نتایج جستجو برای «جانشینی»: ۴۶ حدیث
الأمالي للصدوق عن الرّيّان بن الصّلت:حَضَرَ الرِّضا عليه السلام مَجلِسَ المَأمونِ بِمَروَ، وقَدِ اجتَمَعَ في مَجلِسِهِ جَماعَةٌ مِن أهلِ العِراقِ وخُراسانَ ـ إلى أن قال: ـ فَقالَ المَأمونُ: مَنِ العِترَةُ الطّاهِرَةُ؟ فَقالَ الرِّضا عليه السلام: الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّهُ في كِتابِهِ فَقالَ جَلَّ وعَزَّ: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» ، وهُمُ الَّذينَ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ كِتابَ اللّهِ وعِترَتي أهلَ بَيتي، وإنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ، وانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما. ۱
الأمالى، صدوقـ به نقل از ريّان بن صلت ـ: امام رضا عليه السلام در مجلس مأمون در مرو، حاضر شد. گروهى از عراقيان و خراسانيان در مجلس او گِرد آمده بودند. مأمون پرسيد: عترت پاك، چه كسانى هستند؟ امام رضا عليه السلام فرمود: «كسانى كه خداوند در كتابش با: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، توصيفشان كرده است و همان كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حقّشان فرمود: من در ميان شما دو چيز گران بها به يادگار مى گذارم: كتاب خدا و عترتم كه همان اهل بيت من اند. اين دو، هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا كنار حوض [كوثر] بر من وارد شوند. بنگريد كه چگونه در اين دو، جانشينى من مى كنيد.».
۱.الأمالي للصدوق: ص 422 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ أوَّلَ وَصِيٍّ كانَ عَلى وَجهِ الأَرضِ هِبَةُ اللّهِ بنُ آدَمَ، وما مِن نَبِيٍّ مَضى إلّا ولَهُ وَصِيٌّ، وكانَ جَميعُ الأَنبِياءِ مِائَةَ ألفِ نَبِيٍّ وعِشرينَ ألفَ نَبِيٍّ، مِنهُم خَمسَةٌ اُولُو العَزمِ: نوحٌ، وإبراهيمُ، وموسى، وعيسى، ومُحَمَّدٌ عليهم السلام. وإنَّ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ كانَ هِبةَ اللّهِ لِمُحَمَّدٍ، ووَرِثَ عِلمَ الأَوصِياءِ وعِلمَ مَن كانَ قَبلَهُ، أما إنَّ مُحَمَّدًا وَرِثَ عِلمَ مَن كانَ قَبلَهُ مِنَ الأَنبِياءِ والمُرسَلينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين جانشينى كه بر زمين بود، هِبَةُ اللّه، پسرِ آدم بود و پيامبرى رحلت نكرده است، مگر آن كه جانشينى داشته است و شمارِ همه پيامبران، يكصد و بيست هزار پيامبر بوده است كه پنج تن از ايشان (يعنى: نوح، ابراهيم، موسى، عيسى و محمّد) اولو العزم اند. و همانا على بن ابى طالب، هديه خداوند به محمّد است كه دانش جانشينان و دانش كسانى را كه پيش از او بوده اند، به ارث برده است؛ ولى محمّد، دانش پيامبران و فرستادگان پيشين را به ارث برده است.
۱.الكافي: ج 1 ص 224 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي المَهدِيِّ عليه السلام ـ: فيَملَؤُها عَدلاً وقِسطا كَما مُلِئَت جَورا وظُلما، فَلا تَمنَعُ السَّماءُ شَيئا مِن قَطرِها، ولَا الأَرضُ شَيئا مِن نَباتِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره مهدى عليه السلام ـ: او زمين را آكنده از عدل و داد خواهد كرد، همان گونه كه از تجاوزگرى و ستم، آكنده شده است. [در دوران او]آسمان هرگز از بارش بارانش و زمين از روياندن گياهانش، خوددارى نخواهند كرد.
۱.تاريخ دمشق: ج 49 ص 296.
عنه صلى الله عليه و آله:بَشِّر هذِهِ الاُمَّةَ بِالسَّناءِ وَالرِّفعَةِ، وَالدّينِ وَالنَّصرِ، وَالتَّمكينِ فِي الأَرضِ،. فَمَن عَمِلَ مِنهُم عَمَلَ الآخِرَةِ لِلدُّنيا، لَم يَكُن لَهُ فِي الآخِرَةِ نَصيبٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين امّت را به ارجمندى و سربلندى و ديندارى و پيروزى و قدرت يافتن در روى زمين، مژده باد!. پس، هر كس از ايشان كه كار آخرت را براى دنيا انجام دهد، او را در آخرت، نصيبى نخواهد بود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 44 ح 21278.
عنه صلى الله عليه و آله:دُحِيَتِ الأَرضُ مِن مَكَّةَ، وكانَت المَلائِكَةُ تَطوفُ بِالبَيتِ، فَهِيَ أوَّلُ مَن طافَ بِهِ، وهِيَ الأَرضُ الَّتي قالَ اللّهُ: «إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[خشكىِ] زمين، از مكّه گسترش يافت. فرشتگان، خانه كعبه را طواف مى كردند و نخستين كسانى بودند كه آن را طواف كردند. اين، همان زمينى است كه خداوند فرموده است: «من در زمين، جانشينى قرار خواهم داد» .
۱.البقرة: 30.
۲.تفسير الطبري: ج 1 الجزء 1 ص 199.
عنه عليه السلام:فَلَمَّا استَكمَلَ خَلقَ ما فِي السَّماواتِ، وَالأَرضُ يَومَئِذٍ خالِيَةٌ لَيسَ فيها أحَدٌ قالَ لِلمَلائِكَةِ: «إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» ۱. فَبَعَثَ اللّهُ جَبرَئيلَ عليه السلام فَأَخَذَ مِن أديمِ الأَرضِ قَبضَةً فَعَجَنَهُ بِالماءِ العَذبِ وَالمالِحِ، ورَكَّبَ فيهِ الطَّبائِعَ قَبلَ أن يَنفُخَ فيهِ الرّوحَ، فَخَلَقَهُ مِن أديمِ الأَرضِ، فَلِذلِكَ سُمِّيَ آدَمَ لِأَنَّهُ لَمّا عُجِنَ بِالماءِ استَأدَمَ. ۲
امام على عليه السلامـ چون آفرينش آنچه در آسمان هاست، به پايان رسيد ـو در آن هنگام، زمين خالى [از سكنه] بود و هيچ كس در آن نبود ـ، به فرشتگان فرمود: «من در زمين، جانشينى خواهم آفريد. فرشتگان گفتند: آيا در آن، كسى را مى آفرينى كه در آن، تباهى مى كند و خون مى ريزد، در حالى كه ما تو را تسبيح و ستايش مى گوييم و تقديست مى كنيم؟ خدا فرمود: من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد» . پس، خداوند جبرئيل عليه السلام را فرستاد و او از اديم (لايه رويين) زمين، مُشتى خاك برگرفت و آن را با آب شيرين و شور، خمير كرد، و پيش از آن كه در او جان بدمد، طبايع را در آن، تركيب كرد. بنا بر اين، آدم را از خاك اديم زمين آفريد، از اين رو، آدم نام گرفت؛ زيرا كه چون با آب خمير شد به رنگ اديم [خاك]در آمد.
۱.البقرة: 30.
۲.تفسير فرات: ص 186 ح 235 عن الإمام الحسن عليه السلام، بحارالأنوار: ج 57 ص 93 ح 79.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَمّا قالَ لِلمَلائِكَةِ: «إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً» ضَجَّتِ المَلائِكَةُ مِن ذلِكَ وقالوا: يا رَبِّ إن كُنتَ لابُدَّ جاعِلاً فِي الأَرضِ خَليفَةً فَاجعَلهُ مِنّا، مِمَّن يَعمَلُ في خَلقِكَ بِطاعَتِكَ. فَرَدَّ عَلَيهِم: «إِنِّى أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» . ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عز و جل چون به فرشتگان فرمود: «من در زمين، جانشينى قرار خواهم داد» ، فرشتگان از شنيدن اين سخن، فرياد كشيدند و گفتند: پروردگارا! اگر تصميم قطعى دارى كه در زمين جانشين قرار دهى، او را از ميان ما قرار ده؛ از كسانى كه در آفرينش تو به فرمان تو عمل مى كنند. خداوند در پاسخشان فرمود: «من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد» .
۱.علل الشرائع: ص 402 ح 2 عن يحيى بن أبي العلا الرازي، بحارالأنوار: ج 11 ص 108 ح 17.
کلیدواژه‌ها جانشینیجانشین خدا
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ: اِبنَ آدَمَ، أنَا الحَيُّ لا أموتُ، فَأَطِعني أجعَلكَ حَيّا لا تَموتُ، وأنَا عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خداوند عز و جل مى فرمايد:«اى فرزند آدم! من زنده اى هستم كه هرگز نمى ميرم. پس، از من فرمان ببر تا تو را نيز زنده اى گردانم كه هرگز نميرى، و من بر هر چيزى توانايم».
۱.تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 95.
کلیدواژه‌ها جانشینیجانشین خدا
عدّة الداعي:وَرَدَ فِي الحَديثِ القُدسِيِّ: يَابنَ آدمَ، أنَا غَنِيٌّ لا أفتَقِرُ، أطِعني فيما أمَرتُكَ أجعَلكَ غَنِيّا لا تَفتَقِرُ. يَابنَ آدَمَ، أنَا حَيٌّ لا أمُوتُ، أطِعني فيما أمَرتُكَ أجعَلكَ حَيّا لا تَموتُ. يَابنَ آدمَ، أنَا أقولُ لِلشَّيءِ: كُن فَيَكونُ، أطِعني فيما أمَرتُكَ أجعَلكَ تَقولُ لِلشَّيءِ: كُن فَيَكونُ. ۱
عدّة الداعى:در حديث قدسى آمده است: «اى فرزند آدم! من توانگرى هستم كه هرگز نيازمند نمى شوم. پس در آنچه به تو فرمان داده ام، از من اطاعت كن تا تو را نيز توانگرى اى قرار دهم كه هرگز نيازمند نشوى. اى فرزند آدم! من زنده اى هستم كه هرگز نمى ميرم. پس در آنچه به تو فرمان داده ام، از من اطاعت كن تا تو را نيز زنده اى قرار دهم كه هرگز نميرى. اى فرزند آدم! من به هر چه گويم: هست شو، هست مى شود. پس در آنچه به تو فرمان داده ام، از من اطاعت كن تا تو را نيز چنان گردانم كه به هر چه گويى: هست شو!، هست شود.
۱.عدّة الداعي: ص 291، إرشاد القلوب: ص 75 وليس فيه «يَابنَ آدمَ، أنَا غَنِيٌّ لا أفتَقِرُ، أطِعني فيما أمَرتُكَ أجعَلكَ غَنِيّا لا تَفتَقِرُ»، بحار الأنوار: ج 93 ص 376 ح 16.
کلیدواژه‌ها جانشینیجانشین خدا
مشارق أنوار اليقين:وَرَدَ فِي الحَديثِ القُدسِيِّ عَنِ الرَّبِّ العَلِيِّ أنَّهُ يَقولُ: عَبدي أطِعني أجعَلكَ مِثلي، أنَا حَيٌّ لا أموتُ، أجعَلُكَ حَيّا لا تَموتُ، أنَا غَنِيٌّ لا أفتَقِرُ أجعَلُكَ غَنِيّا لا تَفتَقِرُ، أنَا مَهما أشَأ يَكُن، أجعَلُكَ مَهما تَشَأ يَكُن. ۱
مشارق أنوار اليقينـ در حديث قدسى از پروردگار بلندمرتبه آمده است كه مى فرمايد:«بنده من! از من فرمان ببر تا تو را همانند خويش گردانم. من زنده ناميرايم. تو را نيز زنده ناميرا مى گردانم. من توانگرى هستم كه هرگز نيازمند نمى شوم. تو را نيز توانگرى مى گردانم كه هرگز نيازمند نشوى. من هر چه بخواهم، همان مى شود. تو را نيز چنان قرار مى دهم كه آنچه بخواهى، همان شود».
۱.مشارق أنوار اليقين: ص 69.
کلیدواژه‌ها جانشینیجانشین خدا
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: العُبودِيَّةُ جَوهَرَةٌ كُنهُهَا الرُّبوبِيَّةُ، فَما فُقِدَ فِي العُبودِيَّةِ وُجِدَ فِي الرُّبوبِيَّةِ، وما خَفِيَ عَنِ الرُّبوبِيَّةِ اُصيبَ فِي العُبودِيَّةِ. ۱
مصباح الشريعةـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ـ: عبوديّت، گوهرى است كه باطن آن، ربوبيّت است. پس آنچه در عبوديّت نيست، در ربوبيّت يافت مى شود، و آنچه در ربوبيّت پوشيده است، در عبوديّت به دست مى آيد.
۱.مصباح الشريعة: ص 536.
کلیدواژه‌ها جانشینیجانشین خدا
الرَّيّانُ بنُ الصَّلتِ:حَضَرَ الرِّضا عليه السلاممَجلِسَ المَأمونِ بِمَروَ، وقَدِ اجتَمَعَ في مَجلِسِهِ جَماعَةٌ مِن أهلِ العِراقِ وخُراسانَ ـ إلى أن قال: ـ فَقالَ المَأمونُ: مَنِ العِترَةُ الطّاهِرَةُ؟ فَقالَ الرِّضا عليه السلام: الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّهُ في كِتابِهِ فَقالَ جَلَّ وعَزَّ: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» ، وهُمُ الَّذينَ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ كِتابَ اللّهِ وعِترَتي أهلَ بَيتي، وإنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ، وانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما. أيُّهَا النّاسُ، لا تُعَلِّموهُم فَإِنَّهُم أعلَمُ مِنكُم. قالَتِ العُلَماءُ: أخبِرنا يا أبَا الحَسَنِ

ريّان بن صلت:امام رضا عليه السلام در مجلس مأمون در مرو حاضر شد. گروهى از عراقيان وخراسانيان در مجلس او گردآمده بودند. مأمون پرسيد: عترت طاهره چه كسانى هستند؟ امام رضا عليه السلام فرمود: كسانى كه خداوند در كتابش با اين سخن توصيفشان كرده است: «اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البيتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تطهيراً» و همان كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حقّشان فرمود: من در ميان شما دو ثقل به يادگار مى نهم: كتاب خدا و عترتم كه همان اهل بيت منند، اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد آيند، بنگريد چگونه در اين دو، جانشينى من مى كنيد، به آنها نياموزيد كه آنها از شما داناترند. علما (ى حاضر در مجلس) گفتند: اى اباالحسن! پيرامون عترت با ما سخن بگو،

۱.أمالي الصدوق: 422 / 1، عيون أخبار الرضا عليه السلام: 1 / 229 / 1.
اِبنُ عَبّاسٍ:قَدِمَ يَهودِيٌّ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُقالُ لَهُ نَعثَلٌ، فَقال لَهُ: يا مُحَمَّدُ، إنّي أسأَلُكَ عَن أشياءَ تَلَجلَجُ في صَدري ـ إلى أن قال: ـ أخبِرني عَن وَصِيِّكَ مَن هُوَ؟ فَما مِن نَبِيٍّ إلاّ ولَهُ وَصِيٌّ، وإنَّ نَبِيَّنا موسَى بنَ عِمرانَ أوصى إلى يوشَعَ بنِ نونٍ، فَقالَ: نَعَم، إنَّ وَصِيّي والخَليفَةَ مِن بَعدي عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام، وبَعدَهُ سِبطايَ الحَسَنُ ثُمَّ الحُسَينُ، يَتلوهُ تِسعَةٌ مِن صُلبِ الحُسَينِ، أئِمَّةٌ أبرارٌ. قالَ: يا مُحَمَّدُ، فَسَمِّهِم لي، قالَ: نَعَم، إذا مَضَى الحُسَينُ فَابنُهُ عَلِيٌّ، فَإِذا مَضى عَلِيٌّ فَابنُهُ مُحَمَّدٌ، فَإِذا مَضى مُحَمَّدٌ فَابنُهُ جَعفَرٌ، فَإِذا مَضى جَعفَرٌ فَابنُهُ موسى، فَإِذا

ابن عبّاس:يك يهودى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد كه نعثل خوانده مى شد. او به پيامبر گفت: اى محمّد! مى خواهم پيرامون امورى از تو پرسش كنم كه در سينه من خلجان دارد ـ تا آن كه گفت ـ مرا از جانشينت آگاه كن كه او كيست؟ زيرا پيامبرى نيست مگر آن كه جانشينى دارد و پيامبر ما موسى بن عمران يوشع بن نون را جانشين خود قرار داد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آرى، جانشين و خليفه پس از من على بن ابى طالب عليه السلام است و پس از او دو نوه من حسن و سپس حسين و نُه تن از پشت حسين خواهند بود كه امامانى نيك اند. او گفت: اى محمّد! آنها را براى من نام ببر. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آرى، آن گاه كه حسين راه خود را سپرد پس از او على خواهد آمد و هر گاه على رفت پس از او محمّد خواهد آمد و هر گاه

۱.فرائد السمطين: 2 / 133 / 431.
الإمام الصادق عليه السلام:لَيسَ مِن عالِمٍ يَموتُ ويَترُكُ خَلَفًا إلاّ نَحنُ، كُلَّما ذَهَبَ مِنّا عالِمٌ طَلَعَ مَكانَهُ عالِمٌ، نَحنُ النُّجومُ فِي السَّماءِ ۱.
امام صادق عليه السلام:عالمى نيست كه بميرد و جانشينى از خود گذارد مگر ما، پس هر گاه عالمى از ما برود ديگرى در جايگاه او ظهور مى كند. ما ستارگان هستيم در آسمان.
۱.جامع الأحاديث للقمّيّ: 249 عن حصين بن مخارق.
الإمام عليّ عليه السلامـ في صِفَةِ الإِمامِ المَهدِيِّ عليه السلامـ: قَد لَبِسَ لِلحِكمَةِ جُنَّتَها ۱، وأخَذَها بِجَميعِ أدَبِها، مِنَ الإِقبالِ عَلَيها والمَعرِفَةِ بِها والتَّفَرُّغِ لَها، فَهِيَ عِندَ نَفسِهِ ضالَّتُهُ الَّتي يَطلُبُها، وحاجَتُهُ الَّتي يَسأَلُ عَنها. فَهُوَ مُغتَرِبٌ إذَا اغتَرَبَ الإِسلامُ، وضَرَبَ بِعَسيبِ ۲ ذَنَبِهِ، وألصَقَ الأَرضَ بِجِرانِهِ ۳. بَقِيَّةٌ مِن بَقايا حُجَّتِهِ، خَليفَةٌ مِن خَلائِف أنبِيائِهِ ۴.
امام على عليه السلامـ در توصيف امام مهدى عليه السلامـ: زره حكمت را پوشيده و آدابش را كه عبارت است از توجّه و شناختن و خود را فارغ ساختن (از علاقه به دنيا) فرا گرفته، پس حكمت نزد آن حضرت گمشده اى است كه آن را جسته و نيازى است كه آن راطلبيده، پس آن بزرگوار غريب است هر گاه اسلام غريب گردد و (مانند شتر خسته) دم بر زمين نهد و گردن بچسباند و برنخيزد، او جانشينى از جانشينهاى پيغمبران خدا مى باشد.
۱.جُنّة الحكمة: مايحفظها على صاحبها من الزهد والورع، فالجُنّة هيالسترة أو الدرع. (لسان العرب: 13/94).
۲.العسيب: عظم الذَّنَب. (لسان العرب: 1 / 599).
۳.جِران البعير: مقدّم عنقه من مذبحه إلى منحره. (القاموس المحيط: 4 / 209).
۴.نهج البلاغة: الخطبة 182.
الإمام الباقر عليه السلام:قالَ رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ أوَّلَ وَصِيٍّ كانَ عَلى وَجهِ الأَرضِ هِبَةُ اللّهِ بنُ آدَمَ، وما مِن نَبِيٍّ مَضى إلاّ ولَهُ وَصِيٌّ، وكانَ جَميعُ الأَنبِياءِ مِائَةَ ألفِ نَبِيٍّ وعِشرينَ ألفَ نَبِيٍّ، مِنهُم خَمسَةٌ اُولُو العَزمِ: نوحٌ، وإبراهيمُ، وموسى، وعيسى، ومُحَمَّدٌ عليهم السلام. وإنَّ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ كانَ هِبةَ اللّهِ لِمُحَمَّدٍ، ووَرِثَ عِلمَ الأَوصِياءِ وعِلمَ مَن كانَ قَبلَهُ، أما إنَّ مُحَمَّدًا وَرِثَ عِلمَ مَن كانَ قَبلَهُ مِنَ الأَنبِياءِ والمُرسَلينَ ۱.
امام باقر عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: نخستين جانشينى كه بر زمين بود هبه اللّه پسر آدم بود و پيامبرى رحلت نكرده است مگر آن كه جانشينى داشته و شمار همه پيامبران صد و بيست هزار پيامبر بوده است كه پنج تن از ايشان يعنى نوح، ابراهيم، موسى، عيسى ومحمّد عليهم السلاماولوالعزم بوده اند و على بن ابى طالب هديه خداوند به محمّد است و دانش كسانى را كه پيش از او بوده اند به ارث برده است، ولى محمّد دانش پيامبران و رسولان پيشين را به ارث برده است.
۱.الكافي: 1 / 224 / 2 عن عبد الرحمن بن كثير عن الإمام الباقر عليه السلام، بصائر الدرجات: 121 / 1 عن عبدالرحمن بن بكير الهجريّ عن الإمام الباقر عليه السلام، أعلام الدين: 464 عن عبد اللّه بن بكير عن الإمام الباقر عليه السلام، وفيهما «مائة ألف نبيّ وأربعة وعشرين».
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ العِلمَ الَّذي نَزَلَ مَعَ آدَمَ عليه السلاملَم يُرفَع والعِلمُ يُتَوارثُ، وكانَ عَلِيٌّ عليه السلامعالِمُ هذِهِ الاُمَّةِ، وإنَّهُ لَم يَهلِك مِنّا عالِمٌ قَطُّ إلاّ خَلَفَهُ مِن أهلِهِ مَن عَلِمَ مِثلَ عِلمِهِ، أو ما شاءَ اللّهُ ۱.
امام باقر عليه السلام:علمى كه با آدم فرود آمد ديگر بالا نرفت، وعلم به ارث برده مى شود و على عليه السلام، عالم اين امّت است و هرگز در ميان ما عالمى رحلت نكرده مگر آن كه از خاندان خود كسى را به جانشينى نهد كه علمى همچون او يا آن چه را خدا بخواهد بداند.
۱.الكافي: 1 / 222 / 2 عن زرارة والفضيل، كمال الدين: 223 / 14 عن الفضيل بن يسار عن الإمام الصادق والإمام الباقر عليهماالسلام نحوه وفيه «والعلم يتوارث وكلّ شيء من العلم وآثار الرسل والأنبياء لم يكن من أهل هذا البيت فهو باطل وأنّ عليًّا عليه السلامعالم.».
الإمام الصادق عليه السلام:اللّهُمَّ يامَن أعطانا عِلمَ ما مَضى وما بَقِيَ، وجَعَلَنا وَرَثَةَ الأَنبِياءِ، وخَتَمَ بِنَا الاُمَمَ السّالِفَةَ، وخَصَّنا بِالوَصِيَّةِ ۱.
امام صادق عليه السلام:بار خدايا! اى كسى كه آگاهى از گذشته و آينده را به ما بخشيده است و ما را وارثان پيامبران قرار داده است و امّتهاى گذشته را با ما به پايان برده است و ما را به جانشينى اختصاص داده است.
۱.بصائر الدرجات: 129 / 3 عن معاوية بن وهب.
أحمَدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ إبراهيمَ الثَّعلَبِيُّ المُفَسِّرُ:رَأَيتُ في بَعضِ الكُتُبِ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أرادَ الهِجرَةَ خَلَّفَ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ بِمَكَّةَ لِقَضاءِ دُيونِهِ ورَدِّ الوَدائِعِ الَّتي كانَت عِندَهُ، وأمَرَهُ لَيلَةَ خَرَجَ إلَى الغارِ ـ وقَد أحاطَ المُشرِكونَ بِالدّارِ ـ أن يَنامَ عَلى فِراشِهِ، وقالَ لَهُ: اِتَّشِح بِبُردِيَ الحَضرَمِيِّ الأَخضَرِ، فَإِنَّهُ لا يَخلُصُ إلَيكَ مِنهُم مَكروهٌ إن شاءَاللّهُ تَعالى فَفَعَلَ ذلِكَ، فَأَوحَى اللّهُ إلى جَبرَئيلَ وميكائيلَ عليهماالسلامأنّي آخَيتُ بَينَكُما، وجَعَلتُ عُمُرَ أحَدِكُما أطوَلَ مِن عُمُرِ الآخَرِ، فَأَيُّكُما يُؤثِرُ صاحِبَهُ بِالحَياةِ؟ فَاختارا كِلاهُمَا الحَياةَ، فَأَوحَى اللّهُ

احمد بن محمّد بن ابراهيم ثعلبى مفسّر:در كتابى ديده ام كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله آهنگ هجرت كرد، على بن ابى طالب را در مكّه به جانشينى خود نهاد تا قرضهاى حضرت صلى الله عليه و آله را ادا كند و امانتهايى را كه نزد او بود، به صاحبانشان باز گرداند. پيامبر صلى الله عليه و آله شبى كه به غار رفت ـ در حالى كه خانه را محاصره كرده بودند ـ به على دستور داد در بستر او بيارمد و به او فرمود: بُرد حضرمى سبز مرا بر دوش افكن كه به خواست خداوند متعال، آسيبى از ايشان به تو نرسد. على نيز چنين كرد. خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحى كرد كه من، ميان شما دو نفر، برادرى برقرار كردم و عمر يكى از شما را بيش از ديگرى قرار دادم، كدام يك از شما زندگى را بر مى گزيند؟ هر دو زندگى را برگزيدند. خداوند به آن دو وحى كرد

۱.البقرة: 207.
۲.اُسد الغابة: 4 / 98، العمدة: 239 / 367، تذكرة الخواصّ: 35 نقلاً عن تفسير الثعلبيّ عن ابن عبّاس، وراجع شواهد التنزيل: 1 / 123 ـ 132، إرشاد القلوب: 224، ينابيع المودّة: 1 / 274 / 3، الصراط المستقيم: 1 / 174، تنبيه الخواطر: 1 / 173.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ مُحَمَّدَ بنَ المُنكَدِرِ كانَ يَقولُ: ما كُنتُ أرى أنَّ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليهماالسلاميَدَعُ خَلَفًا أفضَلَ مِنهُ حَتّى رَأَيتُ ابنَهُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ عليهماالسلام، فَأَرَدتُ أن أعِظَهُ فَوَعَظَني، فَقالَ لَهُ أصحابُهُ: بِأَيِّ شَيءٍ وَعَظَكَ؟ قالَ: خَرَجتُ إلى بَعضِ نَواحِي المَدينَةِ في ساعَةٍ حارَّةٍ، فَلَقِيَني أبو جَعفَرٍ مُحَمَّدُ ابنُ عَلِيٍّ ـ وكانَ رَجُلاً بادِنًا ثَقيلاً ـ وهُوَ مُتَّكِئٌ عَلى غُلامَينِ أسوَدَينِ أو مَولَيَينِ، فَقُلتُ في نَفسي: سُبحانَ اللّهِ! شَيخٌ مِن أشياخِ قُرَيشٍ في هذِهِ السّاعَةِ عَلى هذِهِ الحالِ في طَلَبِ الدُّنيا! أما لَأَعِظَنَّهُ، فَدَنَوتُ مِنهُ فَسَلَّمتُ عَلَيهِ، فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلامَ بِنَهرٍ ۱ وهُوَ

امام صادق عليه السلام:محمّدبن منكدر مى گفت: من گمان نمى كردم على بن الحسين عليه السلامجانشينى برتر از خود بنهد تا آن كه پسرش محمّد بن على عليه السلامرا ديدم و خواستم بدو پند دهم، ولى او مرا پند داد. دوستانش به منكدر گفتند: امام عليه السلامبه چه چيزى تو را پند داد؟ گفت: در ساعات گرم روز به يكى از مناطق مدينه رفتم، ابو جعفر محمّد بن على ـ كه مردى جسيم و سنگين بود ـ مرا ديد، او به دو غلام سياه يا دو برده، تكيه كرده بود. با خود گفتم: سبحان اللّه، بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت، در طلب دنياست! خوب است او را اندرز دهم. به او نزديك شدم و سلام كردم. او در حالى كه عرق مى ريخت به تندى، جواب سلام مرا داد. گفتم: خدا حالت را نيكو گردانَد، بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت در طلب دنياست! هيچ مى دانى اگر

۱.النَّهْر: الزَّجْر، يقال: نَهَره وانْتَهَره. (المصباح المنير: 628).
۲.الكافي: 5 / 73 / 1، التهذيب: 6 / 325 / 894، الإرشاد: 2 / 161 كلّها عن عبدالرحمن بن الحجّاج.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۶