نتایج جستجو برای «درود فرستادن بر پیامبر»: ۴۳ حدیث
الكافي عن مُرازِم عن الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَجُلاً أتى رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي جَعَلتُ ثُلُثَ صَلَواتي لَكَ! فَقالَ لَهُ خَيراً، فَقالَ لَهُ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي جَعَلتُ نِصفَ صَلَواتي لَكَ! فَقالَ لَهُ: ذاكَ أفضَلُ، فَقالَ: إنّي جَعَلتُ كُلَّ صَلَواتي لَكَ! فَقالَ: إذا يَكفيكَ اللّهُ عز و جل ما أهَمَّكَ مِن أمرِ دُنياكَ وآخِرَتِكَ. فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: أصلَحَكَ اللّهُ، كَيفَ يَجعَلُ صَلاتَهُ لَهُ؟ فَقال أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: لا يَسأَلُ اللّهَ عز و جل شَيئاً إلاّ بَدَأَ بِالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وآلِهِ. ۱
الكافىـ به نقل از مُرازم ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: مردى نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من، يكْ سومِ دعاهاى خود را براى تو قرار دادم. فرمود: «خوب است». دوباره گفت: اى پيامبر خدا! من، نيمى از دعاهايم را براى تو قرار دادم. فرمود: «اين، بهتر است». باز گفت: من، همه دعاهايم را به تو اختصاص دادم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در اين صورت، خداوند عز و جل خواسته هاى دنيا و آخرتت را برآورده مى سازد». مردى به امام صادق عليه السلام گفت: خداوند، كارهايت را به سامان كند! چگونه مى شود كسى دعايش را براى پيامبر خدا قرار دهد؟ امام صادق عليه السلام فرمود: «چيزى از خداوند عز و جل درخواست نكند، مگر اين كه با درود فرستادن بر محمّد و خاندان او آغاز كند».
۱.الكافي: ج 2 ص 493 ح 12.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِن دُعاءٍ إلّا بَينَهُ وبَينَ السَّماءِ حِجابٌ، حَتّى يُصَلّى عَلَى النَّبِيِّ وعَلى آلِ مُحَمَّدٍ، فَإِذا فُعِلَ ذلِكَ خُرِقَ ذلِكَ الحِجابُ ودَخَلَ الدُّعاءُ، فَإِذا لَم يُفعَل ذلِكَ رَجَعَ الدُّعاءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ دعايى نيست، مگر اين كه ميان آن و آسمان، پرده اى هست، تا آن گاه كه بر پيامبر و بر خاندان محمّد، درود فرستاده شود. چون درود فرستاده شود، آن پرده مى دَرَد و دعا وارد مى شود، و هر گاه درود فرستاده نشود، دعا بر مى گردد.
۱.بشارة المصطفى: ص 236.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَزالُ الدُّعاءُ مَحجوبا حَتّى يُصَلّى عَلَيَّ وعَلى أهلِ بَيتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دعا، پيوسته در حجاب است [و به درگاه خدا بالا نمى رود]، تا آن گاه كه بر من و بر خانواده من، درود فرستاده شود.
۱.كفاية الأثر: ص 39.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا صَلّى أحَدُكُم فَليَبدَأ بِتَحميدِ رَبِّهِ جَلَّ وعَزَّ وَالثَّناءِ عَلَيهِ، ثُمَّ يُصَلّي عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ يَدعو بَعدُ بِما شاءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه يكى از شما نماز خواند، پس ابتدا پروردگارش را حمد و ثنا گويد و سپس بر پيامبر، درود فرستد و آن گاه، هر دعايى خواست، بكند.
۱.سنن أبي داوود: ج 2 ص 77 ح 1481.
الجمل عن الحارث بن سريع: لَمّا ظَهَرَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه ‏السلام عَلى أهلِ البَصرَةِ وقَسَمَ ما حَواهُ العَسكَرُ، قامَ فيهِم خَطيبا، فَحَمِدَ اللّه‏َ وأثنى عَلَيهِ، وصَلّى عَلى رَسولِهِ وقالَ: أيُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه‏َ عز و جل ذو رَحمَةٍ واسِعَةٍ ومَغفِرَةٍ دائِمَةٍ لِأَهلِ طاعَتِهِ، وقَضى أنَّ نَقِمَتَهُ وعِقابَهُ عَلى أهلِ مَعصِيَتِهِ. يا أهلَ البَصرَةِ! يا أهلَ المُؤتَفِكَةِ! ويا جُندَ المَرأَةِ، وأتباعَ البَهيمَةِ! رَغا فَأَجَبتُم، وعُقِرَ فَانهَزَمتُم، أحلامُكُم دِقاقٌ، وعَهدُكُم شِقاقٌ، ودينُكُم نِفاقٌ، وأنتُم فَسَقَةٌ مُرّاقٌ. يا أهلَ البَصرَةِ! أنتُم شَرُّ خَلقِ اللّه‏ِ، أرضُكُم قَريبَةٌ مِنَ الماءِ، بَعيدَةٌ مِنَ السَّماءِ. خَفَّت عُقولُكُم، وسَفِهَت أحلامُكُم.

الجمل ـ به نقل از حارث بن سريع ـ : [پس از جنگ جمل] هنگامى كه امير مؤمنان عليه ‏السلام بر بصريان چيره شد و آنچه را سپاهيان به دست آورده بودند، تقسيم كرد، در ميان آنان به خطابه ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، فرمود: «اى مردم! خداوند توانا و بزرگ، نسبت به فرمان‏بردارانش مِهرى بى‏كران و آمرزشى پاينده دارد، و خشم و كيفرش را براى نافرمانانش رقم زده است. اى بصريان! اى مردمِ شهرِ واژگون شده ۲ و اى سپاهيانِ زن (عايشه)، و اى پيروان حيوانِ (جَمَل) بى‏زبان كه بانگ بر آورْد و شما در پى‏اش روان گشتيد و چون پى شد، در هم شكستيد! انديشه‏هايتان خام است ۳ و پيمانتان سست، و دينتان نفاق، و خود مردمانى سركش و نافرمانيد. اى بصريان! شما بدترينِ خلق خدا

۱.الجمل: ص 407.
۲.مؤتفكه: شهرى كه خداوند، آن را به سبب غرق شدن مردمش در گناه، بر سر آنان آوار كرده باشد؛ زمينِ سوخته از خشكى و قحطى. مؤتفكات: شهرهايى كه خداوند، آنها را ويران و بر سر مردمش خراب كرد، مانند سدوم و عموره. در حديث آمده كه بصره نيز يكى از مؤتفكات بوده است.
۳.در الاحتجاج، الغارات و.، به صورت: «أخلاقكم دقاق» آمده است؛ يعنى خلق و خويتان پست و تباه است.
الكافي عن مُرازِم عن الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَجُلاً أتى رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي جَعَلتُ ثُلُثَ صَلَواتي لَكَ! فَقالَ لَهُ خَيراً، فَقالَ لَهُ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي جَعَلتُ نِصفَ صَلَواتي لَكَ! فَقالَ لَهُ: ذاكَ أفضَلُ، فَقالَ: إنّي جَعَلتُ كُلَّ صَلَواتي لَكَ! فَقالَ: إذا يَكفيكَ اللّهُ عز و جل ما أهَمَّكَ مِن أمرِ دُنياكَ وآخِرَتِكَ. فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: أصلَحَكَ اللّهُ، كَيفَ يَجعَلُ صَلاتَهُ لَهُ؟ فَقال أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: لا يَسأَلُ اللّهَ عز و جل شَيئاً إلاّ بَدَأَ بِالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وآلِهِ. ۱
الكافىـ به نقل از مُرازم ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: مردى نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من، يكْ سومِ دعاهاى خود را براى تو قرار دادم. فرمود: «خوب است». دوباره گفت: اى پيامبر خدا! من، نيمى از دعاهايم را براى تو قرار دادم. فرمود: «اين، بهتر است». باز گفت: من، همه دعاهايم را به تو اختصاص دادم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در اين صورت، خداوند عز و جل خواسته هاى دنيا و آخرتت را برآورده مى سازد». مردى به امام صادق عليه السلام گفت: خداوند، كارهايت را به سامان كند! چگونه مى شود كسى دعايش را براى پيامبر خدا قرار دهد؟ امام صادق عليه السلام فرمود: «چيزى از خداوند عز و جل درخواست نكند، مگر اين كه با درود فرستادن بر محمّد و خاندان او آغاز كند».
۱.الكافي: ج 2 ص 493 ح 12، بحار الأنوار: ج 94 ص 60 ح 42.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كُلُّ أمرٍ ذي بالٍ لا يُبدَأُ فيهِ بِحَمدِ اللّهِ وَالصَّلاةِ عَلَيَّ فَهُوَ أقطَعُ أبتَرُ، مَمحوقٌ مِن كُلِّ بَرَكَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزِ بااهمّيتى كه با حمد خداوند و درود فرستادن بر من آغاز نشود، بُريده و ناقص و تهى از هر بركت است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 558 ح 2510 نقلاً عن الرهاوي عن أبي هريرة.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كُلُّ كَلامٍ لا يُبدَأُ فيهِ بِالحَمدِ للّهِِ فَهُوَ أجذَمُ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گفتارى كه با ستايش خدا شروع نشود، چون دستِ بُريده، ناتمام است. ۳
۱.قال الشريف الرضيّ رحمه الله: هذا القول مجاز، وإنّما شبّه ـ عليه الصلاة والسلام ـ الأمر الذي تَهُمّ الإفاضة فيه وتمسّ الحاجة إلى الكلام عليه، إذا لم ينظر فيه حمد اللّه سبحانه وتعالى، بالأقطع اليد من حيث كان قالصا عن السُّبوغ، وناقصا عن البلوغ. وممّا يقوّي ذلك ما رواه أبو هريرة أيضا قال: قال عليه الصلاة والسلام: «الخطبة التي ليس فيها شهادة كاليد الجذماء». فأقام ـ عليه الصلاة والسلام ـ نقصان الخطبة مقام نقصان الخلقة. وممّا يشبه هذا الخبر الحديثُ الآخر الذي ذكره أبو عبيد القاسم بن سلّام في كتابه «غريب الحديث»، وهو قوله عليه الصلاة والسلام: «مَن تعلّم القرآن ثمّ نسيه لقي اللّه سبحانه وهو أجذم» قال: والأجذم: المقطوع اليد (المجازات النبويّة: ص 244 ح 197).
۲.سنن أبي داوود: ج 4 ص 261 ح 4840 عن أبي هريرة؛ عدّة الداعي: ص 245 وفيه «أقطع» بدل «أجذم»، بحار الأنوار: ج 93 ص 216 ح 21.
۳.. سيّد رضى مى گويد: در اين گفتار، مجاز به كار رفته است و پيامبر صلى الله عليه و آله، كارى را كه سخن گفتن در آن اهمّيت دارد و به سخن در آن نياز افتاده است، در صورتى كه حمد الهى در آن نباشد، به دستِ بُريده تشبيه نموده است؛ زيرا چنين دستى از انجام دادن مطلوب كار و از به فرجام رساندن آن، ناتوان است. روايتى ديگر از پيامبر صلى الله عليه و آله به نقل از ابو هريره، اين مدّعا را تقويت مى كند. در آن روايت، پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: «خطابه اى كه در آن، شهادت [به وحدانيت خداوند و رسالت من] نباشد،
عنه صلى الله عليه و آله:كُلُّ أمرٍ ذي بالٍ لا يُبدَأُ فيهِ بِحَمدِ اللّهِ وَالصَّلاةِ عَلَيَّ فَهُوَ أقطَعُ أبتَرُ، مَمحوقٌ مِن كُلِّ بَرَكَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:۲ هر كار ارزشمندى كه با ستايش خداوند و درود فرستادن بر من آغاز نشود، گفتارى ناتمام و ناقص است، و از هر بركتى محروم است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 558 ح 2510 نقلاً عن الرهاوي عن أبي هريرة.
۲.به سانِ دستِ بُريده است». پيامبر صلى الله عليه و آله در اين روايت، كاستى خطابه را به جاى نقص خلقت آدمى نشانده است. شبيه اين حديث، روايت ديگرى است كه ابو عبيد قاسم بن سلّام در كتاب غريب الحديث خود، از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است: «هر كس قرآن را فرا گيرد و سپس آن را فراموش كند، خداوند سبحان را در حالى كه بُريده دست است، ملاقات خواهد كرد». ابن سلّام افزوده است: «أجذم» كه در متن حديث آمده، به معناى «دستْ بُريده» است (المَجازات النبويّة: ص 244 ح 197).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِن دُعاءٍ إلّا بَينَهُ وبَينَ السَّماءِ حِجابٌ، حَتّى يُصَلّى عَلَى النَّبِيِّ وعَلى آلِ مُحَمَّدٍ، فَإِذا فُعِلَ ذلِكَ خُرِقَ ذلِكَ الحِجابُ ودَخَلَ الدُّعاءُ، فَإِذا لَم يُفعَل ذلِكَ رَجَعَ الدُّعاءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ دعايى نيست، مگر اين كه ميان آن و آسمان، پرده اى هست، تا آن گاه كه بر پيامبر و بر خاندان محمّد، درود فرستاده شود. چون درود فرستاده شود، آن پرده مى دَرَد و دعا وارد مى شود، و هر گاه درود فرستاده نشود، دعا بر مى گردد.
۱.بشارة المصطفى: ص 236 عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام، بحار الأنوار: ج 27 ص 258 ح 7؛ الفردوس: ج 4 ص 47 ح 6148 عن الإمام عليّ عليه السلام وليس فيه «وعلى آل محمّد».
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَزالُ الدُّعاءُ مَحجوبا حَتّى يُصَلّى عَلَيَّ وعَلى أهلِ بَيتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دعا، پيوسته در حجاب است [و به درگاه خدا بالا نمى رود]، تا آن گاه كه بر من و بر خانواده من، درود فرستاده شود.
۱.كفاية الأثر: ص 39 عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 94 ص 66 ح 53.
عنه صلى الله عليه و آله:صَلاتُكُم عَلَيَّ مُجَوِّزَةٌ لِدُعائِكُم، ومَرضاةٌ لِرَبِّكُم، وزَكاةٌ لأَِبدانِكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:درود فرستادن شما بر من، پروانه عبورِ دعاى شما و موجب خشنودىِ پروردگارتان و زكات بدن هاى شماست.
۱.الجعفريّات: ص 215 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 94 ص 68 ح 56.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَجعَلوني كَقَدَحِ الرّاكِبِ ۱؛ فَإِنَّ الرّاكِبَ يَملأَُ قَدَحَهُ فَيَشرَبُهُ إذا شاءَ، اجعَلوني في أوَّلِ الدُّعاءِ، وفي آخِرِهِ، وفي وَسَطِهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مرا چون پياله سوار قرار ندهيد كه هر گاه مى خواهد، پياله اش را پُر مى كند و مى آشامد؛ ۳ بلكه مرا در آغاز و در آخر و در وسط دعايتان قرار دهيد.
۱.أي: لا تؤخّروني في الذكر؛ لأنّ الراكب يعلّق قَدَحه في آخر رحْله عند فراغه من ترحاله، ويجعله خلفه (النهاية: ج 4 ص 19 «قدح»).
۲.الكافي: ج 2 ص 492 ح 5 عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 316 ح 21؛ المصنّف لعبد الرزّاق: ج 2 ص 216 ح 3117 عن جابر نحوه.
۳.يعنى: جايگاه ويژه اى براى يادكرد از من قرار دهيد، نه اين كه با بى اهمّيت شمردن ياد من، هر گاه خواستيد، مرا ياد كنيد. گفتنى است كه در النهايه ى ابن اثير، در معناى اين حديث، چنين توضيح آمده است: ياد مرا به آخرِ كارتان وا مگذاريد؛ زيرا سواره، وقتى اثاثيه اش را بست، كاسه اش را در آخرِ كار به اثاثيه اش آويزان مى كند و به پشتش مى اندازد.
الكافي عن مرازم عن الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَجُلاً أتى رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي جَعَلتُ ثُلُثَ صَلَواتي لَكَ. فَقالَ لَهُ خَيرا. فَقالَ لَهُ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي جَعَلتُ نِصفَ صَلَواتي لَكَ. فَقالَ لَهُ: ذاكَ أفضَلُ. فَقالَ: إنّي جَعَلتُ كُلَّ صَلَواتي لَكَ. فَقالَ: إذا يَكفِيَكَ اللّهُ عز و جل ما أهَمَّكَ مِن أمرِ دُنياكَ وآخِرَتِكَ. فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: أصلَحَكَ اللّهُ، كَيفَ يَجعَلُ صَلاتَهُ لَهُ؟ فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: لا يَسأَلُ اللّهَ عز و جل شَيئا إلّا بَدَأَ بِالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ. ۱
الكافىـ به نقل از مُرازم ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: مردى نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من، يكْ سومِ درود فرستادن هايم را به تو اختصاص مى دهم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خوب است». گفت: اى پيامبر خدا! نصف درود فرستادن هايم را به تو اختصاص مى دهم. فرمود: «اين، بهتر است». گفت: همه درود فرستادن هايم را به تو اختصاص مى دهم. فرمود: «در اين صورت، خداوند عز و جل خواست هاى دنيا و آخرتت را برآورده مى سازد». مردى به امام صادق عليه السلام گفت: خداوند، تو را به سلامت بدارد! چگونه درود را به او اختصاص مى داد؟ فرمود: «چيزى از خداوند عز و جل درخواست نمى كرد، مگر اين كه با درود فرستادن بر محمّد و خاندان او آغاز مى كرد».
۱.الكافي: ج 2 ص 493 ح 12، بحار الأنوار: ج 94 ص 60 ح 42.
الكافي عن أبي بصير:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام: ما مَعنى أجعَلُ صَلَواتي كُلَّها لَكَ؟ فَقالَ: يُقَدِّمُهُ بَينَ يَدَي كُلِّ حاجَةٍ، فَلا يَسأَلُ اللّهَ عز و جل شَيئا حَتّى يَبدَأَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَيُصَلِّيَ عَلَيهِ ثُمَّ يَسأَلُ اللّهَ حَوائِجَهُ. ۱
الكافىـ به نقل از ابو بصير ـ: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: معناى اين كه «همه درود فرستادن هايم را براى تو قرار مى دهم» چيست؟ فرمود: «پيشاپيشِ هر درخواستى، او (پيامبر صلى الله عليه و آله) را پيش بفرستد؛ يعنى هيچ چيزى از خدا درخواست نكند، مگر آن كه با پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز نمايد و بر او درود فرستد و سپس درخواست هايش را از خداوند بخواهد».
۱.الكافي: ج 2 ص 492 ح 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا صَلّى أحَدُكُم فَليَبدَأ بِتَحميدِ رَبِّهِ جَلَّ وعَزَّ وَالثَّناءِ عَلَيهِ، ثُمَّ يُصَلّي عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ يَدعو بَعدُ بِما شاءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه يكى از شما نماز خواند، پس ابتدا پروردگارش را حمد و ثنا گويد و سپس بر پيامبر، درود فرستد و آن گاه، هر دعايى خواست، بكند.
۱.سنن أبي داوود: ج 2 ص 77 ح 1481 عن فضالة بن عبيد.
سنن الترمذي عن فضالة بن عبيد:بَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قاعِدٌ ۱ إذ دَخَلَ رَجُلٌ فَصَلّى، فَقالَ: اللّهُمَّ اغفِر لي وَارحَمني. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: عَجِلتَ أيُّهَا المُصَلّي، إذا صَلَّيتَ فَقَعَدتَ فَاحمَدِ اللّهَ بِما هُوَ أهلُهُ وصَلِّ عَلَيَّ ثُمَّ ادعُهُ. قالَ: ثُمَّ صَلّى رَجُلٌ آخَرُ بَعدَ ذلِكَ فَحَمِدَ اللّهَ وصَلّى عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله. فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: أيُّهَا المُصَلي، اُدعُ تُجَب. ۲
سنن الترمذىـ به نقل از فضالة بن عبيد ـ: پيامبر خدا نشسته بود كه مردى وارد شد و نماز خواند و گفت: بار خدايا! مرا بيامرز و بر من، رحمت آوَر. پيامبر خدا فرمود: «عجله كردى، اى مرد نمازگزار! هر گاه نماز خواندى، بنشين و خدا را به آنچه شايسته آن است، بستاى و بر من درود فرست و آن گاه، دعا كن». پس از او مرد ديگرى [آمد و] نماز خواند و حمد خدا كرد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى مرد نمازگزار! دعا كن كه اجابت مى شوى».
۱.في المصدر: «قاعدا»، والتصويب من المعجم الكبير: ج 18 ص 308 وغيره.
۲.سنن الترمذي: ج 5 ص 516 ح 3476؛ مكارم الأخلاق: ج 2 ص 17 ح 2031 عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه.
الإمام الصادق عليه السلام:دَخَلَ رَجُلٌ المَسجِدَ فَابتَدَأَ قَبلَ الثَّناءِ عَلَى اللّهِ وَالصَّلاةِ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: عاجَلَ العَبدُ رَبَّهُ. ثُمَّ دَخَلَ آخَرُ فَصَلّى وأثنى عَلَى اللّهِ عز و جل وصَلّى عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: سَل تُعطَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى وارد مسجد شد و پيش از آن كه ثناى خدا گويد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستد، شروع به دعا كرد. پيامبر خدا فرمود: «اين بنده، در خواهش از پروردگارش شتاب ورزيد». سپس مرد ديگرى درآمد و ابتدا، نماز خواند و خداوند عز و جل را ثنا گفت و بر پيامبر خدا، درود فرستاد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «[اكنون] بخواه تا به تو عطا شود».
۱.الكافي: ج 2 ص 485 ح 7 عن أبي كهمس.
فلاح السائل عن الحسين بن سعيد:قالَ الحَلَبِيُّ لأَِبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: إنَّ لي جارِيَةً تُعجِبُني فَلَيسَ يَكادُ يَبقى لي مِنها وَلَدٌ، ولي مِنها غُلامٌ، وهُوَ يَبكي ويَفزَعُ بِاللَّيلِ، وأتَخَوَّفُ عَلَيهِ ألّا يَبقى. فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: فَأَينَ أنتَ مِنَ الدُّعاءِ؟ قُم مِن آخِرِ اللَّيلِ وتَوَضَّأ وأسبِغِ الوُضوءَ، وصَلِّ رَكعَتَينِ، فَاحمَدِ اللّهَ، وإيّاكَ أن تَسأَلَهُ حَتّى تَمدَحَهُ ـ رَدَّدَ ذلِكَ عَلَيهِ مِرارا يَأمُرُهُ بِالمِدحَةِ ـ فَإِذا فَرَغتَ مِن مِدحَةِ رَبِّكَ فَصَلِّ عَلى نَبِيِّكَ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ سَلهُ يُعطِكَ. أما بَلَغَكَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أتى عَلى رَجُلٍ وهُوَ يُصَلّي، فَلَمّا قَضَى الرَّجُلُ الصَّلاةَ

فلاح السائلـ به نقل از حسين بن سعيد ـ: حلبى به امام صادق عليه السلام گفت: كنيزى دارم كه مورد علاقه من است و از او براى من، تقريبا فرزندى نمانده است و تنها يك پسر از وى دارم كه شب ها گريه و بى تابى مى كند و مى ترسم كه او نيز زنده نماند. امام صادق عليه السلام فرمود: «چرا دعا نمى كنى؟ آخرِ شب برخيز و وضوى كاملى بگير و دو ركعت نماز بگزار و خدا را بستاى و تا او را نستوده اى، از او درخواست مكن». امام عليه السلام چندين بار اين جمله را بازگفت و او را به ستودنِ خدا توصيه كرد [و افزود]: «و چون از ستايش پروردگارت فراغت يافتى، بر پيامبرت درود فرست و آن گاه از او بخواه، كه عطايت مى كند. مگر نشنيده اى كه پيامبر خدا بر مردى وارد شد كه نماز مى خواند و چون نمازش را تمام كرد، شروع به درخواستِ حاجت خود

۱.فلاح السائل: ص 90 ح 24، بحار الأنوار: ج 93 ص 318 ح 24.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ وعلى آلِ محمّدٍ كما صَلَّيتَ على إبراهيمَ وعلى آلِ إبراهيمَ في العالَمِينَ إنّكَ حَميدٌ مَجيدٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بگوييد: «بار خدايا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، همچنان كه بر ابراهيم و آل ابراهيم در [ميان] جهانيان درود فرستادى، كه تو ستوده و بزرگوارى».
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 490 ح 2150 عن كعب بن عجرة.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۳