فیلترها
نتایج جستجو برای «احمقان»: ۲۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:رَغبَةُ العاقِلِ فِي الحِكمَةِ، وهِمَّةُ الجاهِلِ فِي الحَماقَةِ. ۱
امام على عليه السلام:ميلِ خردمند، به حكمت است و آرزوى نادان، در كارهاى احمقانه.
۱.غرر الحكم: ح 5420، عيون الحكم والمواعظ: ص 270 ح 4970.
عنه صلى الله عليه و آله:أكيَسُ الكَيْسِ التُّقى، وأحمَقُ الحُمقِ الفُجورُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زيرك ترين زيركى، پرهيزگارى است و احمقانه ترين حماقت، گناه كردن.
۱.الأمالي للصدوق: ص 576 ح 788.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا أحَبَّ أحَدُكُم أخاهُ المُسلِمَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ وَ اسمِ قَبيلَتِهِ و عَشيرَتِهِ؛ فَإِنَّ مِن حَقِّهِ الواجِبِ و صِدقِ الإِخاءِ أن يَسأَلَهُ عَن ذلِكَ، و إلّا فَإِنَّها مَعرِفَةُ حُمقٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه كسى از شما با برادر مسلمانش دوست شد، نامش، نام پدرش و نام قبيله و تيره اش را بپرسد؛ زيرا پرسش از اين چيزها، از حقوق واجبِ دوستى و نشانه برادرىِ راستين است، وگرنه، آن [آشنايى]، آشنايى احمقانه اى است.
۱.الكافي: ج 2 ص 671 ح 3.
بحار الأنوار عن جابر بن عبداللّه:أخَذَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِيَدِ عبدِ الرحمنِ بنِ عَوفٍ فَأتى إبراهيمَ وهو يَجودُ بنفسِهِ، فَوَضَعَهُ في حِجرِهِ فقالَ: يا بُنَيَّ، إنّي لا أملِكُ لكَ مِنَ اللّهِ شَيئا، وذَرَفَت عَيناهُ، فقالَ لَهُ عبدُ الرحمنِ: يا رسولَ اللّهِ، تَبكِي؟ أوَلَم تَنهَ عنِ البُكاءِ؟
قالَ: إنّما نَهَيتُ عنِ النَّوحِ، عن صَوتَينِ أحمَقَينِ فاجِرَينِ: صوتٌ عِند نِعَمٍ: لَعِبٌ ولَهوٌ ومَزاميرُ شيطانٍ، وصوتٌ عندَ مُصيبَةٍ: خَمْشُ وُجوهٍ وشَقُّ جُيوبٍ ورَنَّـةُ شيطانٍ.
إنّما هذهِ رحمَةٌ، مَن لا يَرحَمْ لا يُرحَمْ، لولا أنّهُ أمرٌ حَقٌّ، ووَعدٌ صِدْقٌ، وسَبيلٌ باللّهِ وإنَّ آخِرَنا سَيَلحَقُ أوَّلَنا لَحَزَنّا علَيكَ حُزنا أشَدَّ مِن هذا، وإنّا بكَ لَمَحزُونُونَ،
بحار الأنوارـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا، دست عبد الرحمان بن عوف را گرفت و نزد ابراهيم آمد كه در حال جان دادن بود. پس او را در دامن خود گذاشت و فرمود: «فرزند عزيزم! در برابر خواست خدا، كارى از من ساخته نيست» و از چشمانش، اشك سرازير شد.
عبد الرحمان گفت: اى پيامبر خدا! گريه مى كنى؟ مگر شما خود از گريستن نهى نفرمودى؟
پيامبر خدا فرمود: «من، از نوحه كردن نهى كردم؛ از دو صداى احمقانه و زشت: صدايى به هنگام خوشى ـ يعنى لهو و لعب و ساز و آواز شيطانى ـ، و صدايى به هنگام مصيبت ـ يعنى خراشيدن چهره و دريدن گريبان و فرياد شيطانى ـ؛ امّا اين گريه من، از سرِ رحم و دلسوزى است و كسى كه رحم نكند، به او رحم نمى شود. اگر نبود كه مرگ، حقّ است و وعده اى است تخلّف ناپذير و راه خداست كه بايد رفت
۱.بحار الأنوار: ج 82 ص 90 ح 43.
بحار الأنوار عن جابر بن عبداللّه:أخَذَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِيَدِ عبدِ الرحمنِ بنِ عَوفٍ فَأتى إبراهيمَ وهو يَجودُ بنفسِهِ، فَوَضَعَهُ في حِجرِهِ فقالَ: يا بُنَيَّ، إنّي لا أملِكُ لكَ مِنَ اللّهِ شَيئا، وذَرَفَت عَيناهُ، فقالَ لَهُ عبدُ الرحمنِ: يا رسولَ اللّهِ، تَبكِي؟ أوَلَم تَنهَ عنِ البُكاءِ؟
قالَ: إنّما نَهَيتُ عنِ النَّوحِ، عن صَوتَينِ أحمَقَينِ فاجِرَينِ: صوتٌ عِند نِعَمٍ: لَعِبٌ ولَهوٌ ومَزاميرُ شيطانٍ، وصوتٌ عندَ مُصيبَةٍ: خَمْشُ وُجوهٍ وشَقُّ جُيوبٍ ورَنَّـةُ شيطانٍ.
إنّما هذهِ رحمَةٌ، مَن لا يَرحَمْ لا يُرحَمْ، لولا أنّهُ أمرٌ حَقٌّ، ووَعدٌ صِدْقٌ، وسَبيلٌ باللّهِ وإنَّ آخِرَنا سَيَلحَقُ أوَّلَنا لَحَزَنّا علَيكَ حُزنا أشَدَّ مِن هذا، وإنّا بكَ لَمَحزُونُونَ،
بحار الأنوارـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـپيامبر خدا دست عبد الرحمان بن عوف را گرفت و نزد ابراهيم آمد كه در حال جان دادن بود. پس او را در دامن خود گذاشت و فرمود: «فرزند عزيزم! در برابر خواست خدا، كارى از من ساخته نيست» و از چشمانش اشك سرازير شد.
عبد الرحمان عرض كرد: اى پيامبر خدا! گريه مى كنيد؟ مگر شما خود از گريستن نهى نفرموديد؟
پيامبر خدا فرمود: «من از نوحه كردن نهى كردم؛ از دو صداى احمقانه و زشت: صدايى به هنگام خوشى ـ يعنى لهو و لعب و ساز و آواز شيطانى ـ، و صدايى به هنگام مصيبت ـ يعنى خراشيدن چهره و دريدن گريبان و فرياد شيطانى ـ؛ اما اين گريه من، از سرِ رحم و دلسوزى است و كسى كه رحم نكند، به او رحم نمى شود. [فرزندم!] اگر نبود كه مرگ، حق است و وعده اى است تخلّف ناپذير و راه خداست كه
۱.بحار الأنوار: ج 82 ص 90 ح 43.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانمصیبت ها بلاها و شرورمصیبت ها +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:أكيَسُ الكَيْسِ التُّقى، وأحمَقُ الحُمقِ الفُجورُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زيرك ترين زيركى، پرهيزگارى است و احمقانه ترين حماقت، گناه كردن.
۱.الأمالي للصدوق: ص 576 ح 788 عن أبي الصباح الكناني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 115 ح 8.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الحياءُ حياءانِ: حياءُ عَقْلٍ وحياءُ حُمْقٍ، فحَياءُ العَقلِ العِلْمُ، وحَياءُ الحُمْقِ الجَهْلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حيا دو گونه است: حياى خردمندانه و حياى احمقانه. حياى خردمندانه، دانش است و حياى احمقانه، نادانى.
۱.تحف العقول: ص 45، بحار الأنوار: ج 77 ص 149 ح 75.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا أحَبَّ أحَدُكُم أخاهُ المُسلِمَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ وَ اسمِ قَبيلَتِهِ و عَشيرَتِهِ؛ فَإِنَّ مِن حَقِّهِ الواجِبِ و صِدقِ الإِخاءِ أن يَسأَلَهُ عَن ذلِكَ، و إلّا فَإِنَّها مَعرِفَةُ حُمقٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه كسى از شما با برادر مسلمانش دوست شد، نامش، نام پدرش و نام قبيله و تيره اش را بپرسد؛ زيرا پرسش از اين چيزها، از حقوق واجبِ دوستى و نشانه برادرىِ راستين است، وگرنه، آن [آشنايى]، آشنايى احمقانه اى است.
۱.الكافي: ج 2 ص 671 ح 3 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 74 ص 179 ح 23.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا آخى أحَدُكُم رَجُلاً فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَاسمِ أبيهِ وقَبيلَتِهِ ومَنزِلِهِ؛ فَإِنَّهُ مِن و اجِبِ الحَقِّ و صافِي الإِخاءِ، و إلّا فَهُوَ مَوَدَّةٌ حَمقاءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه يكى از شما با كسى دوستى كرد، نامش و نام پدر و قبيله اش را بپرسد و از منزلش خبر گيرد؛ زيرا اين كار از حقوق واجب و صفاى برادرى است، و گرنه، [دوستى شان] دوستىِ احمقانه اى است.
۱.كنزالفوائد: ج 1 ص 98، بحارالأنوار: ج 74 ص 166 ح 30.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:الحياءُ حياءانِ: حياءُ عَقْلٍ وحياءُ حُمْقٍ، فحَياءُ العَقلِ العِلْمُ، وحَياءُ الحُمْقِ الجَهْلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شرم دو گونه است: شرمِ خردمندانه و شرمِ احمقانه. شرمِ خردمندانه، دانش است، و شرمِ احمقانه، جهل و نادانى.
۱.بحار الأنوار: 77/149/75.
عنه عليه السلام:إنّ اللّهَ تعالى وَسَّعَ أرزاقَ الحَمقى لِيَعتَبِرَ العُقَلاءُ ويَعلَمُوا أنّ الدنيا ليسَ يُنالُ ما فيها بِعَمَلٍ ولا حِيلَةٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداى تعالى روزى احمقان را فراخ گردانيد تا خردمندان درس عبرت بگيرند و بدانند كه دنيا نه با تلاش و كوشش به دست مى آيد و نه با زرنگى و تدبير.
۱.بحار الأنوار: 103/34/63.
عنه صلى الله عليه و آله:أكيَسُ الكَيْسِ التُّقى، وأحمَقُ الحُمقِ الفُجورُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زيركترين زيركى، پرهيزگارى است و احمقانه ترين حماقت، گناه كردن.
۱.بحار الأنوار: 77/115/8
عنه صلى الله عليه و آله:أكيَسُ الكَيِّسِينَ مَن حاسَبَ نفسَهُ وعَمِلَ لِما بَعدَ المَوتِ، وأحمَقُ الحَمقى مَن أتبَعَ نفسَهُ هَواها وتَمَنَّى علَى اللّهِ الأمانِيَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زيركترين زيركان، كسى است كه از نفس خود حساب بكشد و براى پس از مرگ كار كند و احمق ترين احمقان، كسى است كه خود را پيرو نفس خويش گرداند و از خدا هم، آرزوها داشته باشد.
۱.بحار الأنوار: 92/250.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:الحياءُ حياءانِ: حياءُ عَقْلٍ و حياءُ حُمْقٍ، فحَياءُ العَقلِ العِلْمُ، و حَياءُ الحُمْقِ الجَهْلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حيا دو گونه است: حياى خردمندانه و حياى احمقانه. حياىِ خردمندانه، دانش است، و حياىِ احمقانه، جهل و نادانى.
۱.بحار الأنوار: 77/149/75.
عنه عليه السلام:لو جَرَتِ الأرزاقُ بالألبابِ و العُقولِ، لَم تَعِشِ البَهائمُ و الحَمقى. ۱
امام على عليه السلام:اگر روزى ها به سبب بهره مندى از عقل و خرد مى رسيد، ديگر بهايم و احمقان زنده نمى ماندند.
۱.غرر الحكم: 7607.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ اللّهَ تعالى وَسَّعَ أرزاقَ الحَمقى لِيَعتَبِرَ العُقَلاءُ و يَعلَمُوا أنّ الدنيا ليسَ يُنالُ ما فيها بِعَمَلٍ و لا حِيلَةٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداى تعالى روزى احمقان را فراخ گردانيد تا خردمندان درس عبرت بگيرند و بدانند كه دنيا نه با تلاش و كوشش به دست مى آيد و نه با زرنگى و تدبير.
۱.بحار الأنوار: 103/34/63.
بحار الأنوار عن جابر بن عبد اللّه:أخَذَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِيَدِ عبدِ الرحمنِ بنِ عَوفٍ فَأتى إبراهيمَ و هو يَجودُ بنفسِهِ، فَوَضَعَهُ في حِجرِهِ فقالَ: يا بُنَيَّ، إنّي لا أملِكُ لكَ مِنَ اللّهِ شَيئا، و ذَرَفَت عَيناهُ، فقالَ لَهُ عبدُ الرحمنِ: يا رسولَ اللّهِ، تَبكِي؟ أ وَ لَم تَنهَ عنِ البُكاءِ؟
قالَ: إنّما نَهَيتُ عنِ النَّوحِ، عن صَوتَينِ أحمَقَينِ فاجِرَينِ: صوتٌ عِند نِعَمٍ: لَعِبٌ و لَهوٌ و مَزاميرُ شيطانٍ، و صوتٌ عندَ مُصيبَةٍ: خَمْشُ وُجوهٍ و شَقُّ جُيوبٍ و رَنَّـةُ شيطانٍ.
إنّما هذهِ رحمَةٌ، مَن لا يَرحَمْ لا يُرحَمْ، لو لا أنّهُ أمرٌ حَقٌّ، و وَعدٌ صِدْقٌ، و سَبيلٌ بِاللّهِ و إنَّ آخِرَنا سَيَلحَقُ أوَّلَنا لَحَزَنّا علَيكَ حُزنا أشَدَّ مِن هذا، و إنّا بِكَ
بحار الأنوارـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دست عبد الرحمان بن عوف را گرفت و نزد ابراهيم، كه در حال جان دادن بود آمد. پس او را در دامن خود گذاشت و فرمود: فرزند عزيزم! در برابر خواست خدا، كارى از من ساخته نيست، و از چشمانش اشك سرازير شد. عبد الرحمان عرض كرد: اى رسول خدا! گريه مى كنيد؟ مگر شما خود از گريستن نهى نفرموديد؟ حضرت فرمود: من از نوحه كردن نهى كردم؛ از دو صداى احمقانه و زشت: صدايى به هنگام خوشى: يعنى لهو و لعب و ساز و آواز شيطانى، و صدايى به هنگام مصيبت: يعنى خراشيدن چهره و دريدن گريبان و فرياد شيطانى. اما اين گريه من از سر رحم و دلسوزى است. و كسى كه رحم نكند به او رحم نمى شود. اگر نبود كه مرگ حق است و و عده اى است تخلّف ناپذير و راه خداست كه بايد رفت
۱.بحار الأنوار: 82/90/43.
عنه عليه السلام:الغَفلَةُ شِيمَةُ النَّوكى. ۱
امام على عليه السلام:غفلت، خصلت احمقان است.
۱.غرر الحكم: 897.
عنه صلىاللهعليهوآله: إذا أحَبَّ أحَدُكُم أخاهُ المُسلِمَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ وَ اسمِ قَبيلَتِهِ و عَشيرَتِهِ؛ فَإِنَّ مِن حَقِّهِ الواجِبِ و صِدقِ الإِخاءِ أن يَسأَلَهُ عَن ذلِكَ، و إلاّ فَإِنَّها مَعرِفَةُ حُمقٍ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هرگاه كسى از شما با برادر مسلمانش دوست شد، نامش، نام پدرش و نام قبيله و تيرهاش را بپرسد؛ زيرا پرسش از اين چيزها، از حقوق واجبِ دوستى و نشانه برادرى راستين است، وگرنه آن، شناختى (آشنايىاى) احمقانه است.
۱.الكافي: 2 / 671 / 3 عن السكوني عن الإمام الصادق عليهالسلام، مصادقة الإخوان: 179 / 1 عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلىاللهعليهوآله، الجعفريّات: 194، نوادر الراوندي: 11 كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهمالسلامعنه صلىاللهعليهوآله، مشكاة الأنوار: 324 عن السكوني عنه صلىاللهعليهوآلهوكلّها نحوه، بحار الأنوار: 74/179/23.
عنه صلىاللهعليهوآله: إذا آخى أحَدُكُم رَجُلاً فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَاسمِ أبيهِ وقَبيلَتِهِ ومَنزِلِهِ؛ فَإِنَّهُ مِن و اجِبِ الحَقِّ و صافِي الإِخاءِ، و إلاّ فَهُوَ مَوَدَّةٌ حَمقاءُ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هرگاه يكى از شما با كسى دوستى كرد، نامش، نام پدر و قبيلهاش را بپرسد و از منزلش خبر گيرد؛ زيرا اين كار از حقوق واجب و صفاى برادرى است، و گرنه، دوستىِ احمقانه است.
۱.مشكاة الأنوار: 98.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷