نتایج جستجو برای «پدر نه امام»: ۸ حدیث
كفاية الأثر عن عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة:كُنتُ عِندَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام إذ دَخَلَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ الأَصغَرُ، فَدَعاهُ الحُسَينُ عليه السلام وضَمَّهُ إلَيهِ ضَمّا وقَبَّلَ ما بَينَ عَينَيهِ، ثُمَّ قالَ: بِأَبي أنتَ ما أطيَبَ ريحَكَ وأحسَنَ خغلقَكَ! فَتَداخَلَني مِن ذلِكَ، فَقُلتُ: بِأَبي واُمّي يَابنَ رَسولِ اللّهِ، إن كانَ ما نَعوذُ بِاللّهِ أن نَراهُ فيكَ، فَإِلى مَن؟ قالَ: إلى عَلِيًّ ابني هذا، هُوَ الإِمامُ وأبُو الأَئِمَّةِ. ۱
كفاية الأثرـ به نقل از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عُتبه ـ: نزد امام حسين عليه السلام بودم كه فرزندش على اصغر (امام زين العابدين عليه السلام) وارد شد. امام حسين عليه السلام او را صدا زد و سخت در آغوشش گرفت و ميان پيشانى او را بوسيد و سپس فرمود: «پدرم فدايت! چه قدر بويت خوش و خويَت زيباست!». از اين ماجرا، چيزى به دلم افتاد و گفت: پدر و مادرم فدايت، اى فرزند پيامبر خدا! پناه بر خدا، اگر حادثه اى براى شما اتّفاق بيفتد، به سوى كه برويم؟ فرمود: «به سوى اين فرزندم، على، كه امام است و پدرِ امامان».
۱.كفاية الأثر: ص234.
كمال الدين بإسناده عن الحسين بن عليّ عن أبيه عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، أنتَ وَالأَئِمَّةُ مِن وُلدِكَ بَعدي حُجَجُ اللّهِ عز و جلعَلى خَلقِهِ، وأعلامُهُ في بَرِيَّتِهِ، مَن أنكَرَ واحِدا مِنكُم فَقَد أنكَرَني، ومَن عَصى واحِدا مِنكُم فَقَد عَصاني، ومَن جَفا واحِدا مِنكُم فَقَد جَفاني، ومَن وَصَلَكُم فَقَد وَصَلَني، ومَن أطاعَكُم فَقَد أطاعَني، ومَن والاكُم فَقَد والاني، ومَن عاداكُم فَقَد عاداني، لِأَنَّكُم مِنّي، خُلِقتُم مِن طينَتي وأنَا مِنكُم. ۱
كمال الدينـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى على! تو و امامان از نسل تو، پس از من، حجّت هاى خدا بر خلق او هستند و نشانه هاى هدايت در ميان مردمان. هر كس يك تن از آنان را انكار كند، مرا انكار كرده است و هر كس يكى از شما را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است و هر كس به يك نفر از شما جفا كند، به من جفا كرده است و هر كس به شما بپيوندد، به من پيوسته است و هر كس از شما اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و هر كس با شما دوستى كند، با من دوستى كرده است و هر كس با شما دشمنى ورزد، با من دشمنى ورزيده است؛ زيرا شما از گِل من آفريده شده ايد و من از شمايم».
۱.كمال الدين: ص413 ح13 عن محمّد بن الفضيل عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج23 ص97 ح4.
كفاية الأثر عن أبي خالد الكابلي عن عليّ بن الحسين عن أبيه الحسين بن عليّ عليهماالسلام:دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُتَفَكِّرٌ مَغمومٌ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، مالي أراكَ مُتَفَكِّرا؟ قالَ: يا بُنَيَّ، إنَّ الرّوحَ الأَمينَ قَد أتاني، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، العَلِيُّ الأَعلى يُقرِئُكَ السَّلامَ ويَقولُ لَكَ: إنَّكَ قَد قَضَيتَ نُبُوَّتَكَ وَاستَكمَلتَ أيّامَكَ، فَاجعَلِ الاِسمَ الأَكبَرَ وميراثَ العِلمِ وآثارَ عِلمِ النُّبُوَّةِ عِندَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، فَإِنّي لا أترُكُ الأَرضَ إلاّ وفيها عالِمٌ يُعرَفُ بِهِ طاعَتي ويُعرَفُ بِهِ وِلايَتي، فَإِنّي لَم أقطَع عِلمَ ۱ النُّبُوَّةِ مِنَ الغَيبِ مِن ذُرِّيَّتِكَ كَما لَم أقطَعها مِن ذُرِّيّاتِ

كفاية الأثرـ به نقل از ابوخالد كابلى، از امام زين العابدين، از امام حسين عليهماالسلامـ: بر پيامبر خدا درآمدم و چون متفكّر و غمگين و اندوهگين بود، پرسيدم: اى پيامبر خدا! چه شده است كه تو را انديشناك مى بينم؟ فرمود: «اى پسر عزيزم! روح الأمين، نزد من آمد و گفت: اى پيامبر خدا! [خداى]والاى برتر، به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: تو پيامبرى ات را تمام كردى و روزگارت را به پايان بردى. پس اسم اكبر [خدا] و ميراث علمى و آثار علم نبوّت را نزد على بن ابى طالب بگذار كه من، زمين را رها نمى كنم، جز آن كه در آن، عالمى باشد كه طاعت و ولايت من، با او شناخته شود كه من، آگاهى از غيب را از نسل تو نمى گُسلم، همان گونه كه از نسل ديگر پيامبرانِ ميان تو و آدم عليه السلام نگسستم». گفتم: اى پيامبر خدا! پس از تو چه

۱.في المصدر: «على النبوّة»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.كفاية الأثر: ص 178، بحار الأنوار: ج 36 ص 345 ح 212.
كفاية الأثر بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ فيما بَشَّرَني بِهِ: يا حُسَينُ، أنتَ السَّيِّدُ ابنُ السَّيِّدِ أبُو السّادَةِ، تِسعَةٌ مِن وُلدِكَ أئِمَّةٌ اُمَناءُ، التّاسِعُ قائِمُهُم، أنتَ الإِمامُ ابنُ الإِمامِ أبُو الأَئِمَّةِ، تِسعَةٌ مِن صُلبِكَ أئِمَّةٌ أبرارٌ، وَالتّاسِعُ مَهدِيُّهُم يَملَأُ الأَرضَ قِسطا وعَدلاً، يَقومُ في آخِرِ الزَّمانِ كَما قُمتُ في أوَّلِهِ. ۱
كفاية الأثرـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا، در بشارت هايى كه به من داد، مى فرمود: «اى حسين! تو سَرور، فرزندِ سَرور و پدر سَرورانى. نُه تن از فرزندانت، امامان امين اند. نهمينِ آنان، قائِم آنان است. تو امام، پسر امام و پدرِ امامانى. نُه تن از پشتِ تو، امامان و نيكان هستند و نهمين، مهدىِ آنان است كه زمين را از عدل و داد، آكَنده مى سازد و در آخر زمان، قيام مى كند، همان گونه كه من در اوّل زمان، قيام كردم».
۱.كفاية الأثر: ص 176 عن عبد اللّه بن إبراهيم عن أبيه عن جدّه عن الإمام زين العابدين عليه السلام، بحار الأنوار: ج 36 ص 344 ح 210.
كفاية الأثر بإسناده عن الحسين عليه السلام:قالَت لي اُمّي فاطِمَةُ عليهاالسلام: لَمّا وَلَدتُكَ دَخَلَ إلَيَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَناوَلتُكَ إيّاهُ في خِرقَةٍ صَفراءَ، فَرَمى بِها وأخَذَ خِرقَةً بَيضاءَ لَفَّكَ فيها، وأذَّنَ في اُذُنِكَ الأَيمَنِ وأقامَ في اُذُنِكَ الأَيسَرِ. ثُمَّ قالَ: يا فاطِمَةُ، خُذيهِ فَإِنَّهُ أبُو الأَئِمَّةِ، تِسعَةٌ مِن وُلدِهِ أئِمَّةٌ أبرارٌ وَالتّاسِعُ مَهدِيُّهُم. ۱
كفاية الأثرـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: مادرم فاطمه عليهاالسلام به من فرمود: «چون تو را به دنيا آوردم، پيامبر خدا بر من درآمد و من، تو را در پارچه اى زرد به ايشان دادم. پارچه را كنار انداخت و پارچه اى سفيد گرفت و تو را در آن پيچيد و در گوش راستت، اذان و در گوش چپت، اقامه گفت. سپس فرمود: «اى فاطمه! او را بگير كه پدرِ امامان است، نُه تن از فرزندانش، امامانى نيك اند و نُهمين آنان، مهدىِ آنهاست».
۱.كفاية الأثر: ص 197 عن يونس بن ظبيان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 36 ص 352 ح 222.
كفاية الأثر عن زيد بن عليّ عن عليّ بن الحسين عن أبيه الحسين بن عليّ عليهم السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا حُسَينُ، أنتَ الإِمامُ وأخُو الإِمامِ وَابنُ الإِمامِ، تِسعَةٌ مِن وُلدِكَ اُمَناءُ مَعصومونَ، وَالتّاسِعُ مَهدِيُّهُم، فَطوبى لِمَن أحَبَّهُم، وَالوَيلُ لِمَن أبغَضَهُم. ۱
كفاية الأثرـ به نقل از زيد بن على، از امام سجّاد از پدرش امام حسين عليهماالسلامـ: پيامبر خدا فرمود: «اى حسين! تو امام، برادرِ امام و پسرِ امام هستى. نُه تن از فرزندانت، امين و معصوم اند و نهمينِ آنان، مهدىِ آنهاست. خوشا به حال كسى كه آنان را دوست بدارد و بدا به حال كسى كه ايشان را دشمن بدارد!».
۱.كفاية الأثر: ص 299، بحار الأنوار: ج 36 ص 361 ح 231.
فاطمة عليهاالسلام:دَخَلَ إليَّ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندَ وِلادَتي الحُسَينَ عليه السلام فَناوَلتُهُ إيّاهُ في خِرقةٍ صَفراءَ، فَرَمى بِها وَأخَذَ خِرقَةً بَيضاءَ وَلَفَّهُ فيها ثُمَّ قالَ: خُذيهِ يا فاطِمَةُ فَإنَّهُ امامُ ابنُ امامٍ أبو الأئِمَّةِ التِسعَةِ، مِن صُلبِهِ ائِمَّةٌ أبرارٌ وَالتّاسِعُ قائِمُهُم. ۱
فاطمه عليهاالسلام:پس از آن كه حسين عليه السلام را به دنيا آوردم، رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد من آمد. طفل را در پارچه اى زرد رنگ، به دست آن حضرت دادم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن پارچه را دور انداخت و پارچه سفيدى گرفت و حسين را در آن پيچيد. آن گاه فرمود: بگيرش اى فاطمه، كه او امام است و فرزند امام. او پدر نُه امام بزرگوارى است كه از صُلب او به دنيا مى آيند و نُهمين آنان قائم است.
۱.كفاية الأثر: 194.
فاطمة عليها السلام:دَخَلَ إليَّ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندَ وِلادَتي الحُسَينَ عليه السلام فَناوَلتُهُ إيّاهُ في خِرقةٍ صَفراءَ، فَرَمى بِها وَ أخَذَ خِرقَةً بَيضاءَ وَ لَفَّهُ فيها ثُمَّ قالَ: خُذيهِ يا فاطِمَةُ فَإنَّهُ امامُ ابنُ امامٍ أبو الأئِمَّةِ التِسعَةِ، مِن صُلبِهِ ائِمَّةٌ أبرارٌ وَ التّاسِعُ قائِمُهُم. ۱
فاطمه عليها السلام:پس از آن كه حسين عليه السلام را به دنيا آوردم، رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد من آمد. طفل را در پارچه اى زرد رنگ، به دست آن حضرت دادم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن پارچه را دور انداخت و پارچه سفيدى گرفت و حسين را در آن پيچيد. آن گاه فرمود: بگيرش اى فاطمه، كه او امام است و فرزند امام. او پدر نُه امام بزرگوارى است كه از صُلب او به دنيا مى آيند و نُهمين آنان قائم است.
۱.كفاية الأثر: 194.