فیلترها
نتایج جستجو برای «فتنه»: ۴۷۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن كانَ
خَيرًا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، وإن كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند، آن است كه در برابر حماقت نادان، بردبارى مى كند؛ از آن كه بر او ستم كرده، مى گذرد؛ نسبت به زيردستان، فروتنى مى نمايد؛ با بالادستان، در جستجوى خوبى، رقابت مى ورزد؛ هر گاه خواست
سخن بگويد، مى انديشد: اگر خوب بود، بر زبان مى آورد و بهره مى جويد، و اگر بد بود، سكوت مى كند و سالم مى ماند؛ و اگر لغزشگاهى برايش پيش آمد، از خداوند، سلامت مى طلبد و دست و زبان خود را نگه مى دارد؛ و اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره مى گيرد؛ آزرم، از او جدا نمى شود و آزمندى از او آشكار نمى گردد. اينها ويژگى هاى دهگانه اى است كه خردمند با آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: ص 28، معدن الجواهر: ص 70 نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 129 ح 12 وراجع تنبيه الخواطر: ج 2 ص 246.
بحار الأنوار عن نَوفٍ البِكالِيّ:رَأَيتُ أميرَالمُؤمِنينَ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ ـ مُوَلِّيا مُبادِرا، فَقُلتُ: أينَ تُريدُ يا مَولايَ؟ فَقالَ: دَعني يا نَوفُ، إنَّ آمالي تُقَدِّمُني فِي المَحبوبِ، فَقُلتُ: يا مَولايَ وما آمالُكَ؟ قالَ: قَد عَلِمَهَا المَأمولُ وَاستَغنَيتُ عَن تَبييِنها لِغَيرِهِ، وكَفى بِالعَبدِ أدَبا أن لا يُشرِكَ في نِعَمِهِ وإرَبِهِ ۱ غَيرَ رَبِّهِ.
فَقُلتُ: يا أميرَ المُؤمِنينَ إنّي خائِفٌ عَلى نَفسي مِنَ الشَّرَهِ ۲، وَالتَّطَلُّعِ إلى طَمَعٍ مِن أطماعِ الدُّنيا.
فَقالَ لي: وأينَ أنتَ عَن عِصمَةِ الخائِفينَ وكَهفِ العارِفينَ؟!
فَقُلتُ: دُلَّني عَلَيهِ!
قالَ: اللّهُ العَلِيُّ العَظيمُ؛ تَصِلُ أمَلَكَ بِحُسنِ تَفَضُّلِهِ، وتُقبِلُ عَلَيهِ
بِهَمِّكَ، وأعرِض
بحارالأنوارـ به نقل از نَوف بِكالى ـ: اميرمؤمنان ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ را ديدم كه پشت كرده، شتابان مى رود. گفتم: كجا مى روى، سروَرم؟
فرمود: «رهايم كن، اى نوف! آرزوهايم مرا به سوى معشوق مى رانَد.
گفتم: سرورم! آرزوهايت چيست؟
فرمود: «آن كه آرزويم به اوست، خود، آنها را مى داند و مرا نيازى نيست تا آنها را به غير او بازگويم. در ادب بنده، همين بس كه در برخوردارى ها و نيازهايش، كسى جز خداوندگار خويش را شريك نگردانَد».
گفتم: اى اميرمؤمنان! من از آزمندى و چشمداشت به آرزويى از آرزوهاىِ دنيوى بر نفس خويش بيمناكم.
فرمود: «چرا به حمايتگاه بيمناكان و پناهگاه خداشناسان، پناه نمى برى؟».
گفتم: آن را نشانم بده.
فرمود: «خداوندِ والا و بزرگ. آرزويت را به حُسنِ تفضّل او پيوند بزن و با تمام
۱.الأرَب: الحاجة (المصباح المنير: ص 11 «أرب»).
۲.الشَّرَه: أسوَأ الحِرص؛ وهو غلبة الحِرص (لسان العرب: ج 13 ص 506 «شره»).
۳.الخامل: الخفيّ الساقط الذي لا نباهة له، يقال: هو خامِل الذِّكر، خَمَل يخمُل خُمولاً وأخملَه اللّه (لسان العرب: ج 11 ص 221 «خمل»).
۴.فَدَحَته: أثقَلَته (النهاية: ج 3 ص 419 «فدح»).
۵.عَضضْتُ اللقمةَ، وبِها، وعليها، عَضّا: أمسَكتُها بالأسنان (مجمع البحرين: ج2 ص1231 «عضض»).
۶.اُولِع بالشيءِ فهو مُولَعٌ به: أي مُغرىً به (الصحاح: ج 3 ص 1304 «ولع»).
۷.زَوى: جمع (لسان العرب: ج 14 ص 365 «زوي»).
۸.الوَجَل: الفزع (النهاية: ج 5 ص 157 «وجل»).
۹.الكِلاءة: الحفظ والحراسة (النهاية: ج 4 ص 194 «كلأ»).
۱۰.الكُنْه: نهاية الشيء وحقيقته (لسان العرب: ج 13 ص 537 «كنه»).
۱۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 94 ح 12 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
۱۲.جمله فإن أجلك بها فأنا الضامن. ظاهراً معناى محصلى ندارد و احتمال تصحيف در عبارت وجود دارد. احتمال دارد فَإنْ أجَّلْتَ باشد. در اين صورت، يعنى آنچه به قلب وارد مى شود [از ناراستى و نادرستى ها] آن را درمان كنى، من ضامنم كه جايگزين بهترين برايش بيايد. گفتنى است: إجل در لغت به معناى درمان كردن است. بى إجل أجلّوني اى داووني منه (لسان العرب، ماده اجل).
امام على عليه السلام:از بدى شُبهات و تاريكى هاى فتنه ها به خدا پناه مى بريم، و از ارتكاب گناهان، از او آمرزش مى طلبيم و از او مى خواهيم كه ما را از كردارهاى بد و آرزوهاى ناپسند، در پناه خود گيرد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن كانَ خَيرًا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، وإن كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند، آن است كه در برابر حماقت نادان، بردبارى مى كند؛ از آن كه بر او ستم كرده، مى گذرد؛ نسبت به زيردستان، فروتنى مى نمايد؛ با بالادستان، در جستجوى خوبى، رقابت مى ورزد؛ هر گاه خواست سخن بگويد، مى انديشد تا اگر خوب بود، بر زبان آورَد و بهره جويد و اگر بد بود، سكوت كند و سالم بماند؛ اگر لغزشگاهى برايش پيش آمد، از خداوند، سلامت مى طلبد و دست و زبان خود را نگه مى دارد؛ اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره مى گيرد؛ حيا از او جدا نمى شود و آزمندى از او آشكار نمى گردد. اينها ويژگى هاى دهگانه اى هستند كه خردمند، با آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: ص 28.
عنه صلى الله عليه و آله:تَعَلَّمُوا العِلمَ وعَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا الفَرائِضَ وعَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا القُرآنَ وعَلِّموهُ النّاسَ فَإِنِّي امرُؤٌ مَقبوضٌ، وَالعِلمُ سَيُقبَضُ وتَظهَرُ الفِتَنُ حَتّى يَختَلِفَ اثنانِ في فَريضَةٍ لا يَجِدانِ أحَداً يَفصِلُ بَينَهُما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش را فراگيريد و به مردم بياموزيد. واجبات دين را ياد بگيريد و به مردم ياد دهيد. قرآن را فرا گيريد و به مردم بياموزيد. من، انسانى رفتنى ام و دانش به زودى جمع مى گردد و فتنه ها آشكار مى شوند، تا آن جا كه دو تن در فريضه اى اختلاف مى كنند و كسى را نمى يابند تا ميان آن دو، داورى كند.
۱.سنن الدارمي: ج1 ص78 ح225.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتاحکام آموختن +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ. الرِّضا بِالقَضاءِ، وبَرَكَةَ المَوتِ بَعدَ العَيشِ، وبَردَ العَيشِ بَعدَ المَوتِ، ولَذَّةَ المَنظَرِ إلى وَجهِكَ، وشَوقا إلى رُؤيَتِكَ ولِقائِكَ، مِن غَيرِ ضَرّاءَ مُضِرَّةٍ، ولا فِتنَةٍ مُضِلَّةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بار الها!. من از تو خشنودى به قضايت، بركت مرگ پس از زندگى، خوشىِ زندگى پس از مرگ، لذّت نگريستن به رخسارت، شوق ديدار و ديدنت بى تنگنايى زيانبار و يا فتنه اى گم راه كننده را خواستارم.
۱.الكافي: ج 2 ص 548 ح 6.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +4 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لاتَقومُ الساعَةُ حتّى يُقاتِلَ المُسلمونَ التُّركَ قَوما وُجوهُهُم كالمَجانِّ المُطَرَّقَةِ، يَلبَسونَ الشَّعرَ ويَمشُونَ في الشَّعرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قيامت برپا نمى شود تا آن كه مسلمانان با ترك ها بجنگند؛ مردمى كه صورت هايشان مانند سپرهاى روكش خورده و تُو بر تُوست، لباس هاى مويى مى پوشند و در [كفش هايى از] مو راه مى روند.
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 205 ح 38405.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینبوتغیب گویی های پیامبر صلی الله علیه و آله +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا قِيلَ لَهُ: اُمَّتُكَ سَتُفتَتَنُ، فَسُئلَ: ما المَخرَجُ مِن ذلكَ؟ ـ: كتابُ اللّهِ العَزيزُ، الذي لا يَأتيهِ الباطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ ولا مِن خَلفِهِ، تَنزيلٌ مِن حَكيمٍ حَميدٍ، مَنِ ابتَغَى العِلمَ في غَيرِهِ أضَلَّهُ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى به ايشان گفته شد: به زودى امّت تو گرفتار فتنه خواهند شد. راه خلاص از آن چيست؟ ـ: كتاب گرامى خدا، همان كه باطل، نه از پيش و نه از پس، بدو راه نيابد، فرود آمده از سوى فرزانه اى ستوده است. هر كه علم را جز در قرآن بجويد، خداوند، گم راهش مى كند.
۱.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 6 ح 11.
عنه صلى الله عليه و آله:المُسلمُ أخُو المُسلمِ، يَسَعُهُما الماءُ والشَّجَرُ ويَتعاوَنانِ عَلى الفَتَّانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مسلمان، برادر مسلمان است؛ در كنار هم، از آب و درخت (امكانات) استفاده مى كنند و در برابر فتنه انگيز، ياور يكديگرند.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 150 ح 746.
مجمع البيانـ في قَولِهِ تَعالى: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا.» ۱ الآيَة ـ: في تَفسيرِ الكَلبِيِّ: لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ قامَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَتَوَضَّأَ وأسبَغَ وُضوءَهُ، ثُمَّ قامَ وصَلّى فَأَحسَنَ صَلاتَهُ، ثُمَّ سَأَلَ اللّهَ سُبحانَهُ ألّا يَبعَثَ عَلى اُمَّتِهِ عَذاباً مِن فَوقِهِم ولا مِن تَحتِ أرجُلِهِم، ولا يُلبِسَهُم شِيَعاً، ولا يُذيقَ بَعضَهُم بَأسَ بَعضٍ.
فَنَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ اللّهَ تَعالى سَمِعَ مَقالَتَكَ، وإنَّهُ قَد أجارَهُم مِن خَصلَتَينِ ولَم يُجِرهُم مِن خَصلَتَينِ؛ أجارَهُم مِن أن يَبعَثَ عَلَيهِم عَذاباً مِن
مجمع البيانـ درباره اين سخن خداوند متعال: «بگو: «او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان، عذابى بر شما بفرستد يا شما را گروه گروه، به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد].» ـ: در تفسير الكلبى آمده است: چون اين آيه فرود آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و وضويى شاداب و كامل گرفت و سپس، به نماز ايستاد و نمازى نيكو گزارد. آن گاه، از خداوند پاك، درخواست كرد كه بر امّتش عذابى از فرازِ سرشان يا از زيرِ پاهايشان نفرستد و آنها را گروه گروه به [جان]هم نيندازد و خشم بعضى را به بعضى ديگر نچشانَد.
در اين هنگام، جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت: «اى محمّد! خداوند متعال، گفتار تو را شنيد و آنان (امّت تو) را از دو چيز، پناه داد و از دو چيز، پناهشان نداد: از اين كه از فرازِ سرشان يا از زيرِ
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي زَمانٌ عَلى اُمَّتي لا يَعرِفونَ العُلماءَ إلّا بِثَوبٍ حَسَنٍ، ولا يَعرِفونَ القُرآنَ إلّا بِصَوتٍ حَسَنٍ، ولا يَعبُدونَ اللّهَ إلّا في شَهرِ رَمَضانَ، فَإِذا كانَ كَذلِكَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم سُلطانا لا عِلمَ لَهُ ولا حِلمَ لَهُ ولا رُحمَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من مى آيد كه عالمان را جز به جامه نيكو و قرآن را جز به صداى نيكو نمى شناسند و خدا را جز در ماه رمضان، عبادت نمى كنند. هر گاه چنين شود، خداوند، سلطانى را بر آنان مسلّط مى گردانَد كه نه علم دارد، نه بردبارى و نه رحم.
۱.جامع الأخبار: ص 356 ح 998.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلى اُمَّتي زَمانٌ تَخبُثُ فيهِ سَرائِرُهُم وتَحسُنُ فيهِ عَلانِيَتُهُم، طَمَعا فِي الدُّنيا و لا يُريدونَ بهِ ما عِندَ اللّهِ رَبِّهِم، يَكونُ دينُهُم رِياءً، لا يُخالِطُهُم خَوفٌ، يَعُمُّهُمُ اللّهُ مِنهُ بِعِقابٍ، فَيَدعونَهُ دُعاءَ الغَريقِ فَلا يَستَجيبُ لَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من فرا مى رسد كه در آن زمان، باطن هايشان پليد و ظاهرشان زيباست، از سرِ طمع به دنيا، نه اين كه به واسطه دنيا، آنچه را [از ثواب و پاداش]نزد پروردگارشان است، بجويند. دينشان از سرِ رياست است و هيچ ترسى [از خدا]در وجودشان نيست. كيفر خداوند، آنان را فرا مى گيرد و چونان شخص در حال غرق شدن، او را مى خوانند؛ امّا دعايشان مستجاب نمى شود.
۱.الكافي: ج 8 ص 306 ح 476.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلى اُمَّتي زَمانٌ لا يَبقى مِنَ القُرآنِ إلّا رَسمُهُ، وَلا مِنَ الإِسلامِ إلَا اسمُهُ، يُسَمَّونَ بِهِ وهُم أبعَدُ النّاسِ مِنهُ، مَساجِدُهُم عامِرَةٌ وهِيَ خَرابٌ مِنَ الهُدى، فُقَهاءُ ذلِكَ الزَّمانِ شَرُّ فُقَهاءَ تَحتَ ظِلِّ السَّماءِ، مِنهُم خَرَجَتِ الفِتنَةُ وإلَيهِم تَعودُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من مى آيد كه از قرآن، جز نوشته اش باقى نمى مانَد و از اسلام، جز نامش. مسلمان ناميده مى شوند؛ امّا دورترينِ مردم از اسلام اند. مسجدهايشان [از جمعيت،]آباد و از هدايت، خالى است. دين شناسان آن زمان، بدترين دين شناسانِ زير سايه آسمان اند. فتنه از آنان برمى خيزد و به آنان، باز مى گردد.
۱.ثواب الأعمال: ص 301 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ إذا سَمِعتَ بِاسمِ رَجُلٍ خَيرٌ مِن أن تَلقاهُ، فَإِذا لَقيتَهُ خَيرٌ مِن أن تُجَرِّبَهُ، ولَو جَرَّبتَهُ أظهَرَ لَكَ أحوالاً. دينُهُم دَراهِمُهُم، وهِمَّتُهُم بُطونُهُم، وقِبلَتُهُم نِساؤُهُم، يَركَعونَ لِلرَّغيفِ، ويَسجُدونَ لِلدِّرهَمِ، حَيارى سُكارى، لا مُسلِمينَ ولا نَصارى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم فرا مى رسد كه شنيدن نام مردى، بهتر از ديدن اوست و ديدن او، بهتر از آزمودن اوست و اگر او را بيازمايى، احوالى بر تو نمايان مى سازد. دينشان، درهم هايشان است و همّ و غمّشان، شكم هايشان و قبله شان، زنانشان. براى گِرده نانى، سر خم مى كنند و براى درهم به خاك مى افتند. سرگردان و مست اند. نه مسلمان اند و نه ترسا.
۱.أعلام الدين: ص 291.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَيكُم زَمانٌ يُخَيَّرُ فيهِ الرَّجُلُ بَينَ العَجزِ وَالفُجورِ، فَمَن أدرَكَ ذلِكَ الزَّمانَ فَليَختَرِ العَجزَ عَلَى الفُجورِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر شما خواهد آمد كه در آن زمان، انسان، بر دو راهى ناتوانى و گناه، قرار مى گيرد. پس هر كس آن زمان را درك كرد، ناتوانى را بر گناه برگزيند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 3 ص 115 ح 7748.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَتَكُونُ فِتَنٌ يُصبِحُ الرَّجُلُ فيها مُؤمنا ويُمسي كافرا، إلّا مَن أحياهُ اللّهُ تعالى بالعِلمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در آينده، فتنه هايى [گم راه كننده]پيش خواهد آمد، كه انسان صبح خود را با ايمان آغاز مى كند و شب كه فرا رسيد، به كفر افتاده است، مگر كسى كه خداوند متعال او را به دانش و آگاهى، زنده كرده باشد.
۱.كنز العمّال: ج 11 ص 125 ح 30883.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ فَضيلَةِ الرَّسولِ الكَريمِ ـ: بَعَثَهُ وَالنّاسُ ضُلّالٌ في حَيرَةٍ، وحاطِبونَ في فِتنَةٍ. فَبالَغَ صلى الله عليه و آله فِي النَّصيحَةِ، ومَضى عَلَى الطَّريقَةِ، ودَعا إلَى الحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان فضيلت پيامبر خدا ـ: [خداوند]زمانى او را به رسالت برانگيخت كه مردم، در سرگردانى، گم راه و در فتنه، غرق بودند. خيرخواهى را به نهايت رسانْد و در مسير راست، ره پيمود و [مردم را] به حكمت و اندرز نيكو، فرا خواند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 95.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أوحَى اللّهُ إلى بَعضِ أنبِيائِهِ: قُل لِلَّذينَ يَتَفَقَّهونَ لِغَيرِ الدّينِ، ويَتَعَلَّمونَ لِغَيرِ العَمَلِ، ويَطلُبونَ الدُّنيا لِغَيرِ الآخِرَةِ؛ يَلبَسونَ لِلنّاسِ مُسوكَ الكِباشِ وقُلوبُهُم كَقُلوبِ الذِّئابِ، ألسِنَتُهُم أحلى مِنَ العَسَلِ، وأعمالُهُم أمَرُّ مِنَ الصَّبِرِ: إيّايَ يُخادِعونَ؟! ولَاُتيحَنَّ لَكُم فِتنَةً تَذَرُ الحَكيمَ حَيرانَ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند به برخى از پيامبران خود وحى كرد: «به كسانى كه براى غير دين، دنبال دين آموزى هستند و براى غير عمل، دانش مى آموزند و دنيا را براى غير آخرت، طلب مى كنند و براى مردم، لباس گوسفندان به تن مى كنند، در حالى كه دل هايشان به سانِ دل گرگان است و [نيز] زبان آنان، شيرين تر از عسل، امّا كارهايشان تلخ تر از شَبْيار است، بگو: «آيا به من نيرنگ مى زنند؟ قطعا شما را در فتنه اى در افكنم كه حكيم را سرگردان، وا گذارد!».
۱.عدّة الداعي: ص70.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي: الضَّلالَةُ بَعدَ المَعرِفَةِ، ومُضِلّاتُ الفِتَنِ، وشَهوَةُ البَطنِ والفَرجِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بعد از مرگم، از سه چيز بر امّتم بيم دارم: گم راهى بعد از شناخت، فتنه هاى گم راه كننده، و شهوتِ شكم و شرمگاه.
۱.الكافي: ج 2 ص 79 ح 6.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۷۷