نتایج جستجو برای «ربا»: ۹۲۵ حدیث
علل الشرائع عن وهب بن منبِّه:أنـَّهُ وُجِدَ فِي التَّوراةِ صِفَةُ خَلقِ آدَمَ عليه السلام:. وجُعِلَ عَقلُهُ في دِماغِهِ. ۱
علل الشرائعـ به نقل از وهب بن منبه ـ: درباره چگونگى آفرينش آدم عليه السلامدر تورات چنين آمده است: «. و خرد او در مغزش گذاشته شد».
۱.علل الشرائع: ص 110 ح 9، بحار الأنوار: ج 61 ص 287 ح 1.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما قَسَمَ اللّهُ لِلعِبادِ شَيئًا أفضَلَ مِنَ العَقلِ، فَنَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ، وإفطارُ العاقِلِ أفضَلُ مِن صَومِ الجاهِلِ، وإقامَةُ العاقِلِ أفضَلُ مِن شُخوصِ الجاهِلِ. ولا بَعَثَ اللّهُ رَسولاً ولا نَبِيًّا حَتّى يَستَكمِلَ العَقلَ، ويَكونَ عَقلُهُ أفضَلَ مِن عُقولِ جَميعِ اُمَّتِهِ. وما يُضمِرُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله في نَفسِهِ أفضَلُ مِنِ اجتِهادِ جَميعِ المُجتَهِدينَ، وما أدَّى العاقِلُ فَرائِضَ اللّهِ حَتّى عَقَلَ مِنهُ، ولا بَلَغَ جَميعُ العابِدينَ في فَضلِ عِبادَتِهِم ما بَلَغَ العاقِلُ، إنّ العُقَلاءَ هُم اُولُو الأَلبابِ، الَّذينَ قالَ اللّهُ تَعالى: «إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، چيزى با ارزش تر از خِرد در ميان بندگان، تقسيم نكرد. لذا خواب خردمند، از بيدارى نادان، برتر است و خوردن خردمند، از روزه نادان برتر است و بر جا بودن خردمند، از به حركت در آمدن نادان، برتر است. خداوند، هيچ پيامبر و فرستاده اى را برنينگيخت، مگر آن زمان كه خِردش كامل گشت و خِردش از خِردهاى همه امّتش بيشتر بود. آنچه پيامبر در خود نهان مى دارد [يعنى خرد]، از كوشش تمامِ كوشندگان، برتر است. هيچ بنده اى، نمى تواند واجبات الهى را به جاى آورد، مگر آن كه درباره آنها تعقّل كند. همه پرستشگران با زيادتى عبادت و پرستش، به پايه خردمندان نمى رسند به راستى كه خردمندان، همان «اولو الألباب (صاحبان خرد)» هستند كه خداوند، درباره آنان فرمود: «جز صاحبان خرد، پند نمى گيرند» .
۱.الرعد: 19.
۲.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 609، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 22 وراجع تحف العقول: ص 397.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العِلمُ خَليلُ المُؤمِنِ، وَالعَقلُ دَليلُهُ، وَالعَمَلُ قَيِّمُهُ، وَالحِلمُ وَزيرُهُ، وَالصَّبرُ أميرُ جُنودِهِ، وَالرِّفقُ والِدُهُ، وَاللّينُ أخوهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش، دوست مؤمن است و خرد، راهنماى او؛ كار، سرپرست او و بردبارى، وزيرش؛ شكيبايى، فرمانده سربازان اوست و مدارا، پدرش و نرم خويى، برادرش.
۱.شُعب الإيمان: ج 4 ص 161 ح 4659 عن الحسن، نوادر الاُصول: ج 1 ص 130 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 10 ص 133 ح 28663 وص 144 ح 28732؛ تحف العقول: ص 55، بحار الأنوار: ج 69 ص 367 ح 3 نقلاً عن كتاب الشهاب.
الإمام الصادق عليه السلام:لا غِنى أخصَبُ مِنَ العَقلِ، ولا فَقرَ أحَطُّ مِنَ الحُمقِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ بى نيازى اى، پُربارتر از خردمندى نيست و هيچ تنگ دستى اى، پست تر از نادانى.
۱.الكافي: ج 1 ص 29 ذيل ح 34 عن حمران وصفوان بن مهران الجمّال.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ؛ فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ فَمَهُ، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ، ثُمَّ حَشاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را از نورِ پنهان در علم پيشينِ خود، بيافريد؛ دانشى كه هيچ پيامبرِ فرستاده شده و هيچ فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نكرده است. سپس دانش را نفْسِ خرد قرار داد، و فهميدن را جانِ او، و پارسايى را سرِ او، و آزرم را دو چشم او، و حكمت را زبانش، و مهربانى را دهانش، و رحمت را قلبش. آن گاه با ده ويژگى كه در خرد نهاد، آن را نيرومند كرد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، بخشش، قناعت، تسليم، و سپاس گزارى.
۱.معاني الأخبار: ص 313 ح 1، الخصال: ص 427 ح 4 كلاهما عن يزيد بن الحسين عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 542 ح 1164 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 7، إرشاد القلوب: ص 197 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 107 ح 3.
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و

۱.الزمر: 17 و 18.
۲.البقرة: 163 و 164.
۳.النحل: 12.
۴.غافر: 67.
۵.الجاثية: 5 و تمام الآية «ءَايَـتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ».
۶.البقرة: 164.
۷.الحديد: 17.
۸.الرعد: 4.
۹.الروم: 24.
۱۰.الأنعام: 151.
۱۱.الروم: 28.
۱۲.الكافي: ج 1 ص 13 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 136 ح 30.
عنه عليه السلامـ في كلامٍ لَهُ ـ: أيَّتُهَا النُّفوسُ المُختَلِفَةُ، وَالقُلوبُ المُتَشَتِّتَةُ، الشّاهِدَةُ أبدانُهُم، وَالغائِبَةُ عَنهُم عُقولُهُم، أظأَرُكُم عَلَى الحَقِّ وأنتُم تَنفِرونَ عَنهُ نُفورَ المِعزى مِن وَعوَعَةِ الأَسَدِ! ۱
امام على عليه السلامـ در سخنى از آن حضرت ـ: اى جان هاى گوناگون و دل هاى پراكنده كه بدن هايشان حاضر و خردهايشان از آنها پنهان است! با مهربانىِ تمام، شما را به طرف حق سوق مى دهم، ولى شما از آن مى گريزيد، مانند رميدن بز از غرّش شير.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 131، الإرشاد: ج 1 ص 279، الاحتجاج: ج 1 ص 411 ح 89 وفيهما «أيّها الشاهدة أبدانهم، الغائبة عنهم عقولهم» فقط، بحار الأنوار: ج 77 ص 295 ح 3.
الكافي عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، إنَّ لي جارًا كَثيرَ الصَّلاةِ كَثيرَ الصَّدَقَةِ كَثيرَ الحَجِّ لا بَأسَ بِهِ. فَقالَ: يا إسحاقُ، كَيفَ عَقلُهُ؟ قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، لَيسَ لَهُ عَقلٌ. فَقالَ: لا يُرتَفَعُ بِذلِكَ مِنهُ. ۱
الكافىـ به نقل از اسحاق بن عمّار ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: جانم فدايت! همسايه اى دارم كه بسيار نماز مى خواند، بسيار صدقه مى دهد، بسيار حج به جاى مى آورد و مردى درستكار است. فرمود: «اى اسحاق! خرد او چگونه است؟». گفتم: جانم به قربانت! از خرد، بى بهره است. فرمود: «به همين جهت، اعمالش پذيرفته نمى شود».
۱.الكافي: ج 1 ص 24 ح 19.
الكافي عن أبي يعقوب البغداديّ:قالَ ابنُ السِّكّيتِ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام:. تَاللّهِ ما رَأيتُ مِثلَكَ قَطُّ، فَمَا الحُجَّةُ عَلَى الخَلقِ اليَومَ؟ قالَ: فَقالَ عليه السلام: العَقلُ، يُعرَفُ بِهِ الصّادِقُ عَلَى اللّهِ فَيُصَدِّقُهُ، وَالكاذِبُ عَلَى اللّهِ فَيُكَذِّبُهُ. قالَ: فَقالَ ابنُ السِّكّيتِ: هذا وَاللّهِ هُوَ الجَوابُ. ۱
الكافىـ به نقل از ابو يعقوب بغدادى ـ: ابن سكّيت به امام رضا عليه السلامگفت:. به خدا سوگند، مانند شما كسى را نيافتم! امروزه حجّت خداوند بر مردم چيست؟ فرمود: «خرد. با آن، راستگويان درباره خداوند، شناخته و تصديق مى شوند و دروغگويان درباره خداوند، شناسايى و تكذيب مى شوند». ابن سكّيت گفت: به خدا سوگند، پاسخ، همين است.
۱.الكافي: ج 1 ص 24 ـ 25 ح 20، علل الشرائع: ص 122 ح 6، تحف العقول: ص 450، الاحتجاج: ج 2 ص 438 ح 309، بحار الأنوار: ج 11 ص 70 ح 1.
الإمام زين العابدين عليه السلام:اللّهُمَّ ارزُقني عَقلاً كامِلاً وعَزمًا ثاقِبًا ولُبًّا راجِحًا وقَلبًا ذَكِيًّا وعِلمًا كَثيرًا وأدَبًا بارِعًا، وَاجعَل ذلِكَ كُلَّهُ لي ولا تَجعَلهُ عَلَيَّ، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:بار خدايا! به من خردى كامل، تصميمى استوار، انديشه اى سنگين، دلى تيز بين، دانشى بسيار و ادبى برجسته روزى كن و اينها را به سودم قرار بده و به زيانم قرار مده، به مهربانى ات، اى مهربان ترينِ مهربانان!
۱.المصباح للكفعمي: ص 93، مستدرك الوسائل: ج 10 ص 223 ح 11900 نقلاً عن المزار القديم، بحار الأنوار: ج 87 ص 325 ح 14.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
تفسير العيّاشي عن سليمان بن خالد:سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ: «وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ اُوتِىَ خَيْرًا كَثِيرًا» فَقالَ: إنَّ الحِكمَةَ المَعرِفَةُ وَالتَّفَقُّهُ فِي الدّينِ، فَمَن فَقِهَ مِنكُم فَهُوَ حَكيمٌ. ۱
تفسير العيّاشىـ به نقل از سليمان بن خالد ـ: از امام صادق عليه السلامدرباره آيه: «و به هر كس حكمت داده شود، خيرى فراوان داده شده است» ، سؤال كردم. فرمود: «حكمت، همان شناخت و فقيه شدن در دين است. هر كس از شما كه فقيه گردد، او حكيم است».
۱.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 151 ح 498، بحار الأنوار: ج 1 ص 215 ح 25.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ في كِتابِهِ: «إنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» يَعني: عَقلٌ: وقالَ: «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَـنَ الْحِكْمَةَ». ۱ قالَ: الفَهمَ وَالعَقلَ. يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ ۲، فَأَحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأكمَلُهُم عَقلاً أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ. يا هِشامُ، كَيفَ يَزكو ۳ عِندَ اللّهِ عَمَلُكَ، وأنتَ قَد شَغَلتَ قَلبَكَ عَن أمرِ رَبِّكَ وأطَعتَ هَواكَ عَلى غَلَبَةِ عَقلِكَ؟!. يا هِشامُ، نُصِبَ الحَقُّ لِطاعَةِ اللّهِ، ولا

امام كاظم عليه السلامـ در سفارش به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش فرموده است: «قطعا در اين [عقوبت ها] براى هر صاحب دل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد، عبرتى است» ؛ يعنى [براى كسى كه] خرد [دارد]. وفرموده است: «وبه راستى، لقمان را حكمت داديم» ، [يعنى]فهم وخرد [داديم]. اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولانش را مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه از خداوند خِرد دريافت ۵ كنند [و از بصيرت الهى برخوردار گردند]. بهترين كسانى كه دعوت پيامبران را پاسخ گفتند، آنانى هستند كه از شناختِ نيكو برخوردارند؛ و كسانى داناتر به دستورات و شئون الهى اند كه از خردى نيكوتر بهره مندند؛ و آنانى كه از خردى كامل تر برخوردار باشند، به جايگاهى برجسته تر در دنيا و آخرت دست خواهند يافت. اى هشام! چگونه كارهايت در

۱.لقمان: 37.
۲.قال العلاّمة المجلسي: عقل عن اللّه، أي حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهي إلى اللّه بأن أخذه عن أنبيائه وحججه عليهم السلام، إمّا بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر (مرآة العقول: ج 1 ص 58). وقال الطريحي: عقل عن اللّه: أي عرف عنه، كأن أخذ العلم من كتاب اللّه وسنّة نبيّه صلى الله عليه و آله (مجمع البحرين: ج 2 ص 1250).
۳.الزكاة تكون بمعنى النموّ وبمعنى الطهارة، وهنا يحتملهما (هامش المصدر).
۴.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12، تحف العقول: ص 388، بحار الأنوار: ج 1 ص 139 ح 30.
۵.ر. ك: ص 426 پ 1.
۶.ر. ك: ص 426 پ 1.
۷.ر. ك: ص 426 پ 1.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ في بَيانِ جُنودِ العَقلِ وَالجَهلِ ـ: الحِكمَةُ وضِدُّهَا الهَوى. ۱
امام صادق عليه السلامـ در توصيف سپاهيان خرد و نادانى ـ: [يكى از سربازان خرد]، حكمت است و ضدّ آن، ميل نفسانى است.
۱.الكافي: ج 1 ص 22 ح 14، الخصال: ص 591 ح 13 كلاهما عن سماعة بن مهران، تحف العقول: ص 402 عن الإمام الكاظم عليه السلام.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:الحَمدُ لِلّهِ. الَّذي بَطَنَ مِن خَفِيّاتِ الاُمورِ، وظَهَرَ فِي العُقولِ بِما يُرى في خَلقِهِ مِن عَلاماتِ التَّدبيرِ، الَّذي سُئِلَتِ الأَنبِياءُ عَنهُ فَلَم تَصِفهُ بِحَدٍّ ولا بِبَعضٍ، بَل وَصَفَتهُ بِفِعالِهِ ودَلَّت عَلَيهِ بِآياتِهِ، لا تَستَطيعُ عُقولُ المُتَفَكِّرينَ جَحدَهُ؛ لِأَنَّ مَن كانَتِ السَّماواتُ وَالأَرضُ فِطرَتَهُ وما فيهِنَّ وما بَينَهُنَّ وهُوَ الصّانِعُ لَهُنَّ، فَلا مَدفَعَ لِقُدرَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:ستايش، خداى را سزاست. كه از امور نهانى، پنهان است و بر اثر نشانه هاى تدبير ـ كه در آفريدگان او عيان شده ـ نزد خردها آشكار است؛ آن خدايى كه درباره اش از پيغمبرانش پرسيدند و آنان او را به حد و جزء داشتن نستودند؛ بلكه وى را به افعالش ستودند و به آياتش بدو راهنمايى نمودند. خردِ انديشمندان، او را انكار نمى كند؛ زيرا كسى كه آسمان و زمين و آنچه در ميان آنهاست، آفريده اوست و او سازنده همه آنهاست، قدرتش را بازدارنده اى نيست.
۱.الكافي: ج 1 ص 141 ح 7، التوحيد: ص 31 ح 1 وفيه «بنقص» بدل «ببعض» و «بأفعاله» بدل «بفعاله» وكلاهما عن الحارث الأعور، بحار الأنوار: ج 4 ص 265 ح 14.
عنه صلى الله عليه و آله:التَّوَدُّدُ إلَى النّاسِ نِصفُ العَقلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مهربانى با مردم، نيمى از خردمندى است.
۱.الكافي: ج 2 ص 643 ح 4 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 416 ح 5904 عن زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام، نهج البلاغة: الحكمة 142، تحف العقول: ص 443 عن الإمام الرضا عليه السلام، بحار الأنوار: ج 74 ص 168 ح 35؛ حلية الأولياء: ج 3 ص 195 عن الأصمعي عن الإمام الصادق عليه السلام، الفردوس: ج 2 ص 75 ح 2421 عن الإمام عليّ عليه السلام، مسند الشهاب: ج 1 ص 55 ح 33 عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 3 ص 49 ح 5435.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَنِ العَقلِ ـ: التَّجَرُّعُ لِلغُصَّةِ حَتّى تُنالَ الفُرصَةُ. ۱
امام حسن عليه السلامـ هنگامى كه از ايشان درباره خردمندى پرسيده شد ـ: [يعنى] غم ها را جرعه جرعه نوشيدن تا به فرصت ها دست يافتن.
۱.معاني الأخبار: ص240 ح 1، بحارالأنوار: ج1 ص116 ح9.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام الحسين عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَنِ العَقلِ ـ: التَّجَرُّعُ لِلغُصَّةِ ومُداهَنَةُ الأَعداءِ. ۱
امام حسين عليه السلامـ هنگامى كه از ايشان درباره خردمندى پرسيده شد ـ: غم ها را جرعه جرعه نوشيدن و با دشمنان مدارا كردن.
۱.معاني الأخبار: ص 380 ح 7، الأمالي للصدوق: ص 770 ح 1042 عن أبي سعيد عقيصا، وذكره أيضًا في: ص 358 ح 441 عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عليه السلام وزاد فيه «ومداراة الأصدقاء»، المحاسن: ج 1 ص 310 ح 616 عن الإمام الحسن عليه السلام، روضة الواعظين: ص 8 عن الإمام الرضا عليه السلام وأيضًا عن الإمام الحسن عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 130 ح 13.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَنِ العَقلِ ـ: العَمَلُ بِطاعَةِ اللّهِ، وإنَّ العُمّالَ بِطاعَةِ اللّهِ هُمُ العُقَلاءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه درباره خردمندى از ايشان سؤال شد ـ: [خردمندى،]انجام دادن دستورهاى خداوندى است. همانا خردمندان، كسانى هستند كه به دستورهاى الهى پايبندند.
۱.روضة الواعظين: ص 8، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 20.
الإمام الحسن عليه السلامـ لَمّا سَأَلَهُ أبوهُ عليه السلام عَنِ العَقلِ ـ: حِفظُ قَلبِكَ مَا استَودَعتَهُ. ۱
امام حسن عليه السلامـ هنگامى كه پدرش از او درباره «خردمندى» پرسيد ـ: [خردمندى،]آن است كه آنچه را به دل مى سپارى، نگه بدارد.
۱.معاني الأخبار: ص 401 ح 62 عن شريح بن هاني، بحار الأنوار: ج 1 ص 116 ح 10.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۹۲۵