نتایج جستجو برای «آنچه در مصرف دارایی های خصوصی شایسته است»: ۲۷ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ المُؤمِنَ أخَذَ عَنِ اللّهِ ـ سُبحانَهُ وتَعالى ـ أدَبا حَسَنا: إذا وَسَّعَ عَلَيهِ وَسَّعَ عَلى نَفسِهِ، وإذا أمسَكَ عَلَيهِ أمسَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر آينه مؤمن از خداوند سبحان و متعال، ادبى نيكو برگرفته است: چون بر او فراخ گيرد، او هم بر خويش گشاه دستى مى كند؛ و چون بر او تنگ گيرد، او هم [بر خود]تنگ گيرانه رفتار مى كند.
۱.. شُعب الإيمان: ج 5 ص 259 ح 6591 عن ابن عمر.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا كانَ أحَدُكُم فَقيرا فَليَبدَأ بِنَفسِهِ، فَإِن كانَ فَضلاً فَعَلى عِيالِهِ، فَإِن كانَ فَضلاً فَعَلى قَرابَتِهِ أو عَلى ذي رَحِمِهِ، فَإِن كانَ فَضلاً فَهاهُنا وهاهُنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر يك از شما كه فقير است، نخست به خود بپردازد. اگر مالى افزون آمد، به خانواده اش بدهد. اگر بيشينه اى مانْد، به خويشاوندان يا پيوستگانش بپردازد، و اگر باز هم ماند، اين سو و آن سو هزينه كند.
۱.. سنن النسائي: ج 7 ص 304 عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله:أفضَلُ دينارٍ يُنفِقُهُ الرَّجُلُ: دينارٌ يُنفِقُهُ عَلى عِيالِهِ، ودينارٌ يُنفِقُهُ الرَّجُلُ عَلى دابَّتِهِ في سَبيلِ اللّهِ، ودينارٌ يُنفِقُهُ عَلى أصحابِهِ في سَبيلِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برترين مالى كه مرد هزينه مى كند، چنين است: مالى كه به مصرف خانواده خود مى رساند؛ آنچه هزينه چارپاى خويش مى كند تا با آن در راه خدا تلاش كند؛ و مالى كه در مسير خداوند، براى دوستانش هزينه مى كند.
۱.. صحيح مسلم: ج 2 ص 692 ح 38 عن ثوبان.
مستدرك الوسائل عن أنس:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ألا اُنَبِّئُكُم بِخَمسَةِ دَنانيرَ بِأَحسَنِها وأفضَلِها؟ قالوا: بَلى. قالَ: أفضَلُ الخَمسَةِ: الدّينارُ الَّذي تُنفِقُهُ عَلى والِدَتِكَ، وأفضَلُ الأَربَعَةِ: الدّينارُ الَّذي تُنفِقُهُ عَلى والِدِكَ، وأفضَلُ الثَّلاثَةِ: الدّينارُ الَّذي تُنفِقُهُ عَلى نَفسِكَ وأهلِكَ، وأفضَلُ الدّينارَينِ: الدّينارُ الَّذي تُنفِقُهُ عَلى قَرابَتِكَ، وأخَسُّها وأقَلُّها أجرا: الدّينارُ الَّذي تُنفِقُهُ في سَبيلِ اللّهِ. ۱
مستدرك الوسائلـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا فرمود: «آيا آگاهتان كنم كه از پنج دينار، كدام نيكوتر و برتر است؟». گفتند: آرى. فرمود: «برترينِ پنج دينار، آن است كه براى مادر خويش هزينه كنى؛ و از چهار دينار باقى مانده، آن كه براى پدرت هزينه سازى؛ و از سه دينار، آن كه براى خود و خانواده ات مصرف نمايى؛ و از دو دينار، آن كه به مصرف خويشاوندانت رسانى؛ و فروترين و كم پاداش ترين دينار، آن است كه [در مصارف ديگر] براى خدا انفاق كنى».
۱.. مستدرك الوسائل: ج 7 ص 241 ح 8141 نقلاً عن ابن أبي جمهور في درر اللآلي.
الإمام الرضا عليه السلام:أتى رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بِدينارَينِ، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، اُريدُ أن أحمِلَ بِهِما في سَبيلِ اللّهِ. قالَ: ألَكَ والِدانِ أو أحَدُهُما؟ قالَ: نَعَم. قالَ: اِذهَب فَأَنفِقهُما عَلى والِدَيكَ؛ فَهُوَ خَيرٌ لَكَ أن تَحمِلَ بِهِما في سَبيلِ اللّهِ. فَرَجَعَ فَفَعَلَ. فَأَتاهُ بِدينارَينِ آخَرَينِ، قالَ: قَد فَعَلتُ، وهذانِ دينارانِ اُريدُ أن أحمِلَ بِهِما في سَبيلِ اللّهِ. قالَ: ألَكَ وَلَدٌ؟ قالَ: نَعَم. قالَ عليه السلام: فَاذهَب فَأَنفِقهُما عَلى وَلَدِكَ؛ فَهُوَ خَيرٌ لَكَ أن تَحمِلَ بِهِما في سَبيلِ اللّهِ. فَرَجَعَ فَفَعَلَ. فَأَتاهُ بِدينارَينِ آخَرَينِ، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، قَد فَعَلتُ، وهذانِ دينارانِ آخَرانِ اُريدُ أن أحمِلَ

امام رضا عليه السلام:مردى دو دينار نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد و گفت: اى پيامبر خدا! مى خواهم اين دو را در راه خدا هزينه كنم. فرمود: «آيا پدر و مادرت يا يكى از آن دو، زنده اند؟». گفت: آرى. فرمود: «روانه شو و آن دو دينار را براى آنان هزينه كن، كه براى تو بهتر از آن است كه در راه خدا انفاق كنى». پس باز گشت و چنان كرد. آن گاه، دو دينار ديگر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد و گفت: آن كار را كردم. اكنون مى خواهم اين دو دينار را در راه خدا صرف كنم. فرمود: «آيا فرزند دارى؟». گفت: آرى. فرمود: «برو و آن دو دينار را براى فرزندت هزينه كن، كه اين، براى تو بهتر از آن است كه در راه خدا انفاق ورزى». پس باز گشت و چنان كرد. سپس دو دينار ديگر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد

۱.. تهذيب الأحكام: ج 6 ص 171 ح 330 عن أبي الحسين الرازي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خِيارُكُم أحسَنُكُم أخلاقا، وأخَفُّكُم مَؤونَةً، وأخفَضُكُم لِأَهلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيك ترينانِ شما آنان اند كه خُلقشان نيك تر باشد، سبك بارتر باشند، و زندگى را بر خانواده خويش آسان تر گيرند.
۱.. مستدرك الوسائل: ج 8 ص 448 ح 9963 نقلاً عن أبي القاسم الكوفي في كتاب الأخلاق.
التمحيص:رُوِيَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: لا يَكمُلُ المُؤمِنُ إيمانُهُ حَتّى يَحتَوِيَ عَلى مِائَةٍ وثَلاثِ خِصالٍ؛ فِعلٍ وعَمَلٍ ونِيَّةٍ، وظاهِرٍ وباطِنٍ. فَقالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: يا رَسولَ اللّهِ، ما يَكونُ المِائَةُ وثَلاثُ خِصالٍ؟ فَقالَ: يا عَلِيُّ، مِن صِفاتِ المُؤمِنِ:. لا يَأتي بِما يَشتَهي؛ الفَقرُ شِعارُهُ، وَالصَّبرُ دِثارُهُ؛ ۱ قَليلُ المَؤونَةِ، كَثيرُ المَعونَةِ، كَثيرُ الصِّيامِ. ۲
التمحيص:روايت شده است كه پيامبر خدا فرمود: «ايمانِ مؤمن، كمال نمى پذيرد، مگر آن كه صد و سه ويژگى داشته باشد، [هم] در كار و رفتار، و [هم] در نيّت، [خواه]در ظاهر و [خواه]در باطن». امير مؤمنان گفت: اى پيامبر خدا! آن صد و سه ويژگى چيستند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى على! از ويژگى هاى مؤمنان، چنين است:. به هر چه دلش بخواهد، روى نمى آورد؛ فقر، نشانه اوست؛ صبر، جامه اوست؛ سبك بار است؛ به ديگران، بسيار يارى مى رسانَد؛ و فراوان روزه مى گيرد.».
۱.. في الطبعة المعتمدة: «ثاره»، والصحيح ما أثبتناه كما في بعض النسخ.
۲.. التمحيص: ص 74 ح 171، بحار الأنوار: ج 67 ص 310 ح 45.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمَدُ، وعِزَّتي وجَلالي، ما مِن عَبدٍ ضَمِنَ لي بِأَربَعِ خِصالٍ إلّا أدخَلتُهُ الجَنَّةَ: يَطوي لِسانَهُ فَلا يَفتَحُهُ إلّا بِما يَعنيهِ، ويَحفَظُ قَلبَهُ مِنَ الوَسواسِ، ويَحفَظُ عِلمي ونَظَري إلَيهِ، ويَكونُ قُرَّةُ عَينَيهِ الجوعَ. يا أحمَدُ، لَو ذُقتَ حَلاوَةَ الجوعِ وَالصَّمتِ وَالخَلوَةِ، وما وَرِثوا مِنها! قالَ: يا رَبِّ، ما ميراثُ الجوعِ؟ قالَ: الحِكمَةُ، وحِفظُ القَلبِ، وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ، وَالحُزنُ الدّائِمُ، وخِفَّةُ المَؤونَةِ بَينَ النّاسِ، وقَولُ الحَقِّ، ولا يُبالي عاشَ بِيُسرٍ أم بِعُسرٍ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال فرمود: «. اى احمد! به سرافرازى و شكوهم سوگند، هيچ بنده اى نيست كه بهره ورى از چهار ويژگى را براى من تعهّد كند و من، او را به بهشت نبرم: [بنده اى كه] زبانش را در هم مى پيچد و آن را جز براى سخنى بايسته نمى گشايد؛ قلبش را از وسواس نگاه مى دارد؛ دانش و نظرداشت من به خودش را مى پوشانَد (رازدار است)؛ و گرسنگى، خُنكاىِ چشمان اوست. اى احمد! كاش شيرينىِ گرسنگى، سكوت و تنهايى را مى چشيدى و [نيز] آنچه را از آن به ميراث بردند». گفت: اى پروردگار من! ميراثِ گرسنگى چيست؟ فرمود: «حكمت، نگه داشتنِ قلب، نزديكى به من، اندوه هميشگى، سبك بارى ميان مردم، لب به حق گشودن، و بى توجّهى به آسان يا سخت زيستن».
۱.. إرشاد القلوب: ص 200، بحار الأنوار: ج 77 ص 22 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَم نُبعَث لِجَمعِ المالِ، ولكِن بُعِثنا لِاءِنفاقِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما نه براى گرد آوردنِ مال، كه براى انفاقِ آن، برانگيخته شده ايم.
۱.. مشكاة الأنوار: ص 321 ح 1018 عن الإمام الصادق عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:طوبى لِمَن. أنفَقَ مالاً جَمَعَهُ في غَيرِ مَعصِيَةٍ، ورَحِمَ أهلَ الذِّلَةِ وَالمَسكَنَةِ. طوبى لِمَن ذَلَّ في نَفسِهِ، وطابَ كَسبُهُ. طوبى لِمَن عَمِلَ بِعِلمِهِ، وأنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ، وأمسَكَ الفَضلَ مِن قَولِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوشا بر آن كه. مالى را كه بدون گناه فراهم آورده، انفاق كند و بر ناتوانان و تنگ دستان رحم آورَد!. خوشا بر آن كه در درون، رام باشد و پيشه اش پاكيزه باشد!. خوشا بر آن كه به علم خويش عمل كند و افزونِ مالش را ببخشد و از سخنِ فراتر از اندازه، خوددارى ورزد!
۱.. السنن الكبرى: ج 4 ص 306 ح 7783 عن ركب المصري؛ الأمالي للطوسي: ص 539 ح 1162 عن أبي ذرّ عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 81 ص 268 ح 27.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ: اِبنَ آدَمَ! مُلكي مُلكي، ومالي مالي، يا مِسكينُ! أينَ كُنتَ حَيثُ كانَ المُلكُ ولَم تَكُن؟! وهَل لَكَ إلّا ما أكَلتَ فَأَفنَيتَ، أو لَبِستَ فَأَبلَيتَ، أو تَصَدَّقتَ فَأَبقَيتَ؟! إمّا مَرحومٌ بِهِ وإمّا مُعاقَبٌ عَلَيهِ، فَاعقِل أن لا يَكونَ مالُ غَيرِكَ أحَبَّ إلَيكَ مِن مالِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند مى فرمايد: «اى زاده آدم! اين مُلك، از آنِ من است و اين مال، از آنِ من است. اى تنگ دست! كجا بودى آن گاه كه اين مُلك بود و تو نبودى؟ و آيا از آنِ توست چيزى جز آنچه مى خورى و از ميانش مى برى، يا آنچه مى پوشى و پوسيده اش مى كنى، يا آنچه صدقه مى دهى و جاويدش مى سازى؟ كه براى آن، يا از رحمت خدا نصيب مى برى و يا كيفر مى بينى؟ پس بينديش تا مالى كه از آنِ غير توست، برايت از مال خودت دوست داشتنى تر نباشد».
۱.. مصباح الشريعة: ص 300، بحار الأنوار: ج 71 ص 356 ح 17.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ العَبدُ: مالي مالي، وإنَّما لَهُ مِن مالِهِ ثَلاثٌ: ما أكَلَ فَأَفنى، أو لَبِسَ فَأَبلى، أو أعطى فَاقتَنى؛ وما سِوى ذلِكَ فَهُوَ ذاهِبٌ وتارِكُهُ لِلنّاسِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بنده مى گويد: «مال، از آنِ من است»، حال آن كه از آن مال، سه چيز از آنِ اوست: آنچه مى خورد و فانى مى كند؛ آنچه مى پوشد و مى پوسانَد؛ و آنچه مى بخشد و ذخيره مى سازد. و جز اين [سومى]، همه رفتنى است و آنچه از آن مى مانَد، به ديگران مى رسد.
۱.. صحيح مسلم: ج 4 ص 2273 ح 4 عن أبي هريرة.
صحيح مسلم عن مطرّف عن أبيه:أتَيتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَقرَأُ «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ» ، قالَ: يَقولُ ابنُ آدَمَ: مالي مالي. قالَ: وهَل لَكَ يَابنَ آدَمَ مِن مالِكَ إلّا ما أكَلتَ فَأَفنَيتَ، أو لَبِستَ فَأَبلَيتَ، أو تَصَدَّقتَ فَأَمضَيتَ؟! ۱
صحيح مسلمـ به نقل از مطرّف، از پدرش ـ: نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم. مشغول تلاوت اين آيه بود: «شما را افتخار بر يكديگر به افزونى، سرگرم كرد» . فرمود: «زاده آدم مى گويد: مال از آنِ من است. اى آدميزاد! آيا از مالت چيزى از آنِ توست، جز آنچه مى خورى و فانى مى سازى، يا آنچه مى پوشى و مى پوسانى، يا آنچه صدقه مى دهى و جارى مى سازى؟».
۱.. صحيح مسلم: ج 4 ص 2273 ح 3.
سنن النسائي عن عبد اللّه:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أيُّكُم مالُ وارِثِهِ أحَبُّ إلَيهِ مِن مالِهِ؟ قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، ما مِنّا مِن أحَدٍ إلّا مالُهُ أحَبُّ إلَيهِ مِن مالِ وارِثِهِ. قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اِعلَموا أنَّهُ لَيسَ مِنكُم مِن أحَدٍ إلّا مالُ وارِثِهِ أحَبُّ إلَيهِ مِن مالِهِ؛ مالُكَ ما قَدَّمتَ، ومالُ وارِثِكَ ما أخَّرتَ. ۱
سنن النسائىـ به نقل از عبد اللّه ـ: پيامبر خدا فرمود: «از شما كسى هست كه مالِ وارثش براى وى دوست داشتنى تر از مال خودش باشد؟». گفتند: اى پيامبر خدا! از ما كسى نيست، جز اين كه مال خودش براى وى دوست داشتنى تر از مال وارثش است. پيامبر خدا فرمود: «بدانيد كه از شما كسى نيست، جز آن كه مال وارثش براى وى دوست داشتنى تر از مال خودش است؛ [زيرا]مال تو، آن است كه پيش مى اندازى (پيش از مرگت انفاق مى كنى) و مال وارثت آن است كه پس مى اندازى (پس از خود بر جاى مى گذارى)».
۱.. سنن النسائي: ج 6 ص 237 وراجع الأمالي للطوسي: ص 519 ح 1141.
الأدب المفرد عن قيس بن عاصم السعديّ:أتَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: هذا سَيِّدُ أهلِ الوَبَرِ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، مَا المالُ الَّذي لَيسَ عَلَيَّ فيهِ تَبِعَةٌ مِن طالِبٍ ولا مِن ضَيفٍ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ: نِعمَ المالُ أربَعونَ، وَالكَثرَةُ سِتّونَ، ووَيلٌ لِأَصحابِ المِئينَ! إلّا مَن أعطَى الكَريمَةَ، ومَنَحَ الغَزيرَةَ، ونَحَرَ السَّمينَةَ؛ فَأَكَلَ وأطعَمَ القانِعَ وَالمُعتَرَّ. قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما أكرَمَ هذِهِ الأَخلاقَ! لا يُحَلُّ بِوادٍ أنَا فيهِ مِن كَثرَةِ نَعَمي. فَقالَ: كَيفَ تَصنَعُ بِالعَطِيَّةِ؟ قُلتُ: اُعطِي البَكرَ واُعطِي النّابَ. قالَ: كَيفَ تَصنَعُ فِي المَنيحَةِ؟ قالَ: إنّي لَأَمنَحُ المِائَةَ. قالَ: كَيفَ تَصنَعُ فِي الطَّروقَةِ؟

الأدب المفردـ به نقل از قيس بن عاصم سعدى ـ: نزد پيامبر خدا رفتم. فرمود: «اين، مهترِ باديه نشينان است». گفتم: اى پيامبر خدا! چيست آن مالى كه مرا در آن، [گناه و] مجازاتى از بابت نيازمند و ميهمانى نخواهد بود؟ پيامبر خدا فرمود: «مال خوب، چهل بخش است و افزون بر آن، شصت بخش؛ و واى بر دارندگان مالِ صدها بخشى، مگر آن كه بخش گرامىِ مالش را بخشش كند، افزون را انفاق نمايد، حيوان فربِهش را قربانى نمايد، و [هم]خود بخورَد و [افراد]قناعت پيشه و دريوزه گر را [نيز] بخورانَد!». گفتم: اى پيامبر خدا! چه خوش است اين اخلاق. در سرزمينى كه من ساكنم، از فراوانىِ چارپايان، جاى سكونت برايم نمانده است. فرمود: «چگونه بخشش مى كنى؟». گفتم: شتر جوان را و [نيز] شتر سالدار را مى بخشم. فرمود: «ماده شتر يا ميش را

۱.. الأدب المفرد: ص 280 ح 953؛ الأمالي للسيّد المرتضى: ج 1 ص 72 نحوه.
الإمام زين العابدين عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ في آخِرِ خُطبَتِهِ: طوبى لِمَن طابَ خُلُقُهُ، وطَهُرَت سَجِيَّتُهُ، وصَلُحَت سَريرَتُهُ، وحَسُنَت عَلانِيَتُهُ، وأنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ، وأمسَكَ الفَضلَ مِن قَولِهِ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله در پايان خطبه اش مى فرمود: «خوشا بر آن كه اخلاقش خوش، سرشتش پاك، باطنش به سامان، و آشكارش نيك باشد، افزونىِ مالش را انفاق كند، از سخنِ زياده در گذرد، و از درون خويش با مردم انصاف ورزد!».
۱.. الكافي: ج 2 ص 144 ح 1 عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج 69 ص 400 ح 94 وج 75 ص 30 ح 22.
صحيح مسلم عن أبي سعيد الخدريّ:بَينَما نَحنُ في سَفَرٍ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، إذ جاءَ رَجُلٌ عَلى راحِلَةٍ لَهُ، فَجَعَلَ يَصرِفُ بَصَرَهُ يَمينا وشِمالاً، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «مَن كانَ مَعَهُ فَضلُ ظَهرٍ فَليَعُد بِهِ عَلى مَن لا ظَهرَ لَهُ، ومَن كانَ لَهُ فَضلٌ مِن زادٍ فَليَعُد بِهِ عَلى مَن لا زادَ لَهُ». فَذَكَرَ مِن أصنافِ المالِ ما ذَكَرَ، حَتّى رَأَينا أنَّهُ لا حَقَّ لِأَحَدٍ مِنّا في فَضلٍ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: در حال سفر با پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم كه مردى سوار بر مَركبى آمد و به سوى راست و چپ، چشم گردانيد. پيامبر خدا فرمود: «هر كس مَركبى افزون دارد، به آن كه مَركب ندارد، برسانَد؛ و هر كه توشه اى افزون دارد، به آن كس كه توشه ندارد، بدهد». و از گونه هاى مال، چندان ذكر كرد كه ما دريافتيم هيچ يك از ما را در مال افزونش، حقّى نيست.
۱.. صحيح مسلم: ج 3 ص 1354 ح 18.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئلَ عَن أرضٍ مِن ثِمغٍ ـ: اِحبِسْ أصلَها وسَبِّلْ ثَمَرَتَها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال درباره زمينى در ثَمْغ ۲ ـ: اصل آن را وقف كن و ميوه (حاصل) آن را [براى كسانى كه وقف آنها كرده اى] وا بگذار.
۱.. كنز العمّال: ج 16 ص 634 ح 46150 نقلاً عن ابن جرير عن ابن عمر.
۲.. منطقه اى نزديك مدينه.
الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام:إنَّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ برَجُلٍ يَغرِسُ غَرسا في حائطٍ لَهُ فوقف عليه، فقالَ: ألا أدُلُّكَ على غَرسٍ أثبَتَ أصلاً وأسرَعَ إيناعا وأطيَبَ ثَمَرا وابقى انفاقا؟ قالَ: بلى فِداكَ أبي واُمّي يا رسولَ اللّهِ. فقال: إذا أصبَحتَ وأمسَيتَ فقُلْ: «سُبحانَ اللّهِ والحَمدُ للّهِ ولا إلهَ إلّا اللّهُ واللّهُ أكبَرُ» فإنّ لكَ بذلكَ إن قُلتَهُ بكُلِّ تَسبيحَةٍ عَشرَ شَجَراتٍ في الجَنَّةِ من أنواعِ الفاكِهَةِ، وهُنَّ مِن الباقِياتِ الصّالِحاتِ. قال: فقالَ الرّجُلُ: اُشهِدُكَ يا رسولَ اللّهِ أنَّ حائطي هذه صَدَقَةٌ مَقبوضَةٌ على فُقَراءِ المُسلمينَ مِن أهلِ الصُّفَّةِ، فأنزَلَ اللّهُ تباركَ وتعالى: «فأمّا مَنْ أعْطى واتَّقى * وصَدَّقَ بِالحُسْنى *

امام باقر عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به مردى برخورد كه در باغ خود، مشغول كاشتن نهالى بود. به او فرمود: «آيا تو را به نهالى راه نمايى نكنم كه ريشه اش محكم تر باشد و زودتر به بار نشيند و ميوه اش خوش مزه تر و پاكيزه تر باشد؟». گفت: چرا، پدر و مادرم فدايت، اى پيامبر خدا! فرمود: «هر گاه صبح و شبِ خود را آغاز كردى، بگو: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر؛ زيرا اگر اين جمله را بگويى، براى هر تسبيحى، ده درخت از ميوه هاى گوناگون در بهشت خواهى داشت و اينان از باقيات الصالحات (نيكى هاى ماندگار) هستند». مرد گفت: اى پيامبر خدا! شاهد باش كه من اين باغم را وقف مسلمانان تهى دست اهل صُفّه كردم. در اين هنگام، خداوند ـ تبارك و تعالى

۱.. الأمالي للصدوق: ص 270 ح 298 عن ضريس الكناسي، بحار الأنوار: ج 103 ص 182 ح 4.
عنه عليه السلام:إنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ في جَيشٍ فأدرَكَتهُ القائلَةُ وهُو ما يَلي اليَنبُعَ، فاشتَدَّ علَيهِ حَرُّ النَّهارِ فانتَهَوا إلى سَمُرَةٍ فعَلَّقوا أسلِحَتَهُم علَيها وفَتَحَ اللّهُ علَيهِم، فقَسَّمَ رسولُ اللّهِ مَوضِعَ السُّمَرَةِ لِعَليٍّ في نَصيبِهِ. قالَ: فاشتَرى إلَيها بَعدَ ذلكَ، فأمَرَ مَملوكِيهِ أن يَفجُروا لَها عَينا، فخَرَجَ لَها مِثلُ عَينِ الجَزُورِ، فجاءَ البَشيرُ يَسعى إلى عليٍّ يُخبِرُهُ بالّذي كانَ، فجَعَلَها عليٌّ صَدَقَةً فكَتَبها: «صَدَقَةٌ للّهِ تعالى يَومَ تَبيَضُّ وُجوهٌ وتَسوَدُّ وُجوهٌ، لِيَصرِفَ اللّهُ بها وَجهي عَنِ النّارِ، صَدَقَةٌ بَتَّةٌ بَتْلَةٌ في سَبيلِ اللّهِ تعالى، لِلقَريبِ والبَعيةِ ۱، في السِّلمِ والحَربِ، واليَتامى

امام باقر عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله با سپاهى بيرون رفت و نيم روز، به نزديك يَنبُع رسيد. گرماى شديد ظهر، ايشان را مى آزرد. پس به درخت مُغيلانى رسيدند و سلاح هاى خود را به آن آويختند. خداوند [در اين جنگ،] فتح و پيروزى نصيب آنان فرمود و پيامبر صلى الله عليه و آله محلّ آن درخت را سهم على عليه السلام [از غنايم] قرار داد. على عليه السلام بعدا مقدار ديگرى از آن زمين را خريد و به سهم خود افزود و به غلامانش دستور داد براى آن اراضى، چاه آبى حفر كردند و آب، مانند [خونِ]گردن شتر، فوران كرد. يك نفر به طرف على عليه السلام دويد و اين خبر را به وى مژده داد. على عليه السلام آن را صدقه قرار داد و چنين نوشت: «اين، صدقه اى است براى خداوند متعال به خاطر روزى كه در آن، عدّه اى روسپيد و عدّه اى

۱.. الظاهر: «للقريب والبعيد».
۲.. كنز العمّال: ج 16 ص 636 ح 46158 نقلاً عن ابن جرير.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷