فیلترها
نتایج جستجو برای «غسل»: ۱۸۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
بحار الأنوارـ در مناجاتى كه جبرئيل عليه السلام براى پيامبر خدا به ارمغان آورد ـ: بار خدايا! گناهان مرا با توبه پاك كن و با پذيرش توبه، عيب هايم را شستشو ده و آن را صيقل دهنده زنگارهاى دل، و تيزبينى خرد قرار ده.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: مَن كانَ ذاكِرا للّهِِ عَلَى الحَقيقَةِ فَهُوَ مُطيعٌ، ومَن كانَ غافِلاً عَنهُ فَهُوَ عاصٍ. وَالطّاعَةُ عَلامَةُ الهِدايَةِ، وَالمَعصِيَةُ عَلامَةُ الضَّلالَةِ، وأصلُهُما مِنَ الذِّكرِ وَالغَفلَةِ.
فَاجعَل قَلبَكَ قِبلَةً لِلِسانِكَ، لا تُحَرِّكهُ إلّا بِإِشارَةِ القَلبِ، ومُوافَقَةِ العَقلِ، ورِضَى الإيمانِ؛ فَإِنَّ اللّهَ عالِمٌ بِسِرِّكَ وجَهرِكَ، وهُوَ عالِمٌ بِما فِي الصُّدورِ فَضلاً عَن غَيرِهِ.
وكُن كَالنّازِعِ روحَهُ أو كَالواقِفِ فِي العَرضِ الأَكبَرِ، غَيرَ شاغِلٍ نَفسَكَ عَمّا عَناك مِمّا كَلَّفَكَ بِهِ رَبُّكَ؛ في أمرِهِ ونَهيِهِ ووَعدِهِ ووَعيدِهِ. وَاغسِل قَلبَكَ بِماءِ الحُزنِ، ولا تَشغَلها بِدونِ ما
مصباح الشريعهـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: كسى كه حقيقتا به ياد خداوند باشد، فرمان بُردار خداست و كسى كه از خدا غافل باشد، نافرمان است. فرمان بُردارى، نشانه ره يافتگى است و نافرمانى، نشانه گم راهى، و ريشه اين هر دو، ياد [خدا] و غفلت [از او] است.
پس، دلت را قبله زبانت قرار ده و آن را جز با اشارت دل و موافقت خِرد و رضايت ايمان، مَجُنبان؛ چرا كه خداوند، به نهان و آشكار تو داناست و به آنچه در سينه هاست، آگاه است، چه رسد به آنچه در غير سينه هاست [و از اعمال ظاهر است].
و همانند كسى باش كه در حال جان كندن است، يا همانند كسى كه در صحنه بزرگ [قيامت براى حسابرسى]ايستاده است، و خويشتن را از وظيفه اى كه پروردگارت بر عهده تو نهاده است (يعنى امر و نهى و وعده و تهديدش)،
عنه عليه السلام:لَرُبَّما تَرَكَ فِي افتِتاحِ أمرٍ بَعضُ شيعَتِنا «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»، فَيَمتَحِنُهُ اللّهُ بِمَكروهٍ؛ لِيُنَبِّهَهُ عَلى شُكرِ اللّهِ تَعالى وَالثَّناءِ عَلَيهِ، ويَمحُوَ عَنُه وَصمَةَ تَقصيرِهِ عِندَ تَركِهِ قَولَ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ».
لَقَد دَخَلَ عَبدُ اللّهِ بنُ يَحيى عَلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام وبَينَ يَدَيهِ كُرسِيٌّ، فَأَمَرَهُ بِالجُلوسِ عَلَيهِ، فَجَلَسَ، فَمالَ بِهِ حَتّى سَقَطَ عَلى رَأسِهِ، فَأَوضَحَ ۱ عَن عَظمِ رَأسِهِ وسالَ الدَّمُ، فَأَمَرَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام بِماءٍ فَغَسَلَ عَنهُ ذلِكَ الدَّمَ.
ثُمَّ قالَ: اُدنُ مِنّي، فَدَنا مِنهُ، فَوَضَعَ يَدَهُ عَلى موضِحَتِهِ ـ وقَد كانَ يَجِدُ مِن ألَمِها ما لا صَبرَ
امام صادق عليه السلام:گاه يكى از شيعيان ما، در آغاز كارى، گفتنِ «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را ترك مى گويد و از اين رو، خداوند، او را به امر ناخوشايندى گرفتار مى سازد تا وى را متوجّه سپاس گزارى از خداوند بزرگ و ثناى او گردانَد و لكّه ننگِ تقصير در ترك «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را از او بزدايد.
يك بار عبد اللّه بن يحيى نزد امير مؤمنان رفت. جلو ايشان چهارپايه اى بود و به عبد اللّه فرمود كه روى آن چهارپايه بنشيند. تا عبد اللّه نشست، چهارپايه كج شد و او به سر افتاد و سرش شكست و خون جارى شد. امير مؤمنان دستور داد آب آوردند و خونش را شست. سپس فرمود: «نزديك من بيا».
عبد اللّه نزديك شد. ايشان دستش را بر شكاف سر او ـ كه از شدّت درد آن، تاب نمى آورد ـ نهاد و بر آن، دست كشيد و در آن، آب دهان انداخت.
تاريخ دمشق عن منيب:رَأيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي الجَاهِليَّةِ وهُوَ يَقولُ: أيُّها النَّاسُ، قولوا: لا إلهَ إلَا اللّهُ تُفلِحوا، فَمِنهُم مَن تَفَلَ في وَجهِهِ، ومِنهُم مَن حَثا عَلَيهِ التُّرابَ، ومِنهُم مَن سَبَّهُ، فَأقبَلَت جارِيَةٌ بِعُسٍّ مِن ماءٍ فَغَسَلَ وَجهَهُ ويَدَيهِ وقالَ: يا بُنَيَّةُ، اصبِري ولا تَحزَني ولا تخافي عَلى أبيكِ غَلَبَةً ولا ذُلّاً.
فَقُلتُ: مَن هذهِ؟ فَقالوا: زَينَبُ بِنتُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهِيَ جارِيَةٌ وَصيفٌ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از مُنيب ـ: در جاهليّت، پيامبر خدا را ديدم كه مى فرمود: «اى مردم! بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد»؛ امّا بعضى به صورت او، آب دهان مى انداختند و بعضى به رويش خاك مى پاشيدند و بعضى دشنامش مى دادند. در اين هنگام، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله صورت و دست هاى خود را شست و فرمود: «دختركم! شكيبا باش و براى مغلوبيّت و خوارى پدرت، اندوهگين مباش».
من پرسيدم: اين دخترك كيست؟
گفتند: زينب، دختر پيامبر خداست و او دختركى نوجوان بود.
۱.تاريخ دمشق: ج 57 ص 188.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِمَن سَأَلَهُ: هَل يَنفَعُ البِرُّ بَعدَ الفُجورِ؟ ـ: نَعَم؛ إنَّ التَّوبَةَ تَغسِلُ الحَوبَةَ، وإنَّ الحَسَناتِ يُذهِبنَ السَّيِّئاتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به كسى كه پرسيد: آيا پس از گناه، نيكى كردن سود مى بخشد؟ ـ: آرى؛ توبه، گناه را مى شويد و نيكى ها، بدى ها را از بين مى برند.
۱.تاريخ دمشق: ج 3 ص 472.
امام صادق عليه السلام:به پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داده شد كه مردى مجروح و آسيب ديده، جُنُب شد و به وى گفته شد غسل كند. او هم غسل كرد و سپس سرما خورد و لرزيد و از دنيا رفت.
پيامبر خدا فرمود: «او را كُشتند. خداوند آنان را بكُشد! همانا داروى درمانده [از پاسخ]، پرسيدن [از دانا]است».
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های تربیتیتربیت جوانمهم ترین چیزهایی که برای جوان +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّما مَثَلُ الصَّلاةِ فيكُم كَمَثَلِ السَّريِّ ـ وهُوَ النَّهرُ ـ عَلى بابِ أحَدِكُم يَخرُجُ إلَيهِ فِياليَومِ واللَّيلَةِ، يَغتَسِلُ مِنهُ خَمسَ مَرّاتٍ، فَلَم يَبقَ الدَّرَنُ مَعَ الغَسلِ خَمسَ مَرّاتٍ، ولَم تَبقَ الذُّنوبُ مَعَ الصَّلاةِ خَمسَ مَرّاتٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل نماز در ميان شما، مَثَل جوى آبى است كه بر خانه يكى از شما روز و شب روان باشد و او پنج بار خود را در آن بشويد. پس [همان گونه كه] هيچ چركى با پنج بار شستن باقى نمى ماند، گناهان نيز با پنج بار نماز خواندن، باقى نمى مانند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 211 ح 640.
الخرائج والجرائح:إنَّ عَلِيّا عليه السلام بَكى يَوما، وقالَ: ماتَت اُمّي، فَنَهَضَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقالَ:
هِيَ وَاللّهِ اُمّي حَقّا، ما رَأَيتُ مِن عَمّي شَيئا إلّا وقَد رَأَيتُ مِنها أكثَرَ مِنهُ.
ثُمَّ صاحَ: يا اُمَّ سَلَمَةَ! هذِهِ بُردَتي فَأَزِّريها فيها، وهذِهِ قَميصي فَدَرِّعيها فيها، وهذا رِدائي فَأدرِجيها فيهِ، فَإِذا فَرَغتِ مِن غُسلِها فَأَعلِميني.
فَأَعلَمَتهُ اُمُّ سَلَمَةَ، فَحَمَلَها عَلى سَريرِها ثُمَّ صَلّى عَلَيها، ثُمَّ نَزَلَ لَحدَها فَلَبِثَ ما شاءَ اللّهُ لا يُسمَعُ لَهُ إلّا هَمهَمَةٌ.
ثُمَّ صاحَ: يا فاطِمَةُ!
قالَت: لَبَّيكَ يا رَسولَ اللّهِ.
قالَ: هَل رَأَيتِ ما ضَمِنتُ لَكِ؟
قالَت: نَعَم، فَجَزاكَ اللّهُ عَنّي فِي المَحيا وَالمَماتِ
الخرائج و الجرائح:روزى، على عليه السلام گريست و گفت: مادرم درگذشت.
پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و فرمود: «به خدا سوگند كه او، به راستى، مادر من نيز هست. هيچ محبّتى از عمويم نديدم، مگر آن كه بيشتر از آن را از او ديدم».
سپس صدا زد: «اى اُمّ سلمه! اين بُردِ مرا به كمرش ببند و اين پيراهنم را به بالاتنه اش بپوشان و اين ردايم را بر او بپوشان و چون غسلش دادى، مرا خبر كن».
اُمّ سلمه پيامبر صلى الله عليه و آله را خبر كرد. ايشان، جنازه را بر تابوت نهاد و سپس بر او نماز گزارد و آن گاه وارد قبر شد. مدّتى گذشت و جز زمزمه اى از ايشان شنيده نمى شد. سپس [پيامبر صلى الله عليه و آله رو به جنازه]صدا زد: «فاطمه!».
او گفت: بله، اى پيامبر خدا!
فرمود: «آيا آنچه را برايت ضمانت كرده بودم، ديدى؟».
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیدعا و ذکرکسانی که پیامبر صلی الله علیه و آله برایشان +1 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَغتَسِلُ في شَهرِ رَمَضانَ فِي العَشرِ الأَواخِرِ في كُلِّ لَيلَةٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، در دهه آخر ماه رمضان، هر شبْ غسل مى كرد.
۱.الإقبال: ج 1 ص 358.
سنن ابن ماجة عن الفاكه بن سعد:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَغتَسِلُ يَومَ الفِطرِ، ويَومَ النَّحرِ، ويَومَ عَرَفَةَ. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از فاكه بن سعد ـ: پيامبر خدا، روز عيد فطر، روز عيد قربان و روز عرفه، غسل مى كرد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 417 ح 1316 و 1315.
سنن الترمذي عن ابن عُمَر:اِغتَسَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله لِدُخولِهِ مَكَّةَ بِفَخٍّ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله براى ورود به مكّه، در فَخ، غسل كرد.
۱.سنن الترمذي: ج 3 ص 208 ح 852.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:غَسلُ الإِناءِ وطَهارَةُ الفِناءِ يورِثانِ الغَناءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شستن ظرف ها و پاكيزه نگاه داشتن صحن خانه، سبب توانگرى است.
۱.تاريخ بغداد: ج 12 ص 92 الرقم 6509.
عنه صلى الله عليه و آله:البِطّيخُ قَبلَ الطَّعامِ يَغسِلُ البَطنَ غَسلاً، ويَذهَبُ بِالدّاءِ أصلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خربزه پيش از غذا، شكم را كاملاً مى شويد و بيمارى را از ريشه مى كَند.
۱.تاريخ دمشق: ج 6 ص 102.
صحيح البخاري عن سهل بن سعد الساعدي:لَمّا كُسِرَت عَلى رَأسِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله البَيضَةُ، واُدمِيَ وَجهُهُ وكُسِرَت رَبَاعِيَتُهُ ۱، وكانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَختَلِفُ بِالماءِ فِي المِجَنِّ، وجاءَت فاطِمَةُ عليهاالسلام تَغسِلُ عَن وَجهِهِ الدَّمَ، فَلَمّا رَأَت فاطِمَةُ عليهاالسلام الدَّمَ يَزيدُ عَلَى الماءِ كَثرَةً، عَمَدَت إلى حَصيرٍ فَأَحرَقَتها، وألصَقَتها عَلى جُرحِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَرَقَأَ الدَّمُ. ۲
صحيح البخارىـ به نقل از سهل بن سعد ساعدى ـ: هنگامى كه كلاه خود بر سرِ پيامبر خدا شكست، چهره وى به خون نشست و دندان رباعىِ ۳ ايشان نيز شكست. على عليه السلام با سپر، آب مى آورد و فاطمه عليهاالسلامـ كه بِدان جا آمد ـ خون را از چهره ايشان مى شست. فاطمه عليهاالسلام چون مشاهده كرد كه خون بر آب غلبه دارد، حصيرى را برداشت و سوزانْد و اين سوزانده را به زخم پيامبر خدا چسباند و پس از آن، خون، فرو نشست.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن غَسَلَ يَدَهُ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ عاشَ في سَعَةٍ، وعوفِيَ مِن بَلوى في جَسَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس قبل از غذا و بعد از آن، دست هايش را بشويد، پيوسته در گشايش زندگى خواهد كرد و تنش سالم خواهد ماند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 358 ح 4265.
موسَى بنُ عَبدِ اللّهِ النَّخَعِيُّ:قُلتُ لِعَلِيِّ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيِّ بنِ موسَى بنِ جَعفَرِ ابنِ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليهم السلام: عَلِّمني يَا بنَ رَسولِ اللّهِ قَولاً أقولُهُ بَليغًا كامِلاً إذا زُرتُ واحِدًا مِنكُم، فَقالَ: إذا صِرتَ إلَى البابِ فَقِف واشهَدِ الشَّهادَتَين، وأنتَ عَلى غُسلٍ. ثُمَّ قُل: السَّلامُ عَلَيكُم يا أهَلَ بَيتِ النُّبُوَّةِ، ومَعدِنَ الرِّسالَةِ، ومُختَلَفَ المَلائِكَةِ، ومَهبَطَ الوَحيِ، ومَعدِنَ الرَّحمَةِ، وخُزّانَ العِلمِ، ومُنتَهَى الحِلمِ، واُصولَ الكَرَمِ، وقادَةَ الاُمَمِ، وأولِياءَ النِّعَمِ، وعناصِرَ الأَبرارِ، ودَعائِمَ الأَخيارِ، وساسَةَ العِبادِ، وأركانَ البِلادِ، وأبوابَ الإِيمانِ، واُمَناءَ
موسى بن عبداللّه نخعى:به على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام عرض كردم: اى فرزند رسول خدا به من كلام بليغ و كاملى بياموز كه هرگاه به زيارت يكى از شما آمدم، عرض كنم. فرمود: هرگاه به در رسيدى بايست و شهادتين را بگو و اين در حالى است كه تو پاكى. سپس بگو: سلام بر شما اى خاندان نبوّت و كان رسالت و جايگاه آمد و شد فرشتگان و مكان فرود آمدن وحى و كان رحمت و گنجوران دانش و پايان خرد و ريشه هاى بخشش و جلوداران امّتها و ولىِّ نعمتها و بنيادهاى نيكان و پايه هاى نيكوكاران و اداره كنندگان بندگان و بنيانهاى شهرها و درهاى ايمان و معتمدان خداى رحمان و سلاله پيامبران و برگزيده رسولان و خاندان نيك خداى جهانيان و رحمت و بركات الهى بر شما باد.
توضيح: به
۱.التهذيب: 6 / 95 / 177، وراجع: ص 156 / 169 من كتابنا هذا.
مُعاذُ بنُ مُسلِمٍ:أدخَلتُ عُمَرَ أخي عَلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام فَقُلتُ لَهُ: هذا عُمَرُ أخي، وهُوَ يُريدُ أن يَسمَعَ مِنكَ شَيئًا، فَقالَ لَهُ: سَل عَمّا شِئتَ.
فَقالَ: أسأَلُكَ عَنِ الَّذي لا يَقبَلُ اللّهُ مِنَ العِبادِ غَيرَهُ ولا يَعذِرُهُم عَلى جَهلِهِ، فَقالَ: شَهادَةُ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وأنَّ مُحَمَّدًا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله والصَّلواتُ الخَمسُ وصِيامُ شَهرِ رَمَضانَ والغُسلُ مِنَ الجَنابَةِ وحَجُّ البَيتِ والإِقرارُ بِما جاءَ مِن عِندِ اللّهِ جُملَةً، والاِئتِمامُ بِأَئِمَّةِ الحَقِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ.
فَقالَ عُمَرُ: سَمِّهِم لي أصلَحَكَ اللّهُ، فَقالَ: عَلِيٌّ أميرُ المُؤمِنينَ، والحَسَنُ والحُسَينُ، وعَلِيُّ بنُ الحُسَينِ ومُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍّ،
معاذ بن مسلم مى گويد:برادرم عمر را خدمت امام صادق عليه السلامبردم و گفتم: اين برادر من، عمر است. او مى خواهد از شما چيزى بشنود. حضرت به او فرمود: درباره هر چه مى خواهى بپرس.
عمر گفت: از شما پيرامون چيزى پرسش دارم كه خداوند جز با آن، عمل بندگان را نپذيرد و نادانى نسبت به آن را از هيچ كس قبول نكند.امام عليه السلامفرمود: گواهى به اين كه جز «اللّه» خدايى نيست و محمّد صلى الله عليه و آله فرستاده خداست و نيز پرداختن به نمازهاى پنجگانه و روزه ماه رمضان و غُسل جنابت و حجّ خانه خدا و اعتراف به هر آن چه از نزد خدا آمده است و پيشوا قرار دادن امامان حقّ، از خاندان محمّد.
عمر گفت: آنها را براى من نام ببريد. امام عليه السلام فرمود: على اميرمؤمنان، حسن و حسين، على بن الحسين و محمّد بن على و خداوند خير
۱.المحاسن: 1 / 450 / 1037، شرح الأخبار: 1 / 224 / 209 وفيه «وأنّ محمّدًا رسول اللّه والطهارة والصلاة والزكاة وصوم شهر رمضان وحجّ البيت الحرام لمن استطاع إليه سبيلاً والجهاد لمن قدر عليه والائتمام مع ذلك بأئمّة الحقّ.».
أنَسٌ:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن أشَدِّ النّاسِ لُطفًا بِالنّاسِ، فَوَاللّهِ ما كانَ يَمتَنِعُ في غَداةٍ بارِدَةٍ مِن عَبدٍ ولا أمَةٍ ولا صَبِيٍّ أن يَأتِيَهُ بِالماءِ فَيَغسِلَ وَجهَهُ وذِراعَيهِ، وما سَأَلَهُ سائِلٌ قَطُّ إلاّ أصغى إلَيهِ، فَلَم يَنصَرِف حَتّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنصَرِفُ عَنهُ، وما تَناوَلَ أحَدٌ بِيَدِهِ قَطُّ إلاّ ناوَلَها إيّاهُ، فَلَم يَنزِع حَتّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنزِعُها مِنهُ ۱.
انس:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مهربان ترين فرد با مردم بود. به خدا سوگند ابايى نداشت كه در بامدادى سرد، براى برده اى يا كنيزى يا كودكى آب بياورد تا آن شخص دست و رويش را بشويد و هيچ طالبى از او چيزى طلب نكرد، مگر اين كه به سخنان او گوش مى داد و از نزد وى نمى رفت تا آن كه او، پيامبر را ترك كند و هيچ كس دست به طرف پيامبر صلى الله عليه و آله دراز نمى كرد مگر آن كه حضرت صلى الله عليه و آله آن را مى گرفت و دستش را از دست او نمى كشيد تا وقتى كه وى دستش را (عقب) بكشد.
۱.حلية الأولياء: 3 / 26.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَعالى: «نَضْرَةَ النَّعِيمِ» ـ: هِيَ عَينٌ فِي الجَنَّةِ، يَتَوَضَّؤُونَ مِنها وَيَغتَسِلُونَ، فَتَجرِي عَلَيهِم نَضرَةُ النَّعِيمِ. ۱
امام على عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «طراوت نعمت» ـ: آن، چشمه اى است در بهشت كه از آن، وضو مى گيرند و غسل مى كنند. پس طراوت نعمت، بر آنان جارى مى شود.
۱.الدرّ المنثور: ج 8 ص 451، كنز العمّال: ج 2 ص 548 ح 4696 كلاهما نقلاً عن ابن المنذر.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان را در ميان آسمان و زمين ديدم كه حنظله را با آب ابرها در تشت هايى سيمين، غسل مى دهند.
۱.المُزنَة: المَطْرَةُ، والمُزن: السحاب عامّة، وقيل: السحاب ذو الماء واحدته مُزنة (لسان العرب: ج 13 ص 406 «مزن»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 159 ح 445، تفسير القمّي: ج 1 ص 118 وفيه «ذهب» بدل «فضّة» و ج 2 ص 110، بحار الأنوار: ج 20 ص 47 ح 2؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج 14 ص 271 عن الواقدي، تاريخ دمشق: ج 27 ص 424 و ليس فيه ذيله من «بماء المُزن.»، كنز العمّال: ج 11 ص 674 ح 33257 نقلاً عن ابن سعد عن خزيمة بن ثابت.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله +1 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۸۲