فیلترها
نتایج جستجو برای «تاجر»: ۱۲۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ لِكُلِّ شَيءٍ آلَةً وعُدَّةً وآلَةُ المُؤمِنِ وعُدَّتُهُ العَقلُ، ولِكُلِّ تاجِرٍ بِضاعَةٌ وبِضاعَةُ المُجتَهِدينَ العَقلُ، ولِكُلِّ خَرابٍ عِمارَةٌ وعِمارَةُ الآخِرَةِ العَقلُ، ولِكُلِّ سَفَرٍ فِسطاطٌ يَلجَؤونَ إلَيهِ وفِسطاطُ المُسلِمينَ العَقلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزى به ابزار و نيرويى نيازمند است و نيرو و ابزار مؤمن، خرد است. هر بازرگانى، سرمايه اى دارد و سرمايه كوشش كنندگان، خرد است. هر ويرانى را آبادانى است و آبادانى آخرت، به خرد است. در هر مسافرتى خيمه اى به پا مى كنند كه بدان پناه مى برند و خيمه مسلمانان [در سفر آخرت]، خرد است.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 56، بحار الأنوار: ج 1 ص 95 ح 34.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما اُوحِيَ إلَيَّ أن أجمَعَ المالَ وأكونَ مِنَ التّاجِرينَ، ولكِن اُوحِيَ إلَيَّ أن: «سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُن مِّنَ السَّـجِدِينَ * وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به من وحى نشد كه دارايى گِرد آورم و از بازرگانان شوم؛ بلكه به من وحى شد كه: «با ستايش پروردگارت، [او را] تسبيح گوى و از سجده كنندگان باش، و پروردگارت را پرستش كن تا اين كه مرگ تو فرا رسد» .
۱.تفسير القرطبي: ج 10 ص 64، الدرّ المنثور: ج 5 ص 105 كلاهما عن أبي مسلم الخولاني والأخير عن ابن مسعود أيضا، كنزالعمّال: ج 3 ص 245 ح 6374 نقلاً عن الحاكم في تاريخه عن أبي ذرّ؛ الأمالي للطوسي: ص 531 ح1162، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 369 ح 2661 كلاهما عن أبي ذرّ نحوه، بحار الأنوار: ج 72 ص 47 ح 57.
مكارم الأخلاق عن عبد اللّه بن مسعود عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَابنَ مَسعودٍ، وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ نَبِيّا، إنَّ مَن يَدَعُ الدُّنيا ويُقبِلُ عَلى تِجارَةِ الآخِرَةِ، فَإِنَّ اللّهَ تَعالى يَتَّجِرُ لَهُ مِن وَراءِ تِجارَتِهِ، ويُربِحُ اللّهُ تِجارَتَهُ، يَقولُ اللّهُ تَعالى: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَوةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَـرُ» ۱.
فَقالَ ابنُ مَسعودٍ: بِأَبي أنتَ واُمّي يا رَسولَ اللّهِ، كَيفَ لي بِتِجارَةِ الآخِرَةِ؟
فَقالَ صلى الله عليه و آله: لا تُريحَنَّ لِسانَكَ عَن ذِكرِ اللّهِ، وذلِكَ أن تَقولَ: «سُبحانَ ۲ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ
مكارم الأخلاقـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى پسر مسعود! سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت، هر كس دنيا را وا نهد و به تجارت آخرت، روى آورد، خداوند متعال، تاجر او خواهد بود و به تجارتش سود مى دهد. خداوند متعال مى فرمايد: «مردانى كه هيچ تجارتى و داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات، باز نمى دارد و از آن روزى مى ترسند كه در آن روز، دل ها و ديدگان بر مى گردند» ».
گفت [م]: پدر و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! چگونه تجارت آخرت كنم؟
فرمود: «زبانت را از ياد خدا آسوده مدار و پيوسته بگو: پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است. اين است تجارت سودآور. خداى متعال فرموده است: «اميد به تجارتى دارند كه نابود نمى شود. تا
عنه صلى الله عليه و آله:إذَا التّاجِرانِ صَدَقا بورِكَ لَهُما، فَإِذا كَذِبا وخانا لَم يُبارَك لَهُما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر دو معامله گر راست بگويند، براى هر دو خجسته مى شود. پس هرگاه دروغ بگويند و خيانت كنند، براى هيچ كدام، خجسته نخواهد بود.
۱.الكافي: ج 5 ص 174 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آله:المُعَلِّمونَ خَيرُ النّاسِ؛ كُلَّما ۱ اُخلِقَ الذِّكرُ جَدَّدوهُ. أعطوهُم، ولا تَستَأجِروهُم فَتُحرِجوهُم؛ فَإِنَّ المُعَلِّمَ إذا قالَ لِلصَّبِيِ: قُل: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، فَقالَ، كَتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِيِّ، وبَراءَةً لِلمُعَلِّمِ، وبَراءَةً لِأَبَوَيهِ مِنَ النّارِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آموزگاران، بهترينِ مردم اند كه هر گاه ياد خدا كهنه شود، احيايش مى كنند. به آنها [مال]عطا كنيد و اجيرشان نگيريد، كه مايه حَرَج [و سختى]آنان خواهد شد. وقتى معلّم به كودك بگويد: «بگو: بسم اللّه الرحمن الرحيم» و او [آن را]بر زبان جارى كند، خداوند، براى كودك و معلّم و پدر و مادر معلّم، برائت از آتش مى نويسد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يقولُ اللّهُ عز و جل: وعِزَّتي وجَلالي. لايُؤثِرُ عَبدٌ هَوايَ على هَواهُ إلّا استَحفَظتُهُ مَلائكَتي، وكَفَّلتُ السَّماواتِ والأرَضِينَ (الأرضَ) رِزقَهُ، وكُنتُ لَهُ مِن وراءِ تِجارَةِ كُلِّ تاجِرٍ، وأتَتهُ الدُّنيا وهِيَ راغِمَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل مى فرمايد: «سوگند به عزّت و جلالم. كه هيچ بنده اى دلخواه مرا بر دلخواه خودش ترجيح نمى دهد، مگر اين كه فرشتگانم را به نگهبانى از او مى گمارم و آسمان ها و زمين ها را ضامن روزىِ او مى گردانم و در پس تجارتِ هر تاجرى، به فكر اويم و دنيا به رغم ميل خود (ذليلانه)، سوى او مى آيد».
۱.الكافي: ج 2 ص 335 ح 2.
تاريخ الطبري عن ابن إسحاق:لَمّا بَلَغَها [أي خَديجَةَ سَلامُ اللّهِ عَلَيها] عَن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما بَلَغَها مِن صِدقِ حَديثِهِ وعِظَمِ أمانَتِهِ وكَرَمِ أخلاقِهِ، بَعَثَت إلَيهِ، فَعَرَضَت عَلَيهِ أن يَخرُجَ في مالِها إلَى الشّامِ تاجِرا. فَقَبِلَهُ مِنها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وخَرَجَ في مالِها ذلِكَ. ۱
تاريخ الطبرىـ به نقل از ابن اسحاق ـ: آن گاه كه راستْ گفتارى، امانتدارى و والا منشىِ پيامبر خدا براى خديجه عليهاالسلاممسلّم گشت، فرستاده اى نزد وى گسيل داشت و به وى پيشنهاد كرد كه دارايى اش را براى بازرگانى به شام ببرد. پيامبر خدا پذيرفت و با دارايى او بِدان مقصد، روان شد.
۱.تاريخ الطبري: ج 2 ص 280.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَنِ استَأجَرَ أجيرا فَليُعلِمهُ أجرَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس اجيرى مى گيرد، بايد [ابتدا]مزد او را به اطّلاعش برساند.
۱.السنن الكبرى: ج 6 ص 198 ح 11651.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ البَرَكَةَ فِي التِّجارَةِ، ولا يُفقِرُ اللّهُ صاحِبَها إلّا تاجِرا حالِفا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا بركت در بازرگانى است و خداوند، بازرگان را به فقر دچار نمى كند، مگر آن كه [به دروغ]سوگند ياد كند.
۱.مستدرك الوسائل: ج 13 ص 9 ح 14574.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذَا التّاجِرانِ صَدَقا بورِكَ لَهُما، فَإِذا كَذَبا وخانا لَم يُبارَك لَهُما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه دو بازرگان راستى پيشه كنند، براى آنان، بركت به بار مى آيد؛ و هر گاه ناراستى ورزند و خيانت كنند، از بركت، بى نصيب خواهند شد.
۱.الكافي: ج 5 ص 174 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ التّاجِرُ الصَّدُوقُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين كسى كه وارد بهشت مى شود، بازرگان راستگوست.
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 361 ح 311 عن أبي ذرّ، كنز العمّال: ج 4 ص 11 ح 9245.
سنن الدّارمي عن بريدة:كُنتُ جالِسا عِندَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَسَمِعتُهُ يَقُولُ:. إِنَّ القُرآنَ يَلقى صاحِبَهُ يَومَ القِيامَةِ حِينَ يَنشَقُّ عَنهُ القَبرُ كَالرَّجُلِ الشّاحِبِ، فَيَقُولُ لَهُ: هَل تَعرِفُنِي؟ فَيَقُولُ: ما أَعرِفُكَ! فَيَقُولُ: أَنا صاحِبُكَ القُرآنُ، الَّذِي أَظمَأتُكَ فِي الهَواجِرِ، وَأَسهَرتُ لَيلَكَ، وَإِنَّ كُلَّ تاجِرٍ مِن وَراءِ تِجارَتِهِ، وَإِنَّكَ اليَومَ مِن وَراءِ كُلِّ تِجارَةٍ. فَيُعطَى المُلكَ بِيَمِينِهِ وَالخُلدَ بِشِمالِهِ، وَيُوضَعُ عَلى رَأسِهِ تاجُ الوَقارِ، وَيُكسى وَالِداهُ حُلَّتَينِ لا يَقُومُ لَهُما الدُّنيا. فَيَقُولانِ: بِمَ كُسِينا هذا؟ وَيُقالُ لَهُما: بِأَخذِ وَلَدِكُما القُرآنَ.
ثُمَّ يُقالُ لَهُ: اِقرَأ وَاصعَد فِي دَرَجِ
سنن الدارمى ـ به نقل از بُرَيده ـ:نزد پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودم كه شنيدم فرمود: «. در روز قيامت، هنگامى كه قارى قرآن، همچون انسان رنگ پريده اى، از قبر بيرون مى آيد، قرآن نزد او مى رود و به او مى گويد: آيا مرا مى شناسى؟
او مى گويد: تو را نمى شناسم!
قرآن مى گويد: من دوست تو، قرآن، هستم؛ همان كه باعث شدم در روزهاى داغ، تشنگى بكشى و شب ها را به عبادت بگذرانى. هر تاجرى به دنبال [سود]تجارت خويش است و تو امروز، جلودار هر تجارتى هستى [و بيشترين سود را مى برى].
آن گاه، پادشاهى را به دست راست او و جاودانگى را به دست چپش مى دهند و تاج وقار بر سرش مى نهند و بر پدر و مادرش نيز دو جامه [ى بهشتى]مى پوشانند كه دنيا با آن، برابرى نمى كند. آن دو مى گويند: به چه سبب، اين دو جامه بر ما
عنه عليه السلام: ثَلاثَةٌ يُدخِلُهُمُ اللّهُ النّارَ بِغَيرِ حِسابٍ. إمامٌ جائِرٌ، وتاجِرٌ كَذوبٌ، وشَيخٌ زانٍ. ۱
امام صادق عليه السلام: سه گروه اند كه خداوند، آنان را بدون حسابرسى به آتش مىبَرَد:.
پيشواى ستمگر (/ منحرف)، تاجر دروغگو، و پيرمرد زناكار.
۱.الخصال: ص 80 ح 1 عن عجلان، عيون الحكم والمواعظ: ص 212 ح 4237 عن الإمام علي عليه السلام، بحار الأنوار: ج 75 ص 337 ح 5.
السيرة النبويّة لابن هشام:كانَت خَديجَةُ بِنتُ خُوَيلدٍ امرأةً تَاجِرَةً ذاتَ شَرَفٍ ومالٍ، تَستأجِرُ الرِّجالَ في مالِها وتُضارِبُهُم إيَّاهُ بِشَيءٍ تَجعَلُهُ لَهُم، وكانَت قُرَيشٌ قَوما تُجَّارا، فَلَمَّا بَلَغَها عَن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما بَلَغَها مِن صِدقِ حَديثِهِ، وعِظَمِ أمانَتِهِ، وكَرَمِ أخلاقِهِ، بَعَثَت إلَيهِ فَعَرَضَت عَلَيهِ أن يَخرُجَ في مالٍ لَها إلَى الشَّامِ تاجِرا. ۱
السيرة النبويّة، ابن هشام:خديجه دختر خُوَيلِد، بانويى تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بود. مردم را براى تجارت با اموال خود، استخدام مى كرد و در قبال كارشان مقدار معيّنى از سود حاصل از تجارت را به ايشان مى داد. قريش مردمى تجارتْ پيشه بودند. وقتى خبر راستگويى و امانتدارى و خُلق و خوهاى پسنديده پيامبر صلى الله عليه و آله به گوش خديجه رسيد، كسى را نزد ايشان فرستاد و پيشنهاد كرد با اموالى از او، براى تجارت به شام برود.
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 1 ص 199، تاريخ الطبري: ج 2 ص 280، البداية والنهاية: ج 2 ص 293.
تحف العقول عن الإمام الحسين عليه السلام:إنَّ قَوما عَبَدُوا اللّهَ رَغبَةً فَتِلكَ عِبادَةُ التُّجّارِ، وإنَّ قَوما عَبَدُوا اللّهَ رَهبَةً فَتِلكَ عِبادَةُ العَبيدِ، وإنَّ قَوما عَبَدُوا اللّهَ شُكرا فَتِلكَ عِبادَةُ الأَحرارِ؛ وهِيَ أفضَلُ العِبادَةِ. ۱
تحف العقولـ از امام حسين عليه السلام ـ: گروهى خدا را به طمع [بهشت]عبادت كردند. اين، عبادتِ تاجران است. گروهى خدا را از سرِ ترس، عبادت كردند. اين، عبادتِ بردگان است. گروهى خدا را از سرِ سپاس، عبادت كردند. اين، عبادتِ آزادگان و برترين عبادت است.
۱.تحف العقول: ص 246، بحار الأنوار: ج 78 ص 117 ح 5.
بحار الأنوار:أوَّلُ ما ظَهَرَ مِن حِكَمِ لُقمانَ أنَّ تاجِراً سَكِرَ وخاطَرَ نَديمَهُ أن يَشرَبَ ماءَ البَحرِ كُلَّهُ وإلاّ سَلَّمَ إلَيهِ مالَهُ وأهلَهُ، فَلَمّا أصبَحَ وصَحا نَدِمَ وجَعَلَ صاحِبُهُ يُطالِبُهُ بِذلِكَ.
فَقالَ لُقمانُ: أنَا اُخَلِّصُكَ بِشَرطِ أن لا تَعودَ إلى مِثلِهِ. قُل: أ أَشرَبُ الماءَ الَّذي كان فيهِ وَقتَئِذٍ فَأتِني بِهِ، أو أشرَبُ ماءَهُ الآنَ فَسُدَّ أفواهَهُ لِأَشرَبَهُ، أو أشرَبُ الماءَ الَّذي يَأتي بِهِ فَاصبِر حَتّى يَأتِيَ، فَأَمسَكَ صاحِبُهُ عَنهُ. ۱
بحار الأنوار:نخستين حكمتى كه از لقمان آشكار شد، اين بود كه: تاجرى مست شد و با هم پياله اش شرط بست كه همه آب درياچه را بنوشد و گرنه، خود و عيالش تسليم او شوند. وقتى صبح شد و به هوش آمد، [از اين شرط بندى] پشيمان شد. رفيقش از او مى خواست كه به شرط عمل كند.
لقمان گفت: «من تو را [از اين مخمصه] خلاص مى كنم؛ به شرط اين كه ديگر چنين كارى نكنى. [به طلبكار] بگو: آيا آبى را كه شرط كرديم، بنوشم؟ پس آن را بياور [تا بنوشم]. يا آبى را كه الان در درياچه است، بنوشم؟ پس دهانه هايش را ببند تا آن را بنوشم. يا آبى را كه بعدا خواهد آمد، بنوشم؟ پس صبر كن تا بيايد!».
[با اين استدلال]، رفيقش از او دست بر داشت.
۱.بحار الأنوار: ج 13 ص 433 ح 26 نقلاً عن بيان التنزيل لابن شهر آشوب.
عنه عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ: يا بُنَيَّ، إنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا قَبلَكَ لِأَولادِهِم، فَلَم يَبقَ ما جَمَعوا ولَم يَبقَ مَن جَمَعوا لَهُ، وإنَّما أنتَ عَبدٌ مُستَأجَرٌ؛ قَد اُمِرتَ بِعَمَلٍ ووُعِدتَ عَلَيهِ أجراً، فَأَوفِ عَمَلَكَ وَاستَوفِ أجرَكَ، ولا تَكُن في هذِهِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ شاةٍ وَقَعَت في زَرعٍ أخضَرَ، فَأَكَلَت حَتّى سَمِنَت ۱ فَكانَ حَتفُها عِندَ سِمَنِها، ولكِنِ اجعَلِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ قَنطَرَةٍ عَلى نَهرٍ جُزتَ عَلَيها وتَرَكتَها ولَم تَرجِع إلَيها آخِرَ الدَّهرِ. أخرِبها ولا تَعمُرها، فَإِنَّكَ لَم تُؤمَر بِعِمارَتِها.
وَاعلَم أنَّكَ سَتُسأَلُ غَداً إذا وَقَفتَ بَينَ يَدَيِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَن أربَعٍ: شَبابِكَ فيما أبلَيتَهُ،
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! مردمِ پيش از تو، براى فرزندانشان سرمايه جمع كردند؛ ولى نه سرمايه باقى مانْد و نه آن كسى كه سرمايه برايش جمع شده بود. همانا تو بنده اى اجير شده هستى كه به انجام دادن كارى مأمور شده اى و مزدى نيز به تو وعده داده شده است. پس به انجام دادن كارت وفادار باش و مزدت را بگير.
در اين دنيا، همانند گوسفندى مباش كه در زراعت سبزى داخل مى شود و آن قدر مى خورد كه چاق مى گردد و هنگام چاقى اش كشته مى شود؛ بلكه دنيا را همانند پلى بر روى رودخانه اى به شمار آور كه از آن مى گذرى و آن را رها مى كنى و تا پايان روزگار، به سوى آن باز نمى گردى. آن را خراب كن و آبادش نكن؛ زيرا تو مأمور آبادانى آن نيستى.
بدان كه همانا تو، فردا به هنگامى
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ لِكُلِّ شَيءٍ آلَةً وعُدَّةً وآلَةُ المُؤمِنِ وعُدَّتُهُ العَقلُ، ولِكُلِّ تاجِرٍبِضاعَةٌ وبِضاعَةُ المُجتَهِدينَ العَقلُ، ولِكُلِّ خَرابٍ عِمارَةٌ وعِمارَةُ الآخِرَةِ العَقلُ، ولِكُلِّ سَفَرٍ فِسطاطٌ يَلجَؤونَ إلَيهِ وفِسطاطُ المُسلِمينَ العَقلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزى به ابزار و نيرويى نيازمند است و نيرو و ابزار مؤمن، خرد است. هر بازرگانى، سرمايه اى دارد و سرمايه كوشش كنندگان، خرد است. هر ويرانى آبادانى اى دارد و آبادانىِ آخرت، به خرد است. در هر مسافرتى خيمه اى به پا مى كنند كه بدان پناه مى برند و خيمه مسلمانان [در سفر آخرت]، خرد است.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 56، بحار الأنوار: ج 1 ص 95 ح 34.
عنه صلى الله عليه و آله:المُعَلِّمونَ خَيرُ النّاسِ؛ كُلَّما ۱ اُخلِقَ الذِّكرُ جَدَّدوهُ، أعطوهُم ولا تَستَأجِروهُم فَتُحرِجوهُم، فَإِنَّ المُعَلِّمَ إذا قالَ لِلصَّبِيِّ: قُل: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» فَقالَ، كَتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِيِّ وبَراءَةً لِلمُعَلِّمِ وبَراءَةً لِأَبَوَيهِ مِنَ النّارِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آموزگاران، بهترينِ مردم اند. هر گاه ياد [خدا]كهنه مى شود، تجديدش مى كنند. به آنان عطا كنيد؛ ولى آنها را به مزدورى نگيريد كه بر آنان سخت مى آيد؛ زيرا آموزگار، آن گاه كه به كودك مى گويد: بگو: «بسم اللّه الرحمن الرحيم» و او بگويد، خداوند، رهايى از آتش را براى كودك و آموزگار و پدر و مادر كودك، مى نويسد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به آموزش +1 مورد دیگر
البخلاء عن أبي ذرّ:قالَ النبيّ صلى الله عليه و آله: ثَلاثَةٌ يُبغِضُهُمُ اللّهُ تَعالى: البَخيلُ، وَالمَنّانُ، وَالفاجِرُ. أو قالَ: التّاجِرُ الحَلّافُ، وَالفَقيرُ المُختالُ. ۱
البُخلاءـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند متعال، سه تن را دشمن مى دارد: بخيل، منّت گذار و بدكار» يا فرمود: «بازرگانى كه بسيار سوگند بخورد و فقير متكبّر».
۱.البخلاء للخطيب: ص 44.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +4 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۲۴