فیلترها
نتایج جستجو برای «ثروت زیاد»: ۳۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:قَلبُ الشَّيخِ شابٌّ في حُبِّ اثنتَينِ: في حُبِّ الحَياةِ، وكَثرَةِ المالِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دل شخص پير، در دوستى دو چيز، همواره جوان است: در عشق به زندگى و داشتن ثروت زياد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1415 ح 4233 عن أبي هريرة.
کلیدواژهها انسانحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساننفس انسان +1 مورد دیگر
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:فيما ناجَى اللّهُ عَزَّوجلَّ بهِ موسى عليه السلام:. لا تَغبِطْ أحَدا بكَثرَةِ المالِ؛ فإنَّ مَعَ كَثرَةِ المالِ تَكثُرُ الذُّنوبُ لِواجِبِ الحُقوقِ. ۱
امام صادق عليه السلام:از نجواهاى خداوند متعال با موسى عليه السلام اين بود: به ثروت انبوهِ هيچ كس غبطه مخور؛ زيرا ثروت زياد مايه گناهان زياد مى شود؛ زيرا حق و حقوقى بر آن واجب مى گردد.
۱.الكافي: 2/135/21.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:ما أخشى علَيكُمُ الفَقرَ، ولكنّي أخشى علَيكُمُ التَّكاثُرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من از فقر بر شما نمى ترسم. بلكه از فزون خواهى و تفاخر به زياد داشتن براى شما نگرانم.
۱.كنز العمّال: 6139.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:كَثرَةُ المالِ تُفسِدُ القُلوبَ وتُنشِئُ الذُّنوبَ. ۱
امام على عليه السلام:فراوانى مال و ثروت، دل ها را تباه مى كند و گناهان را پديد مى آورد.
۱.غرر الحكم: 7109.
امام حسين عليه السلام:دارايى تو اگر از آن تو نباشد، تو از آنِ او خواهى بود. پس به آن رحم نكن؛ زيرا كه او به تو رحم نمى كند وپيش از آنكه او تو را بخورد تو آن را بخور! ۳
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:ما كَثُرَ مالُ رجُلٍ قَطُّ إلّاعَظُمَتِ الحُجّةُ للّهِ تعالى علَيهِ، فإن قَدَرتُم أن تَدفَعوها عَن أنفُسِكُم فافعَلوا، فقيلَ: بماذا؟ قالَ: بقَضاءِ حَوائجِ إخوانِكُم مِن أموالِكُم. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ گاه ثروت مردى زياد نشد، مگر اينكه حجّت خداى متعال بر او بزرگ شد. پس، اگر مى توانيد اين حجّت را از خود دور كنيد، اين كار را بكنيد. عرض شد: با چه چيز؟ فرمود: با برآوردن نيازهاى برادران خود از اموالتان.
۱.الأمالي للطوسي: 302/600.
عنه عليه السلام:طَلَبتُ فَراغَ القلبِ فوَجَدتُهُ في قِلَّةِ المالِ. ۱
امام صادق عليه السلام:آسايش دل را جستجو كردم و آن را در كمى مال و ثروت يافتم.
۱.مستدرك الوسائل: 12/174/13810.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:لا يَجتَمِعُ المالُ إلّا بخِصالٍ خَمسٍ: بِبُخلٍ شَديدٍ، وأمَلٍ طَويلٍ، وحِرصٍ غالِبٍ، وقَطيعَةِ الرَّحِمِ، وإيثارِ الدُّنيا علَى الآخِرَةِ. ۱
امام رضا عليه السلام:مال و ثروت جمع نشود، مگر با داشتن پنج خصلت: بخل شديد، آرزوى دراز، آزمندى چيره [بر جان]، رسيدگى نكردن به خويشان و برگزيدن دنيا بر آخرت.
۱.الخصال: 282/29.
الكافي عن مُعاذ:قال لي أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام يا مُعاذُ، أ ضَعُفْتَ عنِ التِّجارةِ أو زَهِدتَ فيها؟ قلتُ: ما ضَعُفْتُ عنها و ما زَهِدتُ فيها. قالَ: فما لَكَ؟ قلتُ: كنّا نَنْتَظِرُ أمْرا، و ذلكَ حينَ قُتِلَ الوليدُ ۱ و عندي مالٌ كثيرٌ و هو في يَدي و ليسَ لأحَدٍ علَيَّ شيءٌ، و لا أراني آكُلُهُ حتّى أموتَ، فقالَ: لا تَتْرُكْها، فإنَّ تَرْكَها مَذْهَبةٌ للعقلِ، اسْعَ على عِيالِكَ، و إيّاكَ أن يكونَ هُمُ السُّعاةَ علَيكَ. ۲
الكافىـ به نقل از معاذ ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: اى معاذ! از تجارت ناتوان شده اى يا به آن بى رغبت گشته اى؟ عرض كردم: نه ناتوان شده ام و نه بى رغبت. فرمود: پس تو را چه شده است [كه دنبال تجارت و كار نمى روى]؟ عرض كردم: منتظر چيزى بوديم ـ و آن، زمانى بود كه وليد كشته شد ۳ ـ و من ثروت زيادى داشتم و اينك نيز دارم و به هيچ كس هم بدهكار نيستم و فكر هم نمى كنم كه تا آخر عمرم تمام شود. حضرت فرمود: تجارت را ترك مكن، كه ترك تجارت خرد را مى برد؛ خانواده ات را در رفاه و آسايش قرار بده و كارى نكن كه آنها براى تو بكوشند.
۱.أنا كنا قد نرجوا انتقال الدولة اليكم بعد انقطاع سلطنة الخلفاء و جمعنا لاجل ذلك ثم بعد قتل الوليد رأينا أنها قد انتقلت إلى بنى عباس فانصرفنا عن التجارة إذ عندى مال كثير (الكافي: 5/ 248).
۲.الكافي: 5/148/6.
۳.يعنى منتظر روى كار آمدن شما بوديم. اميدوار بوديم كه پس از برچيده شدن بساط خلفا قدرت به شما منتقل گردد و ما براى چنان روزى پول جمع مى كرديم ولى بعد از كشته شدن وليد ديديم كه خلافت به بنى عبّاس انتقال يافت و ما هم دست از تجارت برداشتيم؛ چون ثروت زيادى دارم (به نقل از پاورقى الكافى: 5 / 248) ـ م.
الكافي:فيما ناجَى اللّهُ تعالى موسى عليه السلام: يا موسى، لا تَنْسَنِي على كلِّ حالٍ، و لا تَفرَحْ بكَثرةِ المالِ، فإنَّ نِسيانِي يُقْسِي القُلوبَ، و مَع كَثرَةِ المالِ كَثرَةُ الذُّنوبِ. ۱
الكافى:از جمله نجواهاى خداوند متعال با موسى عليه السلام است كه: اى موسى! در هيچ حالى مرا فراموش نكن و به دارايى زياد شادمان مشو؛ زيرا از ياد بردن من، دلها را سخت مى كند و همراه ثروتِ زياد گناهانِ زياد است.
۱.الكافي: 8/45/8.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنّ يَهوديّا كانَ لَهُ على رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله دَنانيرُ فتَقاضاهُ، فقالَ لَهُ: يا يَهوديُّ، ما عِندي ما اُعطيكَ، فقالَ: فإنّي لا اُفارِقُكَ يا محمّدُ حتّى تَقضيَني، فقالَ: إذَنْ أجلِسَ مَعكَ، فجَلَسَ مَعهُ حتّى صَلّى في ذلكَ المَوضِعِ الظُّهرَ و العَصرَ و المَغرِبَ و العِشاءَ الآخِرَةَ و الغَداةَ، و كانَ أصحابُ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَتهَدَّدونَهُ و يَتَواعَدونَهُ، فنَظَرَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلَيهِم فقالَ: ما الّذي تَصنَعونَ بهِ؟! فقالوا: يا رسولَ اللّهِ، يَهوديٌّ يَحبِسُكَ؟! فقال صلى الله عليه و آله: لَم يَبعَثْني رَبّي عَزَّ و جلَّ بأن أظلِمَ مُعاهِدا و لا غَيرَهُ، فلَمّا علا النّهارُ قالَ اليَهوديُّ: أشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ
امام على عليه السلام:يك نفر يهودى از رسول خدا صلى الله عليه و آله چند دينار طلبكار بود و آنها را مطالبه كرد. حضرت فرمود: اى مرد يهودى! فعلاً چيزى ندارم كه به تو بدهم. او گفت: اى محمّد! رهايت نمى كنم تا طلبم را بپردازى. رسول خدا فرمود: پس، من هم با تو مى نشينم. حضرت در كنار او آن قدر نشست كه در همان جا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را خواند. اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله آن مرد را تهديد مى كردند. پيامبر به آنان نگاه كرد و فرمود: با او چه مى كنيد؟! عرض كردند: اى رسول خدا! يك نفر يهودى شما را نگه دارد؟! فرمود: پروردگارم عزّ و جلّ مرا مبعوث نكرده است كه به معاهد و غير معاهد ستم كنم. چون روز بالا آمد مرد يهودى گفت: گواهى مى دهم كه هيچ خدايى جز اللّه نيست و گواهى مى دهم كه محمّد بنده و
قصصِ الأنبياءِ:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَكُفُّ عن عَيبِ آلهَةِ المُشرِكينَ، و يَقرأ علَيهِمُ القرآنَ، و كانَ الوليدُ بنُ المُغيرَةِ مِن حُكّامِ العَرَبِ يَتَحاكَمونَ إلَيهِ في الاُمورِ، و كانَ لَهُ عَبيدٌ عَشرَةٌ عِندَ كلِّ عَبدٍ ألفُ دِينارٍ يَتَّجِرُ بِها، و مَلَكَ القِنطارَ، و كانَ عَمَّ أبي جَهلٍ، فقالوا لَهُ: يا عَبدَ شَمسٍ، ما هذا الّذي يَقولُ محمّد؟ أ سِحرٌ، أم كِهانَةٌ، أم خُطَبٌ؟ فقالَ: دَعُوني أسمَعْ كلامَهُ، فدَنا مِن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله و هُو جالِسٌ في الحِجرِ فقالَ: يا محمّدُ، أنشِدْني شِعرَكَ، فقالَ: ما هو بشِعرٍ و لكنَّهُ كلامُ اللّهِ الّذي بَعَثَ أنبياءهُ و رُسُلَهُ، فقالَ: اُتْلُ، فقَرأَ: بسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، فلَمّا سَمِعَ الرَّحمنَ
قصص الانبياء:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از خرده گيرى بر خدايان مشركان باز نمى ايستاد و قرآن را بر آنان مى خواند. وليد بن مغيره از داوران عرب بود و عرب ها براى داورى در كارهاى خود به او مراجعه مى كردند. او ده غلام داشت كه به هر غلامى هزار دينار داده بود تا برايش تجارت كنند. او ثروت زيادى داشت و عموى ابو جهل بود. مشركان به او گفتند: اى عبد شمس! اين چه حرف هايى است كه محمّد مى گويد؟ شعر است يا پيشگويى يا خطابه؟ او گفت: مهلتى دهيد تا سخنان او را بشنوم. پس نزديك رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در حِجْر نشسته بود رفت و گفت: اى محمّد! شعرت را برايم بخوان. پيامبر فرمود: اينها شعر نيست، بلكه سخن خداوندى است كه پيامبران و رسولان خود را مى فرستد. وليد گفت: تلاوت كن. پيامبر چنين خواند: بسم اللّه
۱.فصّلت: 13.
۲.المدّثّر: 11 ـ 30.
۳.النحل: 90.
۴.الطلاوة ـ مثلّثة ـ: الحُسن و البَهجة و القبول. (القاموس المحيط: 4 / 357).
۵.قصص الأنبياء: 319 / 397 و ح398.
۶.مرا با آنكه تنها آفريده ام، تنها گذار. و دارايى بسيار به او بخشيدم. و پسرانى آماده [به خدمت دادم]. باز هم طمع دارد كه بيفزايم. ولى نه، زيرا او دشمن آيات ما بود. به زودى او را به بالا رفتنى از گردنه عذاب وادار مى كنيم. آرى، انديشيد و سنجيد. كشته بادا چگونه سنجيد؟ آرى، كشته بادا چگونه سنجيد! آنگاه نظر انداخت. سپس رو ترش نمود و چهره درهم كشيد. آنگاه پشت گردانيد و تكبر ورزيد. و گفت: اين [قرآن] جز سحرى كه آموخته اند نيست. اين غير از سخن بشر نيست. زودا كه او را به سقر درآورم. و تو چه دانى كه آن سقر چيست؟ نه باقى مى گذارد و نه رها مى كند. پوست ها را سياه مى كند و بر آن نوزده نگهبان است.
عنه صلى الله عليه و آله:قَلبُ الشَّيخِ شابٌّ في حُبِّ اثنتَينِ: في حُبِّ الحَياةِ، و كَثرَةِ المالِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دل شخص پير در دوستى دو چيز همواره جوان است: در عشق به زندگى و داشتن ثروت زياد.
۱.سنن ابن ماجة: 2 / 1415 / 4233.
عنه عليه السلام:حُسنُ التَّدبيرِ مَع الكَفافِ أكفى لكَ مِنَ الكَثيرِ مَع الإسرافِ. ۱
امام على عليه السلام:روزىِ به قدر كفاف كه با حُسن تدبير همراه باشد، تو را بيشتر كفايت مى كند از ثروت زيادى كه با اسراف همراه باشد.
۱.. بحار الأنوار: 77/216/1.
عنه عليه السلام:الإسرافُ يُفنِي الجَزِيلَ. ۱
امام على عليه السلام:اسراف، ثروت زياد را هم به باد فنا مى دهد.
۱.غرر الحكم: 335.
الترغيب و الترهيب عن أبي ذرٍّ:قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا أبا ذَرٍّ، أ تَرى كَثرَةَ المالِ هُو الغِنى؟ قلتُ: نَعَم يا رسولَ اللّهِ. قالَ: فَتَرى قِلَّةَ المالِ هُو الفَقرَ؟ قلتُ: نَعَم يا رسولَ اللّهِ. قالَ: إنّما الغِنى غِنَى القَلبِ، و الفَقرُ فَقرُ القَلبِ.
ثُمّ سَألَني عن رجُلٍ مِن قُرَيشٍ، قالَ: هل تَعرِفُ فلانا؟ قلتُ: نَعَم يا رسولَ اللّهِ. قالَ: فكيفَ تَراهُ ـ أو تُراهُ؟ قلتُ: إذا سَألَ اُعطِيَ، و إذا حَضَرَ اُدخِلَ.
قالَ: ثمّ سَألني عن رَجُلٍ مِن أهلِ الصُّفَّةِ، فقالَ: هل تَعرِفُ فلانا؟ قلتُ: لا و اللّهِ، ما أعرِفُهُ يا رسولَ اللّهِ. فما زالَ يُجَلِّيهِ و يَنعَتُهُ حتّى عَرَفتُهُ، فقلتُ: قد عَرَفتُهُ يا رسولَ اللّهِ. قالَ: فكيفَ تَراهُ ـ أو تُراهُ؟ قلتُ: هُو رجُلٌ
الترغيب و الترهيبـ به نقل از ابوذر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: اى ابوذر! آيا فكر مى كنى كه داشتن ثروت زياد توانگرى است؟ عرض كردم: آرى، اى پيامبر خدا. فرمود: پس به نظر تو تنگدستى همان فقر و نيازمندى است؟ عرض كردم: آرى، اى پيامبر خدا. فرمود: جز اين نيست كه توانگرى [واقعى]، توانگرىِ دل است و نيازمندى [واقعى]، نيازمندىِ دل.
حضرت سپس درباره مردى از قريش از من پرسيد و فرمود: آيا فلانى را مى شناسى؟ عرض كردم: آرى، اى پيامبر خدا. فرمود: او را چگونه مى بينى، يا درباره اش چه گمان مى برى؟ عرض كردم: هرگاه چيزى بخواهد، به او مى دهند و هرگاه وارد جايى شود، او را با عزّت و احترام جا مى دهند.
پيامبر خدا سپس از من درباره مردى از اهل صُفّه پرسيد و فرمود: فلانى را مى شناسى؟ عرض كردم: نه،
عنه عليه السلام:لا خَيرَ فيمَن لا يُحِبُّ جَمعَ المالِ مِن حَلالٍ، يَكُفُّ بهِ وَجهَهُ و يَقضي بهِ دَينَهُ و يَصِلُ بهِ رَحِمَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:در كسى كه دوست نداشته باشد از راه حلال مال به دست آورد، تا به وسيله آن آبرويش را نگه دارد و بدهكاريش را بپردازد و صله رحم به جا آورد خيرى نيست.
۱.الكافي: 5/72/5.
امام صادق عليه السلام:به بهره بردارى از مال بپرداز؛ زيرا كه اين كار مايه سربلندى بزرگوار و سبب بى نياز شدن از فرومايه است.
عنه عليه السلام:نِعمَ العَونُ الدُّنيا علَى الآخرَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:چه نيكو ياورى است دنيا براى آخرت.
۱.الكافي: 5/72/8.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:ما قَرُبَ عَبدٌ مِن سُلطانٍ إلاّ تَباعَدَ مِن اللّهِ تعالى، و لا كَثُرَ مالُهُ إلاّ اشتَدَّ حِسابُهُ، و لا كَثُرَ تَبَعُهُ إلاّ كَثُرَ شَياطينُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى به سلطانى نزديك نشد مگر اينكه از خداى متعال دور گشت، و مال و ثروتش زياد نشد مگر اينكه حسابش سخت گرديد، و پيروانش بسيار نشدند مگر اينكه شيطان هايش زياد شدند.
۱.النوادر للراوندي: 89/20.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۴