فیلترها
نتایج جستجو برای «همسایگی»: ۷۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:مَن زارَني في حَياتي وبَعدَ مَوتي، كانَ في جِواري يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در حال حيات و پس از وفاتم مرا زيارت كند، روز قيامت، در همسايگى [و پناه]من خواهد بود.
۱.تهذيب الأحكام: ج 6 ص 3 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أحسِنْ مُجاوَرَة مَن جاوَرَكَ، تَكُنْ مؤمنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:با همسايه ات نيكو همسايه دارى كن، تا مؤمن باشى.
۱.الأمالي للصدوق: ص 269 ح 295.
عنه صلى الله عليه و آله:ما زالَ جبرئيلُ عليه السلام يُوصِيني بالجارِ حتّى ظَنَنتُ أنَّهُ سَيُوَرِّثُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام پيوسته مرا درباره همسايه سفارش مى كرد تا جايى كه گمان بُردم به زودى او را ارثبَر [از همسايه اش]خواهد كرد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 520 ح 1145.
الإمام الباقر عليه السلام:ما خَلَقَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ خَلقا أكرَمَ عَلَى اللّهِ عَزَّ وجَلَّ مِنَ المُؤمِنِ، لِأَنَّ المَلائِكَةَ خُدّامُ المُؤمِنينَ، وأنَّ جِوارَ اللّهِ لِلمُؤمِنينَ، وأنَّ الجَنَّةَ لِلمُؤمِنينَ، وأنَّ الحورَ العينَ لِلمُؤمِنينَ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند عز و جل هيچ مخلوقى گرامى تر در نزد خودش از مؤمن نيافريده است؛ چرا كه فرشتگان خدمت گزار مؤمنان اند. همسايگى خدا، از آنِ مؤمنان است. بهشت، از آنِ مؤمنان است، و سيه چشمان بهشتى، از آنِ مؤمنان اند.
۱.الكافي: ج 2 ص 33 ح 2 عن أبي الصباح الكناني، بحارالأنوار: ج 69 ص 19 ح 2.
عنه عليه السلامـ في كِتابِهِ لِلفَضلِ بنِ سَهلٍـ: إنَّ مِن دينِهِم [أيِ الأَئِمَّةِ عليهم السلام] الوَرَعَ وَالعِفَّةَ، وَالصِّدقَ وَالصَّلاحَ وَالاِجتِهادَ، وأداءَ الأَمانَةِ إلَى البَرِّ وَالفاجِرِ، وطولَ السُّجودِ، وَالقِيامَ بِاللَّيلِ، وَاجتِنابَ المَحارِمِ، وَانتِظارَ الفَرَجِ بِالصَّبرِ،
وحُسنَ الصُّحبَةِ، وحُسنَ الجِوارِ، وبَذلَ المَعروفِ، وكَفَّ الأَذى، وبَسطَ الوَجهِ، وَالنَّصيحَةَ، وَالرَّحمَةَ لِلمُؤمِنينَ ۱.
امام رضا عليه السلامـ در نامه اش به فضل بن سهلـ: جزو دين ايشان [امامان عليه السلام]است پاكدامنى و عفّت، راستى و صلاح و سخت كوشى، اداى امانت به نيكوكار و تبهكار، سجده طولانى، عبادت شبانه، دورى از حرام، انتظار گشايش با شكيبايى، نيكو همنشينى و نيك همسايگى، نيكى كردن، دست از آزار شستن، گشاده رويى، خيرخواهى و رحمت براى مؤمنان.
۱.تحف العقول: 416.
عنه عليه السلام:عَلَيكَ بِتَقوَى اللّهِ وَالوَرَعِ والاِجتِهادِ وصِدقِ الحَديثِ وأداءِ الأَمانَةِ وحُسنِ الخُلُقِ وحُسنِ الجِوارِ، وكونوا دُعاةً إلى أنفُسِكُم بِغَيرِ ألسِنَتِكُم، وكونوا زَينًا ولا تَكونوا شَينًا، وعَلَيكُم بِطولِ الرُّكوعِ وَالسُّجودِ، فَإِنَّ أحَدَكُم إذا أطالَ الرُّكوعَ والسُّجودَ هَتَفَ إبليسُ مِن خَلفِهِ وقالَ: يا وَيلَهُ! أطاعَ وعَصَيتُ، وسَجَدَ وأبَيتُ ۱.
امام صادق عليه السلام:بر تو باد پروا داشتن از خدا و پارسايى و سخت كوشى [در كار و عمل] و راستگويى وامانتدارى وخوشخويى وحُسن همسايگى. مردم را [عملاً و] با غير زبان به (مذهب) خود دعوت كنيد و زيور ما باشيد و مايه زشتى و ننگ ما نباشيد. بر شما باد طول دادن ركوع و سجود؛ زيرا هرگاه فردى از شما ركوع و سجود را به درازا كشاند، شيطان از پشت سر او فرياد برآورد و بگويد: اى واى! او فرمان برد و من نافرمانى كردم، او سجده كرد و من سرپيچى.
۱.الكافي: 2 / 77 / 9 عن أبي اُسامة.
عَلقَمَةُ:قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: أوصِني جُعِلتُ فِداكَ، فَقالَ: اُوصيكَ بِتَقوَى اللّهِ وَالوَرَعِ وَالعِبادَةِ وطولِ السُّجودِ وأداءِ الأَمانَةِ وصِدقِ الحَديثِ وحُسنِ الجِوارِ، صِلوا عَشائِرَهُم وعودوا مَرضاهُم ۱ وَاحضُروا جَنائِزَهُم، كونوا لَنا زَينًا ولا تَكونوا عَلَينا شَينًا، أحِبّونا إلَى الناس ولا تُبَغِّضونا إلَيهِم، جُرّوا إلَينا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَادفَعوا عَنّا كُلَّ قَبيحٍ، ما فينا مِن خَيرٍ فَنَحنُ أهلُهُ، وما قيلَ فينا مِن شَرٍّ فَوَاللّهِ ما نَحنُ كَذلِكَ، لَنا حَقٌّ في كِتابِ اللّهِ وقَرابَةً مِن رَسولِ اللّهِ ووِلادَةٌ طَيِّبَةٌ، فَهكَذا قولوا ۲.
علقمه:به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم: فدايت شوم، مرا نصيحت و سفارشى فرما. حضرت فرمود: سفارش مى كنم تو را به تقواى الهى و پارسايى و عبادت وطول دادن سجده واداى امانت و راستگويى وحسن همسايگى. با كسانشان رفت و آمد كنيد و از بيمارانشان عيادت كنيد و در تشييع جنازه هايشان حاضر شويد. براى ما زيور باشيد و مايه زشتى ما نباشيد؛ كارى كنيد كه مردم دوستمان بدارند و كارى نكنيد كه مبغوض آنها واقع شويم؛ همه محبتها را به سوى ما بكشانيد و هرگونه زشتى را از ما بگردانيد؛ هر خوبى كه در حقّ ما گفته شود ما اهل آن هستيم و هر بدى كه درباره ما گفته شود نه چنانيم. ما را در كتاب خدا حقّى است و با پيامبر خدا خويشاونديم و پاك زاده شده ايم. اين چنين بگوييد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ شُبّانٌ جُردٌ مُردٌ، لَيسَ لَهُم شَعرٌ إِلّا فِي الرَّأسِ وَالحاجِبَينِ وَأَهدابِ العَينَينِ، يَعنِي لَيسَ لَهُم شَعرُ عانَةٍ وَلا إِبطٍ، عَلى طُولِ آدَمَ، سِتُّونَ ذِراعا، وَعَلى مَولِدِ عَيسَى بنِ مَريَمَ ثَلاثَةً وَثَلاثِينَ سَنَةً، بِيضُ الأَلوانِ، خُضرُ الثِّيابِ، يَضَعُ أَحَدُهُم مائِدَةً بَينَ يَدَيهِ، فَيُقبِلُ طائِرٌ، فَيَقُولُ: يا وَلِيَ اللّهِ، أَما إِنِّي قَد شَرِبتُ مِن عَينِ السَّلسَبِيلِ، وَرَعَيتُ مِن رِياضِ الجَنَّةِ تَحتَ العَرشِ، وَأَكَلتُ مِن ثِمارِ كَذا، طَعمُ أَحَدِ الجانِبَينِ مَطبُوخٌ، وَطَعمُ الجانِبِ الآخَرِ مَشوِيٌّ، فَيَأكُلُ مِنها ما شاءَ اللّهُ. وَعَلَى الوَلِيِ سَبعُونَ حُلَّةً، لَيسَ فِيها حُلَّةٌ عَلى
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، جوانانى هستند با پيكرها و چهره هايى عارى از مو و تنها موى بدن آنها، موى سر است و ابروان و مژگان؛ يعنى در زهار و زير بغل آنها، مويى نيست. به قامت آدمى شصت گزند و به سنّ عيسى بن مريم، سى و سه ساله. بدن هايى سپيد دارند و جامه هايى سبز.
در برابر هر يك از آنان، سفره اى پهن مى شود و پرنده اى مى آيد و مى گويد: اى ولىّ خدا! من از چشمه سلسبيل نوشيده ام و در باغ هاى بهشت، زير عرش، دانه بر چيده ام و از فلان ميوه ها خورده ام. يك طرف [آن پرنده]، طعم پخته دارد و طرف ديگر، طعم بريانى. پس، او از [گوشت] آن پرنده، آنچه مى خواهد، تناول مى كند.
بر ولىّ [خدا]، هفتاد جامه پوشانده شده كه رنگ هر يك از آنها متفاوت با ديگرى است، و در انگشتانشان ده انگشترى است كه بر اوّلى
عنه عليه السلامـ فِي صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: فَلَو رَمَيتَ بِبَصَرِ قَلبِكَ نَحوَ ما يُوصَفُ لَكَ مِنها لَعَزَفَت ۱ نَفسُكَ عَن بَدائِعِ ما أُخرِجَ إِلَى الدُّنيا مِن شَهَواتِها وَلَذَّاتِها، وَزَخارِفِ مَناظِرِها، وَلَذَهِلَت بِالفِكرِ فِي اصطِفاقِ أَشجارٍ غُيِّبَت عُرُوقُها فِي كُثبانِ المِسكِ عَلى سَواحِلِ أَنهارِها، وَفِي تَعلِيقِ كَبائِسِ اللُّؤلُؤِ الرَّطبِ فِي عَسالِيجِها ۲ وَأَفنانِها، وَطُلُوعِ تِلكَ الثِّمارِ مُختَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكمامِها ۳، تُجنى مِن غَيرِ تَكَلُّفٍ فَتَأتِي عَلى مُنيَةِ مُجتَنِيها، وَيُطافُ عَلى نُزّالِها فِي أَفنِيَةِ قُصُورِها بِالأَعسالِ المُصَفَّقَةِ، وَالخُمُورِ المُرَوَّقَةِ.
قَومٌ لَم تَزَلِ الكَرامَةُ تَتَمادى بِهِم حَتّى حَلُّوا دارَ القَرارِ،
امام على عليه السلامـ در وصف بهشت ـ: اگر به آنچه از بهشت براى تو وصف مى شود، با چشم دلت نظر افكنى، بى گمان، نفْس تو از خواهش ها و خوشى هاى دل انگيزى كه در دنيا پديد آورده شده، و زيبايى هاى مناظر آن، روى گردان خواهد شد، و انديشه ات در صداى بر هم خوردن شاخسار درختانى متحيّر خواهد شد كه در كنار جويبارهاى بهشت در تپّه هايى از مُشك، ريشه دوانيده اند و در خوشه هاى مرواريد تر و تازه اى كه بر شاخه هاى نازك و ستبر، آويزان اند، و در بر آمدن آن ميوه هاى گوناگون رنگارنگ از غلاف هاى شكوفه هايشان كه بى رنج، چيده مى شوند و هر سان كه چيننده اش آرزو كند، در دسترسش قرار مى گيرند. و براى بهشتيان در آستان كاخ هايشان، عسل هاى مصفّا و باده هاى ناب، گردانده مى شود.
بهشتيان، مردمانى هستند كه كرامت [خداوند]،
۱.عَزَفَت نفسي عن الدنيا: أي عافتها وكرهتها (النهاية: ج 3 ص 230 «عزف»).
۲.عساليجها: أغصانها (النهاية: ج 3 ص 238 «عسلج»).
۳.أكْمام: جمع كِمْ وهو غلاف الثمر والحبّ قبل أن يظهر (النهاية: ج 4 ص 200 «كمم»).
۴.الأَنَقَ: حُسْن المنظر وإعجابه إيّاك (لسان العرب: ج 10 ص 10 «أنق»).
۵.نهج البلاغة: الخطبة 165، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 68 وليس فيه ذيله من «فلو شغلت قلبك.»، بحار الأنوار: ج 8 ص 162 ح 104.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ الخَلائِقَ فِي صَعِيدٍ ۱ واحِدٍ، وَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهم، يَقُولُ: أَينَ أَهلُ الصَّبرِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ، فَيَقُولُونَ لَهُم: ما كانَ صَبرُكُم هذا الَّذِي صَبَرتُم؟ فَيَقُولُونَ: صَبَّرنا أَنفُسَنا عَلى طاعَةِ اللّهِ، وَصَبَّرناها عَن مَعصِيَةِ اللّهِ. قالَ: فَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ: صَدَقَ عِبادِي، خَلُّوا سَبِيلَهُم لِيَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ.
قالَ: ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ آخَرَ، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهُم، فَيَقُولُ: أَينَ أَهلُ الفَضلِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ،
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، خداوند، خلايق را در فلاتى پهناور گرد مى آورد و آواز دهنده اى از جانب خدا با صدايى كه همگان، يكسان آن را مى شنوند، بانگ مى زند كه: اهل شكيبايى، كجايند؟
پس، شمارى از مردم بر مى خيزند. گروهى از فرشتگان، جلو آنان را مى گيرند و مى گويند: اين، شكيبايى اى كه شما نشان داده ايد، چه بوده است؟
آنان مى گويند: ما خويشتن را بر طاعت خدا و خوددارى از معصيت او، به شكيبايى وا داشتيم.
در اين هنگام، آواز دهنده اى از جانب خدا بانگ مى زند كه: «بندگانم، راست مى گويند. راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى، وارد بهشت شوند».
سپس آواز دهنده ديگرى از جانب خدا با صدايى كه همگان، يكسان آن را مى شنوند، بانگ مى زند كه: اهل بزرگوارى، كجايند؟
پس، شمارى از مردم بر
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، إيّاكَ وَالتَّجَبُّرَ وَالتَّكَبُّرَ وَالفَخرَ، فَتُجاوِرَ إبليسَ في دارِهِ. يا بُنَيَّ، اِعلَم أنَّهُ مَن جاوَرَ إبليسَ وَقَعَ في دارِ الهَوانِ، لا يَموتُ فيها ولا يَحيا. ۱
الاختصاصـ به نقل از اوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! از زورگويى و تكبّر و تفاخر بپرهيز، و گرنه، با ابليس در خانه اش همسايگى كن!. اى پسركم! بدان كه هر كس با ابليس همسايگى كند، همانا در سراى خوارى و پستى قرار مى گيرد كه در آن، مرگ و زندگى نيست.
۱.الاختصاص: ص 338، بحار الأنوار: ج 13 ص 429 ح 23.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، كَيفَ تَسكُنُ دارَ مَن قَد أسخَطتَهُ؟ أم كَيفَ تُجاوِرُ مَن قَد عَصَيتَهُ؟ ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! چگونه ساكن خانه كسى مى شوى كه او را به خشم آورده اى؟! يا چگونه با كسى همسايگى مى كنى كه نافرمانى اش كرده اى؟!
۱.الاختصاص: ص 340، بحار الأنوار: ج 13 ص 431 ح 23.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +4 مورد دیگر
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، لا تُجاوِرَنَّ المُلوكَ فَيَقتُلوكَ، ولا تُطِعهُم فَتَكفُرَ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! با پادشاهان، همسايگى نكن، كه تو را مى كشند و اطاعتشان نكن، كه كافر مى شوى.
۱.الاختصاص: ص 337، بحار الأنوار: ج 13 ص 428 ح 23.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، جاوِرِ المَساكينَ وَاخصُصِ الفُقَراءَ وَالمَساكينَ مِنَ المُسلِمينَ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان به پسرش گفت ـ: اى پسرم! با بينوايان، همسايگى كن؛ بويژه با ناداران و بينوايان مسلمان.
۱.الاختصاص: ص 337، بحار الأنوار: ج 13 ص 428.
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: پسرم! اگر خانه ها بر روى ارّابه ساخته مى شدند [و تغيير محّل سكونت آسان بود]، هرگز مردى با همسايه بد، همسايگى نمى كرد.
عنه عليه السلام:لَمّا وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ فَقالَ: أنَا مُنذُ سَقَطتُ إلَى الدُّنيا استَدبَرتُ وَاستَقبَلتُ الآخِرَةَ، فَدارٌ أنتَ إلَيها تَسيرُ أقرَبُ مِن دارٍ أنتَ مِنها مُتَباعِدٌ.
يا بُنَيَّ، لا تَطلُب مِنَ الأَمرِ مُدبِرا، ولا تَرفُض مِنهُ مُقبِلاً، فَإِنَّ ذلِكَ يُضِلُّ الرَّأيَ ويُزري بِالعَقلِ.
يا بُنَيَّ، لِيَكُن مِمّا ۱ تَستَظهِرُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ الوَرَعُ عَنِ المَحارِمِ، وَالفَضلُ في دينِكَ، وَالصِّيانَةُ لِمُرُوَّتِكَ، وَالإِكرامُ لِنَفسِكَ أن لا تُدَنِّسَها ۲ بِمَعاصِي الرَّحمنِ ومَساوِي الأَخلاقِ وقَبيحِ الأَفعالِ.
وَاكتُم سِرَّكَ، وأحسِن سَريرَتَكَ، فَإِنَّكَ إذا فَعَلتَ ذلِكَ آمَنتَ بِسِترِ اللّهِ أن يُصيبَ عَدُوُّكَ مِنكَ ۳ عَورَةً، أو يَقدِرَ مِنكَ عَلى زَلَّةٍ،
امام صادق عليه السلام:وقتى كه لقمان پسرش را موعظه كرد، به او گفت: «من از وقتى به دنيا آمدم، پشت به دنيا و رو به آخرت كرده ام. خانه اى كه تو به سوى آن مى روى، نزديك تر از خانه اى است كه از آن دور مى شوى.
اى پسرم! كارى را كه گذشته است، پيگيرى نكن، و كار پيشِ رو را رها نكن؛ چرا كه آن، انديشه را گم راه و خِرد را سبك مى گردانَد.
اى پسرم! از جمله چيزهايى كه به سبب آن، بر دشمنت پيروز مى گردى، اينها باشد: پرهيز از محرّمات، برترى در دينت، حفظ جوان مردى ات، و گرامى داشتن نفْست، به گونه اى كه آن را به گناهانِ خداى بخشنده و اخلاق بد و كارهاى زشت، آلوده نسازى.
رازت را پنهان كن و باطنت را نيكو گردان؛ چرا كه تو هر گاه چنين كردى، به سبب پوشش خداوندى، از دستيابى دشمن به راز، تو يا از پى بردن او به
کلیدواژهها حکمت های جامع
الاختصاص عن الأوزاعيّ:إنَّ لُقمانَ الحَكيمَ ـ رَحِمَهُ اللّهُ ـ لَمّا خَرَجَ مِن بِلادِهِ نَزَلَ بِقَريَةٍ بِالمَوصِلِ يُقالُ لَها: كومليسُ ۱، فَلَمّا ضاقَ بِها ذَرعُهُ، وَاشتَدَّ بِها غَمُّهُ، ولَم يَكُن بِها أحَدٌ يُعينُهُ عَلى أمرِهِ، أغلَقَ البابَ وأدخَلَ ابنَهُ يَعِظُهُ، فَقالَ:
يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، هَلَكَ فيها بَشَرٌ كَثيرٌ، تَزَوَّد مِن عَمَلِها، وَاتَّخِذ سَفينَةً حَشوُها تَقوَى اللّهِ، ثُمَّ اركَب لُجَجَ الفُلكِ تَنجو، وإنّي لَخائِفٌ أن لا تَنجُوَ. يا بُنَيَّ، السَّفينَةُ إيمانٌ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلُ، وسُكّانُهَا الصَّبرُ، ومَجاذيفُهَا الصَّومُ وَالصَّلاةُ وَالزَّكاةُ. يا بُنَيَّ، مَن رَكِبَ البَحرَ مِن غَيرِ سَفينَةٍ غَرِقَ.
يا بُنَيَّ، أقِلَّ الكَلامَ،
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى ـ: لقمان حكيم عليه السلام وقتى كه از سرزمين خود بيرون رفت، در موصل ـ كه به آن كومليس گفته مى شد ـ فرود آمد. وقتى كه در كارش در ماند و اندوهش شدّت گرفت و كسى هم نبود كه او را در انجام دادن كارش كمك كند، پسرش را به خانه برد و در را بر روى خود بست و او را پند داد و گفت: «پسرم! دنيا، درياى عميقى است كه انسان هاى بسيارى در آن هلاك شده اند. از عمل در آن، توشه بر گير، و كشتى اى را بر گير كه مسافر آن، پَروامندى از خدا باشد. سپس سوار بر كشتى، به اعماق دريا برو، تا نجات يابى، و من نگرانم كه نجات نيابى. پسرم! كشتى [نجات،]ايمان است، و بادبان آن توكّل، و ساكنان آن شكيبايى، و پاروهايش روزه و نماز و زكات. پسرم! هر كه بدون كشتى وارد دريا شود، غرق مى گردد.
پسرم! سخن اندك بگو، و
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه صلى الله عليه و آله:مَن زارَني في حَياتي وبَعدَ مَوتي، كانَ في جِواري يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در حال حيات و پس از وفاتم مرا زيارت كند، روز قيامت، در همسايگى [و پناه] من خواهد بود.
۱.تهذيب الأحكام: ج 6 ص 3 ح 2 عن صفوان بن سليمان عن أبيه، بحار الأنوار: ج 100 ص 143 ح 26.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن زارَني مُحتَسِبًا إلَى المَدينَةِ كانَ في جِواري يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه به خاطر خدا براى زيارت من به مدينه آيد، روز قيامت، در همسايگى [و پناه] من خواهد بود.
۱.شعب الإيمان: ج 3 ص 490 ح 4158 عن أنس وص 488 ح 4152 عن رجل من آل الخطّاب.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمعَ اللّهُ الخَلائقَ في صَعيدٍ واحدٍ، ويُنادي مُنادٍ مِن عندِاللّهِ.: أينَ أهلُ الصَّبرِ؟. ثُمَّ يُنادي مُنادٍ آخَرُ. أينَ أهلُ الفَضْلِ؟. ثُمَّ يُنادي مُنادٍ مِن عندِ اللّهِ عز و جليُسْمِعُ آخِرَهُم كما يُسْمِعُ أوَّلَهُم فيقولُ: أينَ جِيرانُ اللّهِ جلّ جلالُهُ في دارِهِ؟ فَيقومُ عُنُقٌ مِن النّاسِ، فتَسْتَقبِلُهُم زُمْرَةٌ مِن الملائكةِ فيقولونَ لَهُم: ماذا كانَ عَمَلُكُم في دارِ الدُّنيا فَصِرْتُم بهِ اليَومَ جِيرانَ اللّهِ تعالى في دارِهِ؟ فيقولونَ: كُنّا نَتَحابُّ في اللّهِ عز و جل، ونَتَباذَلُ في اللّهِ، ونَتَوازَرُ في اللّهِ. فيُنادي مُنادٍ مِن عندِ اللّهِ: صَدَقَ عِبادي، خَلُّوا سَبيلَهُم لِيَنْطَلِقوا إلى جِوارِ اللّهِ في الجَنّةِ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، خداوند، همه خلايق را در بيابانى پهناور جمع مى كند و آواز دهنده اى از جانب خدا ندا مى دهد: «كجايند شكيبايان؟».
سپس آواز دهنده ديگرى ندا مى دهد: «. كجايند بخشندگان؟». آن گاه، آواز دهنده اى از جانب خداوند عز و جل ـ با صدايى كه همگان بشنوند ـ فرياد مى زند: «كجايند همسايگان خانه خدا ـ كه شكوهش بزرگ است ـ؟».
پس گروهى از مردم برمى خيزند. دسته اى از فرشتگان به استقبالشان مى روند و به آنان مى گويند: اعمال شما در سراى دنيا چه بود كه به سبب آن، امروز همسايگان خانه خداوند متعال شده ايد؟
آنان مى گويند: ما براى خدا يكديگر را دوست مى داشتيم، براى خدا به يكديگر بذل و بخشش مى كرديم و براى خدا به ديدار هم مى رفتيم.
پس آواز دهنده اى از جانب خدا آواز مى
۱.الأمالي للطوسي: ص 103 ح 158 عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 7 ص 171 ح 1.
کلیدواژهها حسابرسیکسانی که بدون حسابرسی به بهشت می روندحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادی +1 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۸