فیلترها
نتایج جستجو برای «پادشاهان»: ۷۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:المَرءُ يَتَغَيَّرُ في ثَلاثٍ: القُربِ مِنَ المُلوكِ، وَالوَلاياتِ، وَالغَناءِ مِنَ الفَقرِ. فَمَن لَم يَتَغَيَّر في هذِهِ فَهُوَ ذو عَقلٍ قَويمٍ وخُلُقٍ مُستَقيمٍ. ۱
امام على عليه السلام:آدمى در سه جا دگرگون مى شود: در نزديكى به پادشاهان، در رسيدن به مقام، و در رهايى از تنگ دستى. هر كه در اين سه حالتْ دگرگون نشود، داراى خردى استوار و خُلق و خويى درست است.
۱.غرر الحكم: ح 2133، عيون الحكم والمواعظ: ص 65 ح 1670.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا.
يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ!
وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ
امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى.
اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد.
پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى.
آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است:
«اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،
لقمانُ عليه السلام ـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ ـ:يا بُنَيَّ تَعَلَّمِ الحِكمَةَ تَشرُف، فَإِنَّ الحِكمَةَ تَدُلُّ عَلَى الدّينِ، وتُشَرِّفُ العَبدَ عَلَى الحُرِّ، وتَرفَعُ المِسكينَ عَلَى الغَنِيِّ، وتُقَدِّمُ الصَّغيرَ عَلَى الكَبيرِ، وتُجلِسُ المِسكينَ مَجالِسَ المُلوكِ، وتَزيدُ الشَّريفَ شَرَفًا، والسَّيِّدَ سُؤدَدًا، والغَنِيَّ مَجدًا، وكَيفَ يَتَهَيَّأُ لَهُ أمرُ دينِهِ ومَعيشَتِهِ بِغَيرِ حِكمَةٍ؟! ولَن يُهَيِّئَ اللّهُ عز و جل أمرَ الدُّنيا والآخِرَةِ إلاّ بِالحِكمَةِ ۱.
لقمان حكيمـ در سفارش به پسرشـ: پسركم! حكمت آموز تا بزرگ گردى كه حكمت به دين ره نمايد و بنده را بر آزاد برترى بخشد و مسكين را بالا دست توانگر نشاند و كم سن را بر بزرگسال مقدّم كند و مستمند را به مجالس پادشاهان بركشد و بر شرف بزرگوار و آقايى بزرگ و احترام توانگر بيفزايد و چگونه كار دين و معيشتش، جز از راه حكمت به سامان رسد؟ و هرگز خداوند عز و جل كار دنيا و آخرت را جز از راه حكمت به سامان نياورد.
۱.كنزالفوائد: 2 / 66، أعلام الدين: 93 وفي صدره «تَعَلَّم العِلمَ والحِكمَةَ» وفيه «. وكَيفَ يَظِنُّ ابنُ آدَمَ أن يَتَهيّأ.»؛ وراجع سنن الدارمي: 1 / 114 / 395.
عنه عليه السلام:كانَتِ الحُكَماءُ فيما مَضى مِنَ الدَّهرِ تَقولُ: يَنبَغي أن يَكونَ الاِختِلافُ إلَى الأَبوابِ لِعَشرَةِ أوجُهٍ: أوَّلُها: بَيتُ اللّهِ عز و جل لِقَضاءِ نُسُكِهِ والقِيامِ بِحَقِّهِ وأداءِ فَرضِهِ. والثّاني: أبوابُ المُلوكِ الَّذينَ طاعَتُهُم مُتَّصِلَةٌ بِطاعَةِ اللّهِ عز و جلوحَقُّهُم واجِبٌ ونَفعُهُم عَظيمٌ وضَرُّهُم شَديدٌ. والثّالِثُ: أبوابُ العُلَماءِ الَّذينَ يُستَفادُ مِنهُم عِلمُ الدّينِ والدُّنيا. والرّابِعُ: أبوابُ أهلِ الجودِ والبَذلِ الَّذينَ يُنفِقونَ أموالَهُمُ التِماسَ الحَمدِ ورَجاءَ الآخِرَةِ. والخامِسُ: أبوابُ السُّفَهاءِ الَّذينَ يُحتاجُ إلَيهِم فِي الحَوادِثِ ويُفزَعُ إلَيهِم فِي الحَوائِجِ. والسّادِسُ: أبوابُ مَن يُتَقَرَّبُ إلَيهِ مِنَ الأَشرافِ
امام على عليه السلام:حكيمان در روزگار كهن چنين مى گفتند: سزاوار است كه آمد و شد به درها از اين ده صورت بيرون نباشد: نخست، خانه خداى عز و جلاست براى انجام مناسك و برپا داشتن حقّ آن و اداى فريضه اش. دوم بارگاه پادشاهانى كه فرمان برى از آنها به فرمان برى خداى عز و جلپيوسته و حقشان واجب و نفعشان، بزرگ و زيانشان، سخت است. سوم خانه هاى دانشمندانى كه دانش دين و دنيا از ايشان استفاده مى شود. چهارم خانه هاى سخاوت مندان و كريمانى كه داراييهاى خويش را براى ستايش و به اميد آخرت انفاق مى كنند. پنجم خانه هاى سفيهانى كه در حوادث روزگار به آنها نياز مى شود و در حاجتها به ايشان روى آورده مى شود.
ششم خانه هاى بزرگانى كه در جستجوى بخشش و عطايا و برآوردن حاجتها به ايشان نزديك مى شوند. هفتم خانه هاى كسانى كه
۱.الخصال: 426 / 3 عن الأصبغ بن نباتة.
عيسى عليه السلام:كَما تَرَكَ لَكُمُ المُلوكُ الحِكمَةَ فَدَعوا لَهُمُ الدُّنيا ۱.
عيسى عليه السلام:همان گونه كه پادشاهان حكمت را براى شما وا نهادند، شما هم دنيا را براى آنها واگذاريد.
۱.الزهد لابن حنبل: 117 عن خالد بن حوشب، الزهد لابن المبارك: 96 / 284، حلية الأولياء: 5 / 74 كلاهما عن خلف بن حوشب، شرح نهج البلاغة: 20 / 324 / 716 عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه «. الحكمة والعلم.».
عنه صلى الله عليه و آله:مَن طَلَبَ العِلمَ لِأَربَعٍ دَخَلَ النّارَ: لِيُباهِيَ بِهِ العُلَماءَ، أو يُمارِيَ بِهِ السُّفَهاءَ، أو لِيَصرِفَ بِهِ وُجوهَ النّاسِ إلَيهِ، أو يَأخُذَ بِهِ مِنَ الاُمَراءِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركس دانش را براى چهار چيز بطلبد، وارد آتش گردد: براى آنكه با دانشمندان رقابت كند يا با نادانان بستيزد يا مردم را متوجه خود كند و يا از پادشاهان اخّاذى كند.
۱.منية المريد: 135؛ عيون الأخبار لابن قتيبة: 2 / 119 عن عبداللّه نحوه.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآداب آموختن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العُلَماءُ اُمَناءُ الرَّسولِ عَلى عِبادِ اللّهِ ما لَم يُخالِطُوا السُّلطانَ ـ يَعني فِي الظُّلمِ ـ فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ فَقَد خانُوا الرُّسُلَ، فَاحذَروهُم وَاعتَزِلوهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانشمندان، امانتداران پيامبر براى بندگان خدايند، تا آن گاه كه با پادشاهان ـ در ستمگرى شان ـ در نياميزند. آن گاه كه چنين كنند، به پيامبران، خيانت كرده اند. پس، از آنان بر حذر باشيد و از آنان كناره بگيريد.
۱.جامع بيان العلم وفضله: ج 1 ص 185.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآنچه برای عالم شایسته نیست +1 مورد دیگر
الإمام الصّادق عليه السلام:ما أكَلَ نَبيُّ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُو مُتّكئٌ مُنذُ بَعَثَهُ اللّهُ عز و جل، وكانَ يَكرَهُ أن يَتَشَبَّهَ بالمُلوكِ، ونحنُ لا نَستَطيعُ أن نَفعَلَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا از زمانى كه خداوند عز و جلاو را برانگيخت، در حال تكيه دادن، غذا نخورد و خوش نداشت كه مانند پادشاهان باشد؛ امّا ما نمى توانيم اين كار را بكنيم.
۱.الكافي: ج 6 ص 272 ح 8.
الكافي عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام:قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: «إذا كانَ أوَّلُ يَومٍ مِن شَوّالٍ نادى مُنادٍ: أيُّهَا المُؤمِنونَ، اُغدوا إلى جَوائِزِكُم».
ثُمَّ قالَ: يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيسَت بِجَوائِزِ هؤُلاءِ المُلوكِ، ثُمَّ قالَ: هُوَ يَومُ الجَوائِزِ. ۱
الكافىـ به نقل از جابر ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چون روز اوّل ماه شوّال شود، منادى ندا مى دهد: اى مؤمنان! صبحگاهان، به سوى جايزه هايتان بشتابيد».
[امام باقر عليه السلام] سپس فرمود: «اى جابر! جايزه هاى خدا، جوايز اين پادشاهان نيستند. آن روز، روزِ جايزه هاست».
۱.الكافي: ج 4 ص 168 ح 3.
ربيع الأبرار عن أبي اليقظان:إنَّ عُمَرَ أتى بَناتِ يَزدَجَردَ بنِ شَهرِيارَ بنِ كِسرى سَبِيّاتٍ، فَأَرادَ بَيعَهُنَّ.
فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام: إنَّ بَناتِ المُلوكِ لا يُبَعنَ، ولكِن قَوِّموهُنَّ، فَأَعطاهُ أثمانَهُنَّ، فَقَسَّمَهُنَّ بَينَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام ومُحَمَّدِ بنِ أبي بَكرٍ الصِّدّيقِ وعَبدِ اللّهِ بنِ عُمَرَ، فَوَلَدنَ الثَّلاثَةَ ۱. ۲
ربيع الأبرارـ به نقل از ابو يقظان ـ: عمر، نزد دختران يزدگرد پسر شهريار پسر خسرو ـ كه به اسارت در آمده بودند ـ، آمد و خواست آنها را بفروشد؛ ولى على عليه السلام فرمود: «دخترانِ پادشاهان، فروخته نمى شوند؛ امّا آنها را قيمت گذارى كنيد».
پس امام عليه السلام قيمت آنها را پرداخت و آنها را ميان حسين بن على عليه السلام و محمّد بن ابى بكر و عبد اللّه بن عمر، تقسيم نمود (آنها را به ازدواج اينان در آورد) و آنان، سه نفر را به دنيا آوردند. ۳
۱.أي: عليّ بن الحسين، والقاسم بن محمّد بن أبي بكر، وسالم بن عبد اللّه.
۲.ربيع الأبرار: ج 3 ص 19، البداية والنهاية: ج 9 ص 104، حياة الحيوان: ج 1 ص 127 كلاهما نحوه وراجع: الكامل للمبرّد: ج 2 ص 645.
۳.اين سه تن، على بن الحسين (امام زين العابدين) عليه السلام، قاسم بن محمّد بن ابى بكر و سالم بن عبد اللّه اند و هر سه از مشاهير صدر اسلام هستند.
الإمام الصادق عليه السلام:تُربَةُ قُمَّ مُقَدَّسَةٌ، وأهلُها مِنّا ونَحنُ مِنهُم، لا يُريدُهُم جَبّارٌ بِسوءٍ إلاّ عُجِّلَت عُقوبَتُهُ ما لَم يَخونوا إخوانَهُم (يُحَوِّلوا أحوالَهُم ـ خ ل)، فَإِذا فَعَلوا ذلكَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم جَبابِرَةَ سَوءٍ. أما إنَّهُم أنصارُ قائِمِنا ودُعاةُ حَقِّنا. ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إلَى السَّماءِ وقالَ: اللّهُمَّ اعصِمهُم مِن كُلِّ فِتنَةٍ، ونَجِّهِم مِن كُلِّ هَلَكَةٍ ۱.
امام صادق عليه السلام:خاك قم، مقدّس است و مردم آن، از ما هستند و ما از آنهاييم. هر جبّارى كه بخواهد به آنان بدى و گزندى برساند، زود كيفر بيند و اين تا زمانى است كه آنان [اهل قم] به برادران خود خيانت نكنند؛ اگر اين كار را بكنند، خداوند پادشاهانى نابكار بر ايشان مسلّط گرداند. بدانيد كه مردم قم، ياران قائم ما و دعوتگران به حقّ ما هستند. حضرت سپس سرش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت: بار خدايا، آنان را از هر فتنه اى نگه دار و از هر نابودى و هلاكتى نجاتشان بخش.
۱.البحار: 60 / 218 / 49 نقلاً عن كتاب تاريخ قم.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ اللّهَ عز و جل أَحَاطَ حَائِطَ الجَنَّةِ لَبِنَةً مِنْ ذَهَبٍ وَلَبِنَةً مِنْ فِضَّةٍ، ثُمَّ شَقَّقَ فِيهَا الأَنْهَارَ، وَغَرَسَ فِيهَا الأَشْجَارَ، فَلَمَّا نَظَرَ المَلائِكَةُ إِلَى حُسْنِهَا وزَهرِها قَالَتْ: طُوبَاكِ في مَنَازِلِ المُلوكِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى عز و جل، ديوار بهشت را با خشتى از طلا و خشتى از نقره ساخت. سپس جويبارهايى را از دل آن، درآورد و درختكارى كرد. چون فرشتگان، زيبايى و خرّمىِ آن را ديدند، گفتند: خوشا به حالت در ميان منزلگاه هاى پادشاهان!
۱.البعث والنشور: ص 181 ح 261، الترغيب والترهيب: ج 4 ص 513 ح 32، الدرّ المنثور: ج 1 ص 92 نقلاً عن البزّار والطبراني وابن مردويه وكلّها عن أبي سعيد الخدري.
عنه صلى الله عليه و آله:تَحاجَّتِ الجَنَّةُ وَالنّارُ، فَقالَتِ النّارُ: أُوثِرتُ بِالمُتَكَبِّرِينَ وَالمُتَجَبِّرِينَ. وَقالَتِ الجَنَّةُ: ما لِي لا يَدخُلُنِي إِلّا ضُعَفاءُ النّاسِ وَسَقَطُهُم ۱؟! قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى لِلجَنَّةِ: أَنتِ رَحمَتِي؛ أَرحَمُ بِكِ مَن أَشاءُ مِن عِبادِي، وَقالَ لِلنّارِ: إِنَّما أَنتِ عَذابِي؛ أُعَذِّبُ بِكِ مَن أَشاءُ مِن عِبادِي، وَلِكُلِّ واحِدَةٍ مِنهُما مَلَؤُها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت و دوزخ با يكديگر به گفتگو پرداختند. دوزخ گفت: من به بزرگان و پادشاهان، اختصاص داده شده ام.
بهشت گفت: من چه، كه جز مردمان بينوا و فرودست، واردم نمى شوند؟!
خداى بزرگ و والا، به بهشت فرمود: «تو رحمت من هستى. با تو بر هر كس از بندگانم كه بخواهم، رحم مى آورم» و به دوزخ فرمود: «تو عذاب من هستى. با تو هر يك از بندگانم را كه بخواهم، عذاب مى كنم».
هر دوى آنها پُر مى شوند.
الزهد لابن المبارك عن المغيرة بن شعبة:قالَ مُوسى عليه السلام لِرَبِّهِ: يا رَبِّ أَيُ عِبادِكَ أَدنى عِندَكَ فِي الجَنَّةِ مَنزِلَةً؟
قالَ: عَبدٌ يَبقى فِي الدِّمنَةِ ۱ بَعدَما يَدخُلُ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ، وَأَهلُ النّارِ النّارَ، فَيَقُولُ لَهُ رَبُّهُ: اُنظُر أَربَعَةَ مُلُوكٍ مِن مُلُوكِ الدُّنيا فَسَمِّ مِن مُلكِهِم ما اشتَهَت نَفسُكَ، فَيَقُولُ: يا رَبِّ أَشتَهِي كَذا، وَأَشتَهِي كَذا، وَأَشتَهِي كَذا، قالَ: فَسَمِّ مِن مُلكِهِم ما لَذَّت عَينُكَ، فَيَقُول: يَلَذُّ عَينِي كَذا، يَلَذُّ عَينِي كَذا، قالَ: أَرَضِيتَ؟ قالَ: نَعَم، قالَ: وَهُوَ لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ.
قالَ مُوسى عليه السلام: رَبِّ هذا لِأَدنى مَن فِي الجَنَّةِ، فَما لاِ? هلِ صَفوَتِكَ؟
قالَ: هذِهِ الَّتِي
الزهد، ابن مبارك ـ به نقل از مغيرة بن شُعبه ـ:موسى عليه السلام به پروردگارش گفت: پروردگارا! كدام بنده ات در بهشت به نزد تو، كم منزلت ترين است؟
فرمود: «بنده اى كه وقتى بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ وارد مى شوند، در ميان خرابه (دِمْنه) ۳ مى ماند. پس، پروردگارش به او مى گويد: چهار پادشاه از پادشاهان دنيا را در نظر بياور و از پادشاهىِ آنان، آنچه دلت مى خواهد، نام ببر. او مى گويد: پروردگارا! فلان چيز و فلان چيز و فلان چيز را مى خواهم. خدا مى گويد: از پادشاهى آنان، آنچه را ديده ات از آن لذّت مى بَرَد، نام ببر. او مى گويد: ديده ام از فلان چيز و بهمان چيز، لذّت مى برد. خدا مى گويد: راضى شدى؟ مى گويد: آرى. خدا مى گويد: اينها و ده برابرشان، از آنِ تو باد».
موسى عليه السلام گفت: پروردگارا! اين
۱.الدِمْنَة: الموضع الذي يلتبد فيه السرقين، وكذلك ما اختلط من البعر والطين (لسان العرب: ج 13 ص 158 «دمن»).
۲.الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 66 ح 227.
۳.دِمنه: مكانى كه در آن، سرگين، انباشته شده باشد. مخلوطى از پهن و گل؛ سرگينگاه (لسان العرب: ج 13 ص 158 «دمن»).
۴.نه اين كه به خواست و اراده آنان واگذارم كه چه مى خواهند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَأَلَ مُوسى رَبَّهُ: ما أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً؟ قالَ: هُوَ رَجُلٌ يَجِيءُ بَعدَما أُدخِلَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ، فَيُقالُ لَه: اُدخِلُ الجَنَّةَ، فَيَقُولُ: أَيْ رَبِّ! كَيفَ وَقَد نَزَلَ النّاسُ مَنازِلَهُم وَأَخَذُوا أَخذاتِهِم؟ فَيُقالُ لَهُ: أَتَرضى أَن يَكُونَ لَكَ مِثلُ مُلكِ مَلِكٍ مِن مُلُوكِ الدُّنيا؟ فَيَقُولُ: رَضِيتُ، رَبِّ! فَيَقُولُ: لَكَ ذَلِكَ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ. فَقالَ فِي الخامِسَةِ: رَضِيتُ، رَبِّ! فَيَقُولُ: هذا لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ، وَلَكَ مَا اشتَهَت نَفسُكَ وَلَذَّت عَينُكَ. فَيَقُولُ: رَضِيتُ، رَبِّ!
قالَ: رَبِّ! فَأَعلاهُم مَنزِلَةً؟ قالَ: أُولَئِكَ الَّذِينَ أَرَدتُ، غَرَستُ كَرَامَتَهُم
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى از پروردگارش پرسيد: كم منزلت ترينِ اهل بهشت كيست؟ پروردگارش فرمود: «مردى كه پس از آن كه همه بهشتيان به بهشت برده شدند، مى آيد و به او گفته مى شود: وارد بهشت شو. او مى گويد: اى پروردگار! چگونه وارد شوم، در حالى كه مردم در منزل هاى خود فرود آمده اند و همه جا را گرفته اند؟ به او گفته مى شود: آيا راضى هستى كه همانند قلمرو پادشاهى از پادشاهان دنيا داشته باشى؟ او مى گويد: راضى ام، پروردگارا! خدا مى گويد: آن اندازه و مانند آن و مانند آن و مانند آن و مانند آن به تو دادم. و او در بار پنجم، مى گويد: راضى شدم، اى پروردگار! خدا مى گويد: اين همه و ده برابر آن، براى تو باشد. اصلاً هر چه دلت مى خواهد و ديده ات لذّت مى برد، براى تو باشد. و او مى گويد: راضى شدم،
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 176 ح 312، سنن الترمذي: ج 5 ص 347 ح 3198، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 446 ح 7426 وفيهما صدره إلى «ولذّت عينك»، مسند الحميدي: ج 2 ص 335 ح 761، تفسير الطبري: ج 11 الجزء 21 ص 104 كلّها عن المغيرة بن شعبة، كنز العمّال: ج 14 ص 504 ح 39423.
تنبيه الخواطر: فِي الوَحيِ القَديمِ:. هَل تَدرونَ أوَّل مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ؟ الفُقَراءُ الرّاضونَ. هَل تَدَرونَ أوَّلَ مَن يَدخُلُ النّارَ؟ الجَبّارونَ المُتَكَبِّرونَ. هَل تَدَرونَ أوَّلَ
مَن يَخرُجُ مِنَ النّارِ؟ الفَسَقَةُ المُحسِنونَ. ۱
تنبيه الخواطر: در وحى قديم (اديان گذشته) آمده است كه: آيا مىدانيد نخستين كسانى كه وارد بهشت مىشوند، چه كسانى هستند؟ درويشان خُرسند.
آيا مىدانيد نخستين كسانى كه وارد آتش مىشوند، چه كسانى هستند؟ پادشاهان گردنفرازند.
آيا مىدانيد نخستين كسانى كه از آتشْ بيرون مىروند، چه كسانى هستند؟ گنهكارانِ احسان كنندهاند.
۱.. تنبيه الخواطر: ج 2 ص 115.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ عَلِيّا عليه السلام قالَ: إنَّ في جَهَنَّمَ رَحا تَطحَنُ، أفَلا تَسأَلونّي ما طَحنُها؟ فَقيلَ: وما طَحنُها يا أميرَ المُؤمِنينَ؟ فَقالَ عليه السلام: العُلَماءُ الفَجَرَةُ، وَالقُرّاءُ الفَسَقَةُ، وَالجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ، وَالوُزَراءُ الخَوَنَةُ، وَالعُرَفاءُ الكَذَبَةُ.
وإنَّ فِي النّارِ لَمَدينَةً يُقالُ لَها: «الحَصينَةُ»، أفَلا تَسأَلونّي ما فيها؟ فَقيلَ لَهُ: وما فيها يا أميرَالمُؤمِنينَ؟ قال عليه السلام: فيها أيدِي النّاكِثينَ. ۱
امام صادق عليه السلام: على عليه السلام فرمود: «در جهنّم، آسيابى است كه آرد مىكند. آيا از من نمىپرسيد كه چه آرد مىكند؟».
گفته شد: چه آرد مىكند، اى امير مؤمنان؟
فرمود: «عالمان تباهكار و قاريان گنهكار و پادشاهان ستمگر و وزيران خيانتكار و خبرآوران ۲ دروغگو را. در آتش دوزخ، شهرى است كه به آن، حَصينه مىگويند. آيا از من نمىپرسيد كه در آن شهر چيست؟».
گفته شد: در آن چيست، اى امير مؤمنان؟
فرمود: «دستهاى پيمانشكنان در آن است».
عنه عليه السلام: إنَّ مِنَ العُلَماءِ مَن يُحِبُّ أن يَخزُنَ عِلمَهُ ولا يُؤخَذَ عَنهُ، فَذاكَ فِي الدَّركِ الأَوَّلِ مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن إذا وُعِظَ أنِفَ وإذا وَعَظَ عَنَفَ، فَذاكَ فِي الدَّركِ الثّاني مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن يَرى أن يَضَعَ العِلمَ عِندَ ذَوِي الثَّروَةِ وَالشَّرَفِ، ولا يَرى لَهُ فِي المَساكينِ وَضعا، فَذاكَ فِي الدَّركِ الثّالِثِ مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن يَذهَبُ في عِلمِهِ مَذهَبَ الجَبابِرَةِ وَالسَّلاطينِ، فَإِن رُدَّ عَلَيهِ شَيءٌ مِن قَولِهِ أو قُصِّرَ في شَىءٍ مِن أمرِهِ غَضِبَ، فَذاكَ فِي الدّرِكِ الرّابِعِ مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن يَطلُبُ أحاديثَ اليَهودِ وَالنَّصارى لِيُعزَّرَ بِهِ ويَكثُرَ بِهِ حَديثُهُ، فَذاكَ
امام صادق عليه السلام: در ميان عالِمان، كسانى هستند كه دوست دارند دانش خويش را پنهان بدارند و [كسى] از آنان نياموزد. چنين كسانى در دَرَكِ ۲ اوّلِ آتشاند. در ميان عالمان، كسانى هستند كه هر گاه پندشان دهند، نمىپذيرند و چون پند مىدهند، درشتى مىكنند. چنين كسانى در دَرَك دوم آتشاند. از عالمان، كسانى هستند كه دانش [خود] را در اختيار ثروتمندان و بزرگان قرار مىدهند و مستمندان را شايسته دانش خود نمىدانند. چنين كسانى در دَرَك سوم آتشاند. از عالمان، كسانى هستند كه در علم خويش، چونان متكبّران و پادشاهان رفتار مىكنند [يعنى]: اگر چيزى از گفته او را رد كنند يا در [اطاعت] امر او كوتاهىاى كنند، به خشم مىآيد. چنين كسانى در دَرَك چهارم آتشاند. از عالمان، كسانى هستند كه در جستجوى احاديث يهود و
۱.. الخصال: ص 352 ح 33، منية المريد: ص 139، أعلام الدين: ص 97، روضة الواعظين: ص 11، بحارالأنوار: ج 2 ص 108 ح 11.
۲.«دَرَك» و جمعش «دركات»، در مقابل «درجه» و جمع آن، «درجات» است. اوّلى را در مورد جهنّم به كار مىبرند و به معناى طبقات زيرين يا تحتانى است، و دومى را در باره بهشت به كار مىبرند كه به معناى طبقات بالايى و فوقانى است.
الطبقات الكبرى:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمَّا رَجَعَ مِن الحُدَيبِيَّةِ في ذِي الحِجَّةِ سَنَةَ سِتٍّ، أرسَلَ الرُّسُلَ إلَى المُلوكِ يَدعوهُم إلَى الإسلامِ، وكَتَبَ إلَيهِم كُتُبا، فَقيلَ: يارَسولَ اللّهِ، إنَّ المُلوكَ لا يَقرَؤونَ كِتابا إلاَّ مَختوما، فَاتَّخَذَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومَئِذٍ خاتَما مِن فِضَّةٍ فَصُّهُ مِنهُ، نَقشُهُ ثَلاثَةُ أسطُرٍ: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ، وخَتَمَ بِهِ الكُتُبَ.
فَخَرَجَ سِتَّةُ نَفَرٍ مِنهُم في يَومٍ واحِدٍ، وذلِكَ فِي المُحرَّمِ سَنَةَ سَبعٍ، وأصبَحَ كُلُّ رَجُلٍ مِنهُم يَتَكلَّمُ بِلِسانِ القَومِ الَّذينَ بَعَثَهُ إلَيهِم، فَكانَ أوَّلَ رَسولٍ بَعَثَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَمرُو بنُ أُميَّةَ الضَّمريُّ
الطبقات الكبرى:هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در ذى حجّه سال ششم، از صلح حديبيه بر گشت، سفيرانى نزد پادشاهان فرستاد و براى آنان نامه نوشت و به اسلام دعوتشان كرد. به ايشان گفته شد: اى رسول خدا! پادشاهان، نامه بدون مُهر را نمى خوانند.
پس پيامبر صلى الله عليه و آله در همان روز، يك انگشتر نقره اىِ نگينْ سرْ خود را تهيّه كرد كه نقش آن، سه كلمه «محمّد رسول اللّه» بود و نامه ها را با آن مُهر زد. شش سفير، در يك روز [از مدينه] بيرون رفتند و اين در ماه محرّم سال هفتم بود. هر يك از آن فرستادگان، به زبان همان مردمى سخن مى گفتند كه پيامبر خدا او را به سوى آنان فرستاده بود.
نخستين سفيرى كه پيامبر خدا اعزام كرد، عمرو بن اميه ضَمرى بود كه او را با دو نامه، به سوى نجاشى روانه كرد. در يكى از آن دو
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 258، تاريخ دمشق: ج 27 ص 357 و ج 45 ص 430 كلّها عن عمرو بن اُمية الضمري.
الإمام الصّادق عليه السلام:ما أكَلَ نَبِيُّ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُتَّكِئٌ مُنذُ بَعَثَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ، وكانَ يَكرَهُ أن يَتَشَبَّهَ بِالمُلوكِ، ونَحنُ لا نَستَطيعُ أن نَفعَلَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله از زمانى كه خداوند عز و جلاو را بر انگيخت، در حال تكيه دادن غذا نخورد، و خوش نداشت كه مانند پادشاهان باشد؛ امّا ما نمى توانيم اين كار را بكنيم.
۱.الكافي: ج 6 ص 272 ح 8، المحاسن: ج 2 ص 247 ح 1768 كلاهما عن المعلّى بن خنيس، بحار الأنوار: ج 16 ص 262 ح 54.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۷