نتایج جستجو برای «معانقه»: ۱۰ حدیث
مُحَمَّدُ بنُ المَنصورِ المُرادِيُّ:قالَ يَحيَى بنُ الحُسَينِ بنِ زَيدٍ: قُلتُ لِأَبي: يا أبَه، إنّي أشتَهي أن أرى عَمّي عيسَى بنَ زَيدٍ، فَإِنَّهُ يَقبُحُ بِمِثلي أن لا يَلقى مِثلَهُ مِن أشياخِهِ. فَدَافَعَني عَن ذلِكَ مُدَّةً، وقالَ: إنَّ هذا أمرٌ يَثقُلُ عَلَيهِ، وأخشى أن يَنتَقِلَ عَن مَنزِلِهِ كَراهِيَةً لِلِقائِكَ إيّاهُ فَتَزعَجُهُ. فَلَم أزَل بِهِ اُداريهِ وألطُفُ بِهِ حَتّى طابَت نَفسُهُ لي بِذلِكَ، فَجَهَّزَني إلَى الكوفَةِ وقالَ لي: إذا صِرتَ إلَيها فَاسأَل عَن دورِ بَني حَيٍّ، فَإِذا دُلِلتَ عَلَيها فَاقصُدها فِي السِّكَّةِ الفُلانِيَّةِ، وسَتَرى في وَسَطِ السِّكَّةِ دارًا لَها بابٌ صِفَتُهُ كَذا وكَذا، فَاعرِفهُ وَاجلِس بَعيدًا مِنها في أوَّلِ السِّكَّةِ، فَإِنَّهُ سَيُقبِلُ

محمّدبن منصور مرادى:يحيى بن حسين بن زيد گفت: به پدرم گفتم: پدرجان! من دوست دارم عمويم عيسى بن زيد را ببينم؛ زيرا براى فردى چون من زشت است كه چنان پيرى از پيران و بزرگان خود را ملاقات نكند. پدرم مدتى مرا از اين كار باز مى داشت و مى گفت: چنين ملاقاتى بر او سنگين مى آيد. و مى ترسم چون دوست ندارد تو او را ديدار كنى منزل خود را به جاى ديگر منتقل كند و تو با اين كار باعث ناراحتى و زحمت او شوى. اما من همچنان از پدرم خواهش و تمنا مى كردم تا اين كه بالاخره به اين كار رضايت داد و اسباب سفر مرا به كوفه فراهم كرد و به من گفت: چون به كوفه رسيدى سراغ محله بنى حىّ را بگير و وقتى آن جا را به تو نشان دادند به فلان كوچه برو. در ميانه كوچه، منزلى خواهى ديد كه درِ آن چنين و چنان است. آن در را نشانى كن و دور

۱.مقاتل الطالبيّين: 345.
المُنذِرُ بنُ جَعفَرٍ العَبدِيُّ عَن أبيهِ قالَ:خَرَجتُ أنَا وَالحَسَنُ وعَلِيٌّ اِبنا صالِحِ ابنِ حَيٍّ وعَبدُ رَبِّهِ بنُ عَلقَمَةَ وجَنابُ بنُ نِسطاسٍ مَعَ عيسَى بنِ زَيدٍ حُجّاجًا بَعدَ مَقتَلِ إبراهيمَ، وعيسى بَينَنا يَستُرُ نَفسَهُ في زِيِّ الجَمّالينَ، فَاجتَمَعنا بِمَكَّةَ ذاتَ لَيلَةٍ فِي المَسجِدِ الحَرامِ، فَجَعَلَ عيسَى بنُ زَيدٍ وَالحَسَنُ بنُ صالِحٍ يَتَذاكَرانِ أشياءَ مِنَ السّيرَةِ، فَاختَلَفَ هُوَ وعيسى في مَسأَلَةٍ مِنها، فَلَمّا كانَ مِنَ الغَدِ دَخَلَ عَلَينا عَبدُ رَبِّهِ بنُ عَلقَمَةَ فَقالَ: قَدِمَ عَلَيكُمُ الشِّفاءُ فيمَا اختَلَفتُم فيهِ، هذا سُفيانُ الثَّورِيُّ قَد قَدِمَ. فَقاموا بِأَجمَعِهِم فَخَرَجوا إلَيهِ، فَجاؤوهُ وهُوَ فِي المَسجِدِ جالِسٌ، فَسَلَّموا

منذر بن جعفر عبدى از پدرش نقل مى كند كه گفت:بعد از كشته شدن ابراهيم، من و حسن و على، فرزندان صالح بن حىّ و عبد ربّه بن علقمه و جَناب بن نسطاس با عيسى بن زيد به حج رفتيم. عيسى براى آن كه شناخته نشود در بين ما خود را به هيأت ساربانان درآورده بود. شبى در مسجدالحرام دور هم جمع شديم و باب گفتگو درباره مطالبى از سيره (رسول خدا) ميان عيسى بن زيد و حسن بن صالح باز شد و او و عيسى پيرامون يكى از مسائل آن اختلاف نظر پيدا كردند. فرداى آن روز عبد ربّه بن علقمه نزد ما آمد و گفت: موضوع مورد اختلاف شما حل شد، اين سفيان ثورى است آمده است. همگى برخاستند و نزد سفيان كه در مسجد نشسته بود رفتند و به او سلام كردند. عيسى بن زيد درباره آن مسأله از سفيان سؤال كرد. سفيان گفت: اين سؤالى است كه من نمى توانم جوابش را

۱.مقاتل الطالبيّين: 351.
الإمام الباقر والإمام الصّادق عليهماالسلام:أَيُّما مُؤمِنٍ خَرَجَ إِلى أَخِيهِ يَزُورُهُ عارِفا بِحَقِّهِ، كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ حَسَنَةً، وَمُحِيَت عَنهُ سَيِّئَةٌ، وَرُفِعَت لَهُ دَرَجَةٌ، وَإِذا طَرَقَ البابَ فُتِحَت لَهُ أَبوابُ السَّماءِ، فَإِذا التَقَيا وَتَصافَحا وَتَعانَقا أَقبَلَ اللّهُ عَلَيهِما بِوَجهِهِ، ثُمَّ باهى بِهِما المَلائِكَةَ، فَيَقُولُ: انظُرُوا إِلى عَبدَيَّ تَزاوَرا وَتَحابّا فِيَّ! حَقٌّ عَلَيَّ أَلّا أُعَذِّبَهُما بِالنّارِ بَعدَ هَذا المَوقِفِ. ۱
امام باقر و امام صادق عليهماالسلام:هر مؤمنى كه براى ديدار برادرش بيرون رود، در حالى كه حقّ او را مى شناسد، خداوند در برابر هر قدمى، يك ثواب برايش مى نويسد و يك گناه از او مى زدايد، و چون درِ خانه اش را بكوبد، درهاى آسمان برايش باز مى شوند، و چون به هم رسند و دست دهند و معانقه كنند، خداوند به آنها روى مى آورد. سپس به آن دو، بر فرشتگان مى بالد و مى فرمايد: «دو بنده مرا كه به خاطر من با يكديگر ديدار و مهربانى كردند، تماشا كنيد! بر من است كه پس از اين صحنه، آن دو را به آتش، عذاب نكنم».
۱.الكافي: ج 2 ص 184 ح 1 عن عبد اللّه بن محمّد الجعفيّ، بحار الأنوار: ج 76 ص 34 ح 32.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي ذِكرِ أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: يَجِيؤُونَ فَيَدخُلُونَ، فَإِذا أَساسُ ۱ بُيُوتِهِم مِن جَندَلِ ۲ اللُّؤلُؤ، وَسُرُرٍ مَرفُوعَةٍ وَأَكوابٍ مَوضُوعَةٍ وَنَمارِقَ مَصفُوفَةٍ وَزَرابِيَ مَبثُوثَةٍ، وَلَولا أَنَّ اللّهَ تَعالى قَدَّرَها لَهُم لَالتَمَعَت أَبصارهُم بِما يَرَونَ، وَيُعانِقُونَ الأَزواجَ، وَيَعقدون عَلَى السُّرُرِ وَيَقُولُونَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَـذَا» ۳. ۴
امام على عليه السلامـ در بيان احوال بهشتيان ـ: مى آيند و وارد [بهشت] مى شوند و خانه هاى خود را مى بينند كه پايه هاى آنها از سنگ مرواريد است، و تخت هايى برپا شده، و جام هايى نهاده و بالش هايى در كنار هم چيده، و فرش هايى گسترده شده. [چنان باشُكوه و خيره كننده اند كه] اگر نبود اين كه خداوند بلندمرتبه، آنها را برايشان مقدّر كرده است، چشمانشان از آنچه مى ديدند، كور مى شد. با همسران معانقه مى كنند و بر تخت ها مى نشينند و مى گويند: «ستايش، خداى را كه ما را به اينها ره نمون شد» .
۱.فى المصدر: «أسلس»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.الجَنْدَل: الحجارة (لسان العرب: ج 11 ص 128 «جندل»).
۳.الأعراف: 43.
۴.مجمع البيان: ج 10 ص 727 عن عاصم بن ضمرة، بحار الأنوار: ج 7 ص 170؛ المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 75 ح 51، مسند ابن الجعد: ص 374 ح 2569 كلاهما عن عاصم بن ضمرة، تفسير الطبري: ج 12 الجزء 24 ص 35 عن الحارث وكلّها نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 646 ح 39774.
الإمامُ عليّ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا جاءَ جَعفَرُ بنُ أبي طالِبٍ مِنَ الحَبَشَةِ قامَ إلَيهِ وَاستَقبَلَهُ اثنَتَي عَشرَةَ خُطوَةً وعانَقَهُ وقَبَّلَ ما بَينَ عَينَيهِ وبَكى [فَرَحا بِرُؤيَتِهِ] ۱. ۲
امام على عليه السلام:هنگامى كه جعفر بن ابى طالب از حبشه آمد، پيامبر خدا برخاست و دوازده قدم به استقبال او رفت و با وى معانقه كرد و ما بين دو چشمش (پيشانى اش) را بوسيد و گريه كرد [و از ديدن او اشك شادى ريخت].
۱.ما بين المعقوفين أثبتناه من وسائل الشيعة: ج 8 ص 559 ح 1.
۲.الخصال: ص 484 ح 58 عن محمد بن زياد عن الإمام العسكريّ عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 21 ص 24 ح 19.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:عَشرَةُ أشياءَ تورِثُ الشَّيبَ: كَثرَةُ مُعانَقَةِ النِّساءِ، و غَسلُ الرَّأسِ بِالطّينِ، و طولُ المُقامِ عَلَى الخَلاءِ، و الكَلامُ عَلى رَأسِ الحَدَثِ، و كَثرَةُ الطِّيبِ، و شُربُ الماءِ بِاللَّيلِ، وَ النَّظَرُ إلَى الفَرجِ، وَالنَّومُ عَلَى الوَجهِ، و شُربُ الماءِ مِن قِيامٍ، ومَسحُ الوَجهِ بِالكُمَّينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ده چيز، پيرى به بار مى آورد: فراوانىِ آميزش [جنسى] با زنان، شستن سر با گِل، توقّف زياد در آبريزگاه، سخن گفتن هنگام قضاى حاجت، فراوانى [استعمال]بوى خوش، نوشيدن آب به هنگام شب، نگريستن به شرمگاه [زن]، به رو خفتن، ايستاده آب نوشيدن، و آستين را به صورت ماليدن.
۱.. المواعظ العدديّة: ص 368.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا جاءَ جَعفَرُ بنُ أبي طالِبٍ مِنَ الحَبَشَةِ قامَ إلَيهِ وَ استَقبَلَهُ اثنَتَي عَشرَةَ خطيةً (خُطوَةً) و عانَقَهُ و قَبَّلَ ما بَينَ عَينَيهِ ـ إلى أن قالَ: ـ و بَكى فَرَحا بِرُؤيَتِهِ. ۱
امام عسكرى عليه السلام:هنگامى كه جعفر بن ابى طالب از حبشه آمد، رسول خدا صلى الله عليه و آله برخاست و دوازده قدم به استقبال او رفت و با وى معانقه كرد و پيشانيش را بوسيد. و از ديدن او اشك شادى ريخت.
۱.وسائل الشيعة: 8/559/1.
الإمامُ الباقرُ و الإمامُ الصّادقُ عليهما السلام:أيُّما مُؤمِنٍ خَرَجَ إلى أخيهِ يَزورُهُ عارِفا بِحَقِّهِ كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ حَسَنَةً، و مُحِيَت عَنهُ سَيِّئَةٌ، و رُفِعَت لَهُ دَرَجَةٌ، و إذا طَرَقَ البابَ فُتِحَت لَهُ أبوابُ السَّماءِ، فإذا التَقَيا و تَصافَحا و تَعانَقا أقبَلَ اللّهُ عَلَيهِما بِوَجهِهِ. ۱
امام باقر و امام صادق عليهما السلام:هر مؤمنى كه براى ديدن برادر خود بيرون رود و به حقّ او آشنا باشد، خداوند براى هر گامى كه برمى دارد يك ثواب برايش بنويسد و يك گناه از او پاك كند و يك درجه بالا برده شود و چون درِ خانه اش را بكوبد، درهاى آسمان به رويش گشوده گردد و چون با هم رو به رو شوند و دست دهند و يكديگر را در آغوش كشند، خدا رويش را به آنها كند.
۱.الكافي: 2/183/1.
کلیدواژه‌ها معانقه
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ المُؤمِنَينَ إذا اعتَنَقا غَمَرَتهُما الرَّحمَةُ، فإذا التَزَما لا يُريدانِ بِذلِكَ إلاّ وَجهَ اللّهِ، و لا يُريدانِ غَرَضا مِن أغراضِ الدّنيا، قيلَ لَهُما: مَغفورا لَكُما، فَاستَأنِفا. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه دو مؤمن معانقه كنند غرق رحمت شوند و هر گاه، به خاطر خداوند، و نه براى غرضى از اغراض دنيوى، يكديگر را در آغوش كشند، به آنها گفته شود: آمرزيده شديد، عمل را از سر گيريد (اعمال بد گذشته شما پاك شد، اعمال خود را دوباره آغاز كنيد).
۱.الكافي: 2/184/2.
کلیدواژه‌ها معانقه
عنه عليه السلام:إنَّ مِن تَمامِ التَّحِيَّةِ لِلمُقيمِ المُصافَحَةَ، و تَمامُ التَّسليمِ عَلَى المُسافِرِ المُعانَقَةُ. ۱
امام صادق عليه السلام:تحيّتِ كامل به شخصى كه مقيم است (از سفرى برنگشته) دست دادن با اوست و سلامِ كامل براى آن كه از سفر باز آمده معانقه كردن با اوست.
۱.الكافي: 2/646/14.
کلیدواژه‌ها معانقه