نتایج جستجو برای «کرامت»: ۳۱۹ حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:أصلُ الرَّجُلِ عَقلُهُ، وحَسَبُهُ دينُهُ، وكَرَمُهُ تَقواهُ، وَالنّاسُ في آدَمَ مُستَوونَ. ۱
امام صادق عليه السلام:بنياد انسان، خرد اوست و شرافت او دين اوست، و كرامتش پارسايى اوست. انسان ها در [فرزندى] آدم، برابرند.
۱.كشف الغمّة: ج 2 ص 370، إحقاق الحقّ: ج 19 ص 533 نقلاً عن الأنوار القدسيّة، بحار الأنوار: ج 78 ص 202 ح 34.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:العَقلُ شَرَفٌ كَريمٌ لا يَبلى. ۱
امام على عليه السلام:خرد، كرامتى گران مايه است كه نابود نمى شود.
۱.غرر الحكم: ح 1590.
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ قالَهُ عِندَ تِلاوَتِهِ: «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ وتَعالى جَعَلَ الذِّكرَ جِلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ ۱، وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ ۲، وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ. وما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّت آلاؤُهُ ـ فِي البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ، وفي أزمانِ الفَتَراتِ ۳، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، وكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِي الأَبصارِ وَالأَسماعِ وَالأَفئِدَةِ، يُذَكِّرونَ بِأَيّامِ اللّهِ، ويُخَوِّفونَ مَقامَهُ، بِمَنزِلَةِ الأَدِلَّةِ فِي الفَلَواتِ ۴، مَن أخَذَ القَصدَ ۵ حَمِدوا إلَيهِ

امام على عليه السلامـ از سخن ايشان در هنگام تلاوت اين آيه: «و در آنها، هر بامداد و شامگاه، مردانى نيايش مى كنند كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» » ـ: خداوندِ پاك و والا، ياد [خود] را جلا دهنده دل ها قرار داد، به طورى كه به سبب آن، دل هاى ناشنوا، شنوا، و دل هاى نابينا، بينا، و دل هاى سركش، رام مى شوند. خداوند ـ كه نعمت هايش گران سنگ است ـ، در هر برهه اى و در هر دوره اى، همواره بندگانى داشته كه با آنان، در ژرفاى انديشه شان نجوا كرده، و در اندرون خِردهايشان، با ايشان سخن گفته است و در نتيجه، نور بيدارى، در چشم و گوش و دل هاى آنان، فروزان گشته بوده است. [آنان]روزهاى خدا را [به مردم]يادآور مى شدند و از مقام او مى ترسانيدند، چونان راه نمايان در بيابان ها كه هر كس

۱.الوَقْرة: هي المرّة من الوَقْر؛ ثِقَل السمع (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.العَشْوَة: المرّة من العشا؛ أي سوء البصر بالليل والنهار، أو العمى (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۳.الفَتْرة: ما بين الرسولين من رسل اللّه تعالى من الزمان الذي انقطعت فيه الرسالة (النهاية: ج 3 ص 408 «فتر»).
۴.الفلاة: القَفْر أو المفازة لا ماءَ فيها، أو الصحراء الواسعة (القاموس المحيط: ج 4 ص 375 «فلا»).
۵.القصد: الرشد. قصد في الأمر قصدا: توسّط وطلب الأسَدّ، ولم يُجاوز الحدّ (المصباح المنير: ص 505 «قصد»).
۶.جمع مقام (بحار الأنوار: ج 69 ص 328).
۷.نشج الباكي ينشِجُ نشيجا: غصّ بالبكاء في حلقه من غير انتحاب (القاموس المحيط: ج 1 ص 209 «نشج»).
۸.النَّسَم: نَفَس الريح إذا كان ضعيفا كالنسيم. وتَنَسَّم: تنفّس. وتَنَسَّمَ النسيمَ: تشمّمه (القاموس المحيط: ج 4 ص 180 «نسم»).
۹.الرَّوح: الراحة والرحمة ونسيم الريح (القاموس المحيط: ج 1 ص 224 «روح»). أي يدعون ويتوقّعون بدعائه تجاوزه عن ذنوبهم (بحار الأنوار: ج 69 ص 329).
۱۰.النُّدْح: الأرض الواسعة، والمنادح: المفاوز (الصحاح: ج 1 ص 409 «ندح»).
۱۱.نهج البلاغة: الخطبة 222، بحار الأنوار: ج 69 ص 325 ح 39.
الإمام الحسن عليه السلام:جاءَ نَفَرٌ مِنَ اليَهودِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَسَأَلَهُ أعلَمُهُم فَقالَ لَهُ: أخبِرني عَن تَفسيرِ: سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: عَلِمَ اللّهُ عز و جل أَنَّ بَني آدَمَ يَكذِبونَ عَلَى اللّهِ عز و جل، فَقالَ: «سُبحانَ اللّهِ»؛ بَراءَةً مِمّا يَقولونَ. وأمّا قَولُهُ: «الحَمدُ للّهِِ»؛ فَإِنَّهُ عَلِمَ أَنَّ العِبادَ لا يُؤَدّونَ شُكرَ نِعمَتِهِ فَحَمِدَ نَفسَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ العِبادُ، وهُوَ أوَّلُ كَلامٍ، لَولا ذلِكَ لَما أنعَمَ اللّهُ تَعالى عَلى أحَدٍ بِنِعمَتِهِ. وقَولُهُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» يَعني وَحدانِيَّتَهُ، لا يَقبَلُ الأَعمالَ إلّا بِها، وهِيَ

امام حسن عليه السلام:گروهى از يهود به نزد پيامبر خدا آمدند. داناترينِ آنان از ايشان سؤال كرد و گفت: مرا از معناى «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است (سبحانَ اللّهِ والحمدُ للّهِ ولا إله إلّا اللّهُ واللّهُ أكبرُ)» آگاه كن. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند عز و جل مى دانست كه آدمى زادگان بر خداوند عز و جل دروغ مى بندند. از اين رو فرمود: پاكا خدا!، براى تبرئه كردن خود از آنچه [در باره او]مى گويند. و اين كه فرمود: ستايش، خداى را به اين خاطر است كه مى دانست بندگان، نعمت هاى او را سپاس نمى گزارند. از اين رو، پيش از آن كه بندگان، او را سپاس گويند، خود، خويشتن را سپاس گفت، و اين، آغازينْ سخن است. اگر نبود اين سپاس گزارى، بى گمان، خداوند متعال، نعمت

۱.يونس: 10.
۲.الرحمن: 60.
۳.علل الشرائع: ص 251 ح 8 عن الحسن بن عبد اللّه عن آبائه، الأمالي للصدوق: ص 255 ح 279 عن الحسن بن عبد اللّه عن أبيه عن جدّه الحسن عليه السلام، الاختصاص: ص 34 عن الحسين بن عبد اللّه عن أبيه عن جدّه عن آبائه عن الإمام الحسين عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 9 ص 294 ح 5.
تنبيه الخواطر عن ابن عبّاس:نَظَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلَى الكَعبَةِ فَقالَ: مَرحَبا بِكِ مِن بَيتٍ، ما أعظَمَكِ وما أعظَمَ حُرمَتَكِ، وَاللّهِ إنَّ المُؤمِنَ أعظَمُ حُرمَةً عِندَ اللّهِ مِنكِ، لِأَنَّ اللّهَ تَعالى حَرَّمَ مِنكِ واحِدَةً وحَرَّمَ مِنَ المُؤمِنِ ثَلاثا: دَمَهُ ومالَهُ وأن يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوءِ. ۱
تنبيه الخواطرـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا به كعبه نگريست و فرمود: «آفرين بر تو خانه! چه بزرگى تو و چه بزرگ است حرمت تو! [امّا] به خدا سوگند كه مؤمن نزد خداوند، با حرمت تر از توست؛ زيرا خداى تعالى از تو تنها يك چيز را حرام كرد و از مؤمن، سه چيز را: مالش را، جانش را، و گمان بد بردن به او را».
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 52.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المُؤمِنِ عِندَ اللّهِ عز و جل كَمَثَلِ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ، وإنَّ المُؤمِنَ عِندَ اللّهِ أعظَمُ مِن ذلِكَ، ولَيسَ شَيءٌ أحَبَّ إلَى اللّهِ مِن مُؤمِنٍ تائِبٍ أو مُؤمِنَةٍ تائِبَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن در نزد خداوند عز و جل، مانند فرشته مقرّب است. مؤمن نزد خداوند، از اين هم بالاتر است. هيچ چيز نزد خداوند، دوست داشتنى تر از مرد يا زن مؤمنِ توبه گر نيست.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 29 ح 33.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيسَ شَيءٌ أكرَمَ عَلَى اللّهِ مِنَ المُؤمِنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ چيز براى خداوند، گرامى تر از مؤمن نيست.
۱.المعجم الصغير: ج 2 ص 47.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ وقد سَألَهُ ابنُ عبّاسٍ عن قولِ اللّهِ عز و جل: «والسّابِقُونَ السابِقُونَ * أُولئكَ المُقَرَّبُونَ.» ۱ ـ: قالَ لي جَبرَئيلُ: ذاكَ عَلِيٌّ وشِيعَتُهُ، هُمُ السابِقونَ إلى الجَنَّةِ المُقَرَّبُونَ مِن اللّهِ بكَرامَتِهِ لَهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در جواب سؤال ابن عبّاس درباره اين آيه: «و پيشتازانِ پيشى گيرنده، آنان مقرّبان اند.» ـ: جبرئيل عليه السلام به من گفت: آنها على و شيعيان اويند. آنان پيشتازان به سوى بهشت هستند و به لطف و كرم خداوند، به او نزديك اند.
۱.الواقعة: 10 و 11.
۲.الأمالي للطوسي: ص 72 ح 104.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لأبي ذر ـ: يا أباذَرٍّ، الدُّنيا سِجنُ المُؤمِنِ وجَنَّةُ الكافِرِ، وما أصبَحَ فيها مُؤمِنٌ إلّا حَزينا، فَكَيفَ لا يَحزَنُ المُؤمِنُ وقَد أوعَدَهُ اللّهُ جَلَّ ثَناؤُهُ أنَّهُ وارِدُ جَهَنَّمَ ولَم يَعِدهُ أنَّهُ صادِرٌ عَنها! ولَيَلقَيَنَّ أعراضا ومُصيباتٍ واُمورا تَغيظُهُ، ولَيُظلَمَنَّ فلا يُنتَصَرُ، يَبتَغي ثَوابا مِنَ اللّهِ تَعالى، فَلا يَزالُ حَزينا حَتّى يُفارِقَها، فَإِذا فارَقَها أفضى إلَى الرّاحَةِ وَالكَرامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! دنيا، زندان مؤمن و بهشت كافر است و هيچ مؤمنى در دنيا نيست، مگر آن كه اندوهگين است، و چگونه مؤمن، اندوهگين نباشد، حالْ آن كه خداوند عز و جلاو را بيمِ در آمدن به دوزخ داده و نويدِ بيرون شدن از آن را به او نداده است؟! بى گمان، او پيشامدها و مصيبت ها و امورى خواهد ديد كه او را به خشم مى آورد، و ستم ها خواهد چشيد، بى آن كه انتقامش گرفته شود و [از اين ره گذر،]پاداشى از خداى متعال مى جويد. پس او هماره اندوهگين است، تا آن گاه كه از دنيا جدا شود و چون از دنيا رفت، به آسايش و كرامت [الهى]مى رسد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 367 ح 2661.
كنزالعمّال عن ابن عمر عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما شَيءٌ أكرمُ على اللّهِ مِن ابنِ آدمَ. قيلَ: يا رسولَ اللّهِ، ولا الملائكةُ؟! قالَ: الملائكةُ مَجْبورونَ، بمنزلةِ الشّمسِ والقمرِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر خدا فرمود: «هيچ چيز نزد خداوند، گرامى تر از فرزند آدم نيست». گفته شد: اى پيامبر خدا! حتّى فرشتگان؟! فرمود: «فرشتگان، [نيز] به سان خورشيد و ماه، مجبورند».
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 192 ح 34621.
الإمام الصّادق عليه السلام:لَمّا اُسرِيَ برسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَضَرتِ الصَّلاةُ، فأذّنَ وأقامَ جَبرئيلُ، فقالَ: يا محمّدُ، تَقدّمْ. فقالَ رسولُ اللّهِ: تَقدّمْ يا جَبرئيلُ. فقالَ لَه: إنّا لا نَتَقدّمُ الآدَمِيّينَ مُنذُ اُمِرْنا بالسُّجودِ لآدمَ عليه السلام. ۱
امام صادق عليه السلام:شبى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به معراج برده شد، وقت نماز رسيد. جبرئيل عليه السلام اذان و اقامه گفت و سپس گفت: اى محمّد! [براى امامت نماز]پيش برو. پيامبر خدا فرمود: «تو پيش برو، اى جبرئيل!». جبرئيل عليه السلام گفت: از آن زمان كه به ما دستور داده شد بر آدم عليه السلام سجده كنيم، خود را بر آدميان مقدّم نمى داريم.
۱.بحار الأنوار: ج 18 ص 404 ح 108.
الدرّ المنثور:أخرَجَ البَيهَقيُّ عن أسماءَ بِنتِ يَزيدَ الأنصاريّةِ أنّها أتَتِ النّبيَّ صلى الله عليه و آله وهُو بَينَ أصحابهِ، فقالَت: بأبي أنتَ واُمّي! إنّي وافِدَةُ النِّساءِ إلَيكَ، واعلَمْ ـ نَفسي لَكَ الفِداءُ ـ أنّهُ ما مِن امرأةٍ كائنَةٍ في شَرقٍ ولاغَربٍ سَمِعَت بمَخرَجي هذا إلّا وهِيَ على مِثلِ رأيِي، إنّ اللّهَ بَعَثَكَ بالحَقِّ إلَى الرِّجالِ والنِّساءِ، فآمَنّا بكَ وبإلهِكَ الّذي أرسَلَكَ، وإنّا مَعشَرَ النِّساءِ مَحصوراتٌ مَقصوراتٌ، قَواعِدُ بُيوتِكُم ومَقضى شَهَواتِكُم وحامِلاتُ أولادِكُم، وإنّكُم مَعاشِرَ الرّجالِ فُضِّلتُم علَينا بالجُمُعَةِ والجَماعاتِ وعِيادَةِ المَرضى وشُهودِ الجَنائزِ والحَجِّ بَعدَ الحَجِّ، وأفضَلُ مِن ذلكَ الجِهادُ في سبيلِ اللّهِ، وإنّ الرّجُلَ

الدرّ المنثور:بيهقى درباره اسماء دختر يزيد انصارى نقل مى كند كه وى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ـ كه در جمع اصحاب نشسته بود ـ آمد و گفت: پدر و مادرم به فدايت! من به نمايندگى از طرف زن ها نزد شما آمده ام. فدايت شوم! بِدان كه هيچ زنى در شرق و غرب عالم نيست كه سخن مرا بشنود، مگر اين كه با من هم رأى خواهد بود. خداوند، تو را به حق، به سوى مردان و زنان فرستاد و ما هم به تو و خدايى كه تو را فرستاده است، ايمان آورديم. ما طايفه زنان، محدود و محصور هستيم و اساس خانه هاى شماييم و خواهش هاى شما را بر مى آوريم و فرزندان شما را حامله مى شويم؛ امّا شما مردها بر ما با [رفتن به]نماز جمعه و نماز جماعت و عيادت بيماران و تشييع جنازه و پياپى حج گزارى و بالاتر از همه اينها، جهاد در راه خدا، برترى داده شده ايد.

۱.هكذا في المصدر، والظاهر «وربّينا لكم أولادكم».
۲.الدرّ المنثور: ج 2 ص 518.
الإمام عليّ عليه السلامـ في خُطبَةٍ ذَكَرَ فيهَا النِّعمَةَ بِرَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: اُنظُروا إلى مَواقِعِ نِعَمِ اللّهِ عَلَيهِم حينَ بَعَثَ إلَيهِم رَسولاً، فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طاعَتَهُم، وجَمَعَ عَلى دَعوَتِهِ اُلفَتَهُم، كَيفَ نَشَرَتِ النِّعمَةُ عَلَيهِم جَناحَ كَرامَتِها، وأسالَت لَهُم جَداوِلَ نَعيمِها، وَالتَفَّتِ المِلَّةُ بِهِم في عَوائِدِ بَرَكَتِها، فَأَصبَحوا في نَعمَتِها غَرِقينَ، وفي خُضرَةِ عَيشِها فَكِهينَ! ۱
امام على عليه السلامـ در خطبه اى كه نعمت وجود پيامبر خدا را بيان مى فرمايد ـ: به جايگاه هاى نعمت هاى خدا بر آنان، بنگريد، آن گاه كه پيامبرى به سويشان فرستاد و با آيين او، پيمان اطاعتشان را استوار ساخت و با دعوت او، اُلفتشان را فراهم آورد و اين كه چگونه نعمت، بال كرامت خود را بر سرِ آنان گشود و جويبارهاى بهره مندى را به سوى آنان، روان ساخت و آيين، آنان را بر سر سفره بركتش به هم پيوند داد، تا آن كه غرق در نعمت ها و برخوردار از طراوت زندگى شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ البَلاءَ لِلظّالِمِ أدَبٌ، ولِلمُؤمِنِ امتِحانٌ، ولِلأَنبِياءِ دَرَجَةٌ، ولِلأَولِياءِ كَرامَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بلا براى ستمگر، [وسيله] ادب، و براى مؤمن، آزمون، و براى پيامبران، درجه، و براى اوليا كرامت است.
۱.جامع الأخبار: ص 310 ح 852.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ البَلاءَ. لِلأَنبِياءِ دَرَجَةٌ، ولِلأَولِياءِ كَرامَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا بلا. براى پيامبران، درجه، و براى دوستان خدا، كرامت است.
۱.جامع الأخبار: ص 310 ح 852.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ ربَّكُم واحِدٌ، وإنّ أباكُم واحِدٌ، ودِينُكُم واحِدٌ، ونَبيُّكُم واحِدٌ، ولا فَضلَ لِعَرَبيٍّ على عَجَميٍّ، ولا عَجَميٍّ على عَرَبيٍّ، ولا أحمَرَ على أسوَدَ، ولا أسوَدَ على أحمَرَ، إلّا بالتَّقوى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا پروردگار شما يكى است و پدر شما يكى و دين شما يكى و پيامبرتان يكى. هيچ عربى بر هيچ عجمى برترى ندارد و نيز هيچ عجمى بر هيچ عربى، و هيچ سفيدى بر هيچ سياهى، و هيچ سياهى بر هيچ سفيدى، مگر به تقوا.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 93 ح 5655.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردتقوا +4 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا دَخَلَ البَيتَ عامَ الفَتحِ ومَعهُ الفَضلُ بنُ عبّاسٍ واُسامَةُ بنُ زَيدٍ، ثُمّ خَرَجَ فأخَذَ بحَلْقَةِ البابِ ـ: الحَمدُ للّهِ الّذي صَدَقَ عَبدَهُ، وأنجَزَ وَعدَهُ، وغَلَبَ الأحزابَ وَحدَهُ، إنّ اللّهَ أذهَبَ نَخوَةَ العَرَبِ وتَكَبُّرَها بآبائها، وكُلُّكُم مِن آدَمَ وآدَمُ مِن تُرابٍ، وان أكرَمُكُم عِندَ اللّهِ أتقاكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه در سال فتح مكّه، همراه فضل بن عبّاس و اُسامة بن زيد، داخل خانه خدا شد و سپس بيرون آمد و دستگيره در را گرفت ـ: ستايش، خداوندى را كه بنده اش را تصديق كرد و وعده اش را به انجام رساند و به تنهايى، بر همه احزاب چيره گشت. خداوند، نخوت عرب و نازيدن آنها به پدرانشان را از بين برد. همه شما از آدم هستيد و آدم از خاك و ارجمندترينِ شما نزد خداوند، باتقواترينِ شماست.
۱.مشكاة الأنوار: ص 120 ح 283.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردتقوا +4 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن أحَدٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ يُحِبُّ أن يَرجِعَ إلى الدنيا، وأنّ لَهُ ما على الأرضِ مِن شَيءٍ، غيرَ الشهيدِ؛ فإنّهُ يَتَمَنّى أن يَرجِعَ فَيُقتَلَ عَشرَ مَرّاتٍ، لِما يَرى مِنَ الكَرامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس نيست كه به بهشت برود و [در عين حال]دوست داشته باشد به دنيا بر گردد و از آنچه بر روى زمين است، برخوردار شود، مگر شهيد كه بر اثر مشاهده كرامت [ـِ شهادت]، آرزو مى كند بر گردد تا ده بار ديگر، كشته شود.
۱.صحيح مسلم: ج 3 ص 1498 ح 109.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتکلیدهای بهشتجهاد +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عز و جل: إنّي لَم اُغنِ الغَنِيَّ لِكَرامَةٍ بِهِ عَلَيَّ، ولكِنَّهُ مِمَّا ابتَلَيتُ بِهِ الأَغنِياءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل مى فرمايد: «هر آينه من، توانگر را بدان جهت كه نزدم كرامتى دارد، توانگرى نبخشيده ام؛ بلكه براى مبتلا ساختنِ توانگران است».
۱.تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 91.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۱۹