تن دادن به داورى اسلام
1 حدیث
صحيح مسلم عن عبداللّه بن الزبير:إنّ رجُلاً مِن الأنصارِ خاصَمَ الزُّبيرَ عندَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في شِراجِ الحَرّةِ التي يَسقُونَ بها النَّخلَ، فقالَ الأنصاريُّ: سَرِّحِ الماءَ يَمُرَّ! فأبى علَيهِم، فاختَصَمُوا عِند رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله للزُّبيرِ: اسْقِ يا زُبيرُ ثُمّ أرسِلِ الماءَ إلى جارِكَ، فَغَضِبَ الأنصاريُّ، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، أن كانَ ابنَ عَمَّتِكَ! فَتَلَوَّنَ وَجهُ نَبيِّ اللّهِ صلى الله عليه و آله ثُمّ قالَ: يا زُبيرُ اسْقِ، ثُمّ احبِسِ الماءَ حتّى يَرجِعَ إلَى الجُدُرِ.
فقالَ الزُّبيرُ: واللّهِ، إنّي لأحسَبُ هذهِ الآيةَ نَزَلَت في ذلكَ: «فَلا وَربِّكَ لا يُؤمِنونَ.» . ۱
صحيح مسلمـ به نقل از عبد اللّه بن زبير ـ: مردى از انصار با زبير بر سرِ جوى آب حَرّه كه نخل ها را از آن آب مى دادند، اختلاف پيدا كرد. او به زبير گفت: جلو آب را رها كن تا برود؛ امّا زبير امتناع كرد. داورى را به نزد پيامبر خدا بردند.
پيامبر خدا به زبير فرمود: «اى زبير! نخل هايت را آب بده و آن گاه، آب را به طرف [زمين] همسايه ات رها كن».
مرد انصارى عصبانى شد و گفت: اى پيامبر خدا! چون پسر عمّه ات بود [، اين گونه داورى كردى]؟!
رنگِ رخسار پيامبر خدا [از خشم]تغيير كرد. آن گاه فرمود: «اى زبير! نخل هايت را آب بده و سپس جلو آب را ببند تا به طرف ديوارها برگردد».
زبير گفت: به خدا سوگند كه انگار اين آيه در اين باره نازل شد: «ولى چنين نيست. به پروردگارت سوگند كه ايمان نمى آورند مگر آن كه تو را در
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1829 ح 129.