نتایج جستجو برای «حقوق»: ۱۲۸ حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:قَواعِدُ الإِسلامِ سَبعَةٌ: فَأَوَّلُهَا العَقلُ وعَلَيهِ بُنِيَ الصَّبرُ، وَالثّاني صَونُ العِرضِ وصِدقُ اللَّهجَةِ، وَالثّالِثَةُ تِلاوَةُ القُرآنِ عَلى جِهَتِهِ، وَالرّابِعَةُ الحُبُّ فِي اللّهِ وَالبُغضُ فِي اللّهِ، وَالخامِسَةُ حَقُّ آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ومَعرِفَةُ وَلايَتِهِم، وَالسّادِسَةُ حَقُّ الإِخوانِ وَالمُحاماةُ عَلَيهِم، وَالسّابِعَةُ مُجاوَرَةُ النّاسِ بِالحُسنى. ۱
امام على عليه السلام:پايه هاى اسلام، هفت تاست: خرد، نخستين پايه است و بر آن، شكيبايى استوار است. دومين پايه، راستگويى و آبرودارى است. پايه سوم، تلاوت قرآن است، آن گونه كه هست. چهارمين پايه، دوستى و دشمنى براى خداست. پايه پنجم، شناخت ولايت خاندان پيامبر و رعايت حقوق آنان است. ششمين پايه، حمايت از دوستان و برادران و اداى حقوق آنان است. پايه هفتم، به نيكى رفتار كردن با مردم است.
۱.تحف العقول: ص 196 عن كميل، بحار الأنوار: ج 68 ص 381 ح 31.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:العاقِلُ يَتَقاضى نَفسَهُ بِما يَجِبُ عَلَيهِ، ولا يَتَقاضى لِنَفسِهِ بِما يَجِبُ لَهُ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، درباره حقوقى كه بر او واجب است، از خود، بازخواست مى كند و از ديگران در مورد حقوقى كه براى او واجب است، بازخواست نمى كند.
۱.غرر الحكم: ح 2066، عيون الحكم والمواعظ: ص 63 ح 1628.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
مستدرك الوسائل عن بعض الرواة من أصحابنا:قالَ: مِن حَقِّ القَلَمِ عَلى مَن أخَذَهُ، إذا كَتَبَ أن يَبدَأَ بِبِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. ۱
مستدرك الوسائلـ به نقل از يكى از راويان شيعه ـ: يكى از حقوق قلم بر كسى كه آن را به دست مى گيرد، اين است كه هر گاه چيزى مى نويسد، با «بسم اللّه الرحمن الرحيم» آغاز كند.
۱.مستدرك الوسائل: ج 8 ص 434 ح 9918 نقلاً عن التنزيل والتحريف للسيّاري.
الخرائج والجرائح عن شعيب:دَخَلتُ عَلَيهِ [أَي عَلَى الصّادِقِ عليه السلام] فَقالَ لِي: مَن كانَ زَمِيلُكَ؟ قُلتُ: الخَيِّرُ الفاضِلُ أَبُو مُوسَى النَّبّالُ. قالَ: اِستَوصِ بِهِ خَيرا، فَإِنَّ لَهُ عَلَيكَ حُقُوقا كَثِيرَةً: فَأَمّا أَوَّلُهُنَّ فَما أَنتَ عَلَيهِ مِن دِينِ اللّهِ، وَحَقِّ الصُّحبَةِ. قُلتُ: لَو استَطَعتُ ما مَشى عَلَى الأَرضِ. قالَ: اِستَوصِ بِهِ خَيرا. قُلتُ: دُونَ هذا أَكتَفِي بِهِ مِنكَ. قالَ: فَخَرَجنا حَتّى نَزَلنا مَنزِلاً فِي الطَّرِيقِ يُقالُ لَهُ: «ونقر» فَنَزَلناهُ، وَأَمَرتُ الغِلمانَ أَن تُلقِيَ لِلإِبِلِ العَلَفَ، وتَصنَع طَعاما، فَفَعَلُوا. وَنَظَرتُ إِلى أَبِي مُوسى وَمَعَهُ كُوزٌ مِن ماءٍ، وَأَخَذَ طَرِيقَهُ لِلوُضُوءِ وَأَنا أَنظُرُ إِلَيهِ، حَتّى هَبَطَ

الخرائج و الجرائح ـ به نقل از شعيب ـ:بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. به من فرمود: «همسفرت كيست؟». گفتم: نيك مرد فاضل، ابو موسى نَبّال. فرمود: «هواى او را داشته باش؛ زيرا حقوق بسيارى بر تو دارد و نخستينِ آنها، اين است كه همكيش توست و حقّ همراهى دارد». گفتم: اگر توانستم، نخواهم گذاشت حتّى پياده راه برود. ۲ ايشان دوباره فرمود: «هواى او را داشته باش». من گفتم: همان يك بار سفارش، برايم كافى بود. ما راهى شديم تا آن كه در راه، در منزلگاهى به نام «ونقر» فرود آمديم. به غلامان، دستور دادم كه براى اُشتران، علوفه بريزند و غذايى آماده كنند و چنين كردند. ديدم ابو موسى، كوزه اى آب با خود بر داشت و براى وضو گرفتن، دور شد و من همچنان به او مى نگريستم تا آن كه به مكانى پست رفت. غذا آماده شد و غلامان به

۱.الخرائج والجرائح: ج 2 ص 633 ح 34، بحار الأنوار: ج 47 ص 105 ح 133.
۲.يعنى او را بر مركب خود يا حتّى بر دوش خود، سوار خواهم كرد و نخواهم گذاشت كمترين رنجى در اين سفر به او برسد.
تحف العقول عن الإمام الحسين عليه السلامـ فِي الأَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهيِ عَنِ المُنكَرِ، ويُروى عَن أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ـ: اِعتَبِروا أيُّهَا النّاسُ بِما وَعَظَ اللّهُ بِهِ أولِياءَهُ مِن سوءِ ثَنائِهِ عَلَى الأَحبارِ ۱، إذ يَقولُ: «لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّـنِيُّونَ ۲ وَالْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الاْءِثْمَ» ۳ ، وقالَ: «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِى إِسْرَ ءِيلَ» إلى قَولِهِ: «لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ» ۴ ، وإنَّما عابَ اللّهُ ذلِكَ عَلَيهِم لِأَنَّهُم كانوا يَرَونَ مِنَ الظَّلَمَةِ الَّذينَ بَينَ أظهُرِهِمُ المُنكَرَ وَالفَسادَ فَلا يَنهَونَهُم عَن ذلِكَ، رَغبَةً فيما كانوا يَنالونَ مِنهُم، ورَهبَةً مِمّا يَحذَرونَ، وَاللّهُ يَقولُ: «فَلاَ تَخْشَوُاْ

تحف العقولـ از امام حسين عليه السلام (در امر به معروف و نهى از منكر) ۱۵ ـ: اى مردم! از آنچه خدا دوستانش را بدان پند داده، پند گيريد؛ همچون بدگويى او از دانشمندان يهود، آن جا كه مى فرمايد: «چرا علماى ربّانى و دانشمندانشان، آنان را از گفتار گناه آلودشان نهى نمى كنند؟» و مى فرمايد: «كافران بنى اسرائيل، لعنت شدند» تا آن جا كه فرمايد: «چه بد بود، آنچه مى كردند» . خداوند، ايشان را نكوهيد؛ زيرا از ستمكارانى كه در ميانشان بودند، زشتى و فساد بسيار مى ديدند، ولى به طمع بهره اى كه از آن ستمگران مى بردند و از بيم آن كه بى نصيب بمانند، ايشان را نهى نمى كردند؛ در حالى كه خدا مى فرمايد: «از مردم نترسيد؛ بكه از من، پروا كنيد» و نيز مى فرمايد: «مردان و زنان مؤمن، دوستان يكديگرند و امر به معروف و نهى

۱.الحِبر والحَبر: العالِم، ذمّيّا كانَ أو مسلما، بعد أن يكون من أهل الكتاب. وقال الجوهري: هو واحِد أحبارِ اليهود، وبالكسر أفصح (اُنظر: لسان العرب: ج 4 ص 157 «حبر»).
۲.الرَّبَّاني: المتَألِّهُ العارف باللّه تعالى (الصحاح: ج 1 ص 130 «ربب»).
۳.المائدة: 63.
۴.المائدة: 78 و 79.
۵.التوبة: 71.
۶.التوبة: 71.
۷.الزَّمانَة: العاهة. يقال: هو زَمِنٌ، والجمع: زَمنى (اُنظر: القاموس المحيط: ج 4 ص 232 «زمن»).
۸.في المصدر: «واستسلمتم»، والتصويب من بحار الأنوار.
۹.الخَطيبُ المِصقَعُ: أيالبليغ الماهر في خطبته الداعي إلى الفتن الذي يحرّض الناس عليها، والصّقع: رفع الصوت ومتابعته (النهاية: ج 3 ص 42 «صقع»).
۱۰.شاغرة: أي واسعة (لسان العرب: ج 4 ص 418 «شغر»).
۱۱.الخَوَل: مثال الخَدَم والحَشَم وزنا ومعنى (المصباح المنير: ص 184 «خول»).
۱۲.الغَشْمُ: الظُلْمُ (الصحاح: ج 5 ص 1996 «غشم»).
۱۳.الإنابة: الرجوع إلى اللّه بالتوبة (النهاية: ج 5 ص 123 «نوب»).
۱۴.تحف العقول: ص 237، بحار الأنوار: ج 100 ص 79 ح 37.
۱۵.اين روايت، به امام على عليه السلام نيز نسبت داده شده است.
۱۶.در ترجمه اين حديث از ترجمه استاد پرويز اتابكى در تحف العقول، استفاده شده است. (م)
الإمامُ الحسنُ عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عَنِ المُروءَةِ ـ:حِفظُ الدِّينِ، وإعزازُ النَّفسِ، وَلِينُ الكَنَفِ، وَتَعَهُّدُ الصَّنيعَةِ، وأداءُ الحُقوقِ، والتَّحَبُّبُ إلَى النّاسِ. ۱
امام حسن عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال درباره معناى جوانمردى ـ:حفظ دين و عزّت نفس و نرمش و مداومت بر نيكى و احسان و گزاردن حقوق و دوستى نمودن با مردم است.
۱.تحف العقول: 225.
عنه عليه السلام:ـ وَإن اشتَدَّ عَلى رِضى اللّهِ حِرصُهُ وَطالَ في العَمَلِ اجتِهادُهُ ـلَيسَ أحَدٌ بِبالِغٍ حَقيقَةَ مَا اللّهُ سُبحانَهُ أهلُهُ مِنَ الطاعَةِ لَهُ، ولكِن مِن واجِبِ حُقوقِ اللّهِ عَلى عِبادِه النَّصيحةُ بِمَبلَغِ جُهدِهِم وَالتَّعاوُنُ عَلى إقامَةِ الحَقِّ بَينَهُم. ۱
امام على عليه السلام:ـ گرچه در به دست آوردن رضاى حق، حريص باشد و در اين راه تا جايى كه مى تواند بكوشد ـهيچ كس نمى تواند طاعتى را كه شايسته مقام خداوند سبحان است، به جاى آورد؛ ولى از حقوق واجب خداوند بر بندگانش اين است كه به اندازه توانايى خويش، در خيرخواهى و نصيحت بندگانش بكوشند و براى برقرارى حق در ميان خودشان هميارى كنند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 216.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:مِنَ النُّبلِ أن تَتَيَقَّظَ لاِءيجابِ حَقِّ الرَّعِيَّةِ عَلَيكَ، وتَتَغابى عَنِ الجِنايَةِ عَلَيكَ. ۱
امام على عليه السلام:از زيركى است: بيدارى ات براى اداى حقوق شهروندان و تغافل از ستم آنان بر تو.
۱.عيون الحكم المواعظ: 470 / 8597.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أيُّها الناسُ! إنّ لي عَلَيكُم حَقَّاً، وَلَكُم عَلَيَّ حَقٌّ: فَأمّا حَقُّكُم عَلَيَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُم، وَتَوفيرُ فَيئِكُم عَلَيكُم، وَتَعليمُكُم كَي لا تَجهَلوا، وَتَأديبُكُم كَيما تَعلَموا، وَأمّا حَقِّي عَلَيكُم فَالوَفاءُ بِالبَيعَةِ، وَالنَّصيحَةُ في المَشهَدِ وَالمَغيبِ، وَالإجابةُ حينَ أدعوكُم، وَالطَّاعَةُ حينَ آمُرُكُم. ۱
امام على عليه السلام:مردم! مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى. بر من است كه خيرخواهى از شما دريغ ندارم و حقّى را كه از بيت المال داريد، بگزارم، شما را تعليم دهم، تا نادان نمانيد و آداب آموزم تا بدانيد. امّا حقّ من بر شما اين است كه به بيعت، وفا كنيد و در نهان و آشكارا حقّ خيرخواهى ادا كنيد. چون شما را بخوانم، بياييد و چون فرمان دهم بپذيريد، و از عهده برآييد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 34.
عنه عليه السلام ـ في كتابه إلى اُمرائهِ عَلى الجَيشِ ـ:مِن عَبدِ اللّهِ عَلِيِّ ابنِ أبي طالِبٍ أميرِ المؤمنينَ إلى أَصحابِ المَسالِحِ: أمَّا بَعدُ، فَإنَّ حَقّا عَلَى الوالي ألاَّ يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضلٌ نالَهُ، وَلا طَولٌ خُصَّ بِهِ. وَأن يَزِيدَهُ ما قَسَمَ اللّهُ لَهُ مِن نِعَمِهِ دُنُوّاً مِن عِبادِهِ، وَعَطفاً عَلَى إِخوانِهِ. ألا وَإنَّ لَكُم عِندِي ألاَّ أَحتَجِزَ دُونَكُم سِرّا إلاّ في حَربٍ، وَلا أطوِيَ دونَكُم أمراً إلاّ في حُكمٍ، وَلا اُؤَخِّرَ لَكُم حَقّاً عَن مَحَلِّهِ، وَلا أقِفَ بِهِ دونَ مَقطَعِهِ، وَأنْ تَكونوا عِندِي في الحَقِّ سَواءً، فَإذَا فَعَلتُ ذلِكَ وَجَبَت للّهِِ عَلَيكُمُ النِّعمَةُ، وَلِي عَلَيكُمُ الطَّاعَةُ، وَألاَّ تَنكُصوا عَن دَعوَةٍ، وَلا

امام على عليه السلام ـ در نامه به فرماندهان سپاهش ـ:از بنده خدا على اميرمؤمنان به مرزبانان. امّا بعد؛ بر زمامدار است كه اگر به زيادتى [از اموال]رسيد يا به نعمتى مخصوص گشت، رفتارش را با زيردستان خود، تغيير ندهد؛ و بر اوست كه با نعمتهايى كه خداوند نصيب او فرموده است، به بندگان خدا بيشتر نزديك شود و نسبت به برادران خود، بيشتر مهرورزى كند. بدانيد كه حقّ شما بر من اين است كه چيزى را از شما پوشيده ندارم، مگر رازِ جنگ را، و كارى را بى رايزنى با شما انجام ندهم، مگر در امر حكومت، و در رسانيدن حقّ شما به شما كوتاهى نكنم و تا آن حق به شما نرسد، از كوشش باز نايستم، و اينكه شما در نظر من يكسان باشيد؛ و اگر چنين كردم، بر خداوند واجب شود كه بر شما نعمت فرستد و بر شما واجب شود كه از من اطاعت كنيد. و

۱.نهج البلاغة: الكتاب 50.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ حَرَّمَ عَلَيكُم: عُقوقَ الاُمَّهاتِ، ووَأدَ البَناتِ، ومَنعَ وَهاتِ حقوق وأخذ ما لا يحلّ لكم من الأموال أو طلب ما ليس لكم فيه حقّ (هامش المصدر)." data-tip="أي: منع الواجبات من الحقوق وأخذ ما لا يحلّ لكم من الأموال أو طلب ما ليس لكم فيه حقّ (هامش المصدر).">۱، وكَرِهَ لَكُم قيلَ وقالَ، وكَثرَةَ السُّؤالِ، وإضاعَةَ المالِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، نافرمانى از مادران (عاقّ مادران) و زنده به گور كردن دختران و ادا نكردن حقوق واجب و گرفتن حقّ ديگران را بر شما حرام ساخت، و قيل و قال نمودن و زياد درخواست كردن و ضايع ساختن مال را براى شما ناپسند شمرد.
۱.أي: منع الواجبات من الحقوق وأخذ ما لا يحلّ لكم من الأموال أو طلب ما ليس لكم فيه حقّ (هامش المصدر).
۲.صحيح البخاري: ج 2 ص 848 ح 2277 و ج 5 ص 2229 ح 5630 كلاهما عن المغيرة وراجع: معاني الأخبار: ص 279 و 280.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن تَعَلَّمتَ مِنهُ حَرفاً، صِرتَ لَهُ عَبداً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از هر كس گفته اى آموختى، بنده اش شده اى.
۱.عوالي اللآلي: ج 1 ص 292 ح 163، بحارالأنوار: ج 77 ص 165 ح 2.
منية المريد:قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلى الله عليه و آله: مَن عَلَّمَ أحَداً مَسأَلَةً مَلَكَ رِقَّهُ. قيلَ: أيَبيعُهُ ويَشتَريهِ؟ قالَ: بَل يَأمُرُهُ ويَنهاهُ. ۱
منية المريد:پيامبر خدا فرمود: «هر كس به شخصى مسئله اى بياموزد، مالك وى مى گردد». گفته شد: آيا مى تواند وى را خريد و فروش كند؟ فرمود: «نه! مى تواند امر و نَهيَش كند».
۱.منية المريد: ص 243، بحارالأنوار: ج 108 ص 16.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ لا يَستَخِفُّ بِهِم إلّا مُنافِقٌ بَيِّنٌ نِفاقُهُ: ذو شَيبَةٍ فِي الإِسلامِ، ومُعَلِّمُ الخَيرِ، وإمامٌ عادِلٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه نفر را هيچ كس سبك نمى شمُرَد، جز منافقى كه نفاقش آشكار شده است: كسى كه موى خود را در اسلامْ سپيد كرده است، آموزگار نيكى و فرمان رواى عادل.
۱.تاريخ بغداد: ج 8 ص 27 عن عمارة عن أبيه عن جدّه.
عنه صلى الله عليه و آله:المُعَلِّمونَ خَيرُ النّاسِ؛ كُلَّما ۱ اُخلِقَ الذِّكرُ جَدَّدوهُ، أعطوهُم ولا تَستَأجِروهُم فَتُحرِجوهُم، فَإِنَّ المُعَلِّمَ إذا قالَ لِلصَّبِيِّ: قُل: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» فَقالَ، كَتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِيِّ وبَراءَةً لِلمُعَلِّمِ وبَراءَةً لِأَبَوَيهِ مِنَ النّارِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آموزگاران، بهترينِ مردم اند. هر گاه ياد [خدا]كهنه مى شود، تجديدش مى كنند. به آنان عطا كنيد؛ ولى آنها را به مزدورى نگيريد كه بر آنان سخت مى آيد؛ زيرا آموزگار، آن گاه كه به كودك مى گويد: بگو: «بسم اللّه الرحمن الرحيم» و او بگويد، خداوند، رهايى از آتش را براى كودك و آموزگار و پدر و مادر كودك، مى نويسد.
۱.في المصدر «كما»، والتصويب من فردوس الأخبار: ج 4 ص 477 ح 6879.
۲.الفردوس: ج 4 ص 193 ح 6597 عن ابن عبّاس.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أكرِمُوا العُلَماءَ ووَقِّروهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانشمندان را اكرام كنيد و آنان را گرامى بداريد.
۱.فردوس الأخبار: ج 1 ص 109 ح 233 عن أبي الدرداء.
عنه صلى الله عليه و آله:أكرِمُوا العُلَماءَ فَإِنَّهُم عِندَ اللّهِ كُرَماءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانشمندان را احترام كنيد؛ چرا كه آنان، نزد خدا محترم اند.
۱.الفردوس: ج 1 ص 76 ح 225 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أكرَمَ عالِماً فَقَد أكرَمَني، ومَن أكرَمَني فَقَد أكرَمَ اللّهَ، ومَن أكرَمَ اللّهَ فَمَصيرُهُ إلَى الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس دانشمندى را بزرگ بدارد، مرا بزرگ داشته و هر كس مرا بزرگ بدارد، خداوند را بزرگ داشته است و هر كس خداوند را بزرگ بدارد، به سوى بهشتْ روانه مى شود.
۱.جامع الأخبار: ص 111 ح 196 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أكرَمَ فَقيهاً مُسلِما لَقِيَ اللّهَ يَومَ القِيامَةِ وهُوَ عَنهُ راضٍ، ومَن أهانَ فَقيهاً مُسلِماً لَقِيَ اللّهَ يَومَ القِيامَةِ وهُوَ عَلَيهِ غَضبانُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس مسلمان دين شناسى را بزرگ بدارد، خداوند را در روز قيامت، در حالى ملاقات مى كند كه از او خشنود است. و هر كس فقيهى مسلمان را خوار كند، خداوند را در روز قيامت، در حالى ملاقات مى كند كه بر وى خشمناك است.
۱.عوالي اللآلي: ج 1 ص 359 ح 31 و ج 4 ص 59 ح 4 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 2 ص 44 ح 13.
عنه صلى الله عليه و آله:حُرمَةُ العالِمِ العامِلِ بِعِلمِهِ كَحُرمَةِ الشُّهَداءِ وَالصِّدّيقينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:احترام دانشمندِ عمل كننده به علمش، مانند حرمت شهيدان و راستگويان است.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 122.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۲۸