حدیث دربارهپدر نُه امام
كفاية الأثر عن أبي خالد الكابلي عن عليّ بن الحسين عن أبيه الحسين بن عليّ عليهماالسلام:دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُتَفَكِّرٌ مَغمومٌ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، مالي أراكَ مُتَفَكِّرا؟
قالَ: يا بُنَيَّ، إنَّ الرّوحَ الأَمينَ قَد أتاني، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، العَلِيُّ الأَعلى يُقرِئُكَ السَّلامَ ويَقولُ لَكَ: إنَّكَ قَد قَضَيتَ نُبُوَّتَكَ وَاستَكمَلتَ أيّامَكَ، فَاجعَلِ الاِسمَ الأَكبَرَ وميراثَ العِلمِ وآثارَ عِلمِ النُّبُوَّةِ عِندَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، فَإِنّي لا أترُكُ الأَرضَ إلاّ وفيها عالِمٌ يُعرَفُ بِهِ طاعَتي ويُعرَفُ بِهِ وِلايَتي، فَإِنّي لَم أقطَع عِلمَ ۱ النُّبُوَّةِ مِنَ الغَيبِ مِن ذُرِّيَّتِكَ كَما لَم أقطَعها مِن ذُرِّيّاتِ الأَنبياءِ الَّذينَ كانوا بَينَكَ وبَينَ أبيكَ آدَمَ.
قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، فَمَن يَملِكُ هذَا الأَمرَ بَعدَكَ؟
قالَ: أبوكَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، أخي وخَليفَتي، ويَملِكُ بَعدَ عَلِيٍّ الحَسَنُ، ثُمَّ تَملِكُ أنتَ وتِسعَةٌ مِن صُلبِكَ، يَملِكُهُ اثنا عَشَرَ إماما، ثُمَّ يَقومُ قائِمُنا يَملَأُ الدُّنيا قِسطا وعَدلاً كَما مُلِئَت جَورا وظُلما، ويَشفي صُدورَ قَومٍ مُؤمِنينَ هُم شيعَتُهُ. ۲
كفاية الأثرـ به نقل از ابوخالد كابلى، از امام زين العابدين، از امام حسين عليهماالسلامـ: بر پيامبر خدا درآمدم و چون متفكّر و غمگين و اندوهگين بود، پرسيدم: اى پيامبر خدا! چه شده است كه تو را انديشناك مى بينم؟
فرمود: «اى پسر عزيزم! روح الأمين، نزد من آمد و گفت: اى پيامبر خدا! [خداى]والاى برتر، به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: تو پيامبرى ات را تمام كردى و روزگارت را به پايان بردى. پس اسم اكبر [خدا] و ميراث علمى و آثار علم نبوّت را نزد على بن ابى طالب بگذار كه من، زمين را رها نمى كنم، جز آن كه در آن، عالمى باشد كه طاعت و ولايت من، با او شناخته شود كه من، آگاهى از غيب را از نسل تو نمى گُسلم، همان گونه كه از نسل ديگر پيامبرانِ ميان تو و آدم عليه السلام نگسستم».
گفتم: اى پيامبر خدا! پس از تو چه كسى اختياردار اين كار است؟
فرمود: «پدرت على بن ابى طالب، برادر و جانشين من است و پس از على، حسن، فرمان رواست و سپس، تو و نُه فرزندت، دوازه امامى هستيد كه ولايت را در اختيار داريد. سپس، قائم ما قيام مى كند و دنيا را از انصاف و عدل، آكَنده مى سازد؛ همان گونه كه از ظلم و ستم، پُر شده است و سينه گروهى را كه مؤمن و پيرو او هستند، شفا مى دهد».