فیلترها
نتایج جستجو برای «سنا»: ۸۶۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:أفضَلُ طَبائِعِ العَقلِ العِبادَةُ، وأوثَقُ الحَديثِ لَهُ العِلمُ، وأجزَلُ حُظوظِهِ الحِكمَةُ، وأفضَلُ ذَخائِرِهِ الحَسَناتُ. ۱
امام صادق عليه السلام:بهترين سرشتِ خردمندى، عبادت است، محكم ترين سخن برايش دانش است، بزرگ ترين بهره مندى اش حكمت است، و برترين ذخيره هايش خوبى هاست.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 24.
عنه عليهالسلام: أفضَلُ طَبائِعِ العَقلِ العِبادَةُ، وأوثَقُ الحَديثِ لَهُ العِلمُ، وأجزَلُ حُظوظِهِ الحِكمَةُ، وأفضَلُ ذَخائِرِهِ الحَسَناتُ. ۱
امام صادق عليهالسلام: برترين سرشت خرد، بندگى [خدا]است، و محكمترين سخن برايش دانش است، و برترين بهرهاش حكمت است، و بيشترين ذخيرهاش خوبىهايند.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 24.
امام على عليه السلام:سزاوار است كه خردمند، صورت خود را در آينه بنگرد؛ اگر زيبا بود، آن را با رفتار زشت، همراه نكند، تا زشت و زيبا را جمع كرده باشد، و اگر زشت بود، [باز هم] رفتار زشت از او سر نزند، تا ميان دو زشت، جمع نكرده باشد.
عنه عليه السلام:صُحبةُ العالِمِ و اتّباعُهُ دينٌ يُدانُ بِهِ وَ طاعَتُهُ مَكسَبَةٌ لِلحَسَناتِ مَمحاةٌ لِلسيّئاتِ وَذَخيرَةٌ لِلمُؤمِنينَ ۱.
امام على عليه السلام:همراهى دانشمند و پيروى او، آيينى است كه خدا بدان عبادت مى شود و فرمانبردارى از او، به دست آوردن نيكيها و نابود كردن زشتيها و اندوخته مؤمنان است.
۱.الكافي: 1 / 188 / 14 عن أبي إسحاق عن بعض أصحاب الإمام عليّ عليه السلام، تحف العقول: 200، وراجع مشكاة الأنوار: 138.
في مُناظَرَةِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلامأبا شاكِرٍ الدَّيصانِيَ: قالَ أبو شاكِرٍ:. قَد عَلِمتَ أنّا لا نَقبَلُ إلاّ ما أدرَكناهُ بِأَبصارِنا، أو سَمِعناهُ بِآذانِنا، أو ذُقناهُ بِأَفواهِنا، أو شَمَمناهُ بِاُنوفِنا، أو لَمَسناهُ بِبَشَرَتِنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: ذَكَرتَ الحَواسَّ الخَمسَ وهِيَ لا تَنفَعُ فِي الاِستِنباطِ إلاّ بِدَليلٍ، كَما لا تُقطَعُ الظُّلمَةُ بِغَيرِ مِصباحٍ ۱.
در مناظره امام صادق عليه السلامبا ابو شاكر ديصانى: ابو شاكر گفت:. دانستى كه ما جز آنچه را با چشمهايمان ادراك مى كنيم يا با گوشهايمان مى شنويم يا با دهانهايمان مى چشيم يا با بينيهايمان احساس مى كنيم يا با پوستهايمان لمس مى كنيم، چيز ديگرى را نمى پذيريم. امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمود: حواس پنجگانه را ياد كردى و حال آنكه آنها جز با راهنما قادر به استنباط نيستند؛ همان گونه كه تاريكى جز با چراغ شكافته نگردد.
۱.الإرشاد: 2 / 202، إعلام الورى: 283 وفيه «تنتفع» بدل «تنفع»، التوحيد: 292 / 1، روضة الواعظين: 28 كلاهما نحوه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما لي أرى حُبَّ الدُّنيا قَد غَلَبَ عَلى كَثيرٍ مِنَ النّاسِ، حَتّى كَأَنَّ المَوتَ في هذِهِ الدُّنيا عَلى غَيرِهِم كُتِبَ، وكَأَنَّ الحَقَّ في هذِهِ الدُّنيا عَلى غَيرِهِم وَجَبَ، وحَتّى كَأَن لَم يَسمَعوا ويَرَوا مِن خَبَرِ الأَمواتِ قَبلَهُم؟! سَبيلُهُم سَبيلُ قَومٍ سَفرٍ عَمّا قَليلٍ إلَيهِم راجِعونَ، بُيوتُهُم أجداثُهُم ويَأكُلونَ تُراثَهُم، فَيَظُنّونَ أ نَّهُم مُخَلَّدونَ بَعدَهُم. هَيهاتَ هَيهاتَ [أ]ما يَتَّعِظُ آخِرُهُم بِأَوَّلِهِم؟! لَقَد جَهِلوا ونَسوا كُلَّ واعِظٍ في كِتابِ اللّهِ، وأمِنوا شَرَّ كُلِّ عاقِبَةِ سَوءٍ، ولَم يَخافوا نُزولَ فادِحَةٍ ۱
وبَوائِقَ حادِثَةٍ ۲.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه شده است كه مى بينم محبّت دنيا بر بسيارى از مردم چيره گرديده است؟ گويى كه مرگ در اين دنيا بر غير ايشان نوشته شده است و گويى كه حقّ در اين دنيا بر غير آنان واجب گشته است و پندارى كه خبر درگذشتگان خود را نشنيده و نديده اند. راه آنها راه مسافرانى است كه بزودى به سويشان باز مى گردند. خانه هايشان گور آنهاست و ميراث آنها را مى خورند. پس گمان مى كنند كه پس از ايشان ماندگارند. دور باد، دور باد. واپسين آنها از نخستين آنها عبرت نمى گيرد؟ بى گمان نادانى كردند و هر اندرز دهنده اى در كتاب خدا را از ياد بردند و از گزند هر فرجام بدى، خود را ايمن يافتند و از فرود آمدن بلاهاى آسمانى و پيش آمدهاى هراسناك نترسيدند.
أبو هارونَ العَبدِيُّ وشَهرُ بنُ حَوشَب:كُنّا إذا أتَينا أبا سَعيدٍ الخُدرِيَ يَقولُ: مَرحَبًا بِوَصِيَّةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «سَتُفتَحُ لَكُمُ الأَرضُ ويَأتيكُم قَومٌ ـ أو قالَ: غِلمانٌ ـ حَديثَةٌ أسنانُهُم يَطلُبونَ العِلمَ ويَتَفَقَّهونَ فِي الدّينِ ويَتَعَلَّمونَ مِنكُم، فَإِذا جاؤوكُم فَعَلِّموهُم وألطِفوهُم ووَسِّعوا لَهُم فِي المَجلِسِ وأفهِموهُمُ الحَديثَ. فَكانَ أبو سَعيدٍ يَقولُ لَنا: مَرحَبًا بِوَصِيَّةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، أمَرَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن نُوَسِّعَ لَكُم فِي المَجلِسِ وأن نُفَهِّمَكُمُ الحَديثَ ۱.
ابو هارون عبدى و شهربن حوشب:هرگاه نزد ابوسعيد خدرى مى آمديم، مى گفت: آفرين به سفارش شدگان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله. پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهمى فرمود: «بزودى زمين براى شما گشوده مى شود و گروهى ـ يا جوانانى ـ نزد شما مى آيند كه دندانهايشان تازه در آمده و دانش مى جويند و در دين تفقّه مى كنند و از شما فرا مى گيرند. پس اگر نزد شما آمدند، به آنان بياموزيد و با آنها ملاطفت كنيد و برايشان در مجلس جا باز كنيد و حديث را به آنان بفهمانيد»، پس ابوسعيد به ما مى گفت: آفرين به سفارش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله. پيامبر خدا به ما فرمان داد كه برايتان در مجلس جا باز كنيم و حديث را به شما بفهمانيم.
۱.جامع بيان العلم: 1 / 145.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا خَرَجَ الرَّجُلُ في طَلَبِ العِلمِ كَتَبَ اللّهُ لَهُ أثَرَهُ حَسَناتٍ، فَإِذَا التَقى هُوَ والعالِمُ فَتَذاكَرا مِن أمرِ اللّهِ تَعالى شَيئًا أظَلَّتهُمَا المَلائِكَةُ ونودِيا مِن فَوقِهِما: أن قَد غُفِرَت لَكُما ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هنگامى كه كسى در پى دانش بيرون رود، خداوند در جاى پايش براى وى حسنه ها مى نويسد و هنگامى كه او و دانشمند با هم ملاقات كنند و از امر خداوند تعالى سخن به ميان آورند، فرشتگان بر آنها سايه افكنند و از بالاى سرشان ندا داده مى شوند كه من شما را آمرزيدم.
۱.دعائم الإسلام: 1 / 81.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلآنچه شایسته جاهل است +4 مورد دیگر
رُوِيَ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلامأنَّهُ قالَ لِبَعضِ تَلامِذَتِهِ: أيَّ شَيءٍ تَعَلَّمتَ مِنّي؟ قالَ لَهُ: يا مَولايَ، ثَمانِ مَسائِلَ، قالَ لَهُ عليه السلام: قُصَّها عَلَيَّ لِأَعرِفَها، قالَ:
الاُولى: رَأَيتُ كُلَّ مَحبوبٍ يُفارِقُ عِندَ المَوتِ حَبيبَهُ فَصَرَفتُ هِمَّتي إلى ما لا يُفارِقُني بَل يُؤنِسُني في وَحدَتي، وهُوَ فِعلُ الخَيرِ. فَقالَ: أحسَنتَ واللّهِ.
الثّانِيَةُ: رَأَيتُ قَومًا يَفخَرونَ بِالحَسَبِ وآخَرينَ بِالمالِ والوَلَدِ وإذا ذلِكَ لا فَخرَ، ورَأَيتُ الفَخرَ العَظيمَ، في قَولِهِ تَعالى: «إنَّ أكرَمَكُم عِندَ اللّهِ أتقاكُم ۱» فَاجتَهَدتُ أن أكونَ عِندَهُ كَريمًا.
قالَ: أحسَنتَ واللّهِ.
الثّالِثَةُ: رَأَيتُ لَهوَ النّاسِ وطَرَبَهُم، وسَمِعتُ قَولَهُ
از امام صادق عليه السلام روايت شده استكه به يكى از شاگردانش فرمود: چه چيز از من فرا گرفتى؟ گفت: اى مولاى من! هشت مسأله ياد گرفتم. فرمود: باز گو تا بدانم. گفت: نخست: ديدم هر دوستى از دوستدارش هنگام مرگ جدا مى شود، پس همّتم را مصروف چيزى كردم كه از من جدا نمى گردد، بلكه در تنهايى ام با من انس مى گيرد كه همان كار نيك است. حضرت فرمود: به خدا سوگند نيكو گفتى.
دوم: ديدم گروهى به حسب و نسب و گروهى به مال و فرزند مى نازند و حال آنكه در اينها فخر و بزرگى نيست؛ بلكه افتخار بزرگ را در گفته خداى متعال ديدم: «كريمترين شما باتقواترين شماست»، پس كوشيدم كه نزد او كريم باشم. فرمود: به خدا سوگند نيكو گفتى.
سوم: به بازى و شادى مردم نگريستم و گفته خداى متعال را شنيدم: «و اما آن كس كه از ايستادن در پيشگاه
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتاحکام آموختن +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آلهـ في دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنى ـ: يا مَن يَرجوهُ أهلُ السَّماواتِ وَالأَرضِ يا اللّهُ، يا ثِقَةَ أهلِ السَّماواتِ والأَرضِ يا اللّهُ، يا أملَ أهلِ
السَّماواتِ وَالأَرضِ يا اللّهُ، يا رَجاءَ أهلِ السَّماواتِ وَالأَرضِ يا اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى «اسماى حُسنا» ـ: اى آن كه اهل آسمان ها و زمين، بدو اميد بسته اند، اى خدا! اى مورد وثوق اهل آسمان ها و
زمين، اى خدا! اى آرزوى اهل آسمان ها و زمين، اى خدا! اى اميد اهل آسمان ها و زمين، اى خدا!
۱.البلد الأمين: ص 420، بحار الأنوار: ج 93 ص 266 ح 1.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ في مُناجاةِ الشّاكِرينَ ـ: إلَهي. أنتَ الرَّؤوفُ الرَّحيمُ البَرُّ الكَريمُ الَّذي لا يُخَيِّبُ قاصديهِ، ولا يَطرُدُ عَن فِنائِهِ آمِليهِ، بِساحَتِكَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجينَ، وبِعَرصَتِكَ تَقِفُ آمالُ المُستَرفِدينَ، فَلا تُقابِل آمالَنا بِالتَّخييبِ وَالإِياسِ، ولا تُلبِسنا سِربالَ القُنوطِ وَالإِبلاسِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات سپاس گزاران ـ: معبود من!. تو آن رئوف مهربان نيكوكارِ كريمى هستى كه هر كه را به او رو آورد، نوميد بر نمى گردانَد و آرزومندانش را از درگاهش نمى رانَد. اميدواران، در بارگاه تو بار مى افكنند وآرزوهاى عطاخواهان، در ميدان تو توقّف مى كنند.پس آرزوهاى ما را با ناكامى و يأس، پاسخ مده و جامه هاى نوميدى و يأس بر ما مپوشان.
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 146.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنى ـ: يا كَريمُ أنتَ سَيِّدي ورَجائي وذُخري و ذَخيرَتي وأمَلي، فَقَصِّر فِي الدُّنيا آمالي وأدِم رَغبَتي إلَيكَ وآمالي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى اسماى حُسنا ـ: اى كريم! تويى آقاى من، اميد من و اندوخته من، ساز و برگ من، و آرزوى من! پس، در دنيا آرزوى مرا كوتاه گردان و شوق و آمال مرا به خودت، تداوم بخش.
۱.البلد الأمين: ص 423، بحار الأنوار: ج 93 ص 269 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنى ـ: وهذِهِ يَدايَ يا سَيِّداه يا مَولاياه مَرفوعَةٌ إلَيكَ، ومُتَوَكِّلٌ عَلَيكَ وتائِبٌ إلَيكَ فيما أتَيتُ مِن سوءِ فِعالي وقَبيحِ أعمالي وطولِ آمالي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى اسماى حُسنا ـ: اين دو دست من، اى سرور و اى مولاى من! به سوى تو بلند شده است و تكيه ام به توست و از كردارهاى بد و رفتارهاى زشت خويش و آرزوهاى دور و درازم به درگاه تو توبه آورده ام.
۱.البلد الأمين: ص 421، بحار الأنوار: ج 93 ص 266 ح 1.
عنه عليه السلامـ مِن وَصِيَّتِهِ لِكُمَيلِ بنِ زِيادٍ ـ: يا كُمَيلُ، إنَّ ذُنوبَكَ أكثَرُ مِن حَسَناتِكَ، وغَفلَتَكَ أكثَرُ مِن ذِكرِكَ، ونِعَمَ اللّهِ عَلَيكَ أكثَرُ مِن عَمَلِكَ. يا كُمَيلُ، إنَّكَ لا تَخلو مِن نِعَمِ اللّهِ عِندَكَ وعافِيَتِهِ إيّاكَ، فَلا تَخلُ مِن تَحميدِهِ، وتَمجيدِهِ، وتَسبيحِهِ، وتَقديسِهِ، وشُكرِهِ، وذِكرِهِ عَلى كُلِّ حالٍ. ۱
امام على عليه السلامـ از سفارش ايشان به كميل بن زياد ـ: اى كميل! گناهان تو بيش از كارهاى نيك توست، و غفلتت بيش از متذكّر بودنت، و نعمت هاى خدا به تو بيش از عمل توست. اى كميل! تو از نعمت هاى خدا و عافيت او بر كنار نيستى. پس هيچ گاه از ستايشگويى او و ياد كردنش به بزرگى و پاكى و قداست، و از سپاس گزارى اش، بركنار مباش و همواره او را ياد كن.
۱.تحف العقول: ص 174، بشارة المصطفى: ص 28 عن كميل بن زياد، بحار الأنوار: ج 77 ص 273 ح 1.
الإمام عليّ عليه السلام:أكثِروا ذِكرَ اللّهِ عز و جل إذا دَخَلتُمُ الأَسواقَ عِندَ اشتِغالِ النّاسِ؛ فَإِنَّهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنوبِ، وزِيادَةٌ فِي الحَسَناتِ، ولا تُكتَبوا فِي الغافِلينَ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه به بازارها وارد مى شويد و مردم سرگرم كارند، خداى عز و جلرا بسيار يادآور شويد؛ زيرا اين كار، گناهان را مى زدايد و بر حسنات مى افزايد و از غافلان نوشته نمى شويد.
۱.الخصال: ص 614 ح 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص 104، بحار الأنوار: ج 103 ص 96 ح 19.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن عَبدٍ سَلَكَ وادِيا فَيَبسُطُ كَفَّيهِ فَيَذكُرُ اللّهَ ويَدعو، إلّا مَلَأَ اللّهُ ذلِكَ الوادِيَ حَسَناتٍ، فَليَعظُم ذلِكَ الوادي أو لِيَصغُر. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى نيست كه از وادى اى گذر كند و دو دستش را بگشايد و خدا را ياد كرده و دعا كند، مگر آن كه خداوند، آن وادى را از ثواب مى آكَنَد، خواه آن وادى، بزرگ باشد يا كوچك.
۱.ثواب الأعمال: ص 183 ح 1 عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، جامع الأحاديث للقمّي: ص 119، بحار الأنوار: ج 93 ص 292 ح 15.
فضائل الأشهر الثلاثة عن عبد الرحمن بن هبيرة:كُنّا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوما، فَقالَ: رَأَيتُ البارِحَةَ عَجائِبَ! قالَ: فَقُلنا: يا رَسولَ اللّهِ وما رَأَيتَ، حَدِّثنا فِداكَ أنفُسُنا و أهلونا وأولادُنا؟
فَقالَ:. رَأَيتُ رَجُلاً مِن اُمَّتي قَدِ احتَوَشَتهُ الشَّياطينُ، فَجاءَهُ ذِكرُ اللّهِ عز و جل فَنَجّاهُ مِن بَينِهِم. ۱
فضائل الأشهر الثلاثةـ به نقل از عبد الرحمان بن هبيره ـ: روزى نزد پيامبر خدا بوديم كه فرمود: «ديروز عجايبى ديدم!».
گفتيم: چه ديدى، اى پيامبر خدا؟ خودمان و زنان و فرزندانمان به فدايت! برايمان باز گو.
فرمود: «. مردى از امّتم را ديدم كه اهريمنان، او را در ميان گرفته اند، و ياد خداوند عز و جل به يارى او آمده، از ميان اهريمنان نجاتش داد».
۱.فضائل الأشهر الثلاثة: ص 112 ح 107، الأمالي للصدوق: ص 301 ح 342 عن عبد الرحمن بن سمرة، روضة الواعظين: ص 428 وفيه ذيله فقط، بحار الأنوار: ج 7 ص 290 ح 1؛ المعجم الكبير: ج 25 ص 282 ح 39 عن عبد الرحمن بن سمرة نحوه، كنز العمّال: ج 15 ص 926 ح 43592.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما جَلَسَ قَومٌ مَجلِسا يَذكُرونَ اللّهَ عز و جل فيهِ فَيَقومونَ حَتّى يُقالَ لَهُم: قوموا؛ قَد غَفَرَ اللّهُ لَكُم ذُنوبَكُم، وبُدِّلَت سَيِّئاتُكُم حَسَناتٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ گروهى براى ذكر خداوند عز و جل گِرد هم نمى نشينند، مگر آن كه چون بخواهند برخيزند، به ايشان گفته مى شود: «برخيزيد، كه خداوند، گناهان شما را آمرزيد و بدى هايتان به خوبى تبديل شده است».
۱.المعجم الكبير: ج 6 ص 212 ح 6039، شُعب الإيمان: ج 1 ص 454 ح 695، اُسد الغابة: ج 2 ص 572 نحوه وكلّها عن سهيل بن حنظلة، كنز العمّال: ج 1 ص 422 ح 1808.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن قَومٍ اجتَمَعوا يَذكُرونَ اللّهَ لا يُريدونَ بِذلِكَ إلّا وَجهَهُ، إلّا ناداهُم مُنادٍ مِنَ السَّماءِ أن قوموا مَغفورا لَكُم، فَقَد بُدِّلَت سَيِّئاتُكُم حَسَناتٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه مردمى براى ذكر خدا گِرد هم آيند و قصدشان از اين كار، فقط رضاى خدا باشد، مُنادى اى از آسمان، ندايشان مى دهد كه: «برخيزيد كه آمرزيده شديد؛ زيرا بدى هاى شما به نيكى تبديل شد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 286 ح 12456، مسند أبي يعلى: ج 4 ص 161 ح 4127، حلية الأولياء: ج 3 ص 108 كلّها عن أنس، شُعب الإيمان: ج 1 ص 401 ح 534 عن عبد اللّه بن مغفل وليس فيه «لا يريدون بذلك إلّا وجهه»، كنز العمّال: ج 1 ص 438 ح 1891.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۸۶۴