فضيلت اذان

12 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الأَذانُ نورٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اذان، نور (مايه روشنايى) است.
۱.جامع الأخبار: ص 172 ح 405 عن الإمام عليّ عليه السلام، بحارالأنوار: ج 84 ص 154 ح 49.
عنه صلى الله عليه و آله:يا بِلالُ أقِمِ الصَّلاةَ، أرِحنا بِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى بلال! [با گفتن اذان] نماز را به پا دار و به وسيله آن، ما را آسودگى (شادمانى) بخش.
۱.سنن أبي داوود: ج 4 ص 296 ح 4985 عن مسعر.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أهلَ السَّماءِ لا يَسمَعونَ شَيئا مِن أهلِ الأَرضِ إلَا الأَذانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل آسمان از اهل زمين، چيزى جز [بانگ] اذان نمى شنوند.
۱.مسند عبد اللّه بن عمر: ص 24 ح 12 عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آلهـ كانَ يَقولُ لِبِلالٍ إذا دَخَلَ الوَقتُ ـ: يا بِلالُ، اعلُ فَوقَ الجِدارِ وَارفَع صَوتَكَ بِالأَذانِ، فَإِنَّ اللّهَ قَد وَكَّلَ بِالأَذانِ ريحا تَرفَعُهُ إلَى السَّماءِ، وإنَّ المَلائِكَةَ إذا سَمِعُوا الأَذانَ مِن أهلِ الأَرضِ قالوا: هذِهِ أصواتُ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بِتَوحيدِ اللّهِ عز و جل. ويَستَغفِرونَ لِاُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله حَتّى يَفرُغوا مِن تِلكَ الصَّلاةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به بلال، هر گاه كه وقت نماز مى شد ـ: اى بلال! بالاى ديوار برو و صدايت را به اذان، بلند كن؛ زيرا خداوند، بادى را براى اذان گماشته است كه آن را به آسمان فراز مى برد، و فرشتگان هر گاه بانگ اذانِ اهل زمين را بشنوند، مى گويند: «اين [صداها]، صداى امّت محمّد است كه به توحيد خداوند عز و جل بلند است» و براى امّت محمّد صلى الله عليه و آله، تا زمانى كه آن نماز را تمام كنند، پيوسته آمرزش مى طلبند.
۱.الكافي: ج 3 ص 307 ح 31 عن عبداللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 84 ص 148 ح 42.
حلية الأولياء عن شُمَيط بن عَجلان:حَدَّثَ مُؤَذِّنُ بَني كَعبٍ قالَ: بَينا أنَا أسيرُ في أرضٍ قَفراءَ ۱ إذ أذَّنتُ، فَقالَ لي قائِلٌ مِن خَلفي: نِعمَ ما أدَّبَكَ اللّهُ. فَالتَفَتُّ فَإِذا أبو بَرزَةَ الأَسلَمِيُّ، فَقالَ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: ما مِن عَبدٍ أذَّنَ في أرضٍ قَفرٍ فَتَبقى شَجَرَةٌ ولا مَدَرَةٌ ۲ ولا تُرابٌ ولا شَيءٌ إلَا استَحلَى البُكاءَ؛ لِقِلَّةِ ذاكِرِي اللّهِ في ذلِكَ المَكانِ. ۳
حلية الأولياءـ به نقل از شُمَيط بن عَجلان ـ: مؤذّن بنى كعب، حديث كرد و گفت: من در بيابانى بى آب و علف گرفتار شده بودم كه اذان گفتم. پس گوينده اى از پشت سرم به من گفت: خداوند، چه نيكو تو را ادب آموخته است! برگشتم. ديدم كه ابو بَرْزه اسلمى است. گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: «هيچ بنده اى نيست كه در بيابانى بى آب و علف اذان بگويد، مگر آن كه هر درخت و گياه و كلوخ و خاك و هر چيز ديگرى كه در آن جا هست، به واسطه اندك بودن ياد كنندگان خدا در آن مكان، گريه كردن را شيرين مى يابد».
۱.القَفْر والقَفْرة: الخلاء من الأرض لا ماء به ولا نبات؛ يقال: أرضٌ قَفرٌ ومفازَة قَفْرٌ وقَفْرة (تاج العروس: ج 7 ص 410 «قفر»).
۲.المَدَر: قِطَع الطين اليابس، وقيل: الطين العِلْك الذي لا رملَ فيه، واحدته مَدَرَة (لسان العرب: ج 5 ص 162 «مدر»).
۳.حلية الأولياء: ج 3 ص 132.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، إذا كانَ العَبدُ في أرضٍ قَفرٍ فَتَوَضَّأَ أو تَيَمَّمَ ثُمَّ أذَّنَ وأقامَ وصَلّى، أمَرَ اللّهُ عز و جل المَلائِكَةَ فَصَفّوا خَلفَهُ صَفّا لا يُرى طَرَفاهُ، يَركَعونَ بِرُكوعِهِ ويَسجُدونَ بِسُجودِهِ ويُؤَمِّنونَ عَلى دُعائِهِ. يا أبا ذَرٍّ، مَن أقامَ ولَم يُؤَذِّن لَم يُصَلِّ مَعَهُ إلَا المَلَكانِ اللَّذانِ مَعَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! بنده، هر گاه در بيابانى بى آب و علف باشد و وضو بگيرد يا تيمّم كند و سپس اذان و اقامه بگويد و نماز بخواند، خداوند عز و جل به فرشتگان دستور مى دهد كه پشت سرِ او صف كشند، چندان كه ابتدا و انتهاى آن صف، ناپيداست، و با ركوع او ركوع كنند و با سجود او به سجده روند و براى دعايش «آمين» بگويند. اى ابو ذر! هر كس اقامه بگويد و اذان نگويد، تنها آن دو فرشته اى كه همراهش هستند، با او نماز مى گزارند.
۱.الأمالي للطوسي: ص535 ح1162 عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 84 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن رَجُلٍ يَكونُ بِأَرضِ فيءٍ ۱ فَيُؤَذِّنُ بِحَضرَةِ الصَّلاةِ ويُقيمُ الصَّلاةَ فَيُصَلّي، إلّا صَفَّ خَلفَهُ مِنَ المَلائِكَةِ ما لا يُرى قُطراهُ، يَركَعونَ بِرُكوعِهِ ويَسجُدونَ بِسُجودِهِ ويُؤَمِّنونَ عَلى دُعائِهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر مردى كه در سرزمينى خشك و خالى باشد و با فرا رسيدن وقت نماز، اذان و اقامه بگويد و نماز بگزارد، فرشتگان در پشت سرِ او، چندان صف مى كشند كه دو سوى آن، ناپيدا باشد و با ركوع او ركوع مى كنند و با سجودش به سجده مى روند و براى دعايش «آمين» مى گويند.
۱.كذا في المصدر، وفي كنز العمّال «بأرضِ قِيٍّ». والقِيّ: فِعلٌ من القَواء؛ وهي الأرض القَفْر الخالية (النهاية: ج 4 ص 136 «قيى»).
۲.السنن الكبرى: ج 1 ص 597 ح 1908 عن سلمان.
عنه صلى الله عليه و آله:لَو عَلِمَ النّاسُ ما فِي الأَذانِ لَتَحارّوهُ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر مردم مى دانستند كه چه [فضيلتى] در اذان هست، بر سر [گفتن]آن، با يكديگر مى جنگيدند. ۳
۱.كذا في المصدر، وفي إتحاف السادة المتّقين: «لتحاربوه» ولعلّه الصواب بقرينة الأحاديث التالية له. أو أنّ الصواب: «لتحرّوه»؛ من التحرّي: القصد والإجتهاد في الطلب، والعزم على تخصيص الشيء بالفعل والقول (اُنظر النهاية: ج 1 ص 376 «حرا»).
۲.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 1 ص 254 ح 6 عن هشام بن يحيى.
۳.. عبارت پايانى اين حديث، در المصنّف ابن ابى شيبه، «لتحارّوه» است كه چندان معناى روشنى ندارد؛ امّا در إتحاف السادة المتّقين، «لتحاربوه (با يكديگر مى جنگيدند)» آمده كه به قرينه احاديث بعد، شايد همين درست باشد. يا شايد درستش، «لتحرّوه» باشد؛ از «تحرّى» به معناى: در دستيابى به چيزى يا در كارى يا گفتارى، از همديگر پيشى گرفتن.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ لَو تَعلَمُ اُمَّتي ما لَهُم فيها لَضَرَبوا عَلَيها بِالسِّهامِ: الأَذانُ، وَالعَدوُ إلى يَومِ الجُمُعَةِ ۱، وَالصَّفُّ الأَوَّلُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه اگر امّت من بدانند كه چه [فضيلتى] در آنها هست، بر سر آن، قرعه مى زنند (با تير، يكديگر را مى زنند): اذان، شتافتن به نماز جمعه، و صف اوّل [ـِ نماز جماعت].
۱.كذا في المصدر، وفي أغلب المصادر الاُخرى «والغدو إلى الجمعة»، وهو الأظهر.
۲.النوادر للراوندي: ص 149 ح 211، بحارالأنوار: ج 89 ص 197 ح 44.
الإمام عليّ عليه السلام:قُلنا: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّكَ رَغَّبتَنا فِي الأَذانِ حَتّى قَد خِفنا أن يَضطَرِبَ عَلَيهِ اُمَّتُكَ بِالسُّيوفِ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أما إنَّهُ لَن يَعدُوَ ۱ ضُعَفاءَكُم. ۲
امام على عليه السلام:گفتيم: اى پيامبر خدا! شما ما را چندان به اذان گفتن ترغيب كرديد كه ترسيديم امّت تو بر سر آن، با شمشير به جان هم بيفتند! پيامبر خدا فرمود: «[با اين حال،] اذان گفتن، هرگز از فقيرانِ شما فراتر نخواهد رفت».
۱.عَدَوْتُه أعدوه؛ تَجاوزتُه إلى غيره (المصباح المنير: ص 397 «عَدَا»).
۲.الجعفريّات: ص 245 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 84 ص 157 ح 55.
عنه عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لِلمُؤَذِّنِ فيما بَينَ الأَذانِ وَالإِقامَةِ مِثلُ أجرِ الشَّهيدِ المُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ في سَبيلِ اللّهِ. قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ إنَّهُم يَجتَلِدونَ ۱ عَلَى الأَذانِ؟ قالَ: كَلّا، إنَّهُ يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ يَطرَحونَ الأَذانَ عَلى ضُعَفائِهِم، وتِلكَ لُحومٌ حَرَّمَهَا اللّهُ عَلَى النّارِ. ۲
امام على عليه السلام:پيامبر خدا فرمود: «مؤذّن، در فاصله ميان اذان و اقامه، پاداشى همانند مزد شهيدِ به خون غلتيده در راه خدا دارد». گفتم: اى پيامبر خدا! [با اين ترغيب هاى شما] آنان بر سرِ گفتن اذان، با شمشير به جان يكديگر خواهند افتاد! فرمود: «هرگز! زمانى بر مردم مى آيد كه اذان گفتن را به عهده فقيرانشان مى افكنند، و آنان گوشت هايى هستند كه خداوند، آنها را بر آتش، حرام كرده است».
۱.تَجالدَ القوم بالسيوف واجتَلَدوا، وجالَدناهم بالسيوف مجالدةً: ضاربناهم (لسان العرب: ج3 ص125 «جلد»).
۲.تهذيب الأحكام: ج 2 ص 283 ح 1130 عن عيسى بن عبداللّه عن أبيه عن جدّه، بحارالأنوار: ج 84 ص 147 ح 40.
مستدرك الوسائل عن جابر بن عبد اللّه عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله، قال:سَمِعتُهُ يَقولُ: اللّهُمَّ اغفِرِ لِلمُؤَذِّنينَ ـ ثَلاثا ـ فَقُلتُ لَهُ: يا رَسولَ اللّهِ! إنّا نَضرِبُ بِالسَّيفِ عَلَى الأَذانِ وما دَعوتَ لَنا كَما تَدعو لِلمُؤَذِّنينَ؟! فَقالَ: يا جابِرُ، اعلَم أنَّهُ سَيَأتي زَمانٌ عَلَى النّاسِ يَكِلونَ الأَذانَ إلَى الضُّعَفاءِ، وإنَّ لُحوما مُحَرَّمَةٌ عَلَى النّارِ، وهِيَ لُحومُ المُؤَذِّنينَ. ۱
مستدرك الوسائلـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: شنيدم كه پيامبر خدا مى فرمايد: «خدايا! مؤذّنان را بيامرز» و اين جمله را سه بار فرمود. گفتم: اى پيامبر خدا! ما براى اذان، شمشير مى زنيم؛ ولى شما اين گونه كه براى مؤذّنان دعا كردى، براى ما دعا ننموده اى؟ فرمود: «اى جابر! بدان، زمانى بر مردم فرا مى رسد كه اذان گفتن را به فقيرانشان مى سپارند. گوشت هايى وجود دارند كه بر آتش، حرام اند. اينها همان گوشت هاى مؤذّنان است».
۱.مستدرك الوسائل: ج 4 ص 22 ح 4080 نقلاً عن أبي الفتوح الرازي في تفسيره.