فیلترها
نتایج جستجو برای «انگور»: ۲۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كَما لا يُجتَنى مِنَ الشَّوكِ العِنَبُ كَذلكَ لا يَنزِلُ الفُجّارُ مَنازِلَ الأبرارِ، وهُما طَريقانِ، فَأيَّهُما أخَذتُم أدرَكتُم إلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همان گونه كه از بوته خار، انگور چيده نمى شود، بدكاران نيز در منازل نيكوكاران فرود نمى آيند. اينها دو راه است. هر كدام را در پيش گيريد، به آن مى رسيد.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 4 ح 43676.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كُلُوا العِنَبَ حَبَّةً حَبَّةً؛ فَإِنَّهُ أهنَأُ وأمرَأُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:انگور را دانه دانه بخوريد؛ چرا كه گواراتر و خوش تر است ۲.
تفسير القمّىـ به نقل از ابو جارود، از امام باقر عليه السلام ـ: «تا آن كه ينبوعى از زمين براى ما بجوشانى» ، [ينبوعى]يعنى چشمه اى. «يا براى تو بهشتى است» ، يعنى بوستانى از خرمابن و انگور است. «و از آنها جويبارها روان مى سازى» ، يعنى از آن چشمه ها.
تفسير القمّي عن الإمام الصادق عليه السلام: «وَاللَّهُ يُضَـعِفُ لِمَن يَشَاءُ» ۱ لِمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ. قالَ: فَمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ ثُمَّ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ، كانَ كَما قالَ اللّهُ: «أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَ تِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ» ۲ قالَ: الإِعصارُ: الرِّياحُ، فَمَنِ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ، كَمَن كانَ لَهُ جَنَّةٌ كَثيرَةُ الثِّمارِ، وهُوَ شَيخٌ ضَعيفٌ لَهُ أولادٌ صِغارٌ ضُعَفاءُ، فَتَجيءُ ريحٌ أو نارٌ فَتُحرِقُ ما لَهُ كُلَّهُ. ۳
تفسير القمّىـ به نقل از امام صادق عليه السلام ـ: [آيه] «خدا براى هر كه بخواهد، دو چندان مى كند» ، براى كسى است كه دارايى خود را به خاطر جلب خشنودى خدا انفاق كند. هر كس دارايى خود را در راه جلب خشنودى خدا انفاق كند و سپس بر كسى كه به او كمك كرده است، منّت گذارد، چنان است كه خداوند فرموده است: «آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درخت خرما و انگور داشته باشد كه در آن، جوى ها روان اند و براى او در آن باغ، هر گونه ميوه اى هست و در حالى كه به او، پيرى رسيده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان] اِعصارى آتشين بر آن بيفتد و [باغ، يكسر] بسوزد؟» . اِعصار، به معناى گردباد است.
پس، هر كه بر كسى كه به او صدقه داده است، منّت بگذارد، همانند كسى است كه باغى پُر ميوه دارد و خود، پيرى ناتوان است و فرزندانى
تفسير القمّي:قوله: «وَ اضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـبٍ وَ حَفَفْنَـهُمَا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا» ۱ قالَ: نَزَلَت في رَجُلٍ كانَ لَهُ بُستانانِ كَبيرانِ عَظيمانِ كَثيرَا الثِّمارِ، كَما حَكَى اللّهُ عز و جل، وفيهِما نَخلٌ و زَرعٌ، و كانَ لَهُ جارٌ فَقيرٌ، فَافتَخَرَ الغَنِيُ عَلى ذلِكَ الفَقيرِ، وقالَ لَهُ: «أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَ أَعَزُّ نَفَرًا * وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ» ۲ أي بُستانَهُ، وقالَ «مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـذِهِ أَبَدًا * وَ مَا أَظُنُّ السَّـاعَةَ قَائِمَةً وَ لَـئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّى لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا» ۳، فَقالَ لَهُ الفَقيرُ: «أَكَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ
تفسير القمّى:در باره آيه: «و براى آنان، آن دو مرد را مَثَل بزن كه به يكى از آنها، دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو باغ را با درختان خرما پوشانديم و ميان آن دو را كشتزارى قرار داديم» ، فرمود: «اين آيه در باره مردى نازل شد كه به فرموده خداوند، دو باغ بزرگ پهناورِ پُر ميوه داشت كه در آنها درختان خرما و كاشتنى هايى بود و آن مرد، همسايه اى فقير داشت. آن توانگر بر آن تهى دست، فخر فروخت و گفت: «من از تو مالدارتر و از جهت نفرات، از تو نيرومندترم. و به بهشتش وارد شد» ، يعنى به باغش. و گفت: «گمان نمى كنم كه اين نعمت، هرگز زوال پذيرد و گمان نمى كنم كه رستاخيز، برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم باز گردانده شوم، قطعا بهتر از اين را در بازگشت، خواهم يافت» .
مرد تهى دست گفت: «آيا به آن كسى كه تو
عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اَللَّهُمَّ إِنَّكَ خَلَقْتَ جَنَّةً لِمَنْ أَطاعَكَ، وَأَعْدَدْتَ فِيها مِنَ النَّعِيمِ المُقِيمِ ما لا يَخْطُرُ عَلى القُلُوبِ، وَوَصَفْتَها بِأَحْسَنِ الصِّفَةِ فِي كِتابِكَ، وَشَوَّقْتَ إِلَيها عِبادَكَ، وَأَمَرْتَ بِالمُسابَقَةِ إِلَيْها، وَأَخْبَرْتَ عَنْ سُكّانِها وَما فِيها مِنْ حُورٍ عينٍ كَأَنَّهُنَّ بَيضٌ مَكْنُونٌ، وَوِلْدانٍ كَاللُّؤْلُؤِ المَنْثُورِ، وَفاكِهَةٍ وَنَخْلٍ وَرُمّانٍ، وَجَنّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ، وَأَنْهارٍ مِنْ طَيِّبِ الشَّرابِ، وَسُنْدُسٍ وَاِسْتَبْرَقٍ، وَسَلْسَبِيلٍ وَرَحِيقٍ مَخْتُومٍ، وَأَسْوِرَةٍ مِنْ فِضَّةٍ، وَشَرابٍ طَهُورٍ، وَمُلْكٍ كَبِيرٍ، وَقُلْتَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ: «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا! تو براى كسى كه فرمانت بَرَد، بهشتى آفريدى و در آن، چنان نعمت هاى ماندگارى فراهم آوردى كه هيچ كس تصوّرش را هم نمى كند، و آن بهشت را در كتابت به نيكوترين شكل، وصف نمودى و بندگانت را به آن، تشويق كردى و آنان را به پيشى گرفتن به سوى آن، فرمان دادى و از ساكنان آن و آنچه در آن بهشت است، خبر دادى؛ از: سيه چشمانى كه [از سيمين بَرى] چونان تخم شترمرغ، [زير پَر]پنهان اند، و پسركانى كه گويى مرواريدهاى پراكنده اند، و ميوه ها و خرمابُنان و انار، و باغ هاى انگور، و جويبارانى از نوشيدنىِ پاك، و جامه هاى ابريشمى و ديباى ستبر، و [چشمه] سَلسَبيل و باده نابِ سر به مُهر، و دستبندهاى سيمين، و شراب پاك، و سلطنتى بزرگ، و در پىِ اين همه ـ اى بلندمرتبه والا ـ
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في دُعائِهِ المُسمّى بِالأَسماءِ الحُسنى ـ: أَسأَ لُكَ وأَدعوكَ بِاسمِكَ الَّذي تَقطَعُ بِهِ العُروقَ مِنَ العِظامِ، ثُمَّ تُنبِتُ عَلَيهَا اللَّحمَ بِمَشِيئَتِكَ، فَلا يَنقُصُ مِنها مِثقالُ ذَرَّةٍ بِعَظيمِ ذلِكَ الاِسمِ بِقُدرَتِكَ يا اللّهُ.
وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تَعلَمُ بِهِ ما فِي السَّماءِ وما فِي الأَرضِ وما فِي الأَرحامِ ولا يَعلَمُ ذلِكَ أَحَدٌ غَيرُكَ يا اللّهُ.
وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تَنفُخُ بِهِ الأَرواحَ فِي الأَجسادِ فَيَدخُلُ بِعَظيمِ ذلِكَ الاِسمِ كُلُّ روحٍ إِلى جَسَدِها، ولا يَعلَمُ بِتِلكَ الأَرواحِ الَّتي صُوِّرَت في جَسَدِهَا المُسَمّى في ظُلُماتِ الأَحشاءِ إِلّا أَنتَ يا اللّهُ.
وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّتي ۱ تَعلَمُ بِهِ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعايش معروف به «اسماءِ الحُسنى» ـ: از تو مى خواهم و تو را مى خوانم به نامت كه رگ ها را بدان از استخوان جدا مى كنى و سپس به اراده ات، بر آنها گوشت مى رويانى، بى آن كه سرِ سوزنى از آنها كم آيد. اى خدا! تو را به اين نام بزرگت، به قدرتت مى خوانم و از تو مى خواهم به اسمى كه بدان مى دانى چه چيزى در آسمان و زمين و زِهدان هاست، و خداوندا! اينها را كسى جز تو نمى داند.
از تو مى خواهم به آن نامت كه روح ها را بِدان در كالبدها مى دَمى و به عظمتِ آن، هر روحى به درون جسدش مى رود و خداوندا! جز تو كسى از اين روح هايى كه در اجسادشان تنيده و در تاريكى هاى اندرون نام گذارى شده اند، آگاهى ندارد.
از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، هر چه را در قبرهاست، مى دانى و آنچه را در
۱.كذا في المصدر و بحار الأنوار، والصحيح: «الذي».
۲.ثجّاجا؛ أي متدافقا، وقيل: سيّالاً (مجمع البحرين: ج 1 ص 239).
۳.القَضْب: كل نبتٍ اقتُضبَ فاُكِلَ طريّا (المصباح المنير: ص 507).
۴.غُلْبا: أي ملتفّة الشجر، أو غِلاظ أعناق النخل (مجمع البحرين: ج 2 ص 1328).
۵.الأبُّ: مارعته الأغنام. وهو للبهائم كالفاكهة للإنسان (مجمع البحرين: ج 1 ص 5).
۶.البلد الأمين: ص 411 ـ 415، بحار الأنوار: ج 93 ص 254 ح 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
الإمام العسكري عليه السلام:قُلتُ لِأَبي عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام: هَل كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُناظِرُ اليَهودَ وَالمُشرِكينَ إذا عاتَبوهُ ويُحاجُّهُم [إذا حاجّوهُ]؟ قالَ: بَلى مِرارا كَثيرةً، مِنها ما حَكَى اللّهُ مِن قَولِهِم: «وَ قَالُواْ مَالِ هَـذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِى فِى الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ» إلى قَولِهِ ـ: «رَجُلاً مَّسْحُورًا» . ۱ «وَ قَالُواْ لَوْلَا نُزِّلَ هَـذَا الْقُرْءَانُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ» . ۲
وقَولُهُ عز و جل: «وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنـبُوعًا» ـ إلى قَولِهِ ـ: «كِتَـبًا نَّقْرَؤُهُ» . ۳
ثُمَّ قيلَ لَهُ في آخِرِ ذلِكَ: لَو
امام عسكرى عليه السلام:به پدرم، امام هادى عليه السلام، گفتم: آيا پيامبر خدا با يهوديان و مشركان، زمانى كه وى را مورد عتاب قرار مى دادند، مناظره مى كرد و آيا [هنگامى كه آنان محاجّه مى كردند] با آنان محاجّه مى نمود؟
فرمود: «آرى، بارها و بارها! از جمله آنها، همانى است كه خدا از قول مشركان نقل كرده است: «و گفتند: «اين چه پيامبرى است كه غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود؟! چرا فرشته اى به سوى او نازل نشده؟. از مردى افسون شده پيروى مى كنيد»» ؛ «و گفتند: «چرا اين قرآن، بر مردى بزرگ از [آن] دو شهر، فرود نيامده است؟»» . و نيز قول خداوند عز و جل كه مى فرمايد: «و گفتند: «هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد، مگر اين كه برايمان از زمين، چشمه اى بجوشانى، يا چنان كه خود مى پندارى، آسمان را پاره پاره بر سر
۱.الفرقان: 7 و 8.
۲.الزخرف: 31.
۳.الإسراء: 90 ـ 93.
۴.استفحل أمر العدوّ: إذا قوي واشتدّ (لسان العرب: ج 11 ص 517).
۵.الطور: 44.
۶.العلق: 6 و 7.
۷.الفرقان: 7 و 8.
۸.الإسراء: 48.
۹.الفرقان: 10.
۱۰.هود: 12.
۱۱.الأنعام: 8 و 9.
۱۲.الكهف: 110.
۱۳.الفرقان: 9.
۱۴.اللازب: الثابت الشديد الثبوت، ويعبّر باللازب عن الواجب، فيقال: ضربة لازب (مفردات ألفاظ القرآن: ص 739)، وفي بعض النسخ «ضريبة» بدل «ضربة».
۱۵.الزخرف: 31 و 32.
۱۶.في بحار الأنوار «أنفَذتُم».
۱۷.الإسراء: 93.
۱۸.الاحتجاج: ج 1 ص 47 ح 22، بحار الأنوار: ج 9 ص 269 ح 2.
۱۹.. «استفحل أمر العدوّ» وقتى گفته مى شود كه دشمن، قوى و شديد شده باشد.
۲۰.. تعبير «لازب» كه در متن حديث آمده به معناى بسيار پايدار است. گاه از واجب نيز با تعبير لازب ياد مى شود. به ضربه چسبنده، ضربه لازب مى گويند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كَما لا يُجتَنى مِنَ الشَّوكِ العِنَبُ كَذلكَ لا يَنزِلُ الفُجّارُ مَنازِلَ الأبرارِ، وهُما طَريقانِ، فَأيَّهُما أخَذتُم أدرَكتُم إلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همان گونه كه از بوته خار، انگور چيده نمى شود، بدكاران نيز در منازل نيكوكاران فرود نمى آيند. اينها دو راه است. هر كدام را در پيش گيريد، به آن مى رسيد.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 4 ح 43676 نقلاً عن ابن عساكر عن أبي ذرّ.
عنه صلى الله عليه و آله:كما لا يُجتَنى مِنَ الشَّوكِ العِنَبُ كذلكَ لا يَنزِلُ الفُجّارُ مَنازِلَ الأبرارِ، فَاسلُكوا أيَّ طَريقٍ شِئتُم، فَأيَّ طَريقٍ سَلَكتُم ورَدتُم عَلى أهلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همچنان كه از بوته خار، انگور چيده نمى شود، بدكاران نيز به جايگاه نيكوكاران نمى روند. پس هر راهى را كه مى خواهيد، بپيماييد؛ زيرا هر راهى را كه بپوييد، بر اهل آن وارد مى شويد.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 4 ح 43677 نقلاً عن حلية الأولياء عن يزيد بن مرثد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زود است كه امّت من، ربا را به نام معامله، شراب را به نام آب انگور، رشوه را به نام هديه، و بخشش ناچيز را به نام زكات، حلال خواهند شِمُرد! و آن گاه، بدانان فرصت داده مى شود تا بر گناه خويش بيفزايند. و چون چنين شود، براى مردم، عبادت خدا خسته كننده شمرده مى شود.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كُلُوا العِنَبَ حَبَّةً حَبَّةً؛ فَإِنَّهُ أهنَأُ وأمرَأُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:انگور را دانه دانه بخوريد؛ چرا كه گواراتر و خوش تر است. ۲
۱.. عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 35 ح 82 عن داوود بن سليمان الفراء عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 66 ص 123 ح 15؛ الفردوس: ج 3 ص 243 ح 4715 عن الإمام عليّ عليه السلام.
۲.اين حديث در المحاسن از امام صادق عليه السلام نقل شده، با اين تفاوت كه در آغاز آن آمده است: «اگر خواستيد انگور بخوريد،.».
مكارم الأخلاق:پيامبر صلى الله عليه و آله گاه، انگور را دانه دانه مى خورد و گاه خوشه را به دهان مى برد و دانه ها را در دهان فرو مى ريخت تا جايى كه قطره هاى آب، به سان دانه اى مرواريد، بر ريش ايشان مى غلتيد.
عنه عليه السلام:شَكا نَبيٌّ مِن الأنبياءِ إلى اللّهِ الغَمَّ، فأمَرهُ بأكْلِ العِنَبِ. ۱
امام صادق عليه السلام:يكى از پيامبران از غم و اندوه به درگاه خداوند شِكوه كرد؛ خداوند به او دستور داد انگور تناول كند.
۱.المحاسن: 2/362/2262.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا تَرُدَّ سائلاً ولَو مِن شَطرِ حَبَّهِ عِنَبٍ أو شِقِّ تَمرَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:هيچ سائلى را دست خالى بر مگردان، حتى اگر با نيمدانه اى از انگور يا خرما باشد.
۱.تحف العقول: 172.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:كَما لا يُجتَنى مِنَ الشَّوكِ العِنَبُ كَذلكَ لا يَنزِلُ الفُجّارُ مَنازِلَ الأبرارِ، وهُما طَريقانِ، فَأيَّهُما أخَذتُم أدرَكتُم إلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همچنان كه از بوته خار، انگور چيده نمى شود، بدكاران نيز به جايگاه نيكوكاران نمى روند. پس هر راهى را كه مى خواهيد بپيماييد؛ كه هر راهى راكه بپوييد بر اهل همان وارد شويد.
۱.كنز العمّال: 43676.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:شَكا نَبيٌّ مِن الأنبياءِ إلى اللّهِ الغَمَّ، فأمَرهُ بأكْلِ العِنَبِ. ۱
امام صادق عليه السلام:يكى از پيامبران از غم و اندوه به درگاه خداوند شِكوه كرد؛ خداوند به او دستور داد انگور تناول كند.
۱.المحاسن: 2/362/2262.
عنه عليه السلام:لَمّا حَسَرَ الماءُ عن عِظامِ المَوتى فرأى ذلكَ نُوحٌ عليه السلام جَزِعَ جَزَعا شَديدا و اغْتَمَّ لِذلكَ، فأوْحى اللّهُ إلَيهِ أنْ: كُلِ العِنَبَ الأسْوَدَ لِيَذهَب غمُّكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:چون آب فروكش كرد و استخوانهاى مردگان نمايان گرديد و نوح عليه السلام آن صحنه را ديد، بسيار بيتاب شد و اندوهگين گشت. پس، خداوند متعال به او وحى كرد كه انگور سياه بخور، تا غمت زدوده شود.
۱.المحاسن: 2/363/2264.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لَمّا أنزَلَ اللّهُ سبحانَهُ قولَهُ «الم * أ حَسِبَ الناسُ أنْ يُتْرَكُوا اَن يَقولوا آمَنّا وَ هُم لا يَفتنون» ۱ عَلِمتُ أنَّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بِنا و رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ أظهُرِنا، فقلتُ: يا رسولَ اللّهِ، ما هذهِ الفِتنَةُ.
قال: يا عليُّ، إنّ القَومَ سَيُفتَنُونَ بأموالِهِم، و يَمُنُّونَ بِدِينِهم على رَبِّهِم، و يَتَمَنَّونَ رَحمَتَهُ و يَأمَنُونَ سَطوَتَهُ، و يَستَحِلُّونَ حَرامَهُ بالشُّبُهاتِ الكاذِبَةِ، و الأهواءِ الساهِيَةِ، فَيَستَحِلُّونَ الخمرَ بالنَّبيذِ، و السُّحتَ بالهَدِيَّةِ، و الرِّبا بالبَيعِ. ۲
امام على عليه السلام:چون خداى سبحان آيه «الف، لام، ميم. آيا مردم پندارند كه رها مى شوند و آزمايش نمى شوند؟» را نازل فرمود، دانستم كه تا رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان ماست، گرفتار آن آزمايش نخواهيم شد. پس، عرض كردم: اى رسول خدا! اين آزمايش چيست؟.
فرمود: اى على! مسلمانان به وسيله اموالشان آزمايش خواهند شد و به خاطر دينشان بر خدايشان منّت مى نهند و آرزوى رحمت او را مى كنند و خود را از خشم او در امان مى دانند و با شب اى دروغين و خواهشهاى غفلت زا، حرام او را حلال مى گردانند، شراب را به نام آب انگور يا خرما حلال شمرده، مى نوشند و حرام را به نام هديه و ربا را به نام بيع مى گيرند.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷