فیلترها
نتایج جستجو برای «راه حق»: ۶۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: إذا أتاكَ الشَّيطانُ مُوَسوِسا لِيُضِلَّكَ عَن سَبيلِ الحَقِّ ويُنسيَكَ ذِكرَ اللّهِ، فَاستَعِذ مِنهُ بِرَبِّكَ ورَبِّهِ؛ فَإِنَّهُ يُؤَيِّدُ الحَقَّ عَلَى الباطِلِ، ويَنصُرُ المَظلومَ، بِقَولِهِ عز و جل: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَـنٌ عَلَى الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» ۱. ولَن تَقدِرَ عَلى هذا ومَعرِفَةِ إتيانِهِ ومَذاهِبِ وَسوَسَتِهِ إلّا بِدَوامِ المُراقَبَةِ وَالاِستِقامَةِ عَلى بِساطِ الخِدمَةِ وهَيبَةِ المُطَّلَعِ وكَثرَةِ الذِّكرِ، وأمَّا المُهمِلُ لِأَوقاتِهِ فَهُوَ صَيدُ الشَّيطانِ. ۲
مصباح الشريعةـ در سخنى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: هر گاه شيطان، وسوسه كنان نزد تو آمد تا از راه حق، بيرونت ببَرَد و ياد خدا را فراموشت گردانَد، از او به آن كه پروردگار تو و اوست، پناه ببر، زيرا خداوند، حق را در برابر باطل كمك مى كند، و ستم ديده را يارى مى رساند، بنا به اين فرموده خودش: «چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند و به پروردگارشان توكّل مى كنند، تسلّطى نيست» . تو هرگز بر اين كار؛ توانا نمى شوى و آمدن او و راه هاى وسوسه اش را نمى شناسى، مگر با مراقبت پيوسته و پايدارى بر بساط خدمت و ترس از مرگ و رستاخيز و بسيارى ياد خدا؛ امّا آن كه اوقات خويش را به غفلت بگذرانَد، شكار شيطان است.
الإمام زين العابدين عليه السلام:اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ، وتَفَكَّروا وَاعمَلوا لِما خُلِقتُم لَهُ، فَإِنَّ اللّهَ لَم يَخلُقكُم عَبَثا ولَم يَترُككُم سُدىً، قَد عَرَّفَكُم نَفسَهُ، وبَعَثَ إلَيكُم رَسولَهُ، وأنزَلَ عَلَيكُم كِتابَهُ، فيهِ حَلالُهُ وحَرامُهُ، وحُجَجُهُ وأمثالُهُ.
فَاتَّقُوا اللّهَ، فَقَدِ احتَجَّ عَلَيكُم رَبُّكُم فَقالَ: «أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِسَانًا وَ شَفَتَيْنِ* وَ هَدَيْنَـهُ النَّجْدَيْنِ» ۱. ۲ فَهذِهِ حُجَّةٌ عَلَيكُم. فَاتَّقُوا اللّهَ مَا استَطَعتُم فَإِنَّهُ لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ ولا تُكلانَ إلّا عَلَيهِ. ۳
امام زين العابدين عليه السلام:اى بندگان خدا! از خدا پروا داريد، و بينديشيد و براى آنچه از براى آن آفريده شده ايد، (آخرت)، كار كنيد؛ زيرا خداوند، شما را بيهوده نيافريده و بى هدف، رهايتان نكرده است؛ [بلكه] او خود را به شما شناسانْد، و پيامبرش را سوى شما فرستاد، و كتابش را بر شما فرو فرستاد كه در آن است حلال و حرام او، و حجّت ها و مثال هايش.
پس، از خدا پروا كنيد؛ زيرا كه پروردگارتان بر شما حجّت آورده و فرموده است: «آيا براى او دو چشم قرار نداديم، و يك زبان و دو لب؟ و دو راه (حقّ و باطل) را به او نشان داديم» . اين، حجّتى است بر شما. پس تا مى توانيد، پرواى خدا داريد، كه هيچ نيرويى نيست، مگر به يارى خدا، و توكّل نشايد كرد، جز بر او.
کلیدواژهها انسانحکمت آفرینش انسانحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسان +1 مورد دیگر
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ فَضَّلَنا أهلَ البَيتِ، وكَيفَ لا يَكونُ كَذلِكَ واللّهُ عَزَّوجَلَّ يَقولُ في كِتابِهِ: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» ؟! فَقَد طَهَّرَنا مِنَ الفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنها وما بَطَنَ، فَنَحنُ عَلى مِنهاجِ الحَقِّ ۱.
امام على عليه السلام:همانا خداوند عز و جل ما اهل بيت را برترى داده است و چگونه چنين نباشد حال آن كه خداوند عز و جل در كتابش فرموده است: «اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ ويُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» ؟! خداوند ما را از پليديهاى پنهان و پيدا پاك كرده است پس ما راه حقّ را مى پوييم.
۱.تأويل الآيات الظاهرة: 450 عن محمّد بن عمارة عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام.
عنه عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِبَعضِ شيعَتِهِـ: يا مَعشَرَ شيعَتِنا؛ اِسمَعوا وَافهَموا وَصايانا وعَهدَنا إلى أولِيائِنَا، اُصدُقوا في قَولِكُم، وبَرّوا في أيمانِكُم لِأَولِيائِكُم وأعدائِكُم، وتَواسَوا بِأَموالِكُم، وتَحابّوا بِقُلوبِكُم، وتَصَدَّقوا عَلى فُقَرائِكُم، وَاجتَمِعوا عَلى أمرِكُم، ولا تُدخِلوا غِشًّا ولا خِيانَةً عَلى أحَدٍ، ولا تَشُكّوا بَعدَ اليَقينِ، ولا تَرجِعوا بَعدَ الإِقدامِ جُبنًا، ولا يُوَلِّ أحَدٌ مِنكُم أهلَ مَوَدَّتِهِ قَفاهُ، ولا تَكونَنَّ شَهوَتُكُم في مَوَدَّةِ غَيرِكُم، ولا مَوَدَّتُكُم فيما سِواكُم، ولا عَمَلُكُم لِغَيرِ رَبِّكُم، ولا إيمانُكُم وقَصدُكُم لِغَيرِ نَبِيِّكُم، وَاستَعينوا بِاللّهِ وَاصبِروا، «إنَّ الأَرضَ لِلّهِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن
امام باقر عليه السلامـ در سفارش به برخى شيعيان خودـ: اى گروه شيعيان ما، توصيه ها و سفارش ما به دوستانمان را بشنويد و نيك دريابيد. راست گفتار باشيد، به سوگندتان با دوستان و دشمنانتان وفادار باشيد، با اموالتان به مدد يكديگر بشتابيد، قلباً يكديگر را دوست بداريد، به درويشانتان صدقه دهيد، در كار خود متحد باشيد، به هيچ كس دغلى و خيانت روا مداريد، بعد از يقين [در عقيده به حقّانيت ما] دچار شكّ و ترديد نشويد، بعد از پيشروى، از ترس، گام واپس ننهيد، هيچ يك از شما به دوستدار خود پشت نكند، زنهار به دوستى با غير خود ميل نكنيد وبه اغيار دست مودّت ندهيد و كارتان جز براى پروردگارتان نباشد و ايمان و عقيده تان به كسى جز پيامبرتان نباشد و از خدا يارى طلبيد و شكيبا باشيد كه «زمين از آنِ خداست و آن را به هركس از
عنه عليه السلامـ في خُطبَتِهِـ: سَيَهلِكُ فِيَّ صِنفانِ: مُحِبٌّ مُفرِطٌ يَذهَبُ بِهِ الحُبُّ إلى غَيرِ الحَقِّ، ومُبغِضٌ مُفرِّطٌ يَذهَبُ بِهِ البُغضُ إلى غَيرِ الحَقِّ، وخَيرُ النّاسِ فِيَّ حالاً النَمَطُ الأَوسَطُ فَالزَموهُ ۱.
امام على عليه السلام:در يكى از خطبه هايش ـ: به زودى دو گروه درباره من تباه شوند: يكى دوستدار افراطى كه دوستى و محبتش [نسبت به من]او را از راه حقّ دور سازد و ديگرى دشمن افراطى كه دشمنيش (با من) او را به ناحقّ كشاند. بهترين حالت را نسبت به من مردمى دارند كه راه ميانه را برگزينند، با اينان همراهى كنيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 127.
الإمام عليّ عليه السلام ـ مِن كِتابٍ كَتَبَهُ إلى مُعاوِيَةَ جَواباً عَلى كِتابٍ مِنهُ إلَيهِ ـ : أمّا طَلَبُكَ إلَيَّ الشّامَ، فَإِنّي لَم أكُن لِاُعطِيَكَ اليَومَ ما مَنَعتُكَ أمسِ. وأمّا قَولُكَ: إنَّ الحَربَ قَد أكَلَتِ العَرَبَ إلّا حُشاشاتِ أنفُسٍ بَقِيَت، ألا ومَن أكَلَهُ الحَقُّ فَإِلَى الجَنَّةِ، ومَن أكَلَهُ الباطِلُ فَإِلَى النّارِ. ۱
امام على عليه السلام ـ در پاسخ به نامه معاويه ـ : امّا اين كه شام را از من خواستهاى [كه به تو واگذار نمايم]، من كسى نيستم كه آنچه را ديروز از تو دريغ ورزيدم، امروز به تو ببخشم. و امّا اين كه گفتهاى: جنگ، عربها را خورده و تنها نيمْجانهايى باقى مانده است، آگاه باش كه هر كس حق، او را خورده [و در راه حق كشته شده]، رهسپار بهشت گشته است، و هر كس كه باطل، او را طعمه خويش كرده، راه دوزخ را در پيش گرفته است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 17.
الإمام عليّ عليه السلام:بَعَثَ اللّهُ رُسُلَهُ بِما خَصَّهُم بِهِ مِن وَحيهِ، وجَعلَهُم حُجَّةً لَهُ عَلى خَلقِهِ؛ لِئَلاَّ تَجِبَ الحُجَّةُ لَهُم بِتَركِ الإعذارِ إلَيهِم، فَدَعاهُم بِلِسانِ الصِّدقِ إلى سَبيلِ الحَقِّ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند فرستادگانش را با وحى خويش كه به آنان اختصاص داد، فرستاد و ايشان را حجّت خويش بر خلق خود قرار داد تا [مردم] بهانه نياورند كه بيم داده نشده اند. پس مردمان را با زبانِ راست، به راه حق فرا خوانَد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 144، بحار الأنوار: ج 5 ص 315 ح 11.
تاريخ الطبري عن عقبة بن أبي العيزار:قامَ حُسَينٌ عليه السلام بِذي حُسُمٍ ۱، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: إنَّهُ قَد نَزَلَ مِنَ الأَمرِ ما قَد تَرَونَ، وإنَّ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت وتَنَكَّرَت وأدبَرَ مَعروفُها وَاستَمَرَّت جِدّا، فَلَم يَبقَ مِنها إلاّ صُبابَةٌ ۲ كَصُبابَةِ الإِناءِ، وخَسيسُ ۳ عَيشٍ كَالمَرعَى الوَبيلِ ۴، ألا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ، وأنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ، لِيَرغَبِ المُؤمِنُ في لِقاءِ اللّهِ مُحِقّا، فَإِنّي لا أرَى المَوتَ إلاّ سعادَةً ۵، ولاَ الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَما ۶. ۷
تاريخ الطبرىـ به نقل از عقبة بن ابى عيزار ـ: امام حسين عليه السلام در ذى حُسُم ۸ ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «آنچه مى بينيد، امرى است كه فرود آمده است و دنيا، دگرگون و زشت گشته و نيكى اش روى گردانده است و اين حالت، چنان ادامه يافته كه از آن، جز چكّه آب تهِ ظرف، و زندگى پستى چون چريدنى كوتاه، باقى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل، جلوگيرى نمى شود؟ [در چنين وضعى]مؤمن بايد در راه حق، در اشتياق ديدار خدا (مرگ) باشد. من، مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمكاران را جز ملالت، نمى بينم».
۱.ذو حُسُم: موضعٌ بالبادية (تاج العروس: ج 16 ص 151 «حسم»). موضع في الطريق إلى الكوفة نزله الحسين عليه السلام ولقيه فيه الحرّ بن يزيد على عسكر ابن زياد.
۲.الصُّبابَةُ: البَقِيَّةُ اليَسيرة من الشراب في أسفل الإناء (النهاية: ج 3 ص 5 «صبب»).
۳.الخسيس: الدنيء (النهاية: ج 2 ص 31 «خسس»).
۴.الوَبِيلُ من المرعى: الوَخِيمُ، وأرض وَبِيلةٌ: وَخِيمَةُ المَرتَع وَبِيئَةٌ (تاج العروس: ج 15 ص 769 «وبل»).
۵.في المصدر: «شهادة» بدل «سعادة»، والتصويب من سائر المصادر.
۶.بَرَما: مصدر بَرِمَ به إذا سَئِمَهُ وملَّهُ (النهاية: ج 1 ص 121 «برم»).
۷.تاريخ الطبري: ج 5 ص 403، المعجم الكبير: ج 3 ص 114 ح 2842 عن محمّد بن الحسن، تاريخ دمشق: ج 14 ص 217؛ الملهوف: ص 138، تحف العقول: ص 245، الأمالي للشجري: ج 1 ص 161 عن محمّد بن حسن نحوه، بحار الأنوار: ج 44 ص 192 ح 4.
۸.ذى حُسُم، منزلگاهى در راه مكّه به كوفه است؛ همان جا كه امام عليه السلام با سپاه حرّ بن يزيد، برخورد كرد.
عنه عليه السلام ـ في كتابه إلى اُمرائهِ عَلى الجَيشِ ـ:مِن عَبدِ اللّهِ عَلِيِّ ابنِ أبي طالِبٍ أميرِ المؤمنينَ إلى أَصحابِ المَسالِحِ:
أمَّا بَعدُ، فَإنَّ حَقّا عَلَى الوالي ألاَّ يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضلٌ نالَهُ، وَلا طَولٌ خُصَّ بِهِ. وَأن يَزِيدَهُ ما قَسَمَ اللّهُ لَهُ مِن نِعَمِهِ دُنُوّاً مِن عِبادِهِ، وَعَطفاً عَلَى إِخوانِهِ.
ألا وَإنَّ لَكُم عِندِي ألاَّ أَحتَجِزَ دُونَكُم سِرّا إلاّ في حَربٍ، وَلا أطوِيَ دونَكُم أمراً إلاّ في حُكمٍ، وَلا اُؤَخِّرَ لَكُم حَقّاً عَن
مَحَلِّهِ، وَلا أقِفَ بِهِ دونَ مَقطَعِهِ، وَأنْ تَكونوا عِندِي في الحَقِّ سَواءً، فَإذَا فَعَلتُ ذلِكَ وَجَبَت للّهِِ عَلَيكُمُ النِّعمَةُ، وَلِي عَلَيكُمُ الطَّاعَةُ، وَألاَّ تَنكُصوا عَن دَعوَةٍ، وَلا
امام على عليه السلام ـ در نامه به فرماندهان سپاهش ـ:از بنده خدا على اميرمؤمنان به مرزبانان. امّا بعد؛ بر زمامدار است كه اگر به زيادتى [از اموال]رسيد يا به نعمتى مخصوص گشت، رفتارش را با زيردستان خود، تغيير ندهد؛ و بر اوست كه با نعمتهايى كه خداوند نصيب او فرموده است، به بندگان خدا بيشتر نزديك شود و نسبت به برادران خود، بيشتر مهرورزى كند.
بدانيد كه حقّ شما بر من اين است كه چيزى را از شما پوشيده ندارم، مگر رازِ جنگ را، و كارى را بى رايزنى با شما انجام ندهم، مگر در امر حكومت، و در رسانيدن حقّ شما به شما كوتاهى نكنم و تا آن حق به شما نرسد، از كوشش باز نايستم، و اينكه شما در نظر من يكسان باشيد؛ و اگر چنين كردم، بر خداوند واجب شود
كه بر شما نعمت فرستد و بر شما واجب شود كه از من اطاعت كنيد.
و
۱.نهج البلاغة: الكتاب 50.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ـ مِن خُطبةٍ له عليه السلام ما دارَت الجُمُعَةُ بَعدَها حتَّى ضَرَبَه ابنُ مُلجِم ـ: ألا إنّهُ قَد أدبَرَ مِنَ الدُّنيا ما كانَ مُقبِلاً، وَأقبَلَ مِنها ما كانَ مُدبِراً، وأزمَعَ التِّرحالَ عِبادُ اللّهِ الأخيارُ، وَباعوا قَليلاً مِنَ الدُّنيا لا يَبقى بِكَثيرٍ مِنَ الآخِرَةِ لايَفنى. ما ضَرَّ إخوانُنا الَّذينَ سُفِكَت دِماؤهُم وَهُم بِصِفّينَ أن لا يَكونوا اليومَ أحياءً يُسيغونَ الغُصَصَ وَيَشرَبونَ الرَّنقَ. قَد وَاللّهِ لَقوا اللّهَ فَوَفّاهُم اُجورَهُم، وَأحَلَّهُم دارَ الأمنِ بَعدَ خَوفِهِم. أينَ إخوانِيَ الَّذين رَكِبوا الطَّريقَ وَمَضَوا عَلَى الحَقِّ؟ أينَ عَمّارٌ؟ وَأينَ ابنُ التَّيِّهانِ؟ وَأينَ ذو الشَّهادَتَينِ؟ وأينَ نُظَراؤهُم مِن إخوانِهِمُ الَّذينَ
امام على عليه السلامـ هان! بدانيد كه آنچه از دنيا روى آورده بود، پشت كرد، و آنچه پشت كرده بود، روى آورد.و بندگان گزيده خدا دل بر رخت بستن دوختند، و اندكِ اين جهان را، كه نپايد، به بسيارِ آن جهان، كه به سر نيايد، فروختند. برادرانِ ما كه خونشان در صفّين ريخته شد، زيان نكردند كه امروز زنده نيستند [و بِهْ كه نديدند اينان كه مانده اند، كيستند] تا پياپى ساغرِ غصّه در گلو ريزند و شرنگ تيره [چنين زندگى را] بدان بياميزند.
به خدا سوگند، خدا را ديدار كردند و مزد آنان را به كمال پرداخت، و از پسِ آن كه ترسان بودند، در خانه امانشان ساكن ساخت. كجايند برادران من كه راه حق را سپردند، و با حق، رخت به خانه آخرت بردند؟ كجاست عمّار؟ كجاست پسر تيّهان؟ و كجاست ذوالشهادتين؟ و كجايند همانندانِ ايشان از برادرانشان
۱.نهج البلاغة: الخطبة 182.
عنه صلى الله عليه و آله:لا حَسَدَ إلّا فِي اثنَتَينِ: رَجُلٌ آتاهُ اللّهُ مالًا فَسَلَّطَهُ عَلى هَلَكَتِهِ فِي الحَقِّ، وآخَرُ آتاهُ اللّهُ حِكمَةً فَهُوَ يَقضي بِها ويُعَلِّمُها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:رشك بردن، تنها در دو جا سزاست: بر مردى كه توفيق يافته دارايىِ خداداده اش را در راه حقْ هزينه كند، و بر آن ديگرى كه حكمت خدادادى اش را در داورى و آموزش به كار مى بَرد.
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2612 ح 6722 عن عبد اللّه بن مسعود.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، أنتَ والأَوصِياءُ مِن وُلدِكَ أعرافٌ بَينَ الجَنَّةِ والنّارِ، لا يَدخُلُها إلّا مَن عَرَفَكُم وعَرَفتُموهُ، ولا يَدخُلُ النّارَ إلّا مَن أنكَرَكُم وأنكَرتُموهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على! تو و اوصيا از نسل تو، اعرافِ (كارگزاران) ميان بهشت و دوزخ هستيد كه كسى بدان در نمى آيد، مگر آن كه شما را بشناسد و شما هم او را بشناسيد، و به آتش در نمى آيد، مگر آن كه شما را [بر حق] نشناسد و شما هم او را [بر راه حق] نشناسيد.
۱.دعائم الإسلام: ج1 ص25، بحارالأنوار: ج 39 ص 225؛ ينابيع المودّة: ج 1 ص 304 ح 3 عن سلمان الفارسيّ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل براى هر چيزى آفتى قرار داده است كه آن را تباه مى كند و بزرگ ترينِ آفت ها، آفتى است كه به امّت من مى رسد: دنيادوستىِ آنان و گردآورى دينار و درهم. در گردآورى بسيارِ اين دو، خيرى نيست، مگر براى كسى كه خداوند، او را بر خرج كردن آنها در راه حق، قدرت دهد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتموانع معرفت +1 مورد دیگر
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شما امّتى رحمت شده و بخشوده هستيد. پس با تمام توان [در راه حق]پايدارى كنيد.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن اُمَّتي يُقاتِلونَ عَلَى الحَقِّ، ظاهِرينَ إلى يَومِ القِيامَةِ.
قالَ: فَيَنزِلُ عيسَى بنُ مَريَمَ عليه السلام، فَيَقولُ أميرُهُم: تَعالَ صَلِّ لَنا، فَيَقولُ: لا، إنَّ بَعضَكُم عَلى بَعضٍ اُمَراءُ، تَكرِمَةُ اللّهِ هذِهِ الاُمَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همواره، گروهى از امّت من در راه حق مى جنگند و تا روز قيامت، چيره اند. پس عيسى مسيح عليه السلام فرود مى آيد و اميرشان به آنان مى گويد: بيا براى ما نماز بخوان. و او مى گويد: نه. شما خود بر يكديگر اميريد و اين، لطف خدا بر اين امّت است.
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 137 ح 247 عن جابر بن عبد اللّه؛ بشارة المصطفى: ص 249 عن الحسن، بحار الأنوار: ج 51 ص 88.
الإمام الجواد عليه السلام:كانَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله يَقولُ إذا فَرَغَ مِن صَلاتِهِ: «اللّهُمَّ اغفِر لي ماقَدَّمتُ وما أخَّرتُ وما أسرَرتُ وما أعلَنتُ وإسرافي عَلى نَفسي وما أنتَ أعلَمُ بِهِ مِنّي، اللّهُمَّ أنتَ المُقَدِّمُ وأنتَ المُؤَخِّرُ، لا إلهَ إلّا أنتَ، بِعِلمِكَ الغَيبَ وبِقُدرَتِكَ عَلَى الخَلقِ أجمَعينَ، ما عَلِمتَ الحَياةَ خَيرًا لي فَأَحيِني، وتَوَفَّني إذا عَلِمتَ الوَفاةَ خَيرًا لي، اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ خَشيَتَكَ فِي السِّرِّ والعَلانيَةِ، وكَلِمَةَ الحَقِّ فِي الغَضَبِ والرِّضا، والقَصدَ فِي الفَقرِ والغِنى، وأسأَلُكَ نَعيمًا لا يَنفَدُ، وقُرَّةَ عَينٍ لا يَنقَطِعُ، وأسأَلُكَ الرِّضا بِالقَضاءِ، وبَرَكَةَ المَوتِ بَعدَ العَيشِ، وبَردَ العَيشِ بَعدَ المَوتِ،
امام جواد عليه السلام:هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله از نمازش فارغ مى شد، مى گفت: «خدايا! آنچه را كرده و مى كنم، و نهان و آشكار كرده ام، اسراف بر خود را و آنچه را كه تو بهتر از من مى دانى، بر من بيامرز.
خدايا! تو پيش از همه و پس از همه هستى. جز تو خدايى نيست. به دانايى ات بر نهان و به توانايى ات بر همه خلقت سوگند، تا آن گاه كه زندگى را برايم بهتر مى دانى، مرا زنده نگاه دار و آن گاه كه مرگ را برايم بهتر مى دانى، مرا بميران.
خدايا! همانا من بيم از تو را در نهان و آشكار، سخن حق را در خشم و خشنودى، و ميانه روى را در تنگ دستى و توانگرى، از تو مى خواهم. نعمتى تمام ناشدنى و روشنىِ چشمى ناگسستنى را از تو مى خواهم. خشنودى به حكم تو، مرگى مبارك پس از زندگى و زندگانى آرام پس از مرگ، لذّت نگريستن
عنه صلى الله عليه و آله:واللّهِ لَتَأمُرُنَّ بِالمَعروفِ ولَتَنهَوُنَّ عَنِ المُنكَرِ ولَتَأخُذُنَّ عَلى أيديالظّالِمِ ولَتَأطُرُنَّهُ عَلَى الحَقِّ أطْرا، أو لَيَضرِبَنَّ اللّهُ بِقُلوبِ بَعضِكُم عَلى بَعضٍ، ثُمَّ يَلعَنُكُم كما لَعَنَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به خدا سوگند كه يا امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد و جلو ستمگر را مى گيريد و او را با زور هم كه شده، به راه حق مى كشانيد، و يا خداوندْ دل هاى شما را به جان يكديگر مى اندازد، آن گاه، همچنان كه عالمان يهود و راهبان مسيحى را از رحمت خويش دور كرد، شما را نيز از رحمتش دور مى سازد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 67 ح 5527 عن ابن مسعود.
عنه عليه السلام:خَيرُ إخْوانِك مَن كثُرَ إغْضابُهُ لكَ في الحقِّ. ۱
امام على عليه السلام:بهترين برادر تو آن است كه در راه حق، بر تو زياد خشم گيرد.
۱.غرر الحكم: 5009
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۳