حدیث دربارهفضيلت اذان

حلية الأولياء عن شُمَيط بن عَجلان:حَدَّثَ مُؤَذِّنُ بَني كَعبٍ قالَ: بَينا أنَا أسيرُ في أرضٍ قَفراءَ ۱ إذ أذَّنتُ، فَقالَ لي قائِلٌ مِن خَلفي: نِعمَ ما أدَّبَكَ اللّهُ. فَالتَفَتُّ فَإِذا أبو بَرزَةَ الأَسلَمِيُّ، فَقالَ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: ما مِن عَبدٍ أذَّنَ في أرضٍ قَفرٍ فَتَبقى شَجَرَةٌ ولا مَدَرَةٌ ۲ ولا تُرابٌ ولا شَيءٌ إلَا استَحلَى البُكاءَ؛ لِقِلَّةِ ذاكِرِي اللّهِ في ذلِكَ المَكانِ. ۳
حلية الأولياءـ به نقل از شُمَيط بن عَجلان ـ: مؤذّن بنى كعب، حديث كرد و گفت: من در بيابانى بى آب و علف گرفتار شده بودم كه اذان گفتم. پس گوينده اى از پشت سرم به من گفت: خداوند، چه نيكو تو را ادب آموخته است! برگشتم. ديدم كه ابو بَرْزه اسلمى است. گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: «هيچ بنده اى نيست كه در بيابانى بى آب و علف اذان بگويد، مگر آن كه هر درخت و گياه و كلوخ و خاك و هر چيز ديگرى كه در آن جا هست، به واسطه اندك بودن ياد كنندگان خدا در آن مكان، گريه كردن را شيرين مى يابد».
۱.القَفْر والقَفْرة: الخلاء من الأرض لا ماء به ولا نبات؛ يقال: أرضٌ قَفرٌ ومفازَة قَفْرٌ وقَفْرة (تاج العروس: ج 7 ص 410 «قفر»).
۲.المَدَر: قِطَع الطين اليابس، وقيل: الطين العِلْك الذي لا رملَ فيه، واحدته مَدَرَة (لسان العرب: ج 5 ص 162 «مدر»).
۳.حلية الأولياء: ج 3 ص 132.

احادیث دیگر این موضوع

۸