فیلترها
نتایج جستجو برای «ابو برزه»: ۱۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو برزه اَسلَمى ـ: پيامبر خدا، در پايان، ۳ هر گاه مى خواست از مجلس برخيزد، مى گفت: «پاكا تو ـ اى خداوند ـ و ستايش، تو را! گواهى مى دهم كه معبودى جز تو نيست. از تو آمرزش مى طلبم و به درگاهت توبه مى كنم».
۱.بأخَرَةٍ: أي في آخر جلوسهِ. ويجوز أن يكون في آخرِ عُمرهِ (النهاية: ج 1 ص 29 «أخر»).
۲.سنن أبي داوود: ج 4 ص 265 ح 4859، سنن الدارمي: ج 2 ص 736 ح 2559، مسند ابن حنبل: ج 7 ص 190 ح 19833، مسند أبي يعلى: ج 6 ص 461 ح 7389، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 49 ح 1، كنزالعمّال: ج 9 ص 225 ح 25760.
۳.«در پايان»، يعنى در پايان نشستنش. احتمال هم دارد كه به معناى «پايان عمرش» باشد.
مجمع الزوائد عن أبي بَرزَةَ:صَلَّيتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَبعَةَ عَشَرَ شَهرًا، فَإِذا خَرَجَ مِن بَيتِهِ أتى بابَ فاطِمَةَ فَقالَ: الصَّلاةَ رَحِمَكُمُ اللّهُ «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ» . ۱
مجمع الزوائدـ به نقل از ابو برزه ـ: هفده ماه با پيامبر خدا نماز خواندم. ايشان، هر گاه از خانه خارج مى شد، بر درِ خانه فاطمه عليهاالسلام مى آمد و مى فرمود: «نماز! رحمت خدا بر شما باد! «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد» ».
۱.مجمع الزوائد: ج 9 ص 267 ح 14986.
المعجم الأوسط عن أبي بَرزَةَ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعَةٍ: عَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ، وعُمُرِهِ فيما أفناهُ، ومالِهِ مِن أينَ اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ، وعَن حُبِّ أهلِ البَيتِ. فَقيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، فَما عَلامَةُ حُبِّكُم؟ فَضَرَبَ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از ابو برزه ـ: پيامبر خدا فرمود: «[در روز قيامت] هيچ بنده اى از جاى خود قدم بر نمى دارد، تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از جسمش كه در چه راهى فرسوده است؛ از عمرش كه در چه راهى صرف كرده است؛ از مالش كه از كجا آورده و در چه راهى خرج كرده است؛ و از محبّت نسبت به ما اهل بيت».
گفته شد: اى پيامبر خدا! نشانه دوست داشتن شما چيست؟
ايشان، دست خود را بر شانه على عليه السلام زد.
۱.المعجم الأوسط: ج 2 ص 348 ح 2191.
أبو بَرزَةَ:صَلَّيتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَبعَةَ عَشَرَ شَهرًا، فَإِذا خَرَجَ مِن بَيتِهِ أتى بابَ فاطِمَةَ فَقالَ: الصَّلاةَ رَحِمَكُمُ اللّهُ «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ ۱» .
ابو برزه:هفده ماه با پيامبر خدا نماز خواندم. ايشان هرگاه از خانه خارج مى شد بر در خانه فاطمه مى آمد و مى فرمود: نماز، رحمت خدا بر شما باد «انّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ» .
۱.مجمع الزوائد: 9 / 267 / 14986.
أبو بَرزَةَ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعَةٍ: عَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ، وعُمُرِهِ فيما أفناهُ، ومالِهِ مِن أينَ اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ، وعَن حُبِّ أهلِ البَيتِ. فَقيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، فَما عَلامَةُ حُبِّكُم؟ فَضَرَبَ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ ۱.
ابو برزه:رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: [در روز قيامت] هيچ بنده اى قدم از جاى خود بر ندارد تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از جسمش كه در چه راه آن را فرسوده است، از عمرش كه در چه راه صرف كرده است، از مالش كه از كجا آورده و در چه راه خرج كرده است و از محبّت نسبت به ما خاندان، عرض شد: اى رسول خدا! نشانه دوست داشتن شما چيست؟ حضرت دست خود را بر شانه على زد.
۱.المعجم الأوسط: 2 / 348 / 2191، وراجع المناقب للخوارزميّ: 77 / 59.
صحيح ابن حبّان عن أبي برزة: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: يُبعَثُ يَومَ القِيامَةِ قَومٌ مِن قُبورِهِم تَأَجَّجُ أفواهُهُم نارا. فَقيلَ: مَن هُم يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: ألَمتَرَ اللّهَ يَقولُ: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ الْيَتَـمَى ظُـلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا» . ۱
صحيح ابن حبّان ـ به نقل از ابو برزه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در روز قيامت، گروهى از گورهايشان بر انگيخته مىشوند كه از دهانهايشان آتش شعله مىكشد».
گفته شد: آنان چه كسانى هستند، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «آيا نديدهاى كه خدا مىفرمايد: «كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مىخورند، جز اين نيست كه آتشى در شكم خود فرو مىبرند» ؟».
۱.صحيح ابن حبّان: ج 12 ص 377 ح 5566، مسند أبي يعلى: ج 6 ص 466 ح 7403، موارد الظمآن: ص 639 ح 2580، تفسير ابن كثير: ج 2 ص 195، كنز العمّال: ج 4 ص 18 ح 9283.
الملهوف ـ في قَضِيَّةِ مَجلِسِ يَزيدَ ـ : دَعا يَزيدُ بِقَضيبِ خَيزَرانٍ فَجَعَلَ يَنكُتُ ۱ بِهِ ثَنايا الحُسَينِ عليه السلام، فَأَقبَلَ عَلَيهِ أَبو بَرزَةَ الأَسلَمِيُّ، وَقالَ: وَيحَكَ يا يَزيدُ! أَتَنكُتُ بِقَضيبِكَ ثَغرَ الحُسَينِ بنِ فاطِمَةَ؟ أَشهَدُ لَقَد رَأَيتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله يَرشُفُ ثَناياهُ وَثَنايا أَخيهِ الحَسَنِ وَيَقولُ: أَنتُما سَيِّدا شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ، قَتَلَ اللّهُ قاتِليكُما وَلَعَنَهُ، وَأعَدَّ لَهُ جَهَنَّمَ وَ ساءَت مَصيراً.
قالَ الرّاوي: فَغَضِبَ يَزيدُ وَأَمَرَ بِإِخراجِهِ، فَاُخرِجَ سَحبا. ۲
الملهوف ـ در بيانِ ماجراى مجلس يزيد ـ : يزيد، چوب خيزرانى خواست و با آن به دندانهاى حسين عليه السلام مىزد. ابو برزه اسلمى رو به او كرد و گفت: واى بر تو، اى يزيد! با چوب خود به دهان حسين پسر فاطمه مىزنى؟ من با چشم خود ديدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله دندانهاى پيشين او و برادرش حسن را مىمكيد و مىفرمود: «شما دو تن، سَروَر جوانان اهل بهشتيد. خدا قاتل شما را بكشد و لعنت كند و جهنّم را برايش آماده سازد كه بد بازگشتگاهى است!».
يزيد، خشمگين شد و دستور داد او را [از مجلس] بيرون كنند، و كشان كشان بيرونش بردند.
مجمع الزوائد عن أبي بَرزَةَ:صَلَّيتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَبعَةَ عَشَرَ شَهرًا، فَإِذا خَرَجَ مِن بَيتِهِ أتى بابَ فاطِمَةَ فَقالَ: الصَّلاةَ رَحِمَكُمُ اللّهُ «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ» . ۱
مجمع الزوائدـ به نقل از ابو برزه ـ: هفده ماه با پيامبر خدا نماز خواندم. ايشان، هر گاه از خانه خارج مى شد، بر درِ خانه فاطمه عليهاالسلام مى آمد و مى فرمود: «نماز! رحمت خدا بر شما باد! «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزُدايد» ».
۱.مجمع الزوائد: ج 9 ص 267 ح 14986.
المعجم الأوسط عن أبي بَرزَةَ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعَةٍ: عَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ، وعُمُرِهِ فيما أفناهُ، ومالِهِ مِن أينَ اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ، وعَن حُبِّ أهلِ البَيتِ. فَقيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، فَما عَلامَةُ حُبِّكُم؟ فَضَرَبَ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از ابو برزه ـ: پيامبر خدا فرمود: «[در روز قيامت] هيچ بنده اى از جاى خود قدم بر نمى دارد، تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از جسمش كه در چه راهى فرسوده است؛ از عمرش كه در چه راهى صرف كرده است؛ از مالش كه از كجا آورده و در چه راهى خرج كرده است؛ و از محبّت نسبت به ما اهل بيت».
گفته شد: اى پيامبر خدا! نشانه دوست داشتن شما چيست؟
ايشان، دست خود را بر شانه على عليه السلام زد.
۱.المعجم الأوسط: ج 2 ص 348 ح 2191 وراجع: المناقب للخوارزمي: ص77 ح59.
مسند أبي يعلى عن أبي برزة:كانَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله تِسعُ نِسوَةٍ، فَقالَ يَوما: خَيرُكُنَّ أطوَلُكُنَّ يَدا. فَقامَت كُلُّ واحِدَةٍ تَضَعُ يَدَها عَلَى الجِدارِ، قالَ: لَستُ أعني هذا، ولكِن أصنَعَكُنَّ يَدَينِ. ۱
مسند أبى يَعلىـ به نقل از ابو برزه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله نُه همسر داشت. روزى فرمود: «بهترينِ شما، بلند دست ترين شماست». ۲
هر يك از زنان برخاستند و دست خود را بر ديوار نهادند. فرمود: «مقصودم اين نبود؛ بلكه كسى [بود]كه دستانش بخشنده تر باشد».
سنن أبي داوود عن أبي برزة الأسلمي عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ كانَ يقولُ بأخَرَةٍ إذا أرادَ أن يَقومَ مِن المَجلسِ ـ: سبحانكَ اللّهُمَّ وبحَمدِكَ، أشهَدُ أن لا إلهَ إلّا أنتَ، أستَغفِرُكَ وأتوبُ إلَيكَ. فقالَ رجُلٌ: يا رسولَ اللّهِ، إنّكَ لَتَقولُ قولاً ما كُنتَ تَقولُهُ فيما مضى! قالَ: كفّارَةٌ لِما يكونُ في المَجلِسِ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو برزه ـ: پيامبر خدا آن گاه كه مى خواست از مجلس برخيزد، در آخرين جمله مى فرمود: «سبحانك اللّهم و بحمدك. أشهد أن لا إله إلّا أنت. أستغفرك و أتوب إليك».
مردى گفت: اى پيامبر خدا! سخنى مى گوييد كه در گذشته آن را نمى گفتيد!
فرمود: «كفّاره چيزهايى است كه در مجلس مى گذرد».
۱.سنن أبي داوود: ج 4 ص 265 ح 4859.
حلية الأولياء عن شُمَيط بن عَجلان:حَدَّثَ مُؤَذِّنُ بَني كَعبٍ قالَ: بَينا أنَا أسيرُ في أرضٍ قَفراءَ ۱ إذ أذَّنتُ، فَقالَ لي قائِلٌ مِن خَلفي: نِعمَ ما أدَّبَكَ اللّهُ. فَالتَفَتُّ فَإِذا أبو بَرزَةَ الأَسلَمِيُّ، فَقالَ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: ما مِن عَبدٍ أذَّنَ في أرضٍ قَفرٍ فَتَبقى شَجَرَةٌ ولا مَدَرَةٌ ۲ ولا تُرابٌ ولا شَيءٌ إلَا استَحلَى البُكاءَ؛ لِقِلَّةِ ذاكِرِي اللّهِ في ذلِكَ المَكانِ. ۳
حلية الأولياءـ به نقل از شُمَيط بن عَجلان ـ: مؤذّن بنى كعب، حديث كرد و گفت: من در بيابانى بى آب و علف گرفتار شده بودم كه اذان گفتم. پس گوينده اى از پشت سرم به من گفت: خداوند، چه نيكو تو را ادب آموخته است!
برگشتم. ديدم كه ابو بَرْزه اسلمى است. گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: «هيچ بنده اى نيست كه در بيابانى بى آب و علف اذان بگويد، مگر آن كه هر درخت و گياه و كلوخ و خاك و هر چيز ديگرى كه در آن جا هست، به واسطه اندك بودن ياد كنندگان خدا در آن مكان، گريه كردن را شيرين مى يابد».
وقعة صفّين عن أبي برزة الأسلمي:إنَّهُم كانوا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَمِعوا غِناءً، فَتَشَرَّفوا لَهُ ۱، فَقامَ رَجُلٌ فَاستَمَعَ لَهُ، وذاكَ قَبلَ أن تُحَرَّمَ الخَمرُ، فَأَتاهُم ثُمَّ رَجَعَ فَقالَ: هذا مُعاوِيَةُ وعَمرُو بنُ العاصِ يُجيبُ أحَدُهُمَا الآخَرَ وهُوَ يَقولُ:
يَزالُ حَوارِيٌّ تَلوحُ عِظامُهُ
زَوَى الحَربَ عَنهُ أن يُحَسَّ ۲ فَيُقبَرا
فَرَفَعَ رَسولُ اللّهِ يَدَيهِ، فَقالَ:
اللّهُمَّ اركُسهُم فِي الفِتنَةِ رَكسا، اللّهُمَّ دُعَّهُم إلَى النّارِ دَعّا. ۳
وقعة صفّينـ به نقل از ابو بَرزه اَسلَمى: اصحاب، با پيامبر خدا بودند كه صداى آوازى شنيدند. نگريستند كه صدا از كجا مى آيد. مردى رفت و گوش داد ـو اين، پيش از تحريم شراب بود ـ و باز آمد و گفت: معاويه و عمرو بن عاص اند كه يكى در جواب آواز ديگرى مى خوانَد:
هنوز استخوان هاى آن يار نزديك، هويداست
و او را از اين كه در جنگ به سختى كشته شده و به گور سپرده شود، باز مى دارد.
پس پيامبر خدا، دست هايش را به آسمان برداشت و گفت: «بار خدايا! آنها را به سختى، در فتنه سرنگون كن. بار خدايا! آنها را به سختى، به سوى آتش بِران».
۱.هكذا في المصدر، ولعلّه من التشرّف للشيء: التطلّع والنظر إليه (لسان العرب: ج 9 ص 172 «شرف»). أو أنّ الصواب «فتشوَّقوا له» كما في مسند أبي يعلى؛ من الشوق والاشتياق: نزاع النفس إلى الشيء (لسان العرب: ج 10 ص 192 «شوق»).
۲.الحَسّ: القتل والاستئصال (القاموس المحيط: ج 2 ص 206 «حسس»).
۳.وقعة صفّين: ص 219، بحار الأنوار: ج 33 ص 189 ح 469؛ مسند أبي يعلى: ج 6 ص 464 ح 7400.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیدعا و ذکرکسانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله +1 مورد دیگر