فیلترها
نتایج جستجو برای «خرما»: ۲۸۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عدّة الداعى:در باره سَرورمان امير مؤمنان، روايت شده است كه چون از جهاد فراغت مى يافت، به آموزش دادن مردم و قضاوت ميان آنان مى پرداخت و چون از اين كار مى آسود، در باغ خرمايى كه داشت، به كار مى پرداخت و در همان حال، ذكر خداوند عز و جل مى گفت.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن قالَ: «سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ وبِحَمدِهِ» غُرِسَت لَهُ نَخلَةٌ فِي الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس بگويد: «پاكا خداى بزرگ، و ستايش، او را!»، يك خرمابُن برايش در بهشت كاشته مى شود.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 511 ح 3464، السنن الكبرى للنسائي: ج 6 ص 207 ح 10663، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 680 ح 1847 وليس فيهما «وبحمده»، صحيح ابن حبّان: ج 3 ص 109 ح 826 كلّها عن جابر، كنزالعمّال: ج 1 ص 459 ح 1988.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَبعَةُ أسبابٍ يُكتَبُ لِلعَبدِ ثَوابُها بَعدَ وَفاتِهِ: رَجُلٌ غَرَسَ نَخلاً، أو حَفَرَ بِئرا، أو أجرى نَهرا، أو بَنى مَسجِدا، أو كَتَبَ مُصحَفا، أو وَرَّثَ عِلما، أو خَلَّفَ وَلَدا صالِحا يَستَغفِرُ لَهُ بَعدَ وَفاتِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هفت چيز است كه بعد از مرگِ آدمى، ثواب آنها برايش نوشته مى شود: مردى كه درخت خرمايى بكارد، يا چاه آبى حفر كند، يا نهرى جارى سازد، يا مسجدى بسازد، يا كتابى بنويسد، يا دانشى از خود به ارث گذارد، يا فرزند شايسته اى بر جاى نهد كه بعد از مرگش براى او از خدا آمرزش بخواهد.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 110.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ـ يَعني الرَّبَّ تباركَ وتعالى ـثُمّ يقولُ: اِرفَعوا رُؤوسَكُم، فيَرفَعونَ رُؤوسَهُم فيُعطيهِم نُورَهُم على قَدرِ أعمالِهِم، فمِنهُم مَن يُعطى نُورَهُ مِثلَ الجَبَلِ العَظيمِ يَسعى بَينَ يَدَيهِ، ومِنهُم مَن يُعطى نُورَهُ أصغَرَ مِن ذلكَ، ومِنهُم مَن يُعطى مِثلَ النَّخلَةِ بِيَدِهِ، ومِنهُم مَن يُعطى أصغَرَ مِن ذلكَ، حتّى يَكونَ آخِرُهُم رجُلاً يُعطى نُورَهُ على إبهامِ قَدَمَيهِ يُضيءُ مَرّةً ويَطفأ مَرّةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آن گاه [در روز قيامت] او (يعنى خداوند متعال) مى فرمايد: «سرهايتان را بالا گيريد».
پس آنان، سرهايشان را بالا مى گيرند و خداوند به اندازه اعمالشان به آنها نور مى دهد؛ به يكى نورى مى دهد به اندازه يك كوه بزرگ كه پيشاپيش او مى دود، به يكى نورى كوچك تر از آن داده مى شود، به يكى نورى داده مى شود كه چون درخت خرمايى به دست مى گيرد و به ديگرى نورى كوچك تر از آن داده مى شود، تا آن كه به آخرين نفرِ آنها، نورى به اندازه شصتِ پاهايش داده مى شود كه گاه مى درخشد و گاه خاموش مى شود.
۱.الترغيب والترهيب: ج 4 ص 503 ح 17.
عنه صلى الله عليه و آله:أطعِمُوا المَرأَةَ في شَهرِهَا الَّذي تَلِدُ فيهِ التَّمرَ؛ فَإِنَّ وَلَدَها يَكونُ حَليما نَقِيّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به زن، در ماهى كه مى خواهد فرزند بياوَرد، خرما بخورانيد؛ چرا كه فرزندش بردبار و پاك مى شود.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 365 ح 1202.
عنه صلى الله عليه و آله:ما لِلنُّفَساءِ عِندِي شِفاءٌ مِثلُ الرُّطَبِ، و ما لِلمَريضِ مِثلُ العَسَلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من براى درمان زائو، چيزى را مانند رطب (خرماى تازه) سراغ ندارم و براى درمان بيمار، چيزى مانند عسل سراغ ندارم.
۱.الفردوس: ج 4 ص 85 ح 6264.
مسند ابن حنبل عن عمّ أبي رافع بن عمرو الغفاري:كُنتُ وأنا غُلامٌ أرمي نَخلاً لِلأَنصارِ، فَأتَى النَّبيُ صلى الله عليه و آله فَقيلَ: إنَّ هاهُنا غُلاما يَرمي نَخلَنا! فَاُتِيَ بي إلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: يا غُلامُ! لِمَ تَرمِي النَّخلَ؟ قالَ: قُلتُ: آكُلُ. قالَ: فَلا تَرمِ النَّخلَ وكُل ما يَسقُطُ في أسافِلِها. ثُمَّ مَسَحَ رَأسي وقالَ: اللّهُمَّ أشبِع بَطنَهُ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عموى ابو رافع بن عمرو غِفارى ـ: من كودك بودم كه به درخت خرماى انصار، سنگ پرتاب مى كردم. پيامبر صلى الله عليه و آله كه آمد، به ايشان گفته شد: اين جا كودكى هست كه به درخت خرماى ما سنگ مى زند.
مرا نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بردند و ايشان فرمود: «اى پسر! چرا به درخت خرما سنگ مى اندازى؟».
گفتم: [از آن] مى خورم.
فرمود: «به درخت، سنگ نينداز و هر چه پايين آن ريخت، بخور».
سپس دست بر سر من كشيد، [برايم دعا كرد]و فرمود: «خداوندا! شكم او را سير گردان».
۱.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 296 ح 20364.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:رَأيتُ رَجُلاً مِن اُمَّتي على الصِّراطِ يَرتَعِدُ كما تَرتَعِدُ السَّعَفَةُ في يَومِ رِيحٍ عاصِفٍ، فَجاءَهُ حُسنُ ظَنِّهِ بِاللّهِ فَسَكَّنَ رَعدَتَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يكى از مردان امّت خود را ديدم كه بر صراط، مانند شاخه خشكيده درخت خرما در يك روز توفانى، مى لرزد. در اين هنگام، خوش گمانىِ او به خداوند، لرزش او را آرامش بخشيد.
۱.الأمالي للصدوق: ص 302 ح 342.
المناقب لابن شهر آشوب:مَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ وهُوَ يَصنَعُ شَيئا مِن طينٍ مِن لُعَبِ الصِّبيانِ.
فَقالَ: ما تَصنَعُ بِهذا؟ قالَ: أبيعُهُ. قالَ: ما تَصنَعُ بِثَمَنِهِ؟ قالَ: أشتَري رُطَبا فَآكُلُهُ.
فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ بارِك لَهُ في صَفقَةِ يَمينِهِ. فَكانَ يُقالُ: مَا اشتَرى شَيئا قَطُّ إلّا رَبِحَ فيهِ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوب:پيامبر صلى الله عليه و آله بر عبد اللّه بن جعفر گذشت كه مشغول ساختن وسايل بازى كودكان از گِل بود. فرمود: «با اينها چه مى كنى؟».
گفت: آنها را مى فروشم.
فرمود: «با پولشان چه مى كنى؟».
گفت: خرمايى مى خرم و مى خورم.
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «بار خدايا! به او در كسب و كارش بركت ده».
گفته مى شد: از آن پس، او هرگز چيزى نخريد، مگر آن كه در آن سود كرد.
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 1 ص 84.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیدعا و ذکرکسانی که پیامبر صلی الله علیه و آله برایشان +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَدَع اُمَّتِيَ السَّحورَ ولَو عَلى حَشَفَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّت من، سَحَرى خوردن را ترك نكنند، هر چند با يك خرماى خشكيده باشد.
۱.الكافي: ج 4 ص 95 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:نِعمَ سَحورُ المُؤمِنِ التَّمرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خرما، سَحَرىِ خوبى براى مؤمن است.
۱.سنن أبي داوود: ج 2 ص 303 ح 2345.
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوَّلُ ما يُفطِرُ عَلَيهِ في زَمَنِ الرُّطَبِ الرُّطَبُ، وفي زَمَنِ التَّمرِ التَّمرُ. ۱
امام صادق عليه السلام:اوّلين چيزى كه پيامبر خدا، روزه اش را با آن افطار مى كرد، در زمانِ رُطَب، رطب بود و در زمانِ خرما، خرما ۲.
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا أفطَرَ بَدَأَ بِحَلواءَ يُفطِرُ عَلَيها، فَإِن لَم يَجِد فَسُكَّرَةٍ أو تَمَراتٍ، فَإِذا أعوَزَ ذلِكَ كُلُّهُ فَماءٍ فاتِرٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، هر گاه افطار مى كرد، با حلوا (شيرينى) آغاز مى كرد و اگر نمى يافت، با شِكر يا چند خرما و اگر اينها هم نبودند، با آب وِلَرم افطار مى كرد.
۱.الكافي: ج 4 ص 153 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن فَطَّرَ مُؤمِنا في شَهرِ رَمَضانَ كانَ لَهُ بِذلِكَ عِتقُ رَقَبَةٍ ومَغفِرَةٌ لِذُنوبِهِ فيما مَضى، فَإِن لَم يَقدِر إلّا عَلى مَذقَةِ لَبَنٍ فَفَطَّرَ بِها صائِما أو شَربَةٍ مِن ماءٍ عَذبٍ وتَمرٍ لا يَقدِرُ عَلى أكثَرَ مِن ذلِكَ، أعطاهُ اللّهُ هذَا الثَّوابَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس مؤمنى را در ماه رمضان افطارى دهد، پاداش كارش [پاداشى برابر با پاداشِ]آزاد كردن بنده و [نيز] آمرزش گناهان گذشته اوست. پس اگر بجز جرعه اى شير يا جرعه اى آب گوارا و خرما به روزه دارى افطارى ندهد و بيش از اين هم نتواند، خداوندْ همان پاداش را به او مى دهد.
۱.المحاسن: ج 2 ص 158 ح 1430.
کلیدواژهها روزهحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیکارهایی که بر استحباب آنها تاکید شده است +1 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا أرادَ أن يَخرُجَ إلَى المُصَلّى يَومَ الفِطرِ، كانَ يُفطِرُ عَلى تَمَراتٍ أو زَبيباتٍ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا، هر گاه مى خواست در روز عيد فطر به مصلّا برود، چند خرما يا كشمش مى خورد.
۱.النوادر للراوندي: ص 187 ح 332.
مسند ابن حنبل عن ابن عَبّاس:لَمّا مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِوادي عُسفانَ حينَ حَجَّ، قالَ: يا أبا بَكرٍ، أيُّ وادٍ هذا؟ قالَ: وادي عُسفانَ.
قالَ: لَقَد مَرَّ بِهِ هودٌ وصالِحٌ عَلى بَكَراتٍ حُمرٍ خُطُمُهَا اللّيفُ، اُزُرُهُمُ العَباءُ، وأردِيَتُهُمُ النِّمارُ، يُلَبّونَ يَحُجّونَ البَيتَ العَتيقَ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: چون پيامبر خدا هنگام حج، از سرزمين عسفانْ عبور كرد، فرمود: «اى ابو بكر! اين، چه سرزمينى است؟».
گفت: سرزمين عسفان.
فرمود: «هود و صالح نيز، سوار بر شترانى سرخ ـ كه زِمام آنها ليف خرما بود و پوشش آنان، عبا و ردايشان، راهْ راه بود ـ از اين سرزمين گذشته اند، در حالى كه «لبّيك» مى گفتند و براى حجّ خانه آزاد (كعبه) مى رفتند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 501 ح 2067.
سنن ابن ماجة عن ابن عَبّاس:كُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ مَكَّةَ والمَدينَةَ، فَمَرَرنا بِوادٍ، فَقالَ: أيُّ وادٍ هذا؟ قالوا: وادِي الأَزرَقِ. قالَ: كَأَنّي أنظُرُ إلى موسى واضِعًا إصبَعَيهِ في اُذُنَيهِ، لَهُ جُؤارٌ ۱ إلَى اللّهِ بِالتَّلبِيَةِ، مارًّا بِهذَا الوادي.
ثُمَّ سِرنا حَتّى أتَينا عَلى ثَنِيَّةٍ ۲. فَقالَ: أيُّ ثَنِيَّةٍ هذِهِ؟ قالوا: ثَنِيَّةُ هَرشى ۳ لِفتٍ. ۴ قالَ: كَأَنّي أنظُرُ إلى يونُسَ، عَلى ناقَةٍ حَمراءَ، عَلَيهِ جُبَّةُ صوفٍ، وخِطامُ ناقَتِهِ خُلبَةٌ ۵، مارًّا بِهذَا الوادي مُلَبِّيًا. ۶
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن عبّاس ـ: با پيامبر خدا ميان مكّه و مدينه بوديم. از سرزمينى گذشتيم. فرمود: «اين، چه سرزمينى است؟».
گفتند: سرزمين كبود.
فرمود: «گويا موسى عليه السلام را مى نگرم كه دو انگشت خود را بر گوش هاى خود نهاده و با ناله و فريادِ به [درگاه]خدا با «لبّيك»، از اين سرزمين مى گذرد».
سپس رفتيم تا به تپّه اى رسيديم. پرسيد: «اين، كدام تپّه است؟».
گفتند: تپّه «هَرشى» يا «لِفت».
فرمود: «گويا به يونس عليه السلام مى نگرم كه سوار بر شترى سرخ، با جبّه اى پشمين ـ كه زِمام شترش از ليف خرماست ـ، لبّيك گويان، از اين سرزمين مى گذرد».
۱.الجؤار: رفع الصوت والاستغاثة (النهاية: ج 1 ص 232).
۲.الثَّنِيّة: العَقَبَةُ، أو طريقها، أو هي الجبل نفسه، أو الطريقة فيه كالنَّقْب، أو إليه (تاج العروس: ج 19 ص 257).
۳.هَرْشَى: هي ثنيّة في طريق مكّة قريبة من الجحفة (معجم البلدان: ج 5 ص 397، لسان العرب: ج 6 ص 363).
۴.لِفْت: هي ثنيّة بين مكّة والمدينة (معجم البلدان: ج 5 ص 20، لسان العرب: ج 2 ص 86).
۵.الخُلب: الليف، وقد يسمّى الحبل نفسه خُلبة (لسان العرب: ج 1 ص 365).
۶.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 965 ح 2891.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ القاضيَ العَدلَ لَيُجاءُ بهِ يَومَ القِيامَةِ فَيَلقَى مِن شِدَّةِ الحِسابِ ما يَتَمَنّى ألّا يكونَ قَضى بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، قاضى دادگر را مى آورند و چنان حساب سختى از او مى كِشند كه آرزو مى كند كاش هرگز حتّى درباره يك خرما ميان دو نفر، داورى نكرده بود.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 93 ح 14988.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيَأتِيَنَّ علَى القاضي العَدلِ يَومَ القِيامَةِ ساعَةٌ يَتَمَنّى أ نّهُ لم يَقْضِ بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، لحظه اى بر قاضى دادگر مى گذرد كه آرزو مى كند اى كاش هرگز حتّى درباره يك دانه خرما ميان دو نفر، داورى نكرده بود.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 93 ح 14989.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸۲