نتایج جستجو برای «جنگ موته»: ۱۴ حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُعاويَةَ ـ: كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا احمَرَّ البأسُ وأحجَمَ النّاسُ قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ، فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ والأسِنَّةِ، فقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفرٌ يَومَ مُؤتَةَ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به معاويه ـ: هر گاه جنگ بالا مى گرفت و مردم از ترس واپس مى رفتند، پيامبر خدا، اعضاى خاندانش را پيش مى انداخت و به وسيله آنها، ياران خود را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. از همين رو بود كه عبيدة بن حارث، در جنگ بدر كشته شد و حمزه، در جنگ اُحُد و جعفر، در جنگ موته.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 9.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابٍ لَهُ إلى مُعاوِيَةَ ـ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذَا احمَرَّ البَأسُ ۱ وأحجَمَ النّاسُ، قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأَسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفَرٌ يَومَ مُؤتَةَ ۲، وأرادَ مَن لَو شِئتُ ذَكَرتُ اسمَهُ مِثلَ الَّذي أرادوا مِنَ الشَّهادَةِ، ولكِنَّ آجالَهُم عُجِّلَت، ومَنِيَّتَهُ اُجِّلَت. ۳
امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـ: هر گاه جنگ، شدّت مى گرفت و مردم پا پس مى نهادند، پيامبر خدا افراد خانواده اش را پيش مى افكند (سپر بلا مى ساخت) و به واسطه آنان، يارانش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. چنين بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر، حمزه در جنگ اُحُد، و جعفر در جنگ موته، كشته شدند. و آن كسى هم كه اگر بخواهم، نامش را مى برم، ۴ همانند آن بزرگواران، خواهان شهادت بود؛ امّا اجل هاى آنها پيش افتاد و مرگ او به تأخير افكنده شد.
۱.احمرّ البأس: اشتدّت الحرب (النهاية: ج 1 ص 438 «حمر»).
۲.مؤتة: قرية من قرى البلقاء، في حدود الشام (معجم البلدان: ج 5 ص 220).
۳.نهج البلاغة: الكتاب 9.
۴.. مراد، خودِ امام على عليه السلام است.
الإمام عليّ عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذَا احمَرَّ البَأسُ وأحجَمَ النّاسُ قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ، فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأَسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفَرٌ يَومَ مُؤتَةَ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه جنگ شدّت مى گرفت و مردم (مسلمانان) وا پس مى رفتند، پيامبر خدا، افراد خانواده اش را پيش مى انداخت و به واسطه آنان، يارانش را از سوز شمشيرها و نيزه ها نگه مى داشت. از همين رو، عُبَيدة بن حارث، در جنگ بَدر كشته شد، و حمزه، در جنگ اُحد، و جعفر، ۲ در جنگ موته.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 9.
۲.عبيده و جعفر، پسر عموهاى پيامبر خدا بودند.
الأمالي للطوسي عن محمّد بن شهاب الزُّهْري:لَمّا قَدِمَ جعفرُ بنُ أبي طالبٍ رضى الله عنهمِن بِلادِ الحَبَشَةِ بَعَثَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى مُؤتَةَ، واستَعمَلَ عَلَى الجيشِ مَعهُ زيدَ بنَ حارِثَةَ وعبدَاللّهِ بنَ رَواحَةَ، فَمَضَى الناسُ معهُم حتّى كانُوا بِتُخُومِ البَلقاءِ، فَلَقِيَهُم جُمُوعُ هِرَقلَ مِنَ الرُّومِ والعَرَبِ، فَانحازَ المُسلمونَ إلى قَريَةٍ يقالُ لَها: مُؤتَةُ، فَالتَقَى الناسُ عِندَها، واقتَتَلُوا قِتالاً شَديدا. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از محمّد بن شهاب زُهْرى ـهنگامى كه جعفر بن ابى طالب از سرزمين حبشه برگشت، پيامبر خدا، او را به سوى مُوته گسيل داشت و در كنار او زيد بن حارثه و عبد اللّه بن رواحه را نيز به فرماندهى سپاه گماشت [كه چنانچه جعفر كشته شود، زيد، فرماندهى رابه عهده بگيرد و اگر زيد هم كشته شد، عبد اللّه فرمانده شود]. مسلمانان به راه افتادند تا به سرزمين بَلقا رسيدند و در آن جا با لشكريان رومى و عربِ هِرَقْل، رو به رو شدند. مسلمانان، خود را به آبادى اى به نام موته كشيدند و در آن جا ميان دو سپاه، جنگ درگرفت و مسلمانان به سختى جنگيدند.
۱.الأمالي للطوسي: ص 141 ح 230.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا استُشهِدَ جَعفُر بنُ أَبِي طالِبٍ وَقُطِعَت يَداهُ فِي غَزوَةِ مُؤتَةَ ـ: إِنَّ اللّهَ عز و جلأَبدَلَهُ بِيَدَيهِ جَناحَينِ يَطِيرُ بِهِما فِي الجَنَّةِ حَيثُ شاءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ پس از به شهادت رسيدن جعفر بن ابى طالب و قطع شدن دو دست او در جنگ موته ـ:خداوند عز و جلبه جاى دو دستش، دو بال به او عطا فرمود كه با آنها در بهشت، هر كجا كه بخواهد، پرواز مى كند.
۱.الاستيعاب: ج 1 ص 313 الرقم 331، ذخائر العقبى: ص 360 كلاهما عن الزبير، الأنساب: ج 4 ص 91؛ بحار الأنوار: ج 22 ص 276 ح 25.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُعاوِيَةَ ـ: كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا احمَرَّ البَأسُ وَأحجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ، فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وَقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وَقُتِلَ جَعفرٌ يَومَ مُؤتَةَ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به معاويه ـ: هرگاه جنگ، بالا مى گرفت و مردم از ترس، واپس مى رفتند، پيامبر صلى الله عليه و آله اعضاى خاندانش را پيش مى انداخت و به وسيله آنها، ياران خود را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. از همين رو بود كه عبيدة بن حارث، در جنگ بدر كشته شد و حمزه، در جنگ احد و جعفر، در جنگ موته.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 9.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُعاويَةَ ـ: كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا احمَرَّ البأسُ وأحجَمَ النّاسُ قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ، فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ والأسِنَّةِ، فقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفرٌ يَومَ مُؤتَةَ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به معاويه ـ: هر گاه جنگ بالا مى گرفت و مردم از ترس واپس مى رفتند، پيامبر خدا، اعضاى خاندانش را پيش مى انداخت و به وسيله آنها، ياران خود را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. از همين رو بود كه عبيدة بن حارث، در جنگ بدر كشته شد و حمزه، در جنگ اُحُد و جعفر، در جنگ موته.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 9، بحار الأنوار: ج 33 ص 115.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابٍ لَهُ إلى مُعاوِيَةَ ـ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذَا احمَرَّ البَأسُ ۱ وأحجَمَ النّاسُ، قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأَسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفَرٌ يَومَ مُؤتَةَ ۲، وأرادَ مَن لَو شِئتُ ذَكَرتُ اسمَهُ مِثلَ الَّذي أرادوا مِنَ الشَّهادَةِ، ولكِنَّ آجالَهُم عُجِّلَت، ومَنِيَّتَهُ اُجِّلَت. ۳
امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـ: هر گاه جنگ، شدّت مى گرفت و مردم پا پس مى نهادند، پيامبر خدا افراد خانواده اش را پيش مى افكند (سپر بلا مى ساخت) و به واسطه آنان، يارانش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. چنين بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر، حمزه در جنگ اُحُد، و جعفر در جنگ موته، كشته شدند. و آن كسى هم كه اگر بخواهم، نامش را مى برم، ۴ همانند آن بزرگواران، خواهان شهادت بود؛ امّا اجل هاى آنها پيش افتاد و مرگ او به تأخير افكنده شد.
۱.احمرّ البأس: اشتدّت الحرب (النهاية: ج 1 ص 438 «حمر»).
۲.مؤتة: قرية من قرى البلقاء، في حدود الشام (معجم البلدان: ج 5 ص 220).
۳.نهج البلاغة: الكتاب 9، بحارالأنوار: ج 33 ص 115.
۴.مراد، خودِ امام على عليه السلام است.
الإمام عليّ عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذَا احمَرَّ البَأسُ وأحجَمَ النّاسُ قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ، فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأَسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفَرٌ يَومَ مُؤتَةَ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه جنگ شدّت مى گرفت و مردم (مسلمانان) وا پس مى رفتند، پيامبر خدا، افراد خانواده اش را پيش مى انداخت و به واسطه آنان، يارانش را از سوز شمشيرها و نيزه ها نگه مى داشت. از همين رو، عُبَيدة بن حارث، در جنگ بَدر كشته شد، و حمزه، در جنگ اُحد، و جعفر، ۲ در جنگ موته.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 9، بحارالأنوار: ج 33 ص 115.
۲.عبيده و جعفر، پسر عموهاى پيامبر خدا بودند.
الأمالي للطوسي عن محمّد بن شهاب الزُّهْري:لَمّا قَدِمَ جعفرُ بنُ أبي طالبٍ رضى الله عنهمِن بِلادِ الحَبَشَةِ بَعَثَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى مُؤتَةَ، واستَعمَلَ عَلَى الجيشِ مَعهُ زيدَ بنَ حارِثَةَ وعبدَاللّهِ بنَ رَواحَةَ، فَمَضَى الناسُ معهُم حتّى كانُوا بِتُخُومِ البَلقاءِ، فَلَقِيَهُم جُمُوعُ هِرَقلَ مِنَ الرُّومِ والعَرَبِ، فَانحازَ المُسلمونَ إلى قَريَةٍ يقالُ لَها: مُؤتَةُ، فَالتَقَى الناسُ عِندَها، واقتَتَلُوا قِتالاً شَديدا. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از محمّد بن شهاب زُهْرى ـهنگامى كه جعفر بن ابى طالب از سرزمين حبشه برگشت، پيامبر خدا، او را به سوى مُوته گسيل داشت و در كنار او زيد بن حارثه و عبد اللّه بن رواحه را نيز به فرماندهى سپاه گماشت [كه چنانچه جعفر كشته شود، زيد، فرماندهى رابه عهده بگيرد و اگر زيد هم كشته شد، عبد اللّه فرمانده شود]. مسلمانان به راه افتادند تا به سرزمين بَلقا رسيدند و در آن جا با لشكريان رومى و عربِ هِرَقْل، رو به رو شدند. مسلمانان، خود را به آبادى اى به نام موته كشيدند و در آن جا ميان دو سپاه، جنگ درگرفت و مسلمانان به سختى جنگيدند.
۱.الأمالي للطوسي: ص 141 ح 230، بحارالأنوار: ج 21 ص 50 ح 1.
تهذيب الكمالـ في تَرجَمَةِ أسماءَ بِنتِ عُمَيسٍ ـ: كانَت أوَّلاً تَحتَ جَعفَرِ ابنِ أبي طالِبٍ، وهاجَرَت مَعَهُ إلى أرضِ الحَبَشَةِ، ثُمَّ قُتِلَ عَنها يَومَ مُؤتَةَ، فَتَزَوَّجَها أبو بَكرٍ الصِّدّيقُ، فَماتَ عَنها، ثُمَّ تَزَوَّجَها عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ. ووَلَدَت لِجَعفَرٍ: عَبدَ اللّهِ بنَ جَعفَرٍ، وعَونَ بنَ جَعفَرٍ، ومُحَمَّدَ بنَ جَعفَرٍ. ووَلَدَت لِأَبي بَكرٍ: مُحَمَّدَ بنَ أبي بَكرٍ في حَجَّةِ الوَداعِ. ووَلَدَت لِعَلِيٍّ يَحيَى بنَ عَلِيٍّ. فَهُم إخوَةٌ لِاُمٍّ. ۱
تهذيب الكمالـ در شرح حال اسماء بنت عميس ـ: ابتدا همسر جعفر بن ابى طالب بود و با او به سرزمين حبشه هجرت كرد. وقتى جعفر در جنگ موته شهيد شد، ابو بكر با او ازدواج كرد و چون او مُرد، على بن ابى طالب عليه السلام با وى ازدواج كرد. اسماء براى جعفر، عبد اللّه، عون و محمّد را به دنيا آورد، و براى ابو بكر، محمّد را در حجّة الوداع، و براى على عليه السلام، يحيى را. پس اينان، برادران ناتنى و مادرى هم هستند.
۱.تهذيب الكمال: ج 35 ص 127 الرقم 7784، اُسد الغابة: ج 7 ص 13 الرقم 6713، الاستيعاب: ج 4 ص 348 الرقم 3264 كلاهما نحوه.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أوَّلُ مَن هَشَمَ مِن العَرَبِ جَميعا جَدُّنا هاشِمٌ، و أوَّلُ مَن عَرقَبَ جعفرُ بنُ أبي طالبٍ ذُو الجَناحَينِ يَومَ مُؤتَةَ، و أوَّلُ مَنِ ارتَبَطَ فَرَسا في سَبيلِ اللّهِ تباركَ و تعالى المِقدادُ بنُ الأسوَدِ الكِنْديُّ، و أوَّلُ مَن رَمى سَهما في سَبيلِ اللّهِ تباركَ و تعالى سعدُ بنُ أبي وَقّاصٍ، و أوّلُ شَهيدٍ في الإسلامِ مهجعٌ. ۱
امام على عليه السلام:نخستين عربى كه به مردم خود تريد آبگوشت داد، جدّ ما هاشم است، و نخستين كسى كه اسبش را پى نمود، جعفر بن ابى طالب ذو الجناحين (صاحب دو بال) است كه در جنگ موته اين كار را كرد، و نخستين كسى كه در راه خداوند تبارك و تعالى اسبى را مجهّز و آماده كرد، مقداد بن اسود كِندى است، و نخستين كسى كه در راه خداوند تبارك و تعالى تيرى رها كرد سعد بن ابى وقّاص است، و نخستين شهيد اسلام مهجع است.
۱.الجعفريّات: 240.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُعاويَةَ ـ: كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا احمَرَّ البأسُ و أحجَمَ النّاسُ قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ، فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ و الأسِنَّةِ، فقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، و قُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، و قُتِلَ جَعفرٌ يَومَ مُؤتَةَ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به معاويه ـنوشت: هرگاه جنگ بالا مى گرفت و مردم از ترس وا پس مى رفتند، رسول خدا صلى الله عليه و آله اعضاى خاندانش را پيش مى انداخت و به وسيله آنها، ياران خود را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. از همين رو بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر كشته شد و حمزه در جنگ احد و جعفر در جنگ موته.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 9.
الأمالي للطوسي:لَمّا قَدِمَ جعفرُ بنُ أبي طالبٍ رضى الله عنه مِن بِلادِ الحَبَشَةِ بَعَثَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى مُؤتَةَ، و استَعمَلَ عَلَى الجيشِ مَعهُ زيدَ بنَ حارِثَةَ و عبدَ اللّهِ بنَ رَواحَةَ، فَمَضَى الناسُ معهُم حتّى كانُوا بِتُخُومِ البَلقاءِ، فَلَقِيَهُم جُمُوعُ هِرَقلَ مِنَ الرُّومِ و العَرَبِ، فَانحازَ المُسلمونَ إلى قَريَةٍ يقالُ لَها: مُؤتَةُ، فَالتَقَى الناسُ عِندَها، و اقتَتَلُوا قِتالاً شَديدا. ۱
الأمالى للطوسى:هنگامى كه جعفر بن ابى طالب از سرزمين حبشه برگشت، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را به سوى موته گسيل داشت و در كنار او زيد بن حارثه و عبد اللّه بن رواحه را نيز به فرماندهى سپاه گماشت [كه چنانچه جعفر كشته شود، زيد فرماندهى را به عهده بگيرد و اگر زيد هم كشته شد، عبد اللّه فرمانده شود]. مسلمانان به راه افتادند تا به سرزمين بلقاء رسيدند و در آن جا با لشكريان رومى و عرب هرقل رو به رو شدند. مسلمانان خود را به قريه اى به نام «مؤته» كشيدند و در آن جا ميان دو سپاه جنگ درگرفت و مسلمانان به سختى جنگيدند.
۱.الأمالي للطوسي: 141/230.