان، نسبت به بزرگ ترين نعمت، ناسپاسى كرده است.
۱.كنز العمّال: 1 / 518 / 2317.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۰