فیلترها
نتایج جستجو برای «جاهلان»: ۳۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:الرِّجالُ ثَلاثَةٌ: عاقِلٌ وأحمَقُ وفاجِرٌ. فَالعاقِلُ الدّينُ شَريعَتُهُ، وَالحِلمُ طَبيعَتُهُ، وَالرَّأيُ سَجِيَّتُهُ، إن سُئِلَ أجابَ، وإن تَكَلَّمَ أصابَ، وإن سَمِعَ وَعى، وإن حَدَّثَ صَدَقَ، وإنِ اطمَأَنَّ إلَيهِ أحَدٌ وَفى. وَالأَحمَقُ إنِ استُنبِهَ بِجَميلٍ غَفَلَ، وإنِ استُنزِلَ عَن حَسَنٍ نَزَلَ، وإن حُمِلَ عَلى جَهلٍ جَهِلَ، وإن حَدَّثَ كَذَبَ، لا يَفقَهُ، وإن فُقِّهَ لا يَتَفَقَّهُ. وَالفاجِرُ إنِ ائتَمَنتَهُ خانَكَ، وإن صاحَبتَهُ شانَكَ وإن وَثِقتَ بِهِ لَم يَنصَحكَ. ۱
امام على عليه السلام:مردمان، سه گروه اند: خردمند، نادان و بدكار. آيين خردمند، ديندارى، سرشت او بردبارى، و خوى او انديشه كردن است. اگر مورد پرسش واقع شود، پاسخ مى دهد؛ اگر تكلّم كند، به درستى سخن مى گويد؛ اگر گوش كند، ياد مى گيرد؛ اگر سخن بگويد، راست مى گويد؛ و اگر كسى به وى اعتماد كند، خواسته اش را روا مى سازد.
نادان، اگر او را از امر نيكويى آگاه كنند، غفلت مى ورزد؛ اگر از جايگاه نيكويى فرو آورده شود، فرود مى آيد؛ اگر او را به كارى جاهلانه وا دارند، انجام مى دهد؛ و اگر سخن بگويد، دروغ مى گويد. وى خود، به دنبال آگاهى نمى رود و اگر او را آگاه سازند، آگاه نمى شود.
بدكار را اگر امين بشمرى، خيانت مى ورزد، و اگر او را همراهى كنى، رسوايت مى سازد، و اگر بدو اعتماد ورزى، برايت خيرخواهى نمى كند.
۱.الخصال: ص 116 ح 96 عن ثعلبة بن ميمون عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 70 ص 9 ح 6.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ في كُلِّ خَلَفٍ مِن اُمَّتي عَدلاً مِن أهلِ بَيتي، يَنفي عَن هذَا الدّينِ تَحريفَ الغالينَ وانتِحالَ المُبطِلينَ وتَأويلَ الجاهِلينَ. وإنَّ أئِمَّتَكُم قادَتُكُم إلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ، فَانظُروا بِمَن تَقتَدونَ في دينِكُم وصَلاتِكُم ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در هر نسلى از امّت من دادگرى از اهل بيت من حضور دارد كه تحريف زياده روان و در لباس دين درآمدن مبطلان و تأويل جاهلان را از اين دين دور مى كند و امامان شما همان راهبران شما هستند به سوى خداوند عزّوجل، پس بنگريد كه در دين و نماز خود به چه كسانى اقتداء مى كنيد؟
۱.كمال الدين: 221 / 7 عن أبي الحسن الليثيّ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، وراجع قرب الإسناد: 77 / 250 عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 245، كنز الفوائد: 1 / 330.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأَنبِياءِ، وذاكَ أنَّ الأَنبِياءَ لَم يُورِثوا دِرهَمًا ولا دينارًا، وإنَّما أورَثوا أحاديثَ مِن أحاديثِهِم، فَمَن أخَذَ بِشَيءٍ مِنها فَقَد أخَذَ حَظًّا وافِرًا، فَانظُروا عِلمَكُم هذا عَمَّن تَأخُذونَهُ؟ فَإِنَّ فينا أهلَ البَيتِ في كُلِّ خَلَفٍ عُدولاً، يَنفونَ عَنهُ تَحريفَ الغالينَ وانتِحالَ المُبطِلينَ وتَأويلَ الجاهِلينَ ۱.
امام صادق عليه السلام:دانشمندان علما وارثان انبيا هستند و اين از آن روست كه پيامبران نه درهمى به ارث مى نهند نه دينارى بلكه احاديثى از احاديث خود را به ارث مى نهند، پس هر كه قدرى از آن را فراستاند به بهره اى فراوان دست يافته است، پس بنگريد دانش خود را از چه كسى فرا مى ستانيد زيرا در هر نسلى افراد عادلى از ما اهل بيت هست كه تحريف زياده روان و در لباس دين در آمدن مبطلان و تأويل جاهلان را از اين دين دور مى كنند.
۱.الكافي: 1 / 32 / 2، بصائر الدرجات: 10 / 1 كلاهما عن أبي البختريّ.
امام صادق عليه السلام:اخلاق پيامبر خدا، [تجسّمِ] اين سخن خداوند عز و جل بود: «عفو را پيشه كن و به نيكى، فرمان بده و از جاهلان، روى گردان» .
عنه صلى الله عليه و آلهـ إذ خَرَجَ ذاتَ يَومٍ وهو يُنادي بأعلى صَوتِهِ ـ: يا حاملَ القرآنِ، اُكحُلْ عَينَيكَ بالبُكاءِ إذا ضَحِكَ البَطّالونَ، وقُمْ بالليلِ إذا نامَ النائمونَ، وصُم إذا أكَلَ الآكِلُونَ، واعفُ عَمَّن ظَلَمَكَ، ولاتَحقِدْ فيمَن يَحقِدُ، ولا تَجهَلْ فيمَن يَجهَلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ روزى به ميان مردم آمد و با صداى بلند فرياد زد ـ: اى قرآن دان! آن گاه كه هرزگان مى خندند، تو با گريهْ ديدگان خويش را سُرمه كن و شب ها كه خفتگان در خوابند، تو [براى عبادت] برخيز و آن گاه كه خورندگان مى خورند، تو روزه بدار و از كسى كه به تو ستم كرده است، در گذر و با كسى كه به تو دشمنى مى ورزد، دشمنى مَورز و با كسى كه نسبت به تو جاهلانه رفتار مى كند، جاهلانه رفتار مكن.
۱.كنز العمّال: ج 2 ص 343 ح 4198 نقلاً عن الديلمي و ابن مندة عن أنس.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَنبَغي لِصاحِبِ القرآنِ أن يَحِدَّ مَع مَن حَدَّ، ولا يَجهَلَ مَع مَن يَجهَلُ وفي جَوفِهِ كلامُ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى ملازم قرآن، شايسته نيست با كسى كه نسبت به او تندى كرده است، تندى كند. كسى كه در اندرونش كلام خداست، با كسى كه [نسبت به وى]رفتار جهالت آميز مى كند، جاهلانه رفتار نمى كند.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 524 ح 2347 عن ابن عمرو.
الإمام العسكري عليه السلام:قُلتُ لِأَبي عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام: هَل كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُناظِرُ اليَهودَ وَالمُشرِكينَ إذا عاتَبوهُ ويُحاجُّهُم [إذا حاجّوهُ]؟ قالَ: بَلى مِرارا كَثيرةً، مِنها ما حَكَى اللّهُ مِن قَولِهِم: «وَ قَالُواْ مَالِ هَـذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِى فِى الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ» إلى قَولِهِ ـ: «رَجُلاً مَّسْحُورًا» . ۱ «وَ قَالُواْ لَوْلَا نُزِّلَ هَـذَا الْقُرْءَانُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ» . ۲
وقَولُهُ عز و جل: «وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنـبُوعًا» ـ إلى قَولِهِ ـ: «كِتَـبًا نَّقْرَؤُهُ» . ۳
ثُمَّ قيلَ لَهُ في آخِرِ ذلِكَ: لَو
امام عسكرى عليه السلام:به پدرم، امام هادى عليه السلام، گفتم: آيا پيامبر خدا با يهوديان و مشركان، زمانى كه وى را مورد عتاب قرار مى دادند، مناظره مى كرد و آيا [هنگامى كه آنان محاجّه مى كردند] با آنان محاجّه مى نمود؟
فرمود: «آرى، بارها و بارها! از جمله آنها، همانى است كه خدا از قول مشركان نقل كرده است: «و گفتند: «اين چه پيامبرى است كه غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود؟! چرا فرشته اى به سوى او نازل نشده؟. از مردى افسون شده پيروى مى كنيد»» ؛ «و گفتند: «چرا اين قرآن، بر مردى بزرگ از [آن] دو شهر، فرود نيامده است؟»» . و نيز قول خداوند عز و جل كه مى فرمايد: «و گفتند: «هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد، مگر اين كه برايمان از زمين، چشمه اى بجوشانى، يا چنان كه خود مى پندارى، آسمان را پاره پاره بر سر
۱.الفرقان: 7 و 8.
۲.الزخرف: 31.
۳.الإسراء: 90 ـ 93.
۴.استفحل أمر العدوّ: إذا قوي واشتدّ (لسان العرب: ج 11 ص 517).
۵.الطور: 44.
۶.العلق: 6 و 7.
۷.الفرقان: 7 و 8.
۸.الإسراء: 48.
۹.الفرقان: 10.
۱۰.هود: 12.
۱۱.الأنعام: 8 و 9.
۱۲.الكهف: 110.
۱۳.الفرقان: 9.
۱۴.اللازب: الثابت الشديد الثبوت، ويعبّر باللازب عن الواجب، فيقال: ضربة لازب (مفردات ألفاظ القرآن: ص 739)، وفي بعض النسخ «ضريبة» بدل «ضربة».
۱۵.الزخرف: 31 و 32.
۱۶.في بحار الأنوار «أنفَذتُم».
۱۷.الإسراء: 93.
۱۸.الاحتجاج: ج 1 ص 47 ح 22، بحار الأنوار: ج 9 ص 269 ح 2.
۱۹.. «استفحل أمر العدوّ» وقتى گفته مى شود كه دشمن، قوى و شديد شده باشد.
۲۰.. تعبير «لازب» كه در متن حديث آمده به معناى بسيار پايدار است. گاه از واجب نيز با تعبير لازب ياد مى شود. به ضربه چسبنده، ضربه لازب مى گويند.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ في كُلِّ خَلَفٍ مِن اُمَّتي عَدلاً مِن أهلِ بَيتي، يَنفي عَن هذَا الدّينِ تَحريفَ الغالينَ وانتِحالَ المُبطِلينَ وتَأويلَ الجاهِلينَ. وإنَّ أئِمَّتَكُم قادَتُكُم إلَى اللّهِ عز و جل، فَانظُروا بِمَن تَقتَدونَ في دينِكُم وصَلاتِكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در هر نسلى از امّت من، دادگرى از اهل بيتِ من حضور دارد كه تحريف زياده روان، در لباس دين در آمدنِ مُبطلان و تأويل جاهلان را از اين دين، دور مى كند. امامان شما، همان راهبران شما به سوى خداوند عز و جل هستند. پس بنگريد كه در دين و نماز خود، به چه كسانى اقتدا مى كنيد.
۱.كمال الدين: ص 221 ح 7 عن أبي الحسن الليثيّ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا جُمِعَ الخَلائِقُ يَومَ القِيامَةِ نادى مُنادٍ: أينَ أهلُ الفَضلِ؟ فَيَقومُ اُناسٌ وَهُم يَسيرٌ فَيَنطَلِقونَ سِراعَا إلى الجَنَّةِ، فَتَلقّاهُمُ المَلائِكَةُ فَيقُولُونَ: إنّا نَراكُم سِراعا إلى الجَنَّةِ، فَيَقولُونَ: نَحنُ أهلُ الفَضلِ، فَيقُولُونَ: ما كَانَ فَضلُكُم؟ فَيقُولُونَ: كُنّا إذا ظُلِمنا غَفَرنَا، وإذا اُسِيءَ إلَينا عَفَونا، وإذا جُهِلَ عَلَينا حَلُمنا، فَيُقالُ لَهُم: اُدخُلوا الجَنَّةَ «فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَـمِلِينَ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، چون خلايق جمع شوند، آواز دهنده اى آواز مى دهد كه: «كجايند اهل فضيلت؟».
پس جماعتى اندك، برمى خيزند و شتابان، به سوى بهشت مى روند. فرشتگان جلو مى روند و مى گويند: شما را مى بينيم كه به سوى بهشت مى شتابيد.
پاسخ مى دهند: ماييم اهل فضيلت.
فرشتگان مى گويند: فضل شما چه بوده است؟
مى گويند: ما هر گاه ستمى مى ديديم، مى بخشيديم و هرگاه بدى اى مى ديديم، گذشت مى كرديم و هرگاه رفتار جاهلانه اى با ما مى شد، بردبارى نشان مى داديم.
پس، به آنان گفته مى شود: «وارد بهشت شويد «كه نيكو مزدى است براى عمل كنندگان» ».
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 124.
کلیدواژهها انسانحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانکرامت انسان +1 مورد دیگر
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه با سه چيز، افزايش مى يابد، هرچند جاهلان مى پندارند كه آنها را مى كاهد: مال با صدقه افزايش مى يابد، عزّت با عفو افزوده مى شود، و بزرگى با تواضعْ بيشتر مى گردد.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ مَن لَم يَكُنَّ فيهِ لَم يَقُمْ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ يحَجُزُهُ عَن مَعاصي اللّهِ عز و جل، وعِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ السَّفيهِ، وعَقلٌ يُداري بِهِ النّاسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه در هر كس نباشد، هيچ عملى از او به كارش نمى آيد: پارسايى اى كه او را از نافرمانى خداوند عز و جل باز دارد؛ دانشى كه با آن، رفتار جاهلانه نابخرد را دفع كند؛ و خِردى كه بدان با مردم مدارا نمايد.
۱.تحف العقول: ص 7، بحارالأنوار: ج 77 ص 62 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:القُضاةُ ثلاثةٌ: اثنانِ في النارِ وواحِدٌ في الجَنَّةِ: رَجُلٌ عَلِمَ الحَقَّ فَقضى بهِ فهُو في الجَنّةِ، ورَجُلٌ قَضى للناسِ على جَهلِهِ فهُو في النارِ، ورجُلٌ عَرَفَ الحقَّ فَجارَ في الحُكمِ فهُو فيالنارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قاضيان، سه گروه اند: دو گروه در آتش اند و يك گروه در بهشت. مردى كه حق [و حقيقت] را مى شناسد و به آن حكم مى دهد، اين مرد در بهشت است؛ مردى كه جاهلانه ميان مردم قضاوت مى كند، اين كس در آتش است؛ و مردى كه حق [و حقيقت]را مى شناسد، امّا حكم ناروا صادر مى كند، اين نيز در آتش است.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 91 ح 14980 عن بريدة.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلامـ وقد سُئلَ عن الحُجّةِ والإمامِ بعدَهُ؟ ـ: ابْنِي محمّدٌ، وهُو الإمامُ والحُجّةُ بَعدي، مَن ماتَ ولَم يَعرفْهُ ماتَ مِيتةً جاهليّةً. أمَا إنّ لَه غَيبةً يَحارُ فيها الجاهلونَ، ويَهْلِكُ فيها المُبطِلونَ، ويَكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ، ثُمّ يَخرُجُ فكَأنّي أنظُرُ إلَى الأعْلامِ البِيضِ تَخْفِقُ فوقَ رأسِهِ بِنَجفِ الكوفةِ. ۱
امام عسكرى عليه السلامـ در پاسخ به پرسش از حجّت و امام بعد از ايشان ـفرمود: فرزندم محمّد، اوست امام وحجّت پس از من. هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. بدانيد كه او را غيبتى است كه پس از آن، ظهور مى كند؛ غيبتى كه جاهلان در آن سرگشته مى شوند و باطل گرايان به نابودى مى افتند و كسانى به دروغ [براى ظهور او]زمان تعيين مى كنند. گويى پرچمهاى سفيدى را مى بينم كه در نجفِ كوفه بر فراز سر او در اهتزازند.
۱.بحار الأنوار: 51 / 160 / 7.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ مَن لَم يَكُن فِيه لِمَ يَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِي اللّهِ، وخُلُقٌ يُدارِي بِهِ النّاسَ، وحِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه هر كس نداشته باشد هيچ عملى از او تمام وكامل نيست: پاكدامنى و ورعى كه او را از نافرمانى خدا بازدارد و خويى كه به سبب آن با مردم مدارا كند و بردبارى و حلمى كه به وسيله آن رفتار جاهلانه نادان را دفع كند.
۱.الكافي: 2/116/1.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:ثَلاثٌ مِن مَكارِمِ الدّنيا والآخِرَةِ: تَعفو عَمَّن ظَلَمَكَ، وتَصِلُ مَن قَطَعَكَ، وتَحلِمُ إذا جُهِلَ عَلَيكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:سه چيز از خصلتهاى ارزشمنددنيا و آخرت است: گذشت از كسى كه به تو ستم كرده است، پيوستن به كسى كه از تو بريده است و بردبارى ورزيدن هر گاه نسبت به تو رفتار جاهلانه اى شود.
۱.الكافي: 2/107/3.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ؛ فإنْ كانَ خَيرا تَكَلَّمَ فغَنِمَ، وإن كانَ شَرّا سَكَتَ فسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُه الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِها العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند اين است كه در برابر رفتار جاهلانه نادان نسبت به خود بردبارى نشان مى دهد، از كسى كه به او ستم كرده است در مى گذرد، در برابر فرودست خود فروتن است، از فرادست خود در طلب نيكى پيشى مى گيرد، چون بخواهد سخن بگويد مى انديشد، اگر آنچه مى خواهد بگويد خوب بود مى گويد و بهره مند مى شود و اگر بد بود خاموشى مى گزيند و سالم مى ماند، هر گاه با فتنه اى روبه رو شود به خدا پناه مى برد و دست و زبان خود را نگه مى دارد، هر گاه فضيلتى بيند آن را غنيمت مى شمارد، شرم و حيا از او جدا نمى شود و آزمندى از او سر نمى زند؛ اينها ده خصلتند كه خردمند به آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: 28.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَنبغي لِصاحِبِ القرآنِ أن يَحِدَّ مَع مَن حَدَّ، ولا يَجهَلَ مَع مَن يَجهَلُ وفي جَوفِهِ كلامُ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى ملازم قرآن شايسته نيست با كسى كه نسبت به او تندى كرده است، تندى كند و كسى كه در اندرونش كلام خداست، با كسى كه [نسبت به وى]رفتار جهالت آميز مى كند، جاهلانه رفتار نمى كند.
۱.كنز العمّال: 2347.
بصائر الدرجات:إنّ اللّهَ أدّبَ نبيَّهُ فأحسنَ تأديبَهُ، فقالَ: «خُذِ العَفْوَ وَ أْمُرْ بالعُرف.» ، فلمّا كانَ ذلكَ أنزلَ اللّهُ: «و إنّك لَعلى خُلُقٍ عظيم» . ۱
بصائر الدرجات:خداوند پيامبر خود را نيكو تربيت كرد و آن گاه فرمود: «به نيكى فرمان ده و از جاهلان اعراض كن». چون چنين كرد، خداوند آيه «براستى كه تو داراى خويى بزرگ هستى» را فرو فرستاد.
۱.بصائر الدرجات: 378/3.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلامـ و قد سُئلَ عن الحُجّةِ و الإمامِ بعدَهُ؟ ـ: ابْنِي محمّدٌ، و هُو الإمامُ و الحُجّةُ بَعدي، مَن ماتَ و لَم يَعرفْهُ ماتَ مِيتةً جاهليّةً. أمَا إنّ لَه غَيبةً يَحارُ فيها الجاهلونَ، و يَهْلِكُ فيها المُبطِلونَ، و يَكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ، ثُمّ يَخرُجُ فكَأنّي أنظُرُ إلَى الأعْلامِ البِيضِ تَخْفِقُ فوقَ رأسِهِ بِنَجفِ الكوفةِ. ۱
امام عسكرى عليه السلامـ در پاسخ به پرسش از حجّت و امام بعد از ايشان ـفرمود: فرزندم محمّد، اوست امام و حجّت پس از من. هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. بدانيد كه او را غيبتى است كه پس از آن، ظهور مى كند؛ غيبتى كه جاهلان در آن سرگشته مى شوند و باطل گرايان به نابودى مى افتند و كسانى به دروغ [براى ظهور او]زمان تعيين مى كنند. گويى پرچمهاى سفيدى را مى بينم كه در نجفِ كوفه بر فراز سر او در اهتزازند.
۱.بحار الأنوار: 51 / 160 / 7.
شرح نهج البلاغة:جاءَ الأشعَثُ إليهِ و هوَ على المِنبَرِ، فجَعلَ يتخَطّى رِقابَ النّاسِ حتّى قَرُبَ منه، ثمّ قالَ: يا أميرَ المؤمنينَ، غَلبتَنا هذهِ الحَمراءُ على قُربِكَ ـ يعنى العَجَمُ ـ فركَضَ المنبَر برِجلِه، حتّى قالَ صَعْصَعةُ بنُ صُوحان: مَالَنا و لِلأشعَثِ! ليقُولَنَّ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام اليومَ في العَربِ قولاً لا يزال يُذكر؛ فقال عليه السلام: مَن يَعذرْني من هؤلاءِ الضَياطِرَةِ! يتمرَّغُ أحدُهم على فراشِه تمرُّغَ الحِمارِ، و يَهجُر قَوما للذكر، أ فتأمُرونَني أن أطرُدَهم، ما كنتُ لِأطردَهم فأكونَ منَ الجاهلين! أما و الّذي فَلَقَ الحبّةَ، و برأ النَّسَمة، ليضرُبنَّكُم على الدين عَودا كما ضَربتُموهم عليه بَدءا. ۱
شرح نهج البلاغة:امير المؤمنين عليه السلام بر بالاى منبر بود كه اشعث بن قيس مردم را كنار زد و نزديك منبر آمد و عرض كرد: اى امير مؤمنان! اين سرخ رويان ـ يعنى ايرانيان ـ اطراف تو را گرفته اند. على عليه السلام خشمناك پاى بر منبر كوبيد. صعصعة بن صوحان گفت: اشعث چه كرد! امير المؤمنين امروز درباره عرب مطلبى را خواهد گفت كه هرگز فراموش نمى شود.
پس على عليه السلام فرمود: من به اين مردمان لَندَهور چه بگويم؟ همچون درازگوش بر بسترهاى خود مى غلتند آنگاه به من فرمان مى دهند مردمانى را كه همواره به ذكر خدا مى شتابند از خود برانم. نه، هرگز اين كار را نمى كنم كه اين كار جاهلان است.
سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و آدم را ساخت همان گونه كه شما براى مسلمان كردن عجمها با آنان جنگيديد آنان براى بازگرداندن
۱.شرح نهج البلاغة: 20/284.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۷