حدیث دربارهتفسير تسبيح
الإمام الحسن عليه السلام:جاءَ نَفَرٌ مِنَ اليَهودِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَسَأَلَهُ أعلَمُهُم فَقالَ لَهُ: أخبِرني عَن تَفسيرِ: سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ.
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: عَلِمَ اللّهُ عز و جل أَنَّ بَني آدَمَ يَكذِبونَ عَلَى اللّهِ عز و جل، فَقالَ: «سُبحانَ اللّهِ»؛ بَراءَةً مِمّا يَقولونَ.
وأمّا قَولُهُ: «الحَمدُ للّهِِ»؛ فَإِنَّهُ عَلِمَ أَنَّ العِبادَ لا يُؤَدّونَ شُكرَ نِعمَتِهِ فَحَمِدَ نَفسَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ العِبادُ، وهُوَ أوَّلُ كَلامٍ، لَولا ذلِكَ لَما أنعَمَ اللّهُ تَعالى عَلى أحَدٍ بِنِعمَتِهِ.
وقَولُهُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» يَعني وَحدانِيَّتَهُ، لا يَقبَلُ الأَعمالَ إلّا بِها، وهِيَ كَلِمَةُ التَّقوى، يُثقِلُ اللّهُ بِهَا المَوازينَ يَومَ القِيامَةِ.
وأمّا قَولُهُ: «اللّهُ أكبَرُ»، فَهِيَ كَلِمَةٌ أعلَى الكَلِماتِ وأحَبُّها إلَى اللّهِ عز و جل؛ يَعني أنَّهُ لَيسَ شَيءٌ أكبرَ مِنهُ، ولا تَصِحُّ الصَّلاةُ إلّا بِها لِكَرامَتِها عَلَى اللّهِ عز و جل، وهُوَ الاِسمُ الأَعَزُّ الأَكرَمُ.
قالَ اليَهودِيُّ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ. فَما جَزاءُ قائِلِها؟
قالَ: إذا قالَ العَبدُ: «سُبحانَ اللّهِ»، سَبَّحَ مَعَهُ ما دونَ العَرشِ، فَيُعطى قائِلُها عَشرَ أمثالِها. وإذا قالَ: «الحَمدُ للّهِِ»، أنعَمَ اللّهُ عَلَيهِ بِنِعَمِ الدُّنيا مَوصولاً بِنِعَمِ الآخِرَةِ، وهِيَ الكَلِمَةُ الَّتي يَقولُها أهلُ الجَنَّةِ إذا دَخَلوها، ويَنقَطِعُ الكَلامُ الَّذي يَقولونَهُ فِي الدُّنيا ما خَلَا الحَمدُ للّهِِ؛ وذلِكَ قَولُهُ تَعالى: «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ۱. وأمّا قَولُهُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، فَثَمَنُهَا الجَنَّةُ؛ وذلِكَ قَولُ اللّهِ تَعالى: «هَلْ جَزَاءُ الْاءِحْسَـنِ إِلَا الْاءِحْسَـنُ» ۲ قالَ: هَل جَزاءُ مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» إلَا الجَنَّةُ.
فَقالَ اليَهودِيُّ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ. ۳
امام حسن عليه السلام:گروهى از يهود به نزد پيامبر خدا آمدند. داناترينِ آنان از ايشان سؤال كرد و گفت: مرا از معناى «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است (سبحانَ اللّهِ والحمدُ للّهِ ولا إله إلّا اللّهُ واللّهُ أكبرُ)» آگاه كن.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند عز و جل مى دانست كه آدمى زادگان بر خداوند عز و جل دروغ مى بندند. از اين رو فرمود: پاكا خدا!، براى تبرئه كردن خود از آنچه [در باره او]مى گويند.
و اين كه فرمود: ستايش، خداى را به اين خاطر است كه مى دانست بندگان، نعمت هاى او را سپاس نمى گزارند. از اين رو، پيش از آن كه بندگان، او را سپاس گويند، خود، خويشتن را سپاس گفت، و اين، آغازينْ سخن است. اگر نبود اين سپاس گزارى، بى گمان، خداوند متعال، نعمت خويش را به هيچ كس ارزانى نمى داشت.
و عبارت معبودى جز خدا نيست، به معناى يكتايى اوست. اَعمال را جز با اين عقيده (توحيد) نمى پذيرد، و اين عبارت، كلمه پرهيزگارى است. در روز رستاخيز، خداوند با اين عقيده، ترازوها [ى اعمال] را سنگين مى كند.
و جمله خدا بزرگ تر است، عالى ترين سخن و محبوب ترين سخن در نزد خداوند عز و جل است؛ يعنى هيچ چيزى بزرگ تر از او نيست، و نماز، جز با آن، درست نيست؛ زيرا كه اين سخن، در نزد خداوند عز و جل سخنى ارجمند است، و عزيزترين و ارجمندترين نام است».
يهودى گفت: درست گفتى، اى محمّد! پاداش گوينده اينها چيست؟
فرمود: «هر گاه بنده بگويد: پاكا خدا!، همه آفريدگان زير عرش، هم صدا با او تسبيح مى گويند و ده برابر آن به گوينده اش پاداش داده مى شود، و هر گاه بگويد: ستايش، خداى را، خداوند، نعمت هاى دنيا را و در پى آن، نعمت هاى آخرت را به او ارزانى مى دارد. اين، جمله اى است كه اهل بهشت، هر گاه وارد آن شوند، مى گويند، و همه سخنانى كه در دنيا مى گفتند، قطع مى شود، بجز جمله ستايش، خداى را. خداى متعال، در اين باره فرموده است: «نيايششان در آن: پاكا تو ـ بار خدايا ـ، و درودشان در آن: سلام، و واپسين نيايششان اين است كه: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» ، و امّا جمله معبودى جز خدا نيست، بهايش بهشت است. خداوند متعال مى فرمايد: «آيا سزاى نيكى كردن، جز نيكى كردن است؟» . آيا سزاى كسى كه مى گويد: معبودى جز خدا نيست، چيزى جز بهشت است؟».
يهودى گفت: درست گفتى، اى محمّد!