نتایج جستجو برای «شهرت»: ۱۸ حدیث
عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ: ولَم يُخلِ اللّهُ سُبحانَهُ خَلقَهُ مِن نَبِيٍّ مُرسَلٍ أو كِتابٍ مُنزَلٍ. إلى أن بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّدًا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لاِءِنجازِ عِدَتِهِ، وإتمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأخوذًا عَلَى النَّبِيّينَ ميثاقُهُ، مَشهورَةً سِماتُهُ، كَريمًا ميلادُهُ، وأهلُ الأَرضِ (الأَرَضينَ) يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وأهواءٌ مُنتَشِرَةٌ، وطَرائِقُ (طَوائِفُ) مُتَشَتِّتَةٌ، بَينَ مُشَبِّهٍ لِلّهِ بِخَلقِهِ، أو مُلحِدٍ فِي اسمِهِ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ، فَهَداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وأنقَذَهُم بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ. ۱
امام على عليه السلام:. تا آن كه خداوندِ سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را فرستاده خود كرد تا وعده هايش را به ثمر برساند و نبوّت را پايان ببخشد، در حالى كه براى او از همه پيامبران، پيمان گرفته بود. نشانه هايش در نزد همه انبيا شهرت داشت و ولادت او براى همه، گرامى بود. در آن روزگار، مردمان، ملّت هايى پراكنده، داراى خواسته هاى گوناگون و شيوه هاى (/ دسته جات) مختلف بودند. برخى، خداوند را به مخلوقات، شبيه مى كردند و برخى ديگر، ملحد به نام هاى خداوند بودند [و صفات خالق را از براى مخلوق ثابت مى كردند] و يا به غير خدا اشاره مى كردند [و آثار عالَم را به غير خدا نسبت مى دادند]خداوند به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله، آنان را از گم راهى رهانيد و از نادانى، نجات داد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحار الأنوار: ج 18 ص 216 ح 48.
تاريخ الطبري عن الحسين عليه السلامـ مِن كَلامِهِ مَعَ أصحابِ الحُرِّ بنِ يَزيدَ ـ: أيُّهَا النّاسُ! إنَّها مَعذِرَةٌ إلَى اللّهِ عز و جل وإلَيكُم، إنّي لَم آتِكُم حَتّى أتَتني كُتُبُكُم وقَدِمَت عَلَيَّ رُسُلُكُم؛ أنِ اقدَم عَلَينا فَإِنَّهُ لَيسَ لَنا إمامٌ لَعَلَّ اللّهَ يَجمَعُنا بِكَ عَلَى الهُدى، فَإِن كُنتُم عَلى ذلِكَ فَقَد جِئتُكُم، فَإِن تُعطوني ما أطمَئِنُّ إلَيهِ مِن عُهودِكُم ومَواثيقِكُم أقدَم مِصرَكُم، وإن لَم تَفعَلوا وكُنتُم لِمَقدَمي كارِهينَ انصَرَفتُ عَنكُم إلَى المَكانِ الَّذي أقبَلتُ مِنهُ إلَيكُم. ۱
تاريخ الطبرىـ از امام حسين عليه السلام (از سخنانش با ياران حُرّ بن يزيد) ـ: اى مردم! اين عذرى به پيشگاه خداى عز و جل و شماست. من، نزد شما نيامدم تا آن كه نامه هاى شما به من رسيد و فرستادگانتان بر من درآمدند و گفتند: بر ما درآى كه پيشوايى نداريم و شايد خدا، ما را به وسيله تو بر هدايت، گِرد آورد. اگر بر سر همان گفته هستيد، نزدتان آمده ام و اگر عهدى مطمئن و قابل اعتماد به من مى دهيد، به شهرتان درآيم و اگر چنين نمى كنيد و آمدن من را ناخوش داريد، به همان جايى باز مى گردم كه پيش از حركت به سوى شما بودم.
۱.تاريخ الطبري: ج 5 ص 401، الكامل في التاريخ: ج 2 ص 552، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 231؛ الإرشاد: ج 2 ص 79، إعلام الورى: ج 1 ص 448، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 96 كلاهما نحوه وراجع: الأخبار الطوال: ص 249.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:المؤمنُ بِشْرُهُ في وجهِهِ، وحُزنُهُ في قلبِهِ، أوسَعُ شَيءٍ صَدْرا، وأذَلُّ شَيءٍ نَفْسا، يَكْرَهُ الرِّفْعةَ، ويَشْنَأُ السُّمْعةَ، طويلٌ غمُّهُ، بَعيدٌ هَمُّهُ، كثيرٌ صَمتُهُ، مَشغولٌ وقتُهُ، شَكورٌ، صَبورٌ، مَغمورٌ بفِكرَتِهِ، ضَنينٌ بخَلّتِهِ، سَهلُ الخَليقةِ، لَيِّنُ العَرِيكةِ، نَفسُهُ أصْلَبُ مِن الصَّلْدِ، وهُو أذَلُّ مِن العبدِ. ۱
امام على عليه السلام:مؤمن شادى اش در چهره اش مى باشد و اندوهش در دلش، سينه اش فراختر است و نَفْسش از هر چيز رامتر؛ بلندپايگى را ناخوش مى دارد وشهرت را دشمن مى شمارد اندوهش دراز است و همّتش بلند؛ بسيار خموش است و اوقاتش به بيكارى نمى گذرد؛ شكور است و شكيبا؛ غرق در انديشه خويش است و در پايبندى به دوستى خود [با ديگران]حريص. نرمخو و مهربان است، اراده اش سخت تر از سنگ خار است و با اين حال از يك برده، خوارتر و افتاده تر است.
۱.بحار الأنوار: 69/410/127.
کلیدواژه‌ها ایمانمومن کیست
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لِشُرَيحٍ ـ: اِعلَمْ أنّ المسلمينَ عُدولٌ بعضُهُم عَلى بَعضٍ، إلّا مَجلودا في حَدٍّ لَم يَتُب مِنهُ، أو مَعروفاً بشهادَةِ الزُّورِ، أو ظَنِيناً. ۱
امام على عليه السلامـ به شريح ـفرمود: بدان كه مسلمانان نسبت به يكديگر عادل به شمار مى آيند مگر كسى كه به كيفر گناهى حدّ خورده و توبه نكرده باشد، يا به شهادت دروغ دادن شهرت داشته باشد، يا مظنون باشد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3/15/3243.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لمّا سُئلَ عنِ الرجُلِ الذي يَعمَلُ العَمَلَ مِنَ الخَيرِ، ويَحمَدُهُ الناسُ علَيهِ ـ: تلكَ عاجِلُ بُشرَى المؤمِنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال درباره مردى كه كار خوبى [براى آخرتش و نه ارائه به مردم] انجام مى دهد و مردم او را مى ستايند ـفرمود: اين همان بشارتى است كه در دنيا به مؤمن مى رسد.
۱.صحيح مسلم: 4/2034/166
کلیدواژه‌ها شهرتشهرت ستوده
عنه صلى الله عليه و آله:إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا مِن اُمَّتِي قَذَفَ في قُلوبِ أصفِيائهِ وأرواحِ ملائكَتِهِ وسُكّانِ عَرشِهِ مَحَبَّتَهُ لِيُحِبُّوهُ، فذلكَ المُحَبُّ حقّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه خداوند بنده اى از امّت مرا دوست بدارد، محبّت او را در دلهاى برگزيدگان خود و جانهاى فرشتگان و ساكنان عرش خود بيفكند تا او را دوست بدارند. اين است محبوب حقيقى.
۱.بحار الأنوار: 70/24/23.
کلیدواژه‌ها شهرتشهرت ستوده
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بِحَسْبِ المَرءِ مِن الشَّرِّ ـ إلّا مَن عَصَمَهُ اللّهُ مِن السُّوءِ ـ أن يُشِيرَ الناسُ إلَيهِ بالأصابِعِ في دِينِهِ ودُنياهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آدمى را همين شرّ بس كه در دين و دنيايش انگشت نماى خلق شود؛ مگر كسى كه خداوند از بدى نگاهش دارد.
۱.شرح نهج البلاغة: 2/181.
کلیدواژه‌ها شهرتشهرت نکوهیده
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ما مِن عَبدٍ يُرِيدُ أن يَرتَفِعَ فِيالدُّنيا دَرَجةً، فَارتَفَعَ فِي الدُّنيا دَرَجةً، إلّا وَضَعَهُ اللّهُ فِي الآخِرَةِ دَرَجَةً أكبَرَ مِنها وأطوَلَ. ۱
امام على عليه السلام:هيچ بنده اى نيست كه خواهان بالا رفتن يك پله در دنيا [ى نكوهيده] باشد و آن يك پله را بالا رود، مگر اين كه خداوند در آخرت پله اى بزرگتر و بلندتر از آن پايينش آورد.
۱.كنز العمّال: 6144.
کلیدواژه‌ها شهرتشهرت نکوهیده
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في صفةِ المؤمنِ ـ: لا يَرغَبُ في عِزِّ الدُّنيا ولا يَجزَعُ مِن ذُلِّها، لِلناسِ هَمٌّ قد أقبَلُوا علَيهِ، ولَهُ هَمٌّ قد شَغَلَهُ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در وصف مؤمن ـفرمود: خواهان عزّت دنيا نيست و از خوارى آن نيز بى تابى نمى كند؛ مردم را غم دنيايشان است و او را انديشه آخرتش مشغول كرده است.
۱.بحار الأنوار: 67/271/3
کلیدواژه‌ها شهرتشهرت نکوهیده
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:كَفى بِالمَرءِ خِزيا أن يَلبَسَ ثَوبا يَشهَرُهُ، أو يَركَبَ دابَّةً مَشهورَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:آدمى را رسوايى همين بس كه جامه اى بپوشد كه باعث انگشت نمايى او گردد يا مركبى انگشت نما سوار شود.
۱.بحار الأنوار: 78/252/105.
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ يُبغِضُ الشُّهرَتَينِ: شُهرَةَ اللِّباسِ وشُهرَةَ الصَّلاةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند دو شهرت را دشمن مى دارد: شهرت لباس و شهرت نماز.
۱.مشكاة الأنوار: 553/1864.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:مَن شَهَرَ نفسَهُ بِالعِبادَةِ فاتَّهِمُوهُ على دِينِهِ؛ فإنَّ اللّهَ عز و جل يُبغِضُ شُهرَةَ العِبادَةِ وشُهرَةَ اللِّباسِ. ۱
امام رضا عليه السلام:هر كه خود را به عبادت شهره سازد، به دين (و ديندارى) او بدگمان باشيد؛ زيرا خداى عز و جل از شهرت عبادت و شهرت لباس نفرت دارد.
۱.بحارالأنوار: ج 70 ص 252 ح 5.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:الشُّهرَةُ خَيرُها وشَرُّها في النارِ. ۱
امام صادق عليه السلام:شهرت، خوب و بدش، در آتش است.
۱.الكافي: 6/445/3.
عنه صلى الله عليه و آله:الوَليمَةُ أوَّلُ يومٍ حَقٌّ، والثاني مَعروفٌ، وما زادَ رياءٌ وسُمعَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:وليمه دادن روز اوّل، حق است و روز دوم، احسان؛ از دو روز كه گذشت خودنمايى و شهرت طلبى است.
۱.الكافي: 5/368/4.
كنز العمّال:نَهى [النبيُّ صلى الله عليه و آله] عن الشُّهرَتَينِ، دِقَّةِ الثِّيابِ وغِلظِها، ولِينِها وخُشونَتِها، وطُولِها وقِصَرِها، ولكنْ سَدادٌ فيما بَينَ ذلكَ واقتِصادٌ. ۱
كنز العمّال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از دو شهرت نهى فرمود: شهرت در نازكى، ضخامت، نرمى و زبرى لباس و در بلندى و كوتاهى آن. بلكه [فرمود:]بايد حدّ وسط ميان اين خصوصيات را رعايت كرد.
۱.كنز العمّال: 41172.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عمّا اشتَهَرَ بينَ النّاسِ مِن حُرمَةِ النَّظَرِ في النُّجومِ وعن ضَررِهِ بالدِّينِ ـ: لَيس كما يَقولونَ، لا تَضُرُّ بدِينِكَ. إنّكُم تَنظُرونَ في شَيءٍ مِنها كثيرُهُ لا يُدرَكُ، وقَليلُهُ لا يُنتَفَعُ بهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ وقتى به ايشان عرض شد: دربين مردم چنين شهرت دارد كه پرداختن به علم نجوم حرام است و به دين انسان آسيب مى رساند ـفرمود: چنان نيست كه مى گويند، به دينت آسيبى نمى رساند. شما به موضوعى مى پردازيد كه زيادِ آن دست نيافتنى است و اندكِ آن هم كارآيى ندارد. ۲
۱.الكافي: 8 / 195 / 233. أقول: قال الشيخ الأنصاريّ في كتاب «المكاسب» في مبحث التّنجيم: يجوز الإخبار بحدوث الأحكام عند الاتّصالات والحركات المذكورة؛ بأن يحكم بوجود كذا في المستقبل عند الوضع المعيّن من القرب والبعد والمقابلة والاقتران بين الكوكبَين إذا كان على وجه الظنّ. بل الظاهر حينئذٍ جواز الإخبار على وجه القطع إذا استند إلى تجربة قطعيّة؛ إذ لا حرج على من حكم قطعا بالمطر في هذه الليلة نظرا إلى ما جرّبه من نزول كلبه عن السطح إلى داخل البيت مثلاً، كماحكي أنّه اتّفق ذلك لمروّج هذا العلم بل محييه نصير الملّة والدين حيث نزل في بعض أسفاره على طحّان له طاحونه خارج البلد، فلمّا دخل منزله صعد السطح لحرارة الهواء فقال له صاحب المنزل: انزل ونَم في البيت تحفّظا من المطر، فنظر المحقّق إلَى الأوضاع الفلكيّة فلم يرَ شيئا فيما هو مظنّة للتأثير في المطر، قال صاحب المنزل: إنّ لي كلبا ينزل في كلّ ليلة يحسّ المطر فيهاإلَى البيت، فلم يقبل منه المحقّق ذلك وبات فوق السطح فجاءه المطر في الليل وتعجّب المحقّق. (المكاسب: 25).
۲.در مبحث تنجيم كتاب مكاسب آمده است: پيشگويى كردن از روى اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به اين معنا كه كسى، با مشاهده وضع معيّنى در ستارگان، مانند نزديكى و دورى و مقابله و اقتران ميان دو ستاره، به صورت گمان و تخمين حكم به وقوع فلان حادثه در آينده بكند. و بلكه، على الظاهر، پيشگويى كردن به صورت قطع و جزم نيز اشكالى ندارد، در صورتى كه آن پيشگويى مبتنى بر تجربه اى قطعى باشد. مثلاً اشكالى ندارد كه فردى با توجه به اين تجربه كه هرگاه سگش شب هنگام از پشت بام به داخل خانه پناه برده در آن شب باران آمده است، با قطع و يقين بگويد كه امشب باران مى بارد. چنان كه نقل مى شود كه اين مطلب براى مروّج و بلكه احياگر علم نجوم اتفاق افتاده است. او در يكى از سفرهاى خود نزد آسيابانى كه در خارج شهر آسيابى داشت اتراق كرد. وقتى وارد منزل آسيابان شد، به خاطر گرماى هوا، تصميم گرفت شب را پشت بام بگذراند. صاحب منزل به او گفت: بيا پايين و داخل اتاق بخواب، تا از باران محفوظ بمانى. محقّق، به اوضاع فلكى نگاهى كرد، امّا نشانه اى كه حاكى از باران باشد مشاهده نكرد. صاحب منزل گفت: من سگى دارم كه شب هايى كه حسّ مى كند باران خواهد آمد به داخل اتاق مى رود. محقّق حرف او را قبول نكرد و شب را پشت بام خوابيد، امّا نيمه شب باران گرفت و محقّق دچار تعجّب شد. (مكاسب، ص 25).
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:المؤمنُ بِشْرُهُ في وجهِهِ، و حُزنُهُ في قلبِهِ، أوسَعُ شَيءٍ صَدْرا، و أذَلُّ شَيءٍ نَفْسا، يَكْرَهُ الرِّفْعةَ، و يَشْنَأُ السُّمْعةَ، طويلٌ غمُّهُ، بَعيدٌ هَمُّهُ، كثيرٌ صَمتُهُ، مَشغولٌ وقتُهُ، شَكورٌ، صَبورٌ، مَغمورٌ بفِكرَتِهِ، ضَنينٌ بخَلّتِهِ، سَهلُ الخَليقةِ، لَيِّنُ العَرِيكةِ، نَفسُهُ أصْلَبُ مِن الصَّلْدِ، و هُو أذَلُّ مِن العبدِ. ۱
امام على عليه السلام:مؤمن شادى اش در چهره اش مى باشد و اندوهش در دلش، سينه اش فراختر است و نَفْسش از هر چيز رامتر؛ بلند پايگى را ناخوش مى دارد و شهرت را دشمن مى شمارد اندوهش دراز است و همّتش بلند؛ بسيار خموش است و اوقاتش به بيكارى نمى گذرد؛ شكور است و شكيبا؛ غرق در انديشه خويش است و در پايبندى به دوستى خود [با ديگران]حريص. نرمخو و مهربان است، اراده اش سخت تر از سنگ خار است و با اين حال از يك برده، خوارتر و افتاده تر است.
۱.بحار الأنوار: 69/410/127.
کلیدواژه‌ها ایمانمومن کیست
الامام صادق عليه السلام:اِلبَس مالاتُشتَهَرُ بِهِ ولايُزري بِكَ؛ ۱
امام صادق عليه السلام:نه لباس شهرت بپوش و نه لباسى كه تو را بى مقدار جلوه دهد.
۱.ميزان الحكمه، ح 18080.