طبقات مردم به لحاظ ايمان
11 حدیث
عنه عليه السلامـ في صِفَةِ مَن يَتَصدّى للحُكمِ بَينَ الاُمَّةِ و لَيس لذلكَ بأهلٍ ـ:. و رجُلٌ قَمَشَ جَهلاً، مُوضِعٌ في جُهّالِ الاُمَّةِ، عادٍ (غادِرٌ) في أغباشِ الفِتنَةِ، عَمٍ بما في عَقدِ الهُدنَةِ، قد سمّاهُ أشباهُ النّاسِ عالِما و لَيس بهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف كسى كه بر مسند داورى ميان مردم مى نشيند در حالى كه شايستگى اين كار را ندارد ـفرمود:. و ديگر مردى است كه انبوهى از جهل و نادانى را در خود فراهم آورده، در ميان نادانان امّت مى تازد، در تيرگى هاى فتنه و گمراهى مى شتابد، در راه ايجاد صلح و آشتى ميان مردم كور است، مردم نمايان او را دانشمند مى نامند، در حالى كه نادانى بيش نيست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 17.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:مَن وُلِدَ في الإسلامِ فهُو عَرَبيٌّ، و مَن دَخَلَ فيهِ طَوعا أفضَلُ مِمَّن دَخَلَ فيهِ كَرها، و المَولى هُو الّذي يُؤخَذُ أسِيرا مِن أرضِهِ و يُسلِمُ، فذلكَ المَولى. ۱
امام باقر عليه السلام:هر كه مسلمان متولّد شود او عرب است و هركه داوطلبانه به اسلام در آيد بهتر از كسى است كه به ناچار مسلمان شود و مولى كسى است كه از خاك خود به اسيرى گرفته شود و مسلمان گردد. و چنين شخصى مولى است.
۱.معاني الاخبار: 404 / 74.
الكافي عن هشام عن حمزةِ بنِ الطّيار:قالَ لي أبو عبدِ اللّهِ عليه السلام: النّاسُ على سِتَّةِ أصنافٍ، قالَ: قُلتُ: أ تَأذَنُ لِي أن أكتُبَها؟ قالَ: نَعَم، قلتُ: ما أكتُبُ؟ قالَ: اكتُبْ: أهلُ الوَعيدِ مِن أهلِ الجَنَّةِ و أهلِ النّارِ ۱ و اكتُبْ: «و آخَرُونَ اعْتَرَفوا بِذُنوبِهِمْ خَلَطوا عَمَلاً صالِحا و آخَرَ سَيِّئا» . ۲ قالَ: قلتُ: مَن هؤلاءِ؟ قالَ: وَحشِيٌّ مِنهُم ۳، قالَ: و اكتُبْ: «و آخَرُونَ مُرجَوْنَ لأمْرِ اللّهِ إمّا يُعَذِّبُهُمْ و إمّا يَتُوبُ عَلَيهِم» . ۴ قالَ: و اكتُبْ: «إلاّ المُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ و النِّساءِ و الوِلْدانِ لا يَسْتَطيعونَ حِيلَةً و لا يَهْتَدُون سَبيلاً» ۵ لا يَستَطيعونَ حِيلَةً إلَى الكُفرِ، و لا يَهتَدون سَبيلاً إلَى الإيمانِ، «فاُولئكَ عَسَى
الكافىـ به نقل از هشام از حمزة بن طيّار ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: مردم شش دسته اند. عرض كردم: اجازه مى دهيد آن را بنويسم؟ فرمود: آرى. عرض كردم: چه بنويسم؟ فرمود: بنويس: [يكى] اهل وعيد از بهشتيان و دوزخيان ۱۱ و بنويس: «و ديگرانى كه به گناهان خويش اعتراف كردند و كردار خوب را با كردار بد بياميختند». حمزه گويد: عرض كردم: اينها چه كسانى هستند؟ فرمود: وحشى ۱۲ يكى از اينهاست. فرمود: و بنويس: «و ديگرانى كه [كارشان]موقوف به امر خداست: يا آنان را عذاب مى كند و يا توبه ايشان را مى پذيرد». فرمود: و بنويس: «مگر مردان و زنان و كودكان فرو دستى كه چاره جويى نتوانند و راهى نيابند» نه چاره اى به سوى كفر دارند و نه راهى به سوى ايمان پيدا مى كنند «پس اميد است كه خدا از ايشان درگذرد». فرمود: و
۱.أي الوعد و الوعيد، اكتفى بأحدهما تغليبا. و في بعض النسخ «الوعد» و في بعضها «الوعدَين» و هو أظهر؛ أي الذين يتحقّق فيهم وعد الثواب و وعيد العقاب. (كما في هامش المصدر).
۲.التوبة: 102.
۳.وحشيّ بن حوب صحابيّ، و هو قاتل حمزة رضى الله عنه في الجاهليّة، و مسيلمة الكذّاب في الإسلام. (القاموس المحيط: 2 / 292).
۴.التوبة: 106.
۵.النساء: 98.
۶.النساء: 99.
۷.الكافي: 2 / 381 / 1.
۸.أآل الشيء يؤول: أي رجع و صار إليه (النهاية: 1 / 80).
۹.النسخ هنا مختلفة كالسابق. (كما في هامش المصدر).
۱۰.الكافي: 2 / 381 / 2. يعني أنّ الناس ينقسمون أوّلاً إلى ثلاث فرق بحسب الإيمان و الكفر و الضلال، ثمّ أهل الضلال ينقسمون إلى أربع، فيصير المجموع ستّ فرق. (كما في هامش المصدر).
۱۱.«اهل وعيد» يعنى اهل وعد و وعيد و از باب تغليب به ذكر يكى بسنده فرموده است. در برخى نسخه ها كلمه «الوعد» و در برخى ديگر «الوعدين» آمده و اين اظهر است. يعنى كسانى كه وعده ثواب و تهديد به عقاب و كيفر درباره آنان تحقق مى يابد (نقل از حاشيه كافى).
۱۲.مقصود، وحشى بن حرب است كه در زمان كفر خود حمزه سيد الشهدا را به قتل رساند و در زمانى كه مسلمان بود مسليمه كذّاب را كشت.
۱۳.يعنى مردم در يك تقسيم اوّليه، بر حسب ايمان و كفر و گمراهى به سه دسته تقسيم مى شوند و سپس گمراهان به چهار دسته تقسيم مى گردند كه مجموعاً شش دسته مى شود. (نقل از حاشيه كافى).
الإمامُ الصادقُ عليه السلام:النّاسُ على سِتِّ فِرَقٍ: مُستَضَعَفٌ، و مُؤلَّفٌ، و مُرجَى، و مُعتَرِفٌ بذَنبِهِ، و ناصِبٌ، و مُؤمنٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردم به شش گروه تقسيم مى شوند: مستضعف، و كسى كه جزء مؤلّفة قلوبهم است، و كسى كه كارش در دست خداست، و اعتراف كننده به گناهانش، و ناصبى و [ششم]مؤمن.
۱.الخصال: 333 / 34.
عنه عليه السلام:نَحنُ قُرَيشٌ، و شِيعَتُنا العَرَبُ، و عَدُوُّنا العَجَمُ. ۱
امام صادق عليه السلام:ما قريش هستيم و شيعيان ما [در شمار]عرب هستند و دشمن ما غير عرب است.
۱.معاني الأخبار: 404 / 71.
عنه عليه السلام:نَحنُ العَرَبُ، و شِيعَتُنا المَوالي، و سائرُ النّاسِ هَمَجٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:ما عرب هستيم و شيعيان ما موالى هستند و بقيّه مردم «هَمَج» هستند.
۱.بحار الأنوار: 67 / 181 / 21.
عنه عليه السلام:مَن دَخَلَ في الإسلامِ رَغبَةً خَيرٌ مِمَّن دَخَلَ رَهبَةً، و دَخَلَ المُنافِقونَ رَهبَةً، و المَوالي دَخَلوا رَغبَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:آنكه با ميل و رغبت به اسلام در آيد بهتر از كسى است كه از روى ترس اسلام را بپذيرد. منافقان از ترس مسلمان شدند و موالى با رغبت به اسلام گرويدند.
۱.معاني الاخبار: 405 / 78.
عنه عليه السلام:مَن وُلِدَ في الإسلامِ فهُو عَرَبيٌّ، و مَن دَخَلَ فيهِ بَعدَ ما كَبِرَ فهُو مُهاجِرٌ، و مَن سُبِيَ و اُعتِقَ فهُو مَولى، و مَولَى القَوم مِن أنفُسِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كه مسلمان به دنيا آمده باشد او عرب است و هر كس بعد از آنكه بزرگ شد به اسلام در آمد او مهاجر است و هر كس اسير و سپس آزاد شود، او مولى است و مولاى هر قومى جزء آنان محسوب مى شود.
۱.معاني الاخبار: 239 / 3.
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه «به زودى خداوند مردمى را بياورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست مى دارند با مؤمنان، فروتن [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى ترسند» ـفرمود: مقصود موالى است.
امام صادق عليه السلامـ به يعقوب بن قيس ـفرمود: اى پسر قيس! «و اگر روى برتابيد [خدا]جاى شما را به مردمى غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود» مقصودش فرزندانِ موالىِ آزاد شده است.
عنه عليه السلام:المُؤمنُ عَلَويٌّ لأنّهُ عَلا في المَعرِفَةِ، و المُؤمنُ هاشِميٌّ لأنّهُ هَشَمَ الضَّلالَةَ، و المُؤمنُ قُرَشيٌّ لأنّهُ أقَرَّ بالشَّيءِ المَأخوذِ عَنّا، و المُؤمنُ عَجَميٌّ لأنّهُ استَعجَمَ علَيهِ أبوابُ الشَّرِّ، و المُؤمنُ عَرَبيٌّ لأنّ نَبيَّهُ صلى الله عليه و آله عَرَبيٌّ و كِتابَهُ المُنزَلُ بلِسانٍ عَرَبيٍّ مُبينٍ، و المُؤمنُ نَبَطيٌّ لأنّهُ استَنبَطَ العِلمَ، و المُؤمنُ مُهاجِريٌّ لأنّهُ هَجَرَ السَّيّئاتِ، و المُؤمنُ أنصاريٌّ لأنّهُ نَصَرَ اللّهَ و رَسولَهُ و أهلَ بَيتِ رَسولِ اللّهِ، و المُؤمنُ مُجاهِدٌ لأنّهُ يُجاهِدُ أعداءَ اللّهِ عَزَّ و جلَّ في دَولَةِ الباطِلِ بالتَّقيَّةِ، و في دَولَةِ الحَقِّ بالسَّيفِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مؤمن، علوى است؛ چون در معرفت و شناخت به مقام عالى و بلندى رسيده است. مؤمن، هاشمى (در هم شكننده) است؛ چون گمراهى را درهم شكسته است. مؤمن، قرشى است؛ چون به چيزى كه از ما گرفته شده است اقرار دارد. مؤمن، عجم است؛ چون درهاى شرّ و بدى به روى او بسته نشده است. مؤمن، عرب است؛ چون پيامبر او عرب است و كتاب او به زبان عربى روشن نازل شده است. مؤمن، نبطى است؛ چون علم و دانش را استنباط كرده است. مؤمن، مهاجر است؛ چون از گناهان و بدى ها هجرت و دورى كرده است. مؤمن، انصارى است؛ چون خدا و رسول او و اهل بيت پيامبرش را نصرت داده است و مؤمن، مجاهد است؛ چون با دشمنان خداوند عزّ و جلّ در دولت باطل از طريق تقيّه جهاد مى كند و در دولت حق با شمشير.
۱.بحار الأنوار: 67 / 171 / 3.