نتایج جستجو برای «زودگذر»: ۴۰ حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:أحمَدُ العِلمِ عاقِبَةً ما زادَ في عَمَلِكَ فِيالعاجِلِ وأزلَفَكَ فِي الآجِلِ ۱.
امام على عليه السلام:نيك فرجامترين دانش، آن است كه در دنياى زودگذر عملت را و در آخرت نزديكى ات (به خدا) را بيفزايد.
۱.غرر الحكم: 3338
الإمام الكاظم عليه السلام:أولَى العِلمِ بِكَ ما لا يَصلُحُ لَكَ العَمَلُ إلاّ بِهِ، وأوجَبُ العِلمِ عَلَيكَ ما أنتَ مَسؤولٌ عَنِ العَمَلِ بِهِ، وألزَمُ العِلمِ لَكَ ما دَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلبِكَ، وأظهَرَ لَكَ فَسادَهُ، وأحمَدُ العِلمِ عاقِبَةً ما زادَكَ في عَمَلِكَ العاجِلِ، فَلا تَشغَلَنَّ بِعِلمِ ما لا يَضُرُّكَ جَهلُهُ، ولا تَغفُلَنَّ عَن عِلمِ ما يَزيدُ في جَهلِكَ تَركُهُ ۱.
امام كاظم عليه السلام:شايسته ترين دانش براى تو آن است كه عملت جز بدان سامان نپذيرد و واجبترين دانش براى تو آن است كه از عمل به آن پرسيده مى شوى و لازمترين دانش براى تو آن است كه به صلاح قلبت ره بنمايد و تباهى اش را برايت روشن سازد و نيك فرجامترين دانش آن است كه در عمل زودگذر تو بيفزايد پس به دانشى كه ندانستنش زيانى به تو نمى رساند سرگرم مشو و از دانشى كه رها كردنش بر نادانى تو مى افزايد، غافل مشو.
۱.عدّة الداعي: 68، تنبيه الخواطر: 2 / 154 عن الإمام عليّ عليه السلام، أعلام الدين: 305، وراجع نزهة الناظر: 122 / 3.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:بِئسَ العَبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعِبادَةِ فَأَلهَتهُ العاجِلَةُ عَنِ الآجِلَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه بد بنده اى است آن بنده اى كه براى عبادت، آفريده شده باشد و زندگى زودگذر دنيوى، او را از آخرت، باز دارد!
۱.النوادر للراوندي: ص 145 ح 198 عن الإمام عليّ عليه السلام، جامع الأحاديث للقمّي: ص 62، بحارالأنوار: ج 72 ص 201 ح 31.
أبو بَكرٍ الحَضرَمِيُّ:لَمّا حُمِلَ أبو جَعفَرٍ عليه السلامإلَى الشّامِ إلى هِشامِ بنِ عَبدِ المَلِكِ وصارَ بِبابِهِ، قالَ لِأَصحابِهِ ومَن كانَ بِحَضرَتِهِ مِن بَني اُمَيَّةَ: إذا رَأَيتُموني قَد وَبَّختُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ ثُمَّ رَأَيتُموني قَد سَكَتُّ فَليُقبِل عَلَيهِ كُلُّ رَجُلٍ مِنكُم فَليُوَبِّخهُ. ثُمَّ أمَرَ أن يُؤذَنَ لَهُ، فَلَمّا دَخَلَ عَلَيهِ أبو جَعفَرٍ عليه السلامقالَ بِيَدِهِ: السَّلامُ عَلَيكُم، فَعَمَّهُم جَميعًا بِالسَّلامِ، ثُمَّ جَلَسَ، فَازدادَ هِشامٌ عَلَيهِ حَنَقًا بِتَركِهِ السَّلامَ عَلَيهِ بِالخِلافَةِ وجُلوسِهِ بِغَيرِ إذنٍ، فَأَقبَلَ يُوَبِّخُهُ ويَقولُ فيما يَقولُ لَهُ: يا مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ، لا يَزالُ الرَّجُلُ مِنكُم قَد شَقَّ عَصَا المُسلِمينَ ودَعا

ابوبكر حضرمى:هنگامى كه ابوجعفر (امام باقر) عليه السلام را به شام نزد هشام بن عبدالمك بردند و به دربارش رسيد، هشام به ياران خود و امويان حاضر در مجلس گفت: وقتى ديديد من محمّد بن على را توبيخ كردم و سپس خاموش شدم، هريك از شما نيز رو به او كنيد و توبيخ و سرزنشش نماييد. سپس دستور داد كه به حضرت اجازه ورود دهند. چون ابو جعفر عليه السلام وارد شد با دست به همگان اشاره كرد كه: سلام بر شما. و بدين ترتيب به همه سلام كرد. سپس نشست. از آن جا كه به هشام به عنوان خليفه سلام نكرد و بى اجازه نشست، هشام شروع به توبيخ و سرزنش حضرت كرد و از جمله گفت: اى محمّد بن على، هميشه يك نفر از شما خاندان، ميان مسلمانان اختلاف انداخته و آنها را به سوى خود دعوت كرده و از روى بى خردى و نادانى، خود را امام دانسته است. هشام

۱.الأعراف: 128، القصص: 83.
۲.الكافي: 1 / 471 / 5.
الترغيب والترهيب عن عمر:استَأذَنتُ على رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله فدَخَلتُ علَيهِ في مَشرَبَةٍ ۱ وإنّهُ لَمُضطَجِعٌ على خَصَفَةٍ إنّ بَعضَهُ لَعلَى التُّرابِ، وتَحتَ رأسِهِ وِسادَةٌ مَحشُوَّةٌ لِيفا، وإنّ فَوقَ رأسِهِ لَاءهابا عَطِنا، وفي ناحِيَةِ المَشرَبَةِ قَرَظٌ، فسَلَّمتُ علَيهِ فجَلَستُ، فقلتُ: أنتَ نَبيُّ اللّهِ وصَفوَتُهُ وكِسرى وقَيصرُ على سُرُرِ الذَّهَبِ وفُرُشِ الدِّيباجِ والحَريرِ؟! فقالَ: اُولئكَ عُجِّلَت لَهُم طَيِّباتُهُم وهِيَ وَشيكَةُ الانقِطاعِ، وإنّا قَومٌ اُخِّرَت لنا طَيِّباتُنا في آخِرَتِنا. ۲
الترغيب و الترهيبـ به نقل از عمر ـ: از پيامبر خدا، اجازه ورود خواستم و در اتاقى بر او وارد شدم. او روى بوريايى از برگ درخت خرما دراز كشيده و قسمتى از بدنش روى خاك بود. زير سرش بالشى پُر شده از الياف خرما قرار داشت و بالاى سرش پوستى خيسانده شده در مايع دبّاغى ـ كه بوى بدى از آن به مشام مى رسيد ـ آويزان بود و در گوشه اتاق، مقدارى برگ درخت سَلَم قرار داشت. به پيامبر صلى الله عليه و آله سلام كردم و نشستم و گفتم: شما پيامبر و برگزيده خدايى و كسرا و قيصر بر تخت هاى طلا و فرش هاى ديبا و حرير بنشينند؟! فرمود: «آنان، كسانى هستند كه نعمت هاى زودگذر در همين دنيا به آنها داده شده و ما مردمى هستيم كه نعمت هايمان در آخرت به ما داده مى شود».
۱.المَشْربة ـ بضمّ الراء وفتحها ـ: الغُرفة (النهاية: ج 2 ص 455).
۲.الترغيب والترهيب: ج 4 ص 200 ح 120.
عنه صلى الله عليه و آله:ألا وإنَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنيا دارَ بَلوى، وَالآخِرَةَ دارَ عُقبى، فَجَعَلَ بَلوَى الدُّنيا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَبا، وثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَى الدُّنيا عِوَضا، فَيَأخُذُ لِيُعطِيَ، ويَبتَلي لِيَجزِيَ، وإنَّها لَسَريعَةُ الذَّهابِ، ووَشيكَةُ الاِنقِلابِ، فَاحذَروا حَلاوَةَ رِضاعِها لِمَرارَةِ فِطامِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدانيد كه خداوند، دنيا را سراى آزمايش، و آخرت را سراى سزا دادن آفريد. پس آزمايش دنيا را سبب پاداش آخرت، و پاداش آخرت را عوضِ آزمايش دنيا قرار داد. بنا بر اين، مى گيرد تا بدهد، و مبتلا مى سازد تا سزا دهد. دنيا زودگذر است و در آستانه دگرگونى. پس، از حلاوت شير خوردن از دنيا، دورى كنيد؛ زيرا گرفته شدن از شير آن، تلخ (سخت) است.
۱.أعلام الدين: ص 344 ح 35 عن ابن عمر، بحار الأنوار: ج 77 ص 187 ح 10.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَكونوا مِمَّن خَدَعَتهُ العاجِلَةُ، وغَرَّتهُ الاُمنِيَّةُ، فَاستَهوَتهُ الخُدعَةُ، فَرَكَنَ إلى دارِ سَوءٍ سَريعَةِ الزَّوالِ، وَشيكَةِ الاِنتِقالِ. إنَّهُ لَم يَبقَ مِن دُنياكُم هذِهِ في جَنبِ ما مَضى إلّا كَإِناخَةِ راكِبٍ، أو صَرِّ حالِبٍ ۱، فَعَلامَ تَعرُجونَ، وماذا تَنتَظِرونَ؟! ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از آنان نباشيد كه دنياى زودگذر، فريبشان داد و آرزو، گولشان زد و اسير نيرنگ [ـِ دنيا] شدند و در نتيجه، به سراى بدى كه زود زوال مى پذيرد و آماده انتقال [به ديگرى]است، دل بستند. آنچه از اين دنياى شما باقى مانده، در برابر آنچه گذشته، به اندازه خواباندن شترى [براى آسودن ساعاتى] يا بستن پستان حيوان شيردهى ۳ بيش نيست. پس بر چه درنگ مى كنيد و منتظر چه هستيد؟!
۱.أصل الصَّرّ: الجمع والشدّ. ومن عادة العرب أن تَصُرَّ ضُروع الحَلُوبات إذا أرسلوها إلى المَرْعَى سارِحَة، فإذا راحت عَشيّاً حُلَّت تلك الأصِرّة وحُلبت (النهاية: ج 3 ص 22 «صرر»).
۲.أعلام الدين: ص 340 عن أبي هريرة، بحار الأنوار: ج 77 ص 183 ح 10.
۳.عرب، عادت داشت كه هر گاه حيوانات شيرده خويش را در چراگاه رها مى كرد، پستانشان را با كيسه اى مى بست و غروب كه بر مى گشتند، كيسه ها را باز مى كرد و حيوان را مى دوشيد (النهايه: ج 3 ص 22 مادّه «صرر»).
عنه صلى الله عليه و آله:بِئسَ العَبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعِبادَةِ فألهَتْهُ العاجِلَةُ عَنِ الآجِلَةِ، فازَبِالرَّغبَةِ العاجِلَةِ وشَقِيَ بِالعاقِبَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه بد بنده اى است آن بنده اى كه براى عبادت آفريده شده؛ امّا دنيا او را از آخرت، غافل كرده است؛ به خواهش هاى زودگذر دنيوى دست يافته و در عاقبت (آخرت) بدبخت شده است!
۱.النوادر للراوندي: ص 145 ح 198 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 77 ص 135 ح 47.
عنه عليه السلام:العاجِلَةُ غُرورُ الحَمقى. ۱
امام على عليه السلام:اين سراى زودگذر، فريب [دهنده]مردمان احمق است.
۱.غرر الحكم: 896
عنه عليه السلام:الفُرصَةُ سَريعَةُ الفَوتِ، وبَطِيئَةُ العَودِ. ۱
امام على عليه السلام:فرصت، زودگذر است و ديرياب.
۱.غرر الحكم: 2019
عنه عليه السلامـ فيمَن تَرَكوا أهلَ البيتِ ـ: آثَروا عاجِلاً و أخَّروا آجِلاً، و تَرَكوا صافِيا و شَرِبوا آجِنا، كأنّي أنْظُرُ إلى فاسِقِهِم و قَد صَحِبَ المُنكرَ فألِفَهُ. ۱
امام على عليه السلامـ درباره كسانى كه اهل بيت عليهم السلام را وا گذاشتند ـفرمود: دنياى زودگذر را برگزيدند و آخرت جاودان را پس زدند؛ چشمه زلال را وا نهادند و از آب تيره و بد مزه نوشيدند. گويى فاسقِ آنان را مى نگرم كه با منكر يار و همنشين شده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة144.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:العاجِلَةُ غُرورُ الحَمْقى. ۱
امام على عليه السلام:دنياى زودگذر، فريب دهنده مردمان احمق است.
۱.غرر الحكم: 896.
عنه عليه السلام:العاجِلَةُ غُرورُ الحَمقى. ۱
امام على عليه السلام:اين سراى زودگذر، فريب [دهنده] مردمان احمق است.
۱.غرر الحكم: 896.
عنه عليه السلام:اِعلَموا عبادَ اللّهِ أنَّ المتّقينَ ذَهَبوا بعاجِلِ الدنيا و آجِلِ الآخرةِ، فشارَكوا أهلَ الدنيا في دُنياهُم، و لَم يُشارِكُوا أهلَ الدنيا في آخِرَتِهِم، سَكَنُوا الدنيا بأفضَلِ ما سُكِنَتْ، و أكَلُوها بأفضَلِ ما اُكِلَتْ فَحَظُوا مِن الدنيا بما حَظِيَ بهِ المُترَفُونَ، و أخَذُوا منها ما أخَذَهُ الجَبابرةُ المُتَكبِّرونَ، ثُمَّ انقَلَبُوا عنها بالزادِ المُبَلِّغ و المَتجَرِ الرابحِ (المُربحِ)، أصابوا لذّةَ زُهدِ الدنيا في دُنياهُم، و تَيقّنوا أ نّهُم جِيرانُ اللّهِ غداً في آخِرَتِهِم، لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ، و لا يُنقَصُ لَهُم نصيبٌ مِن لَذَّةٍ ۱. ۲
امام على عليه السلام:اى بندگان خدا! بدانيد كه پرهيزگاران، دنياى زودگذر و آخرت ديرپا را به دست آوردند. با اهل دنيا، در دنيايشان شريك شدند و اهل دنيا را در آخرت خود شريك نكردند. در دنيا به بهترين گونه سكونت كردند و از بهترين خوردنيهاى آن خوردند و از دنيا همان بهره اى را بردند كه توانگرانِ خوش گذران مى برند و همان كامى را برگرفتند كه گردنكشان متكبّر برمى گيرند؛ آن گاه با توشه اى كه به مقصد مى رساندشان و با تجارتى پُر سود، از دنيا رفتند. در دنياى خود، به لذّت زهدِ به دنيا دست يافتند و يقين داشتند كه فرداى قيامت در جوار خداوند هستند؛ دعايشان هرگز بى اجابت نمى مانْد و بهره آنان از خوشى و آسايش هيچ كم نمى گردد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 27.
۲.رواه قبل الرضيِّ: 1 ـ إبراهيم بن هلال الثقفيّ في كتاب «الغارات»: 1/235. 2 ـ ابن شعبة في «تحف العقول»: 178. و رواه بعد الرضيّ: 3 ـ الشيخ المفيد في «الأمالي»: 263. 4 ـ شيخ الطائفة في «الأمالي»: 26/31. 5 ـ الطبري في «بشارة المصطفى»: 44. و كلّ هؤلاء رووه بأسانيد ذكروها في كتبهم. اُنظر مصادر نهج البلاغة و أسانيده تأليف عبد الزهراء: 3/265.
عنه صلى الله عليه و آله:بِئسَ العَبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعِبادَةِ فألهَتْهُ العاجِلَةُ عَنِ الآجِلَةِ، فازَ بِالرَّغبَةِ العاجِلَةِ و شَقِيَ بِالعاقِبَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه بد بنده اى است، آن بنده اى كه براى عبادت آفريده شده، اما دنيا او را از آخرت غافل كرده است، به خواهشهاى زودگذر دنيوى دست يافته و در عاقبت (آخرت) بدبخت شده است.
۱.النوادر للراوندي: 145/198.
الترغيب و الترهيب عن عمر:استَأذَنتُ على رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله فدَخَلتُ علَيهِ في مَشرُبَةٍ ۱ و إنّهُ لَمُضطَجِعٌ على خَصَفَةٍ إنّ بَعضَهُ لَعلَى التُّرابِ، و تَحتَ رأسِهِ وِسادَةٌ مَحشُوَّةٌ لِيفا، و إنّ فَوقَ رأسِهِ لاَءهابا عَطِنا، و في ناحِيَةِ المَشرُبَةِ قَرَظٌ، فسَلَّمتُ علَيهِ فجَلَستُ، فقلتُ: أنتَ نَبيُّ اللّهِ و صَفوَتُه و كِسرى و قَيصرُ على سُرُرِ الذَّهَبِ و فُرُشِ الدِّيباجِ و الحَريرِ؟! فقالَ: اُولئكَ عُجِّلَت لَهُم طَيِّباتُهُم و هِيَ وَشيكَةُ الانقِطاعِ، و إنّا قَومٌ اُخِّرَت لنا طَيِّباتُنا في آخِرَتِنا. ۲
الترغيب و الترهيبـ به نقل از عمر ـ: از رسول خدا صلى الله عليه و آله اجازه ورود خواستم و در غرفه اى بر ايشان وارد شدم. حضرت روى بوريايى از برگ درخت خرما دراز كشيده و قسمتى از بدنش روى خاك بود. زير سرش بالشى پر شده از الياف خرما قرار داشت و بالاى سر ايشان پوستى خيسانده شده در مايع دباغى كه بوى بدى از آن به مشام مى رسيد، آويزان بود و در گوشه غرفه مقدارى برگ درخت سلم قرار داشت. من به پيامبر سلام كردم و نشستم و گفتم: شما پيامبر و برگزيده خدا باشى و كسرا و قيصر بر تخت هاى طلا و فرش هاى ديبا و حرير بنشينند؟! فرمود: آنان كسانى هستند كه نعمت هاى زودگذر در همين دنيا به ايشان داده شده و ما مردمى هستيم كه نعمت هايمان در آخرت به ما داده مى شود.
۱.المَشْرُبة ـ بالضم و الفتح ـ: الغُرفة. (النهاية: 2 / 455).
۲.الترغيب و الترهيب: 4 / 200 / 120.
عنه عليه السلام:لا تَلتَمِسِ الدُّنيا بعَمَلِ الآخِرَةِ، و لا تُؤْثِرِ العاجِلَةَ علَى الآجِلَةِ؛ فإنَّ ذلكَ شِيمَةُ المُنافِقينَ و سَجيَّةُ المارِقينَ. ۱
امام على عليه السلام:كار آخرت را وسيله رسيدن به دنيا مكن و اين جهان زودگذر را بر آخرت برمگزين؛ زيرا اين كار خصلتِ منافقان و خوىِ از دين بيرون شدگان است.
۱.غرر الحكم: 10405.
کلیدواژه‌ها نفاقآشکارترین منافق
عنه عليه السلام:اِضرِبْ بطَرفِكَ حَيثُ شِئتَ مِن النّاسِ، فهَل تُبصِرُ إلاّ فَقيرا يُكابِدُ فَقرا، أو غَنِيّا بَدَّلَ نِعمَةَ اللّهِ كُفرا، أو بَخيلاً اتَّخَذَ البُخلَ بحَقِّ اللّهِ وَفرا، أو مُتَمَرِّدا كأنّ باُذُنِهِ عَن سَمعِ المَواعِظِ وَ قرا؟! أينَ خِيارُكُم و صُلَحاؤكُم؟! و أينَ أحرارُكُم و سُمَحاؤكُم؟! و أينَ المُتَورِّعونَ في مَكاسِبِهِم، و المُتَنَزِّهونَ في مَذاهِبِهِم؟! أ لَيسَ قَد ظَعَنوا جَميعا عَن هذهِ الدُّنيا الدَّنِيَّةِ، و العاجِلَةِ المُنَغِّصَةِ ۱؟!. فإنّا للّهِ و إنّا إلَيهِ راجِعونَ، ظَهَرَ الفَسادُ فَلا مُنكِرٌ مُغيِّرٌ، و لا زاجِرٌ مُزدَجِرٌ، أ فبِهذا تُريدونَ أن تُجاوِروا اللّهَ في دارِ قُدسِهِ، و تَكونوا أعَزَّ أوليائهِ عِندَهُ؟! هَيهاتَ! لا يُخدَعُ اللّهُ عَن

امام على عليه السلام:به مردم اطراف خود نظرى بيفكن، آيا جز فقيرى كه از فقر رنج مى برد، يا توانگرى كه كفران نعمت خدا مى كند، يا بخيلى كه براى افزودن بر مال خويش حق خدا را نمى پردازد، يا سركشى كه گويى گوش او از شنيدن پند و اندرزها سنگين است، كس ديگرى را مى بينى؟! كجايند نيكان و شايستگان شما؟! كجايند آزادگان و بخشندگان شما؟! كجايند آنان كه در كسب و كارشان پرهيزگار و در راه و رسمشان پاك و وارسته بودند؟! آيا نه اينكه همگى از اين دنياى پست و سراى زودگذرِ رنج آلود رخت بر بستند و كوچيدند؟!. پس، ما همه از آنِ خداييم و همگى به سوى او باز مى گرديم. فساد و تبهكارى آشكار گرديده است؛ اما نه كسى در صدد انكار و تغيير آن بر مى آيد و نه كسى براى جلوگيرى از آن اقدامى مى كند. آيا با اين روش مى خواهيد در سراى

۱.في بحار الأنوار: 103 / 108 / 8 «المنقضية».
۲.نهج البلاغة: الخطبة 129.
کلیدواژه‌ها مردمگروه های مردم
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:إنَّ علامَةَ الزاهِدِينَ في الدنيا الراغبينَ في الآخِرَةِ، تَركُهُم كُلَّ خَلِيطٍ و خَلِيلٍ، و رَفضُهُم كُلَّ صاحِبٍ لا يُرِيدُ ما يُرِيدُونَ، ألا و إنَّ العامِلَ لِثَوابِ الآخِرَةِ هو الزاهِدُ في عاجِلِ زَهرَةِ الدنيا. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:نشانه دنيا گريزانِ آخرت خواه، رها كردن هر همنشين و دوست و طرد كردن هر يار و رفيقى است كه خواسته اش با خواسته آنان يكى نباشد. بدانيد كسى كه براى ثواب آخرت كار مى كند، نسبت به زرق و برقِ زودگذر دنيا بى رغبت است.
۱.تحف العقول: 272.
عنه عليه السلام:إنَّ زُهدَ الزاهِدِ في هذه الدنيا لا يَنقُصُهُ مِمّا قَسَمَ اللّهُ عزّ و جلّ لَهُ فيها و إن زَهِدَ، و إنَّ حِرْصَ الحَريصِ على عاجِلِ زَهرَةِ (الحَياةِ) الدنيا لا يَزِيدُهُ فيها و إن حَرِصَ، فالمَغبونُ مَن حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الآخِرَةِ. ۱
امام على عليه السلام:بى اعتنايىِ زاهد به اين دنيا، از رزقى كه خداوند عزّ و جلّ براى او مقدّر فرموده، چيزى كم نمى كند، هر چند زهد ورزد. و حرص زدنِ حريص، بر اين زندگى زودگذر دنيا، چيزى بر روزى مقدّر او نمى افزايد، هر چند حرص زند. پس مغبون كسى است كه از بهره آخرت خود محروم مانَد.
۱.الكافي: 2/129/6.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۰