فیلترها
نتایج جستجو برای «نجات»: ۱۱۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الحسن عليه السلام:العَقلُ أفضَلُ ما وَهَبَهُ اللّهُ تَعالى لِلعَبدِ؛ إذ بِهِ نَجاتُهُ فِي الدُّنيا مِن آفاتِها وسَلامَتُهُ فِي الآخِرَةِ مِن عَذابِها. ۱
امام حسن عليه السلام:خرد، بهترين بخشش خداوند متعال به بنده است؛ زيرا بِدان از آفت هاى دنيا مى رَهد و از عذاب دوزخ در امان مى ماند.
۱.إرشاد القلوب: ص 199.
عنه عليه السلامـ في صِفَةِ بِعثَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: بَعَثَهُ بِالحَقِّ دالاًّ عَلَيهِ وهادِيًا إلَيهِ، فَهَدانا بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَاستَنقَذَنا بِهِ مِنَ الجَهالَةِ. ۱
امام على عليه السلامـ در توصيف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند، او را به حق بر انگيخت تا بر او راهنما باشد و به سوى او هدايت كند. خداوند، ما را به وسيله او از گم راهى رهانيد و از نادانى، نجات داد.
۱.بحار الأنوار: ج 4 ص 266 ح 14 عن الحارث الأعور.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتراه های معرفت +1 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ: ولَم يُخلِ اللّهُ سُبحانَهُ خَلقَهُ مِن نَبِيٍّ مُرسَلٍ أو كِتابٍ مُنزَلٍ. إلى أن بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّدًا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لاِءِنجازِ عِدَتِهِ، وإتمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأخوذًا عَلَى النَّبِيّينَ ميثاقُهُ، مَشهورَةً سِماتُهُ، كَريمًا ميلادُهُ، وأهلُ الأَرضِ (الأَرَضينَ) يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وأهواءٌ مُنتَشِرَةٌ، وطَرائِقُ (طَوائِفُ) مُتَشَتِّتَةٌ، بَينَ مُشَبِّهٍ لِلّهِ بِخَلقِهِ، أو مُلحِدٍ فِي اسمِهِ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ، فَهَداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وأنقَذَهُم بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ. ۱
امام على عليه السلام:. تا آن كه خداوندِ سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را فرستاده خود كرد تا وعده هايش را به ثمر برساند و نبوّت را پايان ببخشد، در حالى كه براى او از همه پيامبران، پيمان گرفته بود. نشانه هايش در نزد همه انبيا شهرت داشت و ولادت او براى همه، گرامى بود. در آن روزگار، مردمان، ملّت هايى پراكنده، داراى خواسته هاى گوناگون و شيوه هاى (/ دسته جات) مختلف بودند. برخى، خداوند را به مخلوقات، شبيه مى كردند و برخى ديگر، ملحد به نام هاى خداوند بودند [و صفات خالق را از براى مخلوق ثابت مى كردند] و يا به غير خدا اشاره مى كردند [و آثار عالَم را به غير خدا نسبت مى دادند]خداوند به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله، آنان را از گم راهى رهانيد و از نادانى، نجات داد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحار الأنوار: ج 18 ص 216 ح 48.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتراه های معرفت +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَا استَودَعَ اللّهُ امرَأً عَقلاً إلاَّ استَنقَذَهُ بِهِ يَومًا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را به كسى به امانت نمى سپرد، مگر آن كه روزى، او را بدان نجات مى بخشد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 407، الأمالي للطوسي: ص 56 ح 79 عن داوود بن سليمان الغازي عن الإمام الرضا عليه السلام؛ نثرالدرّ: ج 1 ص 168، الفردوس: ج 4 ص 90 ح 6279 عن أنس، ربيع الأبرار: ج 3 ص 137.
الإمام عليّ عليه السلام:العَقلُ يَهدي ويُنجي، وَالجَهلُ يُغوي ويُردي. ۱
امام على عليه السلام:خرد، هدايت مى كند و نجات مى بخشد، و نادانى، گم راه مى سازد و پَست مى گرداند.
۱.غرر الحكم: ح 2151، عيون الحكم والمواعظ: ص 67 ح 1712.
عنه عليه السلام:زِيادَةُ العَقلِ تُنجي. ۱
امام على عليه السلام:فراوانى خرد، نجات مى بخشد.
۱.غرر الحكم: ح 5484، عيون الحكم والمواعظ: ص 277 ح 5048.
عنه عليه السلام:ثَمَرَةُ العَقلِ العَمَلُ لِلنَّجاةِ. ۱
امام على عليه السلام:ميوه خردمندى، عمل براى نجات است.
۱.غرر الحكم: ح 4626، عيون الحكم والمواعظ: ص 209 ح 4195.
عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: إذا خُلِّيَ عِنانُ العَقلِ ولَم يُحبَس عَلى هَوى نَفسٍ أو عادَةِ دينٍ أو عَصَبِيَّةٍ لِسَلَفٍ، وَرَدَ بِصاحِبِهِ عَلَى النَّجاةِ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: اگر زمام خرد، رها شود و در حبسِ تمايلات نفْس يا عادت هاى دينى و يا تعصّب گذشتگان نباشد، صاحبش را به نجات مى رساند.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 343 ح 950.
عنه عليه السلام:رَأيُ العاقِلِ يُنجي. ۱
امام على عليه السلام:رأى خردمند، نجات بخش است.
۱.غرر الحكم: ح 5424، عيون الحكم والمواعظ: ص 269 ح 4940.
عنه عليه السلامـ أيضًا ـ: يا هِشامُ، لِكُلِّ شَيءٍ دَليلٌ، ودَليلُ العاقِلِ التَّفَكُّرُ، ودَليلُ التَّفَكُّرِ الصَّمتُ. ولِكُلِّ شَيءٍ مَطِيَّةٌ، ومَطِيَّةُ العاقِلِ التَّواضُعُ، وكَفى بِكَ جَهلاً أن تَركَبَ ما نُهيتَ عَنهُ.
يا هِشامُ، لَو كانَ في يَدِكَ جَوزَةٌ وقالَ النّاسُ: في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ، ما كانَ يَنفَعُكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها جَوزَةٌ، ولَو كانَ في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ وقالَ النّاسُ: إنَّها جَوزَةٌ، ما ضَرَّكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها لُؤلُؤَةٌ.
يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ، فَأَحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً لِلّهِ، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأعقَلُهُم أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ.
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هِشام بن حَكَم ـ: اى هشام! هر چيزى را نشانه اى است و نشانه خردمند، انديشه كردن است و نشانه انديشه كردن، سكوت است، و هر چيزى را مركبى است و مركب خردمند، فروتنى است. براى نادانى تو، همين بس كه كارى را كه از آن نهى شده اى، انجام دهى.
اى هشام! اگر در دست تو گردويى بود و مردم گفتند: «در دست تو دُرّى است» و تو مى دانى گردوست، [سخن آنان] تو را سودى نمى بخشد، و اگر در دست تو دُرّى بود و مردم گفتند: «گردوست»، [از سخن آنان]آسيبى به تو نمى رسد، تا زمانى كه تو مى دانى كه دُرّ است.
اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولان را به سوى مردمْ مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه مردم از خداوند، خرد دريافت كنند [و از بينش الهى برخوردار گردند]. پس بهترين كسانى كه پيامبران را اجابت مى كنند،
۱.تحف العقول: ص 386، الكافي: ج 1 ص 16 ح 12 نحوه وفيه «دليل العقل» بدل «دليل العاقل» و «قليل العمل من العالم» بدل «قليل العمل من العاقل» وكلاهما عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 138 ح 30.
۲.در احاديث متعددى به موضوع «دريافت خِرد (عقل) از خداوند متعال» با جملاتى نظير «عقل عن اللّه»، «ليعقلوا عن اللّه»، «يعقل عن اللّه»، «لم يعقل عن اللّه» اشاره شده است. علاّمه مجلسى رحمه اللهدر بيان مقصود از اين جمله مى فرمايد: «عقل عن اللّه، أى حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهى إلى اللّه بأن أخذه عن أنبياءه وحججه، اما بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر؛ عقل عن اللّه، يعنى معرفت ذات و صفات و احكام شرع خداوندى برايش حاصل شد، و يا اين كه خداوند به وى خِرد عطا كرد، و يا اين كه به امور و حقايق از طريق پيامبران و حجّت هاى الهى و يا بدون واسطه آگاه گشت، و يا اين كه خِردش به آن جا رسيد كه خداوند بدون فراگيرى از انسانى، دانش هايش را به وى افاضه مى كند» (بحار الأنوار: ج 1 ص 138).
با عنايت به آنچه در مقدمه اين بخش درباره معناى «عقل» در قرآن و احاديث اسلامى ذكر شد، مى توان گفت مقصود از «عقل»، نور و بينش و يا بصيرتى است كه انسان در پر تو آن، حق را از باطل تميز مى دهد، چنان كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهنقل شده است كه: «العقل نور فى القلب يفرق به بين الحق والباطل؛ خرد، نورى است در دل كه بدان، حق را از باطل جدا مى كند» (ر. ك: ح 2).
همه انسان ها در ژرفاى وجود خود، از اين نور برخوردارند. انبياء الهى آمده اند تا با موانع شكوفايى نور خِرد در وجود انسان مبارزه كنند و زمينه پرورش آن را فراهم سازند، تا با شكوفا شدن عقل، انسان به نور علم دست يابد، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «ليس العلم بكثرة التعلّم. إنّما هو نور يقع في قلب مَن يريد اللّه تبارك وتعالى أن يهديه؛ دانش، به زياد آموختن نيست. همانا دانش، نورى است كه در دل هر كس كه خداوند متعال بخواهد او را هدايت كند، قرار مى گيرد» (ر. ك: ج 2 ح 1283).
بنا بر اين، يكى از مهم ترين دلايل بعثت انبياى الهى، شكوفاسازى نيروى عقل در وجود انسان است، چنان كه امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: «ويثيروا لهم دفائن العقول؛ گنجينه هاى خِرد را برايشان آشكار مى سازد» (ر. ك: ح 240).
به عبارت ديگر، انبياى الهى آمده اند تا زمينه دريافت نور خِرد را از خداوند متعال براى انسان فراهم سازند، چنان كه امام كاظم عليه السلام مى فرمايد: «ما بعث اللّه انبياءه ورسله إلى عباده إلاّ ليعقلوا عن اللّه؛ خداوند، رسولان و پيامبرانش را به سوى بندگان نفرستاد مگر بدان جهت كه بينش و بصيرت الهى پيدا كنند» (ر. ك: ح 162).
بر اين پايه، مقصود از دريافت خِرد از خداوند متعال، شكوفا سازى خِرد فطرى (فطرت عقل) از طريق عمل به رهنمودهاى پيامبران و برخوردارى از بينش و بصيرت است و بدين سان مى توان «عقل» را در جمله «عَقَلَ عَنِ اللّه ِ»، به «برخوردارى از بصيرت الهى» تفسير كرد. با شكوفا شدن فطرت عقل و رسيدن انسان به نور علم و بصيرت الهى، حقيقت دنيا براى او آشكار مى گردد و لذا ـ چنان كه در روايت بالا آمده ـ كسى كه از خداوند خِرد دريافت كرد، نسبت به دنيا و اهل دنيا بى رغبت مى شود و نيز معرفت حقيقى نسبت به خداوند پيدا مى كند و چنين كسى خدا را در قضا و قَدَرش متّهم نمى نمايد و در روزى دادنش كُند نمى شمارد.
عنه صلى الله عليه و آله:أكثِروا ذِكرَ اللّهِ عز و جل عَلى كُلِّ حالٍ؛ فَلَيسَ عَمَلٌ أحَبَّ إلَى اللّهِ ولا أنجى لِعَبدِهِ مِن ذِكرِ اللّهِ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در همه حال، خداوند عز و جل را بسيار ياد كنيد؛ زيرا هيچ عملى نزد خداوند محبوب تر و براى بنده، نجات بخش تر از ياد خدا در دنيا و آخرت نيست.
۱.شُعب الإيمان: ج 1 ص 395 ح 521 عن معاذ بن جبل، كنز العمّال: ج 1 ص 426 ح 1836.
عنه عليه السلام:قَد أبلَغَ اللّهُ عز و جل إلَيكُم بِالوَعدِ، وفَصَّلَ لَكُمُ القَولَ، وعَلَّمَكُمُ السُّنَّةَ، وشَرَحَ لَكُمُ المَناهِجَ؛ لِيُزيحَ العِلَّةَ، وحَثَّ عَلَى الذِّكرِ، ودَلَّ عَلَى النَّجاةِ، وإنَّهُ مَنِ انتَصَحَ للّهِِ وَاتَّخَذَ قَولَهُ دَليلاً هَداهُ لِلَّتي هِيَ أقوَمُ، ووَفَّقَهُ لِلرَّشادِ، وسَدَّدَهُ ويَسَّرَهُ لِلحُسنى، فَإِنَّ جارَ اللّهِ آمِنٌ مَحفوظٌ، وعَدُوَّهُ خائِفٌ مَغرورٌ، فَاحتَرِسوا مِنَ اللّهِ عز و جلبِكَثرَةِ الذِّكرِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند عز و جل پيام را به شما ابلاغ كرده و حقيقت را برايتان روشن ساخته و راه و رسم را به شما آموخته و راه ها را برايتان هويدا كرده است تا عذر و بهانه را از ميان بردارد، و به ياد او كردن [و دورى از غفلت]، تشويق كرده و راه نجات را نشان داده است.
هر كس پند خداوند را گوش كند و سخن او را راه نماى خود گيرد، خداوند، به درست ترين راه، ره نمونش مى شود و به طريق حق، توفيقش مى دهد و راه نمايى مى كند و او را براى كار نيك، آماده مى سازد؛ زيرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن او، ترسان و فريب خورده است. پس با بسيارى ياد [خدا] خويشتن را از [عذاب] خداوند نگه داريد.
۱.الكافي: ج 8 ص 389 ح 586 عن محمّد بن الحسين عن أبيه عن جدّه عن أبيه، بحار الأنوار: ج 77 ص 368 ح 34.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ قالَهُ عِندَ تِلاوَتِهِ: «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ وتَعالى جَعَلَ الذِّكرَ جِلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ ۱، وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ ۲، وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ. وما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّت آلاؤُهُ ـ فِي البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ، وفي أزمانِ الفَتَراتِ ۳، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، وكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِي الأَبصارِ وَالأَسماعِ وَالأَفئِدَةِ، يُذَكِّرونَ بِأَيّامِ اللّهِ، ويُخَوِّفونَ مَقامَهُ، بِمَنزِلَةِ الأَدِلَّةِ فِي الفَلَواتِ ۴، مَن أخَذَ القَصدَ ۵ حَمِدوا إلَيهِ
امام على عليه السلامـ از سخن ايشان در هنگام تلاوت اين آيه: «و در آنها، هر بامداد و شامگاه، مردانى نيايش مى كنند كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» » ـ: خداوندِ پاك و والا، ياد [خود] را جلا دهنده دل ها قرار داد، به طورى كه به سبب آن، دل هاى ناشنوا، شنوا، و دل هاى نابينا، بينا، و دل هاى سركش، رام مى شوند. خداوند ـ كه نعمت هايش گران سنگ است ـ، در هر برهه اى و در هر دوره اى، همواره بندگانى داشته كه با آنان، در ژرفاى انديشه شان نجوا كرده، و در اندرون خِردهايشان، با ايشان سخن گفته است و در نتيجه، نور بيدارى، در چشم و گوش و دل هاى آنان، فروزان گشته بوده است. [آنان]روزهاى خدا را [به مردم]يادآور مى شدند و از مقام او مى ترسانيدند، چونان راه نمايان در بيابان ها كه هر كس
۱.الوَقْرة: هي المرّة من الوَقْر؛ ثِقَل السمع (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.العَشْوَة: المرّة من العشا؛ أي سوء البصر بالليل والنهار، أو العمى (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۳.الفَتْرة: ما بين الرسولين من رسل اللّه تعالى من الزمان الذي انقطعت فيه الرسالة (النهاية: ج 3 ص 408 «فتر»).
۴.الفلاة: القَفْر أو المفازة لا ماءَ فيها، أو الصحراء الواسعة (القاموس المحيط: ج 4 ص 375 «فلا»).
۵.القصد: الرشد. قصد في الأمر قصدا: توسّط وطلب الأسَدّ، ولم يُجاوز الحدّ (المصباح المنير: ص 505 «قصد»).
۶.جمع مقام (بحار الأنوار: ج 69 ص 328).
۷.نشج الباكي ينشِجُ نشيجا: غصّ بالبكاء في حلقه من غير انتحاب (القاموس المحيط: ج 1 ص 209 «نشج»).
۸.النَّسَم: نَفَس الريح إذا كان ضعيفا كالنسيم. وتَنَسَّم: تنفّس. وتَنَسَّمَ النسيمَ: تشمّمه (القاموس المحيط: ج 4 ص 180 «نسم»).
۹.الرَّوح: الراحة والرحمة ونسيم الريح (القاموس المحيط: ج 1 ص 224 «روح»). أي يدعون ويتوقّعون بدعائه تجاوزه عن ذنوبهم (بحار الأنوار: ج 69 ص 329).
۱۰.النُّدْح: الأرض الواسعة، والمنادح: المفاوز (الصحاح: ج 1 ص 409 «ندح»).
۱۱.نهج البلاغة: الخطبة 222، بحار الأنوار: ج 69 ص 325 ح 39.
الإمام الصادق عليه السلامـ في خُطبَةٍ يَذكُرُ فيها حالَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَالأَئِمَّةِ عليهم السلام ـ: فَبَلَّغَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما اُرسِلَ بِهِ، وصَدَعَ ۱ بما اُمِرَ، وأَدّى ما حُمِّلَ مِن أثقالِ النُّبُوَّةِ، وصَبَرَ لِرَبِّهِ، وجاهَدَ في سَبيلِهِ، ونَصَحَ لِاُمَّتِهِ، ودَعاهُم إلَى النَّجاةِ، وحَثَّهُم عَلَى الذِّكرِ. ۲
امام صادق عليه السلامـ در سخنرانى اى كه در آن از پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام ياد مى كند ـ: پيامبر خدا، پيامى را كه براى آن فرستاده شده بود، ابلاغ كرد و مأموريتش را اجرا نمود و بارهاى نبوّت را كه بر دوش او نهاده شده بود، به منزل رساند و براى پروردگارش، شكيبايى ورزيد و در راه او جهاد كرد و امّتش را راه نمايى نمود و آنان را به نجات، فرا خواند و به ياد خدا تشويقشان كرد.
الإمام عليّ عليه السلام:اُذكُروا اللّهَ ذِكرا خالِصا؛ تَحيَوا بِهِ أفضَلَ الحَياةِ، وتَسلُكوا بِهِ طَريقَ النَّجاةِ. ۱
امام على عليه السلام:خدا را خالصانه ياد كنيد تا بدين وسيله، به بهترين وجه، زندگى كنيد و راه نجات را بپوييد.
۱.الكافي: ج 8 ص 17 ح 3 عن محمّد بن إسماعيل الهمداني عن الإمام الكاظم عليه السلام، تحف العقول: ص 202، بحار الأنوار: ج 78 ص 39 ح 16.
فضائل الأشهر الثلاثة عن عبد الرحمن بن هبيرة:كُنّا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوما، فَقالَ: رَأَيتُ البارِحَةَ عَجائِبَ! قالَ: فَقُلنا: يا رَسولَ اللّهِ وما رَأَيتَ، حَدِّثنا فِداكَ أنفُسُنا و أهلونا وأولادُنا؟
فَقالَ:. رَأَيتُ رَجُلاً مِن اُمَّتي قَدِ احتَوَشَتهُ الشَّياطينُ، فَجاءَهُ ذِكرُ اللّهِ عز و جل فَنَجّاهُ مِن بَينِهِم. ۱
فضائل الأشهر الثلاثةـ به نقل از عبد الرحمان بن هبيره ـ: روزى نزد پيامبر خدا بوديم كه فرمود: «ديروز عجايبى ديدم!».
گفتيم: چه ديدى، اى پيامبر خدا؟ خودمان و زنان و فرزندانمان به فدايت! برايمان باز گو.
فرمود: «. مردى از امّتم را ديدم كه اهريمنان، او را در ميان گرفته اند، و ياد خداوند عز و جل به يارى او آمده، از ميان اهريمنان نجاتش داد».
۱.فضائل الأشهر الثلاثة: ص 112 ح 107، الأمالي للصدوق: ص 301 ح 342 عن عبد الرحمن بن سمرة، روضة الواعظين: ص 428 وفيه ذيله فقط، بحار الأنوار: ج 7 ص 290 ح 1؛ المعجم الكبير: ج 25 ص 282 ح 39 عن عبد الرحمن بن سمرة نحوه، كنز العمّال: ج 15 ص 926 ح 43592.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزى را صيقل دهنده اى است و صيقل دهنده دل ها ياد خداست. هيچ چيز مانند ياد خدا، آدمى را از عذاب خدا نجات نمى دهد.
۱.السَّقل هو مثل الصَّقل للسيف والثوب ونحوهما بالسين والصاد جميعا، صَقَله صَقْلاً وصِقالاً: جَلاهُ (تاج العروس: ج 14 ص 349 «سقل» وج 15 ص 405 «صقل»).
۲.شُعب الإيمان: ج 1 ص 396 ح 522 عن عبد اللّه بن عمر، تنبيه الغافلين: ص 397 ح 601 وفيه «لكلّ شيء صقال، وصقال القلب ذكر اللّه تعالى» فقط، الترغيب و الترهيب: ج 2 ص 396 ح 10، كنز العمّال: ج 1 ص 428 ح 1848.
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ.
وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني!
فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد.
اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند!
به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه
۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
كشف الغمّة:رُوِيَ عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ عليه السلام أنَّهُ قالَ لِمَولاهُ نافِذٍ: إذا كَتَبتَ رُقعَةً أو كِتابا في حاجَةٍ، فَأَرَدتَ أن تُنجِحَ حاجَتَكَ الَّتي تُريدُ، فَاكتُب رَأسَ الرُّقعَةِ بِقَلَمٍ غَيرِ مَديدٍ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، إنَّ اللّهَ وَعَدَ الصّابِرينَ المَخرَجَ مِمّا يَكرَهونَ، وَالرِّزقَ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبونَ، جَعَلَنَا اللّهُ وَإيّاكُم مِنَ الَّذينَ لا خَوفٌ عَلَيهِم ولا هُم يَحزَنونَ».
قالَ نافِذٌ: فَكُنتُ أفعَلُ ذلِكَ فَتُنجِحُ حَوائِجي. ۱
كشف الغمّة:روايت شده است كه امام صادق عليه السلام به غلامش نافذ فرمود: «هر گاه كاغذى يا نامه اى براى حاجتى نوشتى و خواستى به حاجت خود برسى، در بالاى كاغذ، با قلمى ناآغشته به مركّب بنويس: به نام خداوند مهرْ گستر مهربان. خدا به شكيبايان وعده داده است كه از آنچه ناخوش دارند، نجات يابند و از جايى كه گمان نمى كنند، روزى داده شوند. خدا ما و شما را از آن كسانى قرار دهد كه نه بيمى به آنان مى رسد و نه اندوهگين مى شوند».
نافذ مى گويد: از آن پس، من به اين دستور، عمل مى كردم و حاجت هايم برآورده مى شد.
۱.كشف الغمّة: ج 2 ص 374، بحار الأنوار: ج 76 ص 50 ح 8.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس مى خواهد كه خداوند، او را از نگهبانانِ نوزده گانه دوزخ نجات دهد، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را بخواند؛ زيرا اين ذكر، نوزده حرف است، تا خداوند، هر حرفى از آن را سپر او در برابر يكى از آن نگهبانان دوزخ قرار دهد.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۱۶