فیلترها
نتایج جستجو برای «آنچه در بهشت نیست»: ۴۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:هذِهِ الدُّنيا قَدِ ارتَحَلَت مُدبِرَةً، وهذِهِ الآخِرَةُ قَدِ ارتَحَلَت مُقبِلَةً، ولِكُلِّ واحِدَةٍ مِنهُما بَنونَ؛ فَإِنِ استَطَعتُم أن تَكونوا مِن أبناءِ الآخِرَةِ ولا تَكونوا مِن أبناءِ الدُّنيا فَافعَلوا؛ فَإِنَّكُمُ اليَومَ في دارِ عَمَلٍ ولا حِسابَ، وأنتُم غَدا في دارِ حِسابٍ ولا عَمَلَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين دنيا، پشت كرده است و مى رود و اين آخرت، روى كُنان در حال آمدن است، و براى هر يك از آن دو، فرزندانى است. پس اگر توانستيد كه از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد، چنين كنيد؛ چرا كه شما امروز در سراى عمل هستيد و حسابرسى در كار نيست، و فردا در سراى حسابرسى خواهيد بود و عملى نخواهد بود.
۱.الخصال: ص 51 ح 62 عن جابر بن عبداللّه، الكافي: ج 8 ص 58 ح 21 عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام، الأمالي للمفيد: ص 93 ح 1 عن حبّة العرني عن الإمام عليّ عليه السلام، نهج البلاغة: الخطبة 42 عن الإمام عليّ عليه السلام كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 117 ح 13؛ المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 155 ح 1 عن الإمام عليّ عليه السلام، تاريخ دمشق: ج 42 ص 494 عن أبي عبد الرحمن السلمي عن الإمام عليّ عليه السلام، شُعب الإيمان: ج 7 ص 370 ح 10616 عن جابر بن عبداللّه نحوه، كنز العمّال: ج 3 ص 819 ح 8856.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ أخي عيسى عليه السلام: مَعاشِرَ الحَوارِيّينَ، اِحذَرُوا الدُّنيا لا تَسحَركُم، لَهِيَ ـ وَاللّهِ ـ أشَدُّ سِحرا مِن هاروتَ وماروتَ. وَاعلَموا أنَّ الدُّنيا مُدبِرَةٌ وَالآخِرَةَ مُقبِلَةٌ، وإنَّ لِكُلِّ واحِدٍ مِنهُما بَنينَ، فَكونوا مِن أبناءِ الآخِرَةِ دونَ بَنِي الدُّنيا؛ فَإِنَّ اليَومَ عَمَلٌ ولا حِسابَ، وغَدا الحِسابُ ولا عَمَلَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برادرم عيسى عليه السلام گفت: «اى گروه حواريان! به هوش باشيد كه دنيا شما را افسون نكند. به خدا سوگند كه دنيا افسونگرتر از هاروت و ماروت است. بدانيد كه دنيا رفتنى است و آخرت، آمدنى، و براى هر يك از آن دو، فرزندانى است. پس شما، از فرزندان آخرت باشيد، نه فرزندان دنيا؛ زيرا امروز، روز عمل است، نه حسابرسى، و فردا روز حسابرسى است، نه عمل».
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 244 نقلاً عن الخطيب عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:ألا وإنَّكُم في يَومِ عَملٍ ولا حِسابَ فيهِ، ويوشَكُ أن تَكونوا في يَومِ حِسابٍ لَيس فيهِ عَمَلٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آگاه باشيد كه شما در روز عمل هستيد و حسابرسى، در آن نيست و به زودى، در روزى خواهيد بود كه در آن، حسابرسى است و عمل، در كار نيست.
۱.أعلام الدين: ص 345 ح 39 عن أبي هريرة، مسكّن الفؤاد: ص 26 عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 188 ح 39؛ قصر الأمل لابن أبي الدنيا: ص 27 ح 3 عن عليّ بن أبي حنظلة عن أبيه عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، كنز العمّال: ج 16 ص 138 ح 44167.
الإمام عليّ عليه السلام:فِي الآخِرَةِ حِسابٌ ولا عَمَلَ. ۱
امام على عليه السلام:در آخرت، حسابرسى است و عمل، در كار نيست.
۱.غرر الحكم: ح 6495، عيون الحكم والمواعظ: ص 354 ح 5977.
عنه عليه السلام:إنَّ اليَومَ عَمَلٌ ولا حِسابَ، وإنَّ غَدا حِسابٌ ولا عَمَلَ. ۱
امام على عليه السلام:امروز، روز عمل است، نه حسابرسى، و فردا، روز حسابرسى است، نه عمل.
۱.الكافي: ج 8 ص 58 ح 21 عن سليم بن قيس الهلالي، نهج البلاغة: الخطبة 42، الإرشاد: ج 1 ص 236، بحار الأنوار: ج 77 ص 296 ح 4؛ صحيح البخاري: ج 5 ص 2359، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 155 ح 1، تاريخ دمشق: ج 42 ص 494 عن أبي عبد الرحمن السلمي، كنز العمّال: ج 3 ص 819 ح 8856.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ للّهِِ كَرامَةً في عِبادِهِ المُؤمِنينَ في كُلِّ يَومِ جُمُعَةٍ، فَإِذا كانَ يَومُ الجُمُعَةِ بَعَثَ اللّهُ إلَى المُؤمِنينَ مَلَكسٌ مَعَهُ حُلَّتانِ، فَيَنتَهي إلى بابِ الجَنَّةِ فَيَقولُ: استَأذِنوا لي عَلى فُلانٍ، فَيُقالُ لَهُ: هذا رَسولُ رَبِّكَ عَلَى البابِ.
فَيَقولُ لِأَزواجِهِ: أيَّ شَيءٍ تَرَينَ عَلَيَّ أحسَنَ؟ فَيَقُلنَ: يا سَيِّدَنا، وَالَّذي أباحَكَ الجَنَّةَ! ما رَأَينا عَلَيكَ شَيئا أحسَنَ مِن هذا؛ قَد بَعَثَ إلَيكَ رَبُّكَ. فَيَتَّزِرُ بِواحِدَةٍ ويَتَعَطَّفُ بِالاُخرى. فَلا يَمُرُّ بِشَيءٍ إلّا أضاءَ لَهُ، حَتّى يَنتَهِيَ إلَى المَوعِدِ، فَإِذَا اجتَمَعوا تَجَلّى لَهُمُ الرَّبُّ تَبارَكَ وتَعالى، فَإِذا نَظَروا إلَيهِ ـ أي إلى رَحمَتِهِ ـ
امام صادق عليه السلام:خداوند در هر روز جمعه به بندگان مؤمنش لطفى مى كند. چون روز جمعه مى شود، خداوند، فرشته اى را با دو جامه نزد مؤمنان مى فرستد. آن فرشته به درِ بهشت مى رسد و مى گويد: از فلانى برايم اجازه ورود بگيريد.
به آن كس گفته مى شود: فرستاده پروردگارت، بر دَر است.
آن مؤمن به همسرانش مى گويد: چه چيزى را برايم زيباتر مى بينيد؟
همسرانش مى گويند: اى آقاى ما! سوگند به آن كه بهشت را بر تو روا ساخت، چيزى زيباتر از اين كه پروردگارت براى تو فرستاده است، برايت نمى شناسيم.
پس، يكى از آن دو جامه را به كمر خود مى بندد و ديگرى را بر دوش خويش مى اندازد، و بر هر چه مى گذرد، آن را روشن مى سازد، تا آن كه به وعده گاه مى رسد و چون جمع شدند، پروردگار بزرگ و والا، بر آنان تجلّى مى يابد و همين كه
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 169 عن عاصم بن حميد، بحار الأنوار: ج 8 ص 126 ح 27.
الإمام عليّ عليه السلام:بادِرُوا بِأَعمالِكُم تَكُونُوا مَعَ جِيرانِ اللّهِ فِي دارِهِ، رافَقَ بِهِم رُسُلَهُ، وَأَزارَهُم مَلائِكَتَهُ، وَأَكرَمَ أَسماعَهُم أَن تَسمَعَ حَسِيسَ نارٍ أَبَدا، وَصانَ أَجسادَهُم أَن تَلقى لُغُوبا ۱ وَنَصَبا «ذَ لِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» ۲. ۳
امام على عليه السلام:در عمل خويش بكوشيد تا با همسايگان خدا در سراى او باشيد، كه خدا پيامبرانش را با آنان همنشين قرار داده و فرشتگانش را به زيارت آنان فرستاده و گوش هايشان را از اين كه صداى آتشى را بشنوند، بركنار داشته و بدن هايشان را از اين كه خستگى و رنجى را احساس كنند، مصون داشت است. «اين، فضل خداست كه آن را به هر كه بخواهد، مى دهد و خدا صاحب فضل بزرگ است» .
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجعَلِني وجَميعَ إِخواني بِكَ مُؤمِنينَ، وعَلَى الإِسلامِ ثابِتينَ. ولِلجَنَّةِ طالِبينَ، ولِلفِردَوسِ وارِثينَ، ومِن ثِيابِ السُّندُسِ وَالاِستَبرَقِ لابِسينَ، وعَلَى الأَرائِكِ مُتَّكِئينَ، وبِالتّيجانِ المُكَلَّلَةِ بِالدُّرِّ وَاليَواقِيتِ وَالزَّبَرجَدِ مُتَوَّجينَ، ولِلوِلدانِ المُخَلَّدينَ مُستَخدِمينَ، وبِأَكوابٍ وأبارِيقَ وكَأسٍ مِن مَعينٍ شارِبينَ، ومِنَ الحورِ العينِ مُزَوَّجينَ، وفي نَعيمِ الجَنَّةِ مُقيمينَ، وفي دارِ المُقامَةِ خالِدينَ، لايَمَسُّهُم فيها نَصَبٌ ۱ وما هُم مِنها بِمُخرَجينَ. ۲
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و مرا و همه برادرانم را مؤمن به خودت قرار ده، و نيز پايدار بر اسلام. و خواهان بهشت، و از وارثان فردوس كه جامه هايى از ابريشم نازك و ستبر، بر تن مى كنند و بر تخت ها تكيه مى زنند و تاج هاى مزيّن به دُر و ياقوت و زبرجد، بر سر مى نهند و فرزندانى جاويدان به آنان خدمت مى كنند و با جام ها و ابريق ها و پياله ها، از چشمه اى روان مى نوشند و با سيه چشمان بهشتى، ازدواج مى كنند و در نعمت هاى بهشت، غوطه ورند و در سراىِ ماندگارى، جاويدان اند و در آن جا نه [خستگى و]رنجى احساس مى كنند و نه از آن جا اخراج مى شوند.
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير منسوب به ايشان، در باره اين سخن خداى بزرگ: «از هر كجاى آن كه خواستيد، فراوان بخوريد» ـ: يعنى گسترده و بدون خستگى.
الإمام الباقر عليه السلامـ فِي قَولِهِ تَبارَكَ وَتَعالى: «وَ قَالُواْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ» ـ: الحَزَنُ: ما أَصابَهُم فِي الدُّنيا مِنَ الخَوفِ وَالشِّدَّةِ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «و گفتند: ستايش، خدايى را كه اندوه از ما ببُرد. به راستى كه پروردگار ما، آمرزگار و قدردان است» ـ: اندوه، همان ترس و سختى هايى است كه در دنيا به آنان مى رسيده است.
۱.تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 483 ح 10 عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج 23 ص 220 ح 22.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَمحُو اللّهُ عز و جل مِن قُلُوبِ أَهلِ الجَنَّةِ ذِكرَ الآباءِ وَالأُمَّهاتِ وَالإِخوانِ وَالمَعارِفِ مِمَّنِ استَوجَبَ النّارَ، فَلا يَذكُرُونَهُم أَبَدا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل، ياد پدران و مادران و برادران و آشنايانى را كه دوزخى شده اند، از دل هاى بهشتيان مى زدايد و آنان ديگر هرگز به ياد آنها نمى افتند.
۱.الفردوس: ج 5 ص 261 ح 8125 عن ابن عبّاس.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يُحبَسُ أَهلُ الجَنَّةِ بَعدَما يَجوزونَ الصِّراطَ حَتّى يُؤخَذَ لِبَعضِهِم مِن بَعضٍ ظُلاماتُهُم فِي الدُّنيا، ويَدخُلونَ الجَنَّةَ ولَيسَ في قُلوبِ بَعضِهِم عَلى بَعضِهِم غِلٌّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان را، پس از گذشتن از صراط، نگه مى دارند تا تقاصِ ستم هايى كه در دنيا به يكديگر كرده اند، از آنها گرفته شود و با دل هايى خالى از كينه نسبت به هم، وارد بهشت شوند.
۱.فتح الباري: ج 11 ص 399، الزهد لابن المبارك: ص 499 ح 1419 نحوه، الدرّ المنثور: ج 5 ص 84 نقلاً عن ابن أبي حاتم عن الحسن.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثٍ يَصِفُ فيهِ كَيفِيَّةَ حَشرِ المُتَّقينَ يَومَ القِيامَةِ ـ: وإذا عِندَ بابِ الجَنَّةِ شَجَرَةٌ يَنبُعُ مِن أصلِها عَينانِ، فَيَشرَبونَ مِن إحدَى العَينَينِ، فَإِذا بَلَغَ الشَّرابُ الصَّدرَ أَخرَجَ اللّهُ ما في صُدورِهِم مِن غِلٍّ أو حَسَدٍ أو بَغيٍ، وذلِكَ قَولُ اللّهِ تَعالى: «وَ نَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَ نًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَـبِلِينَ» ۱، فَلَمَّا انتَهَى الشَّرابُ إِلَى البَطنِ طَهَّرَهُم مِن دَنَسِ الدُّنيا وَقَذَرِها، وَذلِكَ قَولُ اللّهِ تَعالَى: «وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» ، ثُمَّ اغتَسَلوا مِنَ الاُخرى فَجَرَت عَلَيهِم نَضرَةُ النَّعيمِ، فَلا تَشعَثُ أَبدانُهُم وَلا تَغَيَّرُ أَلوانُهُم أَبَدا. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديثى كه در آن، چگونگى محشور شدن پرهيزگاران را در قيامت، بيان مى كند ـ: بر درِ بهشت، با درختى رو به رو مى شوند كه از پاى آن، دو چشمه مى جوشد: از يك چشمه اش مى نوشند و به محض آن كه نوشيدنى به سينه شان رسيد، خداوند، هر آنچه كينه و حسادت و بدخواهى در سينه هاى آنهاست، همه را بيرون مى برد. اين است سخن خداى بلندمرتبه: «و آنچه كينه در سينه هاى آنان است، بر مى كَنيم. برادرانه بر تخت هايى، رو به روى يكديگر نشسته اند» . و نوشيدنى چون به معده رسد، آنان را از آلودگى ها و نجاست هاى دنيا پاك مى گرداند. اين است سخن خداى بلندمرتبه: «و پروردگارشان نوشيدنى اى پاك كننده به آنان نوشانيد» .
سپس خود را در چشمه ديگر، شستشو مى دهند و خرّمى، نعمت وجودشان را فرا مى گيرد و ديگر،
عنه صلى الله عليه و آله:أوَّلُ زُمرَةٍ تَلِجُ الجَنَّةَ صورَتُهُم عَلى صورَةِ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ، لا يَبصُقونَ فيها ولا يَمتَخِطونَ ولا يَتَغَوَّطونَ، آنِيَتُهُم فيهَا الذَّهَبُ، أمشاطُهُم مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ، ومَجامِرُهُمُ الأُلُوَّةُ ۱، ورَشحُهُمُ المِسكُ، ولِكُلِّ واحِدٍ مِنهُم زَوجَتانِ يُرى مُخُّ سوقِهِما مِن وَراءِ اللَّحمِ مِنَ الحُسنِ، لَا اختِلافَ بَينَهُم ولا تَباغُضَ، قُلوبُهُم قَلبُ رَجُلٍ واحِدٍ، يُسَبِّحونَ اللّهَ بُكرَةً وَعَشِيّا. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين گروهى كه وارد بهشت مى شوند، صورت هايشان مانند ماه شب چهارده مى درخشد. در بهشت، نه آب دهان مى اندازند و نه ترشّحات بينى و نه قضاى حاجت دارند. ظرف هايشان در آن جا، طلاست و شانه هاى سرشان، از طلا و نقره و بخوردان هايشان، عود و عرقشان مُشك است. هر يك از ايشان، دو همسر دارد كه از شدّت زيبايى، مغز ساق آنها از پشت گوشت، ديده مى شود.
هيچ ناسازى و نفرتى ميان ايشان (بهشتيان) نيست و همگى يك دل اند و بام و شام، خداوند را به پاكى مى ستايند.
امام على عليه السلامـ در احوال پرهيزگاران ـ: آهنگ سراى سلامت كردند؛ سرايى كه هر كس به آن وارد شود، از نگرانى و اندوه ها در امان است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «و به آنان ندا مى رسد كه: اين است همان بهشتى كه ميراث يافته ايد» . به آنان ندا مى رسد كه: «همواره تن درست باشيد و بيمار نشويد. داخل شويد و هرگز نميريد، و همواره در ناز و نعمت باشيد و بينوا نگرديد».
عنه صلى الله عليه و آله:يُنادي مُنادٍ: إِنَّ لَكُم أَن تَحيَوا فَلا تَموتوا أبَدا، وإِنَّ لَكُم أن تَصِحّوا فَلا تَسقَمُوا أبَدا، وَإنَّ لَكُم أن تَشِبّوا فَلا تَهرَموا أبَدا، وَإِنَّ لَكُم أَن تَنعَموا فَلا تَبأَسوا أبَدا، فَذلِكَ قَولُهُ تَعالى: «وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آواز دهنده اى آواز مى دهد كه: «حقّ شماست كه زنده بمانيد و هرگز نميريد. حقّ شماست كه سالم باشيد و هرگز بيمار نشويد. حقّ شماست كه جوان باشيد و هرگز پير نشويد. و حقّ شماست كه در ناز و نعمت باشيد و هرگز به بينوايى نيفتيد». اين، سخن خداى بلندمرتبه است كه: «و اين است همان بهشتى كه به پاداش كارهايى كه مى كرديد، ميراث يافته ايد» .
عنه صلى الله عليه و آلهـ في ذِكرِ ما يَلقَى المُؤمِنُ عِندَ دُخولِهِ الجَنَّةَ ـ: فَيَدخُلُ فَإِذا هُوَ بِشَجَرَةٍ ذاتِ ظِلٍّ مَمدودٍ، وماءٍ مَسكوبٍ، وثِمارٍ مُهدَلَةٍ تُسَمّى رِضوانَ، يَخرُجُ مِن ساقِها عَينانِ تَجرِيانِ، فَيَنطَلِقُ إِلى إِحداهُما وكُلَّما مَرَّ بِذَلِكَ فَيَغتَسِلُ مِنها، فَيَخرُجُ وعَلَيهِ نَضرَةُ النَّعيمِ، ثُمَّ يَشرَبُ مِنَ الاُخرى، فَلا تَكُن في بَطنِهِ مَغصٌ وَلا مَرَضٌ وَلا داءٌ أبَدا، وَذلِكَ قَولُهُ تَعالى: «وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان آنچه مؤمن، هنگام ورودش به بهشت مى بيند ـ: پس وارد مى شود و ناگهان به درختى با سايه اى گسترده و آبى ريزان و ميوه هاى آويزان، به نام رضوان، بر مى خورد كه از تنه آن، دو چشمه جارى است.
به سوى يكى از آن دو چشمه مى رود و خود را در آن، مى شويد و چون بيرون مى آيد، سرشار از طراوت است. سپس از چشمه ديگر مى نوشد و از آن پس، هرگز قولنج و مرض و دردى در شكم او پديد نمى آيد. اين، همان سخن خداى بلندمرتبه است كه: «و پروردگارشان به آنان نوشيدنى اى پاك كننده نوشانيد» .
المصنف لابن أبي شيبة عن عاصم بن ضمرة:سَمِعتُ عَلِيّا يَقولُ: «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا» ۱ حَتّى إذَا انتَهَوا إلى بابٍ مِن أبوابِ الجَنَّةِ وَجَدوا عِندَ بابِها شَجَرَةً تَخرُجُ مِن تَحتِ ساقِها عَينانِ، فَيَأتونَ إحداهُما كَأَنَّما اُمِروا بِها، فَيَتَطَهَّرونَ فيها، فَتَجري عَلَيهِم نَضرَةُ النَّعيمِ.
قالَ: فَلاتَتَغَيَّرُ أبشارُهُم بَعدَها أبَدا، ولا تَشعَثُ شُعورُهُم بَعدَها أبَدا، كَأَنَّما دُهِنوا. قالَ: ثُمَّ يَعمِدون إلَى الاُخرى فَيَشرَبونَ مِنها، فَتُذهِبُ ما في بُطونِهِم مِن أذىً وقَذىً. ۲
المصنّف، ابن ابى شيبهـ به نقل از عاصم بن ضمره ـ: از على عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد: « «پرهيزگاران را گروه گروه به سوى بهشت سوق مى دهند» ، تا اين كه به درى از درهاى بهشت مى رسند. در آن جا درختى را مى يابند كه از پايين آن، دو چشمه مى جوشد. به سوى يكى از آنها مى روند و خود را در آن مى شويند و طراوت بهشت، آنها را فرا مى گيرد. پس از آن، هرگز پوست هاى آنها تغيير نمى كند و موهايشان ژوليده نمى شود، گويا روغن زده اند.
سپس آهنگ چشمه ديگر مى كنند و از آن مى نوشند. آن گاه آنچه از نجاست و پليدى در دل هاى آنهاست، از بين مى رود».
الإمام عليّ عليه السلام:نَظَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إِلَى امرَأَةٍ رَمصاءَ العَينَينِ، فَقالَ: أما إنَّهُ لا يَدخُلُ الجَنَّةَ رَمصاءُ العَينَينِ. فَبَكَت، وقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، وَإنّي لَفِي النّارِ؟ فَقالَ: لا، ولكِن لا تَدخُلينَ الجَنَّةَ عَلى مِثلِ صورَتِكِ هذِهِ.
ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا يَدخُلُ الجَنَّةَ الأَعوَرُ وَالأَعمى. عَلى هَذَا المَعنى. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زنى چركين چشم را ديد. فرمود: «زنانِ چركين چشم، به بهشت نمى روند».
زن گريست و گفت: اى پبامبر خدا! پس من به جهنّم مى روم؟
فرمود: «نه؛ بلكه با چنين چهره اى كه دارى، وارد بهشت نمى شوى».
سپس فرمود: «يكْ چشم و كور نيز به بهشت نمى روند»، به همين معنا [كه گفته شد].
۱.النوادر للراوندي: ص 107 ح 84، الجعفريّات: ص 191 كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 299 ح 4.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۰