فیلترها
نتایج جستجو برای «طینت»: ۲۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ أن يَحيا حَياةً تُشبِهُ حَياةَ الأَنبِياءِ ويَموتَ ميتَةً تُشبِهُ ميتَةَ الشُّهَداءِ ويَسكُنَ الجِنانَ الَّتي غَرَسَهَا الرَّحمنُ فَليَتَوَلَّ عَلِيًّا وَليُوالِ وَلِيَّهُ وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدِهِ، فَإِنَّهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي. اللّهُمَّ ارزُقهُم فَهمي وعِلمي، ووَيلٌ لِلمُخالِفينَ لَهُم مِن اُمَّتي، اللّهُمَّ لا تُنِلهُم شَفاعَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دوست دارد مانند پيامبرانْ زندگى كند و مرگى چون مرگ شهيدان داشته باشد و در بهشتى كه خداى رحمان كاشته است، ساكن شود، بايد از على پيروى كند و با دوستِ او دوستى كند و به امامانِ پس از او اقتدا نمايد؛ چرا كه ايشان، عترت من اند و از طينت من، آفريده شده اند. بار خدايا! فهم و دانش مرا روزىِ ايشان فرما. واى بر آن دسته از امّت من كه مخالفت آنان كند! بار خدايا! شفاعت مرا شامل حالِ اين گونه مردمان مگردان!
۱.الكافي: ج 1 ص 208 ح 3.
الإمام عليّ عليه السلامـ في صِفَةِ خَلقِ آدَمَ عليه السلام ـ: ثُمَّ جَمَعَ سُبحانَهُ مِن حَزنِ الأَرضِ وسَهلِها، وعَذبِها وسَبخِها، تُربَةً سَنَّها بِالماءِ حَتّى خَلَصَت. ثُمَّ نَفَخَ فيها مِن روحِهِ فَمَثُلَت إنسانا ذا أذهانٍ يُجيلُها ۱، وفِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِها، وجَوارِحَ يَختَدِمُها، وأدَواتٍ يُقَلِّبُها، ومَعرِفَةٍ يَفرُقُ بِها بَينَ الحَقِّ وَالباطِلِ، وَالأَذواقِ وَالمَشامِّ، وَالأَلوانِ وَالأَجناسِ، مَعجونا بِطينَةِ الأَلوانِ المُختَلِفَةِ، وَالأَشباهِ المُؤتَلِفَةِ، وَالأَضدادِ المُتَعادِيَةِ، وَالأَخلاطِ المُتَبايِنَةِ، مِنَ الحَرِّ وَالبَردِ، وَالبَلَّةِ وَالجُمودِ. ۲
امام على عليه السلامـ در بيان آفرينش آدم عليه السلام ـ: سپس، خداوند سبحان، از [قسمت هاى]درشت و نرم زمين، و شيرين و شور آن، قدرى خاك گرد كرد و بر آن آب ريخت تا خالص گرديد. آن گاه از روح خود در آن دميد. پس به صورت انسانى درآمد، داراى ذهن هايى كه آنها را به تكاپو مى اندازد، و انديشه اى كه آن را به كار مى اندازد و اندام هايى كه به خدمت مى گيرد، و ابزارهايى كه آنها را زير و رو مى كند، و [نيروى] شناختى كه با آن، درست و نادرست، و چشيدنى ها و بوييدنى ها، و رنگ ها و جنس ها را، تميز مى دهد؛ [انسانى]آميخته به طينتى با رنگ هاى گوناگون، و چيزهايى همانند و همساز، و چيزهايى ناساز و هم ستيز، و اخلاطى ناهمگون، چون گرمى و سردى و تَرى و خشكى.
عنه عليه السلام:عِرفانُ المَرءِ نَفسَهُ أن يَعرِفَها بِأَربَعِ طَبائِعَ، وأربَعِ دَعائِمَ، وأربَعَةِ أركانٍ؛ فَطَبايِعُهُ: الدَّمُ وَالمِرَّةُ وَالريحُ وَالبَلغَمُ. ودَعائِمُهُ: العَقلُ، ومِنَ العَقلِ الفَهمُ وَالحِفظُ ۱. وأركانُهُ: النّورُ وَالنّارُ وَالرّوحُ وَالماءُ. وصورَتُهُ طينَتُهُ ۲. فَأَبصَرَ بِالنّورِ، وأكَلَ وشَرِبَ بِالنّارِ، وجامَعَ وتَحَرَّكَ بِالرّوحِ. ووَجَدَ طَعمَ الذَّوقِ وَالطَّعامِ بِالماءِ. فَهذا تَأسيسُ صورَتِهِ. ۳
امام صادق عليه السلام:خودشناسى انسان، اين است كه بداند داراى چهار طبع و چهار ستون و چهار رُكن است. چهار طبع او عبارت اند از: خون و صفرا و باد و بلغم. ستون هايش عبارت اند از: خِرد كه از خِرد فهم و حافظه مايه مى گيرد. و اركانش عبارت اند از: نور و آتش و روح و آب. و صورتش سرشت اوست، پس با نور مى بيند، به واسطه آتش [حرارت مزاج] مى خورد و مى آشامد، به واسطه روح، مجامعت مى كند و حركت مى كند، و به واسطه آب، مزه چشايى ها و غذا را حس مى كند. اين است بنياد صورت او.
نَوفُ بنُ عَبدِاللّهِ البِكاليُّ:قال لي عَلِيٌّ عليه السلام: يا نَوفُ، خُلِقنا مِن طينَةٍ طَيِّبَةٍ، وخُلِقَ شيعَتُنا مِن طينَتِنا، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ اُلحِقوا بِنا.
فَقُلتُ: صِف لي شيعَتَكَ يا أميرَالمُؤمِنينَ. فَبَكى لِذِكري شيعَتَهُ، ثُمَّ قالَ: يا نَوفُ، شيعَتي واللّهِ الحُلَماءُ العُلَماءُ بِاللّهِ ودينِهِ، العامِلونَ بِطاعَتِهِ وأمرِهِ، المُهتَدونَ بِحُبِّهِ، أنضاءُ عِبادَةٍ، أحلاسُ زَهادَةٍ، صُفرُ الوُجوهِ مِنَ التَّهَجُّدِ، عُمشُ العُيونِ مِنَ البُكاءِ، ذُبُلُ الشِّفاهِ مِنَ الذِّكرِ، خُمصُ البُطونِ مِنَ الطَّوى، تُعرَفُ الرَّبّانِيَّةُ في وُجوهِهِم، والرَّهبانِيَّةُ في سَمتِهِم. مَصابيحُ كُلِّ ظُلمَةٍ، ورَيحانُ كُلِّ قَبيحٍ، لا يَثنونَ مِنَ المُسلِمينَ سَلَفًا، ولا
نوف بن عبداللّه بكالى:حضرت على عليه السلام به من فرمود: اى نوف! ما از سرشتى پاك آفريده شده ايم و شيعيان ما از سرشت ما آفريده شده اند، پس هرگاه روز رستخير فرا رسد آنها به ما بپيوندند.
رض كردم: يا اميرالمؤمنين! شيعه خودت را براى من توصيف كن. حضرت عليه السلاماز ين كه من نام شيعه او را آوردم، گريست و سپس فرمود: اى نوف! به خدا سوگند، شيعه من شكيبا هستند و به خدا و دين، آگاهند و به طاعت و امر الهى مشغولند و در پرتو محبّت او ره مى يابند، فرسودگان عبادتند و ملازمان زهد و از شب زنده دارى، چهره هايى زار و نزار دارند، چشمانشان از گريه فرو رفته است و لبهايشان از ذكر به خشكى گراييده است و شكمهايشان از گرسنگى، تو رفته و رنگ خدايى در چهره شان هويدا و پارسايى در سيماى آنها پيداست. چراغهاى هر تاريكى هستند
۱.أمالي الطوسيّ: 576 / 1189.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن سَرَّهُ أن يَحيا حَياتي ويَموتَ مَماتي ويَسكُنَ جَنَّةَ عَدنٍ غَرَسَها رَبّي فَليُوالِ عَلِيًّا مِن بَعدي وَليُوالِ وَلِيَّهُ، وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدي، فَإِنَّهُم عِترَتي، خُلِقوا مِن طينَتي، رُزِقُوا فَهمًا وعِلمًا، ووَيلٌ لِلمُكَذِّبينَ بِفَضلِهِم مِن اُمَّتي، القاطِعينَ فيهِم صِلَتي، لا أنالَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركس خوشحال مى شود كه مانند من زندگى كند و مانند من از دنيا برود و در بهشت برينى كه پروردگارم آن را كاشته است ساكن شود، پس بايد پس از من على را دوست بدارد و دوست او را نيز دوست دارد و به امامان پس از من اقتدا كند؛ زيرا آنان عترت منند، از طينت من آفريده شده اند، فهم و دانش روزى شده اند، واى بر آن دسته از امّت من كه فضل و برترى ايشان را انكار كنند و حرمت خويشاوندى من با آنان رانگه ندارند؛ خدا شفاعتم را نصيب ايشان نكناد.
۱.حلية الأولياء: 1 / 86، تاريخ دمشق «ترجمة الإمام عليّ عليه السلام»: 2 / 95 / 596، فرائد السمطين: 1 / 53 / 18، كنز العمّال: 12 / 103 / 34198 وفيه «بأهل بيتي» بدل «بالأئمّة» كلّها عن ابن عبّاس، أمالي الطوسيّ: 578 / 1195 نحوه عن أبي ذرّ، المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 292، وراجع بصائر الدرجات: 48 ـ 52، ينابيع المودّة: 1 / 379 / 2.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ أن يَحيا حَياةً تُشبِهُ حَياةَ الأَنبِياءِ ويَموتَ ميتَةً تُشبِهُ ميتَةَ الشُّهَداءِ ويَسكُنَ الجِنانَ الَّتي غَرَسَهَا الرَّحمنُ فَليَتَوَلَّ عَلِيًّا وَليُوالِ وَلِيَّهُ وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدِهِ، فَإِنَّهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي. اللّهُمَّ ارزُقهُم فَهمي وعِلمي، ووَيلٌ لِلمُخالِفينَ لَهُم مِن اُمَّتي، اللّهُمَّ لا تُنِلهُم شَفاعَتي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دوست دارد كه مانند پيامبران زندگى كند و مرگى چون مرگ شهيدان داشته باشد و در بهشتى كه خداى رحمان كاشته است ساكن شود بايد از على پيروى كند و با دوست او دوستى كند و به امامانِ پس از او اقتدا نمايد؛ زيرا كه ايشان عترت منند و از طينت من آفريده شده اند. بار خدايا! فهم و دانش مرا روزى ايشان فرما. واى بر آن دسته از امّت من كه مخالفت آنان كنند؛ بار خدايا! شفاعت مرا شامل حال اين مردمان مگردان.
۱.الكافي: 1 / 208 / 3 عن سعد بن طريف عن الإمام الباقر عليه السلام.
الأَصبَغُ بنُ نُباتَةَ:كُنتُ عِندَ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام قاعِدًا، فَجاءَ رَجُلٌ فَقالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، وَاللّهِ إنّي لاَُحِبُّكَ (فِي اللّهِ)، فَقالَ: صَدَقتَ، إنَّ طينَتَنا مَخزونَةٌ، أخَذَ اللّهُ ميثاقَها مِن صُلبِ آدَمَ، فَاتَّخِذ لِلفَقرِ جِلبابًا، فَإِنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: وَاللّهِ يا عَلِيُّ، إنَّ الفَقرَ لَأَسرَعُ إلى مُحِبّيكَ مِنَ السَّيلِ إلى بَطنِ الوادي ۱.
اصبغ بن نباته:در خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام نشسته بودم كه مردى آمد و عرض كرد: اى اميرالمؤمنين! به خدا قسم كه من تو را [به خاطر خدا]دوست مى دارم. حضرت فرمود: راست گفتى، همانا طينت ما در خزانه الهى بود و خداوند از پشت آدم براى آن پيمان گرفت؛ پس تن پوشى براى فقر برگير؛ زيرا كه شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: اى على، به خدا سوگند كه فقر به سوى دوستداران تو، شتابنده تر مى آيد تا شتاب سيل به درون درّه.
۱.المؤمن: 16 / 5، أعلام الدين: 432.
الأَصبَغُ بنُ نُباتَةَ:كُنتُ جالِسًا عِندَ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام فَأَتاهُ رَجُلٌ فَقالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ إنّي لاَُحِبُّكَ فِي السِّرِّ كَما اُحِبُّكَ فِي العَلانِيَةِ، قالَ: فَنَكَتَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلامالأَرضَ بِعودٍ كانَ في يَدِهِ ساعَةً، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ: كَذَبتَ وَاللّهِ، ما أعرِفُ وَجهَكَ فِي الوُجوهِ، ولاَ اسمَكَ فِي الأَسماءِ.
فَعَجِبتُ مِن ذلِكَ عَجَبًا شَديدًا، فَلَم أبرَح حَتّى أتاهُ رَجُلٌ آخَرُ فَقالَ: وَاللّهِ يا أميرَ المُؤمِنينَ، إنّي لاَُحِبُّكَ فِي السِّرِّ كَما اُحِبُّكَ فِي العَلانِيَةِ، فَنَكَتَ بِعودِهِ ذلِكَ فِي الأَرضِ طَويلاً ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ: صَدَقتَ، إنّ طينَتَنا طينَةٌ مَرحومَةٌ، أخَذَ اللّهُ ميثاقَها يَومَ أخَذَ
اصبغ بن نباته:در خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام نشسته بودم كه مردى آمد و عرض كرد: اى اميرالمؤمنين! من تو را در باطن همان قدر دوست دارم كه در ظاهر دوستت مى دارم. اصبغ مى گويد: اميرالمؤمنين عليه السلام با نوك چوبى كه در دست داشت مدتى متفكرانه به زمين زد و آن گاه سر برداشت و فرمود: به خدا كه دروغ مى گويى، من نه چهره تو را در ميان چهره ها (ى دوستدارانم) مى بينم و نه نامت را در ميان نامها.
من از اين سخن سخت تعجب كردم. چندى نگذشت كه مرد ديگرى آمد و عرض كرد: به خدا قسم اى اميرالمؤمنين من تو را در باطن همان گونه دوست دارم كه در ظاهر دوستت مى دارم. حضرت اين بار نيز با نوك همان چوبش مدت طولانى به زمين زد و سپس سرش را بلند كرد و فرمود: راست مى گويى، به راستى كه طينت ما طينتى رحمت شده است، خداوند در
۱.أمالي الطوسيّ: 409 / 921، وراجع بصائر الدرجات: 390 و391، الاختصاص: 311 و 312.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ لِكُلِّ بَني أبٍ عَصَبَةً يَنتَمونَ إلَيها إلاّ وُلدَ فاطِمَةَ، فَأَنَا وَلِيُّهُم وأنَا عَصَبَتُهُم، وهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي، وَيلٌ لِلمُكَذِّبينَ بِفَضلِهِم، مَن أحَبَّهُم أحَبَّهُ اللّهُ، ومَن أبغَضَهُم أبغَضَهُ اللّهُ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرزندان هر پدرى براى خود، قوم و طايفه اى دارند كه خود را به او نسبت مى دهند، مگر فرزندان فاطمه كه من ولّى و قوم آنها هستم و آنان عترت منند و از طينت من آفريده شده اند. واى بر كسانى كه فضيلت آنان را تكذيب كنند؛ هر كه آنها را دوست بدارد، خداوند دوستش بدارد و هركه ايشان را دشمن بدارد خداوند او را دشمن بدارد.
۱.كنزالعمّال: 12 / 98 / 34168 عن ابن عساكر عن جابر؛ بشارة المصطفى: 40 عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله: لَعَنَ اللّهُ الخَمرَ وغارِسَها وعاصِرَها وشارِبَها. مَن شَرِبَها لَم يَقبَلِ اللّهُ لَهُ صَلاةً أربَعينَ يَوما، فَإِن ماتَ وفي بَطنِهِ شَيءٌ مِن ذلِكَ كانَ حَقّا عَلَى اللّهِ عز و جل أن يَسقِيَهُ مِن طينَةِ خَبالٍ؛ وهِيَ صَديدُ أهلِ النّارِ وما يَخرُجُ مِن فُروجِ الزُّناةِ، فَيَجتَمِعُ ذلِكَ في قُدورِ جَهَنَّمَ فَيَشرَبُهُ أهلُ النّارِ، فَيُصهَرُ بِهِ ما في بُطونِهِم وَالجُلودُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خدا لعنت كند شراب را و كِشت كننده [درخت] آن را و افشرنده شراب را و نوشندهاش را.! كسى كه آن را بنوشد، خداوند تا چهل روز نمازش را نمىپذيرد و اگر بميرد و قطرهاى از آن در شكمش باشد، بر خداوند عز و جل است كه از «طينت خبال» به او بنوشاند و آن، زردابه بدن دوزخيان و چركابهاى است كه از فرج زنان زناكار، خارج مىشود. اينها در ديگهاى جهنّم جمع مىشود و اهل آتش آن را مىنوشند، و معده و رودههاى آنها و پوستشان را ذوب مىكند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 8 ح 4968، الأمالي للصّدوق: ص 511 ح 707، مجمع البيان: ج 6 ص 474 نحوه وكلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 309 ح 2655 عن الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحارالأنوار: ج 79 ص 126 ح 5.
الكافي عن عمرو بن أبان: قالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: مَن شَرِبَ مُسكِرا كانَ حَقّا عَلَى اللّهِ عز و جلأن يَسقِيَهُ مِن طينَةِ خَبالٍ. قُلتُ: وما طينَةُ خَبالٍ؟ فَقالَ: صَديدُ فُروجِ البَغايا. ۱
الكافى ـ به نقل از عمرو بن ابان ـ : امام صادق عليه السلام فرمود: «هر كس نوشيدنى مستىآورى بنوشد، بر خداى عز و جلاست كه از طينت خَبال به او بنوشاند».
گفتم: طينت خَبال چيست؟
فرمود: «چركابه فرج زنان روسپى».
۱.. الكافي: ج 6 ص 399 ح 14، تهذيب الأحكام: ج 9 ص 105 ح 454، وسائل الشيعة: ج 17 ص 260 ح 32015.
كفاية الأثر عن إسماعيل بن عبد اللّه عن الحسين بن عليّ عليه السلام:لَمّا أنزَلَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى هذِهِ الآيَةَ: «وَأُوْلُواْ الأَْرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ» ۱ سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن تَأويلِها، فَقالَ:
وَاللّهِ ما عَنى غَيرَكُم، وأنتُم اُولُو الأَرحامِ، فَإِذا مِتُّ فَأَبوكَ عَلِيٌّ أولى بي وبِمَكاني، فَإِذا مَضى أبوكَ فَأَخوكَ الحَسَنُ أولى بِهِ، فَإِذا مَضَى الحَسَنُ فَأَنتَ أولى بِهِ.
قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، فَمَن بَعدي أولى بي؟
فَقالَ: اِبنُكَ عَلِيٌّ أولى بِكَ مِن بَعدِكَ، فَإِذا مَضى فَابنُهُ مُحَمَّدٌ أولى بِهِ مِن بَعدِهِ، فَإِذا مَضى فَابنُهُ جَعفَرٌ أولى بِهِ مِن بَعدِهِ بِمَكانِهِ، فَإِذا مَضى جَعفَرٌ فَابنُهُ موسى أولى بِهِ مِن
كفاية الأثرـ به نقل از اسماعيل بن عبد اللّه، از امام حسين عليه السلام ـ: چون خداى ـ تبارك و تعالى ـ اين آيه را نازل كرد: «و خويشان، نسبت به يكديگر سزاوارترند» ، تأويل آن را از پيامبر خدا پرسيدم. فرمود: «به خدا سوگند، غير از شما را منظور نداشت و شما خويشان هستيد. چون درگذشتم، پدرت على به من و به جايگاهم اولويت دارد و چون پدرت درگذشت، برادرت حسن، اولويت دارد و چون حسن درگذشت، تو بدان اُولى هستى».
گفتم: اى پيامبر خدا! پس از من، چه كسى نسبت به من، سزاوارتر است؟
فرمود: «پسرت على، پس از تو به جايگاهت سزاوارتر است و چون درگذشت، پسرش محمّد، به جايگاهش سزاوارتر است و چون او درگذشت، پسرش جعفر، به جايگاهش سزاوارتر است و چون جعفر درگذشت، پسرش موسى، پس از او به جايگاهش سزاوارتر است و چون موسى
كمال الدين بإسناده عن الحسين بن عليّ عن أبيه عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، أنتَ وَالأَئِمَّةُ مِن وُلدِكَ بَعدي حُجَجُ اللّهِ عز و جلعَلى خَلقِهِ، وأعلامُهُ في بَرِيَّتِهِ، مَن أنكَرَ واحِدا مِنكُم فَقَد أنكَرَني، ومَن عَصى واحِدا مِنكُم فَقَد عَصاني، ومَن جَفا واحِدا مِنكُم فَقَد جَفاني، ومَن وَصَلَكُم فَقَد وَصَلَني، ومَن أطاعَكُم فَقَد أطاعَني، ومَن والاكُم فَقَد والاني، ومَن عاداكُم فَقَد عاداني، لِأَنَّكُم مِنّي، خُلِقتُم مِن طينَتي وأنَا مِنكُم. ۱
كمال الدينـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى على! تو و امامان از نسل تو، پس از من، حجّت هاى خدا بر خلق او هستند و نشانه هاى هدايت در ميان مردمان. هر كس يك تن از آنان را انكار كند، مرا انكار كرده است و هر كس يكى از شما را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است و هر كس به يك نفر از شما جفا كند، به من جفا كرده است و هر كس به شما بپيوندد، به من پيوسته است و هر كس از شما اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و هر كس با شما دوستى كند، با من دوستى كرده است و هر كس با شما دشمنى ورزد، با من دشمنى ورزيده است؛ زيرا شما از گِل من آفريده شده ايد و من از شمايم».
۱.كمال الدين: ص413 ح13 عن محمّد بن الفضيل عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج23 ص97 ح4.
عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي الشّاةِ المَسمومَةِ الَّتي أكَلَ مِنها ـ: ما أصابَني شَيءٌ مِنها إلّا وهُوَ مَكتوبٌ عَلَيَّ وآدَمُ في طينَتِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره گوسفند مسمومى كه از آن خورد ـ: چيزى از آن نصيبم نشد، جز آنچه بر من مقرّر شده بود، در زمانى كه هنوز آدم در ميان گِل خود بود (هنوز آفريده نشده بود).
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1174 ح 3546 عن اُم سلمة.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینقش قضا و قدر در عالم +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:الأَئِمَّةُ اثنا عَشَرَ مِن أهلِ بَيتي، أعطاهُمُ اللّهُ تَعالى فَهمي وعِلمي وحُكمي، وخَلَقَهُم مِن طينَتي، فَوَيلٌ لِلمُتَكَبِّرينَ عَلَيهِم بَعدِيَ، القاطِعينَ فيهِم صِلَتي، ما لَهُم؟ لا أنالَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امامان، دوازده تن از اهل بيت من هستند. خداوند متعال، فهم و دانش و حكمت مرا به ايشان داده و آنان را از سرشت من آفريده است. پس، واى بر آنان كه پس از من، برايشان گردن فرازى كنند و حرمت خويشى آنان با مرا نگه ندارند. اين كسان را چه شده است؟ خدا شفاعت مرا شامل حال آنان نكند!
۱.كمال الدين: ص 281 ح 33 عن إبراهيم بن مهزم عن أبيه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 36 ص 243 ح 52.
الإمام الحسين عليه السلام:جاءَ إلَيهِ ـ أي إلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ـ رَجُلٌ، فَقالَ لَهُ: يا أبَا الحَسَنِ، إنَّكَ تُدعى أميرَ المُؤمِنينَ، فَمَن أمَّرَكَ عَلَيهِم؟ قالَ عليه السلام: اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ أمَّرَني عَلَيهِم.
فَجاءَ الرَّجُلُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أيَصدُقُ عَلِيٌّ فيما يَقولُ: إنَّ اللّهَ أمَّرَهُ عَلى خَلقهِ؟
فَغَضِبَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وقالَ: إنَّ عَلِيّا أميرُ المُؤمِنينَ بِوِلايَةٍ مِنَ اللّهِ عز و جل، عَقَدَها لَهُ فَوقَ عَرشِهِ، وأشهَدَ عَلى ذلِكَ مَلائِكَتَهُ، إنَّ عَلِيّا خَليفَةُ اللّهِ وحُجَّةُ اللّهِ، وإنَّهُ لَاءِمامُ المُسلِمينَ، طاعَتُهُ مَقرونَةٌ بِطاعَةِ اللّهِ ومَعصِيَتُهُ مَقرونَةٌ
امام حسين عليه السلام:مردى خدمت او (يعنى امير مؤمنان) آمد و گفت: اى ابو الحسن! تو را امير مؤمنان مى خوانند. چه كسى تو را بر ايشان، امير كرده است؟
فرمود: «خداوند عز و جل مرا بر آنان، امير كرده است».
آن مرد نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا على راست مى گويد كه خدا او را بر خلقش امير كرده است؟
پيامبر صلى الله عليه و آله در خشم شد و فرمود: «على با ولايت از جانب خداوند عز و جل اميرِ مؤمنان است. لواى اميرى او را از فراز عرشِ خود براى او بست و فرشتگان را بر آن، گواه گرفت. على، خليفه خدا و حجّت خداست. او پيشواى مسلمانان است. اطاعت از او، مقرون به اطاعت از خدا و نافرمانى از او، مقرون به نافرمانى از خداست. هر كه او را نشناسد، مرا نشناخته است و هر كه او را بشناسد، مرا شناخته است. هر
۱.الأمالي للصدوق: ص 194 ح 205 عن أبي حمزة عن الإمام زين العابدين عليه السلام، بحار الأنوار: ج 36 ص 227 ح 5.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن سَرَّهُ أن يَحيا حَياتي ويَموتَ مَماتي ويَسكُنَ جَنَّةَ عَدنٍ غَرَسَها رَبّي فَليُوالِ عَلِيًّا مِن بَعدي وَليُوالِ وَلِيَّهُ، وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدي، فَإِنَّهُم عِترَتي، خُلِقوا مِن طينَتي، رُزِقُوا فَهمًا وعِلمًا، ووَيلٌ لِلمُكَذِّبينَ بِفَضلِهِم مِن اُمَّتي، القاطِعينَ فيهِم صِلَتي، لا أنالَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس كه خوش حال مى شود كه مانند من زندگى كند و مانند من از دنيا برود و در بهشت برينى كه پروردگارم آن را كاشته است، ساكن شود، بايد پس از من، على را دوست بدارد و دوستِ او را نيز دوست بدارد و به امامان پس از من، اقتدا كند؛ زيرا آنان، عترت من اند، از طينت من آفريده شده اند و فهم و دانشْ روزى شده اند. واى بر آن دسته از امّت من كه برترى ايشان را انكار كند و حرمت خويشاوندى من با آنان را نگه ندارد! خداوند، شفاعتم را نصيب چنين كسانى نكند!
۱.حلية الأولياء: ج1 ص86 عن ابن عبّاس؛ الأمالي للطوسي: ص 578 ح 1195 عن أبي ذرّ نحوه، بحارالأنوار: ج 23 ص 139 ح 85.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ أن يَحيا حَياةً تُشبِهُ حَياةَ الأَنبِياءِ ويَموتَ ميتَةً تُشبِهُ ميتَةَ الشُّهَداءِ ويَسكُنَ الجِنانَ الَّتي غَرَسَهَا الرَّحمنُ فَليَتَوَلَّ عَلِيًّا وَليُوالِ وَلِيَّهُ وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدِهِ، فَإِنَّهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي. اللّهُمَّ ارزُقهُم فَهمي وعِلمي، ووَيلٌ لِلمُخالِفينَ لَهُم مِن اُمَّتي، اللّهُمَّ لا تُنِلهُم شَفاعَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دوست دارد مانند پيامبرانْ زندگى كند و مرگى چون مرگ شهيدان داشته باشد و در بهشتى كه خداى رحمان كاشته است، ساكن شود، بايد از على پيروى كند و با دوستِ او دوستى كند و به امامانِ پس از او اقتدا نمايد؛ چرا كه ايشان، عترت من اند و از طينت من، آفريده شده اند. بار خدايا! فهم و دانش مرا روزىِ ايشان فرما. واى بر آن دسته از امّت من كه مخالفت آنان كند! بار خدايا! شفاعت مرا شامل حالِ اين گونه مردمان مگردان!
۱.الكافي: ج 1 ص 208 ح 3 عن سعد بن طريف عن الإمام الباقر عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ لِكُلِّ بَني أبٍ عَصَبَةً يَنتَمونَ إلَيها إلّا وُلدَ فاطِمَةَ، فَأَنَا وَلِيُّهُم وأنَا عَصَبَتُهُم، وهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي، وَيلٌ لِلمُكَذِّبينَ بِفَضلِهِم، مَن أحَبَّهُم أحَبَّهُ اللّهُ، ومَن أبغَضَهُم أبغَضَهُ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرزندان هر پدرى براى خود، خويشاوندانى دارند كه خود را به او نسبت مى دهند، مگر فرزندان فاطمه كه من، ولىّ و خويش آنها هستم و آنان، عترت من اند و از سرشت من آفريده شده اند. واى بر كسانى كه فضيلت آنان را تكذيب كنند! هر كه آنها را دوست بدارد، خداوند، دوستش مى دارد و هر كه ايشان را دشمن بدارد، خداوند، او را دشمن مى دارد.
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 98 ح 34168 نقلاً عن ابن عساكر؛ بشارة المصطفى: ص40 كلاهما عن جابر، بحارالأنوار: ج 23 ص 104 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن سَرَّهُ أن يَحيا حَياتي ويَموتَ مَماتي، ويَسكُنَ جَنَّةَ عَدنٍ غَرَسَها ۱ رَبّي، فَليُوالِ عَلِيّا مِن بَعدي، وَليُوالِ وَلِيَّهُ، وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدي؛ فَإِنَّهُم عِترَتي، خُلِقوا مِن طينَتي، رُزِقوا فَهما وعِلما، ووَيلٌ لِلمُكَذِّبينَ بِفَضلِهِم مِن اُمَّتِي، القاطِعينَ ۲ فيهِم صِلَتي، لا أنالَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه خوش دارد چون من زندگى كند و چون من بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم [درختانِ] آن را كاشته است، سكنا گزيند، بايد پس از من، ولايت على را بپذيرد، و دوست او را دوست بدارد، و به امامانِ پس از من اقتدا كند؛ زيرا آنان خانواده من اند، از سرشت من آفريده شده اند، و از فهم و دانشْ برخوردارند. واى بر آن عدّه از امّتم كه فضيلت آنان را انكار كنند و حرمتِ خويشاوندىِ من با آنان را پاس ندارند. خداوند، شفاعت مرا شامل حال آنها نكناد!
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانانسان های بابرکت +1 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۹