آگاهى از آن چه بوده و خواهد بود
8 حدیث
امام على عليه السلام:اگر يك آيه در كتاب خدا نبود، من درباره آن چه بوده و هست و تا روز رستاخيز خواهد بود آگاهتان مى كردم و آن آيه شريفه، اين است: «هر چه را بخواهد محو يا اثبات مى كند و اصل كتاب نزد اوست».
الإمام الصادق عليه السلام:اللّهُمَّ يامَن أعطانا عِلمَ ما مَضى وما بَقِيَ، وجَعَلَنا وَرَثَةَ الأَنبِياءِ، وخَتَمَ بِنَا الاُمَمَ السّالِفَةَ، وخَصَّنا بِالوَصِيَّةِ ۱.
امام صادق عليه السلام:بار خدايا! اى كسى كه آگاهى از گذشته و آينده را به ما بخشيده است و ما را وارثان پيامبران قرار داده است و امّتهاى گذشته را با ما به پايان برده است و ما را به جانشينى اختصاص داده است.
۱.بصائر الدرجات: 129 / 3 عن معاوية بن وهب.
مُعاوِيَةُ بنُ وَهَبٍ:اِستَأذَنتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَقيلَ لي: اُدخُل، فَدَخلتُ فَوَجَدتُهُ في مُصَلاّهُ في بَيتِهِ، فَجَلَستُ حَتّى قَضى صَلاتَهُ، فَسَمِعتُهُ وهُوَ يُناجي رَبَّهُ ويَقولُ: يا مَن خَصَّنا بِالكَرامَةِ، وخَصَّنا بِالوَصِيَّةِ، ووَعَدَنَا الشَّفاعَةَ، وأعطانا عِلمَ ما مَضى وما بَقِيَ، وجَعَلَ أفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوي إلَينا، اِغفِر لي ولاِءِخواني ولِزُوّارِ قَبرِ أبي (عَبدِ اللّهِ) الحُسَينِ عليه السلام ۱.
معاوية بن وهب:براى رسيدن به خدمت امام صادق عليه السلاماجازه ورودخواستم. به من گفته شد وارد شوم. من وارد شدم و امام را در مصلاّى خانه اش ديدم. نشستم تا حضرت عليه السلام نمازش را به جاى آورد. شنيدم كه ايشان در مناجات با خداى خود عرض كرد: اى كسى كه ما را به كرامت و وصايت اختصاص داده و به شفاعت وعده مان كرده و آگاهى از گذشته و آينده را به ما بخشيده و دلهايى از مردم را چنان قرار داده است كه به سوى ما جذب شوند، من و برادرانم و زائران حرم ابا (عبداللّه) الحسين عليه السلامرا بيامرز.
۱.الكافي: 4 / 582 / 11، كامل الزيارات: 116.
سَيفٌ التَّمّارُ:كُنّا مَعَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلامجَماعَةً مِنَ الشّيعَةِ في الحِجرِ.، فَقالَ: ورَبِّ الكَعبَةِ، ورَبِّ البَنِيَّةِ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ لَو كُنتُ بَينَ موسى والخِضرِ لَأَخبَرتُهُما أنّي أعلَمُ مِنهُما، ولَأَنبَأتُهُما بِما لَيسَ في أيديهِما، لِأَنَّ موسى والخِضرَ عليهماالسلام اُعطِيا عِلمَ ما كانَ ولَم يُعطَيا عِلمَ ما يَكونُ وما هُوَ كائِنٌ حَتّى تَقومَ السّاعَةُ، وقَد وَرِثناهُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وِراثَةً ۱.
سيف تمّار:در حِجر با گروهى از شيعيان، همراه امام صادق عليه السلامبوديم. امام عليه السلامفرمود: به خداى كعبه و خانه خدا سوگند ـ سه بار ـ اگر ميان موسى و خضر بودم، به آن دو مى گفتم كه از ايشان داناترم و آنها را از امورى مى آگاهاندم كه آنها بدان دسترسى نداشتند، چه، به موسى و خضر آگاهى از گذشته داده شده بود و آگاهى از وضع موجود و آينده تا روز رستاخيز نيافته بودند، در حالى كه ما آن را به كمال از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ارث برده ايم.
۱.الكافي: 1/260/1، بصائرالدرجات: 129/1، وذكره أيضًا في: 230/4. دلائل الإمامة: 280/ 218.
الحارِثُ بنُ المُغيرَةِ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام:إنّي لَأَعلَمُ ما فِي السَّماواتِ وما
فِي الأَرضِ، وأعلَمُ ما فِي الجَنَّةِ، وأعلَمُ ما فِي النّارِ، وأعلَمُ ما كانَ وما يَكونُ. ثُمَّ مَكَثَ هُنَيئَةً فَرَأى أنَّ ذلِكَ كَبُرَ عَلى مَن سَمِعَهُ مِنهُ، فَقالَ: عَلِمتُ ذلِكَ مِن كِتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقولُ: فيهِ تِبيانُ كُلِّ شَيءٍ ۱۲.
حارث بن مغيره به نقل از امام صادق عليه السلام مى گويد كه امام فرمود:بدون ترديد من به آن چه در آسمانها و زمين و بهشت و دوزخ است و آن چه تحقّق يافته وتحقّق خواهد يافت آگاهى دارم. امام سپس لحظه اى درنگ كرد و چون ديد اين سخن بر شنوندگان گران آمد فرمود: اين را من از كتاب خداوند عزّوجل يافته ام، چه، خداوند مى فرمايد: «در آن بيان هر چيزى هست».
الإمام الصادق عليه السلام:قَد وَلَدَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأنَا أعلَمُ كِتابَ اللّهِ وفيهِ بَدءُ الخَلقِ، وما هُوَ كائِنٌ إلى يَومِ القِيامَةِ، وفيهِ خَبَرُ السَّماءِ وخَبَرُ الأَرضِ، وخَبَرُ الجَنَّةِ وخَبَرُ النّارِ، وخَبَرُ ما كانَ (وخَبَرُ) ما هُوَ كائِنٌ، أعلَمُ ذلِكَ كَما أنظُرُ إلى كَفّي، إنَّ اللّهَ يَقولُ: فيهِ تِبيانُ كُلِّ شَيءٍ ۱.
امام صادق عليه السلام:من فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هستم. من از كتاب خدا آگاهى دارم؛ كتابى كه آغاز آفرينش و آن چه تا روز رستاخيز وجود مى يابد و خبر از آسمانها وزمين وبهشت ودوزخ وخبر از گذشته و حال در آن نهفته است. اينها را مانند كف دستم مى شناسم. خداوند مى فرمايد: «تِبْيانُ كُلِّ شى ءٍ» .
۱.الكافي: 1 / 61 / 8، بصائر الدرجات: 197 / 2، ينابيع المودّة: 1 / 80 / 20 كلّها عن عبد الأعلى بن أعين، وراجع تفسير العيّاشيّ: 2 / 266 / 56.
الإمام الرضا عليه السلام:أوَلَيسَ اللّهُ يَقولُ: «عالِمُ الغَيبِ فَلا يُظهِرُ عَلى غَيبِهِ أحَدًا * إلاّ مَنِ ارتَضى مِن رَسولٍ ۱» ؟ فَرَسولُ اللّهِ عِندَ اللّهِ مُرتَضىً، ونَحنُ وَرَثَةُ ذلِكَ الرَّسولِ الَّذي أطلَعَهُ اللّهُ عَلى ما شاءَ مِن غَيبِهِ، فَعَلَّمَنا ما كانَ وما يَكونُ إلى يَومِ القِيامَةِ ۲.
امام رضا عليه السلام:آيا چنين نيست كه خداوند مى فرمايد: «او داناى غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمى سازد، مگر بر آن پيامبرى كه از او خشنود باشد» و پيامبر صلى الله عليه و آله، نزد خدا برگزيده است و ما وارثان پيامبرى هستيم كه خداوند او را بر هر چه از غيبش بخواهد آگاه مى كند و او ما را از آن چه بوده و تا روز رستاخيز خواهد بود آگاه كرده است.
عَبدُ اللّهِ بنُ مُحَمَّدٍ الهاشِمِيُّ:دَخَلتُ عَلَى المَأمونِ يَومًا، فَأَجلَسَني وأخرَجَ مَن كانَ عِندَهُ، ثُمَّ دَعا بِالطَّعامِ فَطَعِمنا، ثُمَّ طَيَّبَنا، ثُمَّ أمَرَ بِسِتارَةٍ فَضُرِبَت، ثُمَّ أقبَلَ عَلى بَعضِ مَن كانَ فِي السِّتارَةِ فَقالَ: بِاللّهِ لَمّا رَثَيتَ لَنا مَن بِطوسَ! فَاَ?َذتُ أقولُ:
سَقيًا بِطوسِ ومَن أضحى بِها قَطَنا ۱مِن عِترَةِ المُصطَفى أبقى لَنا حَزَنًا
قالَ: ثُمَّ بَكى وقالَ لي: يا عَبدَ اللّهِ، أيَلومُني أهلُ بَيتي وأهلُ بَيتِكَ أن نَصَبتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا عَلَمًا؟! فَوَاللّهِ لاَُحَدِّثُكَ بِحَديثٍ تَتَعَجَّبُ مِنهُ. جِئتُهُ يَومًا فَقُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، إنَّ آباءَكَ موسَى بنَ جَعفَرٍ، وجَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ، ومُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ،
عبداللّه بن محمّد هاشمى:روزى بر مأمون وارد شدم. او مرا نشاند و هر كه را نزد او بود بيرون كرد، سپس دستور داد خوراك بياورند و با هم غذايى خورديم و عطر زديم، سپس دستور داد پرده اى بياويزند، پرده آويخته شد. او به يكى از كسانى كه در اين سوى پرده بودند روى كرد و گفت: براى آن كه در توس خفته، براى ما مرثيه اى نخواندى. در اين هنگام من شروع كردم و چنين خواندم:
سيراب باد توس و آن كه در آن اقامت دارد
از خاندان مصطفى است كه براى ما اندوه را بگذارده است
عبداللّه مى گويد: او گريست و به من گفت: اى عبداللّه! آيا خانواده من و خانواده تو مرا مى نكوهند كه امام رضا را به رياست منصور كردم؟! به خدا سوگند، به تو حديثى مى گويم كه از آن شگفت زده مى شوى. روزى خدمت حضرت رسيدم و عرض كردم: فدايت گردم، پدران تو
۱.أي أقام به وتوطنّ (لسان العرب: 13 / 343).
۲.كذا في عيون أخبار الرضا عليه السلام، والصحيح «حَظِيَّتي» كما في الغيبة للطوسيّ. يقال: حَظِيت المرأة عند زوجها.: أي سَعِدت ودنت من قلبه وأحبّها (لسان العرب: 14 / 185).
۳.عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 223 / 43، الغيبة للطوسيّ: 74 / 81 عن محمّد بن عبد اللّه بن الحسن الأفطس، المناقب لابن شهرآشوب: 4 / 333 كلاهما نحوه.