فیلترها
نتایج جستجو برای «فراموشی»: ۱۰۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر شما باد [خوردن] كُندُر ۴؛ زيرا حرارت قلب را از ميان مى برد، همان گونه كه انگشت، عرق پيشانى را پاك مى كند. [كُندُر،]كمر را محكم مى كند، خرد را افزايش مى دهد، ذهن را تيز مى گرداند، چشم را جلا مى دهد و فراموشى را از ميان مى برد.
۱.اللُّبان: ضَربٌ من العِلْك (لسان العرب: ج 5 ص 153).
۲.في بحار الأنوار: ج 76 ص 321 «الحزن» وهو الأنسب.
۳.بحار الأنوار: ج 62 ص 294، مستدرك الوسائل: ج 16 ص 374 ح 20228.
۴.كُنْدُر: صمغى كه آن را مصطكى خوانند و بعضى گويند مصطكى هم نوعى كندر است و كندر، همان لُبان است. و بعضى گويند كندر، درختى است شبيه به درخت پسته؛ ليكن بارى و ميوه اى و تخمى ندارد. صمغ آن را به نام آن درخت خوانند (ر. ك: لغت نامه دهخدا: ج 11 ص 16423).
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +2 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
الإمام عليّ عليهالسلام: اِعلَموا أنَّ الأَمَلَ يُسهِي العَقلَ، ويُنسِي الذِّكرَ. ۱
امام على عليهالسلام: بدانيد كه آرزو، خرد را دچار غفلت مىسازد و ياد خدا را به فراموشى مىسپارد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 86.
الإمام الرضا عليهالسلام: الإِكثارُ مِن أكلِ لُحومِ الوَحشِ وَالبَقَرِ يورِثُ تَغَيُّرَ العَقلِ وتَحَيُّرَ الفَهمِ وتَبَلُّدَ الذِّهنِ وكَثرَةَ النِّسيانِ. ۱
امام رضا عليهالسلام: زيادهروى در خوردن گوشت حيوانات وحشى و گاو، سبب سرگشتگى خرد، حيرانى فهم، كودنى ذهن و فراموشى بسيار مىشود.
۱.بحار الأنوار: ج 62 ص 322 نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليهالسلام.
عنه عليه السلامـ من وَصِيَّتِهِ لِكُمَيلٍ فِي التَّحذيرِ مِنَ الشَّياطينِ ـ: يا كُمَيلُ إنَّهُم يَخدَعونَكَ بِأَنفُسِهِم، فَإِذا لَم تُجِبهُم مَكَروا بِكَ وبِنَفسِكَ بِتَحسينِهِم ۱ إلَيكَ شَهَواتِكَ وإعطائِكَ أمانِيَّكَ وإرادَتَكَ، ويُسَوِّلونَ لَكَ ويُنسونَكَ، ويَنهَونَكَ ويَأمُرونَكَ، ويُحَسِّنونَ ظَنَّكَ بِاللّهِ عَزَّ وجَلَّ حَتّى تَرجُوَهُ فَتَغتَرَّ بِذلِكَ وتَعصِيَهُ، وجَزاءُ العاصي لَظى ۲. ۳
امام على عليه السلامـ در سفارش به كميل، در برحذر داشتن از شياطين ـ: اى كميل! آنان با خودشان تو را مى فريبند و اگر فريبشان را نخوردى، با جلوه دادن شهواتت در نظر تو و برآوردن آرزوها و خواسته هايت، سعى مى كنند تا تو را بفريبند و برايت، ظاهر آرايى و وسوسه گرى مى كنند و دچار فراموشى ات مى سازند و به تو امر و نهى مى كنند، و تو را به خداوند عز و جلچندان خوش گمان مى سازند كه به او اميد [ِ بى بيم] مى بندى و بدين ترتيب، غِرّه مى شوى و نافرمانى خدا مى كنى، و سزاى نافرمان هم آتش جهنّم است.
عنه عليه السلام:اِعلَموا أنَّ الأَمَلَ يُسهِي العَقلَ ويُنسِي الذِّكرَ، فَأَكذِبُوا الأَمَلَ؛ فَإِنَّهُ غُرورٌ و صاحِبَهُ مَغرورٌ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه آرزو، خِرد را دچار غفلت مى سازد و فراموشىِ [مبدأ و مقصد] مى آورد. پس آرزو را دروغگو دانيد؛ كه آرزو فريبنده است و آرزومند فريب خورده.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 86؛ الإمامة والسياسة: ج1 ص 70، الجوهرة: ص80 كلاهما نحوه.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي مُناجاتِهِ ـ: سُبحانَكَ يا إلهي. خَلَقتَنا بِقُدرَتِكَ. وهَدَيتَنا إلى تَوحيدِكَ، وسَهَّلتَ لَنَا المسَلَكَ إلَى النَّجاةِ، وحَذَّرتَنا سَبيلَ المَهلَكَةِ، فَكانَ جَزاؤُكَ مِنّا أن كافَأناكَ عَلَى الإِحسانِ بِالإِساءَةِ، اجتِراءً مِنّا عَلى ما أسخَطَ، ومُسارَعَةً إلى ما باعَدَ مِن رِضاكَ، وَاغتِباطا ۱ بِغُرورِ آمالِنا، وإعراضا عَلى زَواجِرِ آجالِنا. ۲
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجاتش ـ: منزّهى تو، اى معبود من!. تو با قدرت خويش، ما را آفريدى. و به يگانگى ات، هدايتمان فرمودى و راه نجات را برايمان آسان و هموار ساختى و از راه نابودى، برحذرمان داشتى. امّا پاداش ما به تو اين بود كه خوبى هاى تو را با بدى پاسخ داديم و اين، از آن روست كه ما بر انجام دادن آنچه [تو را]به خشم مى آورد، دلير گشتيم و به آنچه از رضايت تو به دور است شتافتيم، و به فريب آرزوهايمان، دل خوش كرديم و مرگ را ـ كه باز دارنده [از آرزوهاى باطل و گناهان]است ـ، به فراموشى سپرديم.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ عز و جل:. مَن عَمِلَ بِرِضائي اُلزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: اُعَرِّفُهُ شُكرا لا يُخالِطُهُ الجَهلُ، وذِكرا لا يُخالِطُهُ النِّسيانُ، ومَحَبَّةً لا يُؤثِرُ عَلى مَحَبَّتي مَحَبَّةَ المَخلوقينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جل فرمود: «. هر كس براى خشنودى من كار كند، سه ويژگى را به او مى دهم: شُكرى را به او مى شناسانم كه جهل با آن آميخته نباشد، يادى را به او مى شناسانم كه فراموشى با آن نباشد، و محبّتى را به او مى شناسانم كه هيچ گاه محبّت به مخلوق را بر محبّت من برنگزيند».
۱.إرشاد القلوب: ص 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 28 ح 6.
الإمام عليّ عليه السلام:اِعلَموا أنَّ الأَمَلَ يُسهِي العَقلَ، ويُنسِي الذِّكرَ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه آرزو، خِرد را غافل مى كند و ياد خدا را به فراموشى مى سپارد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 86.
امام زين العابدين عليه السلام:بدان ـ اى بيچاره آدميزاد ـ كه پُرخورى و سنگينى معده و مستىِ سيرى و غرور قدرت، از عوامل باز دارنده و كند كننده عمل اند و ياد خدا را به فراموشى مى سپارند.
الإمام عليّ عليه السلام:طوبى لِمَن أخلَصَ للّهِِ العِبادَةَ وَالدُّعاءَ، ولَم يَشغَل قَلبَهُ بِما تَرى عَيناهُ، ولَم يَنسَ ذِكرَ اللّهِ بِما تَسمَعُ اُذُناهُ، ولَم يَحزُن صَدرَهُ بِما اُعطِيَ غَيرُهُ. ۱
امام على عليه السلام:خوشا آن كه عبادت و دعا را براى خدا خالص گردانَد و دلش را به آنچه چشمانش مى بيند، مشغول نسازد و به خاطر آنچه گوش هايش مى شنود، ياد خدا را به فراموشى نسپارد و به خاطر آنچه به ديگران داده شده است، سينه اش را اندوهگين نكند!
۱.الكافي: ج 2 ص 16 ح 3 عن عليّ بن أسباط عن الإمام الرضا عليه السلام، بحار الأنوار: ج 70 ص 229 ح 5.
عنه عليه السلام:الذِّكرُ نورٌ ورُشدٌ. النِّسيانُ ظُلمَةٌ وفَقدٌ. ۱
امام على عليه السلام:ياد خدا، روشنايى و رهيابى است، و فراموشى [او] تاريكى و گم راهى است.
۱.غرر الحكم: ح 602 و603، عيون الحكم والمواعظ: ص 50 ح 1290 و1291.
عيون أخبار الرضا عليه السلام عن عبد العزيز بن مسلم:سَأَلتُ الرِّضا عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «نَسُواْ اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ» ، فَقالَ: إنَّ اللّهَ تَعالى لا يَنسى ولا يَسهو، وإنَّما يَنسى ويَسهُو المَخلوقُ المُحدَثُ، ألا تَسمَعُهُ عز و جل يَقولُ: «وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا» ۱! وإنَّما يُجازي مَن نَسِيَهُ ونَسِيَ لِقاءَ يَومِهِ بِأَن يُنسِيَهُم أنفُسَهُم، كَما قالَ اللّهُ عز و جل: «وَ لَا تَكُونُواْ كَالَّذِينَ نَسُواْ اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَـسِقُونَ» ، وقالَ تَعالى: «فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَـذَا» ۲؛ أي نَترُكُهُم كَما تَرَكُوا الاِستِعدادَ لِلِقاءِ يَومِهِم هذا. ۳
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به نقل از عبد العزيز بن مسلم ـ: از امام رضا عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را فراموش كرد» . فرمود: «خداوند متعال، فراموش يا اشتباه نمى كند؛ بلكه مخلوقِ حادث است كه دچار فراموشى و اشتباه مى شود. آيا سخن خداوند عز و جل را نشنيده اى كه مى فرمايد: «و پروردگار تو فراموشكار نيست» ؛ امّا خداوند، كسى را كه او و روز ديدار او را فراموش كند، چنين سزا مى دهد كه خودشان را از يادشان مى برد، چنان كه خداوند عز و جل فرموده است: «و مانند آن كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا هم خودشان را از يادشان بُرد. اينان، همان نافرمان اند» ، و فرموده است: «پس امروز، ما ايشان را از ياد مى بريم، چنان كه ايشان، ديدار اين روزشان
الإمام عليّ عليه السلام:مَن نَسِيَ اللّهَ سُبحانَهُ، أنساهُ اللّهُ نَفسَهُ وأعمى قَلبَهُ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه خداى سبحان را فراموش كند، خداوند، خود او را از يادش مى بَرد و دلش را كور مى گردانَد.
۱.غرر الحكم: ح 8875 وح 7797 نحوه، عيون الحكم والمواعظ: ص 458 ح 8300.
عنه عليه السلام:مَن قالَ إذا أصبَحَ: «أبتَدِئُ في يَومي هذا بَينَ يَدَي نِسياني وعَجَلَتي بِاسمِ اللّهِ»، أجزَأَهُ عَلى ما نَسِيَ مِن طَعامٍ أو شَرابٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس هنگام صبح بگويد: «امروزِ خود را پيش از فراموشى و شتابكارى ام، به نام خدا آغاز مى كنم»، همين ذكر، او را براى آنچه [از ذكر بسم اللّه] در هنگام خوردن يا نوشيدن فراموش كند، كفايت مى نمايد.
۱.دعائم الإسلام: ج 2 ص 118 ح 394، بحار الأنوار: ج 66 ص 384 ح 50.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:السّوقُ دارُ سَهوٍ وغَفلَةٍ، فَمَن سَبَّحَ فيها تَسبيحَةً كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِها ألفَ ألفِ حَسَنَةٍ، ومَن قالَ: «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» كانَ في جِوارِ اللّهِ حَتّى يُمسِيَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بازار، سراى فراموشى و غفلت است. پس، هر كه در آن يك تسبيح بگويد، خداوند در برابر آن، برايش هزار هزار ثواب مى نويسد، و هر كه بگويد: «هيچ توش و توانى نيست، مگر به يارى خدا»، تا شب در پناه خداوند خواهد بود.
۱.الفردوس: ج 2 ص 344 ح 3557 عن الإمام عليّ عليه السلام، كنزالعمّال: ج 4 ص 28 ح 9330.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[مسئوليت] نُه چيز، از امّت من، برداشته شده است: خطا، فراموشى، آنچه ندانند، آنچه نتوانند، آنچه بِدان ناچار باشند، آنچه به زور به آن وادار شوند، فالِ بد زدن، وسوسه در انديشيدن در آفرينش، و رَشك بردن تا زمانى كه به زبان يا دستْ آشكار نشود.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن كانَ يؤمنُ باللّهِ واليَومِ الآخِرِ فلا يَجْلِسْ في مَجلِسٍ يُسَبُّ فيه إمامٌ، أو يُغتابُ فيه مسلمٌ، إنّ اللّه يقولُ في كتابهِ: «وإذا رأيتَ الّذين يخوضون في آياتنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِى حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَـنُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّــلِمِينَ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه به خدا و روز واپسين، ايمان دارد، نبايد در مجلسى بنشيند كه در آن، از پيشوايى بدگويى يا از مسلمانى غيبت مى شود. خداوند، در كتاب خود مى فرمايد: «و هر گاه ديدى كسانى [به قصد تخطئه]در آيات ما گفتگو مى كنند، از ايشان، روى برتاب تا در سخنى غير از آن در آيند، و اگر شيطان، تو را [در اين باره] به فراموشى انداخت، چون به يادت آمد، با آن مردم ستمكار، منشين» .
۱.تفسير القمي: ج 1 ص 204.
الإمام الصادق عليه السلام:سُمِّيَ الإِنسانُ إنساناً لِأَنَّهُ يَنسى، وقالَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ: «وَ لَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى ءَادَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِىَ» . ۱
امام صادق عليه السلام:انسان، انسان ناميده شده است، چون دچار نسيان [و فراموشى]مى شود. خداوند عز و جل فرموده است: «و پيش از اين با آدم پيمان بستيم؛ [ولى آن را] فراموش كرد» .
۱.علل الشرائع: ص 15 ح 1، بحار الأنوار: ج 60 ص 264 ح 1؛ المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 412 ح 3436، تاريخ دمشق: ج 7 ص 376 كلاهما عن ابن عبّاس من دون إسناد إلى أحدٍ من اهل البيت عليهم السلام.
الإمام الباقر عليه السلام:خَطَبَ أميرُ المؤُمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ بِالكوفَةِ بَعدَ مُنصَرَفِهِ مِنَ النَّهرَوانِ، وبَلَغَهُ أنَّ مُعاوِيَةَ يَسُبُّهُ ويَلعَنُهُ ويَقتُلُ
أصحابَهُ، فَقامَ خَطيبًا فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ وصَلّى عَلى رَسولِ اللّهِ، وذَكَرَ ما أنعَمَ اللّهُ عَلى نَبِيِّهِ وعَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: لَولا آيَةٌ في كِتابِ اللّهِ ما ذَكَرتُ ما أنَا ذاكِرُهُ في مَقامي هذا، يَقولُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ: «وأمّا بِنِعمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث ۱» اللّهُمَّ لَكَ الحَمدُ عَلى نِعَمِكَ الَّتي لا تُحصى وفَضلُكَ الَّذي لا يُنسى، يا أيُّهَا النّاسُ، إنَّهُ بَلَغَني ما بَلَغَني، وإنّي أراني قَدِ اقتَرَبَ أجَلي فَكَأَنّي بِكُم وقَد جَهِلتُم أمري، وإنّي تارِكٌ
امام باقر عليه السلام:اميرالمؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللّه عليه پس از بازگشت از نهروان به كوفه، شنيد كه معاويه او را دشنام مى دهد و نفرينش مى كند و ياران او را مى كشد. حضرت عليه السلام به خطبه برخاست و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پيامبر خدا درود فرستاد و نعمتهاى الهى را بر پيامبر و خود، ياد آور شد و سپس فرمود: اگر اين آيه در قرآن نبود من در اين جايگاه آن چه بر زبان مى آوردم بيان نمى داشتم، خداوند عزّوجل مى فرمايد: «و امّا به نعمت خدايت سخن گو»، خدايا سپاس از آن توست براى نعمتهايى كه به شماره در نمى آيد و فضل تو كه به فراموشى سپرده نمى شود. اى مردم! آن خبرها كه بايد به من رسيده است و من مى بينم كه اجل من نزديك گشته و گويى شما را مى بينم كه بر امر من آگاهى نداريد. من در ميان شما همان
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۰۱