شناخت ويژگى ها
5 حدیث
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: إذا آخَى الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ و مِمَّن هُوَ؛ فَإِنَّهُ أوصَلُ لِلمَوَدَّةِ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هرگاه كسى با كسى دوستى مىكند، نامش، نام پدرش و خاستگاهش را بپرسد، كه اين كار، پيوند دوستى را استوارتر مىكند.
۱.سنن الترمذي: 4 / 599 / 2392، المصنّف لابن أبي شيبة: 6 / 257 / 216، الطبقات الكبرى: 6 / 65، حليهالأولياء: 6/181، المطالب العالية: 3/8/2726 وفيه «أقبل» بدل «أوصل» كلّها عن يزيد بن نعامة الضبي، كنز العمّال: 9 / 24 / 24743؛ مشكاة الأنوار: 193 وفيه «إذا جاء الرجل فاسأله.»، كنز الفوائد: 1 / 98.
عنه صلىاللهعليهوآله: إذا أحَبَّ أحَدُكُم أخاهُ المُسلِمَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ وَ اسمِ قَبيلَتِهِ و عَشيرَتِهِ؛ فَإِنَّ مِن حَقِّهِ الواجِبِ و صِدقِ الإِخاءِ أن يَسأَلَهُ عَن ذلِكَ، و إلاّ فَإِنَّها مَعرِفَةُ حُمقٍ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هرگاه كسى از شما با برادر مسلمانش دوست شد، نامش، نام پدرش و نام قبيله و تيرهاش را بپرسد؛ زيرا پرسش از اين چيزها، از حقوق واجبِ دوستى و نشانه برادرى راستين است، وگرنه آن، شناختى (آشنايىاى) احمقانه است.
۱.الكافي: 2 / 671 / 3 عن السكوني عن الإمام الصادق عليهالسلام، مصادقة الإخوان: 179 / 1 عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلىاللهعليهوآله، الجعفريّات: 194، نوادر الراوندي: 11 كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهمالسلامعنه صلىاللهعليهوآله، مشكاة الأنوار: 324 عن السكوني عنه صلىاللهعليهوآلهوكلّها نحوه، بحار الأنوار: 74/179/23.
عنه صلىاللهعليهوآله: إذا آخى أحَدُكُم رَجُلاً فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَاسمِ أبيهِ وقَبيلَتِهِ ومَنزِلِهِ؛ فَإِنَّهُ مِن و اجِبِ الحَقِّ و صافِي الإِخاءِ، و إلاّ فَهُوَ مَوَدَّةٌ حَمقاءُ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هرگاه يكى از شما با كسى دوستى كرد، نامش، نام پدر و قبيلهاش را بپرسد و از منزلش خبر گيرد؛ زيرا اين كار از حقوق واجب و صفاى برادرى است، و گرنه، دوستىِ احمقانه است.
۱.مشكاة الأنوار: 98.
شُعَب الإيمان ـ به نقل از ابن عمر ـ : پيامبر صلىاللهعليهوآله مرا ديد كه به چپ و راست مىنگرم.
پس فرمود: «چرا به اينسو و آن سو مىنگرى؟».
گفتم: با مردى دوستى كردم]و اينك به دنبالش مىگردم].
فرمود: «هرگاه با كسى دوستى كردى، نام او را و نام پدرش را بپرس تا در نبودش، او را حفظ كنى، اگر بيمار گشت، به عيادتش بروى و اگر مُرد، در تشييع جنازهاش حاضر شوى».
حلية الأولياء عن سالم عن أبيه: كُنتُ عِندَ رَسولِ اللّهِ صلىاللهعليهوآله إذ مَرَّ عَلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي لاَُحِبُّ هذا فِي اللّهِ عز و جل.
فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلىاللهعليهوآله: هَل تَدرِي مَا اسمُهُ؟
قالَ: لا.
فَقالَ النَّبِيُّ صلىاللهعليهوآله: فَاسأَلهُ عَنِ اسمِهِ. فَسَأَلهُ و أعلَمَهُ ذلِكَ.
فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: أحَبَّكَ اللّهُ الَّذي أحبَبتَني فيهِ. فَرَجَعَ إلى رَسولِ اللّهِ صلىاللهعليهوآله، فَأَخبَرَهُ بِالَّذي قالَ لَهُ وَ الَّذي رَدَّ عَلَيهِ.
فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله: وَجَبَت. ۱
حلية الأولياء ـ به نقل از سالم، از پدرش ـ : نزد پيامبر خدا بودم كه مردى بر ايشان گذشت. مرد ديگرىگفت: «اى رسول خدا! من اين [مرد]را در راه خداى عز و جل دوست مىدارم.
پيامبر صلىاللهعليهوآله به او فرمود: «آيا نامش را مىدانى؟».
گفت: نه.
پيامبر صلىاللهعليهوآلهفرمود: «پس نامش را بپرس».
او نيز نامش را پرسيد و آن مرد، پاسخش را داد و سپس افزود: «خداوندى كه مرا در راه او دوست داشتى، دوستت بدارد».
پس آن مرد [پرسنده] به سوى رسولخدا بازگشت و حضرت را از آنچه به آن مرد گفته بود و آنچه از او شنيده بود، باخبر كرد.
آنگاه پيامبر خدا فرمود: «[اينك حقيقت دوستى] تحقّق يافت».
۱.حلية الأولياء: 2 / 197.