نتایج جستجو برای «روزگار»: ۴۱۴ حدیث
عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ: ولَم يُخلِ اللّهُ سُبحانَهُ خَلقَهُ مِن نَبِيٍّ مُرسَلٍ أو كِتابٍ مُنزَلٍ. إلى أن بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّدًا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لاِءِنجازِ عِدَتِهِ، وإتمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأخوذًا عَلَى النَّبِيّينَ ميثاقُهُ، مَشهورَةً سِماتُهُ، كَريمًا ميلادُهُ، وأهلُ الأَرضِ (الأَرَضينَ) يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وأهواءٌ مُنتَشِرَةٌ، وطَرائِقُ (طَوائِفُ) مُتَشَتِّتَةٌ، بَينَ مُشَبِّهٍ لِلّهِ بِخَلقِهِ، أو مُلحِدٍ فِي اسمِهِ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ، فَهَداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وأنقَذَهُم بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ. ۱
امام على عليه السلام:. تا آن كه خداوندِ سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را فرستاده خود كرد تا وعده هايش را به ثمر برساند و نبوّت را پايان ببخشد، در حالى كه براى او از همه پيامبران، پيمان گرفته بود. نشانه هايش در نزد همه انبيا شهرت داشت و ولادت او براى همه، گرامى بود. در آن روزگار، مردمان، ملّت هايى پراكنده، داراى خواسته هاى گوناگون و شيوه هاى (/ دسته جات) مختلف بودند. برخى، خداوند را به مخلوقات، شبيه مى كردند و برخى ديگر، ملحد به نام هاى خداوند بودند [و صفات خالق را از براى مخلوق ثابت مى كردند] و يا به غير خدا اشاره مى كردند [و آثار عالَم را به غير خدا نسبت مى دادند]خداوند به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله، آنان را از گم راهى رهانيد و از نادانى، نجات داد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحار الأنوار: ج 18 ص 216 ح 48.
عنه عليه‏السلام: كُلَّمَا ازدادَ عَقلُ الرَّجُلِ قَوِيَ إيمانُهُ بِالقَدَرِ وَاستَخَفَّ بِالغِيَرِ. ۱
امام على عليه‏السلام: هر چه خرد آدمى نيرومندتر شود، ايمان وى به قضا و قدر افزايش مى‏يابد و حوادث روزگار را سبُك‏تر مى‏شمرد.
۱.غرر الحكم: ح 7202، عيون الحكم والمواعظ: ص 396 ح 6716.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ : أرجَحُ النّاسِ عَقلاً وأكمَلُهُم فَضلاً: مَن صَحِبَ أيّامَهُ بِالمُوادَعَةِ، وإخوانَهُ بِالمُسالَمَةِ، وقَبِلَ مِنَ الزَّمانِ عَفوَهُ. ۱
امام على عليه‏السلام ـ در حكمت‏هاى منسوب به ايشان ـ : شايسته‏ترينِ مردم در خردمندى و كامل‏ترينِ آنان در فضايل، كسى است كه روزگار را با آشتى، همراهى كند و با دوستان، در صلح و صفا زندگى نمايد و بخشش زمان را بپذيرد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 317 ح 648.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
كُمَيلُ بنُ زِياد:أخَذَ بِيَدي أميرُ المُؤمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام، فَأَخرَجَني إلَى الجَبّانِ، فَلَمّا أصحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَداءَ، ثُمَّ قالَ:. اِحفَظ عَنّي ما أقولُ لَكَ: النّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانِيٌّ، ومُتَعَلِّمٌ عَلى سَبيلِ نَجاةٍ، وهَمَجٌ رَعاعٌ أتباعُ كُلِّ ناعِقٍ (صائِحٍ) يَميلونَ مَعَ كُلِّ ريحٍ، لَم يَستَضيؤوا بِنورِ العِلمِ، ولَم يَلجَؤوا إلى رُكنٍ وَثيقٍ. يا كُمَيلُ، العِلمُ خَيرٌ مِنَ المالِ، العِلمُ يَحرُسُكَ وأنتَ تَحرُسُ المالَ. والمالُ تَنقُصُهُ النَّفَقَةُ، والعِلمُ يَزكو عَلَى الإِنفاقِ، وصَنيعُ المالِ يَزولُ بِزَوالِهِ. يا كُمَيلُ بنَ زِيادٍ، مَعرِفَةُ العِلمِ دينٌ يُدانُ بِهِ، بِهِ يَكسِبُ الإِنسانُ الطّاعَةَ في حَياتِهِ وجَميلَ

كميل بن زياد:اميرمؤمنان، على بن ابى طالب عليه السلام دست مرا گرفت و به بيابان برد. هنگامى كه به صحرا رسيد، آهى سوزناك كشيد و گفت:. آنچه به تو مى گويم از من به ياد دار: مردم سه گروه اند: دانشمند ربّانى؛ و دانشجويى در راه رستگارى؛ و بى سر و پاهايى كه دنباله رو هر بانگى باشند و با هر بادى بچرخند اينان از روشنى دانش، پرتوى برنگرفته اند و به پايه اى استوار پناه نبرده اند. اى كميل! دانش بهتر از مال است. دانش تو را پاسبانى مى كند و حال آنكه تو مال را پاس مى دهى. مال با دهش، كاهش و دانش با بخشش، افزايش مى يابد و پرورده مال با رفتن مال مى رود. اى كميل بن زياد! شناخت دانش، آيينى است كه [خدا] بدان عبادت مى شود و آدمى به وسيله آن در زندگى طاعت را و پس از مرگش نام نيك را به دست مى آورد و دانش،

۱.نهج البلاغة: الحكمة 147، الإرشاد: 1 / 227، الخصال: 186 / 257، تحف العقول: 169، أمالي المفيد: 247 / 3 كلّها نحوه، خصائص الأئمّة عليهم السلام: 105 وليس فيه «وصنيع المال يزول بزواله»، وراجع كنزالفوائد: 1 / 319.
عنه عليه السلام:كانَتِ الحُكَماءُ فيما مَضى مِنَ الدَّهرِ تَقولُ: يَنبَغي أن يَكونَ الاِختِلافُ إلَى الأَبوابِ لِعَشرَةِ أوجُهٍ: أوَّلُها: بَيتُ اللّهِ عز و جل لِقَضاءِ نُسُكِهِ والقِيامِ بِحَقِّهِ وأداءِ فَرضِهِ. والثّاني: أبوابُ المُلوكِ الَّذينَ طاعَتُهُم مُتَّصِلَةٌ بِطاعَةِ اللّهِ عز و جلوحَقُّهُم واجِبٌ ونَفعُهُم عَظيمٌ وضَرُّهُم شَديدٌ. والثّالِثُ: أبوابُ العُلَماءِ الَّذينَ يُستَفادُ مِنهُم عِلمُ الدّينِ والدُّنيا. والرّابِعُ: أبوابُ أهلِ الجودِ والبَذلِ الَّذينَ يُنفِقونَ أموالَهُمُ التِماسَ الحَمدِ ورَجاءَ الآخِرَةِ. والخامِسُ: أبوابُ السُّفَهاءِ الَّذينَ يُحتاجُ إلَيهِم فِي الحَوادِثِ ويُفزَعُ إلَيهِم فِي الحَوائِجِ. والسّادِسُ: أبوابُ مَن يُتَقَرَّبُ إلَيهِ مِنَ الأَشرافِ

امام على عليه السلام:حكيمان در روزگار كهن چنين مى گفتند: سزاوار است كه آمد و شد به درها از اين ده صورت بيرون نباشد: نخست، خانه خداى عز و جلاست براى انجام مناسك و برپا داشتن حقّ آن و اداى فريضه اش. دوم بارگاه پادشاهانى كه فرمان برى از آنها به فرمان برى خداى عز و جلپيوسته و حقشان واجب و نفعشان، بزرگ و زيانشان، سخت است. سوم خانه هاى دانشمندانى كه دانش دين و دنيا از ايشان استفاده مى شود. چهارم خانه هاى سخاوت مندان و كريمانى كه داراييهاى خويش را براى ستايش و به اميد آخرت انفاق مى كنند. پنجم خانه هاى سفيهانى كه در حوادث روزگار به آنها نياز مى شود و در حاجتها به ايشان روى آورده مى شود. ششم خانه هاى بزرگانى كه در جستجوى بخشش و عطايا و برآوردن حاجتها به ايشان نزديك مى شوند. هفتم خانه هاى كسانى كه

۱.الخصال: 426 / 3 عن الأصبغ بن نباتة.
کلیدواژه‌ها حکمتدعاشرایط استجابت دعاشناخت +8 مورد دیگر
هارونُ بنُ خارِجَةَ عَن أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام:قُلتُ لَهُ: إنّي أفرَحُ مِن غَيرِ فَرَحٍ أراهُ في نَفسي ولا في مالي ولا في صَديقي، وأحزَنُ مِن غَيرِ حُزنٍ أراهُ في نَفسي ولا في مالي ولا في صَديقي؟ قالَ: نَعَم، إنَّ الشَّيطانَ يَلُمُّ بِالقَلبِ فَيَقولُ: لَو كانَ لَكَ عِندَ اللّهِ خَيرًا ما أراكَ عَلَيكَ عَدُوَّكَ، ولا جَعَلَ بِكَ إلَيهِ حاجَةً، هَل تَنتَظِرُ إلاّ مِثلَ الَّذِي انتَظَرَ الَّذينَ مِن قَبلِكَ فَهَل قالوا شَيئًا؟ فَذاكَ الَّذي يَحزَنُ مِن غَيرِ حُزنٍ. وأمَّا الفَرَحُ فَإِنَّ المَلَكَ يَلُمُّ بِالقَلبِ فَيَقولُ: إن كانَ اللّهُ أراكَ عَلَيكَ عَدُوَّكَ وجَعَلَ بِكَ إلَيهِ حاجَةً، فَإِنَّما هِيَ أيّامٌ قَلائِلُ أبشِر بِمَغفِرَةٍ مِنَ اللّهِ وفَضلٍ. وهُوَ قَولُ اللّهِ:
هارون بن خارجه:به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه من شاد مى شوم بى آنكه در خود و يا دارايى و يا دوستم سببى بيابم و غمگين مى شوم بى آنكه غمى در خود و دارايى و دوستم ببينم. فرمود: آرى شيطان در دل مى دمد و مى گويد: «اگر نزد خدا خيرى داشتى، دشمنت را به رخ تو نمى كشيد و تو را نيازمند او نمى كرد. جز اين است كه چشم به راه همان چيزى هستى كه پيش از تو، انتظار مى كشيدند. آيا آنها چيزى گفتند؟» پس اين همان غم بى سبب است و امّا شادى، فرشته در دل مى دمد و مى گويد: اگر خداوند دشمنت را به رخ تو كشيده و نيازت را به او قرار داده، جز روزگارى اندك نباشد. مژده باد مغفرت الهى و فضل او و اين همان گفته خداوند است: «شيطان شما را از نادارى مى ترساند و به زشتى فرمان مى دهد و خداوند به شما وعده آمرزش و فضل مى دهد.»
۱.تفسير العيّاشي: 1 / 150 / 495.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ وتَعالى جَعَلَ الذِّكرَ جِلاءً لِلقُلوبِ: تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ، وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ، وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ، وما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّت آلاؤُهُ ـ فِي البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ وفي أزمانِ الفَتَراتِ عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، وكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِي الأَبصارِ والأَسماعِ والأَفئِدَةِ ۱.
امام على عليه السلام:خداى متعال سبحان ذكر را جلاى دلها قرار داده است: با آن پس از سنگينى، گوش مى شنود و پس از كورى، مى بيند و پس از ستيزه گرى، رام مى شود و خداوند ـ نعمتهايش گرامى باد ـ همواره و در هر روزگارى پس از روزگار ديگر و در زمانهاى نيامدن پيامبران، بندگانى دارد كه در انديشه شان با آنها راز مى گويد و در خردهايشان با آنان گفتگو مى كند؛ پس نور بيدارى را در ديدگان و گوشها و دلهاى خود برافروختند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 222، غرر الحكم: 3573 وفيه صدره إلى قوله «المعاندة».
الإمام زين العابدين عليه السلام:إنَّ الاُمورَ الوارِدَةَ عَلَيكُم في كُلِّ يَومٍ ولَيلَةٍ ـ مِن مُظلِماتِ الفِتَنِ وحَوادِثِ البِدَعِ وسُنَنِ الجَورِ وبَوائِقِ الزَّمانِ وهَيبَةِ السُّلطانِ ووَسوَسَةِ الشَّيطانِ ـ لَتُثَبِّطُ القُلوبَ عَن تَنَبُّهِها وتُذهِلُها عَن مَوجودِ الهُدى ومَعرِفَةِ أهلِ الحَقِّ إلاّ قَليلاً مِمَّن عَصَمَ اللّهُ، فَلَيسَ يَعرِفُ تَصَرُّفَ أيّامِها وتَقَلُّبَ حالاتِها وعاقِبَةَ ضَرَرِ فِتنَتِها إلاّ مَن عَصَمَ اللّهُ ونَهَجَ سَبيلَ الرُّشدِ وسَلَكَ طَريقَ القَصدِ، ثُمَّ استَعانَ عَلى ذلِكَ بِالزُّهدِ فَكَرَّرَ الفِكرَ واتَّعَظَ بِالصَّبرِ ۱.
امام سجاد عليه السلام:امور وارده بر شما در هر شبانه روز، از فتنه هاى تاريك و پيش آمدهاى بدعت آميز و سنّتهاى ستمكارانه و بلاهاى روزگار، تا مهابت پادشاه و وسوسه شيطان، مايه تأخير بيدارى دلها و فراموشى هدايت موجود و شناخت حقّ مداران مى شود؛ جز گروهى اندك كه خدا نگاهشان مى دارد، پس كسى تحوّلات روزگار و دگرگونى حالات و فرجام زيان فتنه ها را نمى شناسد، مگر آنكه خداوند او را حفظ كند و راه راست بپيمايد و ميانه روى كند و سپس بر همه اينها از زهد يارى گيرد و پيوسته بينديشد و از شكيبايى پند پذيرد.
۱.الكافي: 8 / 15 / 2 عن أبي حمزة.
کلیدواژه‌ها دعاشرایط استجابت دعاشناختموانع شناخت +6 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرـ: اُكتُب وبُثَّ عِلمَكَ في إخوانِكَ، فَإِن مُتَّ فَأَورِث كُتُبَكَ بَنيكَ، فَإِنَّهُ يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانُ هَرجٍ لا يَأنَسونَ فيهِ إلاّ بِكُتُبِهِم ۱.
امام صادق عليه السلامـ به مفضّل بن عمرـ: بنويس و دانشت را در ميان برادرانت پراكنده ساز و هنگام مرگ، كتابهايت را براى پسرانت به ارث بگذار، كه روزگارى آشفته بر مردم مى آيد كه در آن جز به كتابهايشان انس نگيرند.
۱.الكافي: 1 / 52 / 11، منية المريد: 341، كشف المحجّة: 84 كلّها عن المفضّل بن عمر.
عنه عليه السلام: حَرِّض بَنيكَ عَلَى الآدابِ فِي الصِّغَرِكَيما تَقَرَّ بِهِ عَيناكَ فِي الكِبَرِ وإنَّما كامِلُ الآدابِ يَجمَعُهافي عُنفُوانِ الصِّبا كَالنَّقشِ فِيالحَجَرِ هِيَ الكُنوزُ الَّتي تَنمو ذَخائِرُهاولا يُخافُ عَلَيها حادِثُ الغِيَرِ النّاسُ اِثنانِ ذو عِلمٍ ومُستَمِعٌواعٍ وسائِرُهُم كَاللَّغوِ والعَكَرِ ۱
امام على عليه السلامـ در اشعار منسوب به ايشانـ: فرزندانت را در خردسالى بر آموختن آداب تشويق كنتا در بزرگسالى چشمانت بدان روشن گردد و تنها آن كسى آدابش كامل است كه آنها رادر عنفوان جوانى همچون نقش بر سنگ گرد مى آورد آنهاگنجينه هايى هستندكه ذخيره هايشان افزون مى شودو از حوادث روزگار بيمى بر آنها نيست. مردم دو دسته اند: دانشمند و شنونده اىفراگيرنده و بقيه، بيهوده و پريشان اند.
۱.آداب المتعلّمين: 83.
عُنوانُ البَصرِيّ ـ وكانَ شَيخًا كَبيرًا قَد أتى عَلَيهِ أربَعٌ وتِسعونَ سَنَةً ـ:كُنتُ أختَلِفُ إلى مالِكِ بنِ أنَسٍ سِنينَ، فَلَمّا حَضَرَ جَعفَرٌ الصّادِقُ عليه السلامالمَدينَةَ اختَلَفتُ إلَيهِ وأحبَبتُ أن آخُذَ عَنهُ كَما أخَذتُ مِن مالِكٍ، فَقالَ لي يَومًا: إنّي رَجُلٌ مَطلوبٌ ومَعَ ذلِكَ لي أورادٌ في كُلِّ ساعَةٍ مِن آناءِ اللَّيلِ والنَّهارِ فَلا تَشغَلني عَن وِردي فَخُذ عَن مالِكٍ واختَلِف إلَيهِ كَما كُنتَ تَختَلِفُ إلَيهِ، فَاغتَمَمتُ مِن ذلِكَ وخَرَجتُ مِن عِندِهِ وقُلتُ في نَفسي: لَو تَفَرَّسَ فِيَّ خَيرًا لَما زَجَرَني عَنِ الاِختِلافِ إلَيهِ والأَخذِ عَنهُ، فَدَخَلتُ مَسجِدَ الرَّسولِ وسَلَّمتُ عَلَيهِ، ثُمَّ رَجَعتُ مِنَ الغَدِ إلَى الرَّوضَةِ وصَلَّيتُ فيها رَكعَتَينِ

عنوان بصرىـ مردى سالمند كه 94 سال عمر كرده بودـ مى گويد: سالها با مالك بن انس رفت و آمد داشتم، امّا چون جعفر صادق عليه السلامدر مدينه حضور يافت، با وى باب رفت و آمد را گشودم و دوست داشتم همان گونه كه از مالك كسب معرفت مى كردم، از وى نيز اخذ كنم. پس روزى به من فرمود: من مردى هستم كه محل مراجعه ام و با اين همه براى هر ساعتى از ساعتهاى شب و روز، ذكر و وردى دارم، پس مرا از ذكرم باز مدار و از مالك كسب و با وى رفت و آمد كن؛ همان گونه كه قبلاً مى كردى. من از اين موضوع غمگين شدم و از نزد او بيرون آمدم و پيش خود گفتم: اگر خيرى در من مى ديد مرا از آمد و شد و استفاده از خود باز نمى داشت. به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم و بر وى سلام دادم و فرداى آن روز دوباره به روضه [ميان قبر ومنبر پيامبر

۱.في المصدر: «عمله» والصحيح ما أثبتناه عن البحار: 1 / 225 / 71.
۲.القصص: 83.
۳.مشكاة الأنوار: 325، وفي البحار: 1 / 224 / 17 قال المجلسي رحمه الله: وجدت بخطّ شيخنا البهائي قدس سره: قال الشيخ شمس الدين محمّد بن مكّي: نقلت من خطّ الشيخ أحمد الفراهاني رحمه الله عن عنوان البصريّ. إلخ.
عنه عليه السلام:ألا وإنَّكُم في أيّامِ أمَلٍ مِن وَرائِهِ أجَلٌ؛ فَمَن عَمِلَ في أيّامِ أمَلِهِ قَبلَ حُضورِ أجَلِهِ فَقَد نَفَعَهُ عَمَلُهُ ولَم يَضرُرهُ أجَلُهُ، ومَن قَصَّرَ في أيّامِ أمَلِهِ قَبلَ حُضورِ أجَلِهِ فَقَد خَسِرَ عَمَلُهُ وضَرَّهُ أجَلُهُ. ۱
امام على عليه السلام:هان! شما در روزگار اميد به سر مى بريد كه در پىِ آن، اَجَل است. پس هركه در روزگار آرزومندى و پيش از فرا رسيدن اَجَلش كار كند، كارش به حال او سودمند مى افتد و اَجَلش به او زيانى نمى رساند و هر كه در روزگار آرزومندى و پيش از فرا رسيدن اجلش كوتاهى كند، زيانكار شود و مرگ و اجلش مايه زيان او مى گردد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 28، الإرشاد: ج 1 ص 235، الغارات: ج 2 ص 634 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 333 ح 21؛ إعجاز القرآن: ص 145، مطالب السؤول: ص 58، البداية والنهاية: ج 7 ص 309 نحوه.
عنه عليه السلام:الدَّهرُ يُخلِقُ الأَبدانَ، ويُجَدِّدُ الآمالَ، ويُقَرِّبُ المَنِيَّةَ، ويُباعِدُ الاُمنِيَّةَ؛ مَن ظَفِرَ بِهِ نَصَبَ ۱، ومَن فاتَهُ تَعِبَ. ۲
امام على عليه السلام:روزگار، بدن ها را كُهنه مى كند و آرزوها را نو مى سازد، مرگ را نزديك مى سازد و آرزو را دور مى گردانَد. هركه به روزگار دست يافت، به سختى افتاد و هركه به آن دست نيافت، رنجور شد.
۱.النصب: التعب، وقيل: المشقّة (تاج العروس: ج 2 ص 433 «نصب»).
۲.نهج البلاغة: الحكمة 72، روضة الواعظين: ص 475، مشكاة الأنوار: ص 207 ح 563، بحار الأنوار: ج 73 ص 128 ح 131.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ قالَهُ عِندَ تِلاوَتِهِ: «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ وتَعالى جَعَلَ الذِّكرَ جِلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ ۱، وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ ۲، وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ. وما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّت آلاؤُهُ ـ فِي البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ، وفي أزمانِ الفَتَراتِ ۳، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، وكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِي الأَبصارِ وَالأَسماعِ وَالأَفئِدَةِ، يُذَكِّرونَ بِأَيّامِ اللّهِ، ويُخَوِّفونَ مَقامَهُ، بِمَنزِلَةِ الأَدِلَّةِ فِي الفَلَواتِ ۴، مَن أخَذَ القَصدَ ۵ حَمِدوا إلَيهِ

امام على عليه السلامـ از سخن ايشان در هنگام تلاوت اين آيه: «و در آنها، هر بامداد و شامگاه، مردانى نيايش مى كنند كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» » ـ: خداوندِ پاك و والا، ياد [خود] را جلا دهنده دل ها قرار داد، به طورى كه به سبب آن، دل هاى ناشنوا، شنوا، و دل هاى نابينا، بينا، و دل هاى سركش، رام مى شوند. خداوند ـ كه نعمت هايش گران سنگ است ـ، در هر برهه اى و در هر دوره اى، همواره بندگانى داشته كه با آنان، در ژرفاى انديشه شان نجوا كرده، و در اندرون خِردهايشان، با ايشان سخن گفته است و در نتيجه، نور بيدارى، در چشم و گوش و دل هاى آنان، فروزان گشته بوده است. [آنان]روزهاى خدا را [به مردم]يادآور مى شدند و از مقام او مى ترسانيدند، چونان راه نمايان در بيابان ها كه هر كس

۱.الوَقْرة: هي المرّة من الوَقْر؛ ثِقَل السمع (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.العَشْوَة: المرّة من العشا؛ أي سوء البصر بالليل والنهار، أو العمى (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۳.الفَتْرة: ما بين الرسولين من رسل اللّه تعالى من الزمان الذي انقطعت فيه الرسالة (النهاية: ج 3 ص 408 «فتر»).
۴.الفلاة: القَفْر أو المفازة لا ماءَ فيها، أو الصحراء الواسعة (القاموس المحيط: ج 4 ص 375 «فلا»).
۵.القصد: الرشد. قصد في الأمر قصدا: توسّط وطلب الأسَدّ، ولم يُجاوز الحدّ (المصباح المنير: ص 505 «قصد»).
۶.جمع مقام (بحار الأنوار: ج 69 ص 328).
۷.نشج الباكي ينشِجُ نشيجا: غصّ بالبكاء في حلقه من غير انتحاب (القاموس المحيط: ج 1 ص 209 «نشج»).
۸.النَّسَم: نَفَس الريح إذا كان ضعيفا كالنسيم. وتَنَسَّم: تنفّس. وتَنَسَّمَ النسيمَ: تشمّمه (القاموس المحيط: ج 4 ص 180 «نسم»).
۹.الرَّوح: الراحة والرحمة ونسيم الريح (القاموس المحيط: ج 1 ص 224 «روح»). أي يدعون ويتوقّعون بدعائه تجاوزه عن ذنوبهم (بحار الأنوار: ج 69 ص 329).
۱۰.النُّدْح: الأرض الواسعة، والمنادح: المفاوز (الصحاح: ج 1 ص 409 «ندح»).
۱۱.نهج البلاغة: الخطبة 222، بحار الأنوار: ج 69 ص 325 ح 39.
عنه عليه السلام:إنَّ اسمَ اللّهِ فاتِقٌ لِلرُّتوقِ ۱، وخائِطٌ لِلخُروقِ ۲، ومُسَهِّلٌ لِلوُعورِ، وجُنَّةٌ عَنِ الشُّرورِ، وحِصنٌ مِن مِحَنِ الدُّهورِ، وشِفاءٌ لِما فِي الصُّدورِ، وأمانٌ يَومَ النُّشورِ. ۳
امام على عليه السلام:نام خدا، رفو كننده پارگى هاست، و دوزنده چاك ها، و همواركننده ناهموارى ها، و سپر بدى ها، و سنگر در برابر رنج هاى روزگار، و شفابخش بيمارى هاى سينه ها، و [مايه] امان در روز رستاخيز.
۱.الرَّتْق: ضِدّ الفَتق، وهو الالتئام (مجمع البحرين: ج 2 ص 672 «رتق»).
۲.الخَرق: الشَّقّ (النهاية: ج 2 ص 26 «خرق»).
۳.مستدرك الوسائل: ج 5 ص 304 ح 5927 نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ بَينَ يَدَيِ السّاعَةِ لَأَيّاماً يَنزِلُ فيهَا الجَهلُ، ويُرفَعُ فيهَا العِلمُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به درستى كه پيش از رستاخيز، روزگارى خواهد بود كه نادانى، فرود مى آيد و دانش، برچيده مى شود.
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2590 ح 6653.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا أبغَضَ المُسلِمونَ عُلَماءَهُم، وأظهَروا عِمارَةَ أسواقِهِم وتَناكَحوا عَلى جَمعِ الدَّراهِمِ، رَماهُمُ اللّهُ عز و جلبِأَربَعِ خِصالٍ: بِالقَحطِ مِنَ الزَّمانِ، وَالجَورِ مِنَ السُّلطانِ، وَالخِيانَةِ مِن وُلاةِ الأَحكامِ، وَالصَّولَةِ مِنَ العَدُوِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه مسلمانان، دانشمندانشان را دشمن بدارند و ساختمان هاى بازارشان را بلند كنند [و مال اندوزى را بر ساير كارها ترجيح دهند]و بر پايه انباشت ثروت، ازدواج نمايند، خداوند عز و جلآنان را با چهار چيز، هدف قرار مى دهد: قحطى روزگار، ستم پادشاه، خيانت داوران، و يورش دشمن.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 361 ح 7923.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنَا المُنذِرُ وعَلِيٌّ الهادي ۱، وكُلُّ إمامٍ هادٍ لِلقَرنِ ۲ الَّذي هُوَ فيهِ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، هشدار دهنده ام و على، هدايتگر است و هر پيشوايى، هدايتگر نسل روزگار خويش است.
۱.في المصدر: «الهاد»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.القَرْنُ: أهلُ كلِّ زَمانٍ (النهاية: ج 4 ص 51 «قرن»).
۳.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 204 ح 7.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعٍ: عَن عُمُرِهِ فيما أفناهُ، وعَن شَبابِهِ فيما أبلاهُ، وعَن مالِهِ مِن أينَ اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ، وعَن حُبِّنا أهلَ البَيتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بنده، در روز قيامت، گام از گام بر نمى دارد، مگر آن كه از چهار چيز پرسيده مى شود: از عمرش كه چگونه سپرى ساخته، و از جوانى اش كه چگونه هدر داده، و از ثروتش كه از كجا به دست آورده و چگونه خرج كرده است؛ و از دوستىِ ما اهل بيت.
۱.الخصال: ص 253 ح 125.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِرحَمُوا عَزيزا ذَلَّ، وغَنِيّا افتَقَرَ، وعالِما ضاعَ في زمانِ جُهّالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به عزيزى كه خوار شده و توانگرى كه تهى دست شده و دانشمندى كه در روزگار نادانانْ تباه گرديده است، رحم كنيد.
۱.قرب الإسناد: ص 66 ح 210.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۱۴