نتایج جستجو برای «طاغوت»: ۳۲ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن كِتابهِ إلى أهلِ نَجرانَ ـ: بِاسمِ إلهِ إبراهيمَ وإسحاقَ ويَعقوبَ، مِن مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ رَسولِ اللّهِ إلى اُسقُفِ نَجرانَ وأهلِ نَجرانَ، إن أسلَمتُم فَإِنّي أحمَدُ إلَيكُمُ اللّهَ إلهَ إبراهيمَ وإسحاقَ ويَعقوبَ، أمّا بَعدُ فَإِنّي أدعوكُم إلى عِبادَةِ اللّهِ مِن عِبادَةِ العِبادِ، وأدعوكُم إلى وِلايَةِ اللّهِ مِن وِلايَةِ العِبادِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در نامه اش به نجرانيان ـ: به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب. از محمّد پيامبر و فرستاده خدا، به اسقف نجران و به اهالى نجران. اگر اسلام آورديد، هم صدا با شما، خدا، همان معبود ابراهيم و اسحاق و يعقوب را ستايش مى گويم. آنك، من شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا، و از ولايت بندگان به ولايت خدا فرا مى خوانم.
۱.دلائل النبوّة للبيهقي: ج 5 ص 385.
الإمام الصادق عليه ‏السلام: بينا عيسَى بنُ مَريَمٍ عليهماالسلام في سِياحَتِهِ إذ مَرَّ بِقَريَةٍ، فَوَجَدَ أهلَها مَوتى فِي الطَّريقِ وَالدّورِ، فَقالَ: إنَّ هؤُلاءِ ماتوا بِسَخطَةٍ، ولَو ماتوا بِغَيرِها تَدافَنوا، قالَ: فَقالَ أصحابُهُ: وَدِدنا أنّا عَرَفنا قِصَّتَهُم، فَقيلَ لَهُ: نادِهِم يا روحَ اللّه‏ِ، فَقالَ: يا أهلَ القَريَةِ! فَأَجابَهُ مُجيبٌ مِنهُم: لَبَّيكَ يا روحَ اللّه‏ِ. قالَ: ما حالُكُم و ما قِصَّتُكُم؟ قالَ: أصبَحَنا في عافيَةٍ و بِتنا فِي الهاوِيَةِ. فَقالَ: مَا الهاوِيَةُ؟ قالَ: بِحارٌ مِن نارٍ فيها جِبالٌ مِنَ النّارِ، قالَ: وما بَلَغَ بِكُم ما أرى؟ قالَ: حُبُّ الدُّنيا وعِبادَةُ الطّاغوتِ. قالَ: وما بَلَغَ مِن حُبِّكُمُ الدُّنيا؟ قالَ: كَحُبِّ الصَّبِيِّ لِأُمِّهِ؛ إذا

امام صادق عليه ‏السلام: عيسى بن مريم عليه ‏السلام در حال گشت و گذار بود كه به آبادى‏اى رسيد. ديد كه مردم آن، در كوچه‏ها و خانه‏ها همگى مرده‏اند. گفت: «اينان بر اثر خشم [ـِ الهى] مرده‏اند؛ زيرا اگر به علّت چيزى جز آن مرده بودند، يكديگر را دفن مى‏كردند». يارانش گفتند: دوست داريم داستان آنها را بدانيم. يكى به عيسى عليه ‏السلام گفت: آنان را صدا بزن، اى روح خدا! عيسى عليه ‏السلام فرمود: «اى مردمِ آبادى!». از ميان آنان، يكى جوابش داد: بله، اى روح خدا! عيسى عليه ‏السلام فرمود: «در چه حاليد و داستان شما چه بوده؟». گفت: ما در عافيت بوديم؛ ولى اكنون در سياه‏چاليم. فرمود: «سياه‏چال چيست؟». گفت: درياهايى از آتش كه در آن، كوه‏هايى از آتش است. فرمود: «چه چيزى شما را به اين جا كشاند كه مى‏بينم؟».

۱.ثواب الأعمال: ص 303 ح 1، معاني الأخبار: ص 341 ح 1 وفيه «خير كثير» بدل «يسير»، علل الشّرائع: ص 466 ح 21 كلّها عن سهل الحلواني، مشكاة الأنوار: ص 461 ح 1538 عن مهاجر الأسدي عن الإمام الصادق عليه ‏السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 14 ص 322 ح 33.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مَن يُطِعِ الشَّيطانَ يَعصِ اللّه‏َ، ومَن يَعصِ اللّه‏َ يُعَذِّبُهُ اللّه‏ُ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: هر كه از شيطان فرمان بَرد، خدا را نافرمانى كرده و هر كه خدا را نافرمانى كند، خداوند عذابش مى‏كند.
۱.الكافي: ج 8 ص 82 ح 39، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 403 ح 5868، الأمالي للصدوق: ص 577 ح 788 كلّها عن أبي الصباح عن الإمام الصادق عليه ‏السلام، الزهد للحسين بن سعيد: ص 14 عن الصباح بن سيابة، بحار الأنوار: ج 73 ص 348 ح 39.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: لا يَزالُ العَذابُ مَكشوفاً ما استَتَروا بِمَعاصِي اللّه‏ِ، فَإِذا أعلَنوهَا استَوجَبوا عَذابَ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: تا زمانى كه مردم، معاصىِ خدا را پنهانى انجام دهند، عذاب [از آنان]دور داشته مى‏شود؛ ولى هر گاه آن گناهان را آشكارا نمودند، مستوجب عذاب آتش مى‏شوند.
۱.الفردوس: ج 5 ص 96 ح 7578 عن المغيرة، كنز العمّال: ج 4 ص 246 ح 10371.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: المُنكَرُ يَقودُ صاحِبَهُ أو يَسوقُهُ إلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: عمل ناپسند و حرام، صاحب خود را به سوى آتش مى‏كشاند و يا مى‏راند.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 249، مستدرك الوسائل: ج 12 ص 206 ح 13892 نقلاً عن أبي القاسم الكوفي في كتاب الأخلاق.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: النّارُ لِمَن رَكِبَ مُحَرَّما، وَالجَنَّةُ لِمَن تَرَكَ الحَلالَ، فَعَلَيكَ بِالزُّهدِ؛ فَإِنَّ ذلِكَ مِمّا يُباهِي اللّه‏ُ بِهِ المَلائِكَةَ، وبِهِ يُقبِلُ اللّه‏ُ عَلَيكَ بِوَجهِهِ، ويُصَلّي عَلَيكَ الجَبّارُ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: آتش، براى كسى است كه مرتكب حرامى شود و بهشت، از آنِ كسى است كه [نه فقط حرام، بلكه]حلال را ترك گويد. پس بر تو باد زهدورزى؛ زيرا زهد، از جمله چيزهايى است كه خداوند با آن، بر فرشتگان، مباهات مى‏كند و به سبب آن است كه خداوند به تو روى مى‏نمايد و خداى جبّار، بر تو درود مى‏فرستد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 343 ح 2660 عن عبد اللّه‏ بن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 96 ح 1.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مَن أذنَبَ ذَنبا وهُوَ ضاحِكٌ، دَخَلَ النّارَ وهُوَ باكٍ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: هر كس گناهى مرتكب شود و در آن حال، خندان باشد، با چشم گريان وارد آتش مى‏شود.
۱.ثواب الأعمال: ص 266 ح 1 عن جعفر الجعفريّ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، إرشاد القلوب: ص 185، أعلام الدين: ص 401، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 18، مشكاة الأنوار: ص 275 ح 823 وليس فيه «وهو باك» وكلاهما عن الإمام الصادق عليه ‏السلام عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، بحار الأنوار: ج 6 ص 36 ح 57.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: اَلنّاسُ اثنانِ؛ فَواحِدٌ استَراحَ وآخَرُ أراحَ، فَأَمَّا الَّذي استَراحَ فَعَبدٌ أطاعَ اللّه‏َ في حَياتِهِ ثُمَّ ماتَ فَأَفضى إلى رَحمَةِ اللّه‏ِ ونَعيمٍ مُقيمٍ، وأمَّا الّذَي أراحَ فَعَبدٌ عَصَى اللّه‏َ في حَياتِهِ ثُمَّ ماتَ فَأَفضى إلى عِقابٍ وعَذابٍ وهَوانٍ أليمٍ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مردم بر دو گونه‏اند: يكى آسوده مى‏شود و ديگرى آسوده مى‏سازد. ۲ آن كه آسوده مى‏شود، بنده‏اى است كه در زمان حياتش، خدا را اطاعت كرده و سپس از دنيا رفته و به رحمت خدا و نعمت جاويدان رسيده است، و امّا آن كه [ديگران را] آسوده مى‏گرداند، بنده‏اى است كه در زمان حياتش خدا را نافرمانى كرده و سپس از دنيا رفته و به كيفر و عذاب و خوارىِ دردناكى گرفتار آمده است.
۱.معدن الجواهر: ص 25.
۲.يعنى: يك دسته، كسانى هستند كه با مردن و رفتن از اين دنيا، از رنج و گرفتارى‏ها راحت مى‏شوند و به آسايش بهشت ابدى، دست مى‏يابند و دسته دوم، كسانى هستند كه با مردن آنها، مردم از شرّشان آسوده مى‏شوند.
الإمام عليّ عليه ‏السلام: اَلتَهَجُّمُ عَلى المَعاصي يوجِبُ عِقابَ النّارِ. ۱
امام على علیه السلام: هجوم آوردن به گناهان، مجازات آتش را در پى دارد.
۱.غرر الحكم: ح 2123، عيون الحكم والمواعظ: ص 65 ح 1663، مستدرك الوسائل: ج 11 ص 339 ح 13208.
عنه عليه ‏السلام: راكِبُ المَعصيَةِ مَثواهُ النّارُ. ۱
امام على علیه السلام: مرتكب شونده نافرمانى و گناه، جايگاهش آتش است.
۱.غرر الحكم: ح 5385، عيون الحكم والمواعظ: ص 270 ح 4977، مستدرك الوسائل: ج 11 ص 339 ح 13208.
عنه عليه ‏السلام: مَن يَعصِ اللّه‏َ ورَسولَهُ فَقَد خَسِرَ خُسرانا مُبينا وَاستَحَقَّ عَذابا أليما. ۱
امام على علیه السلام: هر كه خدا و پيامبرش را نافرمانى كند، گرفتار زيانى آشكار شده و سزاوار عذابى دردآور گشته است.
۱.الكافي: ج 1 ص 142 ح 7، التوحيد: ص 33 ح 1 كلاهما عن الحارث الأعور، بحار الأنوار: ج 4 ص 267 ح 14.
عنه عليه ‏السلام: إنَّ اللّه‏َ. جَعَلَ عُقوبَةَ أهلِ مَعصِيَتِهِ نارا تَأَجَّجُ لِغَضَبِهِ «وَ مَا ظَـلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْـلِمُونَ» ۱. ۲
امام على علیه السلام: خداوند،. [كيفرِ] نافرمانانش را آتشى قرار داده كه از خشم او شعله‏ور مى‏شود «و خدا به آنان ستم نكرده؛ بلكه آنان خود، به خويشتن ستم مى‏كردند» .
۱.النحل: 33.
۲.كتاب سليم بن قيس: ج 2 ص 716 ح 17، بحار الأنوار: ج 34 ص 263 ح 1006.
الإمام الصادق عليه ‏السلام: مَن لَم يَنتَهِ عَمّا نَهَى اللّه‏ُ عَنهُ فَقَد عَصاهُ، فَإِن ماتَ عَلى مَعصِيَتِهِ أكَبَّهُ اللّه‏ُ عَلى وَجهِهِ فِي النّارِ. ۱
امام صادق علیه السلام: هر كه از آنچه خداوند نهى كرده است، باز نايستد، در واقع، او را نافرمانى كرده است و اگر در حال نافرمانىِ خدا بميرد، خداوند او را در آتش سرنگون مى‏سازد.
۱.الكافي: ج 8 ص 11 ح 1 عن اسماعيل بن جابر وإسماعيل بن مخلّد السراج، بحار الأنوار: ج 78 ص 220 ح 93.
كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبان بن عثمان الأحمر عن الإمام الصادق عليه ‏السلام: أنَّهُ جاءَ إلَيهِ رَجُلٌ، فَقالَ لَهُ: بِأَبي أنتَ وأُمّي يَابنَ رَسولِ اللّه‏ِ! عَلِّمْنِي مَوعِظَةً. فَقالَ لَهُ عليه ‏السلام: إن كانَ اللّه‏ُ تَبارَكَ وتَعالى قَد تَكَفَّلَ بِالرِّزقِ، فَاهتِمامُكَ لِماذا؟ وإن كانَ الرِّزقُ مَقسوما، فَالحِرصُ لِماذا؟ وإن كانَ الحِسابُ حَقّا، فَالجَمعُ لِماذا؟ وإن كانَ الخَلَفُ مِنَ اللّه‏ِ عز و جل حَقّا، فَالبُخلُ لِماذا؟ وإن كانَتِ العُقوبَةُ مِنَ اللّه‏ِ عز و جل النّارَ، فَالمَعصِيَةُ لِماذا؟! ۱
كتاب من لايحضره الفقيه ـ به نقل از ابان بن عثمان احمر ـ : مردى خدمت امام صادق عليه ‏السلام آمد و گفت: پدر و مادرم به فدايت، اى فرزند پيامبر خدا! به من اندرزى بياموز. امام صادق عليه ‏السلام به او فرمود: «اگر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ روزى را ضمانت كرده است، پس دلواپسى‏ات براى چيست؟ و اگر روزى قسمت شده است، پس حرص زدن براى چيست؟ و اگر حسابرسى [ـِ روز قيامت]حقيقت دارد، پس گرد آوردن [اموال] براى چيست؟ و اگر عوض دادن از جانب خداى عز و جلراست است، پس بخل ورزيدن براى چيست؟ و اگر كيفر خداوند عز و جل آتش است، پس نافرمانى براى چيست؟
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 393 ح 5836، التوحيد: ص 376 ح 21، الخصال: ص 450 ح 55، الأمالي للصدوق: ص 56 ح 12، مختصر بصائر الدرجات: ص 138، روضة الواعظين: ص 484 نحوه، بحار الأنوار: ج 78 ص 190 ح 1.
كفاية الأثر عن إبراهيم بن يزيد السمّان عن أبيه عن الحسين بن عليّ عليه السلام:دَخَلَ أعرابِيٌّ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُريدُ الإِسلامَ ومَعَهُ ضَبٌّ قَدِ اصطادَهُ فِي البَرِّيَّةِ وجَعَلَهُ في كُمِّهِ، فَجَعَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَعرِضُ عَلَيهِ الإِسلامَ. فَقالَ: لا اُؤمِنُ بِكَ يا مُحَمَّدُ أو يُؤمِنَ بِكَ هذَا الضَّبُّ. ورَمَى الضَّبَّ مِن كُمِّهِ، فَخَرَجَ الضَّبُّ مِنَ المَسجِدِ يَهرُبُ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: يا ضَبُّ، مَن أنَا؟ قالَ: أنتَ مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللّهِ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ بنِ هاشِمِ بنِ عَبدِ مَنافٍ. قالَ: يا ضَبُّ، مَن تَعبُدُ؟ قالَ: أعبُدُ الَّذي خَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأَ النَّسَمَةَ، وَاتَّخَذَ إبراهيمَ خَليلاً،

كفاية الأثرـ به نقل از ابراهيم بن يزيد سمّان، از پدرش، از امام حسين عليه السلام ـ: عربى باديه نشين بر پيامبر خدا درآمد و مى خواست مسلمان شود و مارمولكى داشت كه از صحرا صيد كرده و در آستين خود، جاى داده بود. پيامبر خدا، اسلام را بر آن باديه نشين عرضه كرد. عرب گفت: اى محمّد! به تو ايمان نمى آورم تا اين كه اين مارمولك، به تو ايمان بياورد. سپس، مارمولك را از آستينش پرتاب كرد. مارمولك از مسجد بيرون پريد و گريخت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى مارمولك! من كيستم؟». گفت: تو محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف هستى. فرمود: «اى مارمولك! چه كسى را مى پرستى؟». گفت: كسى را مى پرستم كه دانه را آفريد و خلق را پديد آورد و ابراهيم را خليل خود گرفت و با موسى راز گفت و تو را

۱.في المصدر: «الحنفي»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.الصُّفّة: سقيفة فيمسجدرسول اللّه صلى الله عليه و آله، كانت مسكن الغرباءوالفقراء (مجمع البحرين: ج2 ص1036 «صفف»).
۳.في المصدر: «سعي»، والتصويب من بحار الأنوار.
۴.القَضم: الأكل بأطراف الأسنان. وما ذُقتُ قضاما: أي شيئا (الصحاح: ج 5 ص 2013 «قضم»).
۵.الجُلّة: قُفّة كبيرة للتمر (تاج العروس: ج 14 ص 113 «جلل»).
۶.كفاية الأثر: ص 172، بحار الأنوار: ج 36 ص 342 ح 208 وراجع: الصراط المستقيم: ج 2 ص 130.
۷.صُفّه به ايوان مسجد پيامبر خدا گفته مى شود كه يك پلّه از زمين، بالاتر بود و محلّ زندگى فقيران و غريبان بود.
مثير الأحزان عن الإمام الحسين عليه السلامـ في مَوتِ مُعاوِيَةَ ـ: أظُنُّ أنَّ طاغِيَتَهُم هَلَكَ! رَأَيتُ البارِحَةَ أنَّ مِنبَرَ مُعاوِيَةَ مَنكوسٌ، ودارَهُ تَشتَعِلُ بِالنّيرانِ. ۱
مثير الأحزانـ از امام حسين عليه السلام (هنگام مرگ معاويه) ـ: گمان مى كنم كه طاغوتشان هلاك شده است. ديشب خواب ديدم كه منبر معاويه، واژگون است و خانه اش در آتش مى سوزد.
۱.مثير الأحزان: ص 23.
الإمام العسكريّ عليه السلام:قال الإمام الصادق عليه السلام: لَقَد حَدَّثَني أبي الباقِرُ عليه السلام، عَن جَدّي عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ، عَن أبيهِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ سَيِّدِالشُّهَداءِ، عَن أبيهِ أميرِالمُؤمِنينَ عليهم السلام أنَّهُ اجتَمَعَ يَوما عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أهلُ خَمسَةِ أديانٍ: اليَهودُ، وَالنَّصارى، وَالدَّهرِيَّةُ، وَالثَّنَوِيَّةُ، ومُشرِكُو العَرَبِ. فَقالَتِ اليَهودُ: نَحنُ نَقولُ: عُزَيرٌ ابنُ اللّهِ، وقَد جِئناكَ ـ يا مُحَمَّدُ ـ لِنَنظُرَ ما تَقولُ؟ فَإِنِ اتَّبَعتَنا فَنَحنُ أسبَقُ إلَى الصَّوابِ مِنكَ وأفضَلُ، وإن خالَفتَنا خَصَمناكَ. وقالَتِ النَّصارى: نَحنُ نَقولُ: إنَّ المَسيحَ ابنُ اللّهِ، اِتَّحَدَ بِهِ، وقَد جِئناكَ لِنَنظُرَ ما تَقولُ،

امام عسكرى عليه السلام:امام صادق فرمود: پدرم امام باقر، از جدّم على بن الحسين، و وى از پدرش حسين بن على، سرور شهيدان، و وى از پدرش اميرمؤمنان عليهم السلام برايم نقل كرد كه: روزى پيروان دين هاى پنجگانه: يهود، مسيحيّت، طبيعت پرستان، دوگانه پرستان و مشركان عرب، با پيامبر خدا نشستى داشتند. يهوديان گفتند: ما مى گوييم: عُزَير، پسر خداست. آمده ايم ببينيم تو چه مى گويى؟ اگر سخن ما را بگويى، پس در دستيابى به حقيقت، از تو پيشى گرفته ايم و برتريم، و اگر با ما مخالفت كنى، با تو مجادله مى كنيم. مسيحيان گفتند: ما مى گوييم: مسيح، پسر خداست و با او يكى است. آمده ايم ببينيم تو چه مى گويى؟ اگر از رأى ما پيروى كنى، در باور به اين حقيقت، بر تو پيشى گرفته ايم و برتريم، و اگر مخالفت كنى، با تو مجادله خواهيم

۱.الوُجوم: السكوت على غيظ (لسان العرب: ج 12 ص 630).
۲.الاحتجاج: ج 1 ص 27 ح 20، بحار الأنوار: ج 9 ص 257 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:آمَنّا بِاللّهِ وكَفَرنا بِالجِبتِ وَالطّاغوتِ، آمَنّا بِمَن لا يَموتُ، آمَنّا بِمَن خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرَضينَ وَالشَّمسَ وَالقَمَرَوَالنُّجومَ وَالجِبالَ وَالشَّجَرَ وَالدَّوابَّ، وخَلَقَ الجِنَّ وَالإِنسَ. آمَنّا بِما اُنزِلَ إلَينا واُنزِلَ إلَيكُم وإلهُنا وإلهُكُم واحِدٌ ونَحنُ لَهُ مُسلِمونَ، آمَنّا بِرَبِّ هارونَ وموسى، آمَنّا بِرَبِّ المَلائِكَةِ وَالرّوحِ، آمَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، آمَنّا بِمَن أنشَأَ السَّحابَ، وخَلَقَ العَذابَ وَالعِقابَ، آمَنّا آمَنّا آمَنّا آمَنّا آمَنّا آمَنّا بِاللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به خداوند، ايمان آورديم و به جِبت و طاغوت، كفر ورزيديم. ۲ به كسى ايمان آورديم كه نمى ميرد. به كسى ايمان آورديم كه آسمان ها و زمين ها و خورشيد و ماه و ستارگان و كوه ها و درختان و جنبندگان را آفريد و جنّ و انس را خلق كرد. به آنچه بر ما نازل شده و بر شما نازل شده، ايمان آورديم. معبود ما و معبود شما، يكى است و ما تسليم اوييم. به پروردگار هارون و موسى، ايمان آورديم. به پروردگار فرشتگان و روح، ايمان آورديم. به خداوند يكتاى بى شريك، ايمان آورديم. به آن كه ابر را پديد آورد و عذاب و كيفر (مجازات) را آفريد، ايمان آورديم. ايمان آورديم، ايمان آورديم، ايمان آورديم، ايمان آورديم، ايمان آورديم. به خداوند، ايمان آورديم. ۳
۱.الإقبال: ج 1 ص 406، بحار الأنوار: ج 98 ص 65 ح 2 و ص 81 ح 2.
۲.جِبت، هر معبود غير خداست. جِبت به جادو هم گفته مى شود. جِبت و طاغوت، به معناى كاهنان و شياطين است. مى گويند: «جبت، كلمه اى است كه به بُت، كاهن و جادوگر گفته مى شود». طاغوت، از «طغيان» است، يعنى سركشى. گاهى هم به كافر، شيطان، بت ها و بر هر سر كرده گم راهى، طاغوت گفته مى شود (ر. ك: مجمع البحرين: ج 1 ص 265 و ج 2 ص 1104).
۳.در نسخه اى، به جاى «ايمان آورديم، ايمان آورديم، ايمان آورديم، ايمان آورديم، ايمان آورديم، ايمان آورديم، به خداوند، ايمان آورديم»، چنين آمده است: «به تو ايمان آورديم (هفت بار). پس گناهان ما را بيامرز ـ به حقّ محمّد و خاندان او ـ و از ما در گذر. همانا تو قدرتمند شكست ناپذيرى» (ر. ك: بحار الأنوار: ج 98 ص 65 ح 2 و ص 81 ح 2).
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في تَحاكُمِ رَجلَينِ مِن أصحابِهِ إلَى الطاغوتِ وبينَهُما مُنازَعَةٌ في دَينٍ أو مِيراثٍ ـ: مَن تَحاكَمَ إلَى الطاغوتِ فَحُكِمَ لَهُ فإنّما يَأخُذُ سُحتا وإن كانَ حَقُّهُ ثابِتا لَهُ، لأ نّهُ أخَذَ بحُكمِ الطاغوتِ، وقد أمَرَ اللّهُ أن يَكفُرَ بهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره دو نفر از اصحابش كهبا هم بر سر وام يا ارثيه اى اختلاف داشتند و داورىِ ميان خود را پيش طاغوت بردند ـفرمود: هر كه داورى پيش طاغوت (حاكم ستمگر) برد و او به نفعش حكم صادر كند، آنچه مى گيرد حرام است هر چند حق مسلّم او باشد؛ زيرا به حكم طاغوت گرفته است حال آن كه خداوند دستور داده است به طاغوت كفر ورزيده شود.
۱.الكافي: 7/412/5.
عنه عليه السلام:إيّاكُم أن يُحاكِمَ بعضُكُم بَعضا إلى أهلِ الجَورِ، ولكنِ انظُرُوا إلى رجُلٍ مِنكُم يَعلَمُ شيئا مِن قَضايانا فاجعَلُوهُ بينَكُم، فإنّي قد جَعَلتُهُ قاضيَا فتَحاكَمُوا إلَيهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مبادا فردى از شما (شيعيان) از ديگرى نزد سلطان ستمگر شكايت كند. بلكه ببينيد چه كسى از خود شما با احكام و داوريهاى ما آشناست همو را ميان خود داور قرار دهيد؛ زيرا كه من او را قاضى شما قرار داده ام. پس براى داورى ميان خود، نزد او رويد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3/2/3216.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۲