نتایج جستجو برای «فرمان برداری»: ۵۲ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قَسَمَ اللّهُ العَقلَ ثَلاثَةَ أجزاءٍ، فَمَن كُنَّ فيهِ كَمُلَ عَقلُهُ، ومَن لَم يَكُنَّ فَلا عَقلَ لَهُ: حُسنُ المَعرِفَةِ بِاللّهِ، وحُسنُ الطّاعَةِ لِلّهِ، وحُسنُ الصَّبرِ عَلى أمرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى متعال، خرد را بر سه پاره تقسيم كرد كه هر كس آن سه پاره را دارا شود، خردش كامل است و آن كه از آن بى بهره باشد، خردمند نيست: شناختى نيكو از خداوند، نيك فرمان بردارى از خداوند، و پايدارى شايسته بر دستورهاى خداوند عز و جل.
۱.تحف العقول: ص 54، مشكاة الأنوار: ص 437 ح 1465، تيسير المطالب: ص 148، بحار الأنوار: ج 1 ص 106 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:جَدَّ المَلائِكَةُ وَاجتَهَدوا في طاعَةِ اللّهِ بِالعَقلِ، وجَدَّ المُؤمِنونَ مِن بَني آدَمَ وَاجتَهَدوا في طَاعَةِ اللّهِ عَلى قَدرِ عُقولِهِم فَأعمَلُهُم بِطاعَةِ اللّهِ أوفَرُهُم عَقلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان، با خرد، در فرمان بردارى از خداوند، كوشش و تلاش كردند و انسان هاى مؤمن نيز به اندازه خردشان در راه طاعت خداوند كوشش و تلاش نمودند. حقيقتا بيشترين فرمان برداران از خداوند، بيشترين برخوردارانِ از خردند.
۱.تيسير المطالب: ص 313.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قَسَّمَ اللّهُ العَقلَ ثَلاثَةَ أجزاءٍ، فَمَن كُنَّ فيهِ كَمُلَ عَقلُهُ، ومَن لَم يَكُنَّ فَلا عَقلَ لَهُ: حُسنُ المَعرِفَةِ بِاللّهِ، وحُسنُ الطّاعَةِ لِلّهِ، وحُسنُ الصَّبرِ عَلى أمرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را بر سه پاره قسمت كرد. هر كه اين سه پاره را دارا باشد، خردش كامل است و هر كه از آنها بى بهره باشد، از خرد، بى بهره است: شناختِ نيكو از خداوند، نيك فرمان بردارى از خداوند، و پايدارى شايسته [در پيروى] از دستورهاى خداوند.
۱.تحف العقول: ص 54، الخصال: ص 102 ح 58، تيسير المطالب: ص 148، بحار الأنوار: ج 1 ص 106 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أشرَفَ الحَديثِ ذِكرُ اللّهِ تَعالى، ورَأسَ الحِكمَةِ طاعَتُهُ، وأصدَقَ القَولِ وأبلَغَ المَوعِظَةِ وأحسَنَ القَصَصِ كِتابُ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پُرارج ترين سخن، ياد خداوند متعال است، و سرآمد حكمت [و خردمندى]، فرمان بُردارى از اوست، و راست ترين گفته و رساترين پند و نيكوترين داستان، كتاب خداست.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 402 ح 5868، الأمالي للصدوق: ص 576 ح 788 كلاهما عن أبي الصباح الكناني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 114 ح 8.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: مَن كانَ ذاكِرا للّهِِ عَلَى الحَقيقَةِ فَهُوَ مُطيعٌ، ومَن كانَ غافِلاً عَنهُ فَهُوَ عاصٍ. وَالطّاعَةُ عَلامَةُ الهِدايَةِ، وَالمَعصِيَةُ عَلامَةُ الضَّلالَةِ، وأصلُهُما مِنَ الذِّكرِ وَالغَفلَةِ. فَاجعَل قَلبَكَ قِبلَةً لِلِسانِكَ، لا تُحَرِّكهُ إلّا بِإِشارَةِ القَلبِ، ومُوافَقَةِ العَقلِ، ورِضَى الإيمانِ؛ فَإِنَّ اللّهَ عالِمٌ بِسِرِّكَ وجَهرِكَ، وهُوَ عالِمٌ بِما فِي الصُّدورِ فَضلاً عَن غَيرِهِ. وكُن كَالنّازِعِ روحَهُ أو كَالواقِفِ فِي العَرضِ الأَكبَرِ، غَيرَ شاغِلٍ نَفسَكَ عَمّا عَناك مِمّا كَلَّفَكَ بِهِ رَبُّكَ؛ في أمرِهِ ونَهيِهِ ووَعدِهِ ووَعيدِهِ. وَاغسِل قَلبَكَ بِماءِ الحُزنِ، ولا تَشغَلها بِدونِ ما

مصباح الشريعهـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: كسى كه حقيقتا به ياد خداوند باشد، فرمان بُردار خداست و كسى كه از خدا غافل باشد، نافرمان است. فرمان بُردارى، نشانه ره يافتگى است و نافرمانى، نشانه گم راهى، و ريشه اين هر دو، ياد [خدا] و غفلت [از او] است. پس، دلت را قبله زبانت قرار ده و آن را جز با اشارت دل و موافقت خِرد و رضايت ايمان، مَجُنبان؛ چرا كه خداوند، به نهان و آشكار تو داناست و به آنچه در سينه هاست، آگاه است، چه رسد به آنچه در غير سينه هاست [و از اعمال ظاهر است]. و همانند كسى باش كه در حال جان كندن است، يا همانند كسى كه در صحنه بزرگ [قيامت براى حسابرسى]ايستاده است، و خويشتن را از وظيفه اى كه پروردگارت بر عهده تو نهاده است (يعنى امر و نهى و وعده و تهديدش)،

۱.في الطبعة المعتمدة: «وذِكرٌ صادِقٌ»، والأصحّ ما أثبتناه كما في نسخة اُخرى وبحار الأنوار.
۲.مصباح الشريعة: ص 43، بحار الأنوار: ج 93 ص 158 ح 33.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: إعرابُ القُلوبِ أربَعَةُ أنواعٍ: رَفعٌ وفَتحٌ وخَفضٌ ووَقفٌ. فَرَفعُ القَلبِ في ذِكرِ اللّهِ، وفَتحُ القَلبِ فِي الرِّضا عَنِ اللّهِ، وخَفضُ القَلبِ فِي الاِشتِغالِ بِغَيرِ اللّهِ، ووَقفُ القَلبِ فِي الغَفلَةِ عَنِ اللّهِ. ألاتَرى أنَّ العَبدَ إذا ذَكَرَ اللّهَ تَعالى بِالتَّعظيمِ خالِصا، ارتَفَعَ كُلُّ حِجابٍ بَينَهُ وبَينَ اللّهِ مِن قَبلِ ذلِكَ. وإذا غَفَلَ عَن ذِكرِ اللّهِ كَيفَ تَراهُ بَعدَ ذلِكَ مَوقوفا مَحجوبا، قَد قَسا وأظلَمَ مُنذُ فارَقَ نورَ التَّعظيمِ. فَعَلامَةُ الرَّفعِ ثَلاثَةُ أشياءَ: وُجودُ المُوافَقَةِ، وفَقدُ المُخالَفَةِ، ودَوامُ الشَّوقِ. وعَلامَةُ الوَقفِ ثَلاثَةُ أشياءَ: زَوالُ حَلاوَةِ
مصباح الشريعةـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: اِعراب دل ها چهار تاست: رفع و فتح و جرّ و وقف. رفع دل، در ياد خداست؛ فتح دل، در خشنودى از خداست؛ جرّ دل، در پرداختن به غير خداست؛ و وقف دل، در غفلت از خداست. مگر نمى بينى كه بنده هر گاه، از سرِ اخلاص، خداى متعال را به بزرگى ياد كند، هر حجابى كه پيش از آن ميان او و خدا بوده است، مرتفع مى شود. و هر گاه از ياد خدا غافل گردد، چگونه پس از آن، متوقّف مى شود و در حجاب مى مانَد؟ از آن زمان كه از نور بزرگداشت [خدا] جدا شد، دلش سخت و تاريك شد. پس، علامت رفع، سه چيز است: بودن سازگارى، نبود ناسازگارى، و دوام شوق. و علامت وقف، سه چيز است: از ميان رفتن شيرينى فرمان بُردارى، نبود تلخى نافرمانى، و در آميختن علم حلال به علم حرام.
۱.مصباح الشريعة: ص 20، بحار الأنوار: ج 70 ص 55 ح 25.
عنه صلى الله عليه و آله:جَدَّ المَلائِكَةُ وَاجتَهَدوا في طاعَةِ اللّهِ بِالعَقلِ، وجَدَّ المُؤمِنونَ مِن بَني آدَمَ وَاجتَهَدوا في طَاعَةِ اللّهِ عَلى قَدرِ عُقولِهِم، فَأعمَلُهُم بِطاعَةِ اللّهِ أوفَرُهُم عَقلًا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان، با خرد، در فرمان بردارى از خداوند، كوشش و تلاش كردند و انسان هاى مؤمن نيز به اندازه خردشان، در راه طاعت خداوند كوشش و تلاش نمودند. پس، از ميان آنان، كسانى بيشترينْ فرمان بردارى از خداوند را به جاى آوردند كه بيشترينْ بهره را از خرد داشتند.
۱.تيسير المطالب: ص 313.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِسمَعوا وأَطيعوا لِمَن وَلّاهُ اللّهُ الأَمرَ، فَإِنَّهُ نِظامُ الإِسلامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از كسى كه خداوند او را ولىّ امر قرار داده است، حرف شنوى و فرمان بُردارى كنيد؛ زيرا كه او شيرازه اسلام است.
۱.الأمالي للمفيد: ص 14 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:فَأَمّا مَن لَقِيَ اللّهُ عز و جل بِخَمسٍ فَلَهُ الجَنَّةُ: الصَّلاةِ، والزّكاةِ، وَحِجِّ البَيتِ، وصِيامِ شَهرِ رَمَضانَ، وطاعَةِ وُلاةِ الأَمرِ، ولا طاعَةَ لِمَخلوقٍ في مَعصِيَةِ الخالِقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس با پنج چيز خداوند عز و جل را ديدار كند، بهشت از آنِ او باشد: نماز، زكات، حجّ خانه خدا، روزه ماه رمضان، و فرمان بُردارى از زمامداران؛ امّا از هيچ مخلوقى نبايد در آنچه نافرمانى خداست، فرمان بُرد.
۱.تاريخ دمشق: ج 16 ص 323.
عنه صلى الله عليه و آله:اُمِرتُ بِطاعَةِ اللّهِ رَبّي، وَاُمِرَ الأَئِمَّةُ مِن أهلِ بَيتي بِطاعَةِ اللّهِ وطاعَتي، وَاُمِرَ النّاسُ جَميعا دونَهُم بِطاعَةِ اللّهِ وطاعَتي وطاعَةِ الأَئِمَّةِ مِن أهلِ بَيتي، فَمَن تَبِعَهُم نَجا ومَن تَرَكَهُم هَلَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من به فرمان بُردارى از خداوند پروردگارم، مأمور شده ام و امامان از اهل بيت من به فرمان بُردارى از خدا و فرمان بُردارى از من، مأمور شده اند و ديگر مردمان، همگى، به فرمان بُردارى از خدا و من و فرمان بُردارى از امامان از اهل بيت من، مأمور شده اند. پس، هر كه از ايشان پيروى كند، نجات مى يابد و هر كه ايشان را وا گذارد تباه شود.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 26.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما نَظَرَ اللّهُ عز و جل إلى وَلِيٍّ لَهُ يُجْهِدُ نَفسَهُ بِالطّاعَةِ لِاءِمامِهِ وَالنَّصيحَةِ، إلّا كانَ مَعَنا فِي الرَّفيقِ الأَعلى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل به هيچ دوستى از دوستان خود كه در فرمان بُردارى از پيشوايش و خيرخواهى ۲ نسبت به او جديّت نمايد، نظر نمى كند مگر اين كه در رَفيق اَعلى ۳ با ما باشد.
۱.الكافي: ج 1 ص 404 ح 3.
۲.واژه «نُصح» كه در اصل عربى حديث (و اين گروه از احاديث) آمده است، به معناى: خلوص، بى غلّ و غش بودن، صداقت و يك رنگى، خيرخواهى، راه نمايى و ارشاد است.
۳.درجه اى است در بهشت.
عنه صلى الله عليه و آله:آمُرُكُم أن لا تُشرِكوا بِاللّهِ شَيئا، وأن تَعتَصِموا بِالطّاعَةِ جَميعا حَتّى يَأتِيَكُم أمرُ اللّهِ وأنتُم عَلى ذلِكَ، وأن تُناصِحُوا وُلاةَ الأَمرِ مِنَ الَّذينَ يَأمُرونَكُم بِأَمرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به شما توصيه مى كنم كه چيزى را شريك خدا نگردانيد و همگى به رشته فرمان بُردارى چنگ زنيد تا در اين حال، فرمان خدا شما را در رَسد، و نسبت به زمامدارانى كه شما را به فرمان خدا فرمان مى دهند، خيرخواهى داشته باشيد.
۱.المعجم الكبير: ج 9 ص 29 ح 8307.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ طاعَةَ اللّهِ نَجاحٌ مِن كُلِّ خَيرٍ يُبتَغى، ونَجاةٌ مِن كُلِّ شَرٍّ يُتَّقى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا فرمان بردارى از خدا، دستيابى به هر خوبى اى است كه طلب مى شود، و نجات از هر بدى اى است كه از آن پرهيز مى گردد.
۱.الكافي: ج 8 ص 82 ح 39.
عنه عليه السلام:بِتَقوَى اللّهِ اُمِرتُم، ولِلإِحسانِ وَالطّاعَةِ خُلِقتُم. ۱
امام على عليه السلام:شما به پروا كردن از خدا فرمان داده شده ايد، و براى كار نيك كردن و فرمان بُردارى [از خدا]آفريده شده ايد.
۱.وقعة صفّين: ص 10 عن سليمان بن المغيرة عن الإمام زين العابدين عليه السلام، بحارالأنوار: ج 32 ص 356 ح 337؛ شرح نهج البلاغه: ج 3 ص 108.
الإمام الباقر عليه السلام:لا يُحِبُّنا عَبدٌ ويَتَوَلاّنا حَتّى يُطَهِّرَ اللّهُ قَلبَهُ، ولا يُطَهِّرُ اللّهُ قَلبَ عَبدٍ حَتّى يُسَلِّمَ لَنا ويَكونَ سَلَمًا لَنا، فَإِذا كانَ سَلَمًا لَنا سَلَّمَهُ اللّهُ مِن شَديدِ الحِسابِ، وآمَنَهُ مِن فَزَعِ يَومِ القِيامَةِ الأَكبَرِ ۱.
امام باقر عليه السلام:هيچ بنده اى نيست كه ما را دوست بدارد و ولايت ما را بپذيرد، مگر اين كه خداوند دل او را پاك گرداند و خداوند دل هيچ بنده اى را پاك نكرد، مگر اين كه تسليم ما شد و از ما فرمان بردارى كرد و چون فرمان بردار ما شد، خداوند او را از سختى حساب به سلامت دارد و از هراس بزرگ روز قيامت ايمنش گرداند.
۱.الكافي: 1 / 194 / 1 عن أبي خالد الكابليّ.
عنه صلى الله عليه و آله:طَلَبُ العِلمِ فَرِيضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ، فَاطلُبُوا العِلمَ في مَظَانِّهِ ۱، وَاقتَبِسُوهُ مِن أَهلِهِ، فَإِنَّ تَعَلَّمَهُ للّهِِ حَسَنَةٌ، وطَلَبَهُ عِبادَةٌ، والمُذاكَرَةَ فِيهِ تَسبيحٌ، وَالعَمَلَ بِهِ جِهادٌ، وتَعلِيمَهُ مَن لا يَعلَمُهُ صَدَقَةٌ، وبَذَلَهُ لِأَهلِهِ قُربَةٌ إلَى اللّهِ تَعالى، لِأَنَّهُ مَعالِمُ الحَلالِ وَالحَرامِ، وَمَنارُ سُبُلِ الجَنَّةِ، والمُؤنِسُ فِي الوَحشَةِ، وَالصَّاحِبُ فِي الغُربَةِ وَالوَحدَةِ، وَالمُحَدِّثُ فِي الخَلوَةِ، وَالدَّلِيلُ فِي السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ، والسِّلاحُ عَلَى الأَعدَاءِ، وَالزَّينُ عِندَ الأَخِلَاءِ. يَرفَعُ إلَيهِ أَقوَاما فَيَجعَلُهُم فِي الخَيرِ قادَةً، تُقتبَسُ آثارُهُم، ويُهتَدى بِفِعالِهِم،

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فراگيرى دانش، وظيفه هر مسلمانى است. پس دانش را در جايگاه هاى آن بجوييد و آن را از اهلش فرا گيريد؛ چرا كه آموختن دانش براى خدا، كار نيك است و كوشش [براى فراگيرىِ] آن، عبادت و گفتگو در باره آن، تسبيح و به كار بستنش، جهاد و آموختنش به كسى كه آن را نمى داند، صدقه و بخشيدن آن به اهلش، مايه نزديكى به خداى بزرگ؛ زيرا دانش، وسيله شناخت حلال و حرام است و مناره هاى راه هاى بهشت، و مونس در بى كسى، و يار در غربت و تنهايى، و هم سخن در خلوت، و راه نما در خوشى و ناخوشى، و سلاح در برابر دشمنان و مايه آراستگى در نزد دوستان. خداوند، مردمانى را به سبب دانش، بالا مى برد و آنان را در خوبى ها پيشوا قرار مى دهد، به طورى كه آثارشان اقتباس مى شود و از كردارشان تقليد مى گردد و به

۱.المَظانُّ: جمع مَظِنّة، وهي موضعُ الشيء ومَعدِنُه (النهاية: ج 3 ص 164 «ظنن»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 488 ح 1069، عدّة الداعي: ص 63 كلاهما عن محمّد بن عليّ بن الحسين بن زيد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، منية المريد: ص 108 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 171 ح 24.
الإمام الجواد عليه السلامـ فِي رِسالَتِهِ لِعَلِيِّ بنِ مَهزِيارَ ـ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ، يا عَلِيُّ أَحسَنَ اللّهُ جَزاكَ، وَأَسكَنَكَ جَنَّتَهُ، وَمَنَعَكَ مِنَ الخِزيِ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ، وَحَشَرَكَ اللّهُ مَعَنا. يا عَلِيُّ، قَد بَلَوتُكَ وَخَبَّرتُكَ فِي النَّصِيحَةِ وَالطّاعَةِ وَالخِدمَةِ، وَالتَّوقِيرِ وَالقِيامِ بِما يَجِبُ عَلَيكَ، فَلَو قُلتُ إِنِّي لَم أَرَ مِثلَكَ لَرَجَوتُ أَن أَكُونَ صادِقا. فَجَزاكَ اللّهُ جَنّاتِ الفِردَوسِ نُزُلاً، فَما خَفِيَ عَلَيَّ مَقامَكَ وَلا خِدمَتَكَ فِي الحَرِّ وَالبَردِ، فِي اللَّيلِ وَالنَّهارِ، فَأَسأَلُ اللّهَ إِذا جَمَعَ الخَلائِقَ لِلقِيامَةِ أَن يَحبُوَكَ ۱ بِرَحمَةٍ تَغتَبِطُ بِها، إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعاءِ. ۲
امام جواد عليه السلام ـ در نامه اش به على بن مهزيار ـ:به نام خداوند بخشاينده مهربان. اى على! خداوند به تو پاداش نيك عطا كند و تو را در بهشتش جاى دهد و در دنيا و آخرت، از خوارى، نگاهت دارد و با ما محشورت فرمايد! اى على! من تو را در وفادارى و فرمان بردارى و خدمت گزارى و احترام گذاشتن [به ما] و انجام وظيفه امتحان و آزمايش كردم و اگر بگويم مانند تو را نديده ام، اميدوارم كه راست گفته باشم. پس خداوند، پذيرايى از تو را در باغ هاى فردوس قرار دهد! جايگاه تو و خدمت گزارى ات در گرما و سرما و در شب و روز، بر ما پوشيده نيست. از خدا مى خواهم كه چون خلايق را در قيامت گرد آورد، چنان رحمتى به تو بخشد كه بِدان شادمان شوى، كه او شنونده [و اجابت كننده]ى دعاست.
۱.حَبَاهُ: أعْطاهُ، والحِبَاء: العَطِيّة (النهاية: ج 1 ص 336 «حبا»).
۲.الغيبة للطوسي: ص 349 ح 306 عن الحسن بن شمّون، بحار الأنوار: ج 50 ص 105 ح 22.
تفسير العيّاشي عن أبي معمّر السّعديّ: أَتى عَلِيّا عليه ‏السلام رَجُلٌ فَقالَ: يا أَميرَ المُؤمِنينَ، إِنّي شَكَكتُ في كِتابِ اللّه‏ِ المُنزَلِ، فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه ‏السلام: ثَكِلَتكَ أُمُّكَ، وَكَيفَ شَكَكتَ في كِتابِ اللّه‏ِ المُنزَلِ؟ فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: لِأَنّي وَجَدتُ الكِتابَ يُكَذِّبُ بَعضُهُ بَعضا وَيَنقُضُ بَعضُهُ بَعضا! قالَ: فَهاتِ الَّذي شَكَكتُ فيهِ، فَقالَ: لِأَنَّ اللّه‏َ يَقُولُ: «يَومَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ المَلَـائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إلَّا مَن أَذِنَ لَهُ الرَّحمَـنُ وَ قَالَ صَوَابًا» ۱، وَيَقُولُ حَيثُ استُنطِقُوا، قالَ اللّه‏ُ: «وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشرِكِينَ» ، ويقول: «يَومَ القِيَـمَةِ يَكفُرُ بَعضُكُم بِبَعضٍ وَيَلعَنُ بَعضُكُم

تفسير العيّاشى ـ به نقل از ابو معمّر سعدى ـ : مردى نزد على عليه ‏السلام آمد و گفت: اى امير مؤمنان! من در كتاب آسمانى خدا، دچار شك شده‏ام. على عليه ‏السلام به او فرمود: «مادرت در سوگت بنشنيد! چگونه در كتاب آسمانى خدا، دچار شك شده‏اى؟». مرد گفت: چون‏ملاحظه كرده‏ام كه آيات‏قرآن، يكديگر را نفى‏ونقض مى‏كنند. فرمود: «بگو آنچه را كه در آن شك كرده‏اى». مرد گفت: خداوند مى‏فرمايد: «روزى كه روح و فرشتگان، به صف مى‏ايستند، هيچ كس سخن نمى‏گويد، مگر كسى كه خداى مهربان به او اجازه دهد، و او حقيقت را مى‏گويد» ، و در جايى ديگر از قول آنها مى‏فرمايد: «به پروردگارمان خدا سوگند كه ما مشرك نبوديم» و مى‏فرمايد: «روز قيامت، بعضى از شما بعضى ديگر را انكار و برخى از شما برخى ديگر را لعنت مى‏كنند» و

۱.. النبأ: 38.
۲.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 357 ح 16، التّوحيد: ص 255 ح 5 عن أبي المعمر السّعداني، الاحتجاج: ج 1 ص 561 ح 137 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 7 ص 313 ح 7.
الإمام عليّ عليه السلام:اُنظُروا إلى مَواقِعِ نِعَمِ اللّهِ عَلَيهِم حينَ بَعَثَ إلَيهِم رَسولاً فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طاعَتَهُم، وجَمَعَ عَلى دَعوَتِهِ أُلفَتَهُم؛ كَيفَ نَشَرَتِ النِّعمَةُ عَلَيهِم جَناحَ كَرامَتِها، وأسالَت لَهُم جَداوِلَ نَعيمِها، وَالتَفَّتِ المِلَّةُ بِهِم في عَوائِدِ بَرَكَتِها، فَأصبَحوا في نِعمَتِها غَرِقِينَ! ۱
امام على عليه السلام:بنگريد به نعمت هايى كه خداوند عطايشان فرمود؛ آن گاه كه پيامبرى به سوى آنان فرستاد و فرمان بردارى ايشان را به آيين خود پيوند داد و ايشان را بر گرد دعوت خويش، همدل و هم داستان ساخت؛ [بنگريد كه]چگونه اين نعمت، بال كرامت خويش را بر سرِ آنان گسترْد و نهرهاى نعمت هايش را برايشان روان ساخت و اين آيين، با فوايد و حاصل هاى بركت خويش، آنان را در بر گرفت و در نعمت آن غرق شدند!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192، بحار الأنوار: ج 14 ص 473 ح 37، وانظر تمام الكلام.
الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام:قالَ العالِمُ عليه السلام: كَتَبَ الحَسَنُ بنُ أبِي الحَسَنِ البَصرِيُّ إلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام يَسأَلُهُ عَنِ القَدَرِ. فَكَتَبَ إلَيهِ: اِتَّبِع ما شَرَحتُ لَكَ فِي القَدَرِ مِمّا اُفضِيَ إلَينا أهلَ البَيتِ، فَإِنَّهُ مَن لَم يُؤمِن بِالقَدَرِ خَيرِهِ وشَرِّهِ فَقَد كَفَرَ، ومَن حَمَلَ المَعاصِيَ عَلَى اللّهِ عز و جل فَقَد فَجَرَ وَافتَرى عَلَى اللّهِ افتِراءً عَظيما. إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى لا يُطاعُ بِإِكراهٍ، ولا يُعصى بِغَلَبَةٍ، ولا يُهمِلُ العِبادَ فِي الهَلَكَةِ، ولكِنَّهُ المالِكُ لِما مَلَّكَهُم، وَالقادِرُ لِما عَلَيهِ أقدَرَهُم؛ فَإِنِ ائتَمَروا بِالطّاعَةِ لَم يَكُن لَهُم صادّا عَنها مُبطِئا،

الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام:عالِم (امام رضا عليه السلام) مى گويد: حسن بن ابى حسن بصرى به امام حسين عليه السلام نامه نوشت و از او درباره قدر پرسيد. امام عليه السلام به او نوشت: «از آنچه درباره قدر به ما اهل بيت رسيده و برايت توضيح مى دهم، پيروى كن كه هر كس به خير و شرّ قدر، ايمان نياورد، كافر شده است و هر كس معصيت [انسان ها] را بر عهده خداى عز و جل بگذارد، فسق و فجور ورزيده و افترايى بزرگ به خدا بسته است. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به اجبار، اطاعت نمى شود و به چيره شدن بر او، نافرمانى نمى گردد و بندگان را در هلاكت، مهمل نمى گذارد؛ بلكه او مالك چيزى است كه به مِلكيت آنان درآورده است و بر چيزى كه ايشان را به آن قادر كرده، قادر است. پس اگر بندگان، تصميم به فرمان بُردارى بگيرند،

۱.في المصدر: «فإن فعل»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.في المصدر: «عليهم»، والتصويب من بحار الأنوار.
۳.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار.
۴.الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام: ص 408 ح 118، بحار الأنوار: ج 5 ص 123 ح 71.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۲