فیلترها
نتایج جستجو برای «ناچاری»: ۱۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:سَل عَمّا لابُدَّ لَكَ مِن عِلمِهِ ولا تُعذَرُ في جَهلِهِ ۱.
امام على عليه السلام:از آنچه كه ناچارى بدان و عذرى در ندانستن آن ندارى، بپرس.
۱.غرر الحكم: 5595، وراجع منية المريد: 258.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآداب آموختن +2 مورد دیگر
عُنوانُ البَصرِيّ ـ وكانَ شَيخًا كَبيرًا قَد أتى عَلَيهِ أربَعٌ وتِسعونَ سَنَةً ـ:كُنتُ أختَلِفُ إلى مالِكِ بنِ أنَسٍ سِنينَ، فَلَمّا حَضَرَ جَعفَرٌ الصّادِقُ عليه السلامالمَدينَةَ اختَلَفتُ إلَيهِ وأحبَبتُ أن آخُذَ عَنهُ كَما أخَذتُ مِن مالِكٍ، فَقالَ لي يَومًا: إنّي رَجُلٌ مَطلوبٌ ومَعَ ذلِكَ لي أورادٌ في كُلِّ ساعَةٍ مِن آناءِ اللَّيلِ والنَّهارِ فَلا تَشغَلني عَن وِردي فَخُذ عَن مالِكٍ واختَلِف إلَيهِ كَما كُنتَ تَختَلِفُ إلَيهِ، فَاغتَمَمتُ مِن ذلِكَ وخَرَجتُ مِن عِندِهِ وقُلتُ في نَفسي: لَو تَفَرَّسَ فِيَّ خَيرًا لَما زَجَرَني عَنِ الاِختِلافِ إلَيهِ والأَخذِ عَنهُ، فَدَخَلتُ مَسجِدَ الرَّسولِ وسَلَّمتُ عَلَيهِ، ثُمَّ رَجَعتُ مِنَ الغَدِ إلَى الرَّوضَةِ وصَلَّيتُ فيها رَكعَتَينِ
عنوان بصرىـ مردى سالمند كه 94 سال عمر كرده بودـ مى گويد: سالها با مالك بن انس رفت و آمد داشتم، امّا چون جعفر صادق عليه السلامدر مدينه حضور يافت، با وى باب رفت و آمد را گشودم و دوست داشتم همان گونه كه از مالك كسب معرفت مى كردم، از وى نيز اخذ كنم. پس روزى به من فرمود: من مردى هستم كه محل مراجعه ام و با اين همه براى هر ساعتى از ساعتهاى شب و روز، ذكر و وردى دارم، پس مرا از ذكرم باز مدار و از مالك كسب و با وى رفت و آمد كن؛ همان گونه كه قبلاً مى كردى. من از اين موضوع غمگين شدم و از نزد او بيرون آمدم و پيش خود گفتم: اگر خيرى در من مى ديد مرا از آمد و شد و استفاده از خود باز نمى داشت.
به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم و بر وى سلام دادم و فرداى آن روز دوباره به روضه [ميان قبر ومنبر پيامبر
الأمالي للمفيد عن الحسن بن أبي الحسن البصري: لَمّا قَدِمَ عَلَينا أميرُالمُؤمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام البَصرَةَ. دَخَلَ سوقَ البَصرَةِ، فَنَظَرَ إلَى النّاسِ يَبيعونَ ويَشتَرونَ، فَبَكى عليه السلام بُكاءً شَديدا، ثُمَّ قالَ: يا عَبيدَ الدُّنيا وعُمّالَ أهلِها! إذا كُنتُم بِالنَّهارِ تَحلِفونَ، وبِاللَّيلِ في فُرُشِكُم تَنامونَ، وفي خِلالِ ذلِكَ عَنِ الآخِرَةِ تَغفُلونَ، فَمَتى تُحرِزونَ الزّادَ، وتَفَكَّرونَ فِي المَعادِ؟!
فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: يا أميرَالمُؤمِنينَ! إنَّهُ لا بُدَّ لَنا مِنَ المَعاشِ، فَكَيفَ نَصنَعُ؟
فَقالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: إنَّ طَلَبَ المَعاشِ مِن حِلِّهِ لا يَشغَلُ عَن عَمَلِ الآخِرَةِ،
فَإِن قُلتَ: «لا بُدَّ لَنا مِنَ الاِحتِكارِ» لَم
الأمالى، مفيد ـ به نقل از حسن بصرى ـ : چون امير مؤمنان على عليه السلام به بصره آمد،. در بازار بصره به مردمى كه سرگرم خريد و فروش بودند، نگاهى كرد و سخت گريست. آن گاه فرمود: «اى بردگان دنيا و كارگران اهل دنيا! اگر روز را به سوگند خوردن مىگذرانيد و شب را به آرميدن در بسترهايتان، و در اين ميان، از آخرت غافليد، پس كِى توشه [ى آخرت]فراهم مىآوريد و در كار معاد مىانديشيد؟!».
مردى به ايشان گفت: اى امير مؤمنان! ناچاريم براى گذران زندگى، بكوشيم. پس چه كنيم؟
امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «كسب درآمد از راه حلالش، مانع كار آخرت نيست؛
امّا اگر بگويى: چارهاى از احتكار نداريم، عذرت پذيرفته نيست».
آن مرد، گريهكنان باز گشت. امير مؤمنان عليه السلام به او فرمود: «به سوى من باز گرد تا برايت
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:يَنظُرُ المُؤمِنُ إلَى الدّنيا بِعَينِ الاعتِبارِ، ويَقتاتُ مِنها بِبَطنِ الاضطِرارِ. ۱
امام على عليه السلام:مؤمن دنيا را با ديده عبرت مى نگرد و از روى ناچارى، از آن خوراك بر مى گيرد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 367.
عنه عليه السلام:قَدِّمِ الاختِبارَ، و أجِدَّ الاستِظهارَ في اختِيارِ الإخْوانِ، و إلاّ ألْجَأكَ الاضْطِرارُ إلى مُقارَنةِ الأشرارِ. ۱
امام على عليه السلام:نخست بيازماى و در گزينش برادران، خوب احتياط كن و گرنه اضطرار و ناچارى، تو را به دوستى و همنشينى با بدان وا مى دارد.
۱.غرر الحكم: 6811.
عنه عليه السلامـ في قولهِ تعالى: «وَ لَو شَآءَ ربُّكَ لاَمَنَ مَن في الأرضِ كلُّهُم جَميعا أَ فَأَنتَ تُكِرهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤمِنِينَ» ۱ ـ: فأنزلَ اللّهُ تعالى علَيهِ: يا محمّدُ، «وَ لَو شَآءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرضِ كُلُّهُم جَميعا» على سبيلِ الإلْجاءِ و الاضْطِرارِ في الدُّنيا، كما يُؤمِنُونَ عندَ المُعايَنةِ و رُؤيةِ البَأسِ و في الآخِرَةِ، و لَو فَعَلتُ ذلكَ بهِم لم يَسْتحِقّوا مِنّي ثَوابا و لا مَدْحا، لكنّي اُريدُ مِنهُم أنْ يُؤمِنوا مُختارِينَ غيرَ مُضْطَرّينَ، لِيَسْتَحقّوا مِنّي الزُّلْفى و الكَرَامةَ و دَوامَ الخُلودِ في جَنّةِ الخُلْدِ. ۲
امام على عليه السلامـ درباره آيه «اگر پروردگارت مى خواست همانا همه مردم روى زمين ايمان مى آوردند. پس آيا تو مردم را ناگزير مى كنى كه ايمان آورند؟» ـفرمود: خداوند متعال اين آيه را نازل كرد و فرمود: اى محمّد! «اگر پروردگارت مى خواست، همه مردم روى زمين» در دنيا از روى اجبار و ناچارى، «ايمان مى آوردند» همچنان كه در آخرت، به هنگام مشاهده عذاب الهى ايمان مى آورند. اگر اين كار را با بندگان مى كردم آن گاه سزاوار ثواب و ستايش از جانب من نبودند؛ بلكه از آنان مى خواهم كه با اختيار و ميل خود ايمان بياورند تا سزامند منزلت و كرامت از سوى من و جاودانه شدن در بهشت جاويد شوند.
عنه عليه السلام:إنْ كُنتُم لا مَحالَةَ مُتَسابِقينَ فتَسابَقوا إلى إقامَةِ حُدودِ اللّهِ، و الأمْرِ بالمَعْروفِ. ۱
امام على عليه السلام:حال كه ناچاريد از يكديگر پيشى گيريد، پس در راه بر پاداشتن حدود خداوند و امر به معروف از هم سبقت گيريد.
۱.غرر الحكم: 3739.
عنه عليه السلام:إنّما يَنظُرُ المؤمنُ إلى الدنيا بِعَينِ الاعتِبارِ، و يَقْتاتُ مِنها ببَطنِ الاضطِرارِ، و يَسمَعُ فيها بِاُذُنِ المَقتِ و الإبغاضِ. ۱
امام على عليه السلام:مؤمن به دنيا تنها به ديده عبرت مى نگرد و از روى ناچارى قوت خود را از آن برمى گيرد و با گوشِ خشم و نفرت به آن گوش مى دهد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 367.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:كُلُّ ما اضطُرَّ إلَيهِ العَبدُ فقد أحَلَّهُ اللّهُ لَهُ، و أباحَهُ إيّاهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزى كه آدمى به آن ناچار شود، خداوند آن را براى او حلال كرده و روا دانسته است.
۱.بحار الأنوار: 75/413/64.
کلیدواژهها ناچاری
كتاب من لا يحضره الفقيه عن محمّد بن عمرو بن سعيد رفعه:إنَّ امرأةً أتَت عُمَرَ فقالَت: يا أميرَ المؤمنينَ، إنّي فَجَرتُ فَأقِمْ فِيَّ حَدَّ اللّهِ عَزَّ و جلَّ، فَأمَرَ برَجمِها و كانَ عليٌّ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام حاضِرا، فقالَ: سَلْها كيفَ فَجَرَت؟ فَسَألَها فقالَت: كنتُ في فَلاةٍ مِن الأرضِ فَأصابَني عَطَشٌ شَديدٌ، فَرُفِعَت لي خَيمَةٌ فَأتَيتُها فَأصَبتُ فيها رَجُلاً أعرابيّا، فَسَألتُهُ ماءً فَأبى عَلَيَّ أن يَسقِيَني إلاّ أن اُمَكِّنَهُ مِن نَفسِي، فَوَلَّيتُ مِنهُ هارِبَةً، فاشتَدَّ بِي العَطَشُ حتّى غارَت عَينايَ و ذَهَبَ لِساني، فلَمّا بَلَغَ مِنّي العَطَشُ أتَيتُهُ فَسَقاني و وَقَعَ عَلَيَّ، فقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: هذهِ التي قالَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ: «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيرَ
كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از محمّد بن عمرو بن سعيد از فرد ديگرى ـ: زنى نزد عمر آمد و گفت: اى امير مؤمنان! من زنا داده ام، پس حدّ خداوند عزّ و جلّ را بر من جارى كن. عمر دستور داد او را سنگسار كنند. اما امير المؤمنين على عليه السلام كه در آن جا حاضر بود، به عمر فرمود: از او بپرس چگونه زنا داده است؟ عمر پرسيد؛ زن گفت: در بيابانى بودم و سخت تشنه شدم. از دور خيمه اى ديدم. به آن جا رفتم و ديدم عربى صحرانشين، در آن خيمه است. از او آب خواستم، اما او به اين شرط راضى شد آب بدهد كه خود را در اختيار او قرار دهم. من فرار كردم. ليكن تشنگى چندان بر من فشار آورد كه چشمانم گود افتاد و زبانم بند آمد. وقتى تشنگى بر من غالب آمد، نزد آن مرد آمدم و او به من آب داد و با من همبستر شد. پس، على عليه السلام
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 4/ 35/ 5025.
کلیدواژهها ناچاری
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:كُلُّ شَيءٍ اضطُرَّ إلَيهِ ابنُ آدَمَ فقد أحَلَّهُ اللّهُ لَهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:هر چيزى كه آدمى به آن مضطرّ شود، خداوند آن را براى او حلال كرده است.
۱.بحار الأنوار: 62/82/2.
کلیدواژهها ناچاری
عنه عليه السلامـ في عِلَّةِ تَحريمِ الميتَةِ وَ الدَّمِ و لَحمِ الخِنزيرِ ـ: إنَّ اللّهَ تباركَ و تعالى لَم يُحَرِّمْ ذلكَ على عِبادِهِ و أحَلَّ لَهُم ما سِوى ذلكَ مِن رَغبَةٍ فيما أحَلَّ لَهُم، و لا زُهدٍ فيما حَرَّمَهُ علَيهم! و لكنَّهُ تعالى خَلَقَ الخَلقَ فَعَلِمَ ما يَقومُ بهِ أبدانُهُم و ما يُصلِحُهُم فَأحَلَّهُ لَهُم و أباحَهُ، و عَلِمَ ما يَضُرُّهُم فَنَهاهُم عَنهُ و حَرَّمَهُ علَيهِم، ثُمّ أحَلَّهُ لِلمُضطَرِّ في الوَقتِ الذي لا يَقومُ بَدَنُهُ إلاّ بهِ، فَأمَرَهُ أن يَنالَ مِنهُ بِقَدرِ البُلْغَةِ لا غَيرَ ذلكَ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در بيان علّت تحريم مردار و خون و گوشت خوك ـفرمود: خداوند تبارك و تعالى اينها را بر بندگان خود حرام و جز اينها را برايشان حلال كرد، نه به اين علّت كه خودش به آنچه براى آنان حلال كرده ميل و رغبت دارد و به آنچه برايشان حرام فرموده بى ميل و رغبت است بلكه خداوند متعال مردمان را آفريده و مى داند كه چه چيزهايى براى بدن آنان مفيد است و به سلامتى آنها كمك مى كند، پس آن چيزها را براى ايشان حلال و مباح فرمود و مى داند كه چه چيزهايى برايشان زيان آور است، پس آنان را از آن چيزها نهى كرد و برايشان حرام فرمود. اما همين چيزهاى حرام را وقتى انسان به آنها ناچار شود و زندگى و سلامتش در گرو استفاده از آنها باشد، بر او حلال كرد و دستور داد كه به اندازه نياز، و نه بيشتر، از آنها استفاده كند.
۱.علل الشرائع: 483/1.
کلیدواژهها ناچاری
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مَنِ اضطُرَّ إلى الميتَةِ وَ الدَّمِ و لَحمِ الخِنزيرِ فلَم يَأكُلْ شيئا مِن ذلكَ حتّى يَموتَ فهُو كافِرٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:هركه ناچار به خوردن مردار و خون و گوشت خوك شود و چيزى از آنها نخورد تا بميرد، كافر است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3/345/4214.
کلیدواژهها ناچاری
عنه عليه السلام:يَنظُرُ المُؤمِنُ إلَى الدّنيا بِعَينِ الاعتِبارِ، و يَقتاتُ مِنها بِبَطنِ الاضطِرارِ. ۱
امام على عليه السلام:مؤمن دنيا را با ديده عبرت مى نگرد و از روى ناچارى، از آن خوراك بر مى گيرد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 367.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سَألَهُ شِهابُ بنُ عبدِ رَبِّهِ عنِ التَّوَسُّعِ على الإخوانِ في السَّفَرِ ـ: لا تَفعَلْ يا شِهابُ، إن بَسَطتَ و بَسَطُوا أجحَفتَ بِهِم، و إن هُم أمسَكُوا أذلَلتَهُم، فاصحَبْ نُظَراءَكَ، اِصحَبْ نُظَراءَكَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به شهاب بن عبد ربّه درباره بخشش به برادران در مسافرت ـفرمود: اى شهاب! اين كار را مكن؛ زيرا اگر تو گشاده دستى كنى و آنها نيز [از روى ناچارى]گشاده دستى كنند، به آنان اجحاف كرده باشى و اگر خود دارى كنند، آنان را خوار و خجلت زده كرده باشى؛ پس با افراد هم سطح خودت همسفر شو، با هم سطح خود همسفر شو.
۱.. بحار الأنوار: 76/268/11.
امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـنوشت: و مسلمانِ شما جز از روى ناچارى اسلام نياورد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب64.
الإمام الصادق عليه السلام:تَشَوَّفَتِ ۱ الدُّنيا لِقَومٍ حَلالاً مَحضا فَلَم يُريدوها فَدَرَجوا ۲، ثُمَّ تَشَوَّفَت لِقَومٍ حَلالاً وشُبهَةً، فَقالوا: لا حاجَةَ لَنا فِي الشُّبهَةِ وتَوَسَّعوا مِنَ
الحَلالِ، ثُمَّ تَشَوَّفَت لِقَومٍ آخَرينَ حَراما وشُبهَةً، فَقالوا: لا حاجَةَ لَنا فِي الحَرامِ وتَوَسَّعوا فِي الشُّبهَةِ، ثُمَّ تَشَوَّفَت لِقَومٍ حَراما مَحضا؛ فَيَطلُبونَها فَلا يَجِدونَها. وَالمُؤمِنُ فِي الدُّنيا يَأكُلُ بِمَنزِلَةِ المُضطَرِّ. ۳
امام صادق عليه السلام:دنيا براى عدّه اى، به صورت حلالِ محض خودنمايى كرد؛ ولى آنها آن را نخواستند و مردند. سپس براى عدّه اى به صورت حلال و شبهه ناك نمايان شد و آنها گفتند: «ما را به [مال [شبهه ناك، نيازى نيست» و از حلال، تا توانستند، برگرفتند. سپس براى عدّه اى ديگر به صورت حرام و شبهه ناك خودنمايى نمود و آنها گفتند: «ما را به حرام نيازى نيست» و در [مال] شبهه ناك، غوطه ور شدند. و سپس براى عدّه اى، به صورت حرامِ محض نمايان خواهد گرديد و آنان آن را مى طلبند؛ امّا آن را نمى يابند. مؤمن در دنيا از سرِ ناچارى مى خورد.
تفسير القمّي عن حفص بن غياث:قال أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: يا حَفصُ، ما مَنزِلَةُ الدُّنيا مِن
نَفسي إلاّ بِمَنزِلَةِ المَيتَةِ؛ إذَا اضطُرِرتُ إلَيها أكَلتُ مِنها. ۱
يا حَفصُ، إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ عَلِمَ مَا العِبادُ عامِلونَ وإلى ما هُم صائِرونَ، فَحَلُمَ عَنهُم عِندَ أعمالِهِمُ السَّيِّئَةِ لِعِلمِهِ السّابِقِ فيهِم، فَلا يَغُرَّنَّكَ حُسنُ الطَّلَبِ مِمَّن لا يَخافُ الفَوتَ.
ثُمَّ تَلا قَولَهُ: «تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِى الاْءَرْضِ وَلاَ فَسَادًا وَ الْعَـقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» وجَعَلَ يَبكي، ويَقولُ: ذَهَبَت وَاللّهِ الأَمانِيُّ عِندَ هذِهِ الآيَةِ. ۲
تفسير القمّى ـ به نقل از حفص بن غياث ـ:امام صادق عليه السلام فرمود: «اى حفص!
دنيا در نزد من به منزله مُردار است، كه در صورت اضطرار (ناچارى)، از آن مى خورم.
اى حفص! خداوند متعال مى داند كه بندگان چه خواهند كرد و به كجا ره سپار خواهند شد. پس، به سبب علم قبلى اى كه درباره آنان دارد، به هنگام اعمال بدشان، با آنها بردبارى مى ورزد. بنا بر اين، حُسن تعقيب (عجله نكردن در مجازات) از جانب كسى كه بيمِ از دست رفتن (فرار مجرم) را ندارد، تو را نفريبد».
امام عليه السلام سپس اين آيه را تلاوت كرد: «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى دهيم كه در زمين، خواستار برترى (سركشى) و فساد نيستند، و فرجام، از آنِ پرهيزگاران است» و شروع به گريستن كرد و فرمود: «به خدا سوگند كه با اين آيه، آرزوها [براى ثواب بردن
۱.إنّ إعمار الدنيا من المسائل التي أوصى بها القرآن الكريم؛ قال اللّه تعالى: «هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الاْءَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا»، وبناءً على هذا فليس المراد في هذه الروايات وما يجري مجراها هو العزوف عن الدنيا وعدم إعمارها، بل المراد الإكتفاء من إمكاناتها المادّية بقدر الحاجة، وحينئذٍ ستكون الدنيا مقدّمة للآخرة وموجبة للثواب الاُخروي.
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 146، سعد السعود: ص 87، بحار الأنوار: ج 78 ص 193 ح 7.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لمّا سُئلَ عن جِهاتِ مَعايشِ العِبادِ التي فيها الاكتِسابُ (أ)و التعاملُ بينَهُم، و وُجوهِ النَّفَقاتِ ـ: جَميعُ المَعايِشِ كُلِّها مِن وُجوهِ المُعامَلاتِ فيما بينَهُم مِمّا يكونُ لَهُم فيهِ المَكاسِبُ أربَعُ جِهاتٍ مِن المُعامَلاتِ. فقالَ لَهُ: أ كُلُّ هؤلاءِ الأربَعةِ الأجناسِ حَلالٌ أو كُلُّها حَرامٌ، أو بَعضُها حَلالٌ و بَعضُها حَرامٌ؟ فقالَ: قد يكونُ في هؤلاءِ الأجناسِ الأربَعةِ حَلالٌ مِن جِهَةٍ، حَرامٌ مِن جِهَةٍ، و هذهِ الأجناسُ مُسَمَّياتٌ مَعروفاتُ الجِهاتِ، فأوّلُ هذهِ الجِهاتِ الأربَعةِ: الولايَةُ و تَوليَةُ بعضِهِم على بَعضٍ، فالأوّلُ ولايَةُ الوُلاةِ، و وُلاةِ الوُلاةِ إلى أدناهُم بابا مِن أبوابِ الولايَةِ على مَن هو والٍ علَيهِ، ثُمّ التِّجارَةُ
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از راههاى امرار معاش بندگان و كسب درآمد و شيوه هاى مصرف ـفرمود: كليه راههاى امرار معاش كه مردم از آن طريق معامله و كسب درآمد مى كنند، چهار راه است. سؤال كننده پرسيد: آيا همه اين راه ها حلالند يا همه حرام هستند يا برخى حلالند و برخى حرام؟ حضرت فرمود: هر يك از اين راه ها، ممكن است از جهتى حلال باشد و از جهتى ديگر حرام. اين چهار نوع، معروف و شناخته شده هستند. نخستين راه از اين راههاى چهارگانه ولايت است و توليت و سرپرستى برخى نسبت به برخى ديگر (نظام ادارى و كارمندى). در رأس اين نظام، ولايتِ واليان است و سپس ولايتِ كارگزارانِ واليان، تا برسد به دون پايه ترين كارگزاران كه هر يك نسبت به زير دست خود ولايت (تصدّى) دارد. دومين راه [درآمد]تجارت است و همه انواع