نتایج جستجو برای «بی رغبتی»: ۸۹ حدیث
عنه عليه السلام:العَقلُ شَجَرَةٌ أصلُهَا التُّقى، وفَرعُهَا الحَياءُ، وثَمَرَتُهَا الوَرَعُ. فَالتَّقوى تَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلَى الفِقهِ فِي الدّينِ، وَالزُّهدِ فِي الدُّنيا، وَالاِنقِطاعِ إلَى اللّهِ تَعالى. وَالحَياءُ يَدعو إلى ثَلاثِ خِصالٍ: إلَى اليَقينِ، وحُسنِ الخُلُقِ، وَالتَّواضُعِ. وَالوَرَعُ يَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلى صِدقِ اللِّسانِ، وَالمُسارَعَةِ إلَى البِرِّ، وتَركِ الشُّبُهاتِ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، درختى است كه ريشه اش پارسايى، شاخه هايش آزرم، و ميوه اش، وَرَع است. پارسايى، به سه خصلت فرا مى خواند: فهم دين، بى رغبتى به دنيا و دل بستگى به خداوند؛ و آزرم، به سه خصلت فرا مى خواند: يقين، خوش خُلقى و فروتنى؛ و وَرَع، به سه خصلت فرا مى خواند: راستگويى، پيشى گرفتن در نيكى، و كنار نهادن كار شبهه ناك.
۱.المواعظ العدديّة: ص 160.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:حَدُّ العَقلِ الاِنفِصالُ عَنِ الفاني وَالاِتِّصالُ بِالباقي. ۱
امام على عليه السلام:مرز خردمندى، جدايى از ناپايدار و پيوستن به پايدار است.
۱.غرر الحكم: ح 4905، عيون الحكم والمواعظ: ص 233 ح 4473.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:فَضيلَةُ العَقلِ الزَّهادَةُ. ۱
امام على عليه السلام:برجستگى خرد، در بى رغبتى به دنياست.
۱.غرر الحكم: ح 6560، عيون الحكم والمواعظ: ص 359 ح 6079.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:رَدعُ النَّفسِ عَن زَخارِفِ الدُّنيا ثَمَرَةُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:ميوه خردمندى، رهانيدن جان از زرق و برق دنيا است.
۱.غرر الحكم: ح 5399، عيون الحكم والمواعظ: ص 270 ح 4960.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:مَن عَقَلَ قَنِعَ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه خردمند مى شود، قناعت پيشه مى كند.
۱.غرر الحكم: ح 7724، عيون الحكم والمواعظ: ص 451 ح 8064.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن زَهِدَ في دُنيا فانِيَةٍ دَنِيَّةٍ، ورَغِبَ في جَنَّةٍ سَنِيَّةٍ خالِدَةٍ عالِيَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، آن است كه دل از دنياى ناپايدارِ پَست بكَنَد و به بهشتِ زيباى جاودان و بلندمرتبه، رغبت كند.
۱.غرر الحكم: ح 1868، عيون الحكم والمواعظ: ص 56 ح 1435.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:اِتَّقوا اللّهَ ـ عِبادَ اللّهِ ـ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأَنصَبَ ۱ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ ۲، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ ۳ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ ۴، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ ۵. ۶
امام على عليه السلام:بندگان خدا! از خدا پروا داريد، به سانِ پروا داشتن خردمندى كه انديشيدن، دل او را به خود داشته است و ترس [از خدا و معاد] پيكرش را به رنج افكنده است و شب زنده دارى، خواب از چشم او رُبوده است و به اميد [ثواب]، روزهاى داغ را به تشنگى [روزه] گذرانيده است و بى رغبتى به دنيا، جلو خواهش هاى او را گرفته است و ياد خدا، پيوسته زبانش را به حركت در آورده است.
۱.النَّصَب: التّعب (النهاية: ج 5 ص 62 «نصب»).
۲.غِرارُ النَّوم: قِلّتُه (النهاية: ج 3 ص 356 «غرر»).
۳.هواجر: جمع هاجرة؛ وهي اشتداد الحرّ نصف النهار (النهاية: ج 5 ص 246 «هجر»).
۴.ظَلَف الزّهدُ شهواتِه: أي كفّها ومنعها (النهاية: ج 3 ص 159 «ظلف»).
۵.أوجفَ الذِّكرَ بِلسانه: أي حرّكه مسرعا (النهاية: ج 5 ص 157 «وجف»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 83، غرر الحكم: ح 6600 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
الإمام زين العابدين عليه ‏السلام: إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ قَد حَسُنَ سَمتُهُ ۱ وهَديُهُ، وتَماوَتَ في مَنطِقِهِ، وتَخاضَعَ في حَرَكاتِهِ، فَرُوَيدا لا يَغُرَّنَّكُم. حَتّى تَنظُروا أمَعَ هَواهُ يَكونُ عَلى عَقلِهِ، أو يَكونُ مَعَ عَقلِهِ عَلى هَواهُ؟ وكَيفَ مَحَبَّتُهُ لِلرِّئاساتِ الباطِلَةِ، وزُهدُهُ فيها؟ فَإِنَّ فِي النّاسِ مَن خَسِرَ الدُّنيا وَالآخِرَةَ؛ يَترُكُ الدُّنيا لِلدُّنيا، ويَرى أنَّ لَذَّةَ الرِّئاسَةِ الباطِلَةِ أفضَلُ مِن لَذَّةِ الأَموالِ وَالنِّعَمِ المُباحَةِ المُحَلَّلَةِ، فَيَترُكُ ذلِكَ أجمَعَ طَلَبا لِلرِّئاسَةِ الباطِلَةِ حَتّى: «وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْاءِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ» . ۲ فَهُوَ يَخبِطُ

امام زين العابدين عليه ‏السلام: اگر ديديد مردى ظاهر الصلاح است، در گفتارش دم از زهد و پارسايى مى‏زند و در حركات و رفتارهايش فروتنى مى‏نمايد، مراقب باشيد كه فريبتان ندهد. تا آن كه ببينيد آيا با هوس خويش است و مخالف خِرَدش، يا با خرد خويش است و مخالف هَوَسش، و ببينيد كه عشق و علاقه او به رياست‏هاى دروغين يا بى‏رغبتى‏اش به آنها، چگونه است؛ زيرا در ميان مردم، كسانى هستند كه دنيا و آخرت، هر دو، را مى‏بازند. دنيا را براى دنيا رها مى‏كنند و لذّت رياست پوچ را از لذّت ثروت و نعمت‏هاى روا و حلال، برتر مى‏دانند. بنا بر اين، [چنين كسى] براى رسيدن به رياست پوچ، از همه آنها مى‏گذرد تا آن جا كه: «چون به او گفته شود: «از خدا بترس!»، نخوت، او را به گناه مى‏كشانَد. پس جهنّم براى او بس است و چه بد بسترى

۱.السَّمْتُ: حُسْنُ النحو في مذهب الدين (تاج العروس: ج 3 ص 73 «سمت»).
۲.البقرة: 206.
۳.خَبَطَهُ خَبْطَ عشواء: ركبه على غير بصيرة (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۴.الاحتجاج: ج 2 ص 159 ح 192 عن الإمام العسكري عن الإمام الرضا عليهماالسلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 99، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه ‏السلام: ص 53 ح 27، بحار الأنوار: ج 2 ص 84 ح 10.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ وقَد قيلَ لَهُ: لَوِ اتَّخَذتَ فِراشا، وهُوَ عَلى حَصيرٍ قَد أثَّرَ في جَنبَيهِ ـ: ما لي ولِلدُّنيا؟! ما مَثَلي ومَثَلُ الدُّنيا إلاَّ كَراكِبٍ سارَ في يَومٍ صائِفٍ فَاستَظَلَّ تَحتَ شَجَرَةٍ ساعَةً مِن نَهارٍ ثُمَّ راحَ وتَرَكَها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حالى كه روى بوريايى دراز كشيده بود و چون آن بوريا، بر پهلوى حضرت رد انداخته بود، به ايشان عرض كردند: كاش بسترى تهيه كنيد! ـ: مرا چه به دنيا؟! حكايت من و دنيا، حكايت سواره اى است كه در يك روز گرم تابستانى، به راهى رود و ساعتى از روز را زير سايه درختى بيارمد، و سپس حركت كند و برود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 646 ح 2744، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 345 ح 7858 كلاهما عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 3 ص 243 ح 6361؛ مكارم الأخلاق: ج 1 ص 64 ح 65، بحار الأنوار: ج 16 ص 239.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
صحيح مسلم عن عبداللّه بن عبّاس عن عمر:دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُضطَجِعٌ عَلى حَصيرٍ، فَجَلَستُ، فَأَدنى عَلَيهِ إزارَهُ، ولَيس عَلَيهِ غَيرُهُ، وإذَا الحَصيرُ قَد أثَّرَ في جَنبِهِ، فَنَظَرتُ بِبَصَري في خِزانَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَإذا أنا بِقَبضَةٍ مِن شَعيرٍ نَحوِ الصَّاعِ، ومِثلَها قَرظاً ۱ في ناحِيَةِ الغُرفَةِ، وإذا أفيقٌ ۲ مُعَلَّقٌ، قالَ: فَابتَدَرَت عَينايَ، قالَ: ما يُبكيكَ يَابنَ الخَطَّابِ؟ قُلتُ: يا نَبيَّ اللّهِ، وما ليَ لا أبكي وهذا الحَصيرُ قَد أثَّرَ في جَنبِكَ وهذهِ خِزانَتُكَ لا أرى فيها إلاَّ ما أرى، وذاكَ قَيصرُ وكِسرى فِي الثِّمارِ وَالأَنهارِ، وأنتَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وصَفوَتُهُ، وهذِهِ خِزانَتُكَ؟! فَقالَ:

صحيح مسلمـ به نقل از عمر ـ: خدمت پيامر خدا رسيدم. ايشان روى حصيرى دراز كشيده بود. من هم نشستم. جز يك ازار، چيز ديگرى بر تن نداشت و هنگامى كه آن را بالا زد، ديدم كه حصير بر پهلويش رد انداخته است. نگاهى به انبارى پيامبر خدا انداختم و با چشم خود ديدم كه در گوشه اى از اتاق، تنها مشتى جو به اندازه يك صاع بود و مقدارى برگ درخت سَلَم [براى دبّاغى كردن پوست]. يك پوست دبّاغى شده هم آويزان بود. اشك از چشمانم سرازير شد. پيامبر خدا فرمود: «چرا گريه مى كنى، پسر خَطّاب؟». عرض كردم: اى پيامبر خدا! چرا گريه نكنم، وقتى مى بينم كه اين حصير، بر پهلوى شما رد انداخته و اين هم خزانه شماست كه مى بينم، در حالى كه كسرا و قيصر، در باغ هاى پر از ميوه و جويبار زندگى مى كنند. شما كه پيامبر و برگزيده خدا هستى، وضع

۱.القَرَظ: ورق السَّلَم يُدبَغُ به (الصحاح: ج 3 ص 1177 «قرظ»).
۲.الأفيق: هو الجلد الذي لم يتمّ دباغه، وقيل: هو ما دُبِغَ بغير القَرَظ (النهاية: ج 1 ص 55 «أفق»).
۳.صحيح مسلم: ج 2 ص 1106 ح 30، السنن الكبرى: ج 7 ص 73 ح 13305، الترغيب والترهيب: ج 4 ص 199 ح 120.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
مكارم الأخلاق:جاءَهُ صلى الله عليه و آله ابنُ خَوَلِيٍّ بِإِناءٍ فيهِ عَسَلٌ ولَبَنٌ، فَأَبى أن يَشرَبَهُ، فَقالَ: شَربَتانِ في شَربَةٍ، وإناءانِ في إناءٍ واحِدٍ؟! فَأَبى أن يَشرَبَهُ، ثُمَّ قالَ: ما أُحَرِّمُهُ، ولكِنِّي أكرَهُ الفَخرَ وَالحِسابَ بِفُضولِ الدُّنيا غَدا، وأُحِبُّ التَّواضُعَ، فَإنَّ مَن تَواضَعَ للّهِِ رَفَعَهُ اللّهُ. ۱
مكارم الأخلاق:ابن خولى، ظرفى از شير و عسل براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. پيامبر صلى الله عليه و آله از خوردن آن امتناع ورزيد و فرمود: «دو نوشيدنى در يك وعده، و دو ظرف در يك ظرف؟! من [خوردنِ] اين را حرام نمى دانم؛ اما خوش ندارم كه فخر بفروشم و فردا [ى قيامت] به خاطر چيزهاى زيادىِ دنيا حسابرسى شوم. من فروتنى را دوست دارم؛ زيرا هر كه براى خدا فروتنى كند، خداوند، او را رفعت مى بخشد».
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 79 ح 124، بحار الأنوار: ج 16 ص 247.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الطبقات الكبرى عن يزيد بن قسيط:إنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله أُتِيَ بِسَويقٍ مِن سَويقِ اللَّوزِ، فَلَمَّا خيضَ ۱ لَهُ قالَ: ماذا؟ قالوا: سَويقُ اللَّوزِ، قالَ: أخِّروهُ عَنِّي، هذا شَرابُ المُترَفينَ. ۲
الطبقات الكبرىـ به نقل از يزيد بن قُسيط ـ: مقدارى حريره بادام براى پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند و آن را در برابر ايشان نهادند. پيامبر خدا فرمود: «اين چيست؟». عرض كردند: حريره بادام. فرمود: «آن را از جلو من برداريد. اين، نوشيدنىِ نازپروردگان (اشراف) است».
۱.في المصدر: «خيفَ»، والصواب ما أثبتناه كما في سبل الهدى والرشاد: ج 7 ص 247 ناقلاً إيّاه عن ابن سعد. قال ابن منظور: خاضَ الشرابَ: خلَطَهُ وحَرَّكه (لسان العرب: ج 7 ص 147 «خوض»).
۲.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 395.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الطبقات الكبرى عن أبي صخر:أُتِيَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله بِسَويقِ لَوزٍ، فَقالَ لَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أخِّروهُ، هذا شَرابُ المُترَفِينَ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو صخر ـ: براى پيامبر صلى الله عليه و آله حريره بادام آوردند. ايشان فرمود: «آن را ببريد. اين، نوشيدنىِ نازپروردگان است».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 395.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
كشف الغمّة عن راشد بن أبي روح الأنصاري:كانَ مِن دُعاءِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام: اللّهُمَّ ارزُقنِي الرَّغبَةَ فِي الآخِرَةِ حَتّى أعرِفَ صِدقَ ذلِكَ في قَلبي بِالزَّهادَةِ مِنّي في دُنيايَ، اللّهُمَّ ارزُقني بَصَرا في أمرِ الآخِرَةِ حَتّى أطلُبَ الحَسَناتِ شَوقا، وأفِرَّ ۱ مِنَ السَّيِّئاتِ خَوفا، يا رَبِّ. ۲
كشف الغُمّةـ به نقل از راشد بن ابى روح انصارى ـ: از دعاى امام حسين عليه السلام اين بود: «خدايا! رغبت به آخرت را روزى ام كن تا صدق آن را با بى رغبتى به دنيايم بدانم. خدايا! بصيرت در كار آخرت را روزى ام گردان تا از سرِ شوق، در پىِ نيكى ها باشم و از سرِ بيم از زشتى ها بگريزم، اى پروردگار من!».
۱.في المصدر: «وافرا»، وهو تصحيف.
۲.كشف الغمّة: ج 2 ص 275.
الإمام الصادق عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تَتَعَلَّمِ العِلمَ لِتُباهِيَ بِهِ العُلَماءَ، أو تُمارِيَ بِهِ السُّفَهاءَ، أو تُزانَ بِهِ فِي المَجالِسِ، ولا تَترُكِ العِلمَ زَهادَةً فيهِ ورَغبَةً فِي الجَهلِ. ۱
امام صادق عليه السلام:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! دانش را براى فخر فروشى نزد دانشمندان يا نزاع با سفيهان يا زينت مجالس، نياموز و همچنين، دانش را از سرِ بى رغبتى به آن و تمايل به نادانى، رها نكن».
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 83، قصص الأنبياء: ص 190 ح 238، بحار الأنوار: ج 13 ص 417 ح 10.
جامع بيان العلم وفضله:إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تَتَعَلَّمِ العِلمَ لِثَلاثٍ، ولا تَدَعهُ لِثَلاثٍ: لا تَتَعَلَّمهُ لِتُمارِيَ بِهِ، ولا لِتُباهِيَ بِهِ، ولا لِتُرائِيَ بِهِ. ولا تَدَعهُ زَهادَةً فيهِ، ولا حَياءً مِنَ النّاسِ، ولا رِضا بِالجَهالَةِ. ۱
جامع بيان العلم وفضله:همانا لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! دانش را براى سه چيز نياموز، و براى سه چيز رها نكن: براى كشمكش و فخر فروشى و ريا، آن را نياموز، و به خاطر بى رغبتى به آن و حيا از مردم و رضايت به نادانى، آن را رها نكن».
۱.جامع بيان العلم وفضله: ج 1 ص 212 ح 418.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، اِجعَلِ الدُّنيا سِجنَكَ فَتَكونَ الآخِرَةُ جَنَّتَكَ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! دنيا را زندان خود قرار ده تا آخرت، بهشتت گردد.
۱.الاختصاص: ص 337، بحار الأنوار: ج 13 ص 428 ح 23.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
تنبيه الخواطر:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، بِع دُنياكَ بِآخِرَتِكَ تَربَحهُما جَميعا، ولا تَبِع آخِرَتَكَ بِدُنياكَ تَخسَرهُما جَميعاً. ۱
تنبيه الخواطر:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! دنيايت را به آخرتت بفروش تا در هر دو، سود كنى؛ ولى آخرتت را به دنيايت مفروش، كه از هر دو، زيان مى بينى».
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 137، بحار الأنوار: ج 13 ص 422 ح 17.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
محبوب القلوب:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، ولا تَركَن إلَى الدُّنيا، ولا تَشغَل قَلبَكَ بِحُبِّها؛ فَإِنَّكَ لَم تُخلَق لَها، وما خَلَقَ اللّهُ خَلقا أهوَنَ عَلَيهِ مِنها؛ لِأَنَّهُ لَم يَجعَل نَعيمَها ثَوابا لِلمُطيعينَ، ولَم يَجعَل بَلاءَها عُقوبَةً لِلعاصينَ. ۱
محبوب القلوب:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! به دنيا اعتماد منما و دلت را به دوستىِ آن مشغول نكن؛ چرا كه تو براى آن، آفريده نشده اى و خداوند عز و جل هيچ آفريده اى پست تر از آن نيافريده است؛ چرا كه نعمت دنيا را براى فرمان برداران، پاداش، و گرفتارى آن را براى نافرمانان، كيفر قرار نداده است».
۱.محبوب القلوب: ج 1 ص 202.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الحكمة الخالدة:مِن وَصايا لُقمانَ لاِبنِهِ:. اِعلَم ـ يا بُنَيَّ ـ أنَّ المُقامَ فِي الدُّنيا قَليلٌ وَالرُّكونَ إليها غُرورٌ، وَالغِبطَةَ فيها حُلمٌ، فَكُن سَمحا سَهلاً قَريبا أمينا. وكَلِمَةٌ جامِعَةٌ: اِتَّقِ اللّهَ في جَميعِ أحوالِكَ، ولا تَعصِهِ في شَيءٍ مِن اُمورِكَ. ۱
الحكمة الخالدة:در سفارش هاى لقمان به پسرش است: «. اى پسرم! بدان كه اقامت در دنيا، اندك و اعتماد به آن، فريب و خوشى در آن، بردبارى است. پس بخشنده و آسان گير و نزديك و امين باش. سخن جامع اين است: در همه احوالت، از خدا پروا كن و در هيچ يك از كارهايت، از او نافرمانى نكن».
۱.الحكمة الخالدة: ص 128.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۸۹