نتایج جستجو برای «خود پسندی»: ۲۱ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُوْحى اللّه تعالى إلى داوود: يا دَاوُودُ بَشِّر المُذْنِبين، وأنْذِر الصِّدِّيقينَ، قال: كَيْفَ أبشِر المُذْنِبينَ وأَنْذِرَ الصِّدِّيقينَ؟ قالَ: يا دَاوُودُ بَشِّر المُذْنبين بأنّي أقبَلَ التَّوْبَة وأعفو عن الذَّنب، وأنْذِر الصِّدِّيقينَ أنْ لا يَعْجَبوا بأعمالهم، فإنّهُ لَيسَ عَبدٌ يَتَعَجَّبُ بِالحَسَناتِ إلّا هَلَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى فرمود: «اى داوود! گنهكاران را بشارت بده و راستْ كرداران را هشدار». گفت: چگونه گنهكاران را بشارت دهم و راستْ كرداران را هشدار؟ خداوند فرمود: «اى داوود! گنهكاران را به اين بشارت بده كه من، توبه را مى پذيرم و گناه را مى بخشايم. راستْ كرداران را نيز هشدار بده كه به كردار خود خشنود نگردند؛ زيرا هيچ بنده اى نيست كه از كارهاى خوبش دچار خودپسندى شود، مگر اين كه هلاك مى گردد».
۱.عدّة الداعي: ص 222.
عنه صلى الله عليه و آله:أمّا المُهلِكاتُ: فشُحٌّ مُطاعٌ، وهَوَىً مُتَّبَعٌ، وإعجابُ المَرءِ بنَفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّا عوامل نابود كننده، عبارت اند از: فرمانبرى از بخل، پيروى از هوس، و خودپسندى.
۱.المعجم الأوسط: ج 6 ص 47.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن قالَ: إنّي خَيرُ النّاسِ فهُو مِن شَرِّ النّاسِ، ومَن قالَ: إنّي في الجَنّةِ فهُو في النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه بگويد: «من از همه مردم، بهترم»، بدترينِ مردم است و هر كه بگويد: «من بهشتى هستم»، دوزخى است.
۱.النوادر للراوندي: ص 107 ح 86.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُوْحى اللّه تعالى إلى داوود: يا دَاوُودُ بَشِّر المُذْنِبين، وأنْذِر الصِّدِّيقينَ، قال: كَيْفَ أبشِر المُذْنِبينَ وأَنْذِرَ الصِّدِّيقينَ؟ قالَ: يا دَاوُودُ بَشِّر المُذْنبين بأنّي أقبَلَ التَّوْبَة وأعفو عن الذَّنب، وأنْذِر الصِّدِّيقينَ أنْ لا يَعْجَبوا بأعمالهم، فإنّهُ لَيسَ عَبدٌ يَتَعَجَّبُ بِالحَسَناتِ إلّا هَلَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى فرمود: «اى داوود! گنهكاران را بشارت بده و راستْ كرداران را هشدار». گفت: چگونه گنهكاران را بشارت دهم و راستْ كرداران را هشدار؟ خداوند فرمود: «اى داوود! گنهكاران را به اين بشارت بده كه من، توبه را مى پذيرم و گناه را مى بخشايم. راستْ كرداران را نيز هشدار بده كه به كردار خود خشنود نگردند؛ زيرا هيچ بنده اى نيست كه از كارهاى خوبش دچار خودپسندى شود، مگر اين كه هلاك مى گردد».
۱.عدّة الداعي: ص 222 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 72 ص 321 ح 37.
عنه صلى الله عليه و آله:أمّا المُهلِكاتُ: فشُحٌّ مُطاعٌ، وهَوَىً مُتَّبَعٌ، وإعجابُ المَرءِ بنَفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّا عوامل نابود كننده، عبارت اند از: فرمانبرى از بخل، پيروى از هوس، و خودپسندى.
۱.المعجم الأوسط: ج 6 ص 47 عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا سَمِعتُمُ الرّجُلَ يقولُ: هَلَكَ النّاسُ! فهُو أهلَكُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه شنيديد كسى مى گويد: «مردم، همه در هلاكت اند»، خودش از همه بيشتر در هلاكت است.
۱.الترغيب والترهيب: ج 3 ص 611 ح 3 عن أبي هريرة.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن قالَ: إنّي خَيرُ النّاسِ فهُو مِن شَرِّ النّاسِ، ومَن قالَ: إنّي في الجَنّةِ فهُو في النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه بگويد: «من از همه مردم، بهترم»، بدترينِ مردم است و هر كه بگويد: «من بهشتى هستم»، دوزخى است.
۱.النوادر للراوندي: ص 107 ح 86 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 70 ص 398 ح 70.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:أتى يَهوديُّ النّبيَّ صلى الله عليه و آله، فقامَ بَينَ يَدَيهِ وهُو يُحِدُّ النّظَرَ إلَيهِ فقال: يايَهوديُّ، ما حاجَتُكَ؟ قالَ: أنتَ أفضَلُ أم موسَى بنُ عِمرانَ النّبيُّ الّذي كَلّمَهُ اللّهُ، وأنزَلَ علَيهِ التَّوراةَ والعَصا، وفَلَقَ لَهُ البَحرَ، وأظَلَّهُ بالغَمامِ؟ فقالَ لَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله: إنّهُ يُكرَهُ للعَبدِ أن يُزَكّي نَفسَهُ، ولكنّي أقولُ: إنّ آدَمَ عليه السلام لَمّا أصابَ الخَطيئةَ كانت تَوبَتُهُ أن قالَ: اللّهُمّ إنّي أسألُكَ بحَقِّ محمّدٍ وآلِ محمّدٍ لَما غَفَرتَ لي، فغَفَرَها اللّهُ لَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى يهودى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و در برابر ايشان ايستاد و به ايشان خيره شد. پيامبر فرمود: «اى يهودى! چه مى خواهى؟». گفت: تو برترى يا موسى بن عمرانِ پيغمبر؛ همو كه خدا با او سخن گفت و تورات و عصا به او داد و دريا را برايش شكافت و با ابر بر سرش سايه انداخت؟ پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «براى بنده، خوب نيست كه خود را بستايد؛ امّا [همين قدر] مى گويم كه وقتى آدم عليه السلام گناه كرد، توبه اش اين بود كه گفت: خدايا! به حقّ محمّد و خاندان محمّد، از تو مى خواهم كه مرا بيامرزى و خداوند، او را آمرزيد».
۱.الأمالي للصدوق: ص 287 ح 320 عن معمر بن راشد، بحارالأنوار: ج 16 ص 366 ح 72.
بحار الأنوار عن أبيذرّ:دَخلتُ ذاتَ يَومٍ فيصدرِ نَهارِهِ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في مَسجدِهِ. فقلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، بأبي أنتَ واُمي، أوصِني بِوَصيَّةٍ يَنفَعُني اللّهُ بِها، فقالَ:. يا أبا ذَرٍّ، مَن ماتَ وفي قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن كِبرٍ لم يَجِدْ رائحَةَ الجَنَّةِ إلّا أن يَتوبَ قبلَ ذلكَ، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، إني لَيُعجِبُني الجَمالُ حتّى وَدِدتُ أنَّ عِلاقَةَ سَوطي وقِبالَ نَعلي حَسَنٌ، فَهل يُرهَبُ على ذلكَ؟ قالَ: كيفَ تَجِدُ قَلبَكَ؟ قالَ: أجِدُهُ عارِفا للحَقِّ مُطمَئنّا إلَيهِ، قالَ: ليسَ ذلكَ بالكِبرِ، ولكنَّ الكِبرَ أن تَترُكَ الحَقَّ وتَتَجاوَزَهُ إلى غيرِهِ، وتَنظُرَ إلَى النّاسِ ولا تَرى أنَّ أحَدا عِرضُهُ كَعِرضِكَ ولا دَمُهُ كَدَمِكَ. ۱

بحار الأنوارـ به نقل از ابوذر ـ: زمانى در آغاز روز در مسجد خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيدم و گفتم: اى رسول خدا! پدر و مادرم به فداى شما! مرا يك سفارشى كنيد كه خداوند مرا بدان نفعى رساند، حضرت فرمود: اى ابوذر! هر كس بميرد و در دلش ذرّه اى تكبّر باشد، بوى بهشت را استشمام نمى كند مگر اين كه پيشتر توبه كند. عرض كرد: اى رسول خدا! من زيبايى را دوست دارم، حتى دوست دارم بند تازيانه ام و دوال كفشم زيبا باشد. آيا از اين حالت، بيمِ كبر و خود پسندى مى رود؟ فرمود: دلت را چگونه مى يابى؟ عرض كرد: آن را شناساى حق و آرام گرفته بدو، مى يابم. فرمود: پس اين حالت، كِبر نيست. بلكه كبر، آن است كه حق را فروگذارى و به ناحق روى آورى و به مردم با اين ديد نگاه كنى كه هيچ كس آبرويش چون آبروى تو وخونش چون خون

۱.بحار الأنوار: 77/74
کلیدواژه‌ها تکبرمعنای کبر
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: وإيّاكَ والإعْجابَ بِنَفسِكَ، والثِّقَةَ بما يُعجِبُكَ مِنها، وحُبَّ الإطراءِ؛ فإنّ ذلكَ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّيطانِ في نَفسِهِ لِيَمحَقَ مايَكونُ مِن إحسانِ المُحسِنينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در همان فرمان ـنوشت: زنهاراز خود پسندى و تكيه كردن به آنچه خودپسندى مى آورد و زنهار از اينكه شيفته ستايش مردم از خود باشى؛ زيرا اين خصيصه از مطمئن ترين فرصت هاى شيطان است، تا نيكى نيكوكاران را بر باد دهد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
عنه عليه السلامـ في صِفةِ الدنيا ـ: تَغُرُّ و تَضُرُّ و تَمُرُّ، إنّ اللّهَ تعالى لَم يَرْضَها ثواباً لأولِيائهِ و لا عِقاباً لأعدائهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف دنيا ـفرمود: دنيا مى فريبد و زيان مى رساند و مى گذرد. خداوند متعال آن را نه به عنوان پاداشى براى دوستان خود پسنديده است و نه كيفرى براى دشمنانش.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 415.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِلأشتَرِ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ: إيّاكَ و الإعجابَ بِنَفسِكَ، و الثِّقَةَ بِما يُعجِبُكَ مِنها، و حُبَّ الإطراءِ؛ فإنَّ ذلِكَ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّيطانِ في نَفسِه، لِيَمحَقَ ما يَكونُ مِن إحسانِ المُحسِنينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشترـنوشت: زنهار از خود پسندى و [زنهار] از تكيه كردن به آنچه كه تو را به خودپسندى مى كشاند و [زنهار از]شيفتگى به مدح و ستايش؛ زيرا اينها از مناسبترين فرصتهاى شيطان است تا نيكى نيكو كاران را بر باد دهد.
۱.. نهج البلاغة: الكتاب 53.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخودپسندیخرد +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ في رَجُلٍ يَعمَلُ العَمَلَ وَ هُوَ خائفٌ مُشفِقٌ ثُمّ يَعمَلُ شَيئا مِنَ البِرِّ فيَدخُلُهُ شِبهُ العُجبِ بِهِ ـ: هُوَ في حالِهِ الاُولى ـ و هُوَ خائفٌ ـ أحسَنُ حالاً مِنهُ في حالِ عُجبِهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره آدمى كه گناهى مى كند و به سبب آن دچار ترس [از عذاب الهى]مى شود و بعد از آن كار خوبى انجام مى دهد و گونه اى خودپسندى او را فرا مى گيرد ـفرمود: به سر بردن در همان حالت اوّلش، يعنى ترسان بودن، براى او بهتر است از حالت خود پسنديش.
۱.الكافي: 2/314/7.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخودپسندیخرد +3 مورد دیگر
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إذا زادَ عُجبُكَ بِما أنتَ فيهِ مِن سُلطانِكَ، فحَدَثَت لَكَ اُبَّهةٌ أو مَخِيلَةٌ، فانظُرْ إلى عِظَمِ مُلكِ اللّهِ و قُدرَتِهِ مِمّا لا تَقدِرُ عَلَيهِ مِن نَفسِكَ؛ فإنَّ ذلكَ يُلَيِّنُ مِن جِماحِكَ، و يَكُفُّ عَن غَربِكَ، و يَفيءُ إلَيكَ بِما عَزَبَ عنكَ مِن عَقلِكَ. ۱
امام على عليه السلام:هرگاه خود پسنديت بر اثر قدرتى كه دارى، زياد شد و تكبّر يا نخوتى در تو پيدا گشت، به بزرگى پادشاهى و قدرت و توانايى خدا بر چيزهايى كه تو قادر به آنها نيستى، بينديش؛ زيرا اين كار سركشى تو را فرو مى نشاند و جلوى سرمستى و غرور تو را مى گيرد و عقل دور گشته از تو را به تو باز مى گرداند.
۱.غرر الحكم: 4168.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اِجعَلْ نَفسَكَ ميزانا فيما بَينَكَ و بَينَ غَيرِكَ، و أحِبَّ لِغَيرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفسِكَ، وَ اكرَهْ لَهُ ما تَكرَهُ لَها، لا تَظلِمْ كما لا تُحِبُّ أن تُظلَمَ، و أحسِنْ كما تُحِبُّ أن يُحسَنَ إلَيكَ، و استَقبِحْ لِنَفسِكَ ما تَستَقبِحُهُ مِن غَيرِكَ، وَ ارضَ مِنَ النّاسِ ما تَرضى لَهُم مِنكَ. ۱
امام على عليه السلام:در رابطه ميان خود با ديگرى خويشتن را معيار قرار ده و براى او آن بخواه كه براى خود مى خواهى و آنچه بر خود نمى پسندى بر او نيز مپسند؛ همچنان كه دوست ندارى به تو ستم شود، تو نيز به كسى ستم مكن و همچنان كه دوست دارى به تو خوبى شود، تو نيز به ديگران خوبى كن و آنچه را از ديگران زشت مى شمارى از خود نيز زشت شمار و آنچه را از خود پسنديده مى دانى از آنان نيز پسنديده بدان.
۱.بحار الأنوار: 77/203/1.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: و إيّاكَ و الإعْجابَ بِنَفسِكَ، و الثِّقَةَ بما يُعجِبُكَ مِنها، و حُبَّ الإطراءِ؛ فإنّ ذلكَ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّيطانِ في نَفسِهِ لِيَمحَقَ ما يَكونُ مِن إحسانِ المُحسِنينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در همان فرمان ـنوشت: زنهار از خود پسندى و تكيه كردن به آنچه خودپسندى مى آورد و زنهار از اينكه شيفته ستايش مردم از خود باشى؛ زيرا اين خصيصه از مطمئن ترين فرصت هاى شيطان است، تا نيكى نيكوكاران را بر باد دهد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
عنه عليه السلامـ مِن كتابهِ للأشتَرِ ـ: إيّاكَ و الإعجابَ بنفسِكَ، و الثِّقَةَ بما يُعجِبُكَ مِنها، و حُبَّ الإطراءِ؛ فإنَّ ذلكَ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّيطانِ في نفسِهِ لِيَمحَقَ ما يَكونُ مِن إحسانِ المُحسِنِينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در عهدنامه خود با مالك اشتر ـنوشت: از خود پسندى و تكيه به آنچه موجب خود پسندى تو مى شود و از علاقه به مدح و ستايش دورى كن؛ زيرا اين خصلتها از مهمترين فرصتهاى شيطان است تا نيكى نيكوكاران را نابود كند.
۱.نهج البلاغة: الكتاب53.
عنه عليه السلام ـ في صِفَةِ الدُّنيا ـ:تَغُرُّ وتَضُرُّ وتَمُرُّ، إنَّ اللّهَ تَعالى لَم يَرضَها ثَوابا لاِءَولِيائِهِ، ولا عِقابا لاِءَعدائِهِ. ۱
امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا ـ:مى فريبد و زيان مى زند و مى گذرد. خداوند متعال، آن را نه به عنوان پاداشى براى دوستان خود پسنديده است، نه كيفرى براى دشمنانش.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 415، روضة الواعظين: ص 483، غرر الحكم: ح 513 وفيه صدره، بحار الأنوار: ج 73 ص 132 ح 136؛ مطالب السؤول: ص 57.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ مَن كانَتِ العاجِلَةُ أملَكَ بِهِ مِنَ الآجِلَةِ، واُمورُ الدُّنيا أغلَبَ عَلَيهِ مِن اُمورِ الآخِرَةِ، فَقَد باعَ الباقِيَ بِالفاني، وتَعَوَّضَ البائِدَ عَنِ الخالِدِ، وأهلَكَ نَفسَهُ ورَضِيَ لَها بِالحائِلِ الزّائِلِ، ونَكَبَ بِها عَن نَهجِ السَّبيلِ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه زندگى كنونى، بيشتر از زندگى آينده اختياردار او باشد و كارهاى دنيا بر او چيره تر از كارهاى آخرت باشد، هر آينه ماندگار را به فناپذير فروخته، و جاويدان را با گذرا عوض كرده، و خويشتن را به نابودى افكنده، و زندگى دگرگون شونده زوال پذير را براى خود پسنديده، و از راه روشن به كج راهه رفته است.
۱.غرر الحكم: ح 3607، عيون الحكم والمواعظ: ص 153 ح 3351.
بحار الأنوار عن أبي ذرّ:دَخلتُ ذاتَ يَومٍ في صدرِ نَهارِهِ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في مَسجدِهِ. فقلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، بأبي أنتَ و اُمي، أوصِني بِوَصيَّةٍ يَنفَعُني اللّهُ بِها، فقالَ:. يا أبا ذَرٍّ، مَن ماتَ و في قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن كِبرٍ لم يَجِدْ رائحَةَ الجَنَّةِ إلاّ أن يَتوبَ قبلَ ذلكَ، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، إني لَيُعجِبُني الجَمالُ حتّى وَدِدتُ أنَّ عِلاقَةَ سَوطي و قِبالَ نَعلي حَسَنٌ، فَهل يُرهَبُ على ذلكَ؟ قالَ: كيفَ تَجِدُ قَلبَكَ؟ قالَ: أجِدُهُ عارِفا للحَقِّ مُطمَئنّا إلَيهِ، قالَ: ليسَ ذلكَ بالكِبرِ، و لكنَّ الكِبرَ أن تَترُكَ الحَقَّ و تَتَجاوَزَهُ إلى غيرِهِ، و تَنظُرَ إلَى النّاسِ و لا تَرى أنَّ أحَدا عِرضُهُ كَعِرضِكَ و لا دَمُهُ كَدَمِكَ. ۱

بحار الأنوارـ به نقل از ابوذر ـ: زمانى در آغاز روز در مسجد خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيدم و گفتم: اى رسول خدا! پدر و مادرم به فداى شما! مرا يك سفارشى كنيد كه خداوند مرا بدان نفعى رساند، حضرت فرمود: اى ابوذر! هر كس بميرد و در دلش ذرّه اى تكبّر باشد، بوى بهشت را استشمام نمى كند مگر اين كه پيشتر توبه كند. عرض كرد: اى رسول خدا! من زيبايى را دوست دارم، حتى دوست دارم بند تازيانه ام و دوال كفشم زيبا باشد. آيا از اين حالت، بيمِ كبر و خود پسندى مى رود؟ فرمود: دلت را چگونه مى يابى؟ عرض كرد: آن را شناساى حق و آرام گرفته بدو، مى يابم. فرمود: پس اين حالت، كِبر نيست. بلكه كبر، آن است كه حق را فرو گذارى و به ناحق روى آورى و به مردم با اين ديد نگاه كنى كه هيچ كس آبرويش چون آبروى تو و خونش چون

۱.بحار الأنوار: 77/74، 90/3.
کلیدواژه‌ها تکبرمعنای کبر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۱