فیلترها
نتایج جستجو برای «داوری میان مردم»: ۶۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ القاضيَ العَدلَ لَيُجاءُ بهِ يَومَ القِيامَةِ فَيَلقَى مِن شِدَّةِ الحِسابِ ما يَتَمَنّى ألّا يكونَ قَضى بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، قاضى دادگر را مى آورند و چنان حساب سختى از او مى كِشند كه آرزو مى كند كاش هرگز حتّى درباره يك خرما ميان دو نفر، داورى نكرده بود.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 93 ح 14988.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيَأتِيَنَّ علَى القاضي العَدلِ يَومَ القِيامَةِ ساعَةٌ يَتَمَنّى أ نّهُ لم يَقْضِ بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، لحظه اى بر قاضى دادگر مى گذرد كه آرزو مى كند اى كاش هرگز حتّى درباره يك دانه خرما ميان دو نفر، داورى نكرده بود.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 93 ح 14989.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حَقّاً لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيّاً، ولكِن كانَ عَبداً صَمصامَةً، كَثيرَ التَّفَكُّرِ، حَسَنَ الظَّنِ، أحَبَّ اللّهَ فَأَحَبَّهُ، وضَمِنَ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ، كانَ نائِماً نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ: يا لُقمانُ، هَل لَكَ أن يَجعَلَكَ اللّهُ خَليفَةً فِي الأَرضِ تَحكُمُ بَينَ النّاسِ بِالحَقِّ؟
فَانتَبَهَ فَأَجابَ الصَّوتَ، فَقالَ: إن يُجبِرني ۱ رَبّي قَبِلتُ، فَإِنّي أعلَمُ إن فَعَلَ ذلِكَ بي أعانَني وعَلَّمَني وعَصَمَني، وإن خَيَّرَني رَبّي قَبِلتُ العافِيَةَ ولمَ أقبَلِ البَلاءَ.
فَقالَتِ المَلائِكَةُ بِصَوتٍ لا يَراهُم: لِمَ يا لُقمانُ؟
قالَ: لِأَنَّ الحاكِمَ بِأَشَدِّ المَنازِلِ وأكدَرِها يَغشاهُ الظُّلمُ مِن كُلِّ مَكانٍ يَنجو ويُعانُ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در حقيقت، لقمان، پيامبر نبود؛ ليكن بنده اى بود مصمّم، انديشه مند و با حُسن ظن. خدا را دوست مى داشت. پس خدا نيز او را دوست داشت و حكمت را بر او ضمانت كرد. وسط روز، خوابيده بود كه ناگهان به پذيرش خلافت، فرا خوانده شد كه: «اى لقمان! آيا مى خواهى كه خداوند، تو را خليفه اى در روى زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق، داورى كنى؟».
لقمان، بيدار شد و در پاسخ گفت: «اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى پذيرم؛ زيرا مى دانم كه اگر با من چنين كند. يارى ام مى نمايد و دانشم مى آموزد و از خطا نگاهم مى دارد. ولى اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد، عافيت را مى پذيرم و بلا را نمى پذيرم».
فرشتگانى كه نمى ديدشان، با صدايى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنين گفتى؟
گفت: «زيرا حكمران، در سخت
۱.في المصدر «يخبرني» لكن الصحيح ما أثبتناه، وفي مجمع البيان «إن عزم بي قسماً وطاعة، فإني أعلم إن فعل بي ذلك أعانني وعصمني» وفي البحار «إن أمرني اللّه بذلك فالسمع والطاعة.».
۲.في المصدر: «بالحكمة»، وما أثبتناه من مجمع البيان: ج 8 ص 494 وتفسير القرطبي: ج 14 ص 59.
۳.تاريخ مدينة دمشق: ج 17 ص 85، كنز العمّال: ج 14 ص 34 ح 37865؛ مجمع البيان: ج 8 ص 494 نحوه وراجع: نوادر الاصول: ج 1 ص 247 وتفسير القمي: ج 2 ص 162.
ثواب الأعمال عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن تَولَّى خُصومَةَ ظالِمٍ أو أعانَهُ علَيها، نَزَلَ بهِ مَلَكُ المَوتِ بالبُشرى بِلَعنَةِ اللّهِ ونارِ جَهنَّمَ خالِدا فيها وبِئسَ المَصيرُ.
مَن خَفَّ لسُلطانٍ جائرٍ في حاجَةٍ كانَ قَرينَهُ في النّارِ.
مَن دَلَّ سُلطانا علَى الجَورِ قُرِنَ مَع هامانَ، وكانَ هُو والسُّلطانُ مِن أشَدِّ أهلِ النّارِ عَذابا.
مَن عَظَّمَ صاحِبَ دُنيا وأحَبَّهُ لِطَمَعِ دُنياهُ، سَخِطَ اللّهُ علَيهِ وكانَ في دَرَجَةٍ مَعَ قارونَ في التّابوتِ الأسفَلِ مِن النّارِ.
مَن بَنى بُنيانا رِياءً وسُمعَةً حَمَلَهُ يَومَ القِيامَةِ إلى سَبعِ أرَضِينَ، ثُمّ يُطَوَّقُهُ نارا تُوقَدُ في عُنُقِهِ، ثُمّ يُرمى بهِ في النّارِ.
فقُلنا: يا
ثواب الأعمالـ به نقل از ابو هريره و عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود: «هر كس وكالت دعواى ستمگرى را به عهده گيرد يا او را در دعوايش كمك كند، فرشته مرگ با مژده لعنت خدا و آتش دوزخ، بر او فرود مى آيد؛ آتشى كه در آن جاويدان خواهد بود، و اين، چه بد سرنوشتى است!
هر كس براى زمامدارى ستمگر، در نيازى كرنش كند، همدم او در آتش است.
هر كس زمامدارى را به جور (ستمگرى) راه نمايى كند، با هامان (وزير فرعون) همدم مى شود و او و آن سلطان، ميان دوزخيان، سخت ترين عذاب را دارند.
هر كس ثروتمندى را به طمع [مال و منالِ] دنياى او احترام بگذارد و دوستش بدارد، خداوند بر وى خشم مى گيرد و در طبقه پايين دوزخ، با قارون در يك درجه خواهد بود.
هر كس ساختمانى را به قصد خودنمايى و شهرت طلبى بسازد، روز قيامت
۱.في بعض النسخ «يدخل في تابوت». (كما في هامش المصدر).
۲.في بعض النسخ «على أربعمئة ألف لماتوا». (كما في هامش المصدر).
۳.لاك اللقمة: مضغها (مجمع البحرين: ج 3 ص 1657).
۴.الماعون: اسم جامع لمنافع البيت، كالقدر والدلو والملح والماء والسراج والخُمرة ونحو ذلك ممّا جرت العادة بعاريته (مجمع البحرين: ج 3 ص 1707).
۵.في بعض النسخ «سمّ الأساوِد» والمراد الحيّات السُّود (كما في هامش المصدر).
۶.تعس: إذا عثر وانكبّ لوجهه، وهو دعاء عليه بالهلاك (النهاية: ج 1 ص 190، وفي بعض النسخ «انغمس» (كما في هامش المصدر).
۷.زَجَّهُ: طعنه (تاج العروس: ج 3 ص 388).
۸.طه: 125 و 126.
۹.في بعض النسخ «يخطيها» (كما في هامش المصدر).
۱۰.في بعض النسخ «اهزئت» (كما في هامش المصدر).
۱۱.عالِج: موضع بالبادية بها رَمْل. ورملُ عالج: ما تراكم من الرّمل ودخل بعضه في بعض (لسان العرب: ج 2 ص 327).
۱۲.ثواب الأعمال: ص 331 ـ 339 ح 1، بحارالأنوار: ج 76 ص 360 ـ 367 ح 30.
۱۳.. در متن عربى حديث، «ماعون» آمده است كه به معناى هر چيزى است كه منفعت و كارآيى داشته باشد، يا هر وسيله اى كه مردم از يكديگر به عاريه مى گيرند، مانند: سطل و تيشه و ديگ و امثال اينها.
صحيح مسلم عن عبداللّه بن الزبير:إنّ رجُلاً مِن الأنصارِ خاصَمَ الزُّبيرَ عندَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في شِراجِ الحَرّةِ التي يَسقُونَ بها النَّخلَ، فقالَ الأنصاريُّ: سَرِّحِ الماءَ يَمُرَّ! فأبى علَيهِم، فاختَصَمُوا عِند رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله للزُّبيرِ: اسْقِ يا زُبيرُ ثُمّ أرسِلِ الماءَ إلى جارِكَ، فَغَضِبَ الأنصاريُّ، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، أن كانَ ابنَ عَمَّتِكَ! فَتَلَوَّنَ وَجهُ نَبيِّ اللّهِ صلى الله عليه و آله ثُمّ قالَ: يا زُبيرُ اسْقِ، ثُمّ احبِسِ الماءَ حتّى يَرجِعَ إلَى الجُدُرِ.
فقالَ الزُّبيرُ: واللّهِ، إنّي لأحسَبُ هذهِ الآيةَ نَزَلَت في ذلكَ: «فَلا وَربِّكَ لا يُؤمِنونَ.» . ۱
صحيح مسلمـ به نقل از عبد اللّه بن زبير ـ: مردى از انصار با زبير بر سرِ جوى آب حَرّه كه نخل ها را از آن آب مى دادند، اختلاف پيدا كرد. او به زبير گفت: جلو آب را رها كن تا برود؛ امّا زبير امتناع كرد. داورى را به نزد پيامبر خدا بردند.
پيامبر خدا به زبير فرمود: «اى زبير! نخل هايت را آب بده و آن گاه، آب را به طرف [زمين] همسايه ات رها كن».
مرد انصارى عصبانى شد و گفت: اى پيامبر خدا! چون پسر عمّه ات بود [، اين گونه داورى كردى]؟!
رنگِ رخسار پيامبر خدا [از خشم]تغيير كرد. آن گاه فرمود: «اى زبير! نخل هايت را آب بده و سپس جلو آب را ببند تا به طرف ديوارها برگردد».
زبير گفت: به خدا سوگند كه انگار اين آيه در اين باره نازل شد: «ولى چنين نيست. به پروردگارت سوگند كه ايمان نمى آورند مگر آن كه تو را در
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1829 ح 129.
الإمامُ الباقر عن الإمام عليٍّ عليهماالسلام:أنّهُ اشتكى عينَهُ، فعادَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فإذا عَليُّ عليه السلام يصيحُ، فقالَ لَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله: أجَزَعا أم وَجَعا يا عليُّ؟ قالَ: يا رسولَ اللّهِ، ما وَجِعتُ وَجَعا قَطُّ أشَدَّ مِنهُ. قالَ: يا عليُّ، إنّ مَلَكَ المَوتِ إذا نَزَلَ لِيَقبِضَ رُوحَ الفاجِرِ نزَلَ مَعهُ بِسَفُّودٍ مِن نارٍ فَيَنزِعُ رُوحَهُ بهِ فَتَصيحُ جَهنَّمُ! فاستَوى عليٌّ عليه السلام جالِسا، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، أعِدْ عَلَيَّ حَديثَكَ فَقَد أنساني وَجَعي ما قُلتَ، فهَل يُصيبُ ذلكَ أحَدا مِن اُمَّتِكَ؟ قالَ: نَعَم، حُكّاما جائرِينَ، وآكِلَ مالِ اليَتيمِ، وشاهِدَ الزُّورِ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در باره امام على عليه السلام ـ: على عليه السلام از درد چشم، در رنج بود. پيامبر صلى الله عليه و آله به عيادتش رفت و به او فرمود: «اى على! ناشكيبايى مى كنى يا از درد مى نالى؟».
گفت: اى پيامبر خدا! هرگز دردى به اين سختى نديده ام.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى على! زمانى كه مَلَك الموت براى گرفتن جان گنهكار فرود آيد، سيخى آتشين با خود مى آورد و به وسيله آن، جان او را مى گيرد و دوزخ، فرياد مى كشد!».
على عليه السلام راست نشست و گفت: اى پيامبر خدا! سخن خود را برايم تكرار كن؛ زيرا از شدّت درد، متوجّه نشدم چه فرمودى. آيا اين عذاب به كسى از امّت شما هم مى رسد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آرى. [به] قاضيان حق كُش و خورنده مال يتيم و شهادت دهنده به دروغ».
۱.تهذيب الأحكام: ج 6 ص 224 ح 537 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 38 ص 311 ح 11.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ القاضيَ العَدلَ لَيُجاءُ بهِ يَومَ القِيامَةِ فَيَلقَى مِن شِدَّةِ الحِسابِ ما يَتَمَنّى ألّا يكونَ قَضى بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، قاضى دادگر را مى آورند و چنان حساب سختى از او مى كِشند كه آرزو مى كند كاش هرگز حتّى درباره يك خرما ميان دو نفر، داورى نكرده بود.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 93 ح 14988 نقلاً عن الشيرازي في الألقاب.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيَأتِيَنَّ علَى القاضي العَدلِ يَومَ القِيامَةِ ساعَةٌ يَتَمَنّى أ نّهُ لم يَقْضِ بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، لحظه اى بر قاضى دادگر مى گذرد كه آرزو مى كند اى كاش هرگز حتّى درباره يك دانه خرما ميان دو نفر، داورى نكرده بود.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 93 ح 14989 نقلاً عن مسند ابن حنبل عن عائشة.
عنه صلى الله عليه و آله:يُؤتى بالقاضي يَومَ القِيامَةِ فَيَلقَى مِن الهَولِ قَبلَ الحِسابِ ما يَوَدُّ أ نّهُ لم يَقضِ بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، قاضى اى را مى آورند و پيش از آن كه به حسابش رسيدگى شود، با چنان هول و هراسى مواجه مى شود كه آرزو مى كند اى كاش ميان دو نفر، حتّى درباره يك دانه خرما، داورى نكرده بود.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 97 ح 15009 نقلاً عن ابن عساكر عن عائشة.
الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّه [صلى الله عليه و آله]نَهى أن يَتَعَرَّضَ أحَدٌ لِلإمارةِ والحُكمِ بينَ الناسِ، فقالَ: مَن سَألَ الإمارَةَ لم يُعَنْ علَيها ووُكِلَ إلَيها، ومَن أتَتهُ مِن غيرِ مَسألةٍ اُعِينَ علَيها. ۱
امام صادقـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله نهى فرمود از اين كه كسى داوطلب حكومت و داورى ميان مردم شود و فرمود: «هر كه خواهان حكومت شود، خداوند در كار حكومت يارى اش نمى كند و او را با همان كار، وا مى گذارد و هر كس بدون آن كه خواهان حكومت شود، اين منصب به او واگذار گردد، در آن كار، يارى مى شود».
۱.دعائم الإسلام: ج 2 ص 527 ح 1875.
کلیدواژهها داوریداوطلب شدن برای قضاوتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اخلاقی و اجتماعی +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ موسى قالَ: يا رَبِّ، أيُّ عِبادِكَ أحكَمُ؟ قالَ: الذي يَحكُمُ للناسِ كما يَحكُمُ لنفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى عليه السلام گفت: پروردگار من! از بندگان تو چه كسى در قضاوت، سرآمد است؟
فرمود: «كسى كه براى مردم همان گونه قضاوت كند كه براى خود، قضاوت مى كند».
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 226 ح 44261 نقلاً عن ابن جرير.
عنه عليه السلامـ مِن كتابٍ كَتَبَهُ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ على مِصرَ ـ: ثُمّ اختَرْ لِلحُكمِ بينَ الناسِ أفضَلَ رَعِيَّتِكَ في نَفسِكَ، ممَّن لا تَضيقُ بهِ الاُمورُ، ولا تُمَحِّكُهُ الخُصومُ، ولا يَتَمادى في الزَّلَّةِ، ولايَحصَرُ مِنَ الفَيءِ إلَى الحَقِّ إذا عَرَفَهُ، ولا تُشرِفُ نَفسُهُ على طَمَعٍ، ولا يَكتَفي بأدنى فَهمٍ دونَ أقصاهُ، وأوقَفَهُم في الشُّبُهاتِ، وآخَذَهُم بالحُجَجِ وأقَلَّهُم تَبَرُّما بمُراجَعَةِ الخَصمِ، وأصبَرَهُم على تَكشُّفِ الاُمورِ، وأصرَمَهُم عِند اتِّضاحِ الحُكمِ، مِمّن لا يَزدَهيهِ إطراءٌ، ولا يَستَميلُهُ إغراءٌ، واُولئكَ قَليلٌ، ثُمّ أكثِر تَعاهُدَ (تَعهُّدَ) قَضائهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: براى داورى ميان مردم، بهترين و برترين فردى را كه به نظرت مى رسد از ميان رعيت انتخاب كن؛ كسى كه كارها بر او تنگ نيايد [و از حل اختلافات در نماند] و [ستيزه گرى]طرفين دعوا او را به لجاجت و پافشارى در رأى خويش وا ندارد ۲، در لغزش فرو نرود و هر گاه حقيقت را شناخت [و به حكم نادرست خود پى برد]، از بازگشت به حق خوددارى نكند و خويشتن را در پرتگاه طمع ننشاند و به فهم سطحى قضايا بسنده نكند و دنبال فهم عميق و دقيق آنها باشد. در موارد شبهه ناك بيش از همه درنگ و احتياط كند و بيش از همه دنبال دليل و برهان باشد و از مراجعه داد خواهان كمتر به ستوه آيد و در كشف حقيقت دعاوى، از همه شكيباتر باشد و چون حقيقت روشن شد [در صدور حكم]، از هر كس ديگر
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:حَقّا أقولُ: لَم يَكُن لُقمانُ نَبيّا و لكنْ كانَ عَبدا كَثيرَ التَّفكُّرِ حَسَنَ اليَقينِ، أحَبَّ اللّهَ فأحَبَّهُ و مَنَّ علَيهِ بالحِكمَةِ.
كانَ نائما نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ: يا لُقمانُ، هَل لَكَ أن يَجعَلَكَ اللّهُ خَليفَةً في الأرضِ تَحكُمُ بينَ النّاسِ بالحَقِّ؟ فأجابَ الصَّوتَ: إنْ خَيَّرَني ربِّي قَبِلتُ العافِيَةَ و لَم أقبَلِ البَلاءَ، و إنْ عَزمَ علَيَّ فسَمعا و طاعَةً؛ فإنّي أعلَمُ أنّهُ إنْ فَعَلَ بي ذلكَ أعانَني و عَصَمَني.
فقالتِ الملائكةُ بصوتٍ لا يَراهُم: لِمَ يا لُقمانُ؟ قالَ: لأنَّ الحُكمَ أشَدُّ المَنازِلِ و آكَدُها، يَغشاهُ الظُّلمُ مِن كلِّ مَكانٍ، إن وُقِيَ فبِالحَريِّ أنْ يَنجو، و إنْ أخطَأَ أخطَأَ طَريقَ الجَنّةِ، و مَن
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حقيقتى را بگويم: لقمان پيامبر نبود، امّا بنده اى بود كه زياد مى انديشيد و يقينى نيكو و راستين داشت. خدا را دوست مى داشت و خدا هم دوستدار او شد و نعمت حكمت را به وى ارزانى داشت.
نيمروزى در حالى كه خوابيده بود، ندايى به او رسيد كه: اى لقمان! آيا مى خواهى خداوند تو را خليفه خود در روى زمين كند تا ميان مردم به حق حكم كنى؟ لقمان در جواب آن ندا گفت: اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد، عافيت را مى پذيرم و بلا (گرفتارى) را نمى پذيرم. ولى اگر او اراده كرده كه مرا خليفه گرداند، به جان و دل مى پذيرم؛ زيرا مى دانم كه اگر اين كار را با من بكند خودش نيز مرا يارى و نگهدارى مى كند.
فرشتگان كه لقمان آنها را نمى ديد، گفتند: چرا، اى لقمان؟ گفت: زيرا داورى سخت ترين و دشوارترين
۱.مجمع البيان: 8/494.
کلیدواژهها حکمت لقمان
تفسير القمّي:الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ لَمّا سألَهُ حَمّادٌ عن لُقمانَ و حِكمَتِهِ ـ: أما و اللّهِ ما اُوتِيَ لُقمانُ الحِكمَةَ بِحَسَبٍ و لا مالٍ و لا أهلٍ و لا بَسطٍ في جِسمٍ و لا جَمالٍ.
و لكنّهُ كانَ رجُلاً قَويّا في أمرِ اللّهِ، مُتَوَرِّعا في اللّهِ، ساكِتا سَكِينا، عَميقَ النَّظَرِ، طَويلَ الفِكَرِ، حَديدَ النَّظَرِ، مُستَعبِرا بالعِبَرِ، لَم يَنَمْ نَهارا قَطُّ، و لَم يَرَهُ أحَدٌ مِن النّاسِ على بَولٍ و لا غائطٍ و لا اغتِسالٍ لشِدَّةِ تَسَتُّرِهِ و عُمقِ نَظَرِهِ و تَحَفُّظِهِ في أمرِهِ، و لَم يَضحَكْ مِن شيءٍ قَطُّ مَخافَةَ الإثمِ، و لم يَغضَبْ قَطُّ، و لَم يُمازِحْ إنسانا قَطُّ، و لَم يَفرَحْ بشيءٍ إنْ أتاهُ مِن أمرِ الدُّنيا و لا حَزَنَ مِنها على شيءٍ قَطُّ، و قَد نَكَحَ
تفسير القمّى:امام صادق عليه السلام در پاسخ به سؤال حمّاد از لقمان و حكمت او فرمود: به خدا قسم كه حكمت، به سبب شرافت خانوادگى يا مال و ثروت يا زن و فرزند يا قدرت جسمى و يا زيبايى، به لقمان داده نشد. بلكه او مردى بود در كار خدا نيرومند و با نشاط، پارسا، خاموش و آرام، ژرف انديش، پر تفكّر، تيزبين، پند آموز از عبرت ها. هرگز در روز نخوابيد، هيچ كس او را در حال قضاى حاجت يا شستشوى بدنش نديد؛ زيرا به شدّت با حيا و ژرف انديش و مراقب حركات و سكنات خويش بود. هرگز از چيزى نخنديد؛ چون مى ترسيد گناه باشد. هرگز عصبانى نشد، هرگز با كسى شوخى نكرد، هيچ گاه براى دست يافتن به چيزى از دنيا شاد نشد و براى از دست دادن چيزى از آن اندوهگين نگشت. زنان بسيارى گرفت و فرزندان بسيارى به دنيا آورد، اما بيشتر آنان پيش از
۱.في بحار الأنوار: 13/410 «حتى تَحاجَزا» و هو الأنسب.
۲.لقمان: 13.
۳.نَطِفَ الرجلُ: إذا اتُّهِمَ بريبةٍ، و نَطِف الشيء: أي فسد (الصحاح: 4/1434).
۴.الوَرْقُ: الدراهم المضروبة، و في الوَرْق ثلاث لغات: وَرِق وَ وِرْق وَ وَرَق (الصحاح: 4/1564).
۵.في المصدر: «لوجد فيه نورين: نورا للخوف و نورا للرجاء» و الصحيح ما أثبتناه.
۶.تفسير القمّي: 2/162.
کلیدواژهها حکمت لقمان
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن مَلأَ عَينَيهِ من امرأةٍ حَراماً حَشاهُما اللّهُ عَزَّ و جلَّ يَومَ القِيامَةِ بمَسامِير مِن نارٍ، و حَشاهُما نارا حتّى يَقضِيَ بينَ النّاسِ، ثُمّ يُؤمَرُ بهِ إلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس چشمان خود را از زن نا محرمى پر كند، خداوند عزّ و جلّ در روز قيامت دو چشم او را با ميخ هاى آتشين پر سازد و آنها را پر از آتش كند [و همچنان باشد] تا زمانى كه خداوند كار داورى ميان مردم را به پايان رساند، آنگاه دستور داده شود او را به دوزخ برند.
۱.ثواب الأعمال: 338/1.
عنه عليه السلامـ في صِفَةِ مَن يَتَصدّى للحُكمِ بَينَ الاُمَّةِ و لَيس لذلكَ بأهلٍ ـ:. و رجُلٌ قَمَشَ جَهلاً، مُوضِعٌ في جُهّالِ الاُمَّةِ، عادٍ (غادِرٌ) في أغباشِ الفِتنَةِ، عَمٍ بما في عَقدِ الهُدنَةِ، قد سمّاهُ أشباهُ النّاسِ عالِما و لَيس بهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف كسى كه بر مسند داورى ميان مردم مى نشيند در حالى كه شايستگى اين كار را ندارد ـفرمود:. و ديگر مردى است كه انبوهى از جهل و نادانى را در خود فراهم آورده، در ميان نادانان امّت مى تازد، در تيرگى هاى فتنه و گمراهى مى شتابد، در راه ايجاد صلح و آشتى ميان مردم كور است، مردم نمايان او را دانشمند مى نامند، در حالى كه نادانى بيش نيست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 17.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لِشُرَيحٍ ـ: يا شُرَيحُ، قد جَلَستَ مَجلِسا لا يَجلِسُهُ إلاّ نَبيٌّ أو وَصيُّ نَبيٍّ أو شَقيٌّ. ۱
امام على عليه السلامـ به شريح ـفرمود: اى شريح! تو در جايى نشسته اى كه جز پيامبرى يا وصىّ پيامبرى و يا شقاوتمندى در آن جا نمى نشيند.
۱.الكافي: 7/406/2.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:اتَّقُوا الحُكومَةَ؛ فإنَّ الحُكومَةَ إنّما هي لِلإمامِ العالِمِ بالقَضاءِ، العادِلِ في المُسلمينَ، لِنَبيٍّ أو وَصيِّ نبيٍّ. ۱
امام صادق عليه السلام:از داورى كردن بپرهيزيد؛ زيرا [منصب]داورى در حقيقت از آنِ امامى است كه در قضاوت دانا باشد و در ميان مسلمانان به عدالت حكم كند؛ از آنِ پيغمبرى يا وصىّ پيغمبرى.
۱.الكافي: 7/406/1.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:المُقسِطُونَ عندَ اللّهِ يَومَ القِيامَةِ على مَنابِرَ مِن نورٍ عن يَمينِ الرَّحمنِ، و كِلتا يَدَيهِ يَمينٌ، الذينَ يَعدِلُونَ في حُكمِهِم و أهلِيهِم و ما وُلُّوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دادگرانِ از نظر خداوند، در روز قيامت بر فراز منبرهاى نورانى در سمت راست خداوند رحمانند ـ و هر دو دست خدا راست است ـ همان دادگرانى كه در حكومت (داورى) خود و در ميان خانواده خويش و نسبت به هر كسى كه سرپرست آنها هستند به عدالت رفتار مى كنند.
۱.السنن الكبرى: 10/150/20162.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۶