فیلترها
نتایج جستجو برای «روستا»: ۳۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنكه در فراگيريش پرهيزگارى نورزد، خداوند به يكى از اين سه چيز مبتلايش مى كند: يا او را در جوانى بميراند يا وى را در روستاها بيفكند و يا به خدمت پادشاه مبتلا گرداند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَتِه لِعَليٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، لا تَسكُنِ الرُّسْتاقَ، فإنَّ شُيُوخَهُم جَهَلَةٌ، وشُبّانَهُم عَرَمَةٌ، ونِسوانَهُم كَشَفَةٌ، والعالِمُ بَينَهُم كالجِيفَةِ بينَ الكِلابِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به على عليه السلام ـ: اى على! در روستا [هايى كه تحصيل دانش در آنها مقدور نيست]سكونت مكن؛ چرا كه پيرانش، نادان اند و جوانانش، شرور و زنانش، بى حجاب، و عالِم در ميان آنها چونان لاشه مُردارى است در ميان سگان.
۱.جامع الأخبار: ص 391 ح 1091.
عنه صلى الله عليه و آلهـ كانَ إذا بَعَثَ بَعثا قالَ ـ: تَأَلَّفُوا النّاسَ، وتَأَنَّوا بِهِم، ولا تُغيروا عَلَيهِم حَتّى تَدعوهُم؛ فَما عَلَى الأَرضِ مِن أهلِ بَيتِ مَدَرٍ ولا وَبَرٍ إلّا وإن تَأتوني بِهِم [مُسلِمينَ] أحَبُّ إلَيَّ مِن أن تَقتُلوا رِجالَهُم وتَأتوني بِنِسائِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ زمانى كه دسته اى را گسيل مى داشت [به آنان] مى فرمودـ: با مردم، اُلفت بگيريد و به آنان فرصت دهيد و تا آنان را [به اسلام] فرا نخوانده ايد، بر آنان هجوم نياوريد كه بر روى زمين، هيچ خانواده روستانشين يا چادرنشينى نيست، مگر آن كه اگر آنان را مسلمان پيش من آوريد، برايم دوست داشتنى تر از آن است كه مردانشان را بكُشيد و زنانشان را نزد من آوريد.
۱.المطالب العالية: ج 2 ص 166 ح 1962.
منية المريد: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: سِتَّةٌ يَدخُلونَ النّارَ قَبلَ الحِسابِ بِسِتَّةٍ، قيلَ: يا
رَسولَ اللّهِ مَن هُم؟ قالَ: الاُمَراءُ بِالجَورِ، وَالعَرَبُ بِالعَصَبِيَّةِ، وَالدَّهاقينُ بِالكِبرِ، وَالتُّجّارُ بِالخِيانَةِ، وأهلُ الرُّستاقِ ۱ بِالجَهالَةِ، وَالعُلَماءُ بِالحَسَدِ. ۲
منية المريد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «شش گروهاند كه به سبب شش [خصلت]، پيش از حسابرسى به آتش مىروند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! آنان، چه كسانى هستند؟
فرمود: «فرمانروايان، به سبب ستم كردن؛ عرب به سبب عصبيّت؛ ملّاكان، به سبب تكبّر، بازاريان، به سبب خيانت؛ روستائيان، به سبب نادانى؛ و عالمان، به سبب حسادت».
۱.الرُّسْتاق: فارسيّ معرّب، ويقال: رُزْداق ورُسْداق؛ وهو السّواد (الصحاح: ج 4 ص 1481 «رستق»).
۲.منية المريد: ص 324، جامع الأخبار: ص 392 ح 1093، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 127، الخصال: ص 325 ح 14 عن الإمام عليّ عليه السلام، الاختصاص: ص 234 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله و كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 76 ص 156 ح 1.
دعائم الإسلامـ از امام حسين عليه السلام ـ: زكات فطريه، بر هر شهرى و روستايى، واجب است.
عيون الأخبار عن إسرائيل عن الحسين عليه السلامـ أنَّهُ كانَ إذَا استَسقى قالَ ـ: اللّهُمَّ اسقِنا سَقيا واسِعَةً وادِعَةً، عامَّةً نافِعَةً غَيرَ ضارَّةٍ، تَعُمُّ بِها حاضِرَنا وبادِيَنا، وتَزيدُ بِها في رِزقِنا وشُكرِنا، اللّهُمَّ اجعَلهُ رِزقَ إيمانٍ وعَطاءَ إيمانٍ، إنَّ عَطاءَكَ لَم يَكُن مَحظورا، اللّهُمَّ أنزِل عَلَينا في أرضِنا سَكَنَها، وأنبِت فيها زينَتَها ومَرعاها. ۱
عيون الأخبارـ به نقل از اسرائيل، از امام حسين عليه السلام (هنگامى كه باران مى طلبيد) ـ: خدايا! بارانى بر ما فرو فرست؛ بارانى گسترده و رها، فراگير، سودرسان و بى زيان، كه شهرى و روستايى را فرا بگيرد و بر روزى و سپاس ما بيفزايد.
خدايا! آن را روزىِ ايمان و بخششِ ايمان قرار ده، كه عطاى تو منعى ندارد.
خدايا! رحمت سرزمينمان را بر ما فرو فرست و زينت و گياهش را برويان».
۱.عيون الأخبار لابن قتيبة: ج 2 ص 278.
رجال الكشّي عن أبي الجارود:قُلتُ للأَصبغِ بنِ نَباتَةَ: ما كانَ مَنزِلةُ هذا الرَّجُلِ [عَلِيّ عليه السلام] فيكُم؟
قال: ما أَدري ما تَقولُ! إلاّ أَنَّ سُيوفَنا كانَت عَلى عَواتِقِنا، فَمَن اُومى إليهِ ضَرَبناهُ بِها. وَكانَ يَقُول لَنا: تَشَرَّطوا، فَوَاللّهِ مَا اشتِراطُكُم لِذَهبٍ وَلا لفِضَّةٍ، وَما اشتِراطُكُم إلاّ لِلمَوتِ، إنَّ قَوماً مِن قَبلِكُم مِن [بني إسرائيل]تَشارَطُوا بَينَهُم، فَما ماتَ أَحدٌ مِنهُمَ حَتّى كانَ نَبِيَّ قَومِهِ، أو نَبِيَّ قَريَتِهِ، أو نَبيَّ نَفسِهِ،
وَإنَّكُم لَبِمَنزِلَتهِمِ، غَيرَ أَنّكم لَستُم بِأَنبيِاءَ. ۱
رجال الكشّى ـ به نقل از ابو جارود ـ:به اصبغ بن نباته گفتم: جايگاه اين مرد (على عليه السلام) در ميان شما چيست؟
گفت: نمى دانم چه مى گويى؛ امّا شمشيرهاى ما بر دوشمان بود و هركس را كه وى اشاره مى كرد، با شمشير مى زديم. على عليه السلامبه ما مى گفت: «پيمان ببنديد! به خدا سوگند كه پيمان شما براى طلا و نقره نيست، و پيمان شما جز براى مرگ نيست. به درستى كه گروهى از پيشينيان بنى اسرائيل، ميان خود پيمان بستند. پس هيچ يك از آنان از دنيا نرفت، مگر آنكه پيامبر قومش يا
روستايش و يا خودش بود، و شما به سان آنانيد، جز آنكه پيامبر نيستيد».
۱.رجال الكشّي: 1 / 19 / 8، بحارالأنوار: 42 / 150 / 16.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَتِه لِعَليٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، لا تَسكُنِ الرُّسْتاقَ، فإنَّ شُيُوخَهُم جَهَلَةٌ، وشُبّانَهُم عَرَمَةٌ، ونِسوانَهُم كَشَفَةٌ، والعالِمُ بَينَهُم كالجِيفَةِ بينَ الكِلابِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به على عليه السلام ـ: اى على! در روستا [هايى كه تحصيل دانش در آنها مقدور نيست] سكونت مكن؛ چرا كه پيرانش، نادان اند و جوانانش، شرور و زنانش، بى حجاب، و عالِم در ميان آنها چونان لاشه مُردارى است در ميان سگان.
۱.جامع الأخبار: ص 391 ح 1091، بحارالأنوار: ج 76 ص 156 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن لَم يَتَوَرَّعْ في دِينِ اللّهِ ابْتَلاهُ اللّهُ بثلاثِ خِصالٍ: إمّا أن يُمِيتَهُ شابّا، أو يُوقِعَهُ في خِدمَةِ السلطانِ، أو يُسْكِنَهُ في الرَّساتِيقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه در دين خدا پارسايى نداشته باشد، خداوند او را به سه چيز گرفتار مى سازد: يا جوان مرگش مى كند، يا او را به خدمت گزارى سلطان در مى آورد، يا در روستاها [يى بى بهره از دانش] ساكنش مى گردانَد. ۲
عنه صلى الله عليه و آله:سِتّةٌ يَدخُلُونَ النارَ قبلَ الحِسابِ بسِتّةٍ. وأهلُ الرَّساتِيقِ بِالجَهالَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شش گروه اند كه به سبب شش خصلت، بى حساب به دوزخ مى روند:. و روستاييان، به سبب نادانى [در صورتى كه مقصّر باشند].
۱.جامع الأخبار: ص 392 ح 1093، بحارالأنوار: ج 76 ص 156 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:الرُّسْتاقُ حَظيرَةٌ مِن حَظائرِ جَهَنَّمَ ليسَ فيها حَدٌّ ولا جُمُعَةٌ ولا جَماعةٌ، صَبِيُّهُم عارِمٌ، وشُبّانُهم شَياطينُ، وشُيُوخُهم جُهّالٌ، المؤمنُ أنتَنُ فيهِم مِنَ الجِيفَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روستا [هايى كه تحصيل دانش در آنها مقدور نيست]، آغلى است از آغل هاى دوزخ. نه حدّى در آن اجرا مى شود، نه نماز جمعه اى و نه جماعتى. كودكانشان شرور و موذى اند، جوانانشان شيطان صفت اند و پيرانشان نادان اند. مؤمن در ميان آنها گنديده تر از لاشه مُردار است.
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 175 ح 38286 نقلاً عن الديلمي عن الإمام عليّ عليه السلام.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه در فراگيرىِ دانشْ پرهيزگارى نورزد، خداوند، به يكى از اين سه چيز مبتلايش مى كند: يا او را در جوانى مى ميرانَد يا وى را در روستاها [ى بى بهره از دانش] مى افكند و يا به خدمت پادشاه مبتلايش مى گردانَد. ۳
کلیدواژهها پارساییحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفت +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ رَجُلاً زارَ أخا لَهُ في قَريَةٍ اُخرى، فَأَرصَدَ اللّهُ لَهُ عَلى مَدرَجَتِهِ مَلَكا، فَلَمّا أتى عَلَيهِ قالَ: أينَ تُريدُ؟ قالَ: اُريدُ أخا لي في هذِهِ القَريَةِ. قالَ: هَل لَكَ عَلَيهِ مِن نِعمَةٍ تَرُبُّها؟ قالَ: لا، غَيرَ أنّي أحبَبتُهُ فِي اللّهِ عز و جل. قالَ: فَإِنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكَ بِأَنَّ اللّهَ قَد أحَبَّكَ كَما أحبَبتَهُ فيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردى راهىِ ديدار برادر [دينىِ] خود در روستايى شد. خداوند، فرشته اى بر سرِ راه او قرار داد. چون آن مرد پيش آمد، فرشته از او پرسيد: «به كجا مى روى؟».
پاسخ داد: به ديدار برادرى كه در اين روستا دارم، مى روم.
پرسيد: «آيا نعمتى نزد او دارى كه براى رسيدنِ به آن، نزدش مى روى؟».
پاسخ داد: نه، جز اين كه او را در راه خداوند عز و جل دوست دارم.
فرشته گفت: «من نيز پيام آور خدا به سويت هستم كه: خداوند، تو را دوست دارد، همان گونه كه تو در راهش دوستى مى ورزى».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1988 ح 38؛ كشف الريبة: ص 80 كلاهما عن أبي هريرة.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +4 مورد دیگر
تنبيه الخواطر عنه صلى الله عليه و آله:سِتّةٌ يَدخُلونَ النّارَ قَبلَ الحِسابِ بسِتَّةٍ. قيلَ: يا رسولَ اللّهِ صلّى اللّهُ علَيكَ، مَن هُم؟ قالَ: الاُمَراءُ بالجَورِ، والعَرَبُ بالعَصَبِيَّةِ، والدَّهاقينُ بالكِبْرِ، والتُّجّارُ بالخِيانَةِ، وأهلُ الرُّسْتاقِ بالجَهالَةِ، والعُلَماءُ بالحَسدِ. ۱
تنبيه الخواطر:[پيامبر صلى الله عليه و آله] فرمود: «شش گروه اند كه بدون حسابرسى، به سبب شش خصلت، به دوزخ مى روند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! درود خدا بر تو، آنان كيستند؟
فرمود: «فرمان روايان به سبب ستمگرى، عرب به سبب عصبيّت [ـِ قبيله اى و نژادى]، ملّاكان به سبب كبر، بازرگانان به سبب خيانت، روستانشينان [ـِ دور از دانش و فرهنگ] به سبب نادانى، و عالمان به سبب حسادت».
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 127.
کلیدواژهها حسابرسیکسانی که بدون حسابرسی به دوزخ می روندحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادی +1 مورد دیگر
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من بر امّتم از دو چيز مى ترسم: قرآن و شير. ۳ امّا شير؛ چون [به خاطر آن]در جستجوى روستاها و مزارع برمى آيند و از شهوات، پيروى مى كنند و نمازها را فرو مى گذارند؛ و امّا قرآن؛ چون منافقان، آن را فرا مى گيرند و به وسيله آن با مؤمنان، ستيزه مى كنند.
۱.قال ابن الأثير: ومنه الحديث «سيهلك من اُمّتى. أهل اللبن». قال الحربي: أظنُّهُ أراد: يتباعدون عن الأمصار وعن صلاة الجماعة، ويطلبون مواضع اللَّبن في المراعي والبوادي (النهاية: ج 4 ص 228 «لبن»).
۲.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 142 ح 17426 عن عقبة بن عامر.
۳.. ابن اثير مى گويد: از همين باب است حديث: «به زودى، اهل لَبَن از امّت من، هلاك خواهند شد». حربى مى گويد: «به گمانم مراد ايشان، اين است كه: از شهرها و از نماز جماعت، فاصله خواهند گرفت و به جايگاه هاى [توليد] شير در چراگاه ها و باديه ها مى روند». خلاصه منظور، اين است كه مسلمانان، دوباره به باديه ها و روستاها باز خواهند گشت و مَدنيّت خويش را از دست خواهند داد.
عنه صلى الله عليه و آلهـ كانَ إذا بَعَثَ بَعثا قالَ ـ: تَأَلَّفُوا النّاسَ، وتَأَنَّوا بِهِم، ولا تُغيروا عَلَيهِم حَتّى تَدعوهُم؛ فَما عَلَى الأَرضِ مِن أهلِ بَيتِ مَدَرٍ ولا وَبَرٍ إلّا وإن تَأتوني بِهِم [مُسلِمينَ]أحَبُّ إلَيَّ مِن أن تَقتُلوا رِجالَهُم وتَأتوني بِنِسائِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ زمانى كه دسته اى را گسيل مى داشت [به آنان] مى فرمودـ: با مردم، اُلفت بگيريد و به آنان فرصت دهيد و تا آنان را [به اسلام] فرا نخوانده ايد، بر آنان هجوم نياوريد كه بر روى زمين، هيچ خانواده روستانشين يا چادرنشينى نيست، مگر آن كه اگر آنان را مسلمان پيش من آوريد، برايم دوست داشتنى تر از آن است كه مردانشان را بكُشيد و زنانشان را نزد من آوريد.
۱.المطالب العالية: ج 2 ص 166 ح 1962 عن عبد الرحمن بن عائذ.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِمّا كانَ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، إذا أرَدتَ مَدينَةً أو قَريَةً فَقُل حينَ تُعايِنُها: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ خَيرَها، وأعوذُ بِكَ مِن شَرِّها، اللّهُمَّ حَبِّبنا إلى أهلِها، وحَبِّب صالِحي أهلِها إلَينا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از جمله سفارش هاى ايشان به على عليه السلام ـ: اى على! هرگاه خواستار [ورود به]شهر يا روستايى شدى، به هنگام ديدنش بگو: «بار الها! من از تو خير آن را مى خواهم و از شرّش به تو پناه مى برم. بار الها! ما را محبوب اهل آن كن و اهالىِ درستكار آن را محبوب ما ساز».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 298 ح 2509، بحار الأنوار: ج 76 ص 254 ح 48.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَبِع حاضِرٌ لِبادٍ، دَعُوا النّاسَ يَرزُقِ اللّهُ بَعضَهُم مِن بَعضٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ساكن شهر يا روستا نبايد به باديه نشين چيزى بفروشد. ۲ بگذاريد تا خداوند، روزى برخى از مردم را به دست برخى ديگر دهد.
۱.. صحيح مسلم: ج 3 ص 1157 ح 20 عن جابر؛ الكافي: ج 5 ص 168 ح 1 عن عروة بن عبد اللّه عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «والمسلمون» بدل «دعوا الناس»، بحار الأنوار: ج 103 ص 88 ح 6.
۲.. منظور، آن است كه ساكنان شهر و روستا، اختيار اموال باديه نشين را در دست نگيرند و در خريد و فروش براى او تصميم نگيرند (ر. ك: السرائر، ابن ادريس: ج 2 ص 236).
عنه صلى الله عليه و آله:لا يُتَلَقَّى الرُّكبانُ لِبَيعٍ، ولا يَبِع بَعضُكُم عَلى بَيعِ بَعضٍ، ولا تَناجَشوا، ولا يَبِع حاضِرٌ لِبادٍ، ولا تَصُرُّوا الإبِلَ وَالغَنَمَ؛ فَمَنِ ابتاعَها بَعدَ ذلِكَ فَهُوَ بِخَيرِ النَّظَرَينِ بَعدَ أن يَحلُبَها؛ فَإِن رَضِيَها أمسَكَها، وإن سَخِطَها رَدَّها وصاعا مِن تَمرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سواران، خريد و فروش نكنند؛ هيچ يك از شما بر معامله ديگرى در نيايد؛ قيمت كالا را در رقابت با هم بالا نبريد؛ ساكن شهر يا روستا براى باديه نشين، چيزى نفروشد؛ به هنگام فروش شتر يا گوسفند، شير را در پستان وى گِرد نياوريد [تا مشترى فريفته نشود]، كه هر كس چنين حيوانى را بخرد، بعد از اين كه آن را دوشيد، مختار است كه يكى از اين دو كار را بكند: اگر پسنديد، آن را نگاه دارد؛ و اگر نپسنديد، بازش گردانَد و يك من خرما بدهد.
۱.. صحيح مسلم: ج 3 ص 1155 ح 11 عن أبي هريرة.
صحيح البخاري عن أبي هريرة:نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يَبيعَ حاضِرٌ لِبادٍ. (ولا تَناجَشوا، ولا يَبيعُ الرَّجُلُ عَلى بَيعِ أخيهِ.). ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا، نهى فرمود كه ساكن شهر يا روستا، به باديه نشين چيزى بفروشد و [فرمود:] «در رقابت با يكديگر، قيمت را بالا نبريد؛ و كسى بر معامله برادر [مسلمان]خود در نيايد».
۱.. صحيح البخاري: ج 2 ص 752 ح 2033.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۴