نتایج جستجو برای «جهل»: ۶۸۶ حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميـعِ خَلقـي. ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَلَم يُقبِل، فَقالَ لَهُ: اِستَكبَرتَ، فَلَعَنَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام: خداوند، خرد راـ كه نخستين آفريده روحانىِ او در سَمت راست عرش است ـامام صادق عليه السلام: خداوند، خرد را از نور خود آفريد. آن گاه بدو گفت: «پشت كن». او نيز پشت كرد. پس فرمود: «روى آور». خرد، روى آورد. پس از آن، خداوند متعال فرمود: «تو را بزرگ آفريدم و بر تمام آفريده هايم ارجمند داشتم». پس از آن، جهل (نادانى) را از درياى شور و تاريك، خلق كرد و بدان فرمود: «پشت كن». او نيز پشت كرد. پس فرمود: «روى آور». او رو نياورد. پس به جهل فرمود: «گردنكشى كردى». آن گاه او را لعنت كرد. ۲
۱.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، الخصال: ص 589 ح 13، علل الشرائع: ص 114 ح 10، المحاسن: ج 1 ص 311 ح 620، مشكاة الأنوار: ص 441 ح 1485 وليس فيه «من البحر الاُجاج ظلمانيًّا» وكلّها عن سماعة بن مهران، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۲.در ملاقاتى كه در تاريخ 26 / 8 / 1379 با آية اللّه محمّد تقى بهجت داشتم، ايشان ضمن اشاره به اين كه برخى از روايات، نياز به سند ندارند و قوّت متن آنها گواه حُجّيت آنهاست، فرمودند: مثل روايتى كه درباره خلقت عقل نقل شده و من بدان يقين دارم و در كتب متأخّرين ديده ام؛ ولى يادم نيست كجا ديده ام. متن حديث اين است: لمّا خلقُ اللّه العقل، قال له أقبل فأقبل فقال له من أنا ومن أنت؟ قال: أنا أنا و أنت أنت!، ثمّ قال له: أدبر فأدبر فقال له: من أنا ومن أنت؟ قال أنا العبد الذليل وأنت الربّ الجليل. وقتى خداوند، خرد را آفريد، به وى فرمود: «بيا». پس آمد. آن گاه فرمود: «من كيستم و تو كيستى؟». گفت: من منم و تو تو! آن گاه به وى فرمود: «پشت كن». او نيز پشت كرد. آن گاه به وى فرمود: «من كيستم و تو كيستى؟». گفت: من بنده خوارم و تو پروردگار بزرگ هستى. وقتى عقل در مقابل نور قرار مى گيرد، احساس مى كند كه خود، چيزى است. نمى داند او آينه دار نور حق ـ تعالى ـ است و خود، چيزى ندارد و لذا مى گويد: «من منم، و تو تو!»؛ امّا وقتى ادبار كرد، در تاريكى محض قرار مى گيرد و مى فهمد كه هيچ ندارد. از اين رو مى گويد: «أنا العبد الذليل و أنت الربّ الجليل». بعد اضافه فرمودند: «آيا اين روايت، احتياج به سند دارد؟! اين، توحيد و ارشاد به حكم عقل است». همچنين از اين جانب خواستند كه منبع اين روايت را پيدا كنم؛ ليكن به رغم تلاش هاى فراوان، تاكنون مصدرى براى آن يافت نشده است، نه از كتب قدما و نه از كتب متأخّران. (رى شهرى)
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:إذا شابَ العاقِلُ شَبَّ عَقلُهُ، إذا شابَ الجاهِلُ شَبَّ جَهلُهُ. ۱
امام على عليه السلام:چون خردمند، پير شود، خردش جوان مى گردد، و چون نادان پير گردد، نادانى اش جوان مى شود.
۱.غرر الحكم: ح 4169 و 4170، عيون الحكم والمواعظ: ص 131 ح 2955.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ الرَّجُلَ إذا كَبِرَ ذَهَبَ شَرُّ شَطرَيهِ وبَقِيَ خَيرُهُما؛ ثَبَتَ عَقلُهُ، وَاستَحكَمَ رَأيُهُ، وقَلَّ جَهلُهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:مرد، چون بزرگ شود، نيمه بد خصلت هايش از ميان مى رود و نيمه خوب آنها باقى مى ماند؛ خِردش پا بر جا مى شود؛ رأى و نظرش استوار مى گردد و نادانى اش اندك مى شود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 468 ح 4621 عن جابر، مكارم الأخلاق: ج 1 ص 494 ح 1710، بحار الأنوار: ج 103 ص 228 ح 24.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الكافي عن أبي هاشم الجعفريّ:كُنّا عِندَ الرِّضا عليه السلام فَتَذاكَرنَا العَقلَ. قالَ: يا أبا هاشِمٍ، العَقلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ. مَن تَكَلَّفَ العَقلَ لَم يَزدَد بِذلِكَ إلاّ جَهلاً. ۱
الكافىـ به نقل از ابو هاشم جعفرى ـ: نزد امام رضا عليه السلام بوديم و از خِرد، سخن به ميان آورديم. فرمود: «اى ابو هاشم! خرد، بخشش خدايى است. هر كس كه بخواهد با تكلّف، خود را خردمند نمايد، چيزى جز نادانى بر او افزوده نمى گردد».
۱.الكافي: ج 1 ص 23 ح 18، تحف العقول: ص 448، بحار الأنوار: ج 78 ص 355 نقلاً عن كتاب الدرّ.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما قَسَمَ اللّهُ لِلعِبادِ شَيئًا أفضَلَ مِنَ العَقلِ، فَنَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ، وإفطارُ العاقِلِ أفضَلُ مِن صَومِ الجاهِلِ، وإقامَةُ العاقِلِ أفضَلُ مِن شُخوصِ الجاهِلِ. ولا بَعَثَ اللّهُ رَسولاً ولا نَبِيًّا حَتّى يَستَكمِلَ العَقلَ، ويَكونَ عَقلُهُ أفضَلَ مِن عُقولِ جَميعِ اُمَّتِهِ. وما يُضمِرُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله في نَفسِهِ أفضَلُ مِنِ اجتِهادِ جَميعِ المُجتَهِدينَ، وما أدَّى العاقِلُ فَرائِضَ اللّهِ حَتّى عَقَلَ مِنهُ، ولا بَلَغَ جَميعُ العابِدينَ في فَضلِ عِبادَتِهِم ما بَلَغَ العاقِلُ، إنّ العُقَلاءَ هُم اُولُو الأَلبابِ، الَّذينَ قالَ اللّهُ تَعالى: «إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، چيزى با ارزش تر از خِرد در ميان بندگان، تقسيم نكرد. لذا خواب خردمند، از بيدارى نادان، برتر است و خوردن خردمند، از روزه نادان برتر است و بر جا بودن خردمند، از به حركت در آمدن نادان، برتر است. خداوند، هيچ پيامبر و فرستاده اى را برنينگيخت، مگر آن زمان كه خِردش كامل گشت و خِردش از خِردهاى همه امّتش بيشتر بود. آنچه پيامبر در خود نهان مى دارد [يعنى خرد]، از كوشش تمامِ كوشندگان، برتر است. هيچ بنده اى، نمى تواند واجبات الهى را به جاى آورد، مگر آن كه درباره آنها تعقّل كند. همه پرستشگران با زيادتى عبادت و پرستش، به پايه خردمندان نمى رسند به راستى كه خردمندان، همان «اولو الألباب (صاحبان خرد)» هستند كه خداوند، درباره آنان فرمود: «جز صاحبان خرد، پند نمى گيرند» .
۱.الرعد: 19.
۲.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 609، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 22 وراجع تحف العقول: ص 397.
عنه صلى الله عليه و آله:تَبارَكَ الَّذي قَسَّمَ العَقلَ بَينَ عِبادِهِ أشتاتًا، إنَّ الرَّجُلَينِ لَيَستَوي عَمَلُهُما وبِرُّهُما وصَومُهُما وصَلاتُهُما، ولكِنَّهُما يَتَفاوَتانِ فِي العَقلِ كَالذَّرَّةِ في جَنبِ اُحُدٍ، وما قَسَمَ اللّهُ لِخَلقِهِ حَظًّا هُوَ أفضَلُ مِنَ العَقلِ وَاليَقينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خجسته است آن كه خرد را ميان بندگانش گوناگون قسمت كرد. گاه، دو انسان، كردار، نيكى ها، روزه و نمازشان برابر است؛ امّا در خرد، متفاوت اند، مانند ذره اى در كنار كوه اُحُد. خداوند، بهره اى برتر از خرد و يقين در ميان آفريدگانش قسمت نكرد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 382 ح 7053 نقلاً عن الحكيم عن طاووس.
تاريخ اليعقوبيّ ـ في ذِكرِ مَواعِظِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ:قيلَ لَهُ: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ العَبدُ؟ قالَ: نَحيزَةٌ ۱ مِن عَقلٍ يولَدُ مَعَهُ. قالوا: فَإِذا أخطَأَهُ ذلِكَ؟ قالَ: فَليَتَعَلَّم عَقلاً. ۲
تاريخ اليعقوبىـ در گزارش پندهاى پيامبر صلى الله عليه و آلهـ: از پيامبر خدا پرسيده شد: برترين چيزى كه به بندگان بخشيده شده، چيست؟ فرمود: «خردِ سرشتى، كه با آن زاده مى شود». گفتند: اگر از آن، بى بهره شد؟ فرمود: «خرد بياموزد».
۱.نحيزة الرجل: طبيعته (كتاب العين: ص 794).
۲.تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 98.
جامع الأحاديث للقمّي:سُئِلَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ الإِنسانُ؟ قالَ: غَريزَةُ عَقلٍ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَأَخٌ مُستَشيرٌ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَصَمتٌ فِي المَجالِسِ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَمَوتٌ عاجِلٌ. ۱
جامع الأحاديث:از امير مؤمنان سؤال شد: برترين چيزى كه به انسان ها بخشيده شده، چيست؟ فرمود: «خردِ سرشتى». گفته شد: اگر نباشد؟ فرمود: «برادرى كه با او مشورت شود». گفته شد: اگر نبود؟ فرمود: «خاموشى در مجلس ها». گفته شد: اگر اين هم نبود؟ فرمود: «مرگ زودرس».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 194.
الإمام عليّ عليه السلام:خَيرُ المَواهِبِ العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:بهترينِ بخشش ها، خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 4947، عيون الحكم والمواعظ: ص 237 ح 4504.
عنه عليه السلام:مِن كَمالِ النِّعَمِ وُفورُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:نشانه نعمت كامل، زيادتى خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 9300، عيون الحكم والمواعظ: ص 472 ح 8643.
عنه عليه السلام:أفضَلُ النِّعَمِ العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:برترين نعمت، خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 2881، عيون الحكم والمواعظ: ص 111 ح 2403.
عنه عليه السلام:أفضَلُ حَظِّ الرَّجُلِ عَقلُهُ؛ إن ذَلَّ أعَزَّهُ، وإن سَقَطَ رَفَعَهُ، وإن ضَلَّ أرشَدَهُ، وإن تَكَلَّمَ سَدَّدَهُ. ۱
امام على عليه السلام:برترين بهره آدمى، خرد اوست. اگر خوار شد، خرد، او را عزيز مى گرداند؛ اگر فرو افتاد، او را رفعت مى بخشد؛ اگر گم راه شد، او را راهنمايى مى كند؛ و اگر سخن گفت، او را [از خطا] نگه مى دارد.
۱.غرر الحكم: ح 3354.
عنه عليه السلام:لا نِعمَةَ أفضَلُ مِن عَقلٍ. ۱
امام على عليه السلام:نعمتى برتر از خرد نيست.
۱.غرر الحكم: ح 10672، عيون الحكم والمواعظ: ص 538 ح 9950.
الإمام الحسن عليه السلام:العَقلُ أفضَلُ ما وَهَبَهُ اللّهُ تَعالى لِلعَبدِ؛ إذ بِهِ نَجاتُهُ فِي الدُّنيا مِن آفاتِها وسَلامَتُهُ فِي الآخِرَةِ مِن عَذابِها. ۱
امام حسن عليه السلام:خرد، بهترين بخشش خداوند متعال به بنده است؛ زيرا بِدان از آفت هاى دنيا مى رَهد و از عذاب دوزخ در امان مى ماند.
۱.إرشاد القلوب: ص 199.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: وأفضَلُ قِسمِ اللّهِ لِلمَرءِ عَقلُهُ فَلَيسَ مِنَ الخَيراتِ شَيءٌ يُقارِبُه إذا أكمَلَ الرَّحمنُ لِلمَرءِ عَقلَهُ فَقَد كَمُلَت أخلاقُهُ ومَآرِبُه ۱
امام على عليه السلامـ در ديوان شعر منسوب به ايشان ـ: بهترين ارمغان خداوند براى انسان ها خرد است و هيچ يك از خوبى ها به پايه آن نرسد. اگر خداى رحمان، خرد انسانى را كامل كرد اخلاق و خواسته هايش نيز به كمال رسد.
۱.الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام: ص 74 الرقم 31.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صَديقُ كُلِّ امرِىً عَقلُهُ، وعَدُوُّهُ جَهلُهُ. ۱
پيامبر صلى الله عليه و آله:دوست هر انسانى، خرد او و دشمنش نادانى اوست.
۱.المحاسن: ج 1 ص 309 ح 610 عن الحسن بن جهم عن الإمام الرضا عليه السلام، الكافي: ج 1 ص 11 ح 4، عيون أخبار الرضا: ج 2 ص 24 ح 1، علل الشرائع: ص 101 ح 2 كلّها عن الحسن بن الجهم عن الإمام الرضا عليه السلام، تحف العقول: ص 443 عن الإمام الرضا عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 87 ح 11.
الإمام عليّ عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ عليه السلام ـ: يا بُنَيَّ، العَقلُ خَليلُ المَرءِ. ۱
امام على عليه السلامـ در سفارش به فرزندش امام حسن عليه السلام ـ: فرزندم! خرد، دوست آدمى است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 146 ح 240 عن أبي وَجْزَة السعدي عن أبيه، بحار الأنوار: ج 1 ص 88 ح 13.
عنه عليه السلام:المَرءُ صَديقُ ما عَقَلَ. ۱
امام على عليه السلام:آدمى، دوستِ دانستنى هاى خويش است.
۱.غرر الحكم: ح 424، عيون الحكم والمواعظ: ص 39 ح 846.
عنه عليه السلام:العَقلُ صَديقٌ مَقطوعٌ، الهَوى عَدُوٌّ مَتبوعٌ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، دوستى است كه با او قطع رابطه مى شود و هوس، دشمنى است كه از او پيروى مى شود.
۱.غرر الحكم: ح 324 و 325، عيون الحكم والمواعظ: ص 17 ح 3 وليس فيه صدره.
عنه عليه السلام:العَقلُ صَديقٌ مَحمودٌ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، دوستىْ پسنديده است.
۱.غرر الحكم: ح 2218، عيون الحكم والمواعظ: ص 66 ح 1680.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۸۶